چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - 19 Jun 2019
تاریخ انتشار :
جمعه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ / ۱۷:۳۰
کد مطلب: 11133
۳

مدرسه و اجتماعی شدن مذهبی دانش آموزان

    اختصاصی میگنا . ارسالی از کاربران
تهیه کننده : مرضیه نوروزی استادراهنما:جناب آقای حسین نژاد   موضوع : مدرسه و اجتماعی شدن مذهبی دانش آموزان       چکیده: مقاله حاضر، یک مقاله مروری است که در ابتدا با ارائه تعریفی از معلم ، تربیت ، دین ، تربیت دینی و تربیت اجتماعی ریشه های اجتماعی شدن و تربیت مذهبی را بررسی کرده و در انتها به ارائه راهکارهایی پرداخته است .
کلید واژه : مدرسه ، اجتماعی شدن ، تربیت دینی ، تربیت اجتماعی

مقدمه
تربیت و شکل ‌گیری شخصیت افراد به ویژه نسل جدید، تحت تأثیر عوامل مختلف درونی، بیرونی و حتی عوامل فوق طبیعی قرار دارد. عوامل گوناگون مؤثر در تربیت، هر کدام در جای خود مهم و دارای درجه خاصی از تأثیر است. در این میان دو عامل خانواده و مکتب یا مدرسه نقش بسیار برجسته ای نسبت به دیگر عوامل دارند و در واقع این دو هستند که شخصیت افراد را شکل می ‌دهند. خانواده نخستین محل تعلیم و تربیت و عرصه‌‌ آموزش برای تمام افراد است. اینجاست که بخش اعظم سلایق و علایق، شخصیت‌ و الگو‌های رفتاری افراد شکل می ‌گیرد. مدرسه به عنوان مکمل خانواده، کانونی است که در آن افراد همراه با تعلیم و کسب معلومات، تربیت می ‌شوند.
در مدرسه نیز عوامل مختلفی وجود دارند که در امر تربیت مؤثرند از قبیل برنامه‌ های ‌درسی، مواد آموزشی، سازمان مدرسه و امکانات آموزشی آن؛ ولی هیچ یک از اینها به اندازه معلم، چه به لحاظ آموزشی و چه تربیتی اهمیت ندارد، زیرا این معلم است که به همه‌ آن عوامل جان می‌ بخشد و آنها را سودمند و نتیجه ‌بخش می ‌گرداند. همچنین اوست که   نسل ‌ها را به همدیگر ارتباط می‌ دهد، فرهنگ جامعه را حفظ می‌ کند، و در صورت نیاز تغییر می ‌دهد و تکامل می‌ بخشد، به رفتار دانش ‌آموز شکل می دهد و افراد مورد نیاز جامعه را تربیت می‌ کند.

از آنجا که در هر جامعه‌ ای بسته به بینش‌ ها و نگرش‌ های آن جامعه، نوع خاصی از تربیت مورد نظر است، در جامعه‌ دینی، تربیت دینی مورد اهتمام جدی متولیان امر تربیت است. با توجه به اینکه کشور ما یک کشور اسلامی است و ۹۹% جمعیت آن مسلمان است، تربیت دینیِ نسل جدید یکی از بایسته ‌های وزارت معارف به عنوان نهاد رسمیِ متکفل امر تعلیم و تربیت در کشور، به شمار می‌ رود.
بنابراین با توجه به اهمیت تربیت دینیِ نسل جدید و نقش بسیار برجسته‌ معلم در این پروسه، در این مقاله روی بررسی نقش معلم در تربیت دینی دانش‌آموزان مکاتب اعم از ابتدایی‌ و متوسطه تمرکز می‌ کنیم. پیش از ورود به مباحث، تذکر چند نکته لازم است:

۱. در این نوشته تربیت دینی و نقش معلم در آن، به صورت حد اکثری در نظر گرفته شده، امری که در عالم واقع تقریبا ناممکن است. ولی این بدین معنا نیست که معلم حتما باید نقش حد اکثری ایفا کند، بلکه هر نقشی میان دو کرانه‌ پائین و بالا می ‌تواند مهم باشد.
۲. در نظام تعلیم و تربیت امروزی معمولا تقسیم کار وجود دارد و در مدارس و مکاتب، متولی آموزش غیر از متولی تربیت است. به لحاظ اداری معلمان تنها وظیفه‌ تعلیم را به عهده دارند و مربیان و نهاد تربیتی مکتب، وظیفه‌ تربیت را. این مسأله این توهم را حتی برای برخی از معلمان به وجود آورده که تربیت وظیفه معلم نیست. اما با توجه به منابع اسلامی و نقش بی‌ بدیل معلم در تربیت دینی، تقسیم کار جدید، نمی‌تواند مسئولیتی را که دین بر عهده‌ معلمان گذاشته، از دوش آنان بردارد. بنابراین معلم هنوز که هنوز است باید نقش تربیتی‌ خود را ایفا کند، چون هیچ فرد و نهادی نمی‌ تواند جای او را بگیرد.
۳. نقش‌ ها و وظایفی که در این مقاله برای معلم ذکر شده، از عهده‌ هر معلمی برنمی ‌آید. این وظایف کار معلمانی هستند که قبل از معلم شدن، در نهادهای تربیت معلم آموزش دیده باشند و از لحاظ سواد، مهارت و تدین به حد قابل قبولی رسیده باشند. ازاینرو، موفقیت معلمان در امر تربیت دینی، علاوه بر اینکه نیازمند خودسازی درونی است، به وجود نهادهای تربیت معلم قوی در یک نظام تعلیم و تربیت نیز متکی است.

مفاهیم بحث
۱.معلم:
معلم در زبان فارسی در دو معنا به کار می ‌رود: یکی تعلیم دهنده و آموزنده. دیگری عالم و فیلسوفی که جامع علوم عصر و واضع بخشی از دانش‌هاست (معین ، 1371). معلم در معنای اول خیلی عام و فراگیر است، زیرا شامل خداوند در درجه‌ اول، پیامبران و امامان در درجات دوم و سوم، مراجع و بزرگان، علما و اندیشمندان، مدرسان مدارس، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، واعظان، مربیان و ... در درجات پائین‌ تر، می‌ شود. اما در معنای دوم فقط شامل تعداد محدودی می ‌شود مانند ارسطو که در تاریخ به معلم اول معروف شده و ابونصر فارابی که معلم ثانی لقب گرفته است. منظور از معلم در این مقاله، معلمان مکاتب ابتدایی و متوسطه است.
۲. تربیت
صاحب نظران در تعریف تربیت بسیار کوشیده‌اند وتاکنون صدها تعریف ارائه کرده‌اند. این تعاریف را از یک دیدگاه می‌ توان به دو دسته تقسیم کرد. دسته‌ ای که صاحب‌ نظران ابتدا به بررسی ریشه لغوی تربیت و تطور مفهومی آن پرداخته و آنگاه با توجه به بینش خاص خود درباره‌ ماهیت انسان و جهان و جامعه و معرفت، مفهوم مورد نظر خویش را از تربیت نتیجه گرفته است. فلاسفه، روان‌ شناسان و جامعه ‌شناسانی که در صدد تعریف تربیت برآمده‌ اند و نیز عمده‌ عالمان و فیلسوفان تربیتی، در تعریف تربیت همین طریق را پیموده‌اند.
دسته دوم، تعاریفی است که صاحب‌ نظران با توجه به واقعیت‌ های متناظر با این مفهوم، به تجزیه و تحلیل عناصر دخیل در عمل تربیتی و انواع ارتباطی که عناصر با هم دارند پرداخته و آنگاه تعریف مورد نظر خویش را بدون اینکه قالب بینش خاصی را گرفته باشد و در عین حال، باهر بینشی می‌توان به آن محتوا داد، ارائه کرده است. شاید بهترین تعریف از این دست را «گاستون میالاره» ارائه کرده است: «امر تربیتی، عملی است که روی  یک فرد یا گروهی از افراد اعمال می‌شود یا عملی است که فرد یا گروهی از افراد آن را می ‌پذیرند و حتی در جستجوی آن هستند تا به تغییری آنچنان عمیق منتهی شود که نیروهای زنده جدیدی در افراد پدید آید و این افراد خود به صورت عناصر فعال این عملی که روی آنان اعمال می‌شود، در آیند.». (میالاره ، 1362 ، به نقل از علی محمد کاردان ، 1375)migna.ir
بر اساس این تعریف، تربیت دارای چهار عنصر اساسی است:
    روش تربیتی و آن عملی که مربی برای رسیدن به هدف تربیت انجام می‌دهد؛
    هدف تربیتی و آن تغییری است که قرار است در متربی ایجاد شود؛
    مربی، کسی که تلاش می‌کند تغییر را در متربی ایجاد کند؛
    متربی، کسی که عمل تربیت بر روی او اعمال می‌شود.

این توضیح را باید به تعریف «گاستون میالاره» افزود، عملی که روی متربی اعمال و یا از سوی او پذیرفته می‌شود، خود نیازمند زمینه ‌های معرفتی و اعتقادی است؛ یعنی متربی ابتدا باید نسبت به آن عمل شناخت پیدا کند و بعد آن را باور کند. آنوقت است که خود به صورت عنصر فعال آن عمل ظاهر می ‌شود. پس می ‌توان گفت تربیت یعنی شناخت، باور و عمل بر مبنای آن.
۳.دین
منظور از دین در اینجا دین اسلام است، نه مطلق دین و هرگونه معرفتی که منشأ الهی و شهودی دارد. دین اسلام عبارت است از آنچه که از جانب خداوند به وسیله حضرت محمد(ص) برای هدایت بشر فرستاده شده است و مجموعه‌ قول، فعل و تقریر پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام که به حکم حدیث ثقلین بخشی از دین به شمارمی‌ آیند.
۴. تربیت دینی
با توجه به روشن شدن مفهوم مورد نظر از تربیت و دین، می ‌توان مفهوم تربیت دینی را به راحتی بیان کرد. تربیت دینی یعنی شناخت آموزه ‌های دین، تبدیل این شناخت‌ ها به باورهای قلبی و به کاربستن این باورها در رفتارهای فردی و اجتماعی. در نتیجه، افراد در فرایند تعلیم و تربیت دینی، به گونه ‌ای تربیت می‌شوند که در گرایش‌ هایشان نسبت به زندگی، اعمال و تصمیم‌ هایشان و در برخورد با تمام امور، همواره حاکمیت ارزش‌ های الهی را احساس کنند. در چنین نظامی علاوه بر ایجاد نظم ذهنی، دانش‌ آموزان به گونه‌ ای تربیت می‌شوند که دانش را صرفا برای ارضای کنجکاوی‌ های فکری یا منافع دنیوی کسب نمی ‌کنند، بلکه منطقی و متقی بار می ‌آیند و فراهم آوردن موجبات رفاه مادی، معنوی و اخلاقی خانواده، ملت، خود و دیگران را وجهه‌ همت خویش قرار می‌دهند. در این نوع از تربیت، هدف تنها کسب معرفت نیست، بلکه رشد و شکوفایی موزون همه‌ ابعاد وجودی انسان مورد توجه قرار دارد.

جایگاه و نقش معلم در اسلام
اهمیت معلم در اسلام، بیانگر نقش و کاربرد او در جامعه است. اگر نقش معلم حیاتی نبود اسلام تا این حد به او بها نمی‌داد. در اسلام معلم از چنان ارزش و جایگاهی برخوردار است که خداوند در نخستین آیات نازل شده بر پیامبر(ص)، خودش را معلم معرفی می‌ کند: «بخوان به نام پروردگارت که جهانیان را آفرید. انسان را از خون بسته سرشت، بخوان! و پروردگارت کریم ‌ترین است، همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمی‌ دانست. »(علق، ۱ـ۵). پیامبر(ص) در روایتی فرموده‌ اند: «همانا خدا و فرشتگان، حتی مورچه در لانه ‌اش و ماهیان در دریا بر کسی که نیکی‌ ها را به مردم می ‌آموزد، درود  می ‌فرستند».(محمدی ری شهری ، 1363)
در روایتی دیگر فرموده‌ اند: «خداوند به حضرت موسی وحی نمود: ای موسی نیکی را بیاموز و آن را به دیگران یاد بده، زیرا من قبر معلمان و متعلمان نیکی را نورانی می‌ کنم تا احساس ترس نکنند». نیز از ایشان می‌ خوانیم: «آیا می ‌خواهید بهترین ‌ها را به شما معرفی کنم؟ خدا بهترین بهترین ‌هاست، و من بهترینِ فرزندان آدم و بهترینِ شما بعد از من کسی است که علم را بیاموزد و سپس آن را نشر دهد». هم‌ چنین فرمودند: «علما وارث پیامبرانند، زیرا پیامبران دینار و درهمی به ارث نگذاشتند، ولی ارث آنها علم بود و هر که از آن برگرفت، بهره‌ فراوانی برده است».(کلینی ،1381ق)
به طور کلی، در متون اسلامی سه نقش اساسی برای معلم بیان شده است:
۱. معلم تداوم بخش راه انبیاء: وظیفه‌ اصلی پیامبران آسمانی تعلیم و تربیت بوده است و معلم هم همین نقش را در مدرسه ایفا می‌کند. قرآن می ‌فرماید: «او کسی است که در میان مکتب نارفتگان رسولی از خودشان برانگیخت تا آیات خدا را بر آنان بخواند و آنان را تزکیه کند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، گرچه قبلا در گمراهی آشکاری بودند» (جمعه، ۲). پس در واقع معلم کاری را انجام می ‌دهد که پیامبران می‌ کردند.
۲. معلم در نقش راهنما و روشنگر: پیامبر اکرم می‌فرماید: «به راستی مَثل عالمان در زمین مَثل ستارگان در آسمان است که مردم در تاریکی‌ های خشکی و دریا به کمک آنها راه خود را پیدا می‌کنند. هرگاه این ستارگان خاموش شوند، بسا که راه یافتگان نیز گمراه شوند».(مجلسی ، 1403ق) گرچه روایت در مورد عالم است، اما از آنجا که معلمان مکاتب نیز همان مسؤلیتی را بردوش دارند که در این روایت برای عالم بیان شده است، پس آنان نیز مشمول این روایتند.
۳. معلم مدافع مرزهای فرهنگی: امام صادق(ع) می‌فرماید: «دانشمندان شیعه از مرزها و شیعیان ضعیف دفاع می ‌کنند و مانع هجوم ابلیس و یارانش به آنها می ‌شوند». این حدیث نیز مانند روایت پیشین در مورد علماء است، اما کسانی که در مکاتب به کودکان و نوجوانان و جوانان دانش‌ آموز، تفکر و بینش صحیح می‌ دهند و از مرزهای فکری و عقیدتی آنان در برابر هجوم فرهنگ‌ های نامطلوب دفاع می‌ کنند، بدون شک از مصادیق روایت فوق به شمار می‌ روند.
ارزش و جایگاه رفیع معلم اختصاص به اسلام ندارد. در گفته‌ های غیر مسلمانان نیز   نشانه ‌هایی از مقام بلند معلم دیده می‌شود. ارسطو می‌گوید: «کسانی که کودکان را تربیت می‌کنند باید بیش از افرادی که آنان را بار می ‌آورند مورد احترام قرار گیرند، زیرا اینان تنها به کودک زندگی می‌ بخشند ، در حالی که معلمان هنر بهتر زیستن را به او یاد        می‌ دهند».(شعاری نژاد ، 1375)

نقش معلم در تربیت دینی
همان‌ گونه که قبلا بیان شد، در تربیت دینی به دنبال سه چیز هستیم: دانش‌آموزان معارف دینی را درست و مستدل یاد بگیرند، فراگرفته‌ های ذهنی ‌شان تبدیل به باورهای قلبی شوند و در اخیر هم رفتار و کردارشان در تمام زمینه‌ ها در چارچوب این معارف باشند. به عبارت دیگر تربیت دینی یعنی شناخت، ایمان و عمل. معلم در هر سه محور نقش‌ های مهمی می‌ تواند ایفا کند. اینک هر کدام را به اجمال بررسی می ‌کنیم.

۱. نقش معلم در شناسایی معارف دین
معلم به جهت اینکه مستعد ‌ترین افراد به لحاظ ذهنی و پاک ‌ترین آنها به لحاظ قلبی و روحی و عاطفی، یعنی کودکان دوره‌ های ابتدایی، نوجوانان و جوانان دوره‌ های متوسطه را در اختیار دارد؛ و هم ‌چنین به دلیل اینکه بیشترین وقت بچه‌ ها را در اختیار دارد و مهمتر از همه عهده‌ دار آموزش و تعلیم آنان است؛ می ‌تواند نقش بسیار ممتازی در تربیت دینی آنها ایفا نماید. او می ‌تواند از فرصت‌ های متعددی که در حین درس دادن برایش فراهم        می‌ شود، استفاده کرده عقاید اسلامی را درست تبیین و باورهای نادرست و خرافاتی را که در اذهان بچه‌ ها از طریق خانواده، یا محیط بیرون نقش بسته، از اعتقادات اسلامی جدا کند.
شهید مطهری در این مورد می‌ گوید: «افرادی مانند من که با پرسش‌ های مردم درباره‌ ی مسائل مذهبی مواجه هستیم، کاملا این حقیقت را درک می‌ کنیم که بسیاری از افراد تحت تلقینات پدران و مادران جاهل و مبلغان بی‌ سواد افکار غلطی در زمینه‌ مسائل مذهبی در ذهنشان رسوخ کرده است و همان افکار غلط اثر سوء بخشیده و آنها را درباره‌ حقیقت دین و مذهب دچار تردید و احیانا انکار کرده است؛ ازاینرو، کوشش فراوانی لازم است صورت بگیرد که اصول مذهبی به صورت صحیح و واقعی خود به افراد تعلیم و القا شود».(به نقل از مرتضی مطهری ، 1367) از نظر ایشان، گرچه اسلام دینی حیات ‌بخش است؛ اما آموزش گزاره های مبتنی بر شناخت نادرست از دین، این خاصیت را از آن گرفته و اسلام را به عاملی برای سکون و عدم تحرک و بی‌ خبری تبدیل کرده است. migna.ir
کودکان به خاطر حس کنجکاوی پرسش‌ های فراوانی راجع به مسائل مختلف از جمله مسائل دینی دارند که ممکن است به پاسخ قانع کننده‌ ای دست نیافته باشند و یا با پاسخ‌ های غلطی که از والدین و یا کسانی دیگر دریافت‌ کرده‌ اند، عقاید نادرستی پیدا کرده باشند. معلم می ‌تواند با تفکیک مسائل دینی از غیر آن، عقاید آنها را پالایش کند. او حتی وقتی که فیزیک، شیمی، ریاضی، زبان خارجی، ادبیات و دیگر مواردی که ربطی به دین ندارد تدریس می ‌کند، نیز می‌ تواند در ضمن آنها و در فرصت‌های مناسب به تبیین معارف دین بپردازد.


۲. نقش معلم در ایمان‌ آفرینی
بعد از اینکه معلم موفق شد به دانش‌ آموزان شناخت درستی نسبت به معارف دینی بدهد، نوبت تبدیل این شناخت های ذهنی به باورهای قلبی فرا می ‌رسد. در این مرحله معلم باید با شناسایی دقیق موانع ایمان از یک طرف و درک روحیه دانش‌ آموزان از سوی دیگر، تدبیرهایی را برای از میان برداشتن آن موانع بیندیشد و زیرکانه و ماهرانه آنها را اجرایی نماید. این قسمت از کار بسیار مشکل است و معلمان می ‌توانند از روش پیامبران و امامان برای موفقیت نسبی در این وظیفه‌ سنگین و خطیر، و هم‌ چنین برای درک بهتر روحیات دانش ‌آموزان از دستاوردهای روان‌ شناسان، کمک بگیرند. به طور مشخص اقدامات زیر می ‌توانند برای ایمان‌ آفرینی خیلی مؤثر باشند:
تقویت روحیه‌ حق‌ گرایی (بیدار کردن فطرت الهی): انسان فطرتا حق ‌گراست و لذا قرآن کریم پذیرش دین را لازمه‌ حق‌ گرایی می‌ داند: «حق‌ گرایانه به دین رو آور که مقتضای فطرت الهی است که خداوند مردم را بر آن آفریده و در آفرینش خدا هیچ تغییری راه ندارد» (روم، ۳۰). این فطرت حق ‌گرایانه‌ ای که در انسان وجود دارد، گاهی نیازمند به فعلیت رساندن است، مانند فطرت انسان در دوره‌ ی کودکی و نوجوانی و احیانا جوانی؛ گاهی نیازمند احیاء مجدد. دومی در مورد انسان‌ هایی صادق است که بر اثر برخی عوامل منفی مانند وسوسه‌ های شیطانی فطرت‌ شان زیر انبوهی از گناهان مدفون شده است.
معلمان مکاتب با افرادی سروکار دارند که فطرت ‌شان پاک است، اما به مرحله ی فعلیت نرسیده است. این افراد چون تا هنوز فطرت ‌شان تحت تأثیر عوامل منفی قرار نگرفته یا کمتر قرار گرفته، برای پذیرش حق خیلی مستعد تر از افراد میان‌ سال و بزرگ ‌سال هستند. معلمان می ‌توانند با بیدار کردن این فطرت‌های پاک و مستعد و به فعلیت رساندن آنها    ایمان ‌آفرینی کنند.
اینکه چگونه می‌ شود فطرت این افراد را بیدار و به مرحله فعلیت رساند، به نظر می ‌رسد بهترین روش آن است که خداوند در قرآن کریم به کار برده است. خداوند در قرآن برای تقویت روحیه حق‌ گرایی و جلوگیری از تأثیر عوامل منفی، انسانها را از ماهیت روحیه‌ ی حق ‌گرایی وچگونگی تأثیرپذیری آن از شرایط بیرونی آگاه کرده است. این آگاهی از     یک‌ سو، باعث می ‌شود خود انسان در برابر عوامل منفی، اعم از درونی و بیرونی، موضع ‌گیری کند و مانع تأثیر آنها شود. از سوی دیگر، باعث می ‌شود انسان در ارزیابی اعمال و رفتار خود به این موضوع توجه بیشتری نماید.(داودی ،1365)
هم‌ چنین روش انبیاء به ویژه رفتار پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع)     می ‌تواند به معلمان در بیدار کردن فطرت کمک نماید، چون اینها مؤثرترین روش ‌شان برای هدایت، بیدار کردن و احیاء مجدد فطرت‌ها بوده است.
تقویت قدرت تفکر و تشخیص حق از باطل: یکی از مشکلاتی که بر سر راه کار معلمان در امر تربیت دینی دانش ‌آموزان وجود دارد این است که ممکن است، دانش‌ آموزان در تعارض میان گفته‌ های معلم و آنچه که در محیط بیرون ازمدرسه به آنها القا می ‌شود، گرفتار شوند. در این وضعیت اگر دانش‌ آموز قدرت تحلیل وتفکر داشته باشد، به راحتی می‌ تواند مسأله را تجزیه و تحلیل کند و حق را از باطل براساس آموخته‌ هایش تشخیص دهد. اما اگر فاقد چنین قدرتی باشد، این امکان وجود دارد که تسلیم گفته‌ های دیگران شود. این دیگران می ‌توانند خانواده و بستگان او یا شبهه افکنان و مخالفان دین باشند و یا     رسانه‌ های صوتی و تصویری و مطبوعات. نمونه‌ ی این را در قرآن داریم: «روزی که چهره‌ هایشان را در آتش زیرو رو می‌ کنند، می ‌گویند: ای کاش از خدا و پیامبر پیروی کرده بودیم و می‌ گویند: پروردگارا! بزرگان و سروران خویش را پیروی کردیم و گمراهمان کردند. پروردگارا! آنان را دوچندان عذاب ده و لعنتـ‌شان کن لعنت بزرگ» (احزاب، 66-68). «هرگاه به آنان گفته می‌ شد از آنچه خداوند فرو فرستاده پیروی کنید، می ‌گفتند: نه، از سنت‌های پدرانمان پیروی می‌ کنیم؛ آیا حتی اگر پدران ‌شان تعقل نمی‌ کردند و بر هدایت نبودند (باز از آنها پیروی می‌ کردند) » (بقره، 120). اگر این افراد قدرت تفکر و تشخیص حق از باطل داشتند، از بزرگان ‌شان پیروی کورکورانه نمی‌ کردند تا دچار بدبختی شوند.
تحقیقات جدید نیز نشان داده یکی از عوامل مؤثر در همرنگی فرد با اکثریت علاقه‌ ی فرد به درست رفتار کردن است. ازآنجا که معمولا جمع و اکثریت آگاهی ‌های بیشتری دارند، افراد می‌ کوشند خود را با جمع هماهنگ کنند؛ ازاینرو، هرچه میزان اعتماد فرد به درستی اطلاعات، نظریات و رفتارهای جمع بیشتر باشد، خود را بیشتر با آنها هماهنگ می‌ کند و این هماهنگی تنها در سطح رفتار باقی نمی ‌ماند، بلکه به باورها نیز سرایت می‌ کند.
این مطلب در مورد پیروی مردم از افراد و طبقات متنفذ جامعه نیز صادق است؛ از آنجا که این افراد در زمینه ‌هایی خاص از زندگی، موفقیت را در آغوش گرفته و مقام و موقعیت اقتصادی و اجتماعی ممتازی به دست آورده‌ اند، دیگران می‌ پندارند همه‌ ی بینش‌ ها، نگرش‌ ها، باورها و رفتارهای آنان درست است؛ ازاینرو، می ‌کوشند در تمام زمینه‌ ها از آنان پیروی کنند.(داودی ، 1365)
بنابراین، در اینگونه موارد قدرت تعقل و تفکر است که به کمک افراد می‌ آید و گرنه احتمال لغزش خیلی بالا می‌ رود. شاید به همین دلیل است که قرآن مردم را دعوت به تعقل و تدبر و تفکرمی‌ کند (بقره، ۴۴، ۷۳، ۷۶، ۲۴۲؛ آل عمران، ۶۵، ۱۱۸؛ و ...).
مقبولیت و اعتبار معلم: معلم سعی کند با رفتار درست و مطابق گفتار، اعتبار خود را نزد دانش‌ آموزان بالا ببرد. اگر دانش‌ آموز معلم را به عنوان یک شخصیت معتبر و مورد احترام بپذیرد، سعی می‌ کند که گفته‌ های او را خوب گوش بدهد و بپذیرد و در رفتار وکردار خود عملی کند و حتی رفتار معلم را الگوی رفتار خویش قرار دهد. بدیهی است که عکس این مطلب نتیجه‌ ی عکس خواهد داد. بهترین راه کسب اعتبار برای معلم، همان راهی است که معلمان بزرگی مانند پیامبران الهی و پیشوایان دین از آن استفاده می ‌کردند، یعنی عمل به گفته‌ های خود یا پیروی از اصل کردار مطابق گفتار. از امام علی(ع) روایت شده: «کسی که خود را درجایگاه راهنما و معلم دیگران قرار می‌ دهد، باید پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خود بپردازد و در مقام تربیت دیگران، پیش از تربیت به زبان به تربیت با عمل همت گمارد.(مجلسی ،1403ق)  migna.ir

محبوبیت معلم: یافته‌ های روان‌ شناسان نشان می ‌دهد که «هرچه مخاطبان نگاه مثبت‌ تری به گوینده داشته باشند، ارتباط را مثبت ‌تر ارزیابی می‌ کنند و احتمال بیشتری دارد که نگرش خود را مطابق نظرگوینده تغییردهند».هم ‌چنین روان‌ شناسان در تبیین رابطه ‌ی میان محبوبیت و تأثیرگذاری می‌ گویند: «ازآنجا که انسان ‌ها تلاش می‌ کنند شناخت‌هایشان با احساساتـ‌شان هماهنگ باشد، نگرش خود را به احتمال زیاد برحسب نگرش‌ های کسانی که دوست دارند، تغییرمی ‌دهند».
معلم می ‌تواند با دین ‌داری، گشاده‌ رویی وخوش‌ رویی، خلق نیکو، تواضع و احترام به دانش‌ آموزان، زهد و بی ‌رغبتی به دنیا و آراستگی و زیبایی ظاهری محبوبیت خود را نزد دانش‌ آموزان افزایش دهد. معلم نباید هیچ وقت دانش‌ آموز را مورد تحقیر و توهین قرار دهد، زیرا هر انسانی تمایل ذاتی به کسب احترام و ارزش و قبول از طرف دیگران دارد. تحقیر کودک از سوی معلم ممکن است کودک را فراری بدهد و نفرتی در دل او نسبت به معلم ایجاد کند به گونه ‌ای که گفتار و کردار معلم برای او قابل قبول نباشد. خداوند به پیامبر دستور می ‌دهد که با مردم مهربانانه برخورد کن تا از تو فراری نشوند. «به سبب رحمت خداست که تو با آنها اینچنین خوشخوی و مهربان هستی. اگر تندخو و سخت‏ دل می‏ بودی از گرد تو پراکنده می‏ شدند. پس بر آنها ببخشای و برای ‌آنها آمرزش بخواه و در کارها با ایشان مشورت کن و چون قصد کاری کنی بر خدای توکل کن، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد» (آل عمران، ۱۵۹). معلم باید حتی الامکان از تنبیه و برخورد تند و  خشونت ‌آمیز با دانش‌ آموز اجتناب ورزد، زیرا روان ‌شناسی جدید بر این عقیده است که نوجوان در رشد و تکامل اجتماعی خود، از چگونگی ارتباط و علاقه‌ اش نسبت به معلمان و میزان نفرت یا محبت خود به آنها متأثر می ‌شود. این ارتباط‌ ها به اشکال و رنگ‌ های گوناگون در می‌ آیند که اساسشان به شخصیت معلم، میزان ایمانش به شغل خود، مقدار فهمش نسبت به مرحله نوجوانی و طرق رعایت و حل مشکلات آن بستگی دارد. چنانکه معلم مسلطی که با امر و نهی، تهدید و تعقیب و آزار و شکنجه بر کلاس حکم می‌ کند  دانش‌ آموزان را از خود دور می ‌کند، میان خود و آنها جدایی می ‌اندازد و در نتیجه، به هیچ وجه مورد محبت آنان واقع نمی ‌شود. برعکس، معلم دادگستری که همواره با      دانش ‌آموزان خود همکار و دوست صمیمی است و هنگام استمداد از او، هرگز به سرزنش آنان نمی‌ پردازد، محبت و اعتماد آنها را به خود جلب می‌ کند. (شعاری نژاد ، 1375)
محبوبیت معلم دو کارکرد مهم دارد: نخست آنکه به معلم امکان می ‌دهد در لایه ‌های درونی شخصیت دانش‌آموزان نفوذ کند، و دوم آنکه تأثیرگذاری تربیتی معلم را آسان می ‌نماید. تحقیقاتی که در مورد میزان علاقه‌ ی دانش‌ آموزان به درس دینی انجام شده  (سادئی ، 1374) نشان می‌ دهد که میزان علاقه ‌ی دانش ‌آموزان به دبیر دینی رابطه‌ ی مستقیم و مثبتی با میزان علاقه‌ آنان به این درس دارد.(داودی ،1365)
انتخاب شیوه‌ ی مناسب دربیان آموزه‌ های دینی: معلم باید سعی کند آموزه ‌های دینی را ساده‌، رسا و جذاب برای دانش ‌آموزان بیان کند به گونه‌ ای که اولا آنها بفهمند که معلم چه می ‌گوید و ثانیا از شنیدن آن احساس خستگی نکنند. اگر معلم مثلا در خداشناسی تنها به بیان دلایل فلسفی اثبات وجود خدا و صفاتی مانند توحید و قدرت خدا بپردازد، یقینا خسته کننده خواهد بود و دانش ‌آموزان شاید برای گرفتن نمره، این دلایل را در حافظه ‌ی ذهنشان بسپارند ولی این سپرده‌ ها هیچ وقت تبدیل به ایمان و اعتقاد قلبی نمی‌ شود، چون از روی میل و رغبت و شوق کسب نشده‌ اند. معلم باید استدلال‌ های فلسفی را در قالب مثال‌ های ساده و همه‌ کس‌ فهم طوری بیان کند که متعلم همانجا نه تنها کاملا تفهیم شود، بلکه پایه‌ های اعتقادی‌ اش نسبت به آن موضوع نیز شکل بگیرد. هم ‌چنین معلم باید از مطرح کردن مباحث پیچیده و دور از فهم دانش‌ آموز اجتناب ورزد. در این مورد نیز مطالعه‌ سیره ‌ی انبیاء و معصومان می ‌تواند برای معلمان راهگشا باشد.
پاسخ مناسب به پرسش‌ ها و شبهه ‌ها: گاهی برای دانش ‌آموزان پرسش‌ ها و شبهه ‌هایی مطرح می ‌شوند و یا کسانی دیگر در ذهن آنان شبهه ایجاد می ‌کنند، معلم باید اولا این فضا را ایجاد کند که دانش ‌آموزان به راحتی بتوانند سئوالاتشان را مطرح کنند و ثانیا پاسخ مناسب بدهد. پاسخ مناسب از دوحال خارج نیست: یا معلم جواب آن پرسش را می‌ داند، در این صورت باید با متانت و بردباری پاسخ دهد؛ یا نمی‌ داند که در این صورت باید این شهامت را داشته باشد که صراحتا بگوید نمی ‌دانم و سعی می‌ کنم با مطالعه یا پرسیدن از دیگران بیابم و برای شما بیان کنم.

نقش فعالیتهای پرورشی مدرسه در تربيت اجتماعي کودکان و نوجوانان
تربيت اجتماعی از جمله خود کفايتی، ابراز وجود، استقلال، خودپنداری، خود رهبری، رقابت، همکاری، نوع دوستی، هويت جويی، تشخيص طلبی و ده ها مولفه تربيتی ديگر که به نوعی شخصيت اجتماعی کودکان را شکل می دهد . در همين دوران آموزشگاهی تحقق می پذيرد. در مکتب یکی از کارکردهای عمومی آموزشی و پرورشی، اجتماعی کردن کودکان و نوجوانان است و مفاهيم عمده اسلام، همه افراد در همه زمان ها و اعصار به اجتماعی بودن و اجتماعی شدن فرا خوانده می شوند و روح همياری در قالب اعمال و احکام دينی مورد تاکيد قرار گرفته است و ما بايد کودکان را آن گونه که مکتب به ما سفارش کرده است پرورش دهيم.
خانواده اولين و مهمترين عامل جامعه پذيری فرد محسوب می شود و مدرسه دومين نهادی است که اين مهم را بر عهده می گيرد. البته مفهوم تربيت اجتماعی از قلمرو نهادهای رسمی مثل خانواده و مدرسه فراتر می رود و مطبوعات، راديو و تلويزيون و تجارب شخصی را نيز شامل می شود و ميدان گسترده تری می يابد.
يک واقعيت روانی و تربيتی اين است که انسان ها، چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی، با داشتن آرمان های عالی و اهداف بزرگی که از محدوده مسايل عادی و روزمره فراترمی رود ، در سايه ميل و کششی درونی به سوی کمال، همه نيروهای خود را به کار   می اندازند و از همه امکانات خويش استفاده می کنند.
ولی زمانی که در جامعه ای آرمان های بزرگ به برآوردن حوايج روزمره تبديل می شود، نوعی انحطاط  در جامعه آشکار می شود و شايد برای جلوگيری از همين انحطاط اجتماعی است که در جوامع مذهبی، هميشه رسيدن به کمال به صورت نيروی محرک و انگيزه فطری اعمال و رفتار انسان ها و به سوی هدفی متعال مورد اعتناست.
در اين گونه جوامع، هميشه دو نمونه و سرمشق زنده تربيتی ، رفتار کودکان و نوجوانان و عامه مردم را، که معمولا  صورت  پذير و مقلد هستند، شکل و جهت می دادند. يکی از اين سرمشق ها، انسان های کامل معنوی بودند که به گفته مولوی از هستی يا ذات هستی بهره گرفته بودند و ديگری قهرمانان ملی-ميهنی که اينان نيز معمولا  از صفاتی مانند جوانمردی، فداکاری، شجاعت و گذشت به حد کمال بهره داشتند و از آن جا که معنويت و کمال و فضايل و صفات انسانی تمام شدنی و محدود نيست، اين سير کمال طلبی و قهرمان دوستی انسان ها در جهت مطلوب می افتد و در تربيت اجتماعی آنها نقش اساسی می گيرد. migna.ir

هدف های روانی و اجتماعی تربيت اجتماعی
1- تقويت وجدان کاری و گسترش و عمق نظم پذيری اجتماعی در تمام پهنه های زندگی.
2- تقويت مهارت های اجتماعی در قدرت سازگاری با ديگران.
3- تقويت روح همکاری، همدلی، نوع دوستی، گذشت، فداکاری و همزيستی.
4- ايجاد حسن احترام به خود، ديگران و تحمل عقايد ديگران.
5- شناخت اصول، قانونمندی ها و تبعيت از آنها در هنگام برخوردهای فردی و اجتماعی.
6- گسترش همياری درسی و تحصيل از طريق گروه های دانش آموزی.
7- تمرين نقش پذيری، مسئوليت پذيری و تن دادن به کارهای جمعی و تعاون برای پيشبرد اهداف تربيتی.
8- تمرين مشارکت جمعی، تصميم گيری جمعی و مشخصه های آن.
9- رفع عوارض روانی اجتماعی در فرايند تعاملات بين فردی مانند انزواجويی،        رقابت های تخريب کننده و ترس های اجتماعی.
راهبردهای علمی رشد اجتماعی و تربيت اجتماعی در نظام آموزش و پرورش، از طريق زير حاصل می شود:
1- نقش پذيری های اجتماعی، آموزش علمی مسايل به صورت نمادين و آموزش نحوه اداره جامعه.
2- ورزش و تربيت بدنی، شرکت در گروه های ورزشی برای ايجاد ارتباط اجتماعی و روابط متقابل و تعادل در مهارت های اجتماعی و برخوردهای بين فردی.
3- تشکيل گروه ها و تشکل های گوناگون (گروه سرود، گروه تئاتر ونمایش، موسيقی، انواع انجمن های علمی فرهنگی، هنری و...).
4- گروه های علمی بازديد از موزه ها، منابع طبيعی و...
5- گردش های علمی و اردوهای يک تا چند روزه.
نتیجه‌گیری

از مجموع این نوشتار، این نتیجه را می ‌توان گرفت که به ‌رغم تقسیم کار در نظام تعلیم و تربیت مدرن، نقش معلم در تربیت دینی دانش‌ آموزان نه تنها کاهش نیافته، بلکه به دلیل هجوم انواع فرهنگ‌ های نامطلوب بر اذهان و افکار نسل جدید، این نقش برجسته ‌تر و وظیفه معلم سنگین‌ تر شده است؛ زیرا آینده‌ ی یک جامعه و امت در دست معلم است. اگر او نتواند افراد مفید و هماهنگ با اهداف جامعه تربیت کند، یک ملت را به تباهی می‌ کشاند. به همین دلیل است که امام باقر(ع) معلمان را شریک در پاداش کار متعلم می ‌دانند: «هرکس بابی از هدایت تعلیم دهد مانند ثواب کسانی که بدان عمل کنند، اجر دارد و از ثواب آنها هم چیزی کاسته نشود و هر که یک باب از گمراهی تعلیم دهد، مانند کسانی که بدان عمل کنند ببرد و از گناه آنها هم کاسته نشود».
امید است متولیان امر تعلیم و تربیت در کشور ما به اهمیت موضوع ، توجه لازم و کافی داشته باشند و با تقویت‌ نهادهای تربیت معلم، معلمان ورزیده، با دانش و متدین تحویل مکاتب دهند و معلمان عزیز هم به خطیر بودن مسئولیت ‌شان ملتفت باشند و آنگونه که باید ایفای نقش کنند.

راهکارها و پیشنهادات :
برای اين که تعليم و تربيت از چارچوب محدود مدرسه خارج شود و کارکرد اجتماعی آن در پهنه توسعه اقتصادی، سياسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه روشن شود:
- بايد تربيت اجتماعی سرلوحه روش ها و آموزش و پرورش قرار گيرد.
-دانش آموزان بايد با محيط خود سازگار گردند و چنين تحولی مستلزم اتخاذ   روش های تربيتی و تغيير در محتويات برنامه های آموزش و پرورش است.
-مدرسه به تنهايی يکی از وسايل تربيت فرد است و کار آن بايد با تاثير عوامل اجتماعی و نهادهای مرتبط با اجتماعی شدن فرد (خانواده، گروه، رسانه ها و...) تکميل شود.
- ضمن تعليم کودکان در مدارس، بايد اشکال ديگر آموزش مانند مبارزه با        بی سوادی، ترويج کشاورزی، شرکت در تعاونی ها، آشنايی با تکنولوژی و علوم و فنون جديد و... نيز وجود داشته باشند تا از اين طريق، زمينه های تربيت اجتماعی از تمام جهات گسترش يابد.   منابع :
1- معین ، محمد ،1371، فرهنگ فارسی ، جلد 8 ، تهران ، انتشارات امیرکبیر
2- میالاره ، گاستون ،1375، معنی و حدود علوم تربیتی، جلد 2، ترجمه علی محمد کاردان ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران
3- عظیمی ، سیروس ، 1369، روان شناسی کودک ، جلد 1، تهران ، انتشارات معرفت
4- سادئی ، علی ، 1374، ویژگی های دبیر دینی مطلوب و نقش او در شکل گیری هویت دینی دانش آموزان ، جلد 2، تهران ، انتشارات تربیت
5- مطهری ، مرتضی ،1367، امدادهای غیبی در زندگی بشر ، تهران ، انتشارات صدرا
6- شعاری نژاد ، علی اکبر ، 1375، مبانی روان شناختی تربیت، جلد 3، تهران ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
7- داودی ، محمد ، 1384، نقش معلم در تربیت دینی ، جلد 1، قم ، پژوهشکده حوزه و دانشگاه
8- بیابانگرد ، اسماعیل ، 1379، روان شناسی نوجوانان ، چاپ چهارم ، تهران ، انتشارات فرهنگ اسلامی
9- موگهی ، عبدالکریم ، 1380، روشهای تربیت دینی ، ماهنامه فرهنگی یاس ، شماره 8  صفحه 42
10- مظاهری ، حسین ، 1378، تربیت فرزند از نظر اسلام ، قم ، انتشارات روحانی   اختصاصی میگنا . ارسالی از کاربران www.migna.ir
تهیه کننده : مرضیه نوروزی   29 / 2 / 91
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

دردسرهای مشاوران غیرمرتبط برای مدارس
به چه روان شناسي مراجعه کنیم؟
رویکردی تاریخی به وضعیت رشته و حرفه روان شناسی در ايران
در مغز یک بیمار روانی دقیقا چه خبر است؟
بادها می وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می کنند