سه شنبه ۴ تير ۱۳۹۸ - 25 Jun 2019
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۴ / ۱۵:۱۴
کد مطلب: 32837
۲

نامه ی مادر به فرزندش...

نامه ی مادر به فرزندش...
فرزند عزیزم:
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباس هایم را بپوشم، اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است؛ صبور باش و درکم کن!
-
به یاد بیاور وقتی کوچک بودی مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم. برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...

وقتی نمی خواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن.
وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز سوالاتی می کنم ، با تمسخر به من ننگر.
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمی کند،فرصت بده و عصبانی نشو.
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدم هایت را کنار من برمی داشتی....
زمانی که می گویم دیگر نمی خواهم زنده بمانم و می خواهم بمیرم، عصبانی نشو ...
روزی خودت میفهمی!

از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم ، خسته و عصبانی نشو. یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم.
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی این راه را به پایان برسانم

فرزند دلبندم،دوستت دارم

من با عشق شما را به خداوند عزیزم می سپارم و آرزوی سعادت و خوشبختی را برای شما و فرزندانتان دارم.
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

چرا تاثیر داروها در افراد مختلف یکسان نیست؟
برای سلامتی، یک روز کار در هفته کافی‌ است
تشخیص روان‌پریشی با کمک هوش مصنوعی
حقوق مراجعان روان درمانی
ز باغ رعيت، گر مَلك خورد سيبي / برآرند غلامان، درخت از بيخ