خواندنی های دیگر
ادبيات
ضرورتهای فارسیگوئی، فارسی نویسی آموزشهای بخش فناوری اطلاعات کشور
ضرورتهای فارسیگوئی، فارسی نویسی آموزشهای بخش فناوری اطلاعات کشور
اگر نگرههای «ویگوتسکی» در دهه چهل میلادی هزاره دوم، امروز مجدداً با احترام ارج گذارده میشود نشان از درایت پژوهشگری دارد که هوشمندانه نسبت زبان و تفکر را در زمانی دور عمیقاً تحلیل کرده است. این نگره که در زمان مطرح شدن افراطی جلوه مینمود به مدد دادههای علمی نو امروزه بدیهی جلوه میکند. منظری که گسترش حوزههای تفکر را وابسته به توسعه دامنه مهارتهای زبانی میداند و بنابراین تلاش برای گسترش حوزههای مهارت زبانی را، زمینهسازی برای گسترش دامنههای حوزههای فکری تلقی میکند.
در دیدگاه این شماره با اتکاء بر دیدگاههای ویگوتسکی و تلفیق آن با نظریه بومی و مناسب سازی فناوری (که امروزه به عنوان تجربه گرائی موردی و دسترسی به یک روایت همساز با شرایط محیطی از آن یاد میشود) بر واقعیت و ضرورتی اصرار میورزیم که آن را ضرورت حرمت گذاری و به کارگیری گسترده زبان مادری در حوزههای فنی به ویژه فناوری اطلاعات و علوم رایانه مینامیم.
متأسفانه بهعلت غفلت هائی که همه ما در به کارگیری زبان مادری در نگارش و گویش های فنی خود کرده ایم و کمکاری رسانه های جمعی شفاهی و مکتوب در ترویج زبان فنی فارسی در حوزه فناوری اطلاعات و علوم رایانه و سایر دشواری هائی که راه حلها آنها را به شکل ضمنی مطرح خواهیم کرد، امروزه به دشواری و با تلاش فراوان میتوان نه همه بلکه تنها گروههائی از دانشجویان این رشته را بر ضرورت این امر بدیهی (که ادله علمی و تجربی بسیاری برای آن وجود دارد) قانع نمود.
متأسفانه در مواردی هم در بین گروهی از افرادی که درگیر فعالیتهای این بخش هستند (شامل مدیران و کارشناسان) استفاده از یک زبان خود ساخته و چند رگه مملو از کوته نوشتهائی که در مواردی حتی گسترده یا معانی فنی آن را نمیدانند، ترویج و تقدیس میشود تا پوششی بر جهلی فنی شود.
اینک باید از فرصتی تاریخی یاد کرد که اقبال از سر نیاز گروه هائی از مردم عادی را شامل میشود که مثلاً در دریافت کارت سوخت وانت بارها جمعیتی حدود ۵/۸ میلیون گزینه ثبت نام اینترنتی را (به علت سهولت) در سال گذشته، بر ثبت نام دستی ترجیح دادند و این مردم عادی با داشتن سواد خواندن و نوشتن در ارتباط با سواد عمومی رایانهای به زبان فارسی میتوانند کاربرانی مهم در خدمت گسترش به کارگیری فناوریهای پرکاربرد اطلاعاتی و رایانهای تلقی شوند.
متأسفانه علیرغم تلاشهای قابل توجه فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سالهای اخیر برای واژهسازی در این زمینه به علت ناکارائی و ناکافی بودن روشهای ترویجی آن و عدم وجود پایگاهی اینترنتی برای دسترسی به آخرین واژگان این حوزه (و لزوم تهیه نسخه کاغذی این مصوبات با مراجعه حضوری به سازمان مربوطه)، عملاً زحمات آنها کمثمر مانده است.
کتابهای دبیرستانی و هنرستانی رایانه در گونه های جدید خود مملو از واژگانی است که فارسیهای معادل آنها را فرهنگستان تصویب کرده است. کافی است تألیف کنندگان کتب درسی را وزارت آموزش و پرورش، در این زمینه توجیه و ترغیب نماید تا در یک دوره زمانی نوجوانان و جوانان ما از ابتدا با این واژه ها خو بگیرند و در کم دانشی خود قداستی برای واژه های غیر فارسی قائل نشوند و واژه های فارسی را بی دلیل ناتوان در توصیف مفاهیم فنی ندانند.
متأسفانه در بین مخالفان فارسی گوئی و فارسی نویسی فنی گروه هائی هستند که بر نظریه های متعلق به دهه هفتاد و راه حلهائی مثل زبان اسپرانتو اشاره میکنند و یا بدون اطلاع از شکست پروژه یک زبانه کردن اینترنت و مقاومت فرهنگی کشورها، اضمحلال زبان مادری در حوزه فنی را یک جبر تاریخی (از نگاهی جزم گرایانه) برمیشمارند.
نسل جوان ما به دلیل اهمالی همگانی سرمایه بی بدیل زبان مادری را که ظرفیت های ناپیدای بسیاری برای حضور در عرضه واژگان فنی دارد را با کوته نوشتهای زبانهای دیگر به عنوان مفاهیم فنی معامله میکند و در عین حال پیوندهای خود را با عموم جامعه در این حوزه می گسلد، پیوند با کسانی که باید مصرف کنندگان این فناوری و عامل ترویج و به کارگیری آن باشند. بهانه نادقیق اینکه سازندگان هر فناوری واژگان آن حوزه را میسازند و ما که در بسیاری از حوزهها مصرف کننده ایم باید به این سیل واژگان تن دهیم، توجیهی ندارد و بیشتر نشانه از یک گونه تسلیم از روی راحت طلبی است. از عبارت راحت طلبی به این دلیل استفاده میکنم که قطعاً برای یک یا دو نسل این کار پر رنج است و گزینه اول راحتتر و ساده تر و عامل تفرعن بیشتر امّا این رنج را یک یا دو نسل باید برخود هموار کند تا از یک گسست زبانی و فرهنگی دیگر برحذر باشد. در حالیکه سازمانهای بین المللی هزینه های بسیار، صرف حفاظت و ترویج خرده فرهنگها میکنند نباید ما میراث فرهنگ ایرانی خود را که تبلور عینی آن زبان مادری ما است با این ادله ناروشن و غیرعلمی فراموش کنیم.
امروز مقالات کنفرانسهای داخلی روزافزون در کشور در حوزه فناوری اطلاعات (که باید در مورد جوشش یکباره هزاران مقاله برای دهها کنفرانس در سالهای اخیر دلیل عقلی پیدا کرد) که کمتر به مسائل این حوزه در ایران میپردازند در مقالات خود راجع به انواع موضوعات در کشورهای دیگر، از گونه ای زبان فارسی بهره میگیرند که اهمیت آسیب شناسی اثرات آتی آن در نسل جوان ممکن است کمتر از اهمیت اثربخشی گرایش بی دلیل امروزین برای برگزاری کنفرانسهای داخلی کشور به زبان انگلیسی نباشد که مبدعان آن تأئید ناشرین خارجی برای چاپ مقالات را ضرورت این امر میدانند و به این نکته اشاره نمیکنند که چگونه با این تصمیمات نسل جوان ما را با مفروضاتی نادرست همراه میکنند.
ضرورت یک تفاهم عمومی و تلاش فرهنگی مستمر برای فارسی گوئی، فارسی نویسی و فارسی خوانی در حوزه فناوری اطلاعات و علوم رایانه امروزه بیش از پیش احساس میشود. با تفاهم گروههای کوچک و تدوین یک آداب نامه همه جانبه میتوان گویندگان، نویسندگان و خوانندگان را به فارسی گوئی و فارسی نویسی ترغیب نمود. این امر نافی نوشتن، خواندن و گفتن به هر زبانی، به شکل کامل در داخل کشور نیست بلکه از شیوع و ترویج یک زبان ابداعی مخرب با ترکیبی از واژگان و کوته نوشته ای کم مفهوم جلوگیری میکند که ضمن جلوگیری از رشد فنی زبان فارسی، سطح تعاملات فنی بین نسلهای مختلف را کاهش داده و آنرا در حد احوالپرسی مکرر (مشابه برخی برنامههای خسته کننده تلویزیونی) نازل میکند و راه را بر همگانی شدن سواد فناوری اطلاعات و علوم رایانه و به کارگیری گسترده آن در کشور میبندد و این مباد!
به لحاظ رعایت اصول اخلاقی و امانت داری استفاده از این مطلب فقط با ذکر منبع (میگنا - www.migna.ir) آزاد است.
کپی با كليدهاي ctrl+A














