سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ - 24 Sep 2019
تاریخ انتشار :
شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۸ / ۰۷:۱۱
کد مطلب: 46998
۲
Psychology of Hope

روانشناسی امید و انتظار

روانشناسی امید و انتظار
میگنا: در رویکرد معرفتی به مسئله انتظار، می توان آثار تربیتی و روان شناختی این پدیده را با نگاهی جدید، مورد بررسی قرار داد; البته در اینجا، تربیت به معنای گسترده آن مورد نظر است که شامل مقوله های اخلاقی نیز می شود و در بعد روان شناختی نیز، آثار کارکردی آن بیشتر مورد تاکید قرار می گیرد .

بر این اساس، انسان برای تداوم زندگی و تحمل دشواریهای آن، نیازمند انگیزه ای نیرومند است که در پدیده «امید به آینده » تجلی می یابد; آینده ای که به مراتب، عالی تر، زیباتر و بهتر از امروز باشد; این مسئله، به ویژه برای جوانان، دارای اهمیت بیشتری است; زیرا آنان در پرتو «امید به فردایی بهتر» می توانند به نیروی فراوان خود و شور و نشاط بی پایان شان جهت و معنا بخشند .
 
امید، محرک انسان برای رویارویی با آینده است . برخی آن را انگیزه و برخی دیگر، آن را نیاز آدمی می دانند; به عقیده مزلو، یکی از روانشناسان مکتب کمال: انگیزه آدمی، نیازهای مشترک و فطری است که در سلسله مراتبی از نیرومندترین تا ضعیف ترین نیاز، قرار می گیرد  

این مقوله در میان مکاتب دینی و غیر دینی، دارای جایگاه، منزلت و تفسیرهای گوناگونی است; اعتقاد پیروان ادیان به امدادهای غیبی و عنایات عام و خاص الهی، به گونه ای منطقی، متضمن پیامدهایی همچون امید به آینده و به تعبیری دیگر، فرج بعد از شدت می شود . در حالی که در مکاتب مادی و بینشهای سکولاریستی جایی برای «امدادهای غیبی » وجود ندارد .  
 
امیدها دوگونه اند: امیدهای واهی و امیدهای واقعی . امیدهای واهی، بیشتر شامل نوعی ایده آلها، آرمانها و آرزوهای گمشده است که انسان با حاضر کردن آنها در ذهن و درون خویش، به نوعی آرامش خاطر دست می یابد که در صورت تداوم و تقویت آنها، خود به خود زمینه جدا شدن از مسائل و رویدادهای واقعی زندگی و در نتیجه احساس بیگانگی با واقعیات، برای شخص فراهم می گردد .
 
در مباحث روانشناسی تربیتی، این نوع مواجهه با مسائل، رفتارهای دفاعی نام دارد. از ویژگی های اینگونه رفتارها، این است که در کوتاه مدت، به شخص، آرامش و امنیت می بخشد ولی در دراز مدت، موجب ناسازگاری با اطرافیان و دنیای خارج می شود .

امیدهای واقعی نقطه مقابل امیدهای واهی است; امیدهایی که دارای پایه و اساسی منطقی و استوارند و ریشه در اعتقادات و باورهای دینی و ارزشهای مبتنی بر وحی الهی دارند و مانند اینها به ظهور حضرت مهدی (ع) و شرایطی که آن حضرت با کومت خویش فراهم می آورند.
 
در مقابل دسته اول که یاس آور و منفی به آینده که در بیشتر مکاتب موجود مشاهده می شود، اندیشه ها و رویکردهای امیدوارانه و مثبت گرایی نیز وجود دارد که از مهم ترین آنها می توان به اعتقاد مذهب شیعه در زمینه انتظار امام عصر (ع) اشاره نمود که نه تنها انتظار فرج آن حضرت، پدیده ای معنادار، منطقی و معقول است، بلکه چنین انتظاری، در زمره بزرگترین گشایشها، تلقی می شود.
 
انتظار امام عصر (ع)، موجب گسترش و توسعه امیدهای واقعی در شیعیان و پیروان آن حضرت می شود; امیدهایی که منتظرانش، هرگز در حقیقت و اصالت آنها، تردیدی به خود راه نمی دهند; زیرا چنین امیدهایی از متن باورهای دین، رویش کرده و برخاسته از اعتقاد اصیل و استوار شیعه است.

حال، چنانچه از بعد روانشناختی به مسئله بنگریم، نقش امید را در سلامت روانی، تعیین کننده و محوری خواهیم یافت


دوآن شولتس  می نویسد:
سلامت روانی، پیش نگر است، نه پس نگر، دورنما، چیزی است که شخص امیدوار است بشود نه آنچه پیش تر روی داده است و دگرگونی پذیر نیست .

او می افزاید: من، نگاهی را که به آینده می نگرد و بر هدفها، آمال و رؤیاهای درازمدت تمرکز می یابد، خوشایند می یابم . البته پیش بینی و برنامه ریزی و تلاش برای آینده، از ماندن در رویدادهای گذشته، سالم تر به نظر می رسد.

آلپورت، یکی از صاحب نظران علم شخصیت معتقد است:
[اشخاص برخوردار از سلامت روان] فعالانه در پی هدفها و امیدها و رؤیاهای خویشتند، و رهنمون زندگی شان، معناجویی و ایثار و حسن تعهد است . تعقیب هدف، هیچ گاه پایان نمی پذیرد. اگر هدفی را باید کنار گذاشت، باید بیدرنگ انگیزه نوینی آفرید . افراد سالم به آینده می اندیشند و در آینده زندگی می کنند .

رویکرد «آینده گرا» با ویژگی «سلامت روان » از نسبت معقول و منطقی برخوردار است.

چنین نسبتی را در بیان ویکتور فرانکل (روانشناس معنادرمانگر) به روشنی می یابیم:

فرانکل می گوید: شخصیتهای سالم، ویژگیهای دیگری هم دارند؛ به آینده می نگرند و به هدفها و وظایف آتی توجه می کنند. در واقع به چنین هدفهایی نیاز دارند. این ویژگی انسان است که تنها با نگرش به آینده می تواند زندگی کند.

او در ادامه نظریاتش می افزاید: بدون اعتقاد به آینده، «محمل معنوی » زندگی از میان می رود و روح و جسم به سرعت محکوم به فنا می گردد. باید برای ادامه زندگی دلیلی داشت؛ در راه هدفی آتی کوشید، وگرنه زندگی معنای خود را از دست می دهد.

به نظر «فرانکل »، اعتقاد به آینده، هم عامل معنا داشتن زندگی و هم عامل تداوم و استمرار آن است . چنین تعبیری، یک نقطه اوج در میان نظریات روانشناسان در این زمینه است .

برخی از روانشناسان مکتب کمال، نظیر «ویکتور فرانکل » ، معتقدند در وجود انسان، تواناییهایی نهفته است که جز در موقعیتهای خاص، بروز و ظهور نمی یابند; موقعیتهایی نظیر برخورد با سختیها و تنگناها که آدمی را به پویایی و تحرک وا می دارد و همین خودانگیزیها، عامل تحقق خویشتن و خود شکوفایی است .

رویکردهای او که برگرفته از دوران سخت اسارت در بازداشتگاههای مخوف آلمان نازی است، با زیبایی هر چه تمامتر در کتاب انسان در جست وجوی معنا به تصویر کشیده شده است. 

 
 امید یکی از مفاهیم بسیار نزدیک به خوش­بینی و یکی از ویژگی­های زندگی است که افراد را به جستجوی فردای بهتر وا می­دارد. امید یعنی انتظار موفقیت و آیندۀ بهتر، یعنی دلیلی برای زیستن، وقتی امید در دل و ذهن وجود داشته باشد، اشتیاق زندگی نیز وجود خواهد داشت (بهادری نژاد، ۱۳۷۵)
 
محققان جدید دریافته­ اند که نقش امید از آنکه تنها نیروی تسلی بخش در اوج احساس غمزدگی باشد، فراتر است. امید نقش مقتدرانه و شگفت ­آوری در زندگی ایفا می­کند و در حیطه­ های گوناگون از موفقیت تحصیلی گرفته تا تحمل مشاغل پرزحمت، مزایایی به همراه دارد. امید از نظر علمی، از چشم­ اندازی روشن که نشانۀ آن است که همه چیز به خوبی پیش ­می­رود، فراتر است. اسنایدر آن را به گونه ­ای دقیق­تر تعریف می­کند: «اعتقاد به این امر که هدفتان هر چه باشد، هم ارادۀ دستیابی به آن را دارید و هم راه آن مقابل شما گشوده است» (گلمن، ۱۹۹۵؛ ترجمۀ پارسا، ۱۳۸۰ ).

امید روندی فعال و آموختنی است؛ شیوه ای از اندیشیدن است که رفتارهای خاصی را به دنبال دارد. امید روندی فکری است که تعیین هدف را ساده می کند و به ما یاری می دهد تا در راه رسیدن به هدف هایمان، به طرز موثری بکوشیم. امید را با سه جزء به هم پیوستۀ اندیشیدن، یعنی “تعیین هدف/ نیروی راه یابی/ و نیروی اراده” تعریف می کنیم. بدون این سه جزء به هم پیوسته امید نمی تواند شکل گیرد (مک درمت و سی. آر. اسناید؛ ترجمۀ فرود، ۱۳۸۴).

تعیین هدف، همۀ افراد در زندگی روزمره خود اهدافی را تعیین می کنند (بلند مدت/ کوتاه مدت)؛ پس از آن که هدف تعیین شد، گام بعدی در اندیشیدن پر امید، تعیین راه های رسیدن به هدف است. به عبارت دیگر، شخص باید توانایی فکر کردن دربارۀ راه های رسیدن به هدف تعیین شده را داشته باشد. افرادی که در راه یابی توانا هستند، احساس می کنند می توانند راه های بسیاری برای رسیدن به هدفشان بیابند. و در گام سوم نیروی اراده است که فرد را به اهدافش می رساند. اراده سرچشمۀ انگیزش و تحرک است و افرادی که از نیروی ارادۀ بالایی برخوردارند، اغلب به کارشان علاقه نشان می دهند و هنگامی که دربارۀ هدف هایشان می اندیشند و سخن می گویند، نگرش مثبتی دارند (مک درمت و سی. آر. اسنایدر؛ ترجمۀ فرود، ۱۳۸۴).
 
 
نظریه امید اسنایدر
یکی از نظریه های برخاسته از روان شناسی مثبت گرا نظریه امید است. این نظریه نیز مثل سایر نظریه های جدید با ارائه استدلال اکتشافی نسبت به آن چه شایع است شروع شد. این نظر که اهداف شخص قابل دستیابی است پایه اصلی نظریه هایی بود که امیدواری را تعریف می کردند (برای مثال: کانتری، فیبر، فرانک، فرانکل، ملگس و بالبی، منینگر، چچتل). این تعریف کاملی از امید نبود اگر چه بسیاری از دانشمندان آن را قبول داشتند.

در نتیجه تعاریف جدیدی از امید پا به عرصه علم گذاشت. ابتدا از افراد زیادی خواسته شد تفکرات امیدوارانه خود را بیان کنند، بعد از مصاحبه های غیر رسمی زیاد آشکار شد که افراد به راه های رسیدن به اهداف و انگیزه های زیر بنایی آنها اشاره می کردند. بنابراین این فرایند شامل دو مولفه بود: راه ها و عامل. افکار امیدوارانه عقایدی را نشان می دهند که فرد می تواند از طریق آنها راه های رسیدن به اهداف مورد تمایل را پیدا کند و برای استفاده از آنها برانگیخته شود. همچنین این نظریه امید را به عنوان سائقی برای هیجانات و سلامتی افراد می داند (اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۲).

هم نظریه امید اسنایدر و هم تعریف امید بر شناخت هایی تأکید می کند که بر اساس افکار هدفدار ساخته شده اند. امید را می توان به عنوان افکار هدفدار تعریف کرد که در آن شخص تفکر راهبردی (توانایی درک شده برای پیدا کردن راهی برای رسیدن به اهداف دلخواه) و تفکر عاملی (انگیزه لازم برای استفاده از آن راه ها) را به کار می برد (اسنایدر و لوپز، ۲۰۰۷). معمولاً اعمال بشر هدفدار هستند، ولی اهدافی که به اندازه کافی ارزشمند باشند و هوشیارانه دنبال شوند به عنوان امید شناخته می شوند. اهداف ممکن است کوچک یا بزرگ باشند، و یا بر حسب دسترسی به آن از آسان تا خیلی سخت تغیر کنند (اسنایدر، ۲۰۰۵).

در نهایت به نظر اسنایدر امید عبارت است از “توانایی درک شده برای تولید راه هایی به سمت اهداف خوشایند، همراه با انگیزه درک شده برای استفاده از آن راه ها تا فرد به هدف مورد نظر برسد” (اسنایدر، ۲۰۰۰). در این چهارچوب دو عاملی، عامل به حس کارآمدی (یا قصد و اراده) در حرکت به سمت اهداف فردی و راهبردها به طرح برنامه و راه ها برای دستیابی به اهداف دلخواه برمی گردد (برایانت و ونگروس، ۲۰۰۴).

 
تفکر راهبردی
برای دستیابی به هدف، مردم باید خودشان را برای ایجاد مسسیرهای عملی جهت دستیابی به آنها توانا ببینند. این فرآیند که تفکر راهبردی نامیده می شود، به معنی توانایی درک شده فرد در تولید راه های عملی برای رسیدن اهداف است (اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۲).

این تفکر راهبردی به وسیله اظهارات درونی که شبیه جمله زیر است مشخص می شود: “من راهی برای دستیابی به آن پیدا می کنم”. تفکر راهبردی شامل افکاری می شود که فرد قادر است حداقل یک راه و اغلب بیشتر برای رسیدن به اهداف مطلوب پیدا کند. تولید چندین راه هنگام مواجهه با موانع خیلی مهم است و افراد امیدوار خود را برای یافتن راه حل های متناوب توانا می بینند، به عبارت دیگر، افراد امیدوار واقعاً قادر به خلق راه های گوناگون هستند (اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۲).

یکی از ضروریات تفکرامیدوارانه، راه های رسیدن به اهداف مطلوب است، هدف مغز این است که توالی علیت را پیدا کند (برای مثال A®B). تفکر راهبردی توانایی فرد را برای تولید راه های احتمالی رسیدن به هدف مورد استفاده قرار می دهد. این حالت در شکل زیر نشان داده شده است، جائی که هدف مطلوب (B) است و فرد (A) خود را قادر به رسیدن به هدف می داند (اسنایدر، ۲۰۰)

جتفکر عاملی
مولفۀ انگیزشی در نظریه امید عامل است “توانایی درک شده فرد در استفاده از راه های مختلف به منظور رسیدن به اهداف مورد نظر” تفکر عاملی شامل افکاری است که هم شروع حرکت در مسیرهای خاص و هم ادامۀ آن مسیر را در بر می گیرد. معمولاً افراد امیدوار جملاتی را با خود تکرار می کنند، مثلاً “من می توانم این کار را انجام دهم و متوقف نمی شوم”. تفکر عاملی در همۀ افکار هدفدار مهم است اما در هنگام مواجهه با مشکلات نقش خیلی مهمی دارد. در این مواقع عامل به مردم کمک می کند تا انگیزه لازم برای به کارگیری راه های جانشین را داشته باشند (اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۲).

عامل همچنین می تواند ارزیابی شخص را از توانایی خود برای ثابت قدم ماندن تا رسیدن به هدف نشان دهد. تفکر عاملی انگیزۀ لازم برای تفکر راهبردی و ادامۀ مسیر را رقم می زند. بنابراین مولفه های راهبردی و عاملی یکدیگر را حمایت می کنند، به طوری که مرتباً بر یکدیگر اثر می گذارند تا فرد به هدف مطلوب برسد (اسنایدر، ۲۰۰۰). پس این دو، حالتِ تعاملی دارند. تفکر راهبردی باعث افزایش تفکر عاملی می شود و در نتیجه تفکر راهبردی نیز بیشتر شده و این فرآیند تا دستیابی به هدف ادامه می یابد (اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۲).

اما همیشه دستیابی به هدف آسان نیست و موانعی در راه رسیدن به هدف به وجود می آید. در بیشتر مواقع مردم خود را برای تولید یک راه به سمت هدف توانا می بینند ولی در هنگام مواجهه با موانع، افراد با نمره امید بالا به چندین راه جایگزین فکر می کنند. همان طور که در شکل زیرنشان داده شده است، فردی که با مانع مواجه می شود باید به فکر یک راه جانشین برای دور زدن مانع باشد. تفکر عاملی وقتی که راه اصلی مسدود است مهم است چون انگیزه لازم برای جستجوی راه های جانشین را فراهم می کند (اسنایدر، ۲۰۰۰).

اشخاص با سطح امید بالاتر موانع را به عنوان چالش تعبیر می کنند و راه های دیگری پیدا می کنند و انگیزش خود را در مسیر جدید به کار می برند. با توجه به موفقیت های کسب شده در هنگام مواجهه با موانع، افراد امیدوار با هیجانات مثبت خود به سمت جلو حرکت می کنند. افراد ناامید گیر می افتند چون راه های جدید را نمی توانند پیدا کنند، در عوض، هیجانات منفی و نشخوار فکری آنها مانع پیگیری اهدافشان می شود (اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۷).
 

پایۀ زیستی- عصبی امید
اگر چه اسنایدر و همکارانش معتقد بودند که امید یک مجموعه ذهنی آموخته شده است، مانعی برای این ایده وجود ندارد که عمل تفکر امیدوارانه، خصوصاً در رابطه با رفتارهای مبتنی بر هدف، پایۀ نوروبیولوژیکی دارد. نورمندر پرفروش ترین کتابش در ۱۹۹۱، «بیولوژی امید و قدرت ارتقاء روح انسان» توصیف زیر را در مورد مغز و افکار امیدوارانه نوشته است:

«محققان مغز اکنون معتقدند که آن چه در بدن اتفاق می افتد می تواند روی مغز اثر داشته باشد و آن چه در مغز اتفاق می افتد می تواند روی بدن اثر داشته باشد. امید، هدف و تصمیمفقط وضعیت های ذهنی نیستند. آنها ارتباط الکتروشیمیایی دارند که سهم زیادی در عملکرد سیستم ایمنی و اقتصاد کلی ارگانیسم بدن دارد. به طور خلاصه من یادگرفته ام که صحبت دربارۀ بیولوژی امید غیر عملی نیست… (ص. ۷۳)» (اسنایدر و لوپز، ۲۰۰۷).

طبق نظر پیکرینگو گری (۱۹۹۹) اعمال هدفدار بوسیله سیستم بازداری رفتاریو سیستم فعال سازی رفتاری تنظیم می شوند. سیستم بازداری رفتاری آموخته است که به تنبیه واکنش نشان دهد و به ارگانیسم خبر می دهد متوقف شود، در حالی که سیستم فعال سازی رفتاری به وسیله پاداش کنترل می شود و فرمان حرکت به جلو را صادر می کند. تحقیق مرتبطی سیستم آسان سازی رفتاری را معرفی می کند که از اعمال جستجوی مشوق ارگانیسم ها نشأت می گیرد. سیستم آسان سازی رفتاری آموخته است که مسیر دوپامین مغز میانی را به سیستم لیمبیک و آمیگدالا مرتبط کند (اسنایدر و لوپز، ۲۰۰۷).

 
سنجش امید
با استفاده از نظریه امید، اسنایدر و همکارانش مقیاس خود سنجی امید را به وجود آوردند. اسنایدر، هریسو همکاران یک مقیاس ۱۲ آیتمی را برای بزرگسالان ۱۶-۱۵ ساله و بالاتر توسعه دادند که در آن چهار آیتم راهبردها و چهار آیتم عامل ها را می سنجد و چهار آیتم انحرافی وجود دارد.

همچنین مقیاس امید کودکان، برای کودکان دبستانی و مقیاس امید خردسالان، برای کودکان پیش دبستانی تهیه شده است (کار، ۲۰۰۴؛ ترجمۀ نجفی زند و پاشا شریفی، ۱۳۸۵). خوشبختانه این پرسشنامه ها به فارسی ترجمه شده و علاقه مندان می توانند از آنها استفاده کنند.



سهم اميد و انتظار در درمان
بر اساس اين روي آورد عواملي مشترك در فرايند درمان روي آوردهاي مختلف وجود دارد كه نقشي مؤثرتر از تفاوتهاي آشكار نظري و تكنيكي در ايجاد احساس بهبود در مراجعان بازي ميكنند و به نظر ميرسد حداقل به اندازة آن عوامل منحصر به فردي اهميت دارد كه يك نظريه را از ديگري متمايز می کند(کری، 2004 /1385) در كنار پژوهش هاي متعدد مرتبط با عوامل مشترك، لطفي كاشاني و وزيري (1395) چهار عامل رابطه درمانگری، ایجاد امید و انتظار درمان، آگاهی افزایی و نظم جویی رفتار را به عنوان عوامل مشترک و موثر در فرایند روان درمانگری معرفی کرده اند. از میان این چهار عامل، امید و انتظار درمان به عنوان نیروهای انگیزشی به طور گسترده مورد توجه بوده است(فرانک،1982،1961،سلیگمن و سیکزمیعالی،2000)


بيش از 40 سال پيش، فرانك(1982-1961) اميد را فرايندي دانست كه در همة روي آوردهاي رواندرمانگري مشترك است. او اعتقاد داشت در صورتي كه درمانگر اميدهاي كمك كننده به مراجع را در نظر نگيرد، مراجع حاضر به شركت در درمان نميشود و اگر هم حاضر شود رواندرمانگري مدت زيادي دوام نخواهد آورد. به همين دليل نقش اميد در همة نظريه هاي رواندرماني برجسته است (لطفی کاشانی و شهرام وزیری،1395)

پژوهشگران (براي مثال اشنايدر و راند، 2005؛ اشنايدر و لوپز، 2003؛ سليگمن و سيكزميهالي، 2000) نشان داده اند كه اميد و انتظار درمان عامل انگيزشي و پايدارساز رفتار است و مانند دارونما تأثير بيولوژيك دارد.

پژوهشها نشان ميدهد درماندگي و نااميدي در انسان موجب کاهش اندورفین و انكفالين و افزايش كوله سيستوكينين ميشود در حالي كه اميد و انتظار درمان مدارهاي مغزي را فعال و آندورفين و انكفالين را آزاد ميكند و احساس لذت در فرد پديد می آورد.

ايجاد اميد و انتظار درمان در درون رابطة درماني رخ ميدهد اما ماهيت مستقل دارد. از موارد مهم و تأثيرگذار در اميد، نشان دادن مهارت در مقام درمانگر است. نشان دادن توانايي و مهارت حرفهاي، لازمة اقناع درمانجو و پاسخ دادن به سوالات دروني اوست. براي قانع سازي و ايجاد اميد و انتظار درمان، بايد ابتدا درمانجو را از مهارت و توانايي خودمان آگاه كنيم.

فرانك (1975) اميد و دلگرمي را از اساسي ترين عوامل مؤثر در اثربخشي درمان دانسته است.

پژوهشها نشان ميدهد كه اميد باعث ايجاد تغييرات مثبت در سيستم اعصاب مركزي(هوی،سولدو و منذر،2013،فوز2012) و ارتقای سلامت روان( شی یر،2012) و در حكم ميانجي روانشناختي به كاهش علائم اضطرابي منجر ميشود، باور مهار و سطح دخالت فرد را در زندگي افزايش ميدهد. و با كاهش پريشاني كمك ميكند بيماران نشانه هاي افسردگي، اضطراب و درد كمتري داشته باشند(برندس و دیگران،2010)

در افراد اميدوار بهزيستي جسماني و رواني و مقابله با رنج و ابهام بيشتر است.

اهميت اميد در سلامت عملكرد انسان به طور فزاينده در آثار رواندرماني مطرح شده و از تأثير مثبت اميد در سلامت جسماني و رواني به عنوان يكي از عوامل كليدي رواندرماني در روي آوردهاي رواندرماني ياد ميشود.(اوهارا،2011)   اميد عاملي بسيار مهم در فرايند بهبود افراد دچار مشكلات روانشناختي است(آنتونی،1993)

اميد تأثير بسزايي در كنش وري نقش اجتماعي نيز دارد. افراد اميدوار به زندگي خوشبين هستند، هدفهاي مشخصي براي خود در زندگي دارند و همكاري و مسئوليت پذيري اجتماعي بيشتري نشان ميدهند(اندرسون و دیگران،2007)

بسياري از روانشناسان اميدواري را عاملي مهم در سلامت رواني و بهزيستي روانشناختي و جسماني ميدانند(اسچرانک،2012)

در مجموع يافته هاي پژوهش لطفی کاشانی و وزیری(1395) نشان ميدهد اميد و انتظار درمان، فارغ از رويكرد به كار رفته نقش مؤثري در اثربخشي درمان دارد. اميد از نشانه هاي سلامت است و كيفيت انگيزشي دارد و رفتار فرد را هنگام سختي، تغذيه و حمايت مي كند.

فرد اميدوار به عمل اقدام ميكند و اقدام به عمل احتمال حمايت اجتماعي و جهت گيري آگاهانه را افزايش ميدهد. وجود اميد ما را نسبت به امكانات موجود در موقعيت و نيز امكانات خودمان هشيارتر ميكند و اين فرايند مقابله و كنارآيي موفقيت آميز را دامن ميزند.

اميد مسيري را براي فرد باز ميكند تا نه تنها آينده بلكه خودش را در فرايند رسيدن به هدف نظارت كند. برخلاف اينكه اميد را عاملي صرفاً آينده نگر دانسته اند، اميد موجب زندگي آگاهانه در زمان حال ميشود و زندگي آگاهانه به معني داشتن توجه به همة عواملي است كه بر اعمال، اهداف و ارزشهاي ما تأثير ميگذارد.


همانطور که قبلا اشاره شد، براساس نظریه اشنایدر، امید به عنوان وجه مشترك بسیاري از درمان ها تلقی می شود. فرض اساسی در این نظریه این است كه مشکالت انسان قابل حل می باشد و انسان در پرتو امید می تواند به آینده اي روشن دست یابد.

به اعتقاد اشنایدر، برگزیدن هدفهاي مناسب و تالش براي رسیدن به آن ها همان چیزي است كه می توان به آن ها تفکر هدف مدار یا امید گفت.

باعنایت به نتایج تحقیقات صورت گرفته و با توجه به اینکه بیماران متعاقب دریافت امید درمانی، نسبت به تحمل فشار ها و استرس هاي ناشی از درمان، پاسخ مناسب تري از خود نشان می دهند و درمان هاي ارائه شده را بهتر پذیرفته و به آن عمل می كنند و همچنین با توجه به نتیجه تاثیرات مثبت ارتقاي امید بعنوان یک راه موثر براي بهبود كیفیت زندگی در بیماري هاي مزمن جسمی و روانی است.


در مکتب ما
انتظار در مکتب شیعه، علاوه بر اینکه، نوعی امید به آینده است، چشم به راه یک رویداد بزرگ و تحول عمیق، بودن است; چرا که طی شدن فاصله میان غیبت و ظهور یک پدیده عادی نیست؛ بلکه حادثه ای به وسعت همه تاریخ بشر است. برای تجسم عظمت آن، اشاره به این نکته کافی است که امام مهدی (ع)، تبلور همه آرمانها و آرزوهای محقق نشده انسان در طول قرون و اعصار گذشته تا کنون است.

بر این اساس، فردای ظهور، فردایی است روشن تر و بهتر از امروز; زیرا همه اختلافها و خصومتها که ناشی از محدودیت اندیشه و نارسایی عقل بشر است، از میان برمی خیزد و در پرتو شکوفایی خرد، جای خود را به عطوفت، رحمت و مناسبات صمیمانه می بخشد.

با تکیه بر این مبانی، دیگر، افسردگی در میان پیروان مکتب انتظار جایی ندارد . در غیر این صورت آدمی، دلیلی برای بهتر بودن فردا ندارد، بنابراین بیشتر در معرض افسردگی و ناامیدی قرار می گیرد.

اهمیت این مطلب، زمانی روشن تر می شود که بدانیم افسردگی، به عنوان بیماری قرن، شایع ترین و دشوارترین اختلالی است که انسان معاصر با آن مواجه بوده و به شدت از عوارض آن رنج برده است، چرا که رشته های امید خود را بریده و گسیخته می بیند .

چنانچه، انتظار را به عنوان یک آرمان بنگریم، در جنبه های فردی و اجتماعی نیز دارای آثاری خواهد بود. نخست از لحاظ فردی، موجب تمرکز افکار و نیروهای آدمی می شود; زیرا همه آنها، ناظر به یک هدف; یعنی انتظار ظهور هستند و این امر به نوبه خود، موجب وحدت شخصیت او می گردد. در مقابل، می توان به پراکنده بودن و متفرق بودن تلاشهای انسان اشاره نمود که هیچ نتیجه ای در پی نخواهد داشت.

این معنا در قرآن کریم چنین آمده است: هر آینه سعی و کوشش شما پراکنده است . (سوره لیل-92،آیه4)

آلپورت در بیان چنین رابطه ای می نویسد: تلاش برای آینده، به کل شخصیت آدمی، یگانگی و یکپارچگی می بخشد . . . به عبارت دیگر، می توان با کوشش برای دست یافتن به مقاصد و رسیدن به هدفها، جنبه های شخصیت را یکپارچه ساخت و جامعیت بخشید .


یکی از پیامدهای طبیعی و منطقی انتظار، احساس حضور است . منتظر واقعی، با اعتقاد به این که اعمالش، پیوسته در منظر آن عزیز واقع می شود، نسبت میان خود و آن حضرت را در احساس حضور، متجلی می بیند و هر جا که باشد، گویی خود را در خیمه آن حضرت و گوش به فرمان ایشان، احساس می کند و لازمه انتظار حقیقی را، تلاش برای جلب رضایت ایشان می داند؛ بنابراین برای تحقق این مهم، نه تنها، عمل به واجبات و ترک محرمات را وجهه همت خویش قرار می دهد، بلکه از هر غفلتی نیز پرهیز می کند; همانگونه که استغفار خواص، استغفار از گناه نبوده و نیست بلکه آنان هر غفلتی از یاد خدا و انس با محبوب را برای خود گناهی بزرگ می شمردند و از آن استغفار می کردند .

از جهات تربیتی و اخلاقی فرد سالم، زمینه ساز جامعه سالم و جامعه سالم، عامل تداوم و بقای فرد سالم است و این دو در تعامل با یکدیگرند . بنابراین نوعی التزام منطقی میان سلامت اخلاقی فرد و سلامت اخلاقی جامعه، وجود دارد .
 
روانشناسی انتظار
  1. انتظار همیشه با شور، شوق، آرزو و امید همراه است !
    اگر امید و انتظار نبود زندگی نیز نبود !
    انتظار محرک انسان به جلو و آینده ای بهتر است !
    انتظار با صبوری و شکیبایی آشنا و همدم است !
    انتظار و فراق است که بر زیبایی وصال آن که منتظرش هستیم می افزاید !
    اگر فراق و انتظار نبود وصال و رسیدن به مقصود و محبوب چندان جذاب نبود !
    انتظار جوهره ، استعداد و پتانسیل آدمی را آشکار می سازد !
    انتظار رقت قلب می آورد !
    انتظار قساوت ها را به رقت ها ، بی رحمی ها را به مهرورزی ها بدل نموده است !
    انتظار آستانه تحمل آدمی را به گونه ای چشمگیر بالا برده است !
    انتظار میزان اضطراب و استرس را کاهش داده است !
    انتظار ادبیات جهان را تحت تاثیر شگرفی قرار داده است !
    انتظاری سازنده است که با خود برای منتظر پویایی و تحرک آورد !
    انتظار نباید وسیله تخدیر ، خمودی ، رکود ، ایستایی و توقف باشد !
    انتظار ایستادن با امید است نه نشستن مایوسانه !
    انتظار حرکت است نه توقف !
    انتظار ایمان راسخ است نه تردید !
    انتظار محرک است نه مخدر !
    انتظار از سر آگاهی و بصیرت است نه جهالت و نادانی !
    انتظار ساختن است و نه فقط سوختن !
    انتظار به روز شدن است نه فسیل شدن !
    انتظار آرزوهای خیالی و توهمی نیست ، امید به شدن است !
    انتظار آرامش بخش است نه نگران کننده !
    انتظار شهود محبوب است اما نه با چشم سر ، که با چشم دل !
    انتظار عرفان است نه دکّان !
    انتظار حماسه ساز است نه زهد فروشی !
    انتظار توهم نیست ، حقیقت است !
    انتظار ابزار تحمیق و تخدیر عوام نیست ، موجب رشد و بیداری است !
    انتظار آستانه تحمل را برای سرزنش خار مغیلان بالا می برد !
    انتظار غروبی است که طلوعی حتمی در پی دارد !
    انتظار خوش بینی است نه خوش خیالی !
    انتظار آفریننده است نه تخریب کننده !
    انتظار زندگی بخش است و نه میراندن !
    انتظار آینده ای واقعی است نه آینده ای خیالی !
    انتظار برخواسته از آرزویی است که آرزوهای دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد !
    انتظار و امید ، خردمندانه ترین گزینه برای ادامه حیات و زندگی است !
    انتظار تدریجا زندگی ما را کاهش می دهد یعنی ما برای انتظار هزینه می کنیم بنابراین خردمندانه نیست که انتظار چیزی را داشته باشیم که از اهمیت بالایی برخوردار نیست !
    انتظار سرمایه تمام ناشدنی فرهنگ پر غنای تشیع علوی است !
    انتظار ، شیعه را چون رگه ای از آب شیرین در سیلاب گل آلود تاریخ ظلم و ستم امیدوارانه به پیش برده است !
    انتظار نسیم فرح بخش و مژده دهنده وصال یار دلنواز است !
 


منابع:
- روانشناسی کمال-ترجمه گیتی خوشدل،ص 43
-همه چیز درباره نظریه امید اسنایدر (روانشناسی مثبت گرا) - وبسایت دکتر زهره قربانی- روانشناس
- مجله روانشناسی تحولی، روانشناسان ایرانی-سال چهارم ،شماره 53،پاییز 1396؛ مقاله سهم اميد و انتظار درمان در احساس بهبود مراجعان: فرح لطفي كاشاني،شهرام وزيري و شکوه سادات محمدی.
- مجله روانشناسی بالینی- سال هشتم،شماره 1،بهار 1395؛ تاثیر امید درمانی بر کیفیت زندگی بیماران وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون : نعمت ستوده اصل، معصومه ثابت اسماعیل پور، ايمان ا... بیگدلي
-  مقاله برگرفته از مجموعه سخنرانیهای گفتمان سوم مهدویت که به همت «مؤسسه فرهنگی انتظار نور» تهیه و عرضه شده است(سایت حوزه)
- اتاق تبلیغ خراسان: سیدمهدی واعظ موسوی
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

مهر؛ بهار تعليم و تربيت
بازگشایی مدارس را تبریک نمی گوییم؛ به هفت دلیل!
افسردگی فصلی بین زنان شایع‌تر است
حجم زیاد کتب درسی؛ عامل استرس دانش‌آموزان
هم اکنون که در حال نفس کشیدن هستید، کس دیگری دارد نفس های آخرش را می کشد. پس دست از گله و شکایت بردارید و بیاموزید چگونه با داشته هایتان زندگی کنید.