دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ - 17 Jun 2019
تاریخ انتشار :
دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶ / ۱۳:۲۸
کد مطلب: 42874
۰

روانشناس مقیم آمریکا:از کشورهایی که کاهش مصرف مواد مخدر داشته اند الگو بگیریم

روانشناس مقیم آمریکا:از کشورهایی که کاهش مصرف مواد مخدر داشته اند الگو بگیریم
به گزارش ایرنا، مریم السادات مجد محقق و نویسنده در حوزه روانشناسی اعتیاد است که نزدیک به 20 سال در این حوزه در دانشگاههای آمریکا و ایران فعالیت تحقیقاتی داشته است.
از او پنج جلد کتاب به عنوان دستورالعمل های مقدماتی برای مشاوران و همچنین دایره المعارف دستورالعمل های تحقیقاتی و تخصصی اعتیاد آمریکا انتشار یافته است.

او سابقه تدریس در دانشگاه و همچنین پزشکی قانونی آمریکا دارد که به واسطه این اقدام، 200 مورد تحقیقاتی به دست آمده است. از این رو با او به گفت و گو نشستیم تا از یافته های علمی مبارزه با مواد مخدر و درمان معتادان بشنویم.
او با شعار مردمک چشم انسان ها متفاوت است، می گوید که درمان هر فردی منحصر به فرد است و نمی توان یک نسخه ثابت برای درمان همه معتادان ارائه داد.

دستیابی به اطلاعات روز، استفاده از تحقیقات کشورهایی که موفق به کاهش سوء مصرف مواد مخدر شده اند، پرهیز از جدال بین دستگاه ها و ضرورت همگرایی اجتماعی و سازمانی برای مبارزه با مواد مخدر، تفاوت الگوی مصرف در میان معتادان ایرانی و آمریکایی، تازه های دارویی و مشکلاتی که در درمان بیماران معتاد وجود دارد، بخش های دیگر این گفت و گو است که در زیر مشروح آن را می خوانیم:

پرمصرف ترین مواد مخدر در آمریکا چیست چه تفاوتی با الگوی مصرف در ایران دارد؟
در آمریکا داروهای تجویزی، پرمصرف ترین است و حدود 70 درصد را تشکیل می دهد که با نسخه دریافت و مصرف می شود. در ایران با توجه به اطلاعاتی که دارم، بعضی ها می گویند ماری جوانا در رتبه اول قرار دارد و برخی هم معتقدند که اپیوم رتبه نخست را دارد.
در آمریکا آن چه که بسیار به شکل سنتی اتفاق می افتد و از اول هم بوده است، ماری جوانا است و در ایران مساله سنتی آن اپیوم بوده است که مدتی هم به صورت نسخه بین مردم توزیع می شد.
در برخی ایالات آمریکا، مساله ماری جوانا به صورت قانونی مصرف می شوند. متاسفانه به جای این که فرهنگ خود را ادامه دهیم و از تهاجم کانابیس ها جلوگیری کنیم، نه تنها ماری جوانا را اضافه کردیم که اپیوم خودمان هم هست.


اشاره کردید در آمریکا مواد مخدر به صورت نسخه به فروش می رسد، آیا این ها موادمخدر شیمیایی و صنعتی است یا مواد مخدر سنتی است؟
پزشکان به افرادی که افسردگی دارند یا مشکلات دیگری دارند تجویز می کنند و داروخانه ها به شکل دارو در اختیار مردم قرار می دهند.

در این صورت به این ها معتاد نمی توان گفت
چرا این ها هم جزو معتادان هستند، چون اکثر این داروها آرام بخش هستند و در دسته داروهای اعتیاد آور هستند. البته توجه داشته باشید که بخش های مختلف مغز به هر یک از این مواد مخدر جداگانه جواب می دهند. یعنی برای برطرف کردن اپیوم نمی توان از ماری جوانا استفاده کرد چون محل تخدیر کننده این دو، متفاوت است و هیچ کدام درمان دیگری نیست.


تفاوت مصرفی که در کشورهای غربی و ایران، جدای از تقلید در مصرف ماری جوانا ایجاد شده است، آیا به دلیل دسترسی سخت تر غرب به اپیوم نیست؟
نخستین کادویی که به کریستف کلمب داده شد، توتون بود که یکی از سرخ پوستان هدیه داد. از شروع کشت توتون، ماری جوانا یک گیاه طبیعی درکنار آن بود. در ایران، از همان اول کاشت تریاک در ماهان کرمان را داشتیم. این مصرف به شکل فرهنگی مطرح است.تریاک شکلی است که مردم ایران از قدیم با آن آشنا هستند و شاید برای خیلی ها عادی باشد.
ماری جوانا هم به فرهنگ آمریکایی ها بر می گردد. در کنار توتون و تنباکو، ماری جوانا هم بود و به عنوان کادوی خطرناک به آمریکایی ها هدیه داده شد. بنابر این همه این مصرف ها ریشه فرهنگی دارد.


عمده واردات مواد مخدر آمریکا از کجاست؟
هر کشوری با توجه به مناسبات جغرافیایی و فرهنگی برای داد و ستد مواد مخدر و حتی گرایش های مردم تفاوت دارد. در اینجا تمایل ها به سمت کانابیس ها و داروهای آرام بخش است. بنابر این از مناطق اطراف آمریکا تغذیه می شوند و در ایران هم افغانستان همسایه اصلی است که تناژ خیلی بالایی را تولید وسعی می کنند به منطقه خاورمیانه پخش کنند که البته ایران به خاطرجمعیت بالا، مصرف بیشتری هم دارد. همه نواحی که جمعیت زیادی دارند در معرض مواد مخدرند. مهم این است که اطلاع رسانی مردم نسبت به این مواد و شرایط پیشگیری آن ها مهیا باشد. اگر مردم اطلاع کافی نداشته باشند، مسلما کنترل پذیر نخواهد بود.


آیا خود آمریکا عزم جدی برای مبارزه با مواد مخدر دارد؟ آمارهای اخیر تقریبا روند رو به رشد مصرف مواد مخدر در آمریکا را نشان می دهد؟
ریشه فرهنگی داریم، این ریشه بر پایه تمدن سالم است به همین دلیل است که می گویم اگر اطلاع رسانی درست باشد، با کاهش همراه خواهیم بود. آمریکا ریشه فرهنگی ندارد و کشور سرمایه گذاری است. اگر در آمریکا زندگی کنید، می بینید مهم ترین موضوع سرمایه گذاری است. صد در صد دولت آمریکا نمی تواند در موضوع نزول اقتصادی در کشور شرکت کند، می خواهد از هر وسیله ای برای بالارفتن اقتصاد استفاده کند. اگر این ها می خواستند جلوی خیلی از مسایل را بگیرند، جلوی داروهای تجویزی را می گرفتند.
در کانادا مراکزی تاسیس کردند که از طریق شرکت های دارویی و آموزش سعی می کنند مواد مخدر را کنترل کنند اما این بحث در آمریکا و بعضی کشورهایی که سرمایه گذاری های بالایی صورت گرفته، متوقف شده است. حتی اگر کسی بخواهد کار تحقیقاتی را آغاز کند، می بینیم در بعضی جاها همیشه تکرار صورت می گیرد و آن هم روش های قدیمی که در کاهش سوء مصرف تاثیری نخواهد داشت.


یعنی صاحبان ثروت مانع این موضوع هستند؟
نظری جریان دارد که شرکت های دارویی که از اول مواد شیمیایی تولید کردند همچون داروهای تجویزی، با ضرر و زیان مواجه نشوند. برخی گیاهان دارویی وجود دارند که به صرفه نیست. علت اصلی این که برخی موارد را اصلا دنبال نمی کنند، این مساله می تواند باشد و خود آن ها هم معتقدند که شرکت های داروسازی زیر بار کمک نمی روند. به خصوص درباره داروهای طبیعی، چون شرکت های دارویی تحت ثبت داروی جدید شیمیایی می توانند سودآوری کنند اما درباره داروهای طبیعی چنین موضوعی امکان پذیر نیست.


آماری از معتادان آمریکا دارید؟
بله وجود دارد، من دو جلد کتاب نوشتم که ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران حق چاپ آن را دارند و به زودی هم منتشر می شود که تمام موارد از سال 60 تا امسال به طور کامل در ان وجود دارد. حتی پاسخ همه این سوالات هم در آن ها داده شده است.
اسم کتاب دستورالعمل های مقدماتی مشاوران اعتیاد است. مهم ترین موضوع در یک کشور اطلاع رسانی است.سعی کردم برای کسانی حتی همچون دانشجویان ارشد و دکترا که می خواهند وارد این عرصه شوند اطلاعات صحیحی ارائه دهند. در کتاب سوم به کشورهایی پرداخته ام که توانسته اند با کاهش مواد مخدر، نیروی انسانی و اقتصاد را بهبود بخشند. آخرین بحثی را که شنیدم متوجه شدم که در داخل ایران اکثرا درباره کاهش مصرف مواد مخدر دربرخی از کشورها که تا 50 درصد هم رسیده اطلاعی ندارند و به طور کلی نگاه می کنند.
ما باید به کشورهایی توجه کنیم که با کاهش مصرف مواجه هستند. در کنار همه سازمان ها به جای این که با هم مجادله کنیم، علم و اطلاعات کشورهایی که کاهش مصرف داشته اند را به دست آوریم تا در 15 سال آینده به این هدف دست یابیم.
همه دستگاه ها در ایران تلاش می کنند و واقعا هم نمی توان این تلاش ها را نادیده گرفت اما اگر مسایل علمی و نادانسته هایی که مربوط به دانشمندان است را به سازمان ها منتقل کنیم، جواب بهتری می گیریم.
من فکر می کنم به جای این که با یکدیگر بحث کنیم و تقصیر را به گردن هم بیندازیم، بهتر است روش های علمی را از کشورهایی اقتباس کنیم که کاهش مصرف داشته اند و در کنار هم به پیش برویم.


نمونه این کشورها کدامند؟
کشورهایی را دارم که از سال 2000 به این سو، با کاهش 50 درصدی مصرف مواد مخدر همراه بودند. کشور پرتغال مساله دادگستری را برای کسانی که سوء مصرف دارند، حذف کرده اند. یعنی به این ها سوء پیشینه تعلق نمی گیرد تا بعدا بتوانند جذب بازار کار شوند.
وقتی معتادان از زندان آزاد می شوند، باید بتوانند شغل بگیرند و در مراکز استخدام شوند، متاسفانه وقتی شغل نداشته باشند، به سمت شغل های کاذب می روند و این مساله سوء پیشینیه هم برایشان معضلی است.
در خود آمریکا هم این گونه است که چون سوء پیشینیه دارند نمی توانند کار کنند، همین مساله باعث می شود دوباره به سوء مصرف پناه بیاورند و جذب باندهای تبهکاری شوند.

در کنار سیاست گذاری ها و برخوردهای علمی، بعد هزینه درمان اعتیاد هم بسیار مهم است. بالابودن هزینه درمان و همچنین بیمه نبودن آن ها مانعی برای مراجعه معتادان برای ترک اعتیاد است. چه راه کم هزینه ای وجود دارد؟ بهترین چیز برای یک معتاد این است که برنامه ریزی داشته باشد. یعنی به یک معتاد دو مساله خیلی کمک می کند، یکی ارتباطات با محیط اطراف و احترامی که توسط خانواده و اجتماع دارد که مستقیم به کاهش مصرف برمی گردد و مساله دیگر، پشتیبانی و حمایت از منعتاد در همه اقشار جامعه ای است که زندگی می کند.
اگر معتاد درک شود، بسیار کمک کننده است، برنامه و تشخیص درمان آن اهمیت دارد. شعار ما این است که مردمک چشم انسان ها متفاوت است، شما نمی توانید با یک روش، همه معتادان را درمان کنید، چون سلول های بدنش با دیگری متفاوت است. بنابراین تشخیص تخصصی متخصصان مهم است. یعنی کشور ما به متخصص موادمخدر نیاز دارد که بتواند تشخیص درمان دهد. مهم ترین مساله برای معتادان، تشخیص درست برای درمان است و یک برنامه ریزی درست برای هر معتاد، بسیار کمک کننده است.
اجتماع و سازمان ها برای برنامه ریزی بسیار موثرند. در تحقیقاتی که داشته ام کشورهایی که کاهش مصرف مواد مخدر داشته اند، هرکدامشان با برنامه ریزی سازمانی جلو رفته اند، یعنی فقط یک سازمان همچون مبارزه با مواد مخدر جلو نرفته بلکه همه همچون شهرداری، دادگستری، پلیس و بهزیستی به موازات هم پیش رفته اند. برخوردی که یک پلیس با معتاد دارد بسیار مهم است، در بعضی از کشورها حتی آمده اند به کسانی که کاهش مصرف مواد مخدر داشته اند، تخفیف 50 درصدی یا مجانی هزینه تعمیر وسیله نقلیه را پاداش داده اند. حتی اشتغالزایی کرده اند. این ها بحث هایی علمی است و در این کشورها اتفاق افتاده است.
آیا ما به خلاقیت بیماران مان توجه می کنیم؟ به علایق شان چه؟ به راحتی می توان از نظراقتصادی توسط کسانی که خلاقیت دارند، اشتغال زایی کرد. معمولا در بحث های علمی ایران، به این مسایل توجهی نشده است اما در آن کشورها توجه شده است؛ خلاقیت ها توسعه یافته وبه وسیله آن مساله اشتغالزایی را حل کرده اند حتی در اجتماع با تبلیغاتی که داشته اند باعث جذب این افراد به شغل های متفاوت شده اند.
حتی کسانی که بهبودی نسبی یافته اند، تشویق می شوند تا معتادان دیگر را ترک دهد، یک معتاد زمانی می تواند در ترک ثابت بماند که تشویق بشود تا به دیگران کمک کند.


چه عواملی باعث می شود هیچ یک از شیوه های درمانی همچون طرح متادون یا کمپ های ترک اعتیاد موفق نشود؟
مجد: به خاطر عدم توجه به تفاوت های فردی است. به خاطر این که او دانش کافی ندارد و آموزش ندیده است که بتواند تشخیص دهد هر فردی مشکل اعتیادش از کجاست. وقتی شما پرسشنامه ای را به فرد معتاد می دهید که مطابق مسایل علمی است، متوجه می شوید که فرد نیاز به متادون دارد یا خیر؟ اگر خلاقیت داشته باشد از همان خلاقیت می توانید به ترک سوء مصرفش کمک کنید.
شما ببینید رئیس یک مجموعه تحقیقاتی، یک بیمار را 8 بار ترک داده است. هنوز متوجه نشده است که از نظر تخصصی و تشخیصی این فرد از چه روشی باید ترک کند که جواب بگیرد. ممکن است روشی را تشخیص دهید و ممکن است سه بار هم شکست بخورد اما بعد از آن نتیجه می گیرد اما یک مرکز با تمام تحقیقاتی که دارد، 8 بار به روش های متفاوت برای ترک آزمایش می کند. آن فرد دیگر ترک نمی کند، تشخیص تخصصی در کشور به وسیله آموزش دوره های مختلف انجام می شود، دوره های مختلف روانشناختی جواب می دهد، بعضی وقت ها 60 درصد این دوره ها جواب می دهد، ما باید تفاوت های فردی را در نظر بگیریم. اگر می بینید که کمپ هایی تشکیل می شود برای این است که صاحب کمپ از این روش جواب گرفته است اما دلیل نمی شود که دیگران هم جواب بگیرند.
روزی از یک کمپ درایران دیدن می کردم، معتادی به من گفت شما که معتادنبودید، پس چطوری می توانید مرا درک کنید؟ گفتم سوال بسیار خوبی کردید اگر من معتاد بودم روش تشخیصی که تو باید درمان شوی را نمی دانستم، چون به روشی که خودم از آن استفاده کرده بودم، تعصب داشتم اما الان به عنوان یک متخصص کلی می بینم و مشکلات تو را پیدا می کنم.
یک معتاد وقتی می خواهد شروع به ترک سوء مصرف کند باید برنامه ریزی داشته باشد و خودش هم بخواهد. باید این فرهنگ مرسوم شود که افراد بخواهند ترک کنند. اطلاع رسانی نسبت به کارهایی که انجام می دهند ضروری است، باید معتاد بداند که برای چه باید ترک کند. بعد باید پرسشنامه پر کند، پس از آن که 80 درصد اطلاعات را می گیریم. به متخصص های مختلف و متناسب به آسیب هایی که به بدن معتاد وارد شده است، ارجاع می دهیم.
یک روانشناس با مشورت با متخصص اعصاب و روان می تواند به تشخیص کامل برسد تا 8 بار بیمار را مورد تهاجم درمان های متفاوت قرار ندهیم. ما با آموزش صحیح باید بیماری اعتیاد را از بیماری های ژنتیکی تفکیک کنیم. باید علت گرایش بیماران به اعتیاد را پیدا کنیم. بعضی ها به علت بیماری هایی همچون بیش فعالی و اسکیزوفرنی برای درمان مشکلاتشان به مصرف مواد مخدر روی می آورند، این ها باید تحت درمان قرار بگیرند و متفاوت است با کسی که فقط مشکل اعتیاد دارد.
شخصی که از نظر ژنتیکی مشکل دارد تنها با درمان های روانشناختی قادر به درمان او نخواهیم بود. فرد باید از نظر تخصصی بتواند درمان را تشخیص دهد، برای هر فردی هم متفاوت است.

آیا برای یک فرد درمان قطعی وجود دارد؟
بله

پس دلایل بازگشت معتادان به مصرف چیست؟
خیلی ها درمان را شروع می کنند اما این ها تحت یک برنامه ریزی صحیح قرار داده نمی شوند. وقتی که یک مریض، درمان را شروع می کند، شغل ندارد، جامعه پذیرش ندارد، خانواده نمی داند چگونه آسیب های قبلی را جبران کند، خانواده آموزش ندیده و سرزنش ها ادامه می یابد. امکانات جامعه در اختیارش قرار نمی گیرد، گذشته از این از کجا بداند که اصلا از همان روش درست ترک کرده است، من دیدم که زن 24 ساله در مرکز متادون درمانی عقیم شده بود و تمایلات خود را از دست داده بود.
فقط متخصص مواد مخدر است که می تواند درباره درمان تصمیم درست بگیرد. یک معتاد تا آخر عمرش باید هر لحظه آماده باشد که در شرایطی قرار نگیرد که به سوء مصرف بازگردد.
عده ای با درمان دیگران خودشان را سالم نگه می دارند و سبک زندگی آن ها عوض شده است. ما می خواهیم بازگشت نکنند و زندگی آن ها هم تغییر نکند، این امکان پذیر نیست. باید آن ها را تعلیم داد، حتی خودشان هم کافی نیستند اگر خانواده و جامعه، آن ها را حمایت نکند، ممکن است خودشان بخواهند ترک کنند و به مرحله آخر رسیده باشند، اما درصد بازگشت زیاد است.
بنابراین اطلاع رسانی به جامعه ای که این ها در آن زندگی می کنند، خانواده ها و برنامه ریزی صحیح، تشخیص تخصصی مواد مخدر برای درمان ها که تنها باپرورش متخصصان امکان پذیر است، اهمیت دارند. در تمام کشورهایی که بیش از 50درصد کاهش مصرف داشته اند همچوون برزیل، کانادا، نیوزلند، پرتغال و برخی کشورهای آفریقایی، از هر نظر بررسی ها را شروع کردند. هنوز ما در زمینه دارویی اطلاعی نداریم.
من روانشناس هستم اما وقتی بررسی کردم، دیدم گیاه دارویی هم وجود دارد که اگر یک بار مصرف شود، معتاد دوباره بازگشت نخواهد کرد. ما اصلا آن را نمی دانیم.
در ایران چنین چیزی را در هیچ شرکت داروسازی اصلا مطرح نشده است به خاطر این که اصلا نمی دانند، اگر بخواهیم اطلاعات مان را به کشور برسانیم، نیازمند حمایت هستیم که این طلاعات را به آن ها برسانیم و آن ها هم برنامه ریزی های صحیحی داشته باشند.
فردی چون من، به تنهایی سرمایه گذاری کردم و اطلاعات خودم را به دانشجویانم منتقل می کنم اما افراد دیگر این توان را ندارند تا از سراسر جهان اطلاعات کسب کنند، بنابراین چگونه انتظار داریم که بدانند و وقتی که ندانیم هم مسلما اقدامی انجام نمی دهیم.


درباره این دارو توضیحاتی ارائه کنید
یک داروی گیاهی است که در قدیم در غرب آفریقای مرکزی بوده است. البته من چیزی را تایید یا تکذیب نمی کنم، من یک محقق هستم و هرچه که مربوط به درمان مواد مخدر باشد را پیگیری می کنم. این گیاه از درمان های رادیکال است البته مثل متادون نیست. این گیاه به تازگی مورد توجه قرار گرفته است. تا الان به هروئین، کوکائین و الکل جواب داده است.
الان در کانادا استفاده می شود و در کشورهایی هم همچون برزیل از این گیاه استفاده شده است. این گیاه طبیعی و کمیاب است البته به صورت گلخانه ای می توان پرورش داد اما به خاطر این که شیمیایی نیست شرکت های دارویی امریکا زیربار آن نرفتند. کسانی که تحقیق کردند، متوجه شدندکه این گیاه خود یک آلکالوئید است اما جنبه های مادی پرورش گیاه باعث کم توجهی به آن شده است.
ایبوگائین به این شکل تاثیر می گذارد که نخست اثر متابولیک داشته و در مغز بلوکی ایجاد می شود که از وسوسه جلوگیری می کند، نشانه ها را بلافاصله پاک می کند ومعتاد رابه مرحله قبل ازاعتیاد می رساند، معمولا یک بار یادوبار مصرف می شود. در برخی افراد که ایبوگائین مصرف کرده اند پس از سه تا 6 ماه دیگر به سراغ مصرف مواد مخدر نرفته اند. من دیده ام که در درمان اپیوم و الکل جواب داده است اما درباره مواد مخدر شیمیایی چنین اثری، خفیف بوده است.
این کار نیازمند سرمایه زیادی است و دولت آمریکا هم برایش مقرون به صرفه نبود که از یک ماده طبیعی استفاده کند.


شیوه مصرف این دارو چگونه است؟
در کانادا به صورت دارویی حتی قرص استفاده می شود. در دهکده ای در دانمارک هم آزمایش شد که پاسخ، مثبت بوده است. ایبوگائین به نورو بیوگائین تبدیل می شود که برای افزایش سروتونین در مغز عمل می کند ولی با بعضی داروهای دیگر نباید همزمان مصرف شود و همه این ها باید زیر نظر متخصص باشد.
تعجبم این است که شرکت های دارویی ایران چرا به این سمت نیامده اند؟ البته شاید هزینه بر بودن این دارو عاملی برای پرهیز ورود شرکت های داروسازی باشد.


آیا این دارو خود اعتیاد آور است؟ آیا معتاد باید مداوم این دارو را مصرف کند؟
خیر؛ اعتیاد آور نیست. یک یا دو بار معتاد زیر نظر متخصص مصرف می کند. این دارو در برزیل، نیوزلند، پرتغال استفاده شده است و حدود 60 درصد نتیجه داده است. البته این کشورها فقط از طریق دارو اقدام نکرده اند و همه سازمان ها دخالت کرده اند، شاید فرد به ایبوگائین اصلا جواب ندهد اما باید تشخیص دهیم که درمان یک فرد از چه طریقی باید باشد و این به عکس العمل هر فرد برمی گردد.


به لحاظ قانونی کشت و نگهداری ایبوگائین چگونه است؟
در آمریکا ممنوع است، چون اگر این آزاد شود، شرکت های دارویی ضرر می کنند. برای استفاده از یک دارو باید متخصص و سرمایه وجود داشته باشد، دز آن تخمین زده شود، اگر به شکل ناهمگون بخواهیم تخمین دز دارویی بزنیم، به قلب و مخچه صدمه می زنیم و استفاده ناهمگونی از آن به دست می آید.
در آمریکا باید میلیاردها دلار هزینه می کردند که این دارو چگونه باشد که به بافت های بدن آسیب نزند؛ گفتم که متادون در نیوزلند کشته می داد. ایبوگائین هم منجر به کشته شدن یک نفر شد و البته به دلیل استفاده نادرست آن بود. این موضوع باعث شد که این دارو ممنوع شد.
درباره ممنوعیت کاشت آن اطلاعی ندارم اما درباره مصرف محدودیت وجود دارد، سازمان بهداشت جهانی استفاده از آن را آزاد گذاشته است و حتی در آمریکا هم مجوز داده شد اما چون پول نداشتند، ادامه ندادند و دیدند که یک بار مصرف این دارو، بیمار سوء مصرف را کنار گذاشت.
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

در مغز یک بیمار روانی دقیقا چه خبر است؟
دخانیات و الکل از علل اصلی سرطان‌های دهان
پروانۀ سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره: چی، چرا، چگونه (1)
همه آنچه درباره کبد چرب باید بدانید
برای کشتی های ساکن، موج های دریا تصمیم می گیرند!