پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ - 22 Nov 2018
تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ / ۱۸:۲۸
کد مطلب: 11663
۴
۷

نیازهای نوجوان از زبان نوجوان

نیازهای نوجوان از زبان نوجوان
 1- بلوغ یک دوره بحرانی است که طی آن تغییرات زیادی را تجربه می‌کنم. بسیاری از رفتارهای من برای سال‌های نوجوانی طبیعی است. اگر شما بتوانید این واقعیت‌ها را درک کنید و برخوردی متناسب با سنی که دارم با من داشته باشید، با موفقیت خواهم توانست این مرحله ی بحرانی را سپری کنم.

2- من در حال تغییر هستم و نباید مرا یک کودک به شمار آورد. من در حال بالغ شدن هستم و شما باید برخوردی را که در دوران کودکی با من داشتید، تغییر دهید. سعی کنید همان گونه که با دوستان خود و سایر افراد بالغ رفتار می‌کنید، با من برخورد نمایید.

3- مخالفت، سماجت، یکدندگی، سرکشی و علاقه به استقلال، قسمت‌هایی از وضعیت طبیعی یک نوجوان هستند .اگر در زمینه ای با شما مخالفت کردم ، ناراحت نشوید. بیش از اینکه درباره محتوای نظرم نگران شوید، در مورد نحوه ی ابراز داشتن آن نگران باشید.

4- اگر بخواهم به حرف‌ها و نصایح تکراری شما گوش دهم، می‌توانم آنها را ضبط کنم تا شما نیازی به تکرار آن نصایح نداشته باشید. بنابراین، از پند دادن و طرح پرسش‌های تکراری خودداری کنید، در غیر این صورت سخنان شما را از این گوش شنیده و از گوش دیگر بیرون خواهم کرد.

5- من اغلب فکر می‌کنم که شما آدم قدیمی هستید و در دوره‌های گذشته زندگی می‌کنید.

من دیگر از شنیدن عباراتی مثل :«زمانی که به سن تو بودم» خسته شده‌ام. شما چطور می‌توانید مرا درک کنید؟

6- اگر با شما زیاد صبحت نکردم یا مانند دوران کودکی‌ام به شما وابسته نبودم، نگران و ناراحت نشوید زیرا این رفتارها در سنین بلوغ طبیعی است.

7- شما چطور و از کجا می‌دانید که وظیفه ی من چیست؟ چطور می‌توانم به نصیحت‌ها، راهنمایی‌ها و پیشنهادهای شما عمل کنم؟ مرا تحمل کنید. در عرض چند سال، چیزهای بسیاری را در برخورد با من خواهید آموخت نه در مدتی کم.

8- هر چه قدرت هوشی شما تحلیل می‌رود، حافظه و دانش من نیرومندتر شده و افزایش می‌یابد. من تقریباً یک نابغه هستم و از همه چیز اطلاع دارم. فقط دوستان و نوجوانان دیگر ممکن است از من با هوش‌تر باشند.

9- ترجیح می‌دهم کارهایم را به کمک دوستانم انجام دهم تا به کمک شما یا سایر اعضای خانواده. اگر دعوت شما را برای رفتن به میهمانی رد کردم یا علاقه‌ای نداشتم با شما باشم، ناراحت نشوید..

10- همچون دوستان خودتان با من رفتار کنید تا دوست شما شوم. به یاد داشته باشید که من از یک انگاره و الگو، بیش از یک انتقاد آموزش می‌بینم.

11- ممکن است ما مثل گذشته نتوانیم با هم صحبت کنیم زیرا کارهای من زیاد شده است. یا با دوستانم هستم یا با تلفن صحبت می‌کنم و یا در اتاقم به سر می‌برم. به همین دلیل است که بیشتر صحبت‌های ما در مورد اشتباهات من و این‌که چه کار باید بکنم و چه کار نباید بکنم، مطرح می‌شود. بیشتر بحث‌های شما یک سخنرانی است که طی آن سعی دارید چیزی به من بیاموزید یا به نکته‌ای اشاره کنید (ارزش تحصیلات، معنی و مفهوم مسئولیت و...) بگذارید فقط برای صحبت کردن با هم حرف بزنیم، درباره موفقیت‌ها، دلبستگی‌ها، و فعالیت‌هایم.

12- «گاهی اوقات کوچک‌ترین کار شما مرا ناراحت می‌کند، حتی پرسش ساده‌ای مثل خوش‌گذشت؟»  ممکن است باعث شود که جواب سربالا به شما بدهم. زیاد ناراحت نشوید چون بی‌تردید ناراحتی من از جای دیگری است و می‌خواهم آن را بر سر شما خالی کنم

. بی‌حوصله بودن برای سن من طبیعی است
13- گاهی اوقات این طور به نظر می‌رسد که من تقدّم و تأخر کارها را فراموش می‌کنم؛ فعالیت‌هایی مثل صحبت کردن با تلفن، بیرون رفتن برای تفریح، خوش‌گذرانی، ورزش و... برای من بسیار مهم‌تر از انجام کارهایی مثل تکلیف‌های درسی و وظایف منزل هستند. من تنبل نیستم ولی چون کارهای دیگری دارم نمی‌توانم به کارهای بی‌اهمیت بپردازم.

14- شما حافظه خود را از دست داده‌اید و به یاد ندارید که احساسات یک نوجوان چگونه است. یک نصیحت را بارها تکرار می‌کنید، گویی پیش‌تر آنها را به من نگفته‌اید.. شما فراموش می‌کنید که بیست بار به من گفته‌اید
«اتاقت را تمیز کن» یا «آیا درست را خوانده‌ای؟» آشپزی کردن از یادتان رفته است و غذاهای خوشمزه درست نمی‌کنید.

15- اگر کاری را از من خواستید و من در حال انجام آن غرغر کردم، ناراحت نشوید زیرا راضی به انجام آن کار نیستم و از این طریق آتش خشم خود را خاموش می‌کنم.

16- هیچ‌گاه به زور مرا به انجام کاری ناگزیز نسازید زیرا من خواهم آموخت که زور حرف اول را می‌زند. این کار باعث افزایش مقاومت، لجاجت و یکدنگی در من خواهد شد.. می‌خواهم مثل یک فرد بالغ با من رفتار کنید

17- اگر چه انتظار دارم مثل افراد بالغ با من برخورد کنید، ولی گاهی خودم مثل بچه‌ها رفتار می‌کنم. به جای تاکید بر رفتار بچه‌گانه ی من، کاری کنید که احساس مسئولیت و آزادی و استقلال در من تقویت شود.

18- از جنگ و دعوا با من دوری کنید زیرا هر جنگی برنده و بازنده‌ای دارد. تا زمانی که بچه بودم همیشه شما برنده می‌شدید ولی حالا دیگر چنین نیست. سعی کنید انتظارات خود و نوع  مجازات‌ها را برای من مشخص سازید و در اجرای آن آرامش خود را حفظ کنید. تلاش کنید تا با هم سازش کنیم زیرا در این حالت هر دو برنده خواهیم بود.

19- هیچ‌گاه نسبت به حرف‌های من واکنش شتابزده و سخت نشان ندهید زیرا بیشتر اوقات فقط برای آغاز گفت‌وگو با شما چیزهایی به زبان می‌آورم.

20- من به تشویق و درک متقابل و توجه مثبت از سوی شما به شدت نیاز دارم و چون خودم به تنهایی قادر به تأمین این کارها نیستم، به شما تکیه می‌کنم.



منبع: کلیدهای رفتار با نوجونان
دکتر دن فونتنل – با تغییر و تلخیص



 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

کاملاراسته این حرفا.منم خیلی خوب این حرفارودرک میکنم چون خودم درحال گذراندن این سنم ولی نصیحت های پدرومادریابقیه ی اعضای خانواده به ضررمون نیست.ممنون ازمطالب زیباتون
کیا
واقعا ممنونم..حرف دل من رو زدین..
کاشکی پدر و مادر ها این رو بخونن و هم درک کنن و هم عمل کنن(منظورم اینه که رفتارشون رو عوض کنن) :ا
ویدا
بسیارعالی بود من 3فرزنددارم22 .19.و16ساله هر3دوران بلوغ خوبی را تاحالاگذرانده اند. حداقل مرااذیت نکردند.هر3بامن دوست هستند ومشکلات واتفاقاتی که برایشان می افتد به من میگویند.ولی دختربزرگم امسال کمی پرخاشگرشده که بااین مطالب زیبایتان امیدوارم بتوانم بهتردرکش کنم.متشکرم
اذر
Iran, Islamic Republic of
عالیییییییییییییییییییییی واقعا ممنون
آوا
Iran, Islamic Republic of
خیلی خوب بود................
Iran, Islamic Republic of
ممنون واقعاعالی بود
کاش پدرومادرها بتونن بیشترمارودرک کنن واین مطالب روبخونن
م
Iran, Islamic Republic of
خیلی ممنون ولی والدین درک نمیکنند
زن جوان: از شوهرم که دست بزن داشت و معتاد بود طلاق گرفتم، حالا پشیمانم!
گذری بر نکات مهم تحقیق و پژوهش در مقطع دکتری
تغییر ساختار مغز دانش آموزان دبیرستانی با فوتبال بازی کردن!
اسباب بازی موردعلاقه پدرومادرها برای بچه‌ها چیست؟
وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو باور داره...