چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - 21 Nov 2018
تاریخ انتشار :
يکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ / ۰۸:۳۹
کد مطلب: 45126
۰
به بهانه درگذشت آقای بازیگر؛

مردم فراموش نمی کنند

مردم فراموش نمی کنند
روانشناسان در چهارچوب تحقیقات 'روانکاوی مثبت'، در جستجوی این پرسش که چه شیوه هائی، سلامت روانی را حفظ می کند ، اهمیت 'قدردانی' را کشف کرده‌اند.

آنچنانکه تحقیقات جدید نشان می‌دهد انسانهای قدردان و سپاسگزار راضی تر، خوشبخت تر و اجتماعی تر از افرادی هستند که با دقت تمامی جهات منفی زندگی را موشکافی و بایگانی می‌کنند اما جهات مثبت را نادیده می‌انگارند. اینها همچنین کمتر از امراض جسمانی گله مند بوده و به هنگام وجود مشکلات شخصی به یاری یکدیگر می‌شتافتند و بیشتر از دیگران حمایت احساسی و معنوی خودشان را از یکدیگر ابراز می‌کردند. همچنین بیشتر در کارهای اجتماعی (و عام المنفعه و خیریه بدون چشمداشت مالی شرکت) می‌جستند.

قدردانی مردم در فضای مجازی از آقای بازیگر پس از انتشار خبر درگذشت این هنرمند نامی، نشان از این امر دارد که مردم ایران قدرشناس کسانی هستند که برای آنان قدمی بر می دارند.

شاید در برخی مسابقات فوتبال دنیا دیده اید وقتی تیمی می بازد تماشاگران آن به جای فحش و ناسزا، ایستاده بازیکنان و مربی را تشویق می کنند و از آنان می خواهند به تلاششان ادامه دهند. اگرچه در فوتبال ما چنین فرهنگی کمتر دیده شده اما اگر جامعه ایران را در قامت همان استادیوم ببینیم شخصیت های هنری، ورزشی و نام آوران به مثابه بازیکنانی می مانند که اعتبار خود را از همین مردم کسب می کنند.
این رفتار برگرفته از یکی از مهمترین خصیصه ایرانی ها یعنی قدرشناسی است که در ریشه در فرهنگ ما دارد.

این قدرشناسی در بسیاری از برهه های تاریخی و در بزنگاه ها بسیار دیده شده است. از تقدیر از فوتبالیست های کشورمان پس از بازماندن از صعود به مرحله دوم جام جهانی تا صبوری برابر برخی بدعهدی ها و بدرفتاری های مسوولان و ایستادن در کنار سیاستمدارانی که همواره قلبشان برای آسایش مردم تپیده است. در عین حال مردم به درستی می توانند رنگ و لعاب ریا و ریاکاری را درک کنند و اگرچه در برابر بسیاری از بدرفتاری ها سکوت می کنند اما به موقع نسبت به آن واکنش نشان می دهند.

نمونه های قدرشناسی مردم ایران بسیار زیاد است اما اوج تبلور این ویژگی را می توان در فقدان آقای بازیگر سینمای ایران جست وجو کرد.
پس از انتشار خبر مرگ عزت الله انتظامی، فضای مجازی و کوچه و بازار حرف از آقای بازیگر بود. هنرمندی مردمی که بارها در گفت وگو با آنان نشان داده بود که رنگی از ریا و دو رویی ندارد و عزتش را از مردم بدست آورده است.

عزت الله انتظامی به اعتقاد کارشناسان سینما و نزدیکان وی مردی مردمی بود. این امر را می توان از دست نوشته هایی که این روزها به یاد این بزرگ مرد سینمای ایران منتشر می شود، فهمید.

امیر شهاب رضویان که مینای شهر خاموش را با انتظامی در دهه 80 به سرانجام رساند می گوید که در بم در خیابان ها هنگامی که مردم می خواستند با وی عکس یادگاری بگیرند به رغم درد زانو اما با لبخند در کنارشان می ایستاد و عکس می گرفت.

تلاش او برای گرفتن تخفیف از رییس هتلی که گروه فیلمبرداری در آن مستقر بودند بدون آنکه کسی از وی خواسته باشد چنین کاری را کند در کنار دیگر فعالیت های انسان دوستانه از جمله درخواست از فرماندار شهر برای در اختیار قرار دادن یک کانکس به زنی که همسرش را در زلزله از دست داده بود نشان می دهد چرا انتظامی فارغ از استعداد منحصر به فرد هنری، به عزت سینمای ایران تبدیل شد.

این تنها دلیل علاقمندی مردم به آقای بازیگر نبود. او به دور از آنکه بخواهد از برخی اتفاقات برای خود بهره برداری کند در برابر ظلم حکومت در دهه 20 با زبان هنر اقداماتی کرده است. وی در نشست نقد و بررسی کتاب «هنر نقالی در ایران» درباره ماجرای کتک خوردنش در یکی از اجراهایش در سال 1320 گفت که در آن سال در سالن‌های تئاتر پیش‌پرده‌خوانی می‌کردیم که خیلی از آ‌ن استقبال می‌شد و در آن‌ها، دولت و حکومت را نقد می‌کردیم به طوری که یک بار ماموران دولت به صحنه ریختند و من را کتک زدند. پرویز خطیبی به دولت نقد می‌نوشت و ما آن را می‌خواندیم.

نکته دیگر آنکه عزت الله انتظامی برای مردمی که با او ارتباط برقرار می کردند احترام قائل بود و از کنار برخی اتفاقات بی تفاوت عبور نمی کرد.
شاید اگر امروز به برخی سلبریتی ها پیامی بدهید پاسخی از آنان دریافت نکنید اما یک پیامک اشتباهی آقای بازیگر را نگران یک جوان کرد.

محمد تاجیک خبرنگار سینمایی در این باره می نویسد: چند سال پیش بود که یک بار یک اس ام اسی را برای چند تن از دوستانم به شکل سند تو آل فرستادم .اس ام اسی که اصلا جدی نبود و دوستانم بر اساس شناختی که از من داشتند طبیعی بود که چندان قصیه را جدی نگیرند.دراین اس ام اس من نوشته بودم که از دست همه شما خسته شدم و می خواهم خودم را بکشم!این اس ام اس اشتباها به جای اینکه برای یکی از دوستانم به اسم آقای انتظاری ارسال شود به آقای عزت الله انتظامی بازیگر مطرح سینما ارسال شده بود.البته من موقع ارسال متوجه این اشتباه نشده بودم .فردای این موضوع ،دیدم تلفن من زنگ خورد.دیدم یک آقای پیرمردی است و وقتی که سلام علیک مختصری کرد شروع کرد با لحن دلسوزانه ای با من صحبت کردن...با لحن پدرانه ای به من می گفت که پسرم هر کمکی از دست من بر می آد بگو برات انجام بدهم .با گذشت مکالمه متوجه شدم که آن پیرمرد ،آقای انتظامی است و بعدکه اس ام اس هام را چک کردم دیدم وای اشتباها آن اس ام اس را برای آقای انتظامی فرستاده ام .آقای انتظامی با اینکه من را اصلا نمی شناخت ولی به شدت نگران جوانی شده بودکه قصد خودکشی داشت اگرچه هیچ شناختی از او نداشت!

عزت الله انتظامی مردی خنده رو بود و کمتر کسی در جمع مردم او را عصبانی دید. شیطنت های دوست داشتنی آقای بازیگر زبانزد خاص و عام بود تا جایی که در دیدار با اصغر فرهادی زمانی که قرار بود عکس روی جلد یک نشریه پس از 32 سال بازسازی شود وقتی فرهادی می گوید: همه عوض شدیم و شما سیبل داشتید به رندی بیان می کند من عوض شدم اما قشنگ تر شدم.

او در پاسخ به پرسش درباره بهترین خصلت انتظامی به رضا رشیدپور در یک برنامه تصویری می گوید: خضوع در برابر مردم واحترام به ملت ایران.
او حتی درباره اینکه اهالی رسانه او را آقای بازیگر خطاب می کردند خضوع می کرد و با فروتنی با این لقب مواجه می شد.

از آقای بازیگر فیلم های تجاری ندیدم. اگر پای صحبت بسیاری از بازیگران بخصوص بازیگرانی که پای به سن گذاشتند بنشینید از این موضوع پرده برداری می کنند که در بسیاری از فیلم ها بخاطر پول بازی کرده اند و آن آثار را دوست نداشتند. در کارنامه کاری هر بازیگری چنین آثاری پیدا می شود اما در کارنامه کاری عزت الله انتظامی چنین چیزی را نمی بینید.

به عنوان نمونه او در سن 81 سالگی در همکاری با مسعود کیمیایی ایفاگر نقشی ماندگار در فیلم حکم شد. یا زمانی که 84 ساله بود فیلم مینای شهر خاموش را در فضایی دشوار بازی کرد. این در حالی است که بسیاری از بازیگران پس از گذر از سن 60 سال پیشنهاد بازی ندارند اما انتظامی تا سال های پایانی عمر پیشنهاد بازی دریافت می کرد.

در کنار این نکته، ذکر این مهم ضروری است که انتظامی هیچگاه روی بیلبوردهای خیابانی اقدام به تبلیغ هیچ کالایی نکرد. این در حالی است که امروز برخی بازیگران با تبلیغ یک کالا یا خدمات در اینستاگرام خود یا اجازه انتشار یک ویدیو، میلیون ها پول دریافت می کنند.
شاید برخی این تصور را داشته باشند که انتظامی پیشنهادی برای تبلیغ نداشته اما بهتر است بدانید که وی در یکی از گفت وگوهای خود اظهار کرده برای تبلیغ ماکارونی روی بیلبوردها، یکی از همکاران من 50 میلیون تومان گرفت برای من از طرف چند بانک 90 میلیون تومان پیشنهاد شد که فقط عکسم را بگذارند که من در این بانک ها سرمایه گذاری کنم که نکردم.

او در توجیه این اقدام می گوید: پیشنهادات زیادی شد تا عکسم را روی بیلبورد بزنند و یا عکسم را فرش ببافند و بفروشند، اما قبول نکردم. دلم نمی خواهد خرید و فروش بشوم.

انچه اشاره شد بخشی از اقداماتی است که موجب شده مردم قدرشناس عزت الله انتظامی باشند و به حتم همین مردم با حضور باشکوه امروز آقای بازیگر را با عشق به سمت منزل ابدی بدرقه می کنند.
همین مردم در عین حال به درستی فرق بین ریا و فریب و صداقت هنرمندان، اهالی ورزش، سیاستمداران و نام آوران را می دانند. اگر در چند دهه اخیر به شخصیت های مختلف نگاه کنید و واکنش مردم را به آنان بررسی کنید در می یابید که علاقه آنان به یک فرد بیشتر یا کمتر شده است. چه بسیار بودند ورزشکارانی که با وارد شدن به منصب های مدیریتی محبوبیت خود را از دست دادند و چه اظهارات فریبنده از سوی یک هنرمندنما یا ورزشکار و فوتبالیست دل مردم را به رنج اورده و او را آرام و بی حاشیه ترک کردند.

سیاسیون هم از این قاعده مستثنی نیستند. برخلاف آنچه تصور می شود مردم ایران حافظه خوبی دارند و حضورشان در حمایت یا بدرقه به خانه ابدی افراد مختلف، بیانگر بخشی از جایگاه آن فرد در بین مردم است.

بودند سیاسیونی که خواستند از ایستادن در کنار عزت الله انتظامی، در انتخابات منتفع شوند و آقای بازیگر را وارد جناح بندی های سیاسی کنند اما از جایی که عزت الله انتظامی را مردم به درستی می شناختند در آخر همان سیاسیون به عزلت رسیدند و عزت آقای بازیگر مستدام ماند و می ماند.
حالا بچه ی سنگلج که به عشق مردم روی سن تئاتر رفت و به سینما آمد در آغوش مردم به خاک سپرده می شود. مردی که به قول خودش عشق می کرد وقتی خسرو شکیبایی روز معلم با او تماس می گرفت و این روز را به او تبریک می گفت. هنرمندی که بارها و بارها به صراحت اعلام کرد که از مردم کشورم نیرو گرفتم پرورش پیدا کردم دستشان را می بوسم .

حالا آقای بازیگر خواهد رفت و رفتار و منش او می تواند تلنگری برای بازیگرانی باشد که تصور می کنند مردم تنها به چهره بودن اهمیت می دهند و نه مرام و نگاه و مردمی بودن. هنرمندانی که غرق در عکس هایی هستند که در فضای مجازی از آنان منتشر می شود و برای تبلیغ یک کالا یا خدمات لحظه شماری می کنند.
آقای بازیگر رفت اما نام او تا ابد در تاریخ فرهنگ و هنر این مرز و بوم حک خواهد شد.


خبرگزاري ايرنا
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

گذری بر نکات مهم تحقیق و پژوهش در مقطع دکتری
تغییر ساختار مغز دانش آموزان دبیرستانی با فوتبال بازی کردن!
اسباب بازی موردعلاقه پدرومادرها برای بچه‌ها چیست؟
خبری بد برای آن‌هایی که اسم اطرافیان را فراموش می‌کنند!
بادها می وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می کنند