يکشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۸ - 15 Sep 2019
تاریخ انتشار :
شنبه ۲۹ تير ۱۳۹۸ / ۱۲:۳۸
کد مطلب: 47757
۰

عشق پرماجرای دختر پولدار به پیک موتوری

سرقت در مهمانی چندی قبل پسر جوانی با حضور در اداره پلیس از ماجرای به سرقت رفتن خودروی لوکس اش در یک مهمانی شبانه خبر داد.

پسر جوان که هنوز باور نداشت خودرویش به سرقت رفته است، گفت: به یک مهمانی شبانه دعوت شده بودم، همراه نامزدم به آن جا رفتیم و در این مهمانی چند تن از دوستان قدیمی‌ام نیز حضور داشتند که با هم سرگرم صحبت بودیم، مهمانی تا نیمه های شب ادامه داشت و خیلی خوشحال بودم که در این مهمانی هستم.

وی افزود: در مهمانی چند دختر و پسر جوان دیگر نیز حضور داشتند که شناختی از آن ها نداشتم، ساعت 12 شب بود که مهمان‌ها یکی پس از دیگری از خانه خارج شدند و من چون با صاحبخانه دوست بودم تا صبح روز بعد در آن جا ماندم تا این که ساعت 11 صبح از خانه خارج شدم تا سوار بر خودروی گران قیمتم به خانه بروم اما خبری از خودرویم نبود.

امین ادامه داد: شوکه شده بودم هر چه در کیف دستی‌ام دنبال سوئیچ خودرو گشتم اثری از آن نبود،همان جا بود که متوجه شدم سرقت از سوی یکی از مهمان ها بوده است. تجسس های پلیسی به این ترتیب تیمی از ماموران برای تحقیقات پلیسی وارد عمل شدند و در گام نخست فهرستی از کسانی که در این مهمانی حضور داشتند پیش روی پلیس قرار گرفت. ماموران ابتدا در میان اسامی به سراغ پسران غریبه که در آن مهمانی شبانه حضور داشتند رفتند و همگی آن ها تحت تحقیق قرار گرفتند و مشخص شد که همه آن ها شب سرقت با خودروهای خودشان به مهمانی آمده اند و از ماجرای سرقت بی اطلاع هستند.

در گام بعدی تیم پلیس دختران حاضر در مهمانی را مورد تحقیق قرار داد اما هیچ سرنخی به دست نیامد و این در حالی بود که همه افراد حاضر در مهمانی از جوان‌های پولدار بوده و همه با خودروهای لوکس خود به آن جا رفته بودند. یک پرونده معمایی پیش روی ماموران قرار داشت تا این که خودروی سرقتی پس از یک ماه در کنار خیابان به صورت رها شده پیدا شد. سرقت های مشابه ردیابی‌های پلیسی ادامه داشت و ماموران از سرقت چند خودروی لوکس دیگر مطلع شدند و با توجه به مرموز بودن این پرونده، تحقیقات به صورت علمی آغاز شد. ماموران در این شاخه از کاوشگری‌ها پی بردند که خودروهای سرقتی پس از مدتی در کنار خیابان رها می شوند و هیچ سرقتی از داخل خودروها نمی شود و تنها در تعدادی از خودروها آثار تصادف وجود دارد.

ردپای یک دختر ماموران تحقیقات را آغاز کردند و متوجه شدند که در همه این سرقت‌ها یک دختر جوان در همه مهمانی ها حضور داشته است و فرضیه سرقت از سوی این دختر شیک پوش پیش روی ماموران قرار گرفت. الناز که در یک خانه اعیانی زندگی می‌کرد وقتی سوار بر خودروی لوکس اش از خانه خارج شد از سوی ماموران دستگیر شد.

او در ابتدا خود را بی گناه می‌دانست اما وقتی در گوشی تلفن همراهش تصاویر او همراه با چند خودروی سرقتی مشاهده شد به ناچار لب به سخن باز کرد. اعترافات عجیب الناز 25 ساله در اعترافاتش ادعا کرد که هیچ نیازی به پول ندارم و خانواده‌ام از نظر مالی مرا تامین می کنند و تنها به دنبال هیجان بودم که تصمیم گرفتم خودروها را سرقت کنم.

وی افزود: ابتدا برای این که بتوانم به راحتی خودروها را سرقت کنم با نزدیک شدن به صاحبان خودروها و فریبکاری در یک لحظه سوئیچ خودروهایشان را سرقت می‌کردم و قبل از این که همه مهمان ها خارج شوند از خانه بیرون می‌آمدم و سوئیچ را به پسر جوانی که از دوستان قدیمی ام است می‌دادم و سپس خودم به داخل خانه باز می‌گشتم بعد از سرقت مدتی با خودروهای سرقتی در خیابان ها دور می زدیم و آن را در کنار خیابان رها می کردیم.

همین کافی بود تا ماموران امیرحسین را که یک پیک موتوری بود دستگیر کنند . این جوان ابتدا خود را بی گناه دانست اما وقتی دید دختر مورد علاقه‌اش راز این سرقت‌ها را فاش کرده است به ناچار اعتراف کرد. گفت وگو با دختر هیجانی الناز ادعا می کند به خاطر هیجان دست به دزدی زده است اما در بازجویی ها مشخص شد برای این‌که پسر مورد علاقه‌اش بتواند رضایت خانواده اش را جلب کند دست به سرقت زده تا پدر و مادرش با دیدن پسر جوان با خودروهای لوکس به خواستگاری اش جواب مثبت بدهند.

سابقه داری؟ نه، تا حالا دزدی و خلاف نکرده ام.
الان به چه جرمی دستگیر شدی؟ دزدی.
چرا؟ به خاطر هیجان دست به دزدی زدم و هیچ نیازی به پول ندارم.

شنیدم خانواده ثروتمندی داری؟ بله، خودروی خودم گران تر از همه خودروهاست پدرم وضع مالی خوبی دارد.
فکر می کردی دستگیر شوی؟ نه، چون خودروها را در کنار خیابان رها می کردیم.
با چند خودرو تصادف کردید؟ امیرحسین پشت فرمان بود و وقتی می خواست در جایی پارک کند چون هنوز اندازه خودروها دستش نیامده بود با دیوار یا خودروهای دیگر تصادف سطحی می کرد.

امیرحسین را ازکجا می شناسی؟ در یک مهمانی شبانه با هم آشنا شدیم، ابتدا فکر می کردم بچه پولدار باشد اما بعد از مدتی فهمیدم در یک پیک موتوری کار می کند ولی چون پسر خوب و با معرفتی است به دوستی ام با او ادامه دادم و حتی شاید باور نکنید هیچ وقت نگاه به پول و ثروت پدرم نکرده است تا این که پس از مدتی تصمیم به ازدواج گرفتیم.

خانواده ات با این ازدواج مشکل نداشتند؟ پدرم زیاد مشکل ندارد اما مادرم مخالف بود و می گفت باید خانواده اش در سطح خودمان باشند به همین دلیل تصمیم گرفتم برای این که مادرم راضی به این ازدواج شود راهی پیدا کنم.

و این راه حتما دزدی بود؟ امیرحسین بارها با پیشنهاد من مخالفت کرد ولی وقتی اصرار کردم پذیرفت و قرار شد برای هیجان این کار را انجام بدهیم ولی بعد از دومین سرقت تصمیم گرفتیم هفته ای یک بار امیر حسین با خودروهای لوکس سرقتی به جلوی در خانه مان بیاید و مادرم او را سوار بر خودروهای لوکس ببیند تا شاید نظرش تغییر کند.

بعد از ازدواج مشکلی پیش نمی آمد؟ با پدرم صحبت کردم ولی نگفتم خودروها سرقتی است گفتم این خودروها از دوستان امیرحسین است و قرار شد بعد از ازدواج مدتی این راز را از مادرم پنهان کنیم تا به کمک پدرم شرایط برای ما بهتر شود و این داستان سرایی را برای مادرم فاش کنیم.

پدرت مخالفت نکرد؟ مخالف بود ولی اصرارهای من او را راضی کرد.

خانواده ات راضی به ازدواج شدند؟ مادرم از سوی پدرم متوجه این نقشه شده بود و با من قهر کرد و تصمیم داشتم با امیرحسین فرار کنم اما او مانع تصمیم من شد و سعی داشت خودش را از زندگی من جدا کند تا این که دستگیر شدیم.

امیر حسین در مهمانی های شبانه حضور نداشت؟ امیرحسین را همه دوستانم می‌شناسند و در بیشتر مهمانی ها حضور داشت حتی برای این که کسی به ما شک نکند امیرحسین بعد از سرقت سوئیچ خودروها به بهانه صحبت کردن با تلفن همراه از خانه خارج می شد و دست به سرقت خودرو می زد و خودروی سرقتی را یک کوچه پایین تر پارک می کرد و دوباره به مهمانی باز می گشت.
 
 
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

تشخیص اوتیسم در زنان مشکل‌تر است
قبولی 54 درصدی دختران در کنکور سراسری
افزایش عجیب «سرطان روده» در جوانان
اختلالات اوتیسم سراغ چه کودکی می آید؟
در نهان به آنان دل می بندیم ؛ که دوستمان ندارند و در آشکار از آنان که دوستمان دارند غافلیم شاید این است دلیل تنهایی ما... دکتر علی شریعتی