ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 17 مهر 1398 ساعت 8:15 http://www.migna.ir/news/48494/چرا-نباید-تنهایی-بترسیم -------------------------------------------------- عنوان : چرا نباید از تنهایی بترسیم -------------------------------------------------- تنهایی، واژه‌ای که برای بسیاری از ما همراه با هراس و ترس است. تنها بودن را دوست نداریم و احساس منفی از اینکه در دوره‌ای از زندگی تنها بودن را تجربه کنیم داریم. همیشه از پیر شدن و تنها ماندن ترسیده‌ایم، از اینکه کسی نباشد که به ما در دوره کهنسالی رسیدگی کند یا رفیق روزهای تلخ و شادمان باشد. متن : میگنا: اگر دور و برمان شلوغ باشد احساس امنیت می کنیم و اگر دور و برمان خلوت باشد اعتماد به نفسمان کم می شود. بهتر است بدانیم تنهایی اما بخش عادی از وجود انسان است. همه ما در زندگی خودمان خیلی اوقات احساس تنهایی می کنیم و گاهی تنها می شویم، اما می توانیم منزوی نشویم و با تنهایی خودمان زندگی شادی داشته باشیم. شاید وقت آن رسیده باشد که دید خودمان را به تنهایی عوض کنیم و به آن نگاه مثبت تری داشته باشیم. در بسیاری از تنهایی ها، تمرکز بیشتر و شاید بهره وری بیشتری نهفته باشد! برنامه داشته باشید و سرگرمی های جدید کشف کنید اگر تنها هستید، احتمالاً تنهایی آخر هفته، عصرها و تعطیلات به شما فشار بیاورد. برای این زمان ها برنامه ریزی کنید. با خانواده، دوستان و یا خودتان برنامه بریزید. موزه، پارک، جنگل، تورهای یک روزه، سینما، پیاده روی، دوچرخه سواری و کنسرت بروید. مانند یک گردشگر رفتار کنید. خیلی از تفریحات هزینه ای هم ندارند و به جیب شما فشار وارد نمی کند. از این برنامه ها استقبال کنید. حتی می توانید کلاس موسیقی یا ورزش بروید. اغلب ما یاد نگرفته ایم که چطور وقتمان را بگذرانیم. خلاقیت خود را آزاد کنید و وقت خود را به نحو دلخواه بگذرانید. شما نیازی به شخص دیگری ندارید که به شما پاداش بدهد اغلب مردم در این مواقع می گویند که کسی را نداریم که با او پیاده روی کنیم و وقت بگذرانیم. هنر تنها بودن را یاد بگیرید. اگر شرایط زندگی شما به نحوی است که اکنون تنها هستید، اندیشه خودتان را تغییر دهید و از زندگی لذت بیشتری ببرید. چه اهمیتی دارد که دیگران چطور فکر می کنند. زندگی خودتان را بسازید و بدانید مستقل، توانمند و آزاد هستید. با افراد جدید دیدار کنید. اگر به کلاس رفته اید سعی کنید با جملاتی با دیگران ارتباط بگیرید. از خانه خارج شوید و زندگی کنید. کارهایی را انجام بدهید که تا به حال انجام نداده اید. فکرهای منفی خودتان را بنویسید اگر افکار منفی دارید حتما آن ها را بنویسید. نوشتن به شما کمک می کند که بهتر احساساتتان را بشناسید و سعی کنید آن ها را اصلاح کنید و تغییرشان دهید. مثلاً جملاتی مانند: اگر الان تنها شده ام، همیشه تنها و ناراضی خواهم ماند. همیشه تنها می مانم، من شایسته تنهایی هستم. من یک بازنده هستم، چون تنها هستم. ارزش های اصیل را به خودمان یادآوری کنیم در دوره تنهایی خودتان ارزش دوستی و تک تک ارتباطات را متوجه می شوید. تماس های چهره به چهره ای که حتی در یک سوپر اتفاق می افتد را قدر می دانیم. برای اکثر مردم مفاهیم اینچنینی فراموش شده است. تنهایی به یاد ما می آورد که ما با دیگران ارتبااط برقرار می کنیم و این اتفاق، بخش مهمی از انسان بودن ماست. کمک بخواهید در طی این خوداکتشافی اگر دیدید در ناراحتی و احساسات منفی مداوم هستید، از گرفتن راهنمایی دریغ نکنید. مشاوران روانشناس و روان درمان بهترین راه برای مشورت دادن هستند. خیلی اوقات وقتی در مورد ناراحت خودمان صحبت می کنیم، تازه متوجه می شویم که چه احساساتی داریم و از چه چیزی ناراحتیم. تنهایی اتفاق عادی است این روزها دیگر تنهایی اتفاق خاصی نیست که برای آن عزا بگیریم. بالاتر رفتن میزان طلاق، مهاجرت ها و کاهش ارتباطات خانوادگی نشان می دهد تنهایی رو به افزایش است. مردم بسیاری تنهایی را همراه با ما درک می کنند و قرار نیست این جمعیت تنها همیشه افسرده و غمگین باشند. به یاد داشته باشیم چه بسا در تنهایی بتوانیم کارهای مفید بیشتری انجام دهیم و برنامه ریزی های مفیدتری داشته باشیم. بعضی از ما به قول معروف آنقدر غیرتنها هستیم که تمام وقت مفید خودمان را با گذراندن وقت با دوستان و آشنایان تلف می کنیم. از مزایا و خوبی های تنهایی استفاده کنیم و فکر نکنیم تنهایی با بدبختی مساوی است.