چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷ - 26 Sep 2018
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶ / ۱۱:۵۵
کد مطلب: 43199
۵
۶

سندروم تدریس تخصصی روانشناسی

سندروم تدریس تخصصی روانشناسی
به گزارش میگنا پويان مفدم - روانشناس در يادداشتي نوشت: این روزها گويا شرایط و اوضاع مالی در حوزه روان شناسی خوب نیست و تعدادي از روانشناسان، شیوه های دیگری را برای امرار معاش و درآمدزایی در پیش گرفته اند، وقتی یک دانش آموخته دوره ارشد و يا دكتري رشته هاي روانشناسي و مشاوره به علت نقص در سيستم آموزشي دانشگاهها كسب مهارت علمي و عملي را در حضور در كارگاههاي گوناگون مي بيند و در همان ابتدا برای كسب مهارت و توانمند شدن در روان درمانی باید در تعداد زیادی کارگاه های آموزشي تخصصی آزاد با هزینه های گزاف ( به طور متوسط هر کارگاه دو میلیون تومان ) شرکت نمايد و بعد  آن بصورت كارورز چندین سال تجربه کسب کند، و سپس برود ساعتی 90 هزارتومان برای یک جلسه مشاوره از مردم حق الزحمه بگیرد، ( که 30 تا 40 درصد از تمام دریافتی اش را هم باید به مرکز مشاوره ای که در آن کار می کند بپردازد) طبيعي است كه به فکر درآمدزایی از راه های دیگری می افتد.

در اين آشفته بازار عده اي  از اساتيد روانشناسي، راه دیگری را در پیش گرفته اند، آنها برای روان شناسان تازه وارد که احساس می کنند (و البته هم درست احساس می کنند) در دانشگاه چیز زیادی بجز محفوظات یاد نگرفته اند با استفاده از تبليغات مجازي کلاسهای تخصصی روان درمانی برگزار می کنند(تدريس خصوصي).  در یک کلاس 20 نفره، برای 50 ساعت تدريس دوره مبلغی معادل یک میلیون تومان از هر نفر، به نظر سود دِه تر از روان درمانی می آید، البته قطعا روانشناسان تازه كار به کارگاه های تخصصی توسط استادان ارزنده احتیاج زیادی دارند، اما آسیب، آنجاست که بسیاری از این کلاسهای تخصصی توسط استادان ارزنده برگزار نمی شود، بلکه توسط یکی از دانشجویان دکترای روانشناسی که چندبار یک کتاب ترجمه شده را خوانده برگزار می شود، و شما در آن کارگاه چیزی بیشتر از واژگان دسترنج مترجم، دستگیرتان نمی شود و در مجموع بيشتر اهداف اين دوره ها انجام خدمت براي آموزش مهارت و دانش افزايي نيستند بلكه جنبه اقتصادي و درآمدزايي آن پررنگ تر است.


آنچه اکنون در برنامه هاي صداو سيما هم شاهدش هستیم، اينست كه یک فرد به اصلاح روانشناس یا کارشناس، مي آيد و کتابهای دانشگاهیش را عینا کنفرانس می دهد و می رود، و اولین و بیشترین نتیجه اش این است که از فردا مردم یاد می گیرند به همديگر برچسب والد، بالغ، کودک، یا طرحواره فلان یا اختلال فلان بزنند.

آسیب دیگرش این است که اندک اندک تعداد روان درمانگران کارآزموده کم می شود، و وقتی فراوانی مشاوران کارآمد اندك باشد، لذا رضايت و نتیجه ای که مردم از مشاوره دريافت مي كنند کم می شود و در نهایت اعتماد مردم به روانشناسان روز به روز کمتر می شود. و حتي اجازه بيشتري به روانشناس نماها داده مي شود كه بيشتر مراجع ببينند.

نکته قابل تامل اینجاست که لزوما معلمي و تدریس یک مطلب در روانشاسی به معتی داشتن مهارت درمان و توانایی اجرای خوب آن نیست، مثال آن را در سینما زیاد می بینید، منتقدان زیادی فیلم فلان فیلم ساز را نقد های تیز و تند می کنند، اما پای ساختن که می رسد یک فصل آن فیلم را هم نمی توانند بسازند. و مدرسی که خود، روان درمانگر کارآزموده ای نیست، و سابقه درمان ندارد تنها انتقال دهنده تئوري ها و واژگان خواهد بود، نه روان درمانی، برای همین است که افراد بعد از گذراندن بعضی از این کارگاه ها بازهم دور خودشان می چرخند. مثل پول که این روزها فقط در بین خود روانشناسان می چرخد، بین استادان و دانشجوها، یعنی به جای اینکه مردم به مشاوره روی بیاورند و براي حل مشكلات خود هزینه کنند، شاگردان سر کلاس اساتيد می روند و پولها خرج می کنند، تا آنها نيزفردا روزي ، بتوانند خودشان کارگاه برگزار كنند!  چرا که از مشاوره و روان درمانی که پولی در نمی آید، اما از برگزاري کارگاه چرا. کارگاههایی که مثل قارچ رشد می کنند،و زياد شدند و  فلان استاد بعد از چندین سال تجربه و زحمت و خون دل یک کتاب را ترجمه کرده، فلان دانشجوی دکترا سه بار کتاب را می خواند و بدون نظارت هم بر اساس آن محفوظات کارگاه به اصطلاح تخصصی می گذارد، و دانشجویان تنبلی که ترجیح می دهد بشنود تا بخواند و تجربه کند، پول می دهد و می رود سر کلاس، حال آنکه به گفته بسیاری از استادان اهل فن، هیچ کس، روان درمانگر نمی شود، مگر با مواجه شدن با سختی های اتاق درمان و كسب تجربه.

بگذریم از اینکه عده ای این کار را هم نمی کنند، بلکه صدای ضبط شده کارگاه ها را گوش می کنند تا بلکه درمان پیچیده روان یک انسان را فرا بگیرند.

تحت پوشش نبودن بیمه های خدمات روان درمانی و نیز هزینه های مشاوره که برای اقشار گوناگون مردم به نظر زیاد می آید و برای مشاوران نیز ناچیز است، آنچنان آسیبی به سلامت جامعه و بدنه روانشناسی کشور دارد می زند، که صدایش فردا در می آید، مثل دیواری که ملانصرالدین خراب می کرد و عابری گفت چه می کنی؟ گفت دارم طبل می زنم، عابر هم گفت پس صدایش کو، ملانصرالدین گفت: صدایش فردا در می آید.


پویان مقدم - روانشناس و مشاور
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

ثنا
Iran, Islamic Republic of
مطلب رو با دقت خوندم
و تا حدي موافق هستم ،
متاسفانه در جامعه ما وقتي فردي تصميم ميگيره روانشناسي بخونه حداقل اگر همه مقاطع رو پشت سر هم بدونه وقفه بخونه يك چيزي در حدود ١٢ سال فقط درس ميخونه و دانشگاه ميره، هممونم اين موضوع رو ميدونيم كه هيچ روانشناس و مشاور موفقي فقط از طريق دانشگاه نميتونه روانشناس موفق و خوبي باشه و براي گذروندن كارگاه ها با قيمت هاي فضايي مجبوره اين هزينرو انجام بده تا بتونه كامل كنه اطلاعاتشو
وقتي سازمان نظام ميگه ٥٠٠ ساعت بازآموزي هممونم اين نكترو ميدونيم كه از اين ٥٠٠ ساعتي كه مجبور بوديم و شديم بگذرونيم شايد از كل اين اساتيد زير ٥٠ ساعت مطلب جديد يادگرفتيم .
پس مجبور بوديم بازم كارگاهايي بريم كه زير نظر افراد سازمان نبود ولي قطعاااااا بهتر ياد گرفتيم .
متاسفانه رشته ما بر خلاف ظاهرش كه همه فكر ميكنن تئوريش خيلي بيشتره پس رشته ارزون تري محسوب ميشه نيست و كسي كه بخواد كار رو به صورت حرفه اي يادبگيره بايد كلي كتاب جديد بخونه ، مقاله هاي به روز بخونه و از همه مهمتر كارگاه ها و كلاس هاي روانشناساي معروف رو با هزينه هاي خيلي زياد پرداخت كنه.
و با توجه به اينكه متاسفانه روانشناسا در كشور ما كار رو با آيينه يك طرفه زير نظر يك فرد مورد تاييد ياد نميگيرن ( اگرم اين امكان هست چون خيلييييييي محدوده و تا جايي كه من اطلاع دارم در حال حاضر فط دكتر ثنايي همچين كاري انجام ميده اونم با هزينه هاي وحشتناك بالا كه هر كسي قادر به پرداخت و شركت در اين كلاس هانيست .
حالا با تمام اين موارد يك نفر وارد بازار كار ميشه و متاسفانه در كشور ما در حال حاضر مشكل اقتصادي حرف اول رو ميزنه و با توجه به فرهنگ عقب مانده ما كه هنوز هم خيلي از افراد تحصيل كرده و به قول خودشون امروزي يا فكر ميكنن ديوونه ها به روانشناس مراجعه ميكنند .
و يا انقدر اعتماد به نفسشون با خوندن چهار تا كتاب روانشناسي و مثبت انديشي و گوش كردن چند تابرنامه تلوزيوني و راديويي بالا ميره كه خودشون رو روانشناس ميدونن فكر ميكنيد چند در صد از اين مردم براي مشكلاتشون به روانشناس مراجع ميكنن .
متاسفانه در كشور ما وقتي شغل به اين مهمي و مورد نيازي تحت پوشش هيچ بيمه اي ، سازماني يا نهادي نيست و افراد در جامعه كنوني سبد خورك و پوشاكشون داره روز به روز كوچييك تر ميشه به نظر شما چقدر احساس نياز براي مراجعه به يك روانشناس رو دارن ؟؟؟؟؟؟
حالا در اين آشفته بازار يك روانشناس كه اين همه هزينه كرده بري شغلش وقتي وارد بازار كار ميشه با شرايط موجود بهترين و پولسازترين كار براي جبران سختي هاي تحصيل و هزينه هاي سنگيني كه پرداخت كرده چيه ؟؟؟؟؟
صد در صد برگزاري كارگاه ها و كلاس هاي آموزشي كه به جاي اينكه با يك ساعت وقت گذاشتن و انرژي صرف كردن بخواد خودشو خسته كنه و مبلغ كمي بگيره اون يك ساعت رو چند ساعت ميكنه با برگزاري كارگاه و كلاس كه در همون تايم به جاي يك هزينه، در همان تايم و زمان از ٢٠،٣٠،و يا ٤٠ نفر هزينه ميگيره .
و از جايي كه مردم ايران هميشه به دنبال كمترين كار و بيشترين درامد بودن ، خيلي از كساني كه تازه وارد كار مشاوره ميشن براي زودتر رسيدن به پول و ..... بدون گذروندن حتي يك ساعت كلاس و كارگاه بدون علم روز كه ثانيه اي در حال تغييره شروع به برگزاري كلاس و كارگاه ميكنه .
من مخالف كارگاه ها نيستم ولي نه به اين شكل موجود و با تدريس هر فردي.
متاسفانه تشخيص خوب و بد بودن اين كارگاه ها براي اغلب مردم كار ساده اي نيست و بيشترين مخاطبشون امثال من و شما نيستيم .
من و شما دنبال كارگاه هاي تخصصي با افراد مورد تاييد هستيم كه قطعا فقط روانشناسا اجازه شركت در اين دوره هارو دارن و عموم جامعه با توجه به نداشتن تفريح و .....كارگاه هايي شركت ميكنند كه جو كلاسش شاد باشه و بتونن با كسي آشنا بشن و كمتر كسي به دنبال محتواي كلاس و كارگاه هست .
براي همين روز به روز به تعداد اين كارگاه ها افزوده ميشه .
به نظر من اين مشكلات به وجود آمده كه متاسفانه روز به روز هم داره بيشتر ميشه مشكلات ريشه اي جامعه هست كه حالا حالاها كار داره و اصلاح نميشه .
خانه از پايبند ويران است ...!!!ا
Iran, Islamic Republic of
نظر شما از خود مطلب طولانی تر بود!
Iran, Islamic Republic of
خخخخ
واقعا
Athar
Iran, Islamic Republic of
خیلی خوب مشکل توضیح دادین. فقط کاش راهکاری هم واسه این همه مشکل ایجاد می شد...
Iran, Islamic Republic of
برای من که دانشجوی مشاوره هستم، این مطلب بسیار جالب بود
ثنا بخواند
Iran, Islamic Republic of
نه بااابااا
کلاس‌های اجباری «سلامت روان» در نیوریورک
توصیه‌هایی برای داشتن روابط دوستانه بهتر
دبستان‌های کشور شکوفه باران شد
ساعات کار کارمندان تهران شناور شد
تونل هابه ما آموختند که حتی دردل سنگ هم راهی برای عبور هست، تونل ها راست میگویند ؛ راه است ، حتی از دلِ سنگ! " آنجا كه راه نیست ، خداوند راه را می گشاید... "