شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ - 25 Nov 2017
میگنا : معلم یک گنجینه‌ ناب است
تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۶ / ۰۸:۰۰ -
6 Jul 2017
کد مطلب: 41298
۱

وام هایی که پرز در گشتالت، از پیشینیان خود گرفت

وام هایی که پرز در گشتالت، از پیشینیان خود گرفت
میگنا: همانند بسیاری از دانشمندان، «فردریک سولومان پرز» در نظریه و روند فکری، از بزرگان و پیشینیان زمان خود وام هایی گرفت.اگر بخواهیم به تفکیک زمانی و شخصیتی این تطور را بیان کنیم باید باز گردیم به سال 1927 که پرز برای روانکاو شدن، نزد یکی از شاگردان هورنای، به نام کلارا هاپل رفت. در آن هنگام، فرانکفورت از روان شناسان نام آور گشتالتی مملو بود. پرز بیش از هر چیز در اندیشه های فلسفی خود را وامدار «لورا پرلز» باید حس کند که بعد ها همسر او شد. لورا یکی از دانش آموختگان جوان در آن زمان بود.
پرز در فرانکفورت از اندیشه های بزرگانی چون: ورتهایمر، کافکا و کهلر سود جست. پرز آموزش های روان کاوی خود را در وین تکمیل کرد و در طول سال های 1927 تا 1933 در برلین به روان کاوی فرویدی پرداخت. هر چند در انتها پرز بر بسیاری از آرای فروید تازید و گه گاه آنان را رد کرد اما بعضی از مفاهیم فروید را سنگ بنای نظریه گشتالت درمانی خود ساخت. این مفاهیم شامل تاثیر تجربه های کودکی در بزرگسالی و عقیده انقلابی فروید مبنی بر پنهان بودن بعضی از مفاهیم در زیر رفتار های روان رنجورانه و روان پریشانه است. افراد دیگری نیز بر پرز تاثیر گذاشتند.

این تاثیرات شامل فنون فعال فرنزی و تاکیدش بر تقابل، شیوه خلاق یونگ و دید کل نگرانه آدلر می شود. افراد زیادی پرز را روانکاوی کردند. به کنار از هاپل که بیان شد، پرز به مدت یک سال توسط هارنیک روان کاوی شد. هارنیک به شدت خشک و منفعل بود و به قول پرز در یک سالی که توسط او روان کاوی می شد، هارلیک به ندرت کلماتی را به زبان آورده بود.

پرز بعد از تجربه ناموفق هارلیک، به روان کاوی توسط «رایش» رو آورد. شاید این آشنایی بزرگترین اتفاق و تحول در زندگی پرز بود و مشخصا بیان کرد که رایش شاید تنها کسی بود که می شد به واقع به او اعتماد کرد.پرز از سال 1931 خود را برای روان کاوی شدن به رایش سپرد و تا زمان ترک آلمان توسط رایش به دلایل سیاسی یعنی به سال 1933، تحت روان کاوی او بود. هر چند گاها رایش را در لبه هوشمندی و جنون می بینند اما حضورش برای پرز بسیار موثر افتاد. پرز بیان می کرد که بالاخره شخصی را یافته که می توان به او اطمینان کرد و با او حرف زد. رایش چندان با روان کاوی سنتی میانه خوبی نداشت و گفتار درمانی و به تعبیری تداعی آزاد را سودمند نمی دانست.
رایش بیشتر به مفهوم «جوشن بدنی» معتقد بود. جوشن بدنی در نظریه رایش به معنای انباشت انرژی و انقباض ها است که در انتها تبدیل به یک سپر دفاعی روان رنجورانه می شود.

پرز دانش رایش را در مورد زبان بدن می ستود و مشخصا بعد ها تاکید گشتالت درمانی پرز بر درک تجراب بدنی، تا قسمتی بر این موضوع استوار است. تاثیر عمیق دیگری که بر رایش متصور است، تاثیر «جان اسموتز» است. او نخست وزیر افریقای جنوبی بود که کتاب او، «کل نگری و تکامل» تاثیر زیادی بر پرز گذاشت. نه تنها بر پرز بلکه بر عموم افراد در افریقای جنوبی نفوذی فراگیر داشت.

از دید اسموتز، انسان و جهان در ذات کلیت مند هستند.یعنی آن چه برایشان واقعیت دارد، کل است و با کل معنا پیدا می کنند. کل ها را می آفرینند و با کل ها در ارتباط هستند. بعید نیست که دید پرز در زمینه چرخه بستگی متقابل میان ارگانیسم و محیط برآمده از آراء اسموتز باشد.

در نتیجه گشتالت درمانی، تلفیقی از آرای فروید، اسموتز، روان شناسی گشتالت، نظریه میدانی ورتهایمر، رایش و اندیشه های اصیل پرز است.

منبع:
بنیاد های روان شناسی گشتالت – سیری در مبانی و مفاهیم عمده روان درمانی – فردریک پرز، کلادیو نارنجو

*ميلاد زارعي
نام شما

آدرس ايميل شما

شکست خوردن و زمین خوردن یک اتفاق است تسلیم‌شدن و بلندنشدن یک انتخاب است. نگذار انتخاب‌هایت اسیر اتفاق‌ها شود..!!!