سه شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۹ - 7 Apr 2020
تاریخ انتشار :
شنبه ۲ فروردين ۱۳۹۹ / ۰۸:۲۹
کد مطلب: 49977
۱

درباره اریک فروم

درباره اریک فروم
اریک فروم در ۲۳ مارس  ۱۹۰۰ میلادی در فرانکفورت-آم-ماین آلمان در یک خانواده‌ یهودی سنتگرا متولد شد. پدرش کاسب، پدربزرگش خاخام و عموی مادرش محقق مشهور تلمود بود. فروم در کودکی وقت خود را صرف مطالعات مذهبی کرد و تورات تأثیر عمیقی بر او گذاشت اما وی بعدها همه ارتباطات خود را با مذهب کم کرد. او نام خانوادگی خود را این‌طور توصیف می کند: «فروم در زبان آلمانی به معنای مذهبی بودن است، اصطلاحی که سال های کودکی فروم را توصیف می کند.»

فروم تحصیلات خود را در روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و فلسفه در دانشگاه فرانکفورت و هایدلبرگ ادامه داد، پس از دریافت دکتری خود از دانشگاه هایدلبرگ در مؤسسه روانکاوی برلین کار خود را به عنوان روان‌کاوی که شاگرد و پیرو زیگموند فروید است، شروع کرد. بعد از ظهور نازیسم در آلمان به ژنو رفت و سرانجام به آمریکا مهاجرت کرد و تابعیت این کشور را پذیرفت و در دانشگاه کلمبیای نیویورک مشغول به فعالیت شد، سپس به مکزیک رفت و در دانشگاه مکزیکوسیتی کرسی روانکاوی را تأسیس کرد.
این روان‌کاو و فیلسوف اجتماعی در ۱۹۳۰ میلادی به مکتب فرانکفورت راه یافت و در مؤسسه تحقیقات اجتماعی برلین در کنار اندیشمندانی، همچون ماکس هورکهایمر، تئودور اریک آدورنو و هربرت مارکوزه قرار گرفت، همچنین فروم در فاصله سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۵ میلادی به همکاری با مجله تحقیقات اجتماعی که توسط مؤسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت منتشر می‌شد، پرداخت. وی مدتی عضو هیات علمی دانشگاه کلمبیا در نیویورک بود و در ۱۹۴۱میلادی به دانشکده کالج بنینگتون در ورمونت پیوست و سپس به عنوان استاد روان‌کاوی در دانشگاه مکزیک برگزیده شد و مدتی در دانشگاه ایالتی میشیگان نیز تدریس می‌کرد و سرانجام در ۱۹۶۲ میلادی به عنوان استاد روان‌پزشکی به دانشگاه نیویورک بازگشت.

تالیفات و نظریات فروم
اریک فروم در کارنامه‌ ادبی خود بیش از ۲۰ عنوان کتاب دارد. کتاب‌های این نویسنده سرشناس ابتدا به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر می‌شدند و سپس به زبان‌های دیگر از جمله فارسی ترجمه می‌شدند. یکی از مهم‌ترین کتاب‌های وی که به فارسی هم ترجمه شده اند، عبارت است از گریز از آزادی ترجمه عزت‌اللّه فولادوند. به نظر فروم، هرچه آزادی انسان بیش‌تر باشد، احساس تنهایی، پوچی و بیگانگی او بیشتر است و برعکس هرچه آزادی فرد کمتر باشد احساس امنیت و تعلق‌پذیری او بیش‌تر است.

در واقع باید گفت این روانکاو و جامعه شناس آلمانی تبار جانمایه‌ نظریات خود را در کتاب گریز از آزادی تشریح کرده است، او در این کتاب به یک معضل یا نابهنجاری اساسی توجه می‌کند: آدمیان با تلاش و مبارزه آزادی را کسب می‌کنند اما پس از دستیابی به آن، از آن فرار می‌کنند. پاسخی که فروم می‌دهد به طور خلاصه این است که جامعه مدرن با مجموعه‌ای از مکانیسم‌های بیمارگون، انسان را زبون و پریشان بار می‌آورد. انسان مخلوق این جامعه، قادر نیست از آزادی بهره ببرد، زیرا توان تحمل بار مسوولیت را در خود نمی‌بیند. در نتیجه به سادگی از آزادی می‌گذرد، به عبودیت و بندگی روی می‌آورد. این فراگرد، موقعیتی مناسب برای خودکامگان و عوام‌فریبان فراهم می‌سازد تا قدرت جابرانۀ خود را بر افراد زبون و بی‌اراده حاکم کنند. به نظر فروم، انسان عاجز و درمانده به اقتدار روی می‌آورد، تا ناتوانی خود را بپوشاند. شخصیت اقتدارگرا به بلوغ نرسیده است؛ او از نظر احساسی عقیم است. نه می‌تواند دوست بدارد و نه قادر است از خرد خود استفاده کند. کانت به انسان نهیب می‌زد که فهم و شعور خود را آزادانه به کار بیندازد و سرنوشت خود را به دست گیرد.

از دیگر آثار وی می توان به انسان برای خویشتن، پژوهشی در روان‌شناسی اخلاق ترجمه اکبر تبریزی، روان‌کاوی و دین ترجمه آرسن نظریان، جامعه سالم ترجمه اکبر تبریزی، سرشت راستین انسان (برداشت مارکس از انسان) ترجمه فیروز جاوید، انقلاب امید: در ریشه‌های عوامل غیراومانیستی و اومانیستی جامعه صنعتی ترجمه مجیدروشنگر، بحران روان‌کاوی ترجمه اکبر تبریزی، آناتومی ویرانسازی انسان ترجمه احمد صبوری، داشتن یا بودن؟ ترجمه اکبر تبریزی اشاره کرد. توجه به ترجمه آثار فروم در ایران و شهرت وی در ایران به دلیل کتاب‌های روان‌کاوانه و روان‌شناسی او است در واقع آثار وی به دلیل پیروی از یک سیر منطقی و کامل نه‌تنها در ایران بلکه در تمام جهان پرفروش هستند. عقیده‌ اصلی این نویسنده این بود که با به کار بستن اصول روانکاوی می‌توان بسیاری از بیماری‌های فرهنگی بشر را درمان کرد.

عشق از نگاه  فروم
اریک فروم  از جمله افرادی است که در زمینه عشق و مطالعه علّی و روانشناختی آن فعالیت بسیاری انجام داده است تا جایی که یکی از قدرتمند ترین و بهترین تئوری های روانشناختی را درباره عشق مطرح می کند. بنابراین یکی از مهم‌ترین اندیشه‌های فروم درباره‌ عشق و چیستی آن بوده است.  وی در کتاب هنر عشق ورزیدن می گوید: علت اینکه می گویند در عالم عشق هیچ نکته آموختنی وجود ندارد، این است که مردم گمان می کنند که مشکل عشق مشکل معشوق است و نه مشکل استعداد. مردم دوست داشتن را ساده می انگارند و برآنند که مساله تنها پیدا کردن یک معشوق مناسب یا محبوب دیگران بودن است. هیچ فعالیتی، هیچ کار مهمی وجود ندارد که مانند عشق با چنین امیدها و آرزوهای فراوان شروع شود و بدین سان به شکست بینجامد. وی به وضوح عشق ورزیدن را یک هنر می داند و می گوید: اولین قدم این است بدانیم که عشق ورزیدن یک هنر است، همانطور که زیستن هنر است. اگر ما بتوانیم یاد بگیریم که چگونه می توان عشق ورزید، باید همان راهی را انتخاب کنیم که برای آموختن هر هنر دیگر چون موسیقی، نقاشی، نجّاری، یا هنر طبابت یا مهندسی بدان نیازمندیم.


باورها و دیگر نظریات فروم در مورد جامعه و انسان
فروم از اندیشمندان تأثیرگذار سده بیستم بود که علت ناراحتی‌ها روحی را در نابسامانی‌های اجتماعی می‌دید. او در آثار متعدد خود زندگی مصرفی را در جوامع مدرن به نقد می کشید و بر این باور بود که در جامعه مدرن انسان بر فعالیت خود مسلط نیست، بلکه برده و اسیر آن است. او تنها مهره‌ای کوچک در ماشین تولید است که به او دستور می‌دهد: «پرسش ممنوع، تفکر انتقادی ممنوع، دلبستگی و علاقه ممنوع، تا گردونه‌ تولید بدون هیچ مشکلی بچرخد.» نظام اجتماعی غیرعادلانه ماهیت فردی انسان را نابود می‌کند، تا از او یک "آدمک" بی‌اراده بسازد. برای رسیدن به این هدف، جامعه سرمایه‌داری گونه‌هایی از "منش" بیمارگونه پدید می‌آورد که شناسه‌های اصلی آن: اضطراب، بی‌اعتمادی، بدبینی و دشمنی با دیگران است.

همچنین این اندیشمند برجسته معتقد بود هر جامعه‌ای که نیازهای اولیه مردم را برطرف نکند، بیمار است و باید عوض شود. وی درباره امکان شکل دادن جامعه‌ای که به مردم اجازه برآوردن نیازهای آن‌ها را خواهد داد، خوش‌بین است. فروم چنین جامعه‌ای را سوسیالیسم اجتماع‌طلب انسان‌گرا می‌داند و آن‌ را به عنوان جهانی توصیف می‌کند که عشق، برادری و همبستگی مشخصه تمامی روابط انسان‌هاست و جهت‌گیری سازنده می‌تواند به حداکثر رشد خود برسد به طوری که تمام احساس‌های تنهایی، بی‌اهمیتی و از خود بیگانگی از میان می‌رود. به ادعای فروم، آینده تمدن بستگی به این دارد که چگونه و به چه سرعتی ما می‌توانیم چنین جامعه‌ای را ایجاد کنیم.

نظریه‌های روانکاوی او مانند آلفرد آدلِر و کارن هورنای نزدیک به نظریات زیگموند فروید فیلسوف مشهور است. فروید معتقد بود که انسان‌ها به‌صورت انعطاف‌پذیر توسط نیروهای غریزی زیستی شکل نمی‌گیرند. اریک فروم بخشی به این نظریه اضافه کرد. او معتقد بود که عناصر اجتماعی و فرهنگی بر شخصیت انسان تأثیر می‌گذارند و به همین شکل بوده است که انسان‌ها در طول تاریخ تکامل‌یافته‌اند. او معتقد بود،  تعارض‌های شخصی ما از انواع جوامعی که می‌سازیم، ناشی می‌شوند. بااین‌حال، محکوم به رنج کشیدن نیستیم بلکه می‌توانیم با کمی آگاهی و تلاش این مشکلات را حل کنیم. بنابراین اریک فروم نظریه پردازی است که پایگاه جدیدی را در روانکاوی اجتماعی، حوزه فرهنگ و شخصیت، در قلمرو علم انسان شناسی، روان شناختی، فلسفه و جامعه شناسی انتقادی و ریشه ای به ویژه در زمینه تغییرات اجتماعی و ساخت جوامع انسان گرای آینده، بنیانگذاری کرده است. شاخص مهم این پایگاه دیدگاه انسانگرایانه اوست و وجه خاص انسان گرایی فروم شناخت نقش و اهمیت انسان در فرآیند تشکیل جامعه و تاریخ است. او در انسان گرایی هنجاری خود در پی برپاسازی جامعه ای برای انسان است تا در آن انسان به کشف راه تکامل و کشف معانی هستی بپردازد تا بتواند با سوگیری بارورانه به طرف هستی بزرگ بشری، عشق و کمال را فرا گیرد.

 عمده محتوای فکری فروم عدم باور بدان است که شخصیت انسان بوسیله نیروهای زیست شناختی که دارای ماهیت غریزی اند، شکل داده شده است و به صورت انعطاف پذیری از طرف این نیروها هدایت می شود. فروم (در مخالفت با فروید) عامل جنسی را به عنوان نیروی شکل دهنده اصلی رفتار بهنجار یا روان رنجور نمی داند، بلکه شخصیت انسان را تحت نفوذ نیروهای اجتماعی و فرهنگی می داند که هر دوی این عوامل در چارچوب فرهنگ و نیروهای جهانی که در طول تاریخ بشریت را تحت نفوذ داشته اند بر فرد اثر می کنند. هدف او ایجاد نظریه ای است در مورد علائق مختلف انسانی که از شرایط وجودی انسان حاصل می شوند. با این باور که فرد ماهیت خود را، خود می آفریند. فروم احساس می کند که ما باید تاریخ نوع بشر را بررسی کنیم تا این آفریدن را بفهمیم و بشناسیم.


فروم و اندیشه آزادی
افراد بشر به اعتقاد فروم در عین حال که برای آزادی و خود مختاری مبارزه می کنند، خواهان ارتباط و وابستگی به دیگران نیز هستند. شیوه بر طرف کردن این تضاد که فرد هم می خواهد آزاد باشد و هم نیاز به ارتباط و وابستگی به دیگران دارد، وابسته به ساختار اقتصادی جامعه است. در یک جامعه سرمایه داری بر موقعیت های فردی، آزادی انتخاب، مسوولیت های فردی به قیمت احساس های عمیق انزوا و تنهایی فرد تاکید می شود. مردم در حالت از خود بیگانگی به کارهای مختلف و به شیوه های گوناگون دست می زنند و بسیاری از کارهای فروم پیرامون همین مساله سیر می کند.

از طرف دیگر یکی از راه های برطرف کردن تنهایی و گوشه گیری فرد که محصول جامعه سرمایه داری است، معاشرت مردم با یکدیگر است. در اثر معاشرت و تعامل، افراد به صورت گروه های متشکل در آمده و در آن حل می شوند. در این صورت برای سیستم های حکومتی فرصت مناسبی فراهم می آید که بتوانند از طریق رهبری مقتدر، افراد جامعه را وادار به اطاعت کنند و دستورات خود را به اجرا در آورند. فروم این مساله را به عنوان فرار از آزادی مطرح کرده است. همانطور که در بیوگرافی فروم ملاحظه شد، می توان تاثیر تجربه شخصی فرم را در نظریه اش دید. هنگامی که فروم در آلمان زندگی می کرد، به عینه چگونگی به حکومت رسیدن هیتلر را دیده بود و نظریه اش در مورد فرار از آزادی، زمینه ساز توضیحات و تفاسیر او از تبعیت مردم از هیتلر بود.

بنابراین باید گفت که موضوع اصلی تمام نوشته های فروم این است که فرد در این دنیا احساس تنهایی و انزوا می کند، زیرا از طبیعت خود جدا شده است، این انزوا در هیچگونه موجود زنده یا حیوانی دیده نمی شود. فروم این فرضیه را پرورش داد که هر چقدر انسان ها آزادی بیشتری بدست آورند، احساس تنهایی بیشتری خواهند کرد. بدین ترتیب که آزادی به یک خصوصیت منفی تبدیل می شود که باید از آن فرار کرد. به باور فروم طبیعت حیوانی بر اساس مبنای زیست شیمیایی، روان شناختی و مکانیزم های بقای جسمانی تعریف می شود، در حالی که انسان علاوه بر آنکه دارای یک طبیعت حیوانی است تنها ارگانیزمی به شمار می رود که دارای طبیعت متمایز دیگری است.


نقاط قوت نظریات فروم
با وجود تمام انتقادهایی که متوجه نظرات فروم است، این موارد از نقاط قوت نظریه او محسوب می‌شود: فروم تعبیری یگانه از تعامل میان بشریت و اجتماع ارایه کرده است. شاید بیش از هر نظریه‌پرداز دیگر، او ما را از اثرات متقابل و مداوم عوامل اجتماعی، اقتصادی و روان‌شناختی بر ماهیت انسان آگاه کرده است. اعم از اینکه تعبیر و تفسیرهای ویژه او معتبر باشند یا نه، او به ما نشان داد که یک انسان محصول انحصاری یک مجموعه منفرد از نیروها نیست، بلکه حاصل اثرات متقابل نیروها و رویدادهای گوناگون است. او ما را وادار کرد تا فراتر از مرزهای یک رشته علمی برویم و به طور مداوم ما را برانگیخت تا به تکامل یک جامعه انسانی‌تر تحقق ببخشیم و به پیامدهای ناگوار عدم انجام چنین کاری اشاره کرده است. بدین‌ترتیب، تلاش‌های او، هر اثری که داشته باشد، به فراسوی روان‌کاوی یا روان‌شناسی گسترش یافته و طیف وسیعی از مسایل اجتماعی را که مورد توجه همگان است، دربرمی گیرد. همچنین تاکید فروم بر پیوندهای اجتماعی و عشق ورزیدن از یک‌ طرف و حفظ استقلال، فردیت و هویت خویش از طرف دیگر بیانگر توجه فروم بر فرد و جامعه در تعامل با یکدیگر است و یکی را فدای دیگری نمی‌کند. او هر ۲ را عامل موثر در شکل‌دهی به یکدیگر تلقی می‌کند.

سرانجام این روانکاو و جامعه شناس مکتب فرانکفورت در ۱۸ مارس ۱۹۸۰میلادی بر اثر حمله قلبی در سوئیس دیده از جهان فرو بست.
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

چرا باید دست‌ها را ۲۰ ثانیه با آب و صابون شست؟
چند پیشنهاد برای دوران قرنطینه خانگی
کرونا قانون برگزاری آزمون در کره جنوبی را تغییر داد+عکس
گزارش فعالیتهای روانشناسان و مشاوران در مبارزه با ویروس کرونا به سخنگوی دولت
برای اینکه دوستت داشته باشم و به تو احترام بگذارم، مجبور نیستم با تو هم عقیده باشم.