چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۹ - 27 May 2020
تاریخ انتشار :
يکشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۹ / ۰۶:۴۸
کد مطلب: 50363
۲

اختلالات کنترل تکانه Impulse control Disorder

اختلالات کنترل تکانه Impulse control Disorder
میگنا: تکانه عبارت است از: «تمایل به انجام عملی به منظور کاهش تنش و استرس افزایش یابنده ای که در نتیجه اوج گیری وسوسه های غریزی ایجاد می شود».به عبارتی ساده تر، زمانی که یک فرد وسوسه انجام عملی را دارد تا به این طریق اضطراب، تنش و استرس خود را کاهش دهد، در اصل یک تکانه را تجربه کرده است.
 
دارا بودن اراده قوی، قدرت خویشتنداری و اختیار،صبوری و توانایی کنترل خود، ویژگی هایی هستند که ما انسان ها را در برابر موقعیت های استرس زا، تنش ها،تروما و  حتی حوادث و بلایا از سایر موجودات متمایز می کنند اما افراد مبتلا به اختلال کنترل تکانه توانایی مقاومت و کنترل خود در مقابل محرک هایی که می تواند به خودشان یا دیگران آسیب برساند را ندارند.

کنترل تکانه به این معناست که فرد قادر است قبل از انجام کاری، جوانب مختلف آن را بررسی کرده، و به دلیل عواقب منفی، از لذت آن کار صرف نظر کند. اما بسیاری از افراد درگیر اختلال کنترل تکانه با وجود آگاهی از عواقب منفی کارشان، برای کسب لذت دوباره آن عمل مخرب را انجام می‌دهند. اطرافیان و خانواده‌های این افراد دلیل انجام کار آن‌ها را درک نمی‌کنند.  

تعریف:
اختلال کنترل تکانه (به انگلیسی: Impulse control disorder) ناتوانی برای مقاومت در مقابل یک تکانه یا انگیزه که برای دیگران یا خود خطرناک بوده و با احساس لذت پس از تحقق آن همراه است. نوعی اختلال تکانشگری در دسته انواع وسواس هاست که در آن فرد نمی تواند جلوی فکر وسواسی و آسیب‌زا را بگیرد، یعنی تا آن فکر وسواسی را انجام ندهد راضی نمی‌شود. در واقع کنترل تکانه به این معناست که فرد قادر است قبل از انجام کاری جوانب مختلف آن را بررسی کرده و به دلیل عواقب منفی، از لذت آن کار صرف نظر کند. اما بسیاری از افرادِ درگیر اختلال کنترل تکانه با وجود آگاهی از عواقب منفی کارشان، برای کسب لذت دوباره آن عمل مخرب را انجام می‌دهند. اطرافیان و خانواده‌های این افراد دلیل انجام کار آن‌ها را درک نمی‌کنند. اما پی بردن به این موضوع که آن ها دچار یک نوع اختلال هستند، کمک می کند تا در جریان درمان قرار بگیرند.


اختلال بسیار جدی و ویرانگری که بواسطه آن فرد مبتلا ناتوان در کنترل وسوسه ها، امیال، هیجان و ویر خود بوده و‌همچنین قادر‌ به نگفتن و نگهداری بسیاری از افکار و احساسات خود نیست.

دراختلال کنترل تکانه فرد دچار حالت هایی از برانگیختگی و تنش می شود. فرد این تنش به وجود آمده را از طریق انجام اعمال نادرستی که آسیب زا هستند کاهش می دهد.در این نوع اختلال ممکن است فرد بعد از انجام عمل آسیب زا احساس پشیمانی و گناه کند. این احساس می تواند به دلیل تعارضات مبهم ناخودآگاه و یا آگاه شدن از نتیجه اعمال انجام شده باشد.

افرادی که به این بیماری دچارند به شدت اضطرابی بوده و گرایش به سوء مصرف داروهای آرامبخش، الکل، یا مواد مخدر دارند.  
مبتلایان به این بیماری افرادی به شدت وابسته، ناتوان در داشتن روابط سالم و پایدار بین فردی، و‌ حتی درگیر با قانون می باشند.

متاسفانه هوش عمدتا بالای این افراد آنها را به سمت قانون شکنی، حرمت شکنی، و شکستن بسیاری از قواعد اجتماعی ارتباطی سوق میدهد.
این افراد ظاهری بسیار موفق، موجه، مودب، مظلوم، فلسفی، معتقد و آگاه دارند.
این افراد به شدت به درمان مقاومت داشته و خود را درمانگران جسم و روح بسیار موفقی برای دیگران می دانند.
 
ویژگی های مشترک این اختلال عبارتند از:
1- عدم وجود انگیزه مشخص برای رفتار
2- عدم وجود قدرت مقاومت در برابر تکانه ها(امیال ناگهانی)
3- زیان بخش بودن رفتار برای خود و یا دیگران
 
مراحل انجام یک فکر در افراد مبتلا به اختلال کنترل تکانه چیست؟
افراد مبتلا به اختلال کنترل تکانه به طور کلی پنج مرحله را در هر اقدام و تصمیم خود سپری می‌کنند:
مرحله یکم: یک تنش یا فکر وسواس گونه و آسیب‌زا در ذهن ایجاد می‌شود که فرد را دچار اضطراب و بی‌قراری می‌کند.
مرحله دوم: پردازش و رشد دادن تنش و فکر که برای اقدام به آن کار برنامه‌ریزی می‌کنند.
مرحله سوم: اقدام به عمل که باعث لذت،خشنودی و رضایت شدید برای فرد می‌شود.
مرحله چهارم: فرد از میل تکانه ای، پس از برآورده شدن خواسته، احساس آرامش و رسیدن به هدف دارند و به ادامه زندگی می‌پردازند.
مرحله پنجم: احساس شدید گناه و پشیمانی وجود دارد و فرد با خود عهد می‌بندد که دیگر این کار را نکند. البته دوباره با ایجاد تنش، به سمت تکرار آن می‌رود. مرحله پنجم کنترل تکانه در همه افراد وجود ندارد!
 

علائم و نشانه ها
علائم و نشانه هایی هستند که ممکن است به وجود اختلال کنترل تکانه ای در برخی افراد اشاره داشته باشند. همیشه تشخیص اختلال کار ساده ای نیست اما پرچم های زیر می توانند علتی برای توجه بیشتر باشند.

-علائم رفتاری؛ برای مثال دزدی، دروغ گفتن، اتش افروزی، رفتارهای پرخطر و بی پروا و رفتارهای پرخاشگرانه و تهاجمی.
-علائم شناختی؛ رفتارهای پرخاشگرنه یا زودرنجی و پریشانی، توانایی ضعیف در تمرکز یا به یادآوردن نام ها
-علائم اجتماعی و عاطفی؛ که اغلب با کاهش عزت نفس، انزوا یا گوشه گیری اجتماعی، مضطرب بودن، تجربه ی تغییرات زیاد در افکار و خلقیات و داشتن حس گناه یا بی توجهی تجربه می شود.


چه زمانی رفتار شما یک اختلال خواهد شد؟
اغلب این رفتار تکانه ای نتیجه ی تنشی است که در نقطه ای ایجاد می شود که فرد دیگر نمی تواند مقابل آن مقاومتی داشته باشد. حس آرامش سریع پس از این رفتار تکانه ای کوتاه مدت خواهد بود.احساساتی مانند حس گناه یا خجالت ممکن است ادامه داشته و تکرار این رفتارهای تکانه ای باعث ایجاد عوارضی منفی شود، از جمله استرس عاطفی بیشتر یا پشیمانی در طولانی مدت.وقتی رفتار تکانه ای غیرقابل مدیریت شده یا در زندگی روزانه ی فرد اختلالی جدی ایجاد کند اختلال کنترل تکانه ای می تواند علت آن باشد.

دلایل و ریسک‌های مربوطه اختلال کنترل تکانه می‌تواند درنتیجه مشکلات محیطی، روانی یا پزشکی رخ دهد. تحقیقات به‌عمل‌آمده حاکی از آن است که افراد دچار ویژگیهای تکانشی از عدم تعادل شیمیایی شامل دوپامین، سروتنین و اسید گاما آمینو در بدنشان رنج می برند. الکل می تواند اثرات این مواد شیمیایی را افزایش دهد و بواسطه آنکه عدم تعادل شیمیایی اغلب از والدین به فرزندان می رسد، همچنین ارتباط قوی با ژنتیک وجود دارد. استرس و اضطراب نقش مهمی در این اختلال بازی می کنند و سبب می شوند که احتمال اینکه چرخه تکانش تحریک شود، بیشتر شود.


ارتباط میان الکلیسم و اختلال کنترل تکانه
چندین روش به ارتباط میان مصرف الکل و اختلال کنترل تکانه می‌پردازند. برخی از کسانیکه از این مشکل رنج می‌برند، از خواص کند کننده الکل استفاده می‌نمایند تا تکانه‌های خطرناکشان را مدیریت و کنترل نمایند که منجر به سو مصرف الکل می‌شود. علاوه بر این، مصرف الکل اغلب با سبک زندگی فردی که دارای اختلال کنترل تکانش است، ارتباط تنگاتنگی دارد. به‌عنوان‌مثال، فردی که به روابط جنسی اعتیاد دارد، ممکن است زمان خود را در بارها یا کلوپ‌های شبانه صرف نماید، جاهاییکه الکل به صورت آزاد موجود است؛ و درنهایت، خودانگیختگی عاطفی فرد دچار این اختلال می‌تواند به صورت طبیعی منجر به زیاده‌روی در مصرف الکل شود و همچنین افزایش احتمال عود سو مصرف الکل را به همراه داشته باشد. فارغ از نحوه‌ای که اختلال کنترل تکانش منجر به سو مصرف الکل می‌شود، واضح است که مصرف الکل اغلب رفتار تکانشی فرد را بدتر می‌کند زیرا بازدارنده‌های مربوطه را کاهش می‌دهد. درحالی‌که در وهله نخست ممکن است به نظر آید که آن تمایل تکانه‌ای را کند می‌نماید، درنهایت مهارت‌های تصمیم‌گیری‌شان از کار می‌افتند و توانایی کنترل صحیح تکانه‌ها از دست می‌رود.
نکته: هرکسی که از اعتیاد به الکل رنج می‌برد، دارای اختلال کنترل تکانه‌ای نیست، اما رابطه متقابلشان قوی است و دانستن علائم و رفتارهایی که در فرد دچار این مشکل بروز می‌نمایند، می‌تواند بسیار مفید باشد.

**انواع اختلال تکانه
۱- اختلال انفجاری متناوب
دوره‌های پرخاشگری که منجر به آسیب زدن به دیگران می‌شود.

۲- وسواس (جنون) دزدی
دزدی مکرر به گونه ای که خود عمل دزدی برای فرد مهم است و نه آن چیزی که دزدیده می شود .

۳- قماربازی بیمارگونه
رفتار قمار بازی ناسازگارانه ، عود کننده و مداوم که مشکلات اقتصادی و اجتماعی در پی دارد .

۴- جنون آتش‌افروزی
برپا کردن عمدی آتش به صورت هدفمند و مکرر . تفاوت جنون آتش افروزی با ایجاد حریق از این جهت است که ایجاد حریق به منظور انتقام گیری و یا ... می باشد و یک عمل از پیش برنامه ریزی شده است . اما در جنون آتش افروزی فرد احساس لذت و رضایت و یا تسکین در هنگام مشاهده آتش دارد و یا علاقه و کنجکاوی و مجذوبیت خاصی نسبت به اتش دارد.

۵- وسواس کندن مو
وسواس کندن مکرر مو به گونه ای که موجب از دست دادن بخش محسوسی از مو می شود.

۶- NOS
هرگونه رفتاری که ویژگی اصلی این اختلالات را دارد، ولی در طبقات بالا قرار نمی گیرند و در سایر طبقات تشخیصی نیز منظور نمی شوند،در این قسمت طبقه بندی می شود:
- خرید اجباری: میل و تکانه غیر قابل مقاومت برای خرید کردن بی آنکه ضرورتی داشته باشد.
- اعتیاد به بازی های کامپیوتری: میل غیر قابل مقاومت برای بازی با کامپیوتر که عملکرد فرد را مختل می سازد.
- مجروح کردن تکراری خود: ایجاد جرح در بدن خود بدون دلیل و هدف خاص.

 
علل اختلال کنترل تکانه به صورت دقیق مشخص نشده است. عوامل روان پویشی، زیستی و روانی اجتماعی در ایجاد این اختلال نقش دارد.خستگی فرد و آسیب های روانی هم می تواند مقاومت فرد را در برابر انجام اعمال نادرست کاهش دهد.


عوامل روان پویشی: به اعمالی گفته می شود که فرد انجام می دهد تا احساس گناه و یا اضطراب خود را کاهش دهد و خود را از این احساس تنشی که در او به وجود آمده رها کند.

عوامل روانی – اجتماعی: بیش ترین عامل روانی- اجتماعی که در بروز این اختلال نقش دارد مرتبط با حوادث دوران کودکی است.ممکن است که کودک در طی مراحل رشد با الگوهای نامناسب همانند سازی کرده باشد.مانند والدینی که خود قادر نیستند تکانه های خود را کنترل کنند. هم چنین عواملی مانند روبه روشدن با خشونت در محیط خانه، بی بند وباری جنسی و رفتار های نامناسب اجتماعی در ایجاد این اختلال نقش دارند.

عوامل زیستی: بسیاری از متخصصان در اختلال کنترل تکانه به تاثیر عوامل عضوی اشاره کرده اند مخصوصا در افرادی که رفتارهای پرخاشگرانه دارند. طبق تحقیقات انجام شده مناطقی از مغز مانند دستگاه لیمبیک با رفتارهای پرخاشگرانه واعمال تکانشی در ارتباط است.

هورمون هایی مانند تستوسترون هم با رفتارهای پرخاشگرانه ارتباط دارند.درکودکانی که اختلال کم توجهی-بیش فعالی دارند علایم اختلالات کنترل تکانه ممکن است تا بزرگسالی ادامه داشته باشد.

بر اساس تحقیقات جدید، زنان بیشتر به اختلالات با تهاجم کمتر مثل وسواس کندن مو و جنون دزدی و مردان بیشتر به اختلالات با تهاجم بیشتر مثل جنون آتش ورزی و اختلال انفجاری متناوب مبتلا می شوند .

انواع اختلال كنترل تكانه و درمان
شش طبقه اختلالات کنترل تکانه، عبارتند از: اختلال انفجاری متناوب، جنون دزدی، جنون آتش افروزی، قماربازی بیمارگون، وسواس کندن مو و اختلال کنترل تکانه ای مشخص نشده.

بیشتر افراد کنترل کافی روی تکانه های خود دارند؛ ولی بیماران مبتلا به اختلالات کنترل تکانه قدرت مقاومت در برابر وسوسه هایی که برای خود یا دیگری زیان بار است را ندارند. علت دقیق این اختلال مشخص نیست؛ اما دلایلی هم چون: عزت نفس پایین، اضطراب و نیاز به کاهش استرس در بروز آن دخیل دانسته شده اند.

اختلال وسواس به اینترنت و استفاده زیاد از تلفن همراه از جمله اختلالات تکانه ای هستند. اختلال انفجاری متناوب نیز که در آن، بیماری به صورت دوره های مجزای فقدان کنترل تکانه های پرخاشگرانه بروز می کند یکی از مهم ترین اختلالات تکانه ای به شمار می آید. این دوره ها ممکن است با حملات جدی به دیگران یا تخریب اموال همراه باشد. میزان پرخاشگری ابراز شده با هر عامل استرس زایی که ممکن است در برانگیختن دوره ها مؤثر بوده باشند، کاملاً نامناسب است. علت واحد و دقیقی برای اختلال انفجاری متناوب توصیف نشده است ولی محیط نامساعد دوران کودکی که مملو از دعوا و کتک کاری، تهدید زندگی و مصرف مواد بوده، در اغلب این بیماران دیده شده است.

وسواس کندن مو (Trichotillomania) نیز یکی دیگر از اختلالات کنترل تکانه محسوب می شود. این اختلال در زنان بیشتر از مردان وجود دارد و شیوع آن حدود 1 درصد گزارش شده است. همچنین خرید کردن وسواسی (Oniomania) یکی دیگر از اختلالات کنترل تکانه است که سن شروع آن معمولاً حدود 18 سالگی است.

تکانشگری جنسی
این افراد نمی توانند رفتار جنسی خود را کنترل کنند و احساس می کنند وادار می شوند به فعالیت جنسی مکرر، کورکورانه و پرخطر بپردازند. گرچه این اختلال در DSM-IV-TR نیست، اما نشانه ها و رفتارهای افراد مبتلا به تکانشگری جنسی کاملا شبیه آنهایی است که با اختلال های کنترل تکانه ارتباط دارند. در طول دهه اخیر، متخصصان بالینی مشاهده کرده اند که تعداد فزاینده ای از درمانجویان برای میل جنسی غیرقابل کنترل خود درخواست کمک می کنند. افرادی که ناامیدانه به دنبال ارضای جنسی هستند بخاطر دسترسی راحت به تصاویر جنسی در اینترنت به این عادت بد اعتیاد پیدا می کنند و به میل جنسی اشتغال جنسی دارند و احساس می کنند به صورت کنترل ناپذیری به سمت رویارویی های جنسی کشیده می شوند که بعدا احساس غم ،ناامیدی و پشیمانی می کنند. این سایق شبیه سایقی است که در سایر اختلال های کنترل تکانه گزارش شده و حالتی را در بر دارد که فرد در آن، تسلیم نیاز به آمیزش جنسی می شود. اصطلاحاتی مانند اعتیاد جنسی،تکانشگری جنسی و وابستگی جنسینیز برای توصیف این اختلال به کار برده می شود که بیانگر تاثیر فراگیر سایق جنسی بر زندگی این افراد هستند. 

مانند سایر اختلالهای کنترل تکانه که در زیر معرفی شده است، رفتار غیرقابل کنترل افراد مبتلا به تکانشگری جنسی در توانیی انجام دادن مسئولیت های اجتماعی و شغلی آنها اختلال ایجاد می کند و موقعیت اجتماعی آنها را به خطر می اندازد. 

این افراد عموما به اختلال همزیست، مانند افسردگی یا سوء مصرف مواد نیز دچار هستند. برخی از افراد مبتلا به این اختلال به نشانه های تجزیه ای مرتبط با تکانشگری جنسی دچار هستند. آنها می گویند به حالت دگرگون هشیاری وارد می شوند حتی زمانی که در اینترنت به دنبال تحریک جنسی هستند.

پژوهشگران برای آگاهی از منشا تکانشگری جنسی، عمدتا ریشه های این اختلال را در تجربیات اوایل زندگی فرد تمرکز کرده اند. چند تن از پژوهشگران رفتار اعتیاد جنسی را به صورت اختلال در صمیمیت در نظر گرفته اند که به تجربیات دلبستگی اولیه بر می گردد. طبق این دیدگاه رابطه معیوب بین طفل و مراقب می تواند باعث شود برخی افراد هنگام بزرگسالی در تنظیم کردن عاطفه شان مشکل داشته باشند.
مانند سایر اختلال های طیف وسواس فکری-عملی  تکانشگری جنسی به دارو های بازدارنده جذب مجدد سروتونین جواب می دهد(هولندر،2000) درمان این اختلال مستلزم ترکیبی از عناصر روانشناختی است که از رویکردهای بینش گرا،رفتاری، و سیستم خانواده به دست آمده است.


معرفی این اختلالات و روش درمانی آنها
الف)  انفجاری متناوب
اختلال انفجاری متناوب به صورت دوره های مجزای فقدان کنترل تکانه های پرخاشگرانه بروز می کند. این دوره ها ممکن است با حملات جدی به دیگران یا تخریب اموال همراه باشد. میزان پرخاشگری ابراز شده با هر عامل استرس زایی که ممکن است در برانگیختن دوره ها موثر بوده باشد کاملاً نامتناسب است. نشانه هایی که بیمار ممکن است آنها را به صورت دوره یا حمله توصیف کند ظرف چند دقیقه یا چند ساعت بروز می کنند و صرف نظر از طول مدت آنها خود به خود و به سرعت از بین می روند. بیمار پس از هر دوره معمولاٌ دچار تاسف واقعی می شود یا خویشتن را ملامت می کند و در فواصل بین دوره ها نشانه های پرخاشگری یا رفتار تکانشی فراگیر وجود ندارد.
تشخیص اختلال انفجاری متناوب وقتی مطرح می شود که شرح حال بیمار نشان دهنده چندین دوره فقدان کنترل همراه با حملات پرخاشگری باشد. یک دوره واحد برای تشخیص گذاری کافی نیست. سوابق بیمار نشان می دهد که دوران کودکی او در جَوی از اعتیاد به الکل، خشونت و بی ثباتی هیجانی سپری شده است. سوابق کاری بیماران ضعیف است و اغلب اظهار می کنند که شغلشان را از دست داده اند و دچار مشکلات زناشویی و درگیری با قانون هستند. اکثر بیماران قبلاً در جستجوی کمک روانپزشکی برآمده اند ولی بی فایده بوده است. اضطراب احساس گناه و افسردگی معمولاً پس از
حملات انفجاری رخ می دهد ولی همیشه این گونه نیست.

روشهای درمان بیماری
دارو درمانی: داروهای ضد تشنج مدت ها برای درمان این بیماران به کار رفته و نتایج متفاوتی به بار آورده است. گزارشات نشان می دهد که لیتیوم در کاستن از رفتار پرخاشگرانه مفید بوده است. کاربامازپین، والپروات یا دی والپروئکس و فنی توئین نیز مفید گزارش شده است. پروپروانول و سایر آنتاگونیست های گیرنده بتا- آدرنرژیک و مهار کننده های کانال کلسیم نیز در برخی موارد موثر بوده اند.
روان درمانی: رویکرد مرکب دارودرمانی و روان درمانی در درمان بیماران احتمال موفقیت بیشتری دارد. ولی روان درمانی مبتلایان انفجاری متناوب دشوار است چون ممکن است حمله های خشم به آنها دست دهد. گروه درمانی ممکن است فوایدی داشته باشد. همین طور خانواده درمانی نیز بخصوص در مواردی که بیمار نوجوان یا جوان است مفید می باشد.

ب )  جنون دزدی kleptomania
دزدی بیمارگون، میل شدید و مداوم به دزدی است. بر خلاف دزدهای حرفه ای که از فروشگاه ها دزدی می کنند، این افراد واقعا نمی خواهند چیزی داشته باشند و ارزش مالی که چیزی می دزدند برای آن ها اهمیتی ندارد، بلکه آن حس هیجان و برانگیختگی از عمل دزدی است که باعث این کار می شود.این افراد با وجود هیجانی که از دزدی احساس می کنند، اما سعی می کنند در مقابل این حس خودشان را کنترل کنند چون می دانند این عمل نادرست و ناخوشایند است. چیزهایی که می دزدند برای آن ها مصرف خاصی ندارد، آن ها را نمی خواهند و آن ها را معمولا دور می اندازند.نکته مهم در این بیماران این است که آن ها معمولا توانایی خرید چیز هایی که می دزدند را دارند اما مسئله آن ها اصلا مالی نیست. ترس از دستگیر شدن کوچکترین پیامد دزدی بیمارگون است و عوارض جدی تری در زندگی فرد می گذارد. دوره های بی خوابی، بی قراری و تحریک پذیری دیگر عوارضی است که آن ها تجربه می کنند. آزاری که افکار وسواسی در ذهن آن ها ایجاد می کند نیز می تواند زندگی و کار آن ها را مختل کند.برای آن ها فرقی ندارد که از چه کسی و از کجا دزدی می کنند و ممکن است حتی از دوستان و محل کار خود نیز دزدی کنند.معمولا این افراد همزمان با این اختلال، دچار افسردگی، اختلالات اضطرابی و اعتیاد به مواد مخدر نیز می شوند. اقدام به خودکشی نیز جدی ترین خطری است که آن ها را به مقدار زیاد تهدید می کند. خصوصیت اصلی جنون دزدی، ناتوانی مکرر برای مقاومت درمقابل تکانه های دزدی اشیایی است که برای مصرف شخصی ضرورتی نداشته یا ارزش مادی خاصی ندارند. اشیای دزدیده شده اغلب دورانداخته، به طور پنهانی بازگردانده یا در خفا و پنهان نگهداری می شوند. مبتلایان به جنون دزدی معمولاً توانایی خرید اشیایی که به طور تکانشی می دزدند را دارند. در جنون دزدی مانند سایر اختلالات تکانشی شخص قبل از ارتکاب عمل تنش قابل ملاحظه ای دارد و پس از انجام آن احساس رضایت و کاهش تنش می کند و ممکن است با احساس گناه، پشیمانی یا افسردگی همراه باشد یا نباشد.

دزدی برنامه ریزی شده نبوده، شخص کسی را در آن درگیر نمی کند. هرچند سرقت ها درمواردی که احتمال دستگیری فوری وجود دارد روی نمی دهد ولی مبتلایان به احتمال گرفتار شدن خود نمی اندیشند، حتی اگر دستگیری های مکرر منجر به رنج و تحقیر شود. مبتلایان ممکن است پس از ارتکاب دزدی دچار اضطراب یا گناه شوند ولی احساس خشم یا انتقام نمی کنند. هر گاه شی دزدیده شده هدف باشد، تشخیص جنون دزدی گذاشته نمی شود. در جنون دزدی نفس دزدی هدف است.

دلیل و درمان اختلال دزدی بیمار گون
شباهت دزدی بیمارگون با اعتیاد به مواد مخدر در این است که هر دو قبل از اقدام به عمل، احساس تنش و اضطراب دارند و بعد از آن احساس رضایت و آرامش به دست می آورند. همچنین شباهت دیگر آنها این است که فرد نیاز دارد برای تجربه دوباره لذت و آرامش، به مقدار بیشتری این کار را انجام دهد که باعث می شود تعداد دفعات دزدی بیشتر شود. دلیل زیستی اختلال دزدی بیمارگون مثل اعتیاد به مصرف مواد، تغییر در دوپامین، سروتونین و گیرنده های مواد مخدر در مغز است که شباهت زیاد با تغییراتی که در افراد معتاد به کوکائین روی می دهد، دارد.درمان هایی که برای اعتیاد به مواد مخدر وجود دارد می تواند به این افراد نیز کمک کند. انواع روش های درمان استرس (حساسیت زدایی منظم و تدریجی و مدیتیشن)، درمان بیزاری آور، یافتن منبعی جایگزین برای ارضا از جمله درمان هایی است که توسط متخصص روانشناسی ارائه می شود.

روشهای درمان بیماری
روان درمانی:  از آنجا که جنون دزدی واقعی نادر است، گزارش های درمان محدود به موارد انفرادی یا گروه کوچکی از موارد است. روان درمانی بینش گرا و روان کاوی موفقیت آمیز بوده اند ولی این امر بستگی به انگیزه بیمار دارد. درمواردی که بیمار دچار احساس گناه و شرم شده است، به دلیل انگیزه قوی او برای تغییر رفتار می توان با روان درمانی بینش گرا به او کمک کرد.
رفتار درمانی: رفتار درمانی از جمله حساسیت زدایی تدریجی، شرطی سازی اجتنابی و ترکیبی از شرطی سازی اجتنابی و تغییر وابستگی های اجتماعی حتی در مواردی که انگیزه ای وجود نداشته است موفقیت آمیز بوده اند.
دارو درمانی: مهار کننده های بازجذب اختصاصی سروتونین نظیر فلوکستین و فلووکسامین در برخی بیماران مبتلا به جنون دزدی مفید بوده اند.

ج ) وسواس کندن مو
خصوصیت اساسی در وسواس کندن مو، کندن مکرر مو است که سبب از دست دادن محسوس مو می شود. سایر نشانه های بالینی عبارت است از؛ احساس تنش فزاینده پیش از کندن مو، احساس لذت و رضایت یا تسکین پس از آن. اگر کندن مو در نتیجه یک اختلال روانی دیگر (نظیر اختلالاتی که با هذیان یا توهم همراهند) یا یک اختلال طبی عمومی (مثل یک ضایعه پوستی قبلی) باشد این تشخیص نباید گذاشته شود. پیش از اقدام به کندن مو، بیمار دچار حس فزاینده ای از تنش می شود و با کندن مو احساس رضایت یا تسکین به وی دست می دهد. در این اختلال همه مناطق بدن ممکن است درگیر شود و کندن موی سر شایعتر از همه است. سایر نواحی درگیر عبارتند از؛ ابرو، پلک، ریش. تنه، زیر بغل و ناحیه عانه کمتر هدف کندن مو قرار می گیرند. وجه مشخصه این نوع کاهش مو، وجود موهای کوتاه و شکسته در کنار موهای بلند و طبیعی در نواحی درگیر است. هیچ گونه ناهنجاری پوست بدن یا سر دیده نمی شود. کندن مو دردناک نیست، هر چند خارش و سوزش در نواحی مبتلا ممکن است وجود داشته باشد.

مو خواری(trichophagy)، یا در دهان گذاشتن مو ممکن است، متعاقب کندن مو دیده شود. عوارض مو خواری عبارتند از: سوءتغذیه و انسداد روده. بیماران اغلب رفتار خود را انکار کرده و سعی می کنند طاسی حاصل را پنهان کنند. کوبیدن سر، جویدن ناخن، خراشیدن، گاز زدن، کندن پوست و سایر اعمال خودزنی ممکن است دیده شود.

روشهای درمان بیماری
دارو درمانی: در مورد بهترین روش درمان وسواس کندن مو اتفاق نظر وجود ندارد. درمان معمولاً با همکاری روانپزشک و متخصص پوست انجام می شود. روش های روانی- دارویی که برای درمان اختلالات روانی- پوستی به کار رفته است، عبارتند از: استروئیدهای موضعی و هیدروکسی زین هیدروکلراید، یک داروی ضداضطراب با خواص آنتی هیستامینی، داروهای ضدافسردگی، داروهای سروتونرژیک و داروهای ضد جنون.
رفتار درمانی: درمان های رفتاری موفق مثل؛ پسخوراند زیستی (بیوفیدبک)، نظارت بر خود، حساسیت زدایی پنهان و معکوس کردن عادت نیز گزارش شده است. وسواس مزمن کندن مو با روان درمانی بینش گرا به طور موفقیت آمیزی درمان شده است. در درمان اختلالات پوستی که عوامل روانی در آنها دخالت دارند، از هیپنوتیزم و رفتار درمانی به عنوان روش های بالقوه موثر یاد شده است.

ه )  جنون آتش افروزی pyromania
جنون آتش افروزی عبارت است از؛ بر پا کردن حریق به صورت مکرر و هدفمند. خصوصیات مرتبط با آن عبارتند از؛ احساس تنش یا انگیختگی عاطفی پیش از آتش افروزی، شیفتگی، علاقه یا کنجکاوی و مجذوبیت نسبت به آتش، فعالیت ها و تجهیزات مرتبط با آتش نشانی، احساس لذت، رضایت یا تسکین هنگام آتش افروزی یا هنگام مشاهده حریق یا شرکت در پیامدهای آن. بیماران ممکن است پیش از شروع آتش افروزی تدارکات پیشرفته قابل ملاحظه ای درنظر بگیرند.
 
اختلال آتش افروزی این افراد عمدتا آتش درست می کنند و قبل از این کار شدیدا احساس اضطراب، تنش و بر انگیختگی دارند. به طوری که توانایی مقابله با این احساساترا ندارند. آتش برای آن ها بسیار جذاب است و هنگامی که چیزی را آتش می زنند، به آن نگاه کرده و در پیامدهای بعدی آن مشارکت می کنند. آتش زدن باعث ارضا و لذت بردن آن ها مب شود.برای تشخیص جنون آتش افروزی نباید نفعی در آتش زدن وجود داشته باشد یا بیماری جسمی دیگری داشته باشند. صرفا بدون هیچ دلیلی و برای کسب لذت این کار را می کنند.افراد مبتلا به اختلال آتش فروزی، معمولا در طولانی مدت آن را تجربه می کنند و ممکن است به اختلالات رفتاری دیگری مثل قمار بازی تغییر پیدا کند. جنون آتش افروزی نیز معمولاً در کودکی شروع می شود. خصوصیت اصلی جنون آتش افروزی عبارت است از: ایجاد حریق عمدی و هدف دار در بیش از 1 مورد، تنش یا تحریک عاطفی قبل از افروختن آتش و لذت و ارضاء یا احساس رهایی هنگام برافروختن آتش یا مشاهده آن. البته اگر شروع آن در نوجوانی و جوانی باشد، ایجاد حریق بیشتر احتمال دارد که به قصد تخریب صورت گیرد. در خصوص قمار بازی بیمار گونه نیز قرائنی وجود دارد که نشان می دهد از دست دادن والدین، ترک منزل، خشونت والدین، فراهم بودن شرایط قمار برای نوجوان و تأکید خانواده بر روی مادیات می تواند در بروز این اختلال نقش مؤثری داشته باشد (کاپلان و سادوک 2، 1379: 465-453).

جنون آتش افروزی با ایجاد حریق از این نظر متفاوت است که حالت دوم به منظور نفع مالی، انتقام گیری یا سایر دلایل انجام می شود و از قبل برنامه ریزی شده است.

مبتلایان به جنون آتش افروزی از تماشاگران همیشه حاضر حریق درحوالی منزل خود هستند، به کرات زنگ های خطر را به دروغ به صدا در می آورند و نسبت به احضار آتش نشانی علاقه نشان می دهند. کنجکاوی آنها بسیار مشهود است ولی نسبت به اعمال خود هیچ گونه احساس پشیمانی ندارند و نسبت به پیامدهای حریق برای زندگی انسانها و اموال آنها بی تفاوت هستند. آتش افروزها ممکن است از تخریب ناشی از حریق احساس رضایت کنند و اغلب سرنخ های آشکاری برجا می گذارند. خصوصیات شایع همراه عبارت است از: مسمومیت الکلی، کژکاری جنسی، ضریب هوش کمتر از حد طبیعی، ناکامی های شخصی مزمن و نفرت از صاحبان قدرت. در برخی موارد آتش افروزها با آتش دچار تحریک جنسی می شوند.

مهم ترین دلایل این افراد برای آتش زدن، استرس، احساس بی کفایتی و تعارض با دیگران و مشکل در ارتباطات است.دلیل زیستی این بیماری ممکن است اختلال در عملکرد دوپامین در مناطقی که به اعتیاد مرتبط است باشد.بهترین روش درمان، درمان شناختی رفتاری است که شامل؛ قرارگیری در موقعیت و جلوگیری از اقدام به آتش زدن، نحوه درست پاسخ دادن به تنش ها و آموزش آرمیدگی یا مدیتیشن می تواند موثر باشد اما باید زیر مظر متخصص و طی یک برنامه مدون انجام شود.


روشهای درمان بیماری
رفتار درمانی: در درمان جنون آتش افروزی مطالب چندانی نوشته نشده است. درمان مبتلایان به دلیل فقدان انگیزه در آنها مشکل است. تا زمانی که نتایج تحقیقات موفقیت هیچ درمان منفردی را نشان نداده است، رویکرد مناسب استفاده از چند روش مختلف و از جمله رویکردهای رفتاری است. به علت ماهیت عودکننده بیماری، برنامه درمان می بایست شامل نظارت بر بیمار جهت جلوگیری از تکرار دروه های آتش افروزی باشد. زندانی کردن ممکن است تنها روش پیشگیری از تکرار عمل باشد. پس از زندانی کردن می توان رفتار درمانی را در موسسات تأدیبی انجام داد.


و )  قماربازی بیمارگون pathological gambling
ویژگی اصلی قماربازی بیمارگون، رفتار قماربازی ناسازگارانه عود کننده و مداوم است که مشکلات اقتصادی به بار می آورد و آشفتگی قابل ملاحظه ای را در کارکردهای فردی، اجتماعی یا شغلی سبب می شود. جنبه های این رفتار ناسازگارانه عبارتند از: اشتغال ذهنی به قماربازی، احساس نیاز برای قمارکردن با مقادیر فوق العاده پول برای کسب هیجان مطلوب، تلاش های مکرر ناموفق برای کنترل، کاهش یا ترک قمار، قماربازی به قصد فرار از مشکلات یا قماربازی برای بازگرداندن باخته ها، دروغگویی به قصد پنهان کردن وسعت قماربازی، ارتکاب اعمال غیرقانونی برای بدست آوردن پول قمار، به خطر انداختن یا از دست دادن روابط شخصی و حرفه ای به دلیل قماربازی و تکیه بر دیگران برای باز پرداخت بدهی ها. علاوه بر خصوصیاتی که ذکر شد، قماربازان بیمارگون اغلب مغرور، تاحدی خشن، ولخرج و پر انرژی بوده و علایم آشکار استرس شخصی، اضطراب و افسردگی دارند.

این افراد معمولاً معتقدند که پول هم علت و هم حلال همه مشکلات آنهاست. با افزایش میزان قماربازی، معمولاً ناچار می شوند به منظور تامین پول قمار دروغ بگویند و ضمن تداوم قماربازی وسعت آن را پنهان کنند. اینان هیچ وقت اقدامی جدی برای صرفه جویی و پس انداز نمی کنند و وقتی منابع وام دهنده محدود شود، برای تامین پول قمار ممکن است دست به اقدامات ضداجتماعی بزنند. هر گونه رفتار مجرمانه بیماران بدون خشونت صورت می گیرد، مثل جعل اسکناس و اسناد یا کلاهبرداری و معمولاً آگاهانه قصد دارند پول را باز پرداخت کنند. عوارض اختلال عبارت است از: بیگانه شدن از خانواده و آشنایان، از دست دادن موفقیت های زندگی، اقدام به خودکشی و پیوستن به گروه های غیرقانونی و اقلیت. دستگیری به علت جرایم بدون خشونت ممکن است منجر به زندانی شدن فرد شود.

روشهای درمان بیماری
روان درمانی: مبتلایان به ندرت داوطلبانه در پی درمان برمی آیند. مشکلات قانونی، فشارهای خانواده یا سایر شکایات روانپزشکی، قماربازان بیمارگون را به سمت درمان سوق می دهد. روان درمانی بینش گرا، خانواده درمانی و درمان شناختی- رفتاری با موفقیت هایی همراه بوده است.


درمان و پیشگیری از اختلال تکانه
از نظر درمانی، اختلالات کنترل تکانه نیازمند مراجعه سریع به روان پزشک است تا هر چه زودتر از راه درمان های دارویی و غیر دارویی به بیمار کمک رسانی شود. باید به خاطر داشت که تمامی این اختلالات همراهی زیادی با اختلالات اضطرابی و افسردگی دارند که وضع را بدتر می کنند و به طور قطع نیاز به درمان برای سرگیری یک زندگی طبعی و خالی از دردسر را می طلبد (مدرسی، 1385: 9).

تحقیقات برای درمان اختلال کنترل تکانه ای تمرکز زیادی روی استفاده از درمان رفتار شناختی و داروها دارد.
درمان رفتار شناختی می تواند به فرد کمک کند تا یاد بگیرد آرام بوده و با استرس و افکار منفی مبارزه کرده و مانع از رفتارهای آسیب رسان شود. در تحقیقات انجام شده این نوع درمان می تواند برای جنون آتش افروزی، جنون دزدی، اختلال انفجاری متناوب و مشکلات جنسی موثر باشد.

تاکنون تحقیقی درمان های روان شناسی را برای اختلال انفجاری متاوب موثر ندانسته است اما درمان رفتار شناختی اغلب درمانی موثر برای مشکلات خشونت مشابه می باشد. تحقیقات کمی برای درمان های موثر برای جنون آتش افروزی وجود دارد اما در یک تحقیق به کودکان یاد داده شد با استفاده از ارتباط بین احساسات، سطح استرس و کارها مانع از برپا کردن آتش شوند.

چنانچه فردی که موردعلاقه شماست از سو مصرف الکل ناشی از اختلال کنترل تکانه رنج می‌برد، امیدواری به درمان وی وجود دارد زیرا مؤثرترین درمان رفتاردرمانی است و اولین و مهم‌ترین مرحله شناسایی مشکل است و تعهد به کار کردن در راستای غلبه بر آن است. هم درمان روانی فردی و هم‌گروه‌های اعتیاد مانند الکلی‌های گمنام قادرند جهت پرداختن به زمینه‌های خاص نگرانی و همکاری در راستای تغییر و کنترل رفتارهای فرد موردنظر مثمر ثمر باشند.

فرد همچنین می‌تواند از داروهای ضد افسردگی که به تنظیم عدم تعادل شیمیایی کمک می‌کنند و تکانه‌ها را کنترل می‌نمایند، استفاده نماید. برخی از روانکاوان بر روی تأثیر ابراز تکانه های پرخاشگری در جنون دزدی تأکید کرده و برخی دیگر نیز جنبه های لیبیدویی را مطرح ساخته اند. این اختلال ممکن است در دوران کودکی شروع شود؛ هر چند تمام کودکانی که دست به دزدی می زنند در بزرگسالی مرتکب دزدی نمی شوند.
روان درمانی بینش گرا، خانواده درمانی و درمان شناختی- رفتاری با موفقیت هایی همراه بوده است.



*تهیه و تنظیم: علی عظیمی


منابع:
-متن تجدید نظر شده راهنمای  تشخیصی و آماری اختلالات روانی. چاپ چهارم (۲۰۰۰)
- استفاده از جزوه منابع دکتری روانشناسی گروه آموزشی مقدم از خانم فاطمه صفرزاده مقدم
-راسخون، نویسنده: محمد کاوه (کاوه، محمد، (1391)، آسیب شناسی بیماری های اجتماعی (جلد اول)، تهران: نشر جامعه شناسان، چاپ اول 1391.)
- وبسایت خبری اعتیاد، ریکاوری ری استارت Recovery Restart :مترجم: داریوش پویان
- وبسایت دانشنامه مردمی روانشناسی: علیرضا نوربخش مقدم
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

ساختار مغزی در افراد اسکیزوفرن با هوش بالا
افراد با تیپ شخصیتی نوع D  و آسیب های روانی کرونا
جزئیات قتل دختر ۱۴ ساله تالشی توسط پدر سنگدل
با این ۳ نکته دانش‌آموزان بدقلق را به درس‌خواندن تشویق کنیم
شخصیت زنان از دیدگاه شینودا بولن
۸ عاملی که باعث می‌شود خاطرات‌مان را فراموش کنیم
بیماری ام اس با چه علائمی بروز می‌کند؟
چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟
مقدمه ای بر مشاوره طلاق
چرا از بعضی چیز‌ها می‌ترسیم؟
ضرورت و اهمیت زبان بدن
افسردگی ما را چاق‌تر می‌کند
آنكه مدام از كمبودها و ناراستي هاي زندگي خويش سخن مي گويد دوست خوبي براي تو نخواهد بود .