شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ - 15 Dec 2018
تاریخ انتشار :
چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷ / ۱۱:۰۰
کد مطلب: 45969
۱

نیازهای دوره نوجوانی چیست؟

نیازهای دوره نوجوانی چیست؟
آشنایی با نیازهای دوره نوجوانی

۱- نیاز به محبت
۲- نیاز به دوستی با هم‌سالان
۳- نیاز به استقلال
۴- نیاز به توجه
۵- نیاز به نو جویی
۶- نیاز به معنویت و فلسفه
۷- نیاز به پذیرش
۸- نیازهای تغذیه ای

۱- نیاز به محبت:
نوجوان نیازمند محبت بدون قید وشرط والدین است. لازم است محبت به فرزندان را به زبان بیاوریم و آن را ابراز کنیم. کمبود محبت، تحقیر فرد – حسادت و کینه توزی – احساس تنهایی و انزوا را به دنبال خواهد داشت. اگر نوجوان در کانون خانواده از محبت سیراب نشود در خارج از خانه آن را جست و جو خواهد کرد.

۲- نیاز به دوستی با همسالان:
باور برخی از ما(والدین) بر این است که «اگر نوجوانم با دوستانش ارتباط کمتری داشته باشد، مشکلات کمتری پیدا خواهد کرد». درصورتی که جدا نگه داشتن نوجوان از دوستان و هم‌سالان پیامدهای نامناسب از جمله «نداشتن احساس تعلق» را در بردارد.

نوجوان می‌تواند در ارتباط با دوستان و هم‌سالان به موارد زیر دست یابد:

-رسیدن به رشد اجتماعی مطلوب
-رسیدن به استقلال
-از بین بردن خودمداری
-یادگیری مهارت‌های اجتماعی
-ایجاد احساس امنیت عاطفی و حمایت
-تمرین ابراز وجود در قالب بازی و بحث با دوستان
-ابراز احساسات سرکوب شده اعم از خشم و هیجان
-درک اینکه دیگران هم مانند او امیدها و ترس‌هایی دارند
-پیدا کردن هویت


۳- نیاز به استقلال‌طلبی:
استقلال‌طلبی برای نوجوان یک نیاز است هرچند که این مسئله مشکلاتی را برای ما و اطرافیان به وجود آورد و ما را نگران کند. استقلال‌طلبی موجب می‌شود نوجوان برای ورود به اجتماع و پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی آماده شود. همچنین استقلال عاطفی در نوجوانی منجر به قدرت تصمیم‌گیری برای زندگی آینده، ازدواج و ایفای نقش عاطفی صحیح در بزرگ‌سالی می‌شود.

۴- نیاز به توجه:
نوجوان هم مانند بقیه ما میخواهد مورد توجه قرار گیرد و دیده شود.شدت توجه طلبی در هر شخص متفاوت است. اگر نوجوان نتواند از طریق درست این توجه را کسب کند،آن را به شکل مخرب به دست خواهد آورد.صدای بلند تلویزیون و ضبط صوت،پریدن میان صحبت دیگران،ریخت و پاش در خانه،آزار و اذیت خواهر و برادر نمونه هایی از رفتار نوجوان برای کسب توجه است.

۵- نیاز به نوجویی:
یکی از مظاهر اساسی بحران بلوغ نیاز به نو شدن و نوجویی است که به اشکال گوناگون بروز میکند.علت نوجویی این است که نوجوان اولا:خود را متفاوت از آنچه بوده حس میکند و ثانیا:خواهان آن است که متفاوت از دیگران(بزرگسالان) باشد.این نوجویی در شیوه لباس پوشیدن،آرایش ظاهری متفاوت،طرز رفتار،استفاده از لغات و اصطلاحات مخصوص،تغییر در افکار و فاصله گرفتن از قالب های موجود بروز میکند.به نظر آنها این روش ها عالیترین وسیله برای طرد بزرگسالان و ایجاد دنیای خاص خودشان است.دنیایی که در آن خود را موجوداتی عالی و در مرکز جهان احساس میکنند.

۶- نیاز به معنویت و فلسفه:
نوجوان در حدود ۱۵ سالگی حداکثر احساسات دینی را دارا میباشد.او تمایل دارد راز وجودی خود و علت هستی اش را دریابد و معنای زندگی خود را در مذهب جستجو میکند.بسیاری از شَک های مذهبی در همین مرحله ایجاد میشود.

۷- نیاز به پذیرش:
پذیرش و دادن حق انتخاب به نوجوان از سوی ما(والدین) موجب میشود که نوجوان به احساس خودارزشمندی برسد و در برخورد با مسائل و مشکلات بر اساس انتخاب خود عمل کند.ما میتوانیم از طریق سکوت و گوش دادن، پذیرنده بودنمان را نشان دهیم.نتیجه «پذیرش» و «دادن حق انتخاب»،احساس «خود ارزشمندی» و «اعتماد» نوجوان به خانواده برای بازگو کردن مسائلش میباشد.

۸- نیازهای تغذیه‌ای:
به دلیل سرعت بالای رشد در سن بلوغ،تغذیه از لحاظ کمیت و هم کیفیت قابل توجه است.یکی از گِله های ما(والدین) در سنین ۱۴ تا ۲۰سالگی،پراشتهایی و سیری ناپذیری نوجوانمان است.رشد بافتهای عضلانی در این دوره نیازمند مواد پروتئینی است.رایج ترین مشکل غذایی نوجوان،کمبود آهن و کم خونی است.زیرا هموگلوبین گلبول های قرمز خون صرف تشکیل بافت های عضلانی میشود.یکی از دلایل تند خویی و احساس خستگی نوجوان میتواند کم خونی باشد که در اینصورت میتوانیم با پزشک متخصص مشورت نماییم.
 
گردآوری: مریم قلی‌زاده
منبع: کتاب «شناخت نوجوانان و کلیدهای طلایی برخورد با مشکلات آنان»، نوشته امیر احمدی دارانی
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

با این مردها ازدواج نکنید
نذر کرده بودیم برای تاسیس مرکز ترک اعتیاد
آیا حل جدول باعث فرار از ابتلا به آلزایمر می‌شود؟
دانش‌آموز متأهل از مدرسه اخراج نمی‌شود
سخت است حرفت را نفهمند سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند حالا میفهمم که خدا چه زجری میکشد وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ اشتباهی هم فهمیده اند. دکترعلی شریعتی