يکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ - 18 Aug 2019
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۸ / ۱۳:۵۴
کد مطلب: 47827
۱

نشاط اجتماعی را دست کم نگیریم

نشاط اجتماعی را دست کم نگیریم
میگنا: زندگی امروز در نتیجه شهرنشینی و نفوذ مدرنیته بیش از پیش از ساعات تفریح و فراغت آدم ها کاسته و هرچه بیشتر بر میزان فشردگی کار افزوده است؛ ضمن این که گسترش و فراگیری فناوری ها بیش از پیش مردم را منزوی و مستعد افسردگی ساخته است؛ در چنین شرایطی وجود و حضور مولفه های نشاط در جامعه و عوامل افزایش شادی در زندگی فردی و اجتماعی، بسیار مهم به نظر می رسد و نیاز داریم که به صورتی جدی روی این موضوع بازنگری و سرمایه گذاری کنیم.

بحث فرهنگ غم و تاریخ غم هم البته در ایران یکی از مولفه های مهمی است که همواره در مقابل نشاط اجتماعی سدی را ایجاد کرده است؛ سدی که مانع از بالا بردن انرژی معنوی و فضای شاد در جامعه شده است.

فرهنگ غم می تواند کارایی را به شدت کاهش داده و اثرات مضری بر سلامت روان فرد و جامعه داشته باشد؛ این در حالی است که نشاط اجتماعی که فراتر از شادی است (به این دلیل که شادی یک احساس زودگذر اما نشاط یک حالت روانی ماندگار است) می تواند کارایی را افزایش داده و جامعه و فرد را به لذت از زندگی برساند.

به نظر می رسد در این مرحله که مردم و مسوولین به این مهم آگاهی یافته و قائل به تفکیک شادی از نشاط، رسوخ فرهنگ غم در لایه های مختلف زندگی و افزایش وکاهش کارایی به موازات پررنگ شدن فرهنگ غم و شادی در جامعه هستند، نیاز به یک برنامه ریزی برای هدایت جامعه به سمت افزایش مولفه های سلامت روان بیش از گذشته ضروری می نماید.



یکی از غمگین ترین ملت ها هستیم
دکتر «علیرضا شریفی یزدی»جامعه شناس و هیأت علمی پژوهشکده خانواده، در رابطه با بحث نشاط اجتماعی در جامعه امروز، در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا خاطر نشان کرد: راجع به مسائل دینی نظر خاصی نمی توانم بدهم و این مساله به کارشناسان دینی مرتبط است اما به لحاظ اجتماعی جامعه ما جامعه با نشاطی نیست. جامعه ما بر اساس مطالعاتی که در سطح جهان صورت گرفته است نسبت به رده بندی جهانی از نظر نشاط و شادابی اجتماعی در رده های پایین قرار دارد، شکی نیست.

«یعنی یکی از بی انگیزه ترین و کرخت ترین جوامع (بر اساس رتبه و رده بندی سازمان های بین المللی که در این زمینه کار پژوهشی انجام می دهند) کشور ایران است؛ عوامل مختلفی در این موضوع دخیل است و شاید یکی از مهمترین آنها بحث توجه بیش از حد ما به مراسم سوگواری و ختم و امثالهم (منظورم الزاما سوگواری مذهبی نیست) است؛ وقتی یک نفر زنده است مثلا دایی مادر ما شاید پنج سال یک بار هم او را نبینیم ولی وقتی که می میرد، می بینم در مراسم خاک سپاری، سوم، شب هفت و چهلم و عید اول و سر سال همه اینها شرکت می کنیم؛ این موضوع نشان دهنده این است که در کل، اولویت بندی ای برای مراسم مرگ و میر داریم».

این جامعه شناس تصریح کرد: آنچه آقای نمکی وزیر بهداشت در مورد تعداد اعیاد شاد و مراسم سوگواری برشمرده اند شاید اشاره ای غیرمستقیم بر این مطلب باشد که میزان شادمانی در کشور ما کم است و این درست است. شادمانی با شاد بودن تفاوت دارد؛ یعنی نشاط اجتماعی با شاد بودن فرق دارد و نشاط اجتماعی مولفه های زیادی دارد. شاد بودن یک حالت است که در لحظه به ما دست می دهد؛ مثلا یک فیلم کمدی می بینیم و در لحظه شاد می شویم یا جوکی برای شما تعریف می کنند و در لحظه شاد می شوید ولی نشاط امری ماندگار و بلند مدت است که آیتم های مختلفی در آن دخیل هستند؛ از جمله بحث امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت فرهنگی، امنیت سیاسی، امنیت بهداشت و درمان و سلامت روان؛ و کانال هایی که توزیع کننده شادی هستند؛ مانند کنسرت ها، فیلم های کمدی، باشگاه های ورزشی  و اینها همه امکاناتی است که می توانند نشاط اجتماعی را در جامعه ای افزایش بدهند. این که جامعه ما در سطح بین المللی در چه استانداردی به سر می برد، مسلما در وضعیت نابهنجاری نسبت به بسیاری از کشورها به سر می بریم؛ ما بر اساس مطالعات و آمار سازمان های بین المللی در مقایسه با سایر کشورها، یکی از غمگین ترین ملت های دنیا محسوب می شویم.


توفق تاریخ غم
شریفی یزدی در پاسخ به این سوال که این فرهنگ غم از کجا می آید و چرا ریشه دارد، تصریح کرد: بخشی به تاریخ ما برمی گردد؛ ما در کشورمان تاریخ غم داریم. کشوری که 2500 سال سابقه مدنیت دارد، به همین اندازه حوادث و رخدادهایی برای آن به وجود آمده است؛ رویدادهای ناگواری که بر اخلاق و باورهای ما اثر گذاشته اند و اینها نسل به نسل منتقل شده اند، به این صورت که فرهنگ ما را فرهنگ غمباری و سوگواری کرده و این را اهمیت بخشیده است.

«بخشی از این بعد فرهنگی حتی این گونه خود را بازنمایی می کند که گویی شاد بودن نوعی گناه و کار خلاف است؛ به این صورت که کسی زیاد که می خندد، توبه و استغفار می کند چرا که این تفکر خرافی را دارد که پشت سر آن ممکن است یک اتفاق نامطلوب بیفتد؛ و اینها بخشی از فرهنگ چند هزار ساله ما هستند که وجود دارند؛ بخشی از این مشکل هم به مراکزی بر می گردد که غمگینی  وغمباری را در جامعه پمپاژ می کنند و از این راه سود خود را می برند (این سود گاهی اقتصادی است و گاهی در دیگر از حوزه ها).

این استاد دانشگاه در تبیین این مساله که چرا بعضا مشکلاتی مانند عدم نشاط در جامعه دچار بی توجهی و نادیده انگاری می شود و شکلی از تمایل به کتمان حقیقت در باب زنگ خطر سلامت روانی در جامعه ما وجود دارد، خاطر نشان کرد: وقتی که گردگویی و حرافی می کنیم، می توانیم همه چیز را بگوییم اما حرف دقیق باید بر مبنای پژوهش باشد. پژوهش ها در کشور ما نشان دهنده فضای غم هستند و این حرف کاملا درست است که به ازای هر چهار ایرانی یک نفر اختلال روانی دارد؛ این را مطالعات نشان می دهد و این که کسی این موضوع را بپذیرد یا نه اهمیتی ندارد.

ما براساس یک سری شاخص های علمی و بین المللی اندازه گیری می کنیم و می گوییم شرایط کشور امروز این است و کسانی که کتمان می کنند یا واقعا نگران اظهار نظر به سبب جایگاه خود هستند یا این کار پژوهشی انجام نداده اند و یا به دنبال حفظ سمت خود هستند اما واقعیت امر این است که اولا اختلالات روان در سطح کشور ما در حال نزدیک شدن به مرحله قرمز است، دوم این که ما به اندازه کافی امکانات برای درمان مسائل و مشکلات و اختلالات روانی در سطح جامعه خود را نداریم و نکته سوم معادله ای است که بین وضعیت اقتصادی، اجتماعی و اختلالات روانی وجود دارد؛ یعنی هرچه وضعیت اقتصادی جامعه خراب تر باشد، خود به خود این داستان ها از جمله خشونت بیشتر می شود؛ شاخص طبیعی این مساله هم صرف دیدن و مشاهده خیابانی نیست و میزان پرونده های ورودی به قوه قضاییه است که نسبت به سالیان گذشته افزایش پیدا کرده است و این نشان می دهد خشونت در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی در حال افزایش است و با توجه به مسائلی که مطرح شد، این موضوع کاملا طبیعی است.
 
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

چرایی افزایش مصرف «شیشه» در کشور
تصویری که برنامه‌های کودک از زنانگی و مردانگی ارائه می‌کنند
افرادی که پایه بالینی ندارند، نمی‌تواند در کلینیک‌های روانشناسی فعالیت کنند
رتبه ۶ کنکور ریاضی را بهتر بشناسیم
تا حالا هيچ آدم قوى اى كه گذشته آسونى داشته باشه نديدم .