سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ - 24 Sep 2019
تاریخ انتشار :
يکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۶ / ۱۴:۴۲
کد مطلب: 41022
۲

آثار ایمان به خدا در زندگی

آثار ایمان به خدا در زندگی
پرسش: لطفا در ارتباط با آثار ایمان به خدا در زندگی برایم توضیح دهید.
آنـچـه مـى تواند به انسان آرامش بخشد و اضطراب را از میان بَرَد، ایمان حقیقى به خداوند است. تاثیری كه ایمان به خدا بر فكر و روح انسان می گذارد خود دارای فوائد متعددی می باشد كه بخشی از آنها شامل موارد ذیل می باشد.

كاهش بحران هاى روحى
ایـمـان بـه خـداونـد مـتـعـال، اثـر عـوامـل اضطراب آفرین را از میان مى برد؛ زیرا اوّلاً، دین با دسـتـورهـاى اخـلاقى و تعالیم حیاتبخش خود، آتش حرص و آز و جاه طلبى و ثروت اندوزى را، كه از عوامل اضطراب روحى انسانند، به گونه اى درست فرو مى نشاند و او را به عزّت نفس، مناعت طبع و پرهیزكارى فرامى خواند. ثـانـیـاً، دیـن در سـایـه اعتقاد به معاد و روز رستاخیز، رشته زندگى را به دوران پس از مرگ مـتـصل مى كند و مرگ را دروازه زندگانى جاوید مى داند و از این گذر، به زندگى مادّى بشر، معنا و طراوت مى بخشد و بدین سان ، دومین عامل اضطراب و نگرانى را از میان برمى دارد.

آرامش روحی و روانی:
مراد از آرامش روحی مومن این نیست كه كسانیكه ایمان به خدا دارند با مشكلات مواجه نمی شوند و یا اینكه این افراد به راحتى همه گردنه هاى زندگى را طى می كنند؛ چراكه زندگى انسان همواره مملو از مشكلات، فراز و نشیب ها و موانع است. اما كسانیكه ایمان واقعی به خدا دارند علیرغم همه مشكلاتى كه سر راه آنها وجود دارد با آرامش كامل روحی بدون هیچ ترس و ناراحتی مشكلات را از سر راه خود برداشته و فراز و نشیب هاى زندگى را طى می كنند تا به سر منزل مقصود برسند. و به همین دلیل چنین افرادی هرگز دچار بیماری‏های روحی و روانی كه معمولاً افراد بی ایمان گرفتار آن می‏شوند، نخواهند شد.

انـسـان مۆمن، در مصائب و سختى ها از آرامش روانى برخوردار است؛ زیرا از یك سو همواره خود را داراى تكیه گاهى محكم و پناهگاهى ایمن مى داند و از این احساس ، نیرو و نشاط مى گیرد: ((اَلَّذینَ امَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللّهِ اَلا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)) (رعد (13)، آیه 28) آنـان كـه به خدا ایمان آورده اند و دلشان با یاد خدا آرامش مى گیرد.
آگاه باشید! كه تنها با یاد خدا دلها آرامش مى پذیرد. از سـویـى دیگر، در برابر پیشامدهاى ناگوار، شكیبایى مى كند و پاداش الهى را فراروى خویش مى بیند: ((اِنَّما یُوَفَّى الصّابِرُونَ اَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ)) (زمر (39)، آیه 10) خداوند شكیبایان را بى حساب پاداش مى دهد. دیگر آن كه او این سختى ها را زودگذر مى داند و در انتظار سعادت حتمى و جاودانى به سر مى برد: ((اِنَّ الَّذیـنَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ اَلاّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ اَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتى كُنْتُمْ تُوعَدُونَ)) (فصلت (41)، آیه 30) آنـان كـه گـفـتـنـد: ((پـروردگـار مـا اللّه اسـت .)) و اسـتـقـامـت ورزیـدنـد، فـرشـتگان بر آنان نازل گردند كه نترسیدو غمگین مباشید و مژده باد بر شما بهشتى كه بدان وعده داده مى شدید.
بـنابراین شخص مۆمن در برابر هر پیشامد تلخ و ناگوارى خود را در پناه پناهگاهى ایمن مى بـیـنـد و بـه جـاى پـناه بردن به انواع اعتیاد و دست زدن به جرم و جنایت و خودكشى و یا دچار شـدن بـه بـیـمـارى هـاى روانى، به آن نیروى جاودانه و قادر، پناه مى برد و به پیروزى و رستگارى خویش امیدوار مى گردد: ((وَ مـَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاًَ وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللّهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِكُلِّ شَىْءٍ قَدْراً)) (طلاق (65)، آیات 2 ـ 3) هـر كـس تـقـوا پـیـشـه كـنـد، خـداوند راه هایى به رویش مى گشاید و از جایى به او روزى مى رسـانـد كـه بـه خـیـالش ‍ نـرسـد، و هـر كـس بـه خـدا تـوكـّل كـنـد، خدا براى او كافى است ، كه خداوند، امرش [بر همه عالم ] نافذ است و براى هر چیز قدر و اندازه اى مقرّر داشته است .
اما اینكه چه رابطه ایی بین ایمان به خدا و آرامش انسان وجود دارد آن را باید در ویژگی مومنان جستجو نمود كه در اینجا فقط به چند مورد اكتفا می نمائیم:
اول اینكه: كسانیكه به خدا ایمان دارند؛ او را به عنوان قدرتی بی منتها دوست و یاور خود می دانند كما اینكه خداوند متعال در آیه 257 سوره بقره وعده داده : الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور . خداوند یاور مومنان است و آنها را از تاریكی به روشنایی می برد.
دوم: كسانیكه به خدا ایمان دارند، بر او توكل می كنند زیرا قرآن، سوره طلاق/ 3 مى‏فرماید: وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ هر كس بر خدا توكل كند، خدا او را كافى است.
سوم: كسانیكه به خدا ایمان دارند، نتایج امور را به او واگذار می كنند. افرادیكه به خدا ایمان دارند با تكیه و اعتماد بر خداوند پس از انجام امور نتیجه كارشان را به او واگذار می كنند و اگر آن كار به نتیجه مطلوب نرسیده یقین دارند كه حتما خداوند تنها دوست و یاور آنها می باشد این مساله را به صلاح بنده وی نمی دانسته لذا از این جهت آرامش دارند كه اگر چه كارشان به نتیجه نرسیده اما ضرری متوجه آنها نشده چرا كه حتما خداوند این امر را به صلاح فرد نمی دانسته.
چهارم: كسانیكه به خدا ایمان دارند، به قضای الهی راضی می باشند. پنجم : كسانیكه به خدا ایمان دارند، در برابر امر خدا تسلیم می باشند.

ایمان به خدا سطح خواسته های انسان را ارتقاع می دهد: ایمان به خدا مقاصد و آرمانها و خواسته هایی از ما را كه به حكم طبیعت و غریزه بر محور فردیت و خودخواهی است از ما می گیرد و در عوض مقاصد و آرمانهایی به ما بر محور عشق و علاقه معنوی و روحانی به ما می دهد و در رسیدن انسان به مقاصد و آرمانها و در پیمودن راه بسوی آن مقاصد و اهداف مدد می دهد.


خوش بینى:
یكى از آثار ایمان به خدا، خوش بینى به جهان خلقت و هستى است. ایمان به تلقّى انسان از جهان شكل خاصى مى دهد، به این نحو كه آفرینش را هدفدار و هدف را خیر و تكامل و سعادت معرفى مى كند. طبعاً این طرز تلقّى از جهان دید انسان را نسبت به نظام كلى هستى و قوانین حاكم بر آن خوش بینانه مى سازد.
ایـمـان دینى به
آن علت كه بینش انسان را نسبت به جهان سامان مى دهد، آفرینش را هدفدار و هدف را خـیـر و تكامل و سعادت معرفى مى كند. از این رو، انسان را نسبت به نظام كلّى هستى و قوانین حاكم بر آن خوشبین مى سازد. انـسـان مـۆ مـن در جهان هستى، مانند كسى است كه در كشورى زندگى مى كند كه قوانین و ارزش هاى آن را درست و عادلانه مى داند و به خیرخواهى گردانندگان كشور ایمان دارد و زمینه ترقى و تـعـالى را براى خود و دیگران، فراهم مى بیند و معتقد است تنها چیزى كه ممكن است موجب عقب مـانـدگى او شود سستى و كوتاهى خود اوست.

از نظر چنین شخصى ، هر نقصى كه هست ، از آن جاست كه او و امثال او، وظیفه خویش را انجام نمى دهند. این اندیشه ، او را به نشاط درمى آورد و با خوشبینى و امیدوارى ، به حركت و جنبش وامى دارد. امـا انسان بى ایمان ، نظام هستى و قوانین حاكم بر آن را درست نمى شناسد و آن را به گونه نـادرست توجیه و تفسیر مى كند. از این رو، به نظام هستى با بدبینى مى نگرد. او مانند كسى است كه در كشورى زندگى مى كند كه قوانین و ارزش هایش را نادرست و ظالمانه مى داند. درون چـنـیـن كـسـى ، هـمـواره پـر از حقد و كینه است . او هرگز به فكر اصلاح خود نمى افتد، بلكه گمان مى كند كه سراسر هستى ، ظلم و جور و نادرستى است، و اینك كه چنین است، پس ‍ درستى ذره اى مانند من چه ارزشى دارد. چنین كسى هرگز از جهان ، لذّت نمى برد. جهان براى او همواره مانند یك زندان هولناك است.
قرآن كریم در این باره مى فرماید: ((وَ مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْكاً)) (طه (20)، آیه 124) ؛ هر كس از یاد من روى برتابد، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت .

امیدوارى: فرد با ایمان با ابزار خوش بینى و در پرتو روشن دلى، به نتیجه مطلوب تلاش هاى خود امیدوار است. در منطق فرد باایمان، جهان نسبت به تلاش هاى او بى طرف و بى تفاوت نیست، بلكه دستگاه آفرینش حامى افرادى است كه در راه حق و حقیقت و درستى و عدالت و خیرخواهى تلاش مى كنند.

اطمینان خاطر:
از دیگر فوائد ایمان به خدا اطمینان خاطر است. انسان فطرتا جویای سعادت خویش است و از تصور رسیدن به سعادت غرق در مسرت می گردد و از فكر یک آینده شوم و مقرون به محرومیت لرزه بر اندامش می افتد و سخت دچار دلهره و اضطراب می گردد.
آنچه مایه سعادت انسان می شود دو چیز است: 1- تلاش 2- اطمینان به شرایط محیط.

هدف دار شدن زندگی و نجات از پوچی
:
یكی دیگر از آثار پربركت ایمان به خدا هدفمند بودن در كارهاست. زیرا مومن می‌داند كه به خودی خود به وجود نیامده و خداوندی حكیم او را به صحنه گیتی آورده و برای هدف بس بزرگی كه همانا عبودیت و بندگی پروردگار و جانشینی او در زمین است، خلق شده است و می ‌داند كه باید از رفتار و گفتارش حساب بكشد،‌ قبل از اینكه روز حساب فرا برسد و می ‌داند كه باید كار كند تا زندگی كند نه اینكه زندگی كند تا كار كند.

احساس عزت و غلبه:
كسى كه دلش با حق تعالى پیوند خورده است، ممكن نیست كه ترس و بیم داشته باشد. چرا كه او با همه كاره عالم سروكار دارد، پس، از چه بترسد؟ مومن همیشه خود را غالب مى‏ داند، چون با موجودى پیوند دارد كه همه عوالم وجود مسخر او هستند. در آیات قرآن صفت «عزت» اختصاصا براى مومن به كار رفته است. عزت حالتى است براى روح كه خویش را غالب مى‏بیند. چه كسى میترسد؟ آنكه خود را مغلوب می‏نگرد. آنگاه كه از جنود نفس كه دشمنان درون ىاند شكست خورد، از همه موجودات بیرونى نیز مى‏ترسد.

وقت شناسی و نظم:
از دیگر فوائد ایمان به خدا این است كه انسان را وقت شناس و منظم می نماید كسانیكه به خدا ایمان داردند از اوقات خویش در راه بهتر عبادت كردن خداوند و استفاده بیشتر از لحظات زندگی و سرعت گرفتن در انجام اعمال صالح بهره می برند به همین دلیل در نظم بخشیدن به زندگی خود بسیار كوشا هستند .

نترسیدن از غیر خدا:
از آنجا كه انسان مومن به واسطه ایمان، با خداوندی كه همه امكانات و قدرت‏ ها در اختیار اوست پیوند می ‏یابد، از هیچ موجودی به غیر از خدا نمی ترسد و به عكس تمامی موجودات در مقابل او كرنش می كنند.

تاثیر در دیدگاه و نگرش در تمامی ابعاد زندگی:

كسی كه به خدا ایمان دارد همه چیز را در این دنیا خلاصه نمی كند بلكه علاوه بر این دنیا به دنیایی فراتر از جهان هستی نیز اعتقاد دارد تمامی اعمال و رفتار خود را بر همین اساس تنظیم می نماید به عنوان نمونه قیافة مرگ در چشم فرد با ایمان با آنچه در چشم فرد بى ایمان مى نماید، عوض مى شود. از نظر چنین فردى دیگر مرگ، نیستى و فنا نیست انتقال از دنیایى فانى و گذرا به دنیایى باقى و پایدار، و از جهانى كوچكتر به جهانى بزرگتر است مرگ منتقل شدن از جهان عمل و كشت است به جهان نتیجه و محصول. از این رو چنین فردى نگرانیهاى خویش را از مرگ، با كوشش در كارهاى نیک كه در زبان دین «عمل صالح» نامیده مى شود برطرف مى سازد.
پرورش فضایل اخلاقى
مـیـل بـه فـضـایـل اخلاقى و سجایاى انسانى، جزو سرشت ماست . عشق به خوبى ها و تنفّر از بدى ها، در ما ریشه اى فطرى دارد و كسى را نمى یابیم كه مثلاً وفاى به پیمان را زشت و پیمان شكنى را نیك بشمارد و یا امانتدارى را بد و خیانت را خوب بداند. دین آسمانى ما، با وعده پاداش ها و كیفرهاى الهى، در پرورش گرایش هاى والاى انسانى، نقشى مـۆ ثـر دارد.
دانـشـمندان ، دین را پشتوانه اخلاق ، و اخلاق غیر متكى بر دین را درست نمی دانند؛ زیرا روشـن اسـت كـه پـایـبـندى به اصول اخلاقى، مانند عفت، امانت، راستى، درستى، فداكارى، دسـتـگـیـرى از بینوایان و... در بسیارى از مواقع با محرومیت هاى مادّى همراه است و دلیلى ندارد كـه انـسـان بـدون انـگـیـزه روحـى و مـعـنـوى، ایـن مـحـرومـیـت هـا را تـحـمل كند، مگر این كه ایمان آورد كه فداكارى او در سراى دیگر با پاداش الهى جبران خواهد شـد و یـا آلودگـى بـه كـارهـاى زشـت و نـامـشـروع، كـیـفـرهـاى سـخـتـى بـه دنبال خواهد داشت .
چکیده
ایـمـان است كه زندگى را در جان ما فراخى و شادى مى بخشد، ما را نسبت به جهان هستی ونظام حاکم بر آن خوشبین می سازد ، از اضطراب و بحران های درونی می رهاندو فضائل اخلاقی وانسانی را پرورش می دهد، در حالی كه انسان بى ایمان از این مواهب بى بهره است .

تبیـان
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

مهر؛ بهار تعليم و تربيت
بازگشایی مدارس را تبریک نمی گوییم؛ به هفت دلیل!
افسردگی فصلی بین زنان شایع‌تر است
حجم زیاد کتب درسی؛ عامل استرس دانش‌آموزان
برای اینکه دوستت داشته باشم و به تو احترام بگذارم، مجبور نیستم با تو هم عقیده باشم.