سه شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۸ - 17 Sep 2019
تاریخ انتشار :
دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲ / ۰۹:۴۳
کد مطلب: 19786
۴۵
۴۴۴

اختلال پانیک ( Panic disorder ) چیست ؟

اختلال پانیک ( Panic disorder ) چیست ؟
میگنا: اختلال پانیک عبارت است از وجود حملات غیرمنتظره و عود کننده پانیک ، که لااقل به دنبال یکی از این حملات علایمی نظیر : نگرانی دائم از وقوع حمله ای دیگر ، نگرانی از نتایج ضمنی حمله یا عواقب آن ، پیدایش تغییر چشمگیری در رفتار به دلیل حملات مزبور به وجود می آید .

حملات پانیک یک نوع پاسخ به شرایط استرس زا می باشد. تفاوت آن با دیگر پاسخ های بدن نسبت به عوامل شروع کننده استرس تنها در شدت و علائم آن می باشد. حمله پانیک یک دوره احساس ترس شدید است که بطور موقت فعالیتهای عادی فرد را مختل می سازد. شروع آن معمولاً ناگهانی و بدنبال یک عامل محیطی آزاردهنده یا دلهره آور است.
هر چند برای فرد اغلب احساس ترس و ناراحتی شدید را ایجاد می کند، مکانیزم آن در حقیقت یک واکنش تکاملی بدن است که به آن اصطلاحاً fight-or-flight response (این پاسخ یک پاسخ حاد به استرس خوانده می شود که توسط والتر کانون در سال 1929 توصیف گردید.

بر اساس این تئوری حیوانات در مقابله با خطرات یک سری شارژهای الکتریکی از دستگاه سمپاتیک خود صادر می کنند که آنها را برای فرار یا مبارزه آماده می سازد. این پاسخ بعدها به عنوان اولین مرحله ی نشانگان تطابق عمومی که پاسخهای استرس در مهره داران را تنظیم می کند، شناخته شد.)می گویند. نشانه ها شامل لرزش ، تنگی نفس ، تپش قلب ، درد سینه ، تعریق ، تهوع ، سرگیجه ، احساس سبکی در سر و احساس خفگی می باشد. در هنگام حمله ی پانیک مقادیر زیادی آدرنالین در خون ترشح می شود.

بسیاری از افراد که برای اولین بار دچار این حملات می گردند ،فکر می کنند که دچار حمله قلبی شده ، در حال از دست دادن عقل خود هستند و یا دارند می میرند. بسیاری می گویند این حملات دلهره آورترین وقایع زندگی آنها بوده است. اگر این حملات بصورت مکرر و غیر منتظره اتفاق افتد بعنوان بیماری پانیک تلقی خواهد شد ، ولی حملات پانیک در جریان دیگر بیماریهای اضطرابی نیز اتفاق می افتد. بعنوان مثال کسانی که دچار فوبیا (ترس از مکانهای سربسته ، ارتفاع ، جاهای پرازدحام و ... ) هستند ، ممکن است حملات پانیک را با قرار گرفتن در شرایط اضطراب آور تجربه کنند. بیماران دچار حملات پانیک بخوبی با داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی درمان می شوند.

مشخصه اصلی اختلال پانیک، وقوع خود به خود و غیره منتظره حملات پانیک است که شامل حملات و دوره های مجزای ترس شدید هستند. فراوانی بروز حملات از چند نوبت در روز تا صرفا تعداد انگشت شماری حمله در یک سال فرق می کند. نخستین حمله پانیک اغلب کاملاً خود به خود است. اما گاه حمله های پانیک به دنبال آشفتگی، فعالیت بدنی، فعالیت جنسی یا آسیب هیجانی متوسطی روی می دهند. وقتی حمله پانیک آغاز می شود، علایمش در عرض ده دقیقه به سرعت تشدید می شود.

علایم روانی عمده این بیماری عبارتند از، ترس مفرط و احساس قریب الوقوع بودن مرگ و نابودی. بیمار غالباً نمی تواند علت ترس خود را بیان کند. ممکن است دچار اغتشاش شعور شود و در تمرکز اشکال پیدا کند.
برخی نشانه های جسمی حمله پانیک عبارت است از افزایش ضربان قلب، احساس تپش قلب، تنگی نفس و تعریق. بیمار اغلب می کوشد محلی را که در آن قرارگرفته است ترک کند تا از کسی کمک بگیرد. حمله عموماً بیست دقیقه و ندرتاً بیش از یک ساعت طول می کشد.

بیمار ممکن است در حین حمله دچار مسخ شخصیت (depersonalization)یا مسخ واقعیت (derealization) شود. علایم حمله پانیک ممکن است سریع یا به تدریج برطرف شود. گاه بیمار در فاصله حملات از ترس اینکه حمله دیگری به سراغش بیاید، دچار اضطراب انتظار می گردد. نگرانی جسمی از مرگ به دلیل مشکل قلبی یا تنفسی ممکن است کانون اصلی توجه بیمار در حین حلمه پانیک باشد. گاه بیمار فکر می کند تپش قلب و درد قفسه سینه اش نشانه آن است که دارد می میرد. حدود 20% از بیماران در حین حمله دچار حلمه های افتش (سنکوپ) می شوند. این بیماران افراد جوان 20 تا 30 ساله هستند که به بخش فوریت ها مراجعه می کنند و با اینکه از نظر جسمی سالم اند، اصرار می کنند که دچار حمله قلبی شده اند و دارند می میرند. اختلال پانیک اغلب با آگورافوبیا (گذرهراسی) همراه است. در آگورافوبیا، بیمار از هر موقعیتی که در آن دست یابی به کمک مشکل باشد، سرسختانه اجتناب می کند.

آنها دوست دارند در اماکنی مثل خیابان های شلوغ، مغازه های پرازدحام، فضاهای سربسته (مانند زیرپل و آسانسور) و وسایل نقلیه در بسته (مانند مترو، اتوبوس یا هواپیما) یکی از دوستان یا اعضای خانواده همراهیشان کنند.
 
حمله پانیک دوره ای از ترس یا ناراحتی شدید است که ابتدا و انتهای مشخصی دارد و طی آن حداقل 4 تا از علائم ذیل به طور ناگهانی پیدا می شود و در عرض 10 دقیقه به حداکثر شدت خود می رسد .
این علائم عبارتند از : تپش قلب ، تعریق ، احساس لرزیدن ، احساس کوتاه شدن تنفس ، احساس خفه شدن ، احساس ناراحتی یا درد در قفسه سینه ، تهوع یا ناراحتی شکمی ، احساس سرگیجه ، تلوتلو خوردن ، منگی یا ضعف ، واقعیت زدودگی یا شخصیت باختگی ، ترس از دست دادن تسلط بر خود ، ترس از مردن ، پارستزی ( احساس کرختی یا سوزن سوزن شدن ) .

این بیماران اغلب نمی توانند علت ترس خود را بیان کنند . حمله پانیک 30 – 20 دقیقه و به ندرت بیش از یک ساعت به طول می انجامد . علائم ممکن است به سرعت یا به تدریج برطرف شود .


علائم جسمی :
لرزش - پرش عضلانی و احساس لرز کمر درد سردرد تنش و گرفتگی عضلانی تنگی نفس یا تندتند نفس کشیدن خستگی پذیری بیقراری و واکنش از جا پریدن سرخ شدگی یا رنگ پریدگی تعریق دست و پاهای سرد اسهال خشکی دهان تکرر ادرار گزگز دست و پا اشکال در بلع

نشانه های روانشناختی : احساس وحشت و سراسیمگی اشکال در تمرکز گوش به زنگی بی خوابی کاهش میل جنسی احساس گیر کردن لقمه در گلو حملات پانيک يک نوع پاسخ به شرايط استرس زا مي باشد.
تفاوت آن با ديگر پاسخ هاي بدن نسبت به عوامل شروع کننده ي استرس تنها در شدت و علائم آن مي باشد. حمله ي پانيک يک دوره ي احساس ترس شديد است که بطور موقت فعاليت هاي عادي فرد را مختل مي سازد. شروع آن معمولاً ناگهاني و بدنبال يک عامل محيطي آزاردهنده يا دلهره آور است. نشانه ها شامل لرزش ، تنگي نفس ، تپش قلب ، درد سينه ، تعريق ، تهوع ، سرگيجه ، احساس سبکي در سر و احساس خفگي مي باشد.
در هنگام حمله پانيک مقادير زيادي آدرنالين در خون ترشح مي شود. بسياري از افراد که براي اولين بار دچار اين حملات مي گردند ،فکر مي کنند که دچار حمله ي قلبي شده ، در حال از دست دادن عقل خود هستند و يا دارند مي ميرند. مبتلایان مي گويند اين حملات دلهره آورترين وقايع زندگي آنها بوده است. اگر اين حملات بصورت مکرر و غير منتظره اتفاق افتد بعنوان بيماري پانيک تلقي خواهد شد ، ولي حملات پانيک در جريان ديگر بيماريهاي اضطرابي نيز اتفاق مي افتد. بعنوان مثال کساني که دچار فوبيا(ترس از مکانهاي سربسته ، ارتفاع ، جاهاي پرازدحام و ... ) هستند ، ممکن است حملات پانيک را با قرار گرفتن در شرايط اضطراب آور تجربه کنند. مشخصه اصلي اختلال پانيك، وقوع خود به خود و غيره منتظره حملات پانيك است كه شامل حملات و دوره هاي مجزاي ترس شديد هستند.
فراواني بروز حملات از چند نوبت در روز تا صرفا تعداد انگشت شماري حمله در يك سال فرق مي كند. نخستين حمله پانيك اغلب كاملاً خود به خود است. اما گاه حمله هاي پانيك به دنبال آشفتگي، فعاليت بدني، فعاليت جنسي يا آسيب هيجاني متوسطي روي مي دهند.
وقتي حمله پانيك آغاز مي شود، علايمش در عرض ده دقيقه به سرعت تشديد مي شود. علايم رواني عمده اين بيماري عبارتند از، ترس مفرط و احساس قريب الوقوع بودن مرگ و نابودي. بيمار غالباً نمي تواند علت ترس خود را بيان كند. ممكن است دچار اغتشاش شعور شود و در تمركز اشكال پيدا كند.
برخي نشانه هاي جسمي حمله پانيك عبارت است از افزايش ضربان قلب، احساس تپش قلب، تنگي نفس و تعريق. بيمار اغلب مي كوشد محلي را كه در آن قرارگرفته است ترك كند تا از كسي كمك بگيرد. حمله عموماً بيست دقيقه و ندرتاً بيش از يك ساعت طول مي كشد. بيمار ممكن است در حين حمله دچار مسخ شخصيت (depersonalization)يا مسخ واقعيت (derealization) شود.
علايم حمله پانيك ممكن است سريع يا به تدريج برطرف شود. گاه بيمار در فاصله حملات از ترس اينكه حمله ديگري به سراغش بيايد، دچار اضطراب انتظار مي گردد. نگراني جسمي از مرگ به دليل مشكل قلبي يا تنفسي ممكن است كانون اصلي توجه بيمار در حين حلمه پانيك باشد. گاه بيمار فكر مي كند تپش قلب و درد قفسه سينه اش نشانه آن است كه دارد مي ميرد. حدود 20% از بيماران در حين حمله دچار حلمه هاي سنكوپ مي شوند. اين بيماران افراد جوان 20 تا 30 ساله هستند كه به بخش اورزانس مراجعه مي كنند و با اينكه از نظر جسمي سالم اند، اصرار مي كنند كه دچار حمله قلبي شده اند و دارند مي ميرند.
اختلال پانيك اغلب با آگورافوبيا (گذرهراسي) همراه است. در آگورافوبيا، بيمار از هر موقعيتي كه در آن دست يابي به كمك مشكل باشد، سرسختانه اجتناب مي كند. آنها دوست دارند در اماكني مثل خيابان هاي شلوغ، مغازه هاي پرازدحام، فضاهاي سربسته (مانند زيرپل و آسانسور) و وسايل نقليه در بسته (مانند مترو، اتوبوس يا هواپيما) يكي از دوستان يا اعضاي خانواده همراهيشان كنند. میانگین سنی تظاهر این اختلال 25 سالگی است .

حمله پانیک حداقل با چهار علامت از نشانه‌های زیر همراه است :
 1-ترس از تنهایی
2-ترس از، ازدست دادن کنترل در مکان های عمومی مثلا زمین خوردن در محل کار یا مدرسه و دانشگاه
3-ترس از مکانهایی که خروج از آنها شاید دشوار باشد
4-خانه نشین شدن برای مدت طولانی
5-احساس جدایی و بیگانگی با دیگران
6-احساس بیچارگی
7-وابستگی به دیگران
8-احساس غیرطبیعی بودن اندام بدن
9-احساس غیر طبیعی بودن محیط
10- پریشانی و اضطراب ناگهانی
11- رفتار و مزاج غیر عادی ، سراسیمگی ، لرزش و تکان های ناگهانی

دیگر علائمی که ممکن است رخ دهد :
 1-سرگیجه ، حالتی شبیه غش کردن
2-تعرق بیش از اندازه
3-سرخ شدن پوست
4-اختلال در تنفس
5-احساس درد در قفسه سینه
6-تپش قلب
7-حالت تهوع و استفراغ
8- کرخت شدن
9- ناراحتی معده
10- افکار مغشوش و آشفته
11- ترس از دیوانه شدن
12- ترس از مرگ قریب الوقوع

علاوه بر این نشانه‌ها احساس‌هایی نیز بیمار را همراهی می‌کنند. احساس دیوانگی، از دست دادن کنترل و یا نزدیکی مرگ از جمله احساس‏های شایع بیماران است. در کنار این‌ها احساس غیر واقعی بودن محیط اطراف و یا جدا شدن از جسم هم می‌تواند در طول یک حمله پانیک اتفاق بیفتد. شایعترین سن بین 20 تا 30 سالگی است

انواع درمان هاي حملات پانيك :
 اکثر این بیماران با توجه به علائم که مربوط به قلب و تنفس می باشد به پزشکان متخصص قلب و ریه و مغز و اعصاب مراجعه می کنند و انواع آزمایشات و اقدامات پاراکلینیک را انجام می دهند ( انواع عکسبرداری از سر و ریه - نوار مغز و .... ) اما در واقع دارو درماني، مشاوره و شناخت درمانی و رواندرمانی و آنالیز ریشه های خودآگاه و ناخودآگاه اضطراب و روش هاي آرام سازي (relaxation) است كه مي تواند به بیمار در كنترل اين حملات كمك فراواني كند.
نكات ديگري كه مي تواند آرامش بيشتري به فرد دچار حمله دهد شامل اين موارد است: اطمينان دادن به بيمار و همراهیان مبني بر اينكه اين علايم مربوط به يك بيماري شناخته شده است و منشا جسمانی ندارد بلکه منشائ ذهنی و روانی دارد و باعث مرگ نخواهد شد، تشويق بيمار به تنفس آرام و عميق در مواقع تنگي نفس، اجتناب از مصرف كافئين و نيكوتين.در دارو درمانی دوره درمان پس از بهبود اولیه که حدود یک ماه طول میکشد، در حدود 8 تا 12 ماه است.میگنا دات آي آر،اما خبر خوب اینکه پانیک به هیپنوتیزم درمانی عالی جواب می دهد بخصوص وقتی با هیپنوآنالیز و جلسات شناخت درمانی همراه باشد که دوره درمان را بسیار کوتاه می نماید.
درمان : به بیمار اطمینان دهید که گرچه علائم بیماری شدید و ناراحت کننده است ، ولی خطری او را تهدید نمی کند . دارو درمانی ، درمان های شناختی – رفتاری ( بیمار از نحوه ایجاد علائم آگاه شود ، تمرینات تنفسی ، مواجهه ) از دیگر روش های درمانی است .
 
انواع درمان های حملات پانیک شامل:
دارو درمانی، توان بخشی و روش های آرام سازی (relaxation) است که می تواند به شما در کنترل این حملات کمک فراوانی کند. نکات دیگری که می تواند آرامش بیشتری به فرد دچار حمله دهد شامل این موارد است: اطمینان دادن به بیمار مبنی بر اینکه این علایم مربوط به یک بیماری شناخته شده است و باعث مرگ نخواهد شد، تشویق بیمار به تنفس آرام و عمیق در مواقع تنگی نفس،migna.ir اجتناب از مصرف کافئین و نیکوتین. دارو درمانی آلپروزولام و پاروکستین SSRIs ،TCAs ،و... از داروهای مورد استفاده در درمان اختلا پانیک هستند.
درمان شناختی- رفتاری با گروه درمانی و خانواده درمانی به بیمار و خانواده اش کمک می کند که خود را با واقعیت وجود این اختلال در فرد بیمار و مشکلات روانی- اجتماعی ناشی از آن سازگار سازند. دوره درمان پس از بهبود اولیه که حدود یک ماه طول میکشد، در حدود 8 تا 12 ماه است.
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

علی میرزانژاد
خوب است
امین گودرزی
تورو خدا یه راه حل خوب پیدا کنید تا ما از این مریضی راحت بشیم
تو
Iran, Islamic Republic of
منم ی مدتیه که دچار این بیماری شدم.
بهترین چیزی که واسش تونستم پیداکنم این بود:
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36968
Iran, Islamic Republic of
یعنی چی
پریسا
Iran, Islamic Republic of
دوستان عزیز من پانیک ندارم اما عاشق یکی هستم که پانیک داره مفهمم چه حسی دار براتون.فقط یه پیشنهاد دارم.
اینجا بیایم از پانیک بگیم خوبه و تجربیات.اما بیاین یه کاره دیگه هم بکنیم.میدونم حالشو ندارین.اما پیشنهاد من اینه که بیاین اینجا همدیگرو بخندونید شوخی کنید بیماریتونو مسخره کنید تا خورد شه همین کاری که من برا عشقم میکنم.هنجارو پر از جک کنید این یکی از راه حل های این بیماریه.هم میخندیم هم حواسمون پرت مشه هم سرگرمی و هم تو ضمیر ناخودا گاه ثبت میشه از بین میره 2تا کتاب هم چاپ شده تو این رابطه دارم میخونمشون.چیزی که خوب باشه میام میگم.حالا اگه کسی موافق منه که اینجارو بترکونیم بسم ا...
شادی
Iran, Islamic Republic of
همش احساس میکنم هیشگکی عاشق یه پانیکی نمیشه
رعنا
Iran, Islamic Republic of
دوست عزیز
منم پانیک دارم.همسرمم عاشقمه.وقتی حمله بهم دس میده تا نزدیکیای صبح بالا سرم بیدار میمونه تا من نترسم و راحت بخوابم.این فکرو نکن که کسی عاشق یه پانیکی نمیشه.مگه پانیک بیماری خیلی حاد و کشنده ایه؟مگه کسی که کمی ناخوش احواله مجرمه؟دیدتون رو عوض کنین تا بهتر شید
sara
United States
خوش به حالت من پانیک دارم و تازه عقد کردم انقدر نامزدم رو دوس داشتم که پانیکم کم شده بود ولی نامزدم گفت این پانیکت برای من حل نشدنیه حرف از طلاق زده لج کرده به هیچ صراطی هم مستقیم نیست الان حال منو درک میکنید؟
شادی
Iran, Islamic Republic of
سارا جان چرا برا کسی که تو رو تو دوران بیماری نخواد خودتو ناراحت میکنی . خدا رو شکر که الان خودشو نشون داد وگرنه وضعیت بدتر میشد.
Iran, Islamic Republic of
آره میفهمم
Iran, Islamic Republic of
سلام بروخداتو شکرکن قبل ازاینکه ازدواج کنی وبچه ای داشته باشی این اتفاق برات افتاد
عاطفه
Iran, Islamic Republic of
سلام من پنج سال پیش پانیک گرفتم تقریباشش ماه طول کشیدخوبه خوب شدم طوری که ازدواج کردم بچه دارشدم بچم دوسالشه الان دوباره اومدسراغم این سه ماهه زندگیمو ول کردم نشستم خونه پدرم به نظرتون شش ماه که بشه بازم خوب میشم نکنه زندگیم خراب بشه احساس میکنم شوهرم ازم زده شده
Iran, Islamic Republic of
دوست عزيزم منم اين بيماري رو داشتم فقط دكتر روانپزشك ميتونه كمكت كنه به خودت بيا اين بيماري هيچكسو نميكُشه باهاش بجنگ
Iran, Islamic Republic of
من شوهرم درکم نمیکنه .تورو قران چکار کنم همش میگه تو تلقین میکنی ۷ ماهه ازدواج کردیم .ولی همش حرف طلاقه ولی من زندگیمو وشوهرمو دوس دارم ولی حیف که درکم نمیکنه
شادی
Iran, Islamic Republic of
حنا خانم همه که مثل هم نیستند من نگفتم حاده درسته پانیک بیماری حادی نیست اینو شاید معدودی از ادما درک کنن ولی من میشناسم کسایی که برای مسایل جزیی تر از این یا جدا شدن از همسرشون یا در همون ابتداد که میفهمن زیرش میزنن.
Iran, Islamic Republic of
من دارم ولي همسرم عاشقمه
سحر
Iran, Islamic Republic of
کسی هم که عاشق منه داره ازین وضع من رنج میبره ومیخوادبهترین راه رو پیدا کنه پپیشنهادشما چون از روی عشقع مطمئنن بهترین راهه
Iran, Islamic Republic of
منم چند ماه که به این بیماری آزار دهنده دچار شدم
United States
با عرض سلام.
اسم كتابهايي كه در اين زمينه چاپ شده رو ميتونين بگين؟
Iran, Islamic Republic of
عالیه
Iran, Islamic Republic of
عزيزم سلام
من هم اين مشكل رو داشتم
و چيزي كه از همه بيشتر ازارم ميداد اين بود كه فكر ميكردم درمان ندارد
اسنترا با من معجزه كرد
ورزش همراه ان بسيار جواب است
نگران نباش اصلا
سنا
Iran, Islamic Republic of
سلام از کی پانیک داری؟ و آستترا رو چه مدتی خوردی ک خوب شدی؟ الانم در خال مصرف این قرصی، یا قطع کردی؟ چون من فوبیا دارم البته، منتها یه مدت آسنارا میخورم تا سه چهلر ماه خوبم فقط بادقطعش بیماریم عود میکنه، باقرصای دیگه هم همینطور،.
حمید
United Arab Emirates
فقط میتونم بگم داغونم . ذهن خرابمو نمیتونم آروم کنم ...
نسترن
سلام شوهر من یک سالی هست ک دچار حمله پانیک شده
خواهش میکنم بگین من باید چجور رفتاری داشته باشم ک یه وقت باعث نشم اضطراب بهش دست نده!!!!!! ؟؟؟؟؟
United States
شما انسان شریفی هستید که اینقدر به فکرید فقط بهش اعتماد به نفس بدید و از نقاط قوتش تعریف کنید
حسنا حقي
لطفا مطالبي رادرباره تفاوت هاي فردي بين كودكان ارسال نماييد
ممنون
رستمی
Iran, Islamic Republic of
من خیلی از این حمله رنج میبرم مخصوصا شبها وقتی تاریک میشه حالم بد میشه چون اولین بار این اتفاق شب افتاد تو رو خدا کمکم کنید ... الان 3 ساله که درگیرم
United States
میدونم چه عذابی میکشی...
فاطمه
منم این حمله شب بهم دست داده الان 26 روز اینجوری ام از شب متنفرم ارام بخش میخورم خدا کنه همه خوب بشیم
Iran, Islamic Republic of
سلام به همه عزیزان منم پانیک دارم یکساله یه دفعه حمله عصبی بهم وارد میشه تمام توان بدنم از دستم میره میگم وای بدوید که مردم و فکر میکنم دیگه دارم تموم میکنم خلاصه الپرازولام قبلا برا افسردگی میخوردم با لورزپام که میخورم الانم رونشناس بهم سرتالین داده نصف غروب میخورم یه قرص دیگه هم داده میترسم یبخورم داغونم دیونه شدم نه مهمونی میرم ن جایی میگم انجا حالم بد بشه چی از جایی که حالم بد شد از لباسی که تو اون حال تنم بوده متنفرم کمک کنید
aseman
منم شبا دچاره این حمله میشم سعی کن تو اون وقت از شب درگیری فکری واسه خودت ایجاد کنی کاریو اون موقع شروع کن که نیاز به فکر و تمرکز داره چون وقتی بیکار باشی فکر و خیال بیشتر به سمتت میاد باید سرتو بند کنی من خودم یه مدتی اون تایم از شب ویترای کار میکردم چون نقاشیه هم شاد و با رنگ سر و کار داری هم باید تمرکز داشته باشی از نفسای عمیق هم استفاده کن و همچنین اب سرد جرعه ای
Iran, Islamic Republic of
من خوبم
سجاد
با سلام منم 4 سال درگیر این موضوع بودم آخرش با خودم گفتم چرا تو این 4 سال من نمرده ام آخرش مرگه منم میدونم تو هم میدونی پس چرا بیخودی بترسم بهت بگم 70 درصد خودت میتونی بقیه با دارو اگه راحت نیستی بیرون از شهر که میری اورژانس نداشته باشه آلپرازولام همراه داشته باش اگه حمله بیاد دوتا بخور هیچی نمیشه
وحید 33ساله
Iran, Islamic Republic of
سلام من هم چندسال بااین بیماری درگیربودم وبرام زجزآوربود واون اوایل خیلی خیلی اذیتم میکردوبغییراز زمانی که ناخوداگاه بهم دست میداد زمانی هم که بهش فکرمیکردم سراغم میومد وواقعاترسناک وزجرآوربود ولی چندمدتی درمورد اینکه این بیماری اگه میخواست بلایی سرم بیاره یابکشه تاحالااینکارو کرده بودو به خودم گفتم نهایتش مرگه ودیگه ازش نمیترسم وبه بیماریم گفتم هرموقع میخوای بیای سراغم بیامن ازت نمیترسم وکم کم وبه مرور زمان ترسم ازش ریخت وبیماری که هرهفته میومد سراغم الان چندماه یکبار اون هم زمانی که نصف شب ازخواب بیدارمیشم ویکدفعه اتفاق میفته ودیگه مثل قبل توی هوشیاری به ندرت اتفاق افتاده
Iran, Islamic Republic of
آره خیلی بده منم شبازیاداین حالت بهم دس میده من از وقتی زایمان کردم اونطوریم
Iran, Islamic Republic of
منم از وقتی زایمان کردم این اتفاق برای من افتاد
Iran, Islamic Republic of
موقع زایمان چرا ؟از زوز زایمان ترس داشتی مگه؟
سارگل
Iran, Islamic Republic of
دکتر رفتی؟ دکتر برو .پیش روانپزشک خوب ، قابل درمانه . دارو بهتر از خود حمله پنیکه
ahmad
United States
بیچاره ام کرده این لعنتی...مخصوصا وقتی دنیایی از استرس واضطراب ناشی ازبیکاری وبی پولی روسرت آواربشه از یه طرف هم این بیماری لامذهب...داغونمون کرده...
ازشمابخاطرشرح مختصرومفیدوکافی متشکرم
محمد
Russian Federation
سلام خانمم مدت چهار ماه است مبتلا شده درمان را هم شروع کردیم ولی زیاد تغییری نکرده تمام علائم را هنوز داره لطفا بفرمائید کی خوب میشه دیگه خسته شده ایم
آیدین
Iran, Islamic Republic of
سلام دوستان گرامی من حدود 6 سال پیش به بیماری پانیک دچار شدم و ظرف 6 ماه بهبود کامل پیدا کردم جالب انجاست که بدونید هیچ دکتری مراجعه نکردم الان 1 سالیه دوباره پانیک گرفتم و به طور کامل خوب نشدم اما بهبود پیدا کردم تا حدودی .دوستان عزیزم این بیماری به نظر من بیشتر نیاز به روان درمانی داره و نیازی به قرص و دارو درمانی نیست .من تا قبل از اینکه پانیک بگیرم شاد بودم و موفق جوری که همه بهم حسادت میکردن اما در اوج خوشی زمین خوردم الان تقریبا خوب شدم .دوستان عزیز این بیماری کاملا خوب شدنیه و به این فقط فکر کنید و نترسید چون من مطمئنم همه خوب میشیم موفق باشید
kia
سلام ایدین منم دقیقا مثل تو بودم 6سال پیش 6ماهه خوب شدم دیگه کلا رفت اصلن دیگه یادمم نبود اینجوری بودم یه ادم شادو موفق بودم تا اینکه 2 ماه پیش دویاره اومد سراغم الان اصلا ترس از مرگ ندارم فقط ترس از دیوانه شدن و یکسری سولای ناجور میاد سراغم مثلا دنیا چبه ؟ و.....
این ایدی من kiarash_bax@yahoo.com
خوشحال میشم باهم در ارتباط باشیم تا زود خوب بشیم
الهام
Iran, Islamic Republic of
سلام
حدود 6 سال است این بیماری را دارم و فقط خدا می داند بر من چه گذشتهبرای همین وظیفه خودم می دانم اطلاعات این مدت را در اختیار بقیه بگذارم
دردهای مختلف و بسیار شدیدی را تجربه کردم مشکلات معده ، تیروئید ، سر درد ، سر گیجه تهوع و احساس دفع ناگهانی و هر چه به فکر شما برسد.
به همین دلیل طبیعی بود که بیش از 50 دکتر مختلف مربوط به گوش و حلق و بینی گرفته تا گوارش و مغز و اعصاب ، قلب و حتی سرطان ! را امتحان کردم چون فکر می کردم دکترها متوجه نمی شن و من به یک بیماری خطرناک دچار هستم که دیر فهمیدن آن من را خواهد کشت.
شدیدترین حمله ها را تجربه کردم که واقعا از تحمل انسان خارج است و حس اینکه نمی دانستم بیماری من چیست بیشتر من را آزار می داد . به هر حال با مطالعه بیش از 100 مقاله ایرانی و خارجی متقاعد شدم که این بیماری فیزیکی نیست و این دردها بیشتر ساختگی است و توسط سیستم خودکار بدن که مختل شده ایجاد می شود . البته این خیلی خبر خوبی هم نبود چون این دردها خود منشا بسیاری از بیماری های مهم خواهد شد .
برای همین برای درمان به یک روانشاس مراجعه کرده ام و قرار است درمان از طریق روانکاوی شروع شود . وظیف خودم دانستم تا این آگاهی را به کسانی که در ابتدای راه هستند بدهم . استرس های کوچک ولی مداوم من را به وضعیت دچار کرد پس اولین اقدام مراجعه به یک روانشناس خوب است .
حتی گاهی از رفتن به سفر و یا خارج شدن از خانه امتناع ی کردم چون فکر می کردم باید دکتر در دسترس من باشد ! خواهش می کنم گیج نشوید و به حرف های من گوش کنید و پروسه طولانی چک آپ بدن را با مشاوره یک روانشناس همراه کنید تا شاید بیماری شمات زودتر بهبود یابد .
راه های پیشنهادی من :
تمرین تنفس عمیق
حمام طولانی و استخر
ورزشی که تعریق شما را باعث شود
درمان افسردگی
رفتن به طبیعت
انجام ورزش مورد علاقه
سرگرمی با باغچه و گلدان
رفتن به سفرهای آرامش بخش
راه دیگری نیست ورزش و رفتن به کوه را جدی بگیرید مرگ قریب الوقوع در انتظار شما نیست نگران نباشد مگر آنکه کارهای فوق را انجام ندهید . سلامت و شاد باشید
مبتلا
سلام به دوستای گلم .می دونم کسی که این مشکلو نداره نمیاد تا این مطالبو بخونه .من 18سالمه اولین بار دوم خرداد نود و دو این مشکل عظیم به سراغم اومد ...نمی خوام مطالبم تکراری باشه .هممون از سختی های این بیماری خیلی خوندیم و شنیدیم...فقط یه پیشنهاد برادرانه واستون دارم .من تموم اون راه هایی رو که شما رفتین رفتم .بیشتر از شما به دکتر نرفته باشم کمتر هم نرفتم ولی طی این سه ماه قبلی با پیشنها یه نفر که هر روز دعاش میکم به یه دکتر هومیوپاتی رفتم ..شاید شما اولین باره این اسمو می شنوید ولی بدونید واقعا معجره که میگن همینه...پس حتما بگردید یه دکتر هومیوپاتی پیدا کنید .اگر تو تبریز زندگی میکنید دکتر جمشیدوند خیلی دکتر با معلوماتیه طوری که در اولین برخورد به من گفت که تا سه ماه حالت کاملا خوب میشه خالا میبینم که واقعا معجزه کرده.....بازم از خدا می خوا که همه ی مریزارو شفا بده مارم کنار اونا ....مارم دعا کنید.
سعید
Iran, Islamic Republic of
سلام.ای گفتی ها منم 7 ماه بود دچار شده بودم به هر دکتری رفتم خوب نشدم اخر سر پسر خالم معرفی کرد به دکتر جمشیدی رفتم خیلی خوب شدم
fateme
سلام دوسته عزیز ، خدارو شکر که بهتر شدی. منم 4ماه بدجور داغونم، از همه چی میترسم و نگران آیندمم.ازپیری میترسم.ازاینکه پدر مادرمو از دست بدم میترسم وغصه میخورم.بدتر از همه ی اینها اینکه همه چی واسم غیر عادی شدن، همش تو ذهنم این سواله که چرا ما هستیم، چرا زندگی میکنیم؟ وقتی تو آینه به خودم نیگا میکنم تعجب میکنم؛بدجوری داغونم و وضعم خرابه، کلی مشکلاته دیگه دارم که نمیشه همه رو نوشت.... میشه بگین دکتر جمشیدی کجاست مطبش؟
مبتلا
تبریز .سه راه گلگشت . برج آزادی طبقه ی سوم
سلام فاطمه جان منم دقيقا همين حال و دارم عزيزم تمام فكرايي كه گفتي تو ذهنم مياد تمام سوالات و از خودم ميپرسم چرا زنده ايم؟ ما كي هستيم؟ اينجا چه ميكنيم؟ دارم ديوونه ميشم ولي بايد بيخيال شيم
rana
Iran, Islamic Republic of
منم دقیقا اینجوریم فاطمه نمیدونم تو چن وقت درگیرش بودی با این نوع فکرها ولی من بیشتر با این فکراس که زندگیم غیر عدی شده بوده تازه 3 -4 روزه از دست ای فکرا راحت شدم یه ذره بهشون فک نکن فاطمه ب نظرم این فکر برا کسی پییش میاد که نسبت به مسایل اعتقادی خیلی حساسن و دوست دارن ادم خوبی باشن پس بهشون فک نکن و اطلاعاتت رو رمورد دین و اسلا با خوندن کتابای استاد مطهری وامثال این ادم بزرگ ببیشتر کن مثلا من خودم کتاب توحید استادو یکم مطالعه کردم به این فکرا محل نذارو اط اضطراب سعی کن دور باشی به امید اینکه خداو صاحب خوبیها حال هممون رو خوب کنه ..اینکه خوبی ها هستن ینی خدا هست ..
Javad
Iran, Islamic Republic of
واااای منو دیگه داره دیونه میکنه سه ساله که دارم عذاب میکشم آرزوی مرگ دارم
اتوسا
United Arab Emirates
سلام عزیزم
امیدوارم جوابمو بخونی
اصلا نترس و نگران نشو
این احساساتی که داری از علائم پانیکه اسمش مسخ واقعیت یا شخصیت هستش
دلیلش هم دکتر من گفت اینهکه وقتی زیادی به سیستم عصبی فشار وارد میشه برای اینکه از بدن محافظت کنه ارتباط خودش رو با بدن کم میکنه برای همین ادم حس میکنه از خودش جدا شده و خودشو نمیشناسه این فکرا سراغش میاد اگه پانیک زو درمان کنی ایناهم خودش حل میشه
نترس چون من به شدید ترین حالت ممکن این احساسات و تجربه کردم ولی تموم میشه بهت قول میدم فقط یه روان پزشک و روان شناس خوب برو
سعیده
Finland
سلام من مدتیه دچار این مشکل شدم خواهش میکنم راهی برای درمانش که از نظر روحی باشه بهم بگید در اون لحظه باید به چی فکر کنم که حالم خوب بشه و آروم بشم
تو
Iran, Islamic Republic of
سلام داداش.من 1 هفتس که به این بیماری دچاشدمو هروقت که احساس میکنم قراره این حمله بهم دست بده سریغ وضومیگیرمو قرآنومیذارم رو پیشونیمو بعدش نماز میخونمو زیاد تو سجده میمونم و آروم میشمم.خدا حلال همه س مشکلاته.امتحان کن.ب لطف خدا آروم میشی
Iran, Islamic Republic of
سلام من ٥سال پيش اين شكل برام پيش اومد خيلي حالم بد ميشد فقط دوس داشتم فرار كنم هر بار ميرفتم دكتر ازم نوار قلبو اينا ميگرفت و ميگفت هيچي نيس.يه بار ك تو اوجه حاله بدم بود نشستم نفسايه عميق كشيدم گفتم من اين همه اينجوري شدم تا الانم نمردم پس بعداز اينم نميميرم خودمو قوي كردم به خودم گفتم فقط ١٥دقيقه طاقت بيار بدونه قرص خودمو خوب كردم هيچ كس مثله خودت نميتونه خوبت كنه.
Iran, Islamic Republic of
سلام منم یکسره فکر مرگم حس میکنم الان سکته قلبی یا مغزی میکنم صدتا دکتر رفتم خوب نمیشم فقط وسواس فکری دارم چی میشه برگردم به اون روزام
علی
من قبل از اینکه بدونم بیماری ام پانیکه احساس میکردم این علائم مربوط به کم خونی وبیماری قلبی ام میشه ومدام قرص آهن مصرف میکردم تا که کم خونی ام جبران بشه،وقتی که درد سینه داشتم بفکر ناراحتی قلبی ام می افتادم اما همه این هاخیالات خام من بود وفقط از پانیک رنج میبردم اما حالا که فهمیده ام به این مشکل به چشم بیماری نگاه نمیکنم فقط برام یک شوک قوی از دلهره و استرسیه که بموجب مشکلات بیکاری وبی پولی و....است که انشالله با لطف خدا وتلاش خودم درست میشه:لپ کلامم دوستان پانیک بیماری نیست فقط واکنش غیر ارادی ما نسبت به مشکلات روز مره مونه که باید باحاشون کنار بیام تاشرایط بهتر بشه و مطمئن باشید که بهتر میشه...
afshin
من نزدیک 1 سال است که پانیک شدم ماجرا لز این قرار است که من یک شب یک فیلمی دیدم بنام اکالیپتوس یه فیلم افریقایی بومی که در ان مردم را ذر راه خدا قربانی می کردند قلب هایشان را در می اوردند و سر می بریدند ، من زیاد فیلم می بینم و نمی ترسم در ان لحظه عضلات گردنم سفت شد و شدیدا گرم شد قلبم تپید احساس تنگی نفس کردم ولی فشارم نرمال بود احساس میکردم بدنم به شدت گرم شده بود می خواستم فرار کنم وهمه جا رو خراب کنم من ذاتا ادم بی خیال و غیر حساسی هستم ، یعنی یک فیلم اینقدر انسان رو مریض می کنه ؟ از ان زمان احساس نا امیدی دارم ، میترسم از مرگ ، و ارامش ندارم ولی وقتی الپرازلام مصرف می کنم احساس خوبی به من دست میدهد به من بگویید با یکبار میشود پانیک شد؟ من الان اصلا فیلم نمی بینم از همه چیز میترسم به من بگویید چه کنم؟ الان 1 سال است که رنج مبکشم اوایل هم افسرده شده بودم و فقط گریه میکردم ولی الان نه به من کمک کنید چه کنم؟
Iran, Islamic Republic of
سلام .من مهرداد هستم بعد از گئشت 5 سال از درمان اولیه ام حدود 15 روز پیش مجدد پانیک به سراغم اومد و الان ون یکبار بصورت خیلی شدیذ ذار این حمله شده بودم در سالهای گذشته و شناختی نداشتم و دوره درمانم یکسال بطول انجامید . الان خیلی راحت خودم رو در مقابل این حمله نمیبازم و مقاومت میکنم و دارو درمانی انجام میدم .بله دقیقا منشا بیماری و حمله پانیک شما میتونه تماشای همون فیلم باشه.از فیلمهای طنز و شاد و شنیدن موسیقیهای شاد و رفتن به سفر بهره بگیفید و کمک کننده در درمان است . با آرزوی شادی و سلامت برای شما و همه دوستان
سارا
خيلي حس بديه خدا رحم كنه
با سلام من يك شب هنگامي كه ميخواستم بخوابم همين كه چشمانم را بستم احساس كردم نميتوانم نفس بكشم و مردم بعد چند لحظه به بيرون از اتاق خواب فرار كردم و از مادر شوهرم كمك خواستم( زيرا ما در ويلاي انها مهمان بوديم) تمام علاعم بالا را داشتم ( تپش قلب ، سرگيجه احساس كرختي احساس ديوانگي و...) مطمئن بودم كه دارم ميميرم تمام تنم ميلرزيد دندانهايم روي هم ميخورد انقدر استرس و اضطراب داشتم كه دلم ميخواست يكي يه امپول بيهوشي بهم تزريق كنه كه نفهمم( تازه فكر كنيد جلوي اقوام شوهر كه راحت نيستي ) مادر شوهرم بنده خدا انقدر گل گاو زبون و... بهم داد بعد از يك ساعت كمي اروم تر شدم ولي از ان پس زندگي من تعغيير كرد و من ديگه ان ادم سابق نشدم هميشع ميترسم از اينكه دوباره حالم انقدر بد بشه چند بار بعد هم اون حس رو البته خفيف تر تجربه كردم
سارا
با سلام به دوستاي گلم ، من الن ١ سال و نيمه كه اين بيماري رو دارم به نظرم اولين نفري كه ميتونه بهتون كمك كنه خودتون و بعد شريك زندگي يا هر شخص نزديكي كه به او احساس وابستگي داريد، و در مورد سيگار و الكل و... بايد بگم بله تأثير خيلي زيادي داره خودم تجربه كردم يكي از علائمي كه من داشتم و بيشتر اوقات دارم اينه كه احساس ميكنم روحم از بدنم جداميشود و احساس گيج و منگي ميكنم حتي احساس ميكنم چشمانم فشار زيادي تحمل ميكنه، من تا مدتها بعد از بيماريم به نزديكانم نميگفتم چه حالي دارم ولي از وقتي در نت جستجو كردم و متوجه شدم كه من تنها مبتلا نيستم راحت تر احساسم را براي همسرم بيان ميكنم ولي حيف كه تا كسي تجربه نكنه هيج جور نميتونه دركت كنه!
سارا
سلام بچه ها اميدوارم تو اين سال جديد هيچ كس دچار حمله نشه همه خوب بشيم، ميخواستم بگم خدارو شكر از زماني كه ورزش ميكنم خيلي خيلي حالم بهتر شد حتي چند ماهه كوچكترين حمله نداشتم و سعي كردم فعاليت بيرون از خونم رو بيشتر كنم پياده روي ميرم تو زمستان اسكي رفتم كه تاثيرش فوق العاده بود خيلي روحيه ام عوض شد، سعي كردم سحر خيز شوم ، خريد بيشتر ميرم به خونه اشناهام ميرم خودم رو سرگرم كردم و بيشتر از همه سعي ميكنم كمتر فكر كنم اوايل برام سخت بود كه فكر نكنم ولي كم كم توانستم بر فكرهاي منفي غلبه كنم ، اميدوارم همگي حالتون خوب باشه و شاد زندگي كنيد
حسین
سلام من تازه متوجه بیماری شدم ولی اخه مگه میشه بش فکر نکرد . یه حس ترس عجیبی توم ایجاد کرده که خیلی نامیدم. همه چیزمو با این بیماری از دس دادم.جالبیش اینه به هر کیم میگی اینطوری میگه تلقین میکنی هیچیت نیست .موندم چه کار کنم .یادم یه روزایی بود تو زندگی ه الگو ی بقیه بودم. همه حسرت کنار من بودنو داشتن ولی حالا ...
مهناز
Iran, Islamic Republic of
سارا جون .منم دقیقا تمام این علائم رو دارم.حدودا 4 سال هست که این بیماری سراغم اومده. به مدت 2 سال بود که خوب شده بودم و اصلا هم نمیدونستم این بیماری رو دارم من تازه امسال متوجه شدم که دچار این بیماری شدم.تو آون 1 سال اول که اوج داشت هزار تا دکتر مغز و اعصاب .گوش.اعصاب و روان .خون .همه بهم میگفتن شما سالمی فقط عصبی هستی. هیچکس تشخیصی نداد.تا 1 دکتر گوش که از آمریکا اومده بود گفت مشکوک به بیماری پانیک هستی. من آون زمان چون حالم خوب شده بود اهمیت ندادم. ولی الان که دوباره تحقیق کردم متوجه شدم من این همه سال دچارش بودم.جالب اینجانب 80 درصد خودت باید به خودت کمک کنی.من علائم. تپش قلب بالا.سردی دست و پا.لرزش بدن.سرگیجه .فشار چشم .ترس زیاد .حتی سستی پاها. انواع دکتر و ام آر آی هم شدم مشکلی نداشتم. ولی سالی 1 بار سراغم میومد حتی نزدیک 1 الی 2 ماه منو خونه نشین میکرد .حتی میترسیدم از خونه تنها بیرون برم.الان چند بار پشت سر هم عصبی شدم دوباره اومده سراغم. دوباره آون حالتارو دارم.شما آگه درمان شدید تو رو خدا به منم کمک کنید من دیگه تحمل ندارم خیلی مقابله کردم کم آوردم.
Romania
ای وای
مبتلا
بازم سلام به دوستای خودم .من در مورداین بیماری فقط یه چیزو می خوام بدونم اونم اینه که آیا این بیماری درمان قطعی داره یا نه ؟ من دیگه اون علایمو ندارم ولی یه ترسی از این دارم که دیگه نمی تونم اون سلامتی قبلی رو به دست بیارم . چون تو هیچ سایتی درمورد درمان قطعی این بیماری چیزی ننوشته.
سارگل
Iran, Islamic Republic of
سلام ، اینقدر علم پیشرفت میکنه که یه درمان قطعی براش میاد. امیدوار باش، بخصوص الان ک بیماریهای عصبی و اضطراب و پانیک و فوبیا زیاده که الان دکترا و عصب شناسا در خال تحقیی و بررسی این موضوعن و صددرصد دارویی میاد ک درمانشو قطعی میکنه ک دیکه هیچوقت علائم پنیک برنکرده
مبتلا 2
با عرض سلام خدمت دوستای خوبم.میخواستم چند تا راه حل برای درمان قطعی این بیماری براتون بگم
1هر روز قبل از خواب یه دوش بگیرید .
2چندتا گیاه میگم اونارو تهیه کنید همرو با هم دم کنید و به جای چای نوش جان کنید ..سنبلالطیب ...استوخودوس.....گل گاوزبان....انجوبییه
3رازو نیاز با خدارو اصلا فراموش نکنید و اینو بدونید که مسلحت این بود که شما دچار این بیماری بشید
4تا میتونید کمتر در مورد این بیماری مطالعه کنید چون این بیماری انواع مختلف و زمان بندی مختلفی داره و شما ممکنه نظر کسی رو بخونید که تاثیر منفی روتون بزاره
5یک دفتر برداریدو خاطراتی را که باعث خنده یا خوشحالیتان میشود در آن بنویسید و در مواقع لازم اونارو باز خونی کنید
6در مورد آینده خوش بین باشید و هرگز ناامید نشوید
7تا میتونید به خونه ی اقوامتون برید و خلاسه با هر کاری که می تونید خودتونو مشغول کنید

امیدوارم مطالب مفید بوده باشه
سارا
doctor frnam dr shiraz ravan pazshke alea javab migirin
مهتاب
سلام دوست عزیز.دکتر ... فقط به فکر پول هست.پدر من 6 ماه رفتن پیشش .حالشون خیلی بدتر شد.
سامان
Iran, Islamic Republic of
ادرسش کجاست سارا خانوم
سامان
Iran, Islamic Republic of
با سلام.منم خیلی پسر اروم و کم حرفی هستم...ولی بیرون با دوستام خیلی خوش و خوب بودیم...دانشگاه رفتم...لیسانس گرفتم حتی تو سختیای دانشگاه همه سختیارو توانشو داشتم...بعد یه مدت که خواستم برم سربازی...شب قبلش که میخاستم برم امپول بزنم خاستم بخابم یهو استرس اومد یهو ترسیدم دچارحمله قلبی شدم اصلا ضربان قلبم انقد زد بالا نتونستم نفس بکشم رفتم بیرون قدم زدم دیدم نه نمیشه.نمیتونستم خوانوادمو نصف شبی بیدار کنم خودمو به زور خوابوندم صبح بیدار شدم رفتم دکتر عمومی گفتم احساس خفگی میکنم ی شربت بهم داد ضربان قلبمو بیشتر کرد رفتم قرص نارنجی رنگ بپد نمیدونم پارا چی چی ضربان قلبم دیگ نمیزد ولی استرسه هنوز هست هنو حس خفگی دارم شبا به زور خودمو میخابونم..به سختی...رفتارم تغییر کرده..دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه.مثلا اینکه فرداش میخاستم از دانشگاه تموم بشم از خوشحالی شب خوابم نمیبرد ولی الان فمر میکنم برگردم با این حال خوشحال نیستم...حاضرم درد پا درد شکم و معده بکشم ولی ادم نفس تنگی بهش پیش نیاد...رفتم پیش دکتر اعصاب...واقعیتش من نماز خون بودم ولی سهل انگار شدم...الان به خدا نزدیک شدم حس میکنم خدارو دارم شبا قران و دعا میکنم یه کم بهترم...هموز از مرگ میترسم.ولی باید ادم به خودش ارامش بده و زیاد بخنده با دوستاش.یا حق...
میثم یگانه شمامی
Iran, Islamic Republic of
سلام میخواستم بدونم مصرف سیگار بده واسه این بیماری تاثیری داره اخه من بهتر شده بیماریه پانیکم الان یه سال حمله ندارم ولی نفسم یه مقدار گیره یعنی از سیگاره؟
نازی
سلام من اصن نمیتونم این بیماری درک کنم که چیه اما واسه همتون دعا میکنم
ابی
lمن 5 ماه است که دچاره این بیماری شدم و فقط وقتی که شبها می خوابم دچاره این بیماری میشم,یه سوال دارم سیگار کشیدن چقدر تاثیر داره رو این بیماری؟؟
saeed
Iran, Islamic Republic of
سلام من 6 ماه پیش پانیک شدم سیگارم میکشیدم حالمو بدتر میکرد الان ترک کردم برادرانه بگم یه چند وقت نکش تاثیرشو میبنی.انشاله هم خوب میشی
منم درکت میکنم ولی مال من دوران وحشتناکش 2 ماه طول کشید که آخر فهمیدیم این بیماری روانیه
امیر
دوستان من حدود 5 سال و نیم پیش این مشکل برام شروع شد و دوره ی سختی رو گذروندم.
ولی یه کلام بگم که موقعی که حمله بهتون دست میده مطمئن باشید که هیچ اتفاقی قرار نیست بیافته . من الان کاملا بهبود پیدا کردم .
فقط اینو بگم که ازش ترس نداشته باشبد
چون بدترین چیز تو این مورد ترسه
به امید سلامتی همه
عالیست
دلداده
سلام...منم چهار ماهه اینجوریم..یه دکتر رفتم علایم جسمیمو خیلی خوب میتونه کنترل کنه...یه دکتر خوب گیر بیارید برید پیشش.
دلداده
من روزی چند بار این حمله بهم دست میداد و زندگی برام مختل شده بود تا حد زیادی..هم رفتم پیش دکتر هم مشاوره...دکترو که تو نظرات قبلیم براتون گفتم...روانشناسمم گفته دور و بر این سه تا چیز فعلا نرم فلسفه سیاست مذهب....سعی کنید افکارتونو کنترل کنید
مینا
سلام 3ساله این بیماری رو گرفتم هر دکتری بگی رفتم متوجه شدم خودم باید خودمو درمان کنم هروقت پانیکم میگیره ازجای که هستم بیرون میام بدحالم خوب میشه؟
منیر
من 4 سال پیش اولین حمله رو داشتم، تحت درمان دارویی هستم... هنوز پنیک میشم ،چون در واقع شیوه زندگیم باعثش شده و هنوز اصلاحش نکردم، ولی دیگه منو ناراحت نمیکنه، پیشنهادم اینه که غیر از درمان دارویی که کاملا میتونه کنترلش کنه، درباره طب های مکمل ایرانی،فرادرمانی و سایمنتولوژی، تحقیق کنید و کمک بگیرید که درمان میکنه.
مینا
Iran, Islamic Republic of
من یه ماهی است که دچارش شدم خیلی خیلی حالم بد میشه شب اول که اینطوری شدم همسرم رو بیدار کردم و گفتم که من دارم میمیرم بعد رفتیم دکتر گفت که هیچ ناراحتی جسمی ندارم ولی خیلی اذیت میشم الان هم وقتی که حمله بهم دست میده حالم خیلی بد میشه ولی دکتر دوست ندارم برم تا دارو مصرف کنم بیشتر از نظر روانی روی خودم کار میکنم . تا حمله بهم دست میده میرم بالکن خونه و هوا میخورم و میرم حموم و دوش آب گرم میگیرم. ولی در کل خیلی اذیت میشم اما از وقتی که تو سایت ها گشتم و دیدم که خیلی ها مثل من هستن تحملش برام راحت تر شده چون در مورد این بیماری با هیچ کس نمیتونم صحبت کنم.
سجاد
کاملا اشتباه میکنی روزانه دوش آب سرد خیلی در درمانش موثره امتحان کن اصلا آبگرم نه
Iran, Islamic Republic of
سلام واااااای خدا اینجا چقدر پانیکی هستش هه منو بگو فکر میکردم تو این دنیا من فقط اینطوری شدم ببینید خانوما اقایون همتون مثل من شدید فقط ی چیز وضعیت من از همتون بدتر بدتر بدتر بود به طوری که وزن بدنم خیلی کم شده بود احساس تنگی نفس خفگی تب لرز تهوع معده درد بدن درد سردرد تپش قلب مورمور شدن داد زدن گریه کردن ی چیز بگم کلن مرگ میفهمین من از همه چیز تنفر پیدا کرده بودم فقط ب مرگ فک میکردم همش داعم در حال سجده راز نیاز حلالیت گرفتن و..... هر آزمایش ودکتری ک فکرش کنید رفتم دردمو کسی نتونست آخر سر ی ارامبخش دادن گفتن روانی شدی برو تیمارستان روانپزشک رفتم ولی دکتر ی داروهایی داد که دوهفته بد خوردنش آرام شدم ولی بعدش اگه شوهرم خونه نبود خودمو میکشتم لذت خودکشی داشتم ک شوهرم منو برد پیش ی دکتر خوب سرشناس که بد از دیدن آزمایشات وپرسیدن حالم گفت خوب میشی ب شرطی ک دارو های ک میگم رو بخوری منم خوردم الان ی ساله آخرای داروهامه دوزش رو خیلی کم کرده و حس خوبی دارم دیدم ب زندگی عوض شده فقط ی سوال ممکنه بد از اتمام درمانم دوباره پانیک شم بد از مدتی درضمن این بیماری باعث شد دیدم تغییر کنه منی که اصلن نماز نمیخوندم حالا نماز خون شدم و ب فکر مادیات نیستم ب فکر این دنیا زیاد نیستم چیز خوبی ک این بیماری بهم داد اینه که این دنیا ارزش نداره باید ب فکر آخرت باشی همتون خوب بشید ب حق حضرت ابوالفضل هیچ کس نا امید نکن خدای خوبم
ليلا ح
سلام شوهر من هم اين بيماري رو گرفته يعني ازقبل از ازدواج اين بيماري رو گرفت و حالا تو مسائل زناشويي مشكل داره . ميخواستم ببينم بقيه هم اين علائم رو دارن؟
يعني اين ربطي به بيماري پانيك داره؟
فرشته
بله
كاملا
Iran, Islamic Republic of
بله پانیک فرصت به ادم نمیده که فکر شهوت باشه همش درد و ترس و استرس
یاس
سلام من تو هر شرایطی که توش اضطراب باشه این حمله ها میاد اولین بار انگشترم تو دستم گیر کرده بود که حالم بد شد فکر میکردم دارم میمیرم به اطرافیانم نگفتم که این بیماری رو دار فکر میکنن دارم لوس بازی در میارم
2014
Iran, Islamic Republic of
سلام دوستان
من دیروز صبح جمعه بود که با خوردن صبحانه و در حین خوردن چای احساس کردم طرف چپ لبم بی حس شده . کم کم این بی حسی به سمت صورتم کشیده شدبعد از 2 ساعت این بی حسی از بین رفت اما احساس کردم حالم داره بهم میخوره تنگی نفس تپش قلب لرزش دستام طوری که دیگه احساس کردم رو به موت هستم سریع رفتم بیمارستان دکتر گفت که احتمالا Panic Attack هست.
وحید
Serbia
سلام به همه
من یه راه حل دارم. اول از همه بگم من ۳ سال پیش با خوردن یک لیوان قهوه دچار حمله پانیک شدم. چند بار بعدش به صورت جزیی دچار حمله شدم. ولی بعد از چند وقت حملات پانیک زیاد شد که در عرض یک هفته من به علت اضطراب بیش از حد نمی تونستم چیزی بخورم و نزدیک به ۹ کیلو گرم وزن کم کردم (علت اصلی که دارم این مشکلات رو میگم فقط بخاطر اینه که من هم دقیقا مثل شما بیشتر علایم حمله پانیک رو تجربه کردم). بدترین حالت که بودم به یکی از بهترین روانپزشک ها و کاملا موضوع رو برام شرح داد و همچنین وقتی بیماری پانیک من دیگه برطرف شد, دکتر بهم گفت باز هم ممکنه هر چند وقت یکبار دوباره یه تلنگری بهت بزنه. از این موضوع ۳ سال میگذره و من تحت درمان کلی اعصاب و روان هستم. بعد از این ۳ سال من دوباره یک بار دچار حمله پانیک شدم (ایندفعه با سیگار). تا یه حدی خودمو تونستم کنترل کنم. ولی بازم پانیک پانیکه. از ترس اینکه دوباره حمله پانیک برنگرده با دکترم تماس گرفتم. یه تغییراتی تو قرصم داد و به نظرم تو ۲۴ ساعت بهبود داشتم. این هایی که گفتم فقط می خواستم بگم تجربه ها متفاوت ولی همشون از یه گروه هستن.
من کل مطلب و نظرات رو خوندم. می تونم بگم یکی از بهترین مقاله هایی بود که خوندم (البته بیشتر نظرات توجه منو جلب کرد). با اینکه دکترم بهم اعتماد کامل داد که خطری وجود نداره ولی وقتی اینجا دیدم یه عالمه مثل من هست گفتم بد نیست منم حرف خودمو بزنم.
راستش راه حلو باید خودمون درست کنیم. چون نه همیشه روانپزشک دم دست هست و نه میشه همیشه دارو مصرف کرد که دچار این حملات نشیم. مهم ترین چیزایی که به آدم کمک می کنه که دچار حمله نشه اینه که کلا آدم خودشو مشغول کنه, ورزش کنه, سعی بر این داشته باشه زندگی روزمرش رو داشته باشه یا حتی بهترش کنه, یاد بگیره بتونه خودشو کنترل کنه و ...
ولی یه چیزه دیگه هم هست. اونم اینه که اگر اگر اگر حمله پانیک داشتیم چیکار کنیم؟
باید واقعا خودمون برا این موقع آماده کنیم ... منظورم اینه که یاد بگیریم تو اون لحظه چه کار کنیم که بتونیم حمله رو مغلوب کنیم (برا مثال کاری که من خودم می کنم اینه که چون از اینکه فشارم بیاد پایین و بیفتم زمین, سریع یه چیز شیرین میخورم, آب سرد می خورم, یکم راه میرم, ادرارو خالی میکنم -> واقعا تاثیرش در اون لحظه عالیه). هممون خوب میدونیم که واقعا این حمله باعث مردن ما نمیشه ولی تو اون لحظه همچین فکریو نمی تونیم بکنیم. ولی می تونیم ذهن خودمون با یه چیزه دیگه مشغول کنیم!
میثم
Iran, Islamic Republic of
من که واقعا خسته شدم ..لعنتی هر وقت سراغم میاد هیچ کاری هم نمیتونم کنم نه ورزش نه مسافرت و...هر سال 1و2 ماه اینطوریم ..این دفعه اخری ولی خیلی ناجور شدم دیگه...اگه کسی روانپزشک خوب سراغ داره معرفی کنه که ثوابش از هر چیزی که فکرش رو بکنید بالاتره
کوروش
Serbia
دکتر سید علیرضا محمودی نیا
خ. وزرا, کوچه هشتم
اسمشو جستجو کنی شماره تلفن و همه چیش میاد
حامد
دکترماهیار آذر.تهران.خیابان عباس آباد.خیابان بخارست.کوچه 11.بن بست نیلوفر پلاک 1 طبقه دوم
Iran, Islamic Republic of
عزیزم استان زنجان شهرستان ابهر شهر صاعین قلعه دکتر علی سروش بهترین دکتر دنیا که معجزه میکنه هر دردی رو از سر تا پا من نتیجه گرفتم دوره آخر درمانمه حتمن مراجعه کنید
دریا
منم دچار اختلال پانیک هستم دائم تنگ نفس میشم و تپش قلب رفتم دکتر خدا رو شکر مشکل قلبی نداشتم ولی دائما فکر میکنم میخوام سکته قلبی کنم یه سره اضطراب دارم
Iran, Islamic Republic of
سلام منم دقیقن اینجوریم هیچ راهی نداره بهتر بشم
نازنین
Finland
من 4 سال که درگیرم. خدایا خیلی وحشتناک از تحمل ما انسان ها خارج است. می دانم همش تو ذهنم ولی چیکار کنم از پسش بر نمی آیم. داغونم کرده. به کی پناه ببرم؟نمی خواهم و نمی توانم فشارش را روی خوانوادم بیارم باید به تنهایی تحمل کنم ولی تا کی. اگر قرار خوب نشم زودتر من را بکش راحت شم
حمید
دوست عزیز این اختلال یه راه داره. اونم اینه که به این نتیجه برسی هیچ اتفاقی نمیفته این خودش خود به خود ادرنالین خونتو کم میکنه . پیش یه روانپزشک برو قرصا رو بخور یه ماه بعد اگه به خودت روحیه بدی هیچ علامتی دیگه نداری . ورزش کن . بیرون برو . باور کن خیلی درمانش سادست. بعد چند ماه قرص میخوری و خداحافظ پانیک
محمد
سلام من الان 4 ماهه که مبتلا هستم و داشتم نظر دوستان رو میخوندم که بیشترشون میگن بیش از 4 و... ساله که دچار این مشکله میخواستم ببینم من مال من هم آن قدر طول میکشه):
محمد
سلام چاقی در حمله ی پانیک تاثیر داره؟
محبوبه
من خودم هم خیلی چاق بودم شاید در قلب تاثیر داشته باشد
محبوبه از کرج باغستان
سلام دوستان من حدود 3ماه پیش در بعد از ظهر یک روز زمستانی 92دی بطور ناگهانی دچار این حمله شدم خیلی دکترها از قبیل قلب تیرویید ودرمانگاه که به وفور رفتم و قرصم مصرف نمیکردم حالا خودم را کمی کنترل میکنم در ضمن من یک دختر کوچکم دارم.اول خداوبعد رازو نیاز با خدا خیلی تاثیر داره
همسرم و مادرم بهم خیلی کمک کردن.
رضا
لعنت به این مریضی که هرروز دو الی سه مرتبه مرااذیت میکنه ولی قرص آلپرا... میخورم بهتر میشم بله دوستان بنده هم الأن دوساله این بیماری رادارم بدتر اینکه اطرا فیان هم انسان رادرک نمیکنند بنده دبیرم این بیماری باعث میشه درحین تدریس فشار خونم بالا بره وحالم بدبشه ولی باورکنید اززمانی که نقطه نظرات شما عزیزان راخواندم سعی کردم اعتمادبه نفسم رادرخودم تقویت کنم واین امرحالم راخیلی بهترکرده به ا مید روزی که انشاالله بهبودی برای همه حاصل بشه آمین
Iran, Islamic Republic of
دوست عزيز اين بیماری هیچ ربطی به چاقی نداره،،،،،درضمن چاقی باعث خیلی از بیماری ها ميشه،،،،مثل دیابت فشارخون،،چربی،خون،،،سکته قلبی ومغزی،،وانواع سرطان،،،،من آدم های بسیار لاغررادیدم،،،،که دچار حمله پانيک،،،،به همراه اضطراب واسترس،،،، وبه دنبال آن افسردگی،،،میشوند
داود
عالی بود ممنون
مهرداد
با سلام
من از 4 سال پیش با این بیماری دست و پنجه نرم میکنم. تقریبا خوب شده بودم. تا اینکه از یک ماه پیش ضعف بدی سراغم آمد. دوباره آزمایش و .... و طبف معمول چیزی نبود. چیزی که الان باعث حراسم شده این است که حس سبکی سر میکنم و به شدت عرق سرد میکنم. حس میکنم بیرون دنیای کسانی هستم که در اطرافشانم. فکر میکنم مشاعرم را دارم از دست میدهم. آیا این هم از عواقب حملات پانیک است یا واقعا دارم دیوانه میشوم؟ بیخواب شده ام. متاصفانه روانپزشکی که تحت نظرش بودم الان تعطیلات سال نو هست. کسی هست بتونه کمکم کنه؟ اگه ممکنه بهم ایمیل بزنید.
مبتلا
دوست عزیز خودتم می دونی که دفعه ی اولی که این بیماری به سراغت اومد خیلی شدید تر از این دفعه بود و چی شد ؟ هیچ تو بعد از گذشت زمان بهتر و بهتر شدی .پس منتظر روزهای خوب باش .....من هم مشکل تو رو دارم.
کسی لطفا منو تو این مورد راهنمایی کنه خیلی حالت بدیه شما هم موقع حمله افکارتون ذهنتون اشفته میشه یه جوری میشه یه سری تصاویر از ذهن رد میشن که دلهره میاره یکم از علائمش واسم بگین
ايلناز
Iran, Islamic Republic of
بله من هم همچين مشكلى رو دارم
arash
سلام دوست عزیز شما شماره دکتر جمشیدیرو بهم میدین من تهرانم مرسی این مریضی دیوونم کرده.
رسول رنجكش
سلام من هم سه ساله اين بيناري را دارم خيلي سخته انسان از كار كردم و لذت در كنار خانواده فلج ميشه و هيچ كس اين بيماري را درك نمي كند به جز افرادي كه خود دارند ارزوي سلامتي براي همه دارم فقط ارام خود راخسته كنيد تا همله كمتر دست دهد شنا در اب و كوه نوردي را تىصيه نمي كنم فقط پياده روي ارام
عاطفه
Iran, Islamic Republic of
سلام دوستان گلم منم مثل شما از حمله رنج میبردم، مال من با ترس و بعدم احساس خفگی و تنگی نفس شروع میشد تا اوج میگرفت، اولیش وقتی اتفاق افتاد که دخترمو بغل گرفتم تا برای اولین بار شیرش بدم، واقعا جهنم بود ، اون چند سال.... بعدش هر یکی دو ماه این طور میشدم، ولی بعد با ورزش یوگا آشنا شدم، به نظر من معجزه کرد، یک ساله حمله نداشتم، آخرین بارم که حالم ببد شد خیلی راحت کنترلش کرم چون بوسیله یوگا نفس کشیدنم عمیق و کنترل شده شد، به نظر من اینم امتحان کنید ایشالا واسه شمام جواب بده،
مریم
من یه همچین حالتایی رو موقعی که میخوام کنفرانس بدم در کلاس یا در جمع زیادی صحبت کنم تجربه میکنم.خیلی حالت وحشتناکیه و نفسم بشدت تند میشه.بنظرتون منم اختلال پانیک دارم؟!
Iran, Islamic Republic of
سلام

من هم اولین بار سال 78 شب جلسه دفاع کارشناسی ارشد دچار حمله پانیک شدم. احساس میکردم سکته کردم. حدود دو ماه پیش هم شب موقع خواب اینطور شدم. دست و پاهایم یخ میزد و عرق و دستانم کرخت میشد. دو تا دکتر رفتم و داروهای ارامبخش و ضد افسردگی دادند ولی بنظرم صحبت با دیگران و تمرینات ذهنی خیلی موثرند.
Germany
سلام من الان 10 ساله که این بیماری رو دارم و فقط 5 ساله که دارو مصرف می کنم الانم 20 سالمه و وقته ازدواجم اومده موندم که ایا قبولم می کنن با دردی که دام من رو عروس خودشون کنن ?
مینا
سلام دوست عزیز خداااااااااااا خیلی خوبه خیلی با حکمته، منم مثل تو بودم هستم ,و مجرد بودم ، خدا پسر خیلی خوبی را برام فرستاد که این موضوع را قبول کرد و ازدواج کردم،پیشنهاد میکنم نماز شب بخونی، رفتم حج یه حاج آقایی بهم گفت تو نماز شب از خدا هرچی میخوای از خدا بخواه خدا بهت میده،خواستم وبهم داد، به دوستام پیشنهاد دادم ،اتفاقا کم تر 10 بار نشد نماز شب خوندن وازدواج کردن وخوششبخت شدن.
خدا زحکمت ببندد دری،زرحمت وا کند در دیگری:) ایمیلم mina2mina5@yahoo.com
فائزه صالحی
سپلسگذار و ممنونم از اطلاعات جامع و کارآمدتون
پاینده باشید دوست عزیز
عرشیا
سلام ی سوالی داشتم تورو خدا کسی جوابمو بده ایا طی این حملات فشار خون هم بالا میرود؟؟ من این علایمو دارم ولی بیشتر از همه این موضوع فشار خونم منو نگران میکنه ایا ربطی به این بیماری دارد؟؟ علایم من اینه حالت تهوع و دلهره که همین 2 تا علامتو که میبینم فشار خونمو میگیرم میبینم فشارم رو 150/10 میباشد؟ ایا بیماری من همین پانیک است یا دچاره بیماری جسمی هستم؟؟ نه از مرگ میترسم نه احساس مرگ میکنم فقط حالت تهوع و دلهر گاهی لرز .و نه چیزی زیاد نه کم .از همتون خاهش میکنم منو راهنمایی کنید و ب سولاتم جواب بدین طی این بیماری فشارخون بالا میرود؟؟ مرسی از همتون ببخشید زیاده روی کردم
فاطمه
دوست عزیز امکان داره دچار حملات خفیف اظطرابی باشی باید ببینی مواقع دیگه هم فشارت بالاست یا نه؟
عرشیا
سلام مرسی از جوابت نه مواقعه ای که این علایمم ندارم فشار خونم نرماله ولی من تاحالا ندیدم که تو حملات پانیک کسی بگه فشارخونم میره بالا. اگه میشه وقتی شما دچار حمله پانیک شدین فشار خودتونو چک کنید ببینید فشار خون شماهم میره بالا یا نه ؟؟ اگه لطف کنید خیلی ممنون میشم
حامد
عرشیا جان فشار خون منم بالاست اصلا نترس بخاطرپانیکه
محمدرضا
Iran, Islamic Republic of
بله بعضی وقتا تا ۱۶ هم میرفت زمان حمله
یکی ازعلایم این بیماری افزایش فشار خونه که عاملش ترشح ادرنالین در خون بدلیل اضطراب و حمله است که معمولا این فشار خون به درمان دارویی پاسخ نمی ده ضمنا توام با افزایش فشار ضربان قلب هم تا 110 تا می تونه بالا بره تنها کاری که می شه کرد تنفس عمیق و طولانی حداقل 10تنفس بلند در دقیقه و کنترل ضربان با قرص پرانول و تلقین اینکه بر اثر حمله پانیک بوده ومشکل جسمی ندارید و اتفقاقی نمی یوفته
Iran, Islamic Republic of
دقیقیقا منم این حالات را 5 ساله که دارم و بارها انواع آزمایش‌های قلبی را انجام داده‌ام. شک نکن پانیکه،‌لعنت بر این بیماری
Iran, Islamic Republic of
سلام بله شوهر من اوایل بیماریش فشارش تا هجده نوزده هم میرفت همش راهی بیمارستان بود ولی بعد که بیماریش و تشخیص دادن قرص متورال ۵۰ رو دادن خورد خدارو شکر دیگه فشارش بالا نرفت
parisa
Finland
سلام دوستای گلم.من الان نزدیک دو ماهه که به این بیماری دچار شدم.خیلی خوب درکتون میکنم و میدونم که تنها کسایی که تجربه بسیار سخت و غیر قابل تحمل این بیماریو گذروندن متوجه حرفای ما میشن.من تا قبل از خوندن این مقاله و نظرات شما عزیزان فکر میکردم که تنها منم که به این بیماری دچارم اما حالا یکم امیدم واسه بهبودی بیشتر شد.برای درمان به پزشکی که متخصص طب سوزنیه معرفی شدم.به امید خدا اگر بهبودی حاصل شد حتما حتما به شما معرفی میکنم.از ته دلم دعا میکنم هممون هرچه زودتر خوب شیم چون واقعا این بیماری زندگیو به کام ادم تلخ میکنه.به امید سلامتی همتون
سارا امجدیان
سلام بزرگوار.من2ساله مثل جسد شدم. زندگیم عذابه. از دارو درمانی بیزارم. انشالله شفا بگیری و وباخبرخوش برگردی بلکه ماهم به طب سوزنی مراجعه کنیم
فاطمه
سلام بچه ها من الان 23 سالمه از 16سالگی با این حمله دارم زندگی میکنم داغونم کرده من دانشجوی پزشکیم اوایل عاشق رشتم بودم اما الان به خاطر این حملات از رشتم نفرت پیدا کردم اصلا دوست ندارم برم دانشگاه بااین که درسم خوبه احساس میکنم خیلی ادم ضعیفی شدم همش میترسم این حال تو بیمارستان یا سر کلاس برام اتفاق بیوفته دعا کنین برام
حمید ز
من الان فقط دارم با اشک این کامنتا رو میخونم. چون فکر میکردم فقط خودم تنها هستم که این بیماری رو دارم.

چند بار پیش روانپزشک رفتم و بهم داروی ضد افسردگی داد که بدتر شدم.

بعد از یکسال حالم خوب شد و الان یک سال از خوب شدنم میگذره ولی همیشه ناشناخته بودنِ بیماریم اذیتم میکرد. مرسی از لطفتون.

همین که فهمیدم فقط من تنها نیستم خیلی آروم شدم
فرخنده
Germany
سلام منم این بیماری رو دارم ، همسایمون در عرض یک ثانیه فوت کرد شبش من دچار حمله شدید شدم سرگیجه لرزش بدنم و تنگی نفس علاءمش بود پیش دکتر قلب رفتم قرض ضد اضطراب مصرف میکنم دیگه حمله نداشتم ولی نظراتتون رو خوندم بکل روحیمو باختم میترسم ولی خوبیش اینه که فهمیدم جسمی نیس روانیه که میشه کنترلش کرد من 22 سالمه و تا قبل از اون حمله خیلی شاد بودم ولی حالا همش اضطراب مرگ دارم
حمید
من سه ماه که دچار این بیماری شدم اول میخاستم بدون دارو درمان کنم خودم را اما کاملن خوب نشدم دکترم گفت سرترالین مصرف کنم یک ماه مصرف میکنم چهارهفته بعدبهترشدم اما 5روز مپل ماه قبل شدم/ خاهشمیکنم اگه میدونید بگید بایدچکارکنم که این بیماری دست ازسمبردارد
مریم
من فشار خونم میره رو 18خیلی می ترسم برای قلبم مشکل ساز بشه بعداوای نامزدم اصلا درکم نمیکنه همش میگه تو چقدر جون عزیزی چقدر براخودت می ترسی نترس تو هیچیت نمیشه
Iran, Islamic Republic of
اقا حميد اين بيماري تا مدتها مياد و ميره انشاالله كم كم از ذهنت بندازش دور من به همه بچه ها ورزش رو توصيه ميكنم من حالم از همه شما بدتر بوده باور كنيد طوري كه ازماني كه ياد اولين حمله مي افتم خودم براي حال ان موقع خودم زارزار گريه ميكنم، ولي خداروشكر الان يكساله خيلي خوبم فقط با ورزش و فكر مثبت
mehdi
khob bod dagigan in bod
رضا مشهد
سلام .دوستان گلم.به نظر من حملات ترس بدترین بیماری دنیاست.مثل اثر انگشت ما میمونه همه با هم متفاوته و وحشتناک.45 سال سن دارم 10ساله تنها زندگی میکنم.بیش 15 ساله با بیماری زندگی میکنم .وهنوز زنده ام وخواهم مانند.به شماهم میگم دلایل این حمله ها وراه درمان قطعی اون.دارو نخورید .دکتر هم نرین.این حمله ها بیشتر توزمستون اتفاق میافته .چون عرق نمکنیم وسم بدن ما خارج نمیشه.بایدعرق کنین با سونا .نه با فعالیت ویا رقص یا هر حرکت تندی که فقط عرق کنین .هرسه روز فقط چند قطره رو بدن وصورت کافیه..دوم کسانی که ضربان قلب اروم تر یعنی زیر 70 ضربه در دقیقه دارن .بیشتر ازاسن حملات رنج میبرن حتی ممکنه قلب 70 تا بزنه اما کوبش اون ملایم باشه .باز حمله هراس میاد. این واکنش طبیعی مغزه برا دریافت خون.این نیاز مغز وانگشتهای ما نیازبه حرکت 10دقیقه ای برا جریان بیشتر خون داره.با فشار خون اشتباه نشه او چیز ریگه اس.سوم این حملات باسیری شکم بیشتره چون بیشتر خون متوجه هزم مسایل معده اس .این جملات با نرس مشخص متفاوته و ترس مشخص درمان روانی یا دارویی میخواد اما این تر ناشناخته است .اما نه برا منواین دلایل تجربه 15 ساله که هیچ دارویی ئ دکتری بجز تعویق اون کاری بجز خودتون نمیتونه انجام بده .اگه استقبال شد خوشحال میشم و دارم خیلی بیشتر توضیح بدم.بای بای
Iran, Islamic Republic of
عالیه بود نشون میده خیلی باتجربه هستید. بازم از تجربیاتتون بگید.
salar
Iran, Islamic Republic of
سلام :چند شب قبل من دچار حالتی که در بالا نوشتند شدم با این تفاوت که خوابی دیدم که در عمرم چنین اتفاقاتی رخ نداده بود شاید دوساعت طول کشید فقط میدیدم سه نفر با من هستند وهر چه انها میگویند من عمل میکنم همه جا حسد بود همه در حال فرار بودندبعد از انکه بیدار شدم با خودم گفتم من در حال مرگم کسی را خبر کنم جالب اینکه هر چه در ذهنم میگذشت اتفاق میافتاد مثلا گفتم اب شیر لجن دارد همنکه رفتم باز کردم شیری که شب سالم بود پر از لجن شده بود تا اخر دردسرتان ندهم بهر حال زنگ زدم برادرم امد مرا برد یک دانه الپرازلام خوردم راحت شدم ایا دوباره به سراغم می اید
آرام
یه راه حل خیلی خوب که بدردمن خورد تلقین بود زمانی که این حالت بهم دست میداد یعنی حمله پانیک میومد سراغم میخندیدم و میگفتم تو نمی تونی رو من تاثیر بزاری من حالم کاملا خوبه خدا منو دوست داره و هیچوقت دیگه سراغم نمیاد من همش میگفتم من خوب شدم و دوم اینکه همه اطرافیانمو اگاه کردم به بیماریم و گفتم و قشنگ براشون توضیح دادم و ازشون خواستم بهم کمک کنن
بهانه بودن
وای من از وقتی امدم تو این سایت به خودم امیدوارشدم بابا چقدرترسویید شماهامگه چیه؟مردم هزارجور بیماری خاص و بد دارن ام اس سرطان بیماری کلیه قلب ماهی چندبار عمل میکنن پانیکم شد مریضی من از بچگی فوبیا مکان های سربسته با ارتفاع داشتم الانم پانیک دارم دوستان مریضی نیست یک سندرم نه بیماری
Iran, Islamic Republic of
احتمالا حالت‌های شدیدش رو نگرفتی که خیابون رو زمین وابری درد قفسه سینه شدید، بی رمقی شدید بدن، گرگرفتگی و . . . علائم دیگه. من بیماری‌های زیادی را تجربه کردم چند بار هم عمل داشتم ولی تفاوت این دو زمین و آسمونه، حملات دم دستی هم داشتم که اصلاً بهش توجه نکردم و به تدریج بهتر شده. حملاتی که از خواب بیدار ژم کرده ولی جدی نگرفتم
بهانه بودن
سنبل الطیب دم کنید بخورید با بادرنجبویه اصلا به خودتون استرس ندید بیخودی بخندید همش جوک بخونید فقط و فقط تفریح و گردش برین مسافرت شمال مخصوصا چایی کمتر بخورید پنیر نخورید سعی کنید تو خونه نباشین از آدمای منفی دوری کنیذ ذکر بگید مخصوصا الا بذکرالله تتمع ان القلوب
مینا
سلام به همه:-(من 30 از بچگی این مشکل دارم.دکتر رفتم تحت درمانم.اما همش فکر میکنم فقط منم چنین مشکلی داره.از شمالم اگه کسی هست چنین مشکلی داره از شمال میخوام باهاش در ارتباط باشم.چون ادمهایی که دور برم هستن منو درک نمیکنن.از گفتن مشکلمم خجالت میکشم.چون چند نفر منو مسخره کردن و درک نکردن.
سارا امجدیان
سلام عزیز.حالتو میفهممو خدا جفتمونو شفا بده
Amin
Iran, Islamic Republic of
سلام
خوشحال ميشم اگه كسى پيشرفتى توى بهبود و درمان داشته، باهاش در ارتباط باشم
am77k@yahoo.com
Iran, Islamic Republic of
سلام من هم خیلی افسرده هستم چند وقت پیش داروهای افسردگی مورد زیاد مصرف کردم چند ماه حالم بد بود دکتر گفت خوبه تو کما نرفتم از اون موقع خیلی حالم بد همش میترسم سرگیجه بگیرم و خوب نشم سرگیجه ندارم ولی همش میگم الان میگیرم و تمومی نداره روی زمین میشینم یک حالتی دارم همش به خودم تلقین می کنم سرگیجه دارم از هیچی لدت نمیبرم اینقدر ترس دارند فکر می کنم تو یک دنیای دیگه هستم
Iran, Islamic Republic of
سلام من هم خیلی افسرده هستم چند وقت پیش داروهای افسردگی مورد زیاد مصرف کردم چند ماه حالم بد بود دکتر گفت خوبه تو کما نرفتم از اون موقع خیلی حالم بد همش میترسم سرگیجه بگیرم و خوب نشم سرگیجه ندارم ولی همش میگم الان میگیرم و تمومی نداره روی زمین میشینم یک حالتی دارم همش به خودم تلقین می کنم سرگیجه دارم از هیچی لدت نمیبرم اینقدر ترس دارند فکر می کنم تو یک دنیای دیگه هستم
Iran, Islamic Republic of
سلام میشه منو کمک کنید
Iran, Islamic Republic of
سلام مینا جان منم مثل سما درگیر این بیماری هستم😔
Iran, Islamic Republic of
من درکت میکنم عزیزم
سارا
Iran, Islamic Republic of
با سلام .
عزیزای دلم میخواستم بگم انقد ترسو نباشید اولین مساله اینه که شجاعت رو توو خودتون تقویت کنید و انقد مرگ و مردن رو برای خودتون وحشتناک نبینید تا دچار هراس نشید واقعیت زندگی رو بدونید و با همه چی دوستانه برخورد کنید حتی مرگ .البته که زندگی زیباتر خواهد شد.کسی که از مرگ بترسد از زندگی نیز خواهد ترسید.و انقد دنیا رو و متعلقاتش رو بزرگ و پیچیده نبینید.
منصوره
سلام.8ماه دچار این بیمای شدم.منشا عصبی داره.چون من هر وقت عصبانی میشم این حالت بهم دست میده.و.یه مدت دارو استفاه کردم وقطع کردم.الان دوباره شروع شده.من تاره فهمیدم اسم بیماری چیه.وخوشحالم از اینکه راه ذرمانشو فهمیدم
سارا
سلام به همه دوستان، من دوباره اومدم ، من هرچند وقت يه سري به اينجا ميزنم تا اطلاعاتم كامل بشه، يه بار گفته بودم باز هم ميگم از زماني كه ميرم باشگاه و ورزش ميكنم خيلي بهتر هستم ش احساس ميكنم اضطرابم خيلي كمتر شده ولي يك شب اين اتفاق برام مجدد افتاد واي خيلي ارومتر از دفعه اول و بيشترين مساله اي كه ذهنم و درگير كرده محلي است كه اين حمله بهم دست ميده درست همانجايي ( همان ويلاي كوهستاني) است ، خيلي فكرم رو مشغول كرده اين موضوع با خودم ميگم نكنه در اونجا جني روحي و... هست و باعث ميشه كه اين حالات بهم دست بده،. راستش هنوز مطمئن نيستم كه پانيك دارم دوست دارم نظراتتون رو بخونم لطفأ بهم كمك كنيد
میلاد
دوستای گلم لطفا پاسخ سوالات منو بنویسید....
1.وقتی این حمله میادبعد از چند ساعت می ره شمام مثل من یه چند روزی هنوز تو ذهنتون درگیرش می شید؟
2من با این که چندین دکتر گفتن پنیک دارم ولی هنوز نمی تونم قبول کنم شمام این طوری هستین ؟
3شمام گاهی تمرکزتونو از دست می دینو نمی تونین فکر کنین؟
4شمام مثل من یه مدت حالتون خوبه و کلا بیماری یادتون میره ولی بعد از یه بار حمله حتی کوچولو بازم خودتونو شمادت می کنینو دنبال دلیلشین؟
تو رو خدا هم نظر بدین وهم حالتهایی رو که دارینو جزو علایم این بیماری نیست بنویسین. ممنونم
فاطمه
سلام دوستای عزیز من هم به این بیماری مبتلا هستم همه مریضی من از یه ترس شروع شد الان 4 ساله که اینجوری هستم و تمام علائم بالا که دوستان گفتن دارم
سرگیجه تنگی نفس احساس بیچارگی
چند روز پیش رفتم پیش متخصص اعصاب و روان بهم دارو داد و گفت که من به بیماری پانیک دارم ولی خیلی بهم امیدواری داد گفت که تا 6 ماه داروهاشو مصرف کنم بعد خوب خوب میشم
امیدوارم خدا به همه کمک کنه به منم کمک کنه واقعا حالت خیلی وحشتناکیه
مصطفی
خدایا فقط تو می دونی
رضا
سلام به همه دوستان. منم 3 ساله این بیماری رو دارم. البته دقیقا نفهمیدم پانیک همون حملات اضطرابه؟؟ یعنی اضطراب درون زاده یا چیز دیگه است. همونطور که همتون هم گفتید هیچکس درکمون نمیکنه. فکر میکنن یه اضطراب معمولی مثل استرس شب امتحانه! البته همسر و مادرم کمی درکم میکنن اما کامل نه. من با کمک روان پزشک فقط تونستم تو مواقع عادی خوب باشم و حمله بهم دست نده اما تو مواقع هراس حالم بد میشه. موقع حمله انگار یه چیزی از درون روحم رو خراش میده و حالت منگی بهم دست میده و ضربان قلبم بالا میره.قرص نورتریپتیلین خیلی خوب بود واسم. البته ممکنه هر کس یه دارویی واسش خوب باشه. ذکر لا حول و لا قوت الا بالله خیلی میتونه موقع حمله کمک کنه البته اگه بهش اعتقاد داشته باشیم.
میلاد
دوستای گلم شمام مثل من فکر می کنید که این بیماری درمان قطعی نداره .اگه داشت که یکی نمی اومد بگه من 3 ساله دارم اون یکی بگه من 7 ساله دارم من خودم امروز که اینو می نویسم پانیکم یکساله می شه درسته که هیچ گاه حمله ای به شدت بار اولم بهم دست نداده ولی حالمم هیچ وقت مثل حال روزای قبل از پانیک خوب نبوده ..........کاش خدا تو اون دنیا بین ماها و بنده های دیگش یه فرقی قائل بشه لااقل اون دنیا دیگه خستگیش از تنمون بیرون بیاد......
سارا امجدیان
امیدوارم داداشم
سارای شکسته
با سلام و خسته نباشید حضور پزشک محترم
خانمی هستم 25 ساله. حدود 2 سال است که به بیماری عجیب و بسیار سختی مبتلا شده ام که بنظرم تشخیص ان مشکل است وإلا تا کنون علتش کشف شده بود.اولین بار 2 سال پیش در یک نیمه شب که در خواب عمیقی بودم در یک مسافرخانه این حالت برایم رخ داد.بحدی دردناک و عجیب بود که از خواب بیدار شدم. در شوک بودم که این حالت عجیب به چه علت است! وصفش برایم بسیار دشوار و نشدنی است اما تا حدی که نزدیک به اصل قضیه باشد سعی میکنم وصف کنم. حس سنگینی نفس و سنگینی بدن. سیاهی رفتن چشم. انگار داخل آب بوده ام و اکسیژن به بدنم نرسیده و بعد از2 دقیقه بسرعت از آب خارج میشوم و اکسیژن و خون داغ به یکپاره به تمام تنم و رگهایم پمپاز میشود! انگار یک جریان خون داغ به یک ان وارد اعضایم شده. انگار فشارم بالا رفته و مغزم در شرف انفجار است! تنم بسرعت داغ میشود. سرگیجه میگیرم. در ان لحظه و لحظات بعدش بهر چیز و هرکس نگاه کنم حس میکنم قبلا دیده ام و در حال خواب دیدنم! و از هر اتفاقی که در حال رخداد است و هر دیدنی که جلو چشمم است منزجر میشوم. ضعف شدید میگیرم و یک درد عروقی عجیب سراسر تنم را میگیرد. بشدت هول میشوم و حس میکنم مرگم در حال وقوع است و هر لحظه جانم از دهان بیرون میزند! و در کل روز بخاطر ترس از حمله دوباره یا هر علت دیگر بشدت عصبی میشوم. قدرت تمرکز ندارم و بهر چیزی بخاهم دقت کنم فورا دچارحالت ترس و انزجار وهول شدن میشوم. اول فکر کردم مشکل اعصاب است.نزد متخصص اعصاب رفتم.مدتی قرص داد.من از قرص اعصاب وحشت دارم. اما حالا میفهمم چه آرام باشم چه نباشم.چه عصبی شوم یا ریلکس باشم. گاه و بیگاه این حالت بسراغم میاید. گاهی نصفه شب. اما بیشتر وقتی سر پا هستم دچار حمله میشوم. مرتب حس میکنم هر لحظه دچار حمله میشوم و غش میکنم. حس مرگ. حس جنون. و بیچارگی میکنم. بحدی ان حالت سخت است که در کل روز وحشت و دهشتی وصف نشدنی تمام تنم را گرفته.همزمان احساس گیجی. بیقراری شدید. گرگرفتگی. تب سرد. فراموشی اکثر رویدادها. خواب الودگی و خستگی مفرط. گم کردن زمان. کاهش سطح هوشیاری را دارم. با تحقیقات وسیعی که داشتم درکل به چند ظن رسیده ام. وجود فشار خون نا منظم. کم خونی شدید. کمبود اکسیژن در خون. و بیماری پانیک! چند مورد را ضمیمه این اطلاعات میکنم شاید در تشخیص لازم و مفید باشد: در 16 سالگی بخاطر پارگی پرده گوش راستم تحت بیهوشی و جراحی ناموفق قرار گرفتم. گوشم گاه و بیگاه بخاطر پارگی عفونت میکرد. من چپ دستم. در حد افراطی. در دیگران نیمکره راست بیشترین مسؤلیت درک هیجانی را دارد اما به احتمال زیاد در من نیمکره چپ. بنده کار شناس روانشناسی هستم. جواب سی تی اسکنم میگوید بطن طرفی سمت چپ مغزم ورم کرده. شاید بخاطر هیجان زیاد و استرسم. شاید هم سکته خفیف بوده. نمیدانم. دست راستم با هر تحریک ناحیه کتف سر میشود و گزگز میکند.دقیقا بعد از شوک بیماری. و البته طبق تحقیقات وسیعم علت ان سندروم دنده گردنی یا توراسیک اوت لت میباشد و شاید کمترین ربطی به این بیماری داشته باشد. بعد از شوک شدید بیماریم منکه تاکنون با چنان حالت عجیب و کشنده ای آشنایی نداشتم دچار استرس و افسردگی شدید و الگوهای فکری شدیدا منفی شدم. مثلا فلسه زندگی و مرگ. بیهودگی حیات و...این بیماری به لحاظ عاطفی شدیدا بمن ضربه زد و میدانم که این لطمه روحی روانی منشأ جسمی دارد. حملاتم حدود 30 ثانیه تا 2 دقیقه طول میکشد و کم کم حالت تهوع شدید بهم دست میدهد. زندگی پر تنش و استرسی داشته ام اما استرس در زندگی همه هست ولی چرا همه را بیمار نمیکند. نکته مهم: من برای چاق شدن یک دوره قرص فت فست خوردم. حدود 30 یا 60 عدد! در طول دوره مصرف گاهی دچار طپش قلب و بالا پایین شدن شدید فشارخون میشدم. بعد از قطع مصرف این حملات بهم دست داد. حدس میزنم این بیماری ربطی به قرص فت فست دارد چون تا قبل ازان اصلأ با چنین حالتی آشنایی نداشتم. بنظرم این قرص ها اثرات مخربی روی تنظیم فشارخون دارد. با این اوصاف احتمال این هست که بیماری بنده منشأ خونی و فشارخون دارد. مثلأ بالا رفتن یا افت ناگهانی فشارخون. یا کم خونی شدید. یا کمیود اکسیژن در خونم که باعث انقباض رگهای خونی ام میشود. بنده همیشه با مشکل کم خونی دست به گریبان بوده ام. همیشه انگشتان پاهایم سرد است. هنگام برخاستن دچار تاری دید شدید میشوم. بسیار کم اشتها و کم وزن هستم. باهمه این اوصاف امیدوارم مشکل از فشارخون و کم خونیم باشد و ربطی به اعصابم نداشته باشد. پانیک نباشد. امید است بخاطر رضلی خدا و نجات زندگی تباه شده و آینده یک جوان ناتوان نهایت دقت را در مطالعه این متن بعمل آورده و در کشف علت بیماری سعی و نبوغ و تجربه خود را بکار بندید. خداوند نگهدارتان
میلاد
والا همه ی این علایمو که گفتی ماهاهم داشتیم و داریم ولی شما چنان هیایوهویی بپا کردید که انگار سرطانی یا یه مشکل دیگست . عزیز ماها چه بخایم چه نخایم گرفتار این مشکل شدیم با گفتن اینا وضعت بدتر هم می شه شما مطمعن باشید پانیکه چون ماهام که این مشکلاتو داریم هیچ وقت قبول نداریم که پانیک داریم ....به امید اینکه روزگاری زندگی ما به قبل از روز های دچار شدن به این بیماری برگرده .بازم میگم کاش خدا تو اون دنیا بین ماها یه فرقی بزاره
مینا
سلام دوست عزیز منم 25 سالمه و خانمم 3ساله مبتلا، این علاییم تپش فلب، بی حسی طرف راست و تهوع دارشتم احساس گرم شدن فلب و مغزم، خلاصه الان دارو مصرف میکنم:)
ببین باید با این موضوع کنار بیای و ترسی نداشته باش:)
سپیده
من 7 ساله پانیک دارم خوب بشو هم نیستم ط با قرص خوبم
میلاد
دوست عزیز هنگام نوشتن نظر سنجی فقط خودتونو در نظر نگیرید شاید کسی اینو میخونه که امید به درمان داره و شما با این حرفتون امیدو ازش می گیرین ...من یکسال پیش این حمله بهم دست داده بود اونم از نوع شدید ولی چون ایمان داشتم که خوب میشم العان 6 ماهه که اصلا به سراغم نیومده . اگرم بیاد ترسی ندارم چون بازم ایمان دارم که درمان پزیره
Iran, Islamic Republic of
من هم ۲۰ساله این مشکلو دارم هیچ دکتری هم نرفتم درواقع نمیدونستم این چیه وچرا اینجوری میشم تا این که پسرم خواست بره مدرسه ومن مسعولیت داشتم هرروز ببرمش وبیارمش یه وحشت اومد سراغم حس میکردم میخوام بمیرم حتی دیگه نمیتونستم چیزی بخورم هیچکس هم درکم نمیکرد من فوبیا همراه باپنیک دارم الان مدتیه که با انرژی مثبت از صفر به ۶۰رسیدم یه جورایی خودم به خودم کمک کردم این یک سال هم خودم پسرمو میبردم ومیاوردم هیچ مشکلی هم برام پیش نیومد این فقط یه حسبیرونیه وهیچ واقعیتی نداره الان مدتیه دارم تحقیق میکنم وکامنتای زیادی میخونم که ۸۰درصد ناامیدن به خاطر چی یه چیزی که واقعیت هم نداره خیلیا میگن درمان شدیم دوباره اومد سراغمون پس این درمان نیست تلقینه فقط وفقط وفقط خودتون بعد یه روان درمانی خوب میتونه کمک کنه دارویی که بخوری برای قطعش استرس داشته باشی برا چیه افکار مثبت ویه همراه خوب یادوست خوب خیلی میتونه کمک کنه به نظر من من بیشتر عمرمو دچاراین منفی گراییم و۲۹سالمه
کیا
با سلام منم این بیماریو دارم دائم حس میکنم دارم دیوانه میشم یا با فکر های الکی اینکه مثلا دنیا چیه ها من کیم با یه حسه بد میاد سراغم ایا پانیک دارم یا بیماری روانی دیگری دارم
میلاد
شمام مثل ماها پانیک دارین همین حالتهارو منم داشتم ولی مطمعن باشین تنها راه درمان این بیماری گذشت زمان هست .شما چه بخاید چه نخاید این مشکلو دارید پس زیاد جدیش نگیرید .تو نظر سنجیها یکی نوشته بود من 10 ساله این مشکلو دارم ولی الانم زندمو نموردم پس از لحظه لحظه ی زندگی استفاده بکنید .... به امید این که خدا تو اون دنیا بین ما با افراد دیگه یه فرقی بزاره
میلاد
مخور غم گذشته ..گذشته ها گذشته ...
هرگز به غصه خوردن گذشته برنگشته
عمر کمه صفا کن رنج و غم ورها کن
اگه نباشه دریا به قطره اکتفا کن
قسمت تو همین بوده که بر سرت گذشته
نکن گلایه از خدا این کار سرنوشته
متين
Iran, Islamic Republic of
سلام من هم از بعد از زايمان دچار أين حمله شدم هيچكس هم منو درك نمي كنه همه مي گن هيچيت نيست ولي دارم بدترين عذاب و مي كشم ٢تا بچه دارم نگران بچه هامم همش فكرو خيال منفي دارم همش ترس تو وجودمه بخدا اينقدر آدم شادي بودم ولي الان شدم يه آدم افسرده
علي
Iran, Islamic Republic of
با سلام خدمت تمام دوستان،نمي خواهم زياد وقتتان را بگيرم فقط يك سوال دارم خدمتتون و ان اينكه آيا در حمله پانيك درد قفسه سينه و درد در ست چپ هم شيوع دارد ؟با تشكر
میلاد
این حملات جا و مکان خاصی نداره .مثلا من وقتی این حملات بهم دست میده پاهام کلا سست میشه و نمی تونم فکر کنم این در حالی که این علایمو واسه پانیک ننوشتن . شمام اگه بین علایم پانیک یه چند تایی رو دارین مطمعن باشید پانیکه
محمد رضا
من حدود یک ماه پیش دچار حمله شدم و بیشتر یک احساس دلتنگی و اظطراب شدید میکنم و اصلا احساس مرگ نمیکنم...در طول روز همش بی انگیزه هستم وحوصله ندارم...متخصص اعصاب وروان که رفتم گفت پانیک هست و با قرصایی که داد بهترم ولی همش یه حس افسردگی وترس از حمله دوباره رو دارم...به نظر شما آیا پانیک هست
میلاد
بله منم مثل شما بودم برخی از این علایمو داشتم ولی دکترا ازم می پرسیدن احساس مرگ میکنی؟میگفتم نه .مثل شما احساس سستی و افسردگی داشتم و همیشه یه ترسی از بازگشت دوباره ی این حملات ولی این مشکلات با گذشت زمان همشون حل میشن یه چند ماهی دارو بخور خوب میشی.فقط خودت باید ایمان داشته باشی که خوب میشی. یه وقتم این حمله دوباره اومد به این فکر کن که چندین بار اومده و نتونسته کاری بکنه البته می دونم موقع حمله اصلا فکر کردن هم سخته . به امید درمان تمام دردمندان
فاطي ازاد
مطالب در مورد بيماري پانيك براي من اموزنده بود از اين بابت تشكر دارم
aseman
سلام دوستان منم مثل شماها 4 سال دچاره حمله های پانیکم الان 24 سالمه هنوزم دارم با این بیماری دست و پنجه نرم میکنم به شدت تحت فشارم چون هرروز این حملاتو دارم مخصوصاذجاهای شلوغ و مهمانیها متاسفانه خونه نشین شدم حملاتم بسیار شدید تا مرز بیهوشی میرم و چون زخم اثنی عشر دارم خیلی این بیماری معدمو تحت فشار قرار میده اما واقعا قرص به من کمکی نکرده به نظرم مشاوره بهتر جواب میده تا روان پزشک چون من قرصارو هم که میخوردم دچار حمله میشدم الان خدارو شکر بهترم چون مشاوری که میرم داره رو نفس کشیدنم کار میکنه من کلا داروهارو گذاشتم کنار فقط وقتایی که خیلی شدید میشه نصفی کلونازپام میخورم فقط بگم که اگه از لحاظ اعتقادی قوی بشیم و به رحمت خدا امید داشته باشیم این بیماریو میتونیم شکست بدیم چون فقط خداست که میتونه کمکمون کنه چون واقعا بیماریه دردناکیه در ضمن من از یه ذکری خیلی نتیجه دیدم وقتی میخواد این حملات شروع بشه 66 بار یا 77 بار ذکر یا خیر الحافظین بگین با ارامش این ذکر و بفرستین و به معنیش دقت کنین یعنی خدایا تو بهترین نگهبانو محافظی حتما شماهم نتیجه میبینین همتونو دوست دارم امیدوارم حال تک تکمون رو به بهبودی بره
صادق
من هیچ ترسی از این بیماری ندارم
فقط توهمم خیلی شدیده
kiya
masalan che tavahomati mizani ?akhe manam, in tavahomat asabamokhord mikone
صادق
اعصابمو خورد نمی کنه از درونه روانم خیلی اذیت میشم
جوری که نمیتونم تنها باشم
kia
من هی میگم این دنیا چیه ؟ اسمون چیه شب چیه شما هم اینطورین؟
میلاد
بله دوست عزیز من هم عین شما بودم ولی با گذشت زمان و با خوردن به موقع داروهام دیگه خوب خوب شدم.البته این مسعله می تونه افسوردگی هم باشه
میلاد
دوستای گلم من حدود یکسالو چند ماهی هست که این مشکلو دارم ولی امید دارم که این بیماری درمان قطعی داره چون کم کم خودم دارم حس می کنم که داره دست از سرم برمیداره .اینم بگم که من طی این مدت داروهامو سر وقت خوردم و یک روز هم یادم نرفته.....روزهای اول بیماری چندین دارو رو مسرف می کردم ولی حال یه دونه ایمیپرامین و نصفی سرترالین می خورم ...به خدا 99درصد این بیماری تلقینی هست . چون ما یه 20روزی رفتیم مسافرت اون جا اصلا به کلی بیماری یادم نبود ولی وقتی رسیدیم خونه استرس اومد سراغم... دوستان نماز یادتون نره چون که اصلی ترین راه ارتباط ما با خداست...این بیماری فقط یه چیزش واسه من خوب بوده اونم اینه که نمازامو کامل می خونم ...اون روزی که نماز یادم میره استرس میاد سراغم...پس بدونید اصلی ترین دارویماها نمازه...همیشه تودعاهام شما هاروهم یاد میکنم...
kia
میلاد مرسی داداشم منم احساس بهتری میکنم واسه منم این عالیه که به خدا نزدیک شدم تمامه نمازامو میخونم واسه همتون دعا میکنم خدا این یه ظاهر بیماری و بهمون میده یه مدت کوتاه تا بهش نزدیک بشیم همهی اینا تلقین وقتی دیگه حمله بهتون دست نده و فقط فکراش باشه مطمین باشین خوب میشین و بدونید که خوبه خوب میشه . یک نکته من 6 سال پیش این بیماری رو داشتم بعد 6 ماه (یدون دارو)خوب خوب شد نه دیوانه شدن نه مردم ...الان 2 ماه اموده سراغم دوباره ولی ایندفعه دارم زودتر خویب میشم اصلا نگرانه هیچی نباشید> فقط مرتب برید بیرون بیبینید اونهایی که تو خونه میشینند دیر خوب میشن !
سارا
سلام اقا كيا منم دقيقا اين حرفها وسوالها رو با خودم تكرار ميكنم ولي روم نميشه با كسي در اين مورد واضح صحبت كنم ولي سعي ميكنم سرخودم رو گرم نگه دارم و فكرنكنم انقدر در طول روز فعاليت ميكنم كه شبها راحت بخوابم، حس بديه لعنتي من الان ٣ ساله كه ديگه اون ادم سابق نيستم درسته خيلي بهتر شدم وتقريبا حمله اي نداشتم ولي با اين افكاري كه دارم ديگه از زندگي لذت نميبرم
United States
صادق جان من هم دقیقا مسل شما هستم
باران
سلام دوستان من ٢٦ سالمه و يه دختر ٣ ساله دارم
اولين بار ٦ سال پيش توي مسافرت در حال خنديدن دچار اين حس شدم البته فقط چشمام بسته مي شد و سرم از پشت ميرفت نمي تونستم سرمو كنترل كنم با يه حالت ريزش دل فقط همين رفتم دكتر گفتم غدا زياد خوردي خلاصه خوب شدم دوباره توي جاده همين اتفاق افتاد و تا يكًهفته درگير بودم البته اينم بگم كه از چند سال قبل ار اينًحمله همش فكر مي كودم مريضم و همش ميرفتم ازمايش مي دادم و همش فكرم ناراحت بود الان دارو مي خورمًو ديگه هيچ وقت اون حالت نشدم ولي خوب ترس برگشت و تكرار اون حالتو دارم ولي من درد قفسه سينه و احساس مرگ نداشتم ترس شديد داشتم
ليبر
از همتون ممنون من هم اول خيلي ميترسيدم أما از زماني كه فهميدم تنها نيستم حس بهتري دارم بايد برم دكتر أما فكر ميكنم با چيزهايي كه اينجا ياد گرفتم خودم از پس خودم بر بيام به هر حال از همه كسايي كه پيام كذاشتن ممنون
میلاد
دوست عزیز با اینکه شما خودت می تونی با شناخت از بیماری اونو کنترول کنی ولی درمان کامل تنها به وسیله ی دارو هست ..اونایی هم که میگن من چندین ساله این مشکلو دارم مطمعن باش که یا دارو درمانی نکردن یا به کور کامل یعنی 1سال تمام دارو نخوردن.ممنون
پانیک ناپذیر
United States
بچه ها من هم پانیک دارم این وبلاگ برای پانیکیهاست به من سر بزنید.خوشحال میشم
محسن
Iran, Islamic Republic of
45 سالمه حدود 6سال پنیک دارم اوایل حملات بدی بود بعدا با قرص و تمرینات متفاوت کنترل کردم دیگر از حمله انی خبری نیست اما مشکلات خفیف دارم که با هاش کنار اومدم / خلاصه اینکه این اختلال خوب شدنی نیست و فقط باید باهش کنار بیای و تحملش کنی .
هاشمی
United States
من دوهفته مانده به کنکور دوچار چنین بیماری شده ام بهترین راه اینکه ریلکسیشن بکنید
حالا ریلکشن یعنی اینکه یجا بشینید نفس عمیق درحدد2 ثانیه با بینی بکشید واز در خدود 4 ثانیه ازدهن بیرون دهید بعد از 4دفعه انجام دادن عضلات رابا همراه تنفس صفت کرده ودرخال بیرون دادن عضلات را شل کنید این کار برای همه ی عضلات بدن قابل انجام است
Iran, Islamic Republic of
سلام مدتییه برادرم دچار این بیماری شده و در اطرافم زیاد دارم می شنوم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
دوستان به نظر من یکی از مسببین اصلی این بیماری خشونت های بیجا و تهدیدهای والدین از دوران کودکی تا بزرگسالی هم میتونه باشه.من که خودم نه ساله مبتلام چهار سال دانشجو بودم اصلا یادم نبود پانیک چیه اما وقتی برگشتم خونه مکررا پانیک و افسردگی به سراغم میومد طوری که حتی والدینم موقعی که حمله های زجر آور بهم دست میداد مسخره و سرزنشم میکردن و میگفتن کم ادا اطوار دربیار خستمون کردی..اینها رو گفتم صرفا به این خاطر فردا اگر بچه دار شدید باهاش خوب و منطقی برخورد کنید و سرش داد نزنید تا اون بچه به هزار و یه درد روحی دچار نشه.هر کسی تربیت خانوادشو یکی از مسبب ها میدونه اعلام کنه تا ببینم چقدر فرضیم درست بوده.ممنون
ناگفته نمونه خانواده ها کلی حق به گردنمون دارند و ما عمرا اگه بتونیم جبرانش کنیم و من هم قصد تخریبشون رو ندارم فقط برای یافتن جواب سوالم عرض کردم.
حامدداورمنش
Iran, Islamic Republic of
بانظرتون موافقم
rana
Iran, Islamic Republic of
کاملا موافقم من از بچگی تو خانواده پر تنش واضطراب بزرگ شدمو همیشه ترس داشتم توی خونه خودم .. شاید دلیلش همین باش که احتمالش هم زیاد هس ..چون معلوم شده اضطراب دلیل این حالت ووسواس اگرم نباشه خیلی بدترش میکنه و باعث تشدیدش میشه
نیما
Iran, Islamic Republic of
سلام به همه دوستان عزیزم. حدود 15
سال این بیماری رو تحمل میکنم. به خیلی از دکتر های سرشناس هم مراجعه کردم. به هر حال فقط می تونم بگم امید خیلی چیز خوبی. اساس این بیماری در واقع تلقین به خود هست. یک زمان وقتی از دارو خانه دارو میفرستم همه وقتی مقدار دارو هامو میدیدن با یک حالتی نگاهم میکردن. تا این سن فقط فهمیدم که به غیر از مرگ همه چیز درمان داره و امید به آینده بهتر همیشه باید باشه.
حیدری
Iran, Islamic Republic of
سلام دوست عزیز
این بیماری ترسیدن از ترسیدن هست من دکتر نیستم ولی میخام برای شما تجویزی بکنم بنده خودم درگیر این بیماری بودم من بعد مطالعات فراوانی که روی خودم بعمل آوردم تشخیص دادم علت اصلی این بیماری ناشی از ذهن ناخوآگاه شماست اگر دقت کرده باشین هنگامی که حمله رخ میده یک حس عجیب از خود بیگانگی بهتون دست میده و آگاهی شما نسبت به خودتون افزایش پیدا میکپنه بگونه ای که انگار از جلد خودتون بیرون اومدین و دارین با شخص دیگه ای مواجه میشین احساس میکنید که دارید دیوانه میشید و از خودتون میپرسید من کی هستم؟ تمامی تفکرات شما ترسناک میشه
بخدمت شما عرض کنم که اینها همه بازتاب ضمیر ناخودآگاه شماست.
اما تجویز من رو انجام بدید لطفا لطفا لطفا
یک تسبیح بردارید و شبها وقتی رفتید تو رختخواب یکدور بگید""من خودمو دوست دارم"" و دور بعدی بگید""من دوست داشتنی ام"" دور بعدی بگید""خداروشکر"" تلقینات رو طوری بگید که صداتون به گوش خودتون برسه این سه دور تسبیح رو صبح بعد از بیدار شدن از خواب هم بگید اگه براتون مقدور بود ظهر هم بگید تلقینات رو حداقل به مدت ۲۱روز بگید
اما مکانیزم عمل چگونه هست:
بنظر بنده حملات پانیک از تقابل بین ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه بوجود میاد کافی شما آگاهانه خودتون رو دوست داشته باشید و این رو تکرار کنید تا در ضمیر ناخودآگاهتون ضبط بشه وقتی این اتفاق افتاد ترسهایی که در ضمیر ناخودآگاه انباشته شدن به سطح,آگاه میان چون ارتباط خوبی بر اثر این تلقینات بین ضمیر آگاه و ناخودآگاه روی داده بعد شما میفهمید که ترسها بی علت وکاذب بوده
من از شما و تمام کسانی که حملات پانیک رو تجربه کردن خواهشمندم این تلقینات رو که خرجی هم نداره رو بگن و معجزش رو ببینن
soha
Iran, Islamic Republic of
salam man in hese ajibo daeem daram 3 mahe aya shoma ham hamin torid ? amanun az rahnamaytun;)
هدیه
Iran, Islamic Republic of
سلام. من 2 سال درگیر این حمله ها بودم و بعد از 2.5 سال دوباره اون رو تجربه می کنم و دیگه توانی برای تحمل این حملات ندارم
شاپرک
Iran, Islamic Republic of
میگنا چرا وبسایتی را که در اینجا گذاشته بودم در معرض دید نگذاشتی و نظر من را تایید نکردی؟شاید یک نفر با خواندن آن مطلب حالش بهتر می شد چرا این را از بیماران دریغ کردی؟
درمان شده
Iran, Islamic Republic of
بازم سلام به دوستای خودم ....من حدود یک سالو دو ماه پیش این حالت زشت اومد سراغم ..مثل شماها چندین دکتر رفتم..مثل همتون روزهای اولو تو جلوی بیمارستانا بودم ... مثل همتون دائم با خودم حرف میزدم و مثل همتون ... هر چیزی که شما ها بگید من هم تجربه کردم {تپش قلب..عرق فراوان...احساس سستی ..احساس مرگ ووووووووو}روزهای اول رفتم پیش یک دکتر فوق تخصص اعصاب و روان مثل خودتون داروهایی چون پرپرانولو ..کلونوزپامو...سرترالینو...ایمی پرامینو ...هگزلو .....وووووووووخیلیهارو خوردمو خوردمو خوردم ...درسته که تاثیر گذار بود نمی گم فرقی نمی کرد ولی فقط بیماریرو کنترل میکرد نه درمان قطعی...بعدش نمی دونم که از طرف خدا بود یا چی که یه کسی که اصلا نمی شناسمش یه دکتری رو برام معرفی کرد یه دکتر هومیو پاتی ..درست خوندین یه دکتر هومیو پاتی با نام دکتر پیمان جمشید وند ..این دکتر به من گفت که من تورو درمان می کنم نه پیشگیری از حملات بعدی ...خدا شاهده معجزه که می گن همینه ..به خدا من با خوردن داروهای این دکتر به مدت 2 تا3ماه بیماری کلا از بین رفت بعد از سه ماه داروهامو قطع نکرد چون که گفت تا این جا جلوگیری از حملات بوده از حالا درمانو شروع میکنیم...من چهار ماه بعدی رو هم دارو خوردم ...حالا خوب خوب خوب شدم مثل روزهای قبل از پانیک حتی کمی بهتر از اون روزها...دوستای من خوبیه هومیوپاتی تو اینه که اصلا زیان نداره وابستگی هم نمیاره ..میتونید تحقیق کنید.منم میتونم کمکتون کنم.دوستای گلم به حرف کسایی که میگن من چندین ساله این بیماریرو دارمو درمون نمی شه گوش نکید..چون یا دوره ی درمانو سپری نکردن یا قبول ندارن که پانیک درمان پذیره...اصلی ترین راه درمانش گذر زمانه و اینکه قبول کنید که درمان پذیره تا زمانی که قبول نکنید داروهایی که می خورین کشکه...........پس با من در ارتباط باشین تا بگم چی کار کنید...ممنون...........
ten_sina@yahoo.com

از طرف درمان شده
ناشناس
United States
سینا جان ایمیلت درست نیست
محسن
Iran, Islamic Republic of
سلام به همه خواهران و برادران عزیز
بنده با یک سرفه شدید و حالت خفگی دوسال پیش تابستان 91 به پانیک دچار شدم . انواع دکترها و ازمایش ها انجام دادم که همش سالم و خوب بودن فقط میخواستم به تمام نظرا اضافه کنم به دوستان پیشنهاد میکنم ورزش و عبادت و کتاب از حال بد به حال خوب تهیه کنید و کامل بخونیدش اگر حالت خوب شد دعای منم کن و بهم ایمیل بزنید خوشحال میشم ارزوی روزی خوب برای شما
Iran, Islamic Republic of
من وااقعا باهومیوپااتی موافقم واقعا میشه روش زیاد حساب کرد منم الان با هومیوپاتی درمان می کنم جدا تجربه کنید
Iran, Islamic Republic of
سلام من با شما کار دارم میشه شمارتونو لطف کنید شماره تلفن دکتر پیمان جمشیدوند میخاستم که همیوپاته
آرش
Iran, Islamic Republic of
من اولین نشانه های این بیماریم از ۱۶ سال پیش شروع شد.الان ۳۴ ساله هستم ولی به تازگی به خاطر یک سری مشکلات حالم بد تر شده.من هنگام حمله شدید فشارم بالا میره و دست و پام و سطح شکمم و پشت سرم خواب میره و حتی انگشتان دستم جمع میشه.ام ار ای هم رفتم و ازمایش هم دادم ولی همش خوب بود.الان با مقداری داروی مختصر کمی پیش گیری شده ولی حس ترس و اضطراب با هم دارم و زیاد از منزل بیرون نمیتونم برم.من تجربه این حالت در ماشین و اتوبوس و مترو دارم.خوب هنوز زندم بهتره با این بیماری کنار اومد.میگن مغز ما یکسری هورمون ترشح نمیکنه و با ورزش کردن این مشکل حل میشه.ولی باور کنید همش دست خودمونه.سعی کنید خوب بخوابید و حداقل در خواب به خودتون و مغزتون استراحت بدید.برای من دوش گرفتن و سرگرم شدن با یک چیزی کمک میکنه زودتر این حالت رد کنم.پیاده روی هم کمکم میکنه و البته روش زندگیمون هم باید عوض کنیم.گفتنش راحت ولی چاره ای جز مدارا نداریم.زیاد سخت نگیرید.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
٧سال كه دارم زجر مي كشم اه كسي هست به من كمك كنه كمكمم كنيد
ارش
Iran, Islamic Republic of
لطفا صبور باشید.ما همه از این بیماری رنج می بریم.دکتر رفتید؟دکتر به من دارو داده که کمی کمک میکنه.به من ورزش و یوگا از طرف دکترم پیشنهاد شده.من وقتی این حالت میاد سراغم می خوام هر چه دارم بدم فقط این حالت زودتر بر طرف شه.فقط نترسید.من خیلی زود می ترسم و دست و پام گم میکنم با اینکه میدونم چیزی نیست.چاره چیه؟دکتر هومیوپاتی هم پیشنهاد کردن ولی وقت نشده برم.بهترین کار سرگرم شدن و تغییر سبک زندگی.امیدوارم مفید بوده باشه.
این متن بخونید شایدکمکی باشه
Iran, Islamic Republic of
بسمه الله الرحمن الرحیم
خواهش میکنپ این متنو بخونید
من ازهمتون داغون ترم...فقط قران بخونید واسه ظهور کاری کنید همش درست میشه منم دعا کنید
یه پزشک بسیارعالی تو کرج هست واقعا حرف نداره ادرس و شمارش میذارم شاید به کارتون بیاد.بازار روز روبروی خیابان امیری
داخل بازار سمت راست طبقه فوقانی پرده فروشی دکتر صامت
این پزشک یه پیره مرد و استاد خبرست انشالا به حق اقا امام زمان همه مریضا شفا پیدا کنن
من گناهکارم...نمیخوام بمیرم اینجوری واسم دعا کنید واسه ظهور دعاکنید رفع همه مشکلات در ظهور ارباب و مولای ماست...
سلامتی و تعجیل ظهور اقا صلوات
United Kingdom
من چون خودم درگیره این بیماری شده بودم و مینشستم پشت پیسی و نظراتو میخوندم تا مشکلات بقیه و قابل درمان بودن یا نبودنشو جستجو میکردم خواستم مطالبی رو بگم تا به واقعیت موضوع پی ببرید و بدونید ک بیماری پانیک بطور کامل قابل درمانه و بین بیماری های اعصاب و روان درمان پذیر ترین بیماریه
من هم سه ساله پیش درگیره این بیماری شدم پیش دکترهای زیادی رفتم و آزمایشای زادی دادم ولی همه چی سالم بود تا بالاخره پیشه یک دکتره اعصاب رفتمو متوجه شدم اسمه این بیماری ک حتی یک لحظه ارامش وسم نذاشته بود پانیکه.خدا ایشالا اون دکترو عزت همیشگی بده.6 ماه قرص سیتالوپرام 20 میلی با پرانول ده میلی خوردم در عرضه یک ماه یکمی بهتر شده بودم میومدم و این نظراتو توی اینترنت ک میگفتن این بیماری درمان نداره رو میخوندمو ناامید میشدم ولی بعداز سه ماهه کامل تحمل روزای به شدت سخت تقریبا خوب شدم.واقعا کاره سختیه ولی میشه تحمل کرد بعد از خوب شدنم سه ماهه دیگه مصرفه قرصو به دستوره پزشکم ادامه دادم و خوب خوب شدم من بخاطره این پانیک یک سال از دانشگاه عقب موندم ولی بعد از خوب شدنم توی تحصیلم هم موفق تر شدم فقط نباید تلقینه ترس و اضطراب کنید با بیماری پانیک باید جنگید همش دسته خودتونه من دو سال و نیمه ک بهبودیه کامل پیدا کردم همه ی شما هم میتونید سخته ولی باید تحمل کنید باید مدته درمان بگذره شما اگه درمانو کاملا صحیح ادامه بدید روز به روز متوجه بهتر شدن خودتون میشید حتما باید 6 ماه بگذره.خوب میشید ولی علایمه کوچیکی باقی میمونه ک اون کاملا دسته خودتونه تا کنترلش کنید کار سختی نیست و دیگه نیاز به قرص و دارو نیست و فقط باید با دکترتون در تماس باشید و قوت قلب بگیرید در مدت یک سال از شروع درمان تمامه علایم بیماری از بین میره حتما پیشه ی دکتره اعصاب برید داروهاتونو سر وقت مصرف کنید و فقط و فقط تلقین رو بذارید کنار و از همه مهمتر نگذارید طی 3 ماهه اول درمان تنهایی رو تجربه کنید حتی برای چند ساعت وحتما همیشه سرتون با یک چیز گرم باشه با هر کاری ک مورده علاقتونه مثله کتاب خوندن فیلم دیدن ورزش کردن کلاس های مختلفه موسیقی و ....... این بیماری طی یک سال کامله کامل خوب میشه بهتون قول میدم
ریحانه
Iran, Islamic Republic of
با سلام
من یک ماه قبل به این بیماری دچار شدم.اونم تو مسافرت بودم تو غار اینطور شدم نمیدونستم چمه.از شهر دور بودیم و فقط کمک ميخواستم .با آمبولانس منو به بیمارستان رسوندن.الانم چند هفته است که کرج خونه شوهرم هستم.هفته دیگر مشهد عروسیمه حتی تالارم رزرو کردن ولی حتی نميتونم برم مسافرت.نه با قطار نه با هواپیما .فقط دوست دارم جایی باشم که دکتر و بیمارستان در دسترس
خواهش میکنم راهنماییم کنید
ارش
Iran, Islamic Republic of
این ترس من هم دارم.من مدتیه حتی سوار ماشین هم نمیشم.این ترس وجود داره که هر لحظه این حالت بیاد سراغ ادم.سعی کنید آرامش خودتون حفظ کنید.اگر این ترس بمونه اصلا خوب نیست.با یک دکتر اعصاب و روان هم مشورت کنید.
مریم.خ
Iran, Islamic Republic of
باسلام به همگی.من از خرداد نودوسه دچار این بیماری شدم و با کمک دکتر افسری الان بعد از دوماه حدود هشتاد درصد بیماریم ازبین رفته.به دوستانی که در مشهد هستن و دچار این بیماری اند پیشنهاد میکنم حتما به این دکتر سربزنند.000000
United States
ميشه به منم كمك كنيد تورو خداااااا به بزرگي خداااا
ارش
Iran, Islamic Republic of
مشکل شما چقدر جدیه؟من قبلا به دوستان هم گفتم.نظرات و جوابهای آنها را هم بخونید.هر کس به اندازه کافی در مورد بیماریش و راههای مقابل با آن توضیح داده.لطفا نظرات را بخونید.
United States
خيليييي به خدا خيلي هيچ كس مثل من نيست
عاطفه
United States
كمككككككككككككككك
rana
Iran, Islamic Republic of
عزیز تا میتونی وقتی فکری سراغت میاد که فک میکنی داره شروع میشه که حالتو بد کنه بهش بی توجه باشو نخواه که باهاش بجنگی فقط بهش بی توجه باش بذار بیاد و بره حتی بهش اهمیت نده ...سعی کن از اضطراب تا میتونی دور باشی چون از عووامل مهم این حالت اضطراب و ناراحتی هستش و به خدای خوبی ها توکل کن و دعا و نماز وقران یادت نره ...یا ارحم الراحمین به هممون کمک کن
آریا
با سلام خدمت دوستان گلم..من تمام نظرات شمارو خوندم باید. و میخام تجربیات خودمو تو این مدت باهاتون در میون برارم امیدوارم که کمکی کرده باشم.من 32 سالمه و در حدود 12 ساله باهاش سر و کله میزنیم.در وهله اول باید بگم سعی کنید تو زندگیتون نقط ی تاریکی نباشه و چیزی برای پنهان کاری نداشته باشید هر مشکلی دارین بلافاصله حلش کنید و در خودتون نریزید برای مدت طولانی چون این سرآغاز این اختلال هستش.خیلی از گفتنیهارو دوستان از جمله آقا آرش و میلاد گفتن که واقعا موثر و بجا هستش چند نکته هم من اضافه میکنم.اول این فکرو از ذهنتون بیارید بیرون اینکه من الان دیگه میمیرم !شما نخواهید مرد چون من هنوز زندم...!دوم به دلیل اینکه ذهن ما طی چندین سال دچار این حالت شده پس باید ارام ارام افکار مثبت رو جایگزین افکار منفی کنیم چجوری الان میگم با ترستون روبرو بشین مث یه دویل میمونه اگه ترس داره به سمت شما میاد شما جای اینکه ازش فرار کنید برید به سمتش یا شما شکستش میدین یا اون شمارو ولی به هر حال شما فرار نکردید این خیلی مهمه!خیلی از این حالتهایی که.سراغ ما میاد مثلا تپش قلب احساس خفگی اغتشاش شعور و ترس از مردن به خاطر مقادیر زیاد ادرنالین که در بدن ما ترشح میشه پس سعی کنید فعالیتی انجام بدین که بدنتون عرق کنه چون عرق کردن ادرنالین خونو از بین مبیره در آخر با همه رو راست باشید با هر چی که دارید حال کنید با خدا باشید خودتونو با کارایی که دوست دارید سرگرم کنید به حرف ادما توجهی نکنید چون باد هواست خودتونو به خاطر گذشته ای که داشتید سرزنش نکنید دیگران رو ببخشید نه به خاطر اینکه لایق بخشش هستند برای اینکه شما لایق آرامشید!و اگه بازم پانیک اومد سراغتون با آغوش باز ازش استقبال کنید چون اون محکوم به شکسته
Iran, Islamic Republic of
مرسی برادر فهمیده و عاقل من
غزاله
Iran, Islamic Republic of
سلام به همه شما عزیزان وهمدردانم.. من 27 ساله ام.. از سن 18 سالگی این بیماری رو تجربه کردم به بدترین شکل ممکن.. یعنی فراتر از همه شماهاااا.. اوایل چنان عذابی میکشیدم.. تو اون سن کم.. تمام علایمی که گفتین.. من هم داشتم به اضافه.. ترس از دیوانه شدن و اینکه همش فکر میکردم نکنه من الان یهویی چاقو بگیرم وبرم پدر . مادرم بکشم... نکنه من بیماری صرع بگیرم.. شدیدا ازین بیماری میترسیدم.. همش فکر میکردم. پدرم بهم تحاوز میکنه... خیلی ددرناک بود.. از شب متنفر بودم.. چون همش در شب به سراغم میامد.. اوضاع خیلی اشفته ای داشتم.. تا دیگه یک شب حالم بد شد.. واونقدر فریاد زدم.. فرار کردم.....و اخرش بیهوش شدم.. تا دکتر رفتم. دارو خوردم تا سال 90.. از سال 82تا خوب شدم.. قرصام ترک کردم.. دوماه از ترک قرصام گذشت.. دوباره حملات بهم دست داد... اما شدتش کمتر بود.. و دوباره یک دکتر دیگه.. از سال 91 تا الان زیر نظر پزشکم....دارو میخورم و حالم بسیار عالی.. تو این مدت همسرم خیلی کمکم کرد.. موقع حملات منو بیرون میبرد.. احتی اگر یک بامداد بود.. منو میبرد.. الان بهترم.. ولی.. سال 92 که خبر بیماری مادرم که سرطان بود.. من شوکه کرد.. وهمش در خودم میریختم.. سال گذشته با این همه مصیبت حالم یک بار هم بد نشده بود.. اما امسال دوباره به خاطر شرایط اظطراب زا خونه مادرم.. حالم بد شد. .حملات بهم دست داد اما نه اونجور شدید.. خیلی خفیف... ولی من خیلی نگرانم.. نگرانم. چون دوست دارم بچه دار بشم. ولی چون قرص میخورم واز ترک قرص میترسم.. که مبادا دوباره به سراغم بیاد... همش غمگینم.. الهی.. همه مریضا شفا بگیرن.. ما هایی که این بیماری داریم هم شفا بگیریم یعنی میشه؟؟
حسین
Iran, Islamic Republic of
سلام غزاله خانم. همین که مدت زادی از پیدایش این مساله می گذرد و پی می بریم که موضوع زیاد جدی نیست نشان از موقتی بودن و گذرا بودن موضوع دارد. هرگاه سرو کله اش پیدا شد با ان کنار می آییم. چند ثانیه ای ما را نگران می کند اما خوشبختانه بسیار گذرا است و قطعاً اوضاع به سرعت حالت عادی به خود می گیرد. بر خود کنترل داشته باشید. خدارا همدم خود بدانید و در چنین مواقعی با کسانی که صمیمی ترین رابطه را دارید بسر ببرید. همه چیز عادی می شود . در کنار این حالت ارزش تر لحظه زندگی را بسیار بیشتر از گذشته درک می کنیم و بیشتر مراقب خود خواهیم بود و خودمان هم سعی می کنیم تا می توانیم به دیگران کمک کنیم و شرایط خوبی برای اطرافیان و هم نوعان خود فراهم سازیم. این هم از برکات این موضوع است.
سحر
Iran, Islamic Republic of
اولین باری که دچار حمله شدم دو روز مونده به کنکور بود و الان ۵ساله که هر از گاهی میاد سراغم هر حمله حدودا ۲روز طول میکشید و آثارش تا یک ماه میموند .
خیلی آزار دهنده است خیلی
امیرحسین
Iran, Islamic Republic of
خواهش میکنم یه دکتوره خوب بهم معرفی کنید
Iran, Islamic Republic of
سلام منم دچار این بیماری شدم تا سن 30 سالگی این بیماری به ندرت خودشو نشون میده جای هیچ هراسی نیست دکتر باید خودت باشی
United States
جناب دکتر کاظم ملکوتی .فقط اگه جواب گرفتی به همه معرفی کن مارو هم دعا کن
United States
تورو خدا به مقدساتتون قسم منو كمك كنيد تورو قران تورو به خدا به هر چيزي كه مي پرستيد من ٦ سال مريضم زندگيم پاچيده كمك كنيد به فرياد برسيد
بابك
Iran, Islamic Republic of
اميدوارم كه بيايي و اين كامنت رو بخوني.
دوست عزيز ؛ برو روانپزشك.
ورزش كن.
رژيم غذايي مناسبي داشته باش.
نماز بخون.
امیر
Iran, Islamic Republic of
سلام دوستان منم 4سال ازاین بیماری رنج میبرم..به نظرم بیایید با هم یه کمپین دوستانه تشکیل بدیم وبه هم کمک کنیم تا بتونیم از زندگی نهایت لذت رو ببریم وبه تموم اهدافی که مدتها به خاطر این بیماری جرات نکردیم به سمتشون بریم دست پیدا کنیم با کمک هم..
فرید
Iran, Islamic Republic of
سلام
کاملا باهات موافقم. هر جوری میگی یه گروپ راه بندازیم. مرسی
رضا
Iran, Islamic Republic of
سلام گروه تشکیل داداین ؟؟؟؟
حسین
Iran, Islamic Republic of
سلام بنده نیز حدود 10 سال است دچار ponic disorder شده ام. درمان هم شده ام . من به تدریج و زیر نظر پزشک درمان را قطع کردم. بعد از شش ماه مجدد نشانه هایی از آن ظاهر شد. بهترین درمان این مساله دوری از محیط تنش زا، خود را مشغول کاری مفید کردن، ایمان داشتن به خداوند متعال و نماز خواندن و انجام ورزش و حرکات بندی است. ترس ار بروز یک اتفاق ناگوار همیشه همراه این مساله است اما خودم تجربه کردم که این ترس مبنای واقعی ندارد. حالتی است موقتی و گذرا و واکنشی است به شرایط نامناسب زندگی اعم از مادی و روحی. بهترین راه حل کنار آمدن با این مساله است. همدمی آگاه و وفادار برای خود پیدا کنید. به خدا توکل کنید و از هر گونه محیط تنش زا دوری کنید. خداوند متعال یاور همه بندگانش است و هیچگاه نباید از رحمت واسعه الهی نا امید شویم.
امیر
Iran, Islamic Republic of
همین الان از پیش روانپزشک اومدم ، این بار دوم هست که این حمله بهم دست میده ، سابقه اضطراب و استرس و درمانش رو هم داشتم ، برادرم هم یه بازه زمانی این بیماری رو داشت اما خدا رو شکر الان حالش خوبه و دیگه به سراغش نیومده . واقعا وقتی حمله به آدم دست میده هیچ چیزی آرومم نمیکنه ، فقط دلم میخواد دور و برم خانوادم باشن ، برام دعا کنید از این حالت خارج بشم
رامین
United States
پیشنهاد میدم یکبار هم جناب دکتر کاظم ملکوتی دانشیار دانشگاه ایران رو ببینید و بیماریتونو بهش بگید .ایشون واقعا معجزه میکنن.
مجتبی
United States
منم همین طور هستم بیخیال شو باید خدا را شکر کنیم که دچار بیماری نه جزعی شدیم که علاج داره دارم حالش خوب میشه فقط سپاس از خدا
farid
Iran, Islamic Republic of
سلام
من حدود یک ماهی میشه اولین بار دچار این حملات شدم.
از اون موقع به شدت احساس پوچی و افسردگی می کنم. هی فکر مرگ عزیزانم تو ذهنم میاد. یا اینکه اگه من بمیرم مادر پدرم چی میشن. وقتی این حمله می خواد بیاد قبلش احساس می کنم به زودی قراره بمیرم. بدنم به شدت عرق می کنه. اونم عرق سرد. دست و پاهام سرد و سست میشن. فکر های عجیب غریب سراغم میاد. از جمله این که زمان داره میگذره و من قراره بمیرم.
من قبلا از مردن نمیترسیدم. اما الان فکرش دیونم میکنه.
میشه لطفا راهنماییم کنید؟
اینا حملات پانیک هستند؟
Iran, Islamic Republic of
سلام اقا فريد منم دقيقا مثل مثل شمام ولي سعي ميكنم كمتر به اين موضوع فكر كنم ، چون فقط خودم و اذيت ميكنم ، منم ميترسم خانواده ام رو از دست بدم يا خودم از بين برن منم مثل شما قبلا اصلا نميترسيدم الان با صداي زنگ تلفن حالم بد ميشه
ALONE
Iran, Islamic Republic of
سلام این بیماری راه درمانی داره
Iran, Islamic Republic of
بله دوست عزيز داره من الان سه ساله اين بيماري رو دارم اولين حمله من بدترينش هم بود فبلا نوشتم ،.ولي فقط با توكل به خدا و كمك خانواده تونستم شكستش بدهم الان هم تا يكم حالم بد ميشه ورزش ميكنم تا تخليه شم
ALONE
Iran, Islamic Republic of
سلام از سال 92تو مدرسه کنار دوستام نشسته بودم نفسم تنگ شد رفتم دکتر قلب عکسبرداری کردن گفتن ک مشکلی نداری ی دکتر اعصاب معرفی کردن تا اخر بیماریم مشخص شد خیلی زجر کشیدم خدا نصیب هیشکی نکنه ...از قرص البرازولام و ایمی برامین استفاد میکنم ضربان قلبم تن میزنه زود اعصابی میشم میل ب غذا ندارم ...ان شا الله همه فا بیدا کنن...
رویا
Iran, Islamic Republic of
ی دکتر تو شیراز برام معرفی کنیدلطفا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
hojjat
Iran, Islamic Republic of
سلام
از حدود یکسال و نیم پیش که در جایی خارج از شهر کار میکردم دچار حالات ترس و هراس ناگهانی میشدم،نگرانی همیشه با من هست انگار منتظر اتفاق بدی هستم فکر میکنم هیچکس نمیتونه حال من رو درک کنه،چند باری دچار این حملات شدم با مطالعه فهمیدم که این حملات پانیکه و معمولا با افسردگی و اضطراب هم توامه برای همین همیشه سعی میکردم فکرم رو منحرف کنم به عنوان مثال میگفتم که این یک حالت زودگذره امروز چون استرسم بالا بود دچار این حالت شدم،با این روش تونسته بودم مشکلم رو تا حدود زیادی کنترل کنم و تقریبا چندین ماه بود که به این حالت دچار نشده بودم یا اگه میخواستم دچار حمله بشم سریعا تغییر موقعیت میدادم مثلا سعی میکردم ذهنم رو منحرف کنم کاری انجام بدم(امتحان کنید خیلی موثره وقتی احساس میکنید دارید دچار حمله میشید تغییر موقعیت بدین برید تو حیاط نفس بکشید به آسمون نگاه کنید و بگید چیزی نیست،تا حدود زیادی جواب میده)تا اینکه دیشب پس از یک روز پر استرس که به جهت حضور در بیمارستان برای اتفاقی که برای یکی از بستگانم افتاده بود گذرونده بودم شبش با تشویش و افکار کابوس مانند میان خواب و بیداری به خواب رفتم بعد از یه ساعت با یک حالت خیلی وحشتناک از خواب بیدار شدم فقط فکر میکردم صد در صد دیوانه شدم و هیچکس نمیتونه کاری برای من بکنه به خونوادم میگفتم اونها هم میگفتن چیزی نیست خواب دیدی تا اینکه متوسل به خدا شدم و قرآن خوندم و دو رکعت نماز تا تونستم خودم رو کنترل کنم و حمله فروکش کرد، تا حالا همچین حالت سهمگینی رو تجربه نکرده بودم فکر میکنم که عذاب جهنم یک چیزی با درجات پایینتر از این حالات باشه! تا اینکه بعد از مطالعه فهمیدم که خیلیها این مشکل رو دارند و لزوما هم نباید تکرار بشه چون این بیماری هرقدر قوی باشه خداوند انسان رو قویتر از اون آفریده،فکر میکنم با توکل به خدا و تواما پیگیری درمان مشورت با یک پزشک خوب میتونه خیلی کمک کننده باشه،و تجربه شخصی من هم این بوده که صحبت کردن ازین حالات برای اعضای خانواده و بیان کردن حالات اون(گرچه گاهی خیلی سخته بشه دربارش حرف زد چون به شخصه من خودم دچار اضطراب میشدم که بخوام درباره مشکلم حرف بزنم) اما اینبار ریز به ریز حالاتم رو برای خونوادم توضیح دادم و اونها هم بهم قوت قلب میدادن این باعث یه حس رها شدگی و ایجاد اطمینان قلبی میشه و یک تجربه دیگر هم که برای من مطرح بود اینکه در هنگامی که فکر میکنید دچار حمله میشید دست یکی از عزیزانترو بگیرید و سعی کنید به خودتون دلگرمی بدید یک موسیقی امید بخش هم میتونه کمک کننده باشه در واقع بنظر من هرچیزی که بتونه ذهن رو از روی این بیماری منحرف کنه میتونه کمک کننده باشه، البته اینها همه نظرات و تجربیات شخصی من هست،به امید روزی که همه شما رو شاد و سرزنده ببینم،یادمون باشه که مشکلات اومدن که بگذرند نیامده اند که بمانند.
samira
Anonymous Proxy
من مدتیه دچار این بیماری هستم درمان دارویی را با سرترالین و الپروزولام شروع کردم اما مشکل دوچندان شده و اون وابسته شدن به الپروزولام.به نحوی که اگه مصرف نکنم دچار حمله میشم.چه می تونم بکنم؟
آرش
Iran, Islamic Republic of
سلام.من هم الپرازولام می خوردم.این داروها بیشتر پیشگیری میکنه تا درمان.من با کمک دکترم به مرور گذاشتم کنار.با دکترتون مشورت کنید و بدانید که تمام این حالات عصبی دست خودمون.وقتی میشه با ورزش و تغییر روش زندگی و تغذیه خوب این بیماری را کنترل کرد ویا حتی کنار زد چرا دارو درمانی.به خدا پنیک در مقابل بیماریهای دیگر عصبی هیچ مثل یک سرما خوردگی میمونه.من تجربش کردم.زیاد سخت نگیرید
Iran, Islamic Republic of
دوستان عزیز من پانیک ندارم اما دوست صمیمیم داره حسابی هم میفهمم شما ها چه چیزیو دارید تحمل میکنید.یه پیشنهاد دارم براتون بیایید همینجا هم مشکلاتتون بگید هم تجربیات و از همه مهمتر بایید اینجا بخندونید همه رو طنز بنویسید شوخی کنید جک بنویسید میدونم حسش نیست اما خودتونم میدونید که این خودش یه راه حل خیلی خوبه هم امید میده هم خنده هم سرگرمی همه ی اینا راه حل.من چون عاشق دوستم هستم هر کاری براش میکنم.2 تا کتاب هم چاب شده دارم میخونمش.بیایید همه با هم تلاش کنیم برا خوب شدن بقیه.همیشه بخندیم.اونایی که هستن بگن که موافقن.
آریا بهادرزاده
Iran, Islamic Republic of
در تهران دچار جمله پانیک شدم . از زحمات دکتر گواهی سپاسگزارم .
تشخیص دقیق و درستی با درمان مناسب انجام دادند .دوستان مبتلا بهیجعنوان نگران مرگ نباشند. نمیمیرند .
حسین
Iran, Islamic Republic of
متاسفانه هیچکدوم از این مواردی که دوستان در کامنتاشون در ذیل این مطلب درج کردن پانیک نیست ... اینکه من 20 روزه دچار این حمله شدم و 7 ماهه که اینجور شدم و ..از این موارد -هیچوقت نمیتونه مصداق کامل و بارز واژه پانیک باشه.علتش اینه که پانیک از اول دوران شکل گیری شخصیتی هر فرد شکل میگیره و نکته اینجاست که فرد چه زمانی به وجود این مشکل پی میبره ...پس بنظر من این جمله که من یه ماهه دچار پانیک میشم ... کاملا بی ربطه.خواهشا افراد آگاه و پزشکان مربوطه اطلاعات کاملتری در این خصوص ارائه بدن که اینجوری ملت به اشتباه نیافتن
ali
Iran, Islamic Republic of
سلام
به نظر من پانیک از طرف خداست که به یادمون بیاره که مرگ هست و حصاب کتاب.و گناه نکنیم
من خیلی گناه کار بودم که یک شب خود به خود حمله پانیک بهم دست داد جوری بود که دنبال ازرائیل می گشتم که نکنه بیاد.تا 3 شب نتونستم بخوابم دهنم خشک بود و فرداش نفسم یه جوری میشد الان 9 ماه است اینطوری هستم نسبت به قبل کمی بهترم ولی همش فکرم به نفسم میره که یه وقت نکنه نتونم نفس بکشم و هوا کجاست و ... کلا نفس کشیدن حال نمیده برام و از اون موقه است که خیلی نماز خون شدم.
به همه دوستان می گم که تنها به خدا توکل کنید که او برای شما بس است و فقط به این باور داشته باشید که درمانتون دست اونه از او بخواهید و نماز بخونید که آروم می کنه و در سختی ها به او پناه ببرید و روزتون رو با یاد او شب کنید .خدا از هر کس نسبت به شما مهربانه از خدا طلب آمرزش و شفا بخواهید
یا علی
شادی
Iran, Islamic Republic of
بعله موافقم پانیک یهویی نمیاد زمینه داشته حالا شاید اوایل شدید نبوده ولی کم کم پیشرفت کرده یهو اومده ما فک میکنیم یه ماه یا یا یه ساله
شادی
Iran, Islamic Republic of
ایشاله که هممون خوب بشیم من میترسم انگار همش مریضم همش فکر میکنم دارم میمیرم البته من یکم دریچه میترالم خفیفم دارم ولی دکترا میگن چیزی نیست این حالاتو دارم همش احساس میکنم الان خفه اینا میشم یعنی از اون مشکلمه یا پانیه هان؟؟؟ میشه بگین بچه ها شمام اینطوری این
Iran, Islamic Republic of
بعد هی خمیازه میکشم تا اکسیپنمو تامین کنم قلبمم درد میگیره یا دست و پامو میکشم تا اکسیپن برسه یا نفس عمیق خیلی سخته
شادی
United Kingdom
چرا هیشکی نمیاد حرف نمیزنه شانس منه یا کلا دیر به دیر نظر میدن
آرش
Iran, Islamic Republic of
سلام.من هم نرمی دریچه میترال دارم (پرلاپس)ولی چیز مهمی نیست.دکترا میگن میتونه باعث استرس بشه چون ضربان ما یک مقدار تندتر میزنه و اما در مورد پنیک لطفا نظرات را بخوانید هر کسی یک تجربه ای داره.مطالعه نظرات می تونه مفید و ارام بخش باشه و در مورد تنگی نفس شما هم بهترین راه ارام وعمیق نفس کشیدن و رفتن به یک محیط باز و مهمتر از همه حفظ خونسردی.
شادی
United Kingdom
فکر کنم نرمی فرق داره به من گفتن افتادگیه از همه بدتر خیلی سخته بدونی همچی مشکلی داری نظراتم خوندم هر کی یه جوریه من دکتر خیلی رفتم ولی تجویز درست نمیکنن اصلا دردامم خوب نیست همش میگن چیزی نیست انگار کسی درک نمیکنه فکر میکنن مرض داریم الکی بریم پیش دکتر. همش میگن از اعصابه ترسه یا استرس
شادی
United Kingdom
یه نظرو با گوشی نوشتم نمیدونم اومد یا نه
شادی
United Kingdom
یه قرص پرو پرانول داد با الپرازولوم قبلن با نظرات بقیه خوندن یه ارامشی میگرفتم اینقد دیگه خوندم دیگه همونم نمیگیرم. خلاصه از همه چی بریدمم. به کلاسای دانشگامم نمیرسم دیگه
شادی
United Kingdom
همش فکر میکنم یا سکته میکنم یا خفه میشم همش فکر مرگ ناگهانی تو ذهنمه اینجام یکی نوشتا همسایشون تو یه ثانیه مرد اونم خوندم یه جوری شدم. چی بگم حرف که زیاده منم زیاد حرف میزنم هه تا با یکی در مورد مشکلم حرف میزنم حوصلشو سر میارم پا میشه میره دیگه از همه چی بدم اومده.
آرش
Iran, Islamic Republic of
نرمی یا افتادگی فرقی نمیکنه.ما همه این حس ترس و مرگ رو داریم.ولی خوب تا الان نه مردیم نه دیوانه شدیم.اگر براتون خیلی سخته بهتره از یک مشاور درمانی مثل روانکاو هم کمک بگیرید.کمک میکنه نگاهتون نسبت به این بیماری عوض شه.
شادی
Iran, Islamic Republic of
چقدر زود نظراتو تایید میکنی نسبت به سایتای دیگه دستت درد نکنه
Iran, Islamic Republic of
بسیار عالی بود استفاده کردم جدا
شادی
United Kingdom
از من نصیحت به اونایی که میخوان برن پیش روانپزشک روانشناسا من یکی رفتم خودش دیوونه بود بهش مشکلمو گفتم بهم گفت خب من الان چیکار کنم بعدش گفتم اگه من میدونستم که پیش شما نمیومدم ما رو بیرون کرد غیر مستقیم فقط دو دقیقه شد اونم همین حرفا نه درمانی نه نه تجویزی نه چیزی فقط بیشتر بد بینی نسبت به دکترا دو دقیقه رو 40 تومن گرفت خیلی مضخرفه که برا حزرفایی که میدونیم هم هزینه بدیم هم تحقیر بشیم به نظرم نرین اونا معجزه نمیکنن اگرم میرین یه با شخصیت پیدا کنید برین باز من همه رو مثل هم نمیگم بدن ولی دقت کنید
سعید
Iran, Islamic Republic of
سلام منم این بیماریو دارم تازه داشتم خودمو متقاعد میکردم پیش روانپزشکم برم
ولی اینججججججوری که شما میگید...
حالم زیاد خوب نیست الان زاناکس با سرترالین میخورم
میشه خوب شد؟؟؟
آرش
Iran, Islamic Republic of
سلام.من علاوه بر پنیک مشکلات دیگری هم داشتم به روانکاو مراجعه کردم و تا حد زیادی دید من نسبت به این بیماری عوض کرد.البته باز هم تکرار میکنم.همه چیز این بیماری دست خودمون.
شادی
Iran, Islamic Republic of
من نگفتم همشون اقا سعید اگه یکی واقعا مطمین پیدا کردی برو اگرم بد بود برات درس عبرت میشه یه جوری حالت خوب میشه میفهمی که دست خودته تا حدودی با اطرافیانت همین پس ضرر نداره در هر صورت برو. بعد زاناکس یه جوری شبا باید خورد خوابت میگیره چند ساعت بعد بیدار شدنم یه جور کرختی برا بیخوابی خوبه. دقیقا علایم شما چیه که حالتون بده که میخواین برین پیش روانپزشک شاید خودت بتونی. لاقل میخوای بری برو روانشناس واسه این که روانپزشک تا تو رو ببینه قرص میده اول رو نگرشت برو کار کن. بعد اگه نشد برو روانپزشک
شادی
Iran, Islamic Republic of
ببینین اینا همش از وابستگیا اگر نظرا رو بخونیم میبینم گفتن اگه بمیرم چی میشه ؟ اگه پدر مادرم بمیرن ؟ اگه بردار یا خواهر چی میشه؟ و اگه من بمیرم اینا چیکار میکنن؟ به جرات میگم تغریبا 90 درصدتون بی نهایت حساسین به اطرافیان و مخصوصا خونوادتون تا سرما میخورن مثلا نگران میشیم پس یه دلیلش تو تربیتمون تو بچگی وابسته بودنمونه همیشه یکی همه جا باهامون بوده قبول دارین ؟ هر کی داره کامنت بزاره
اسی
Iran, Islamic Republic of
قرص نخوریم چون احتمالا عوارضای دیگه داره ما باید زندگی کنیم من هشت ماهه که دچار بیماریم فک میکنم که هیچ کس تو دنیا مثه من نیست سر سفره بیهوش میشدم الانم حالم بده
صوفیا
سلام منم دو سال که دچار یه نوع وسواس فکری میشم،البته دچار حمله هم میشم اما نمیدونم اسمش پانیک هست یاخیر،مثلا یه بار تپش قلب بسیار بدی گرفتم و از همون موقع مدام نگران اینم دوباره همونجوری بشم واین نگرانی خودبه خود باعث باعث حمله میشه ، بی دلیل دچار فروریختگی دل یاهمون بیقراری دل هستم،به شدت به قرص پروپرانولول وابسته شدم هرلحظه احساس کنم که نیاز هست مصرف میکنم و همیشه و هرلحظه فکرم درگیر خودم و حالم که بد نشه ،لطفا کمک کنید خسته شدم
شادی
Iran, Islamic Republic of
صوفیا جان همون اختلال ترس و هراس و داری اگه فقط برات یه بار تکرار شده نگران نباش چیزی نیست بهش فکر کنی بد تره میدونم دست خودت نیست ولی خودتو مشغول کن. واسه من که این ضرب المثل همیشه اتفاق افتاده از هر چی ترسیدم سرم اومده.
سعید
Iran, Islamic Republic of
وای یکی بیاد یه چیزی بگه با شما که صحبت میکنم ارومتر میشم. بیاید اینجا کامنت بذارید لطفا...
سحر.ن
Romania
دوستان منم این مریضیو دارم نترسیددددددد بیاین بهم ارامش بدیمممممم
احسان
Iran, Islamic Republic of
ey khoda
سعید
Iran, Islamic Republic of
بچه ها میشه بگید چه قرصی میخورید آروم میشید؟؟ من همش استرس دارم هر چیم میخوام خوددمو آروم کنم نمیشه بدتر اینکه خانوادم درک نمیکنن و بی محلم کردن میگن خودت به خودت استرس میدی.داغونم قلبمم همش اذیت میکنه.شمام اینجوریید.خواهشا کمک کنید .میشه خوب شد؟
شادی
Iran, Islamic Republic of
خونواده منم همینو میگن الکی استرس به خودت وارد میکنی چیزی نیست. اولش درسته عصبی میشیم میگیم درکمون نمیکنن ولی از یه لحاظم خوبه چون اگه اونام هی بگن اره راست میگی تو مریضی تصور کن حالمون بد تره. اگه قلبت اذیتت مینه از لحاظ جسمی بررسی شدی
شادی
Iran, Islamic Republic of
خونواده منم همینو میگن الکی استرس به خودت وارد میکنی چیزی نیست. اولش درسته عصبی میشیم میگیم درکمون نمیکنن ولی از یه لحاظم خوبه چون اگه اونام هی بگن اره راست میگی تو مریضی تصور کن حالمون بد تره. اگه قلبت اذیتت مینه از لحاظ جسمی بررسی شدی
سعید
Iran, Islamic Republic of
کسی نیست ت ت کمک کنه؟
آرش
Iran, Islamic Republic of
سلام .بله اکثرا این مشکلات دارند.من تپش قلب دارم و گاهی فشارم بالا میره.پاهام میلرزه و ......
دارو هم مصرف میکردم.ولی با کمک پزشکم گذاشتم کنار.خودم خواستم و الان نسبت به قبل که دارو مصرف میکردم حالم بهتره.چون دیگه نمیترسم.روانکاو هم خیلی به من کمک کرد.
نجمه بنایی
Iran, Islamic Republic of
با سلام
بیمار ما حدود 1 ماه است که احساس میکند که او را در یک قوطی کبریت زندانی کردن احساس میکند که در یک چاه هست و رویش پوشیده است و دم شدیدی دارد واحساس میکند و دوست دارد که فریاد بکشد از ترس اجازه نمیدهد که دیگران بخوابند .ایا این علایم از بیماری پانیک میباشد؟؟؟ممنون میشوم که جواب بدهید
سعید
Iran, Islamic Republic of
ممنون
میشه بپرسم روانکاو منظورتون همون روانپزشکه؟
شادی
Iran, Islamic Republic of
چقد بد کامنتای من چرا تایید نمیشه
سعید
Iran, Islamic Republic of
بله شادی خانوم یک هفته تمام بیمارستان بودم میگن هیچیم نیست رفتم دکتر اعصاب گفت پانیکه سرترالین و زاناکس داد. سرترالین خوردم معدمو داغون کرد دیگه نمیخورم...
میخام بدون دارو باهاش بجنگم
نمیدونم چی میشه...
دعام کنیددددد..
شادی
Iran, Islamic Republic of
ایشاله که بتونین بدون دارو بچنگین باهاش البته میشه باهاش بازیم کرد ههه.
سعید
Iran, Islamic Republic of
اگه کسی تونسته تو مسیر درمانش موفق باشه خواهشااااا بهم بگه
این ایمیلم saeed.saburi@yahoo.com
سعید
Iran, Islamic Republic of
سلام
من خوب شدم... و واقعا بخاطر نجاتم ازین رنج روحی دستان روانپزشکم رو میبوسم... عاشقشم.
هرایر
Netherlands
من بالای 15 سال این یماری رو دارم یه چند سالی راحت بودم ولی دوباره به سراغم اومد سردی دست لرز خفگی فشار بالا ترس از دست دادن زندگی ولی 15 سال گذشت و هنوز زنده هستم روش های درمانی با پزشک روانشناس خوبه ولی امکان برگشت بیماری باز هست به نظر من بهترین روش این هستش که با کسی که این مشکل رو دراه و درک می کنه هم صحبت بشین
علی
Iran, Islamic Republic of
خواهشا این متنو تا آخر بخونید لطفا
سلام بچه ها من اولین بار توی 1393/1/5 دچار حمله شدم. ماریجونا کشیدم بعد یهو اول فکر کردم اوور دوز کردم تا بردنم دکتر آمپول اعصاب زدن بهم تا آروم شدم. خیلی بعد بود تا دم مرگ رسیدم.وحشناک بود واقعا ترسیدم بعد هر شب حالم بعد میشد فشار خون بالا استرس ومور مور شدن صورت و دستام....تمام علائمی که میدونید همه جور دکتری رفتم ...اولش خیلی بد بود فکر میکردم بعد از این بیماری ,بیماری های دیگه رو میگیرم.یه ماه توهم ام اس داشتم که الان میگیرم چون بیحال شده بودم و بدنم مور مور میشد ...برای من خیلی سخت بود چون عادت به مشروب خوردن و سیگار کشیدن داشتم. 10سال سیگار کشیدم روزی دوتا پاکت میکشیدم ولی از وقتی مریض شدم دیگه نمیتونستم بکشم حالا هم این بیماری داشت اذیتم میکرد هم ترک سیگار.منی که هر شب مهمونی میرفتم توی عشق و حال بودم رئیس یه شرکت بودم کلی کارمند داشتم داشت نابودم میکرد. من 24 سالم بیشتر نیست و به نظر خیلی ها توی کارم و زندگیم خیلی موفق بودم .حالا چرا من؟؟ من به همه امید میدام واسه زندگی کردن حالا چرا واسه من باید این اتفاق بیوفته؟؟ در عرض یک ماه همه چیمو از دست دادم .کل شرکت از هم پاشید..بدهی پشت بدهی..دیگه هیچی واسم نموده بود جز بدبختی ...مریضی از یه طرف از طرف دیگه بدهی ها که بالای 100میلیون تومن میشه و از طرف دیگه که نمیتونستم تفریحی انجام بدم ...این یعنی نابودی ...فکر خودکشی به سرم زده بوده گفتم یه بار تمومش کنم راحت شم من حتی پانیکم نداشتم بقیه شرایط واسم خیلی سخت بود ولی .... یه لحظه برگشتم عقب به کارایی که کردم نگاه کردم من ادم بدی بودم حداقل خیلی توی تفریح افراطی بودم از هیچ چیزی واسه اینکه بهم خوش بگذره دریغ نمیکردم ولی بین تمام این کارام یه سری اتفاق خوب هم دیدم ..دیدم که چطوری به پدر و مادرم کمک کردم دیدم به خیلی ها که نیاز مالی دارن کمک کردم دیدم که یه شرکت داشتم خیلی نون میبردن خونشون و دیدم چقدر لبخند روی صورت اطرافیانم آوردم (میگن خیلی دلقکم !!!!)و چند تا کار دیگه ...دیدم این پانیک یه تلنگر میتونه باشه که یادمون بیاد که کجا وایسادیم...همه قراره بیمیرن پس بهتر نیست با خوبی از این دنیا بریم ؟ من اصلا مذهبی نیستم ولی سعیم این بوده که خوبی کنم در حد ممکن به دیگران کمک کنم ... همه میدونن که این بیماری توش مرگ نداره و یه جور اختلال روانی است که میشه با ورزش و فکر مثبت درستش کرد...همه ادمایی که زنده موندن کاری واسه انجام دادن دارن پس سعی کنید از لاک خودتون بیرون بیاید میدونم سخته میدونم خیلی خیلی سخته ولی من به یه چیز اعتقاد دارم اونم اگر یکی یه کاریو انجام داده منم میتونم اونو انجام بده...پس سعی کنید .... امید امید امید میتونه هممونو نجات بده ... یه هدف واسه خودتون درست کنید یه هدف که ارزش داشته باشه ادم واسش با این پانیک بجنگه تا روزی که درمان قطعی واسش پیداشه ...من یه هدف واسه خودم درست کردم که روی این بیماری تحقیق کنم و واسش درمان پیدا کنم (نگید خولم شدماااااا !!!!) ولی این هدف منه هرکسی هم خواست میتونه بهم کمک بده عالی میشه من دکتر نیستم ولی دارم کتاب پزشکی های مربوطه را میخونم پس بیاید دست به دست هم دهیم و به مهر میهن خود را کنیم آباد (ربطی نداشت گفتم جمله باحالیه بگم !!!)
مرسی از همتون علی
سعید
Romania
به خاطر متن قشنگت ممنون
روحیه بخش بود...
فقط الان چی حالتون خوب شده؟
از دارو هم استفاده کردید موثر بود؟
علی
Iran, Islamic Republic of
سلام خواهش میکنم...اره یه دوره سیتالپرام خوردم بهتر شدم ولی وابستگی به دارو خوب نیست بیشتر با ورزش و تزریق شدید فکر مثبت جلوشو گرفتم اگه حمله ام بوده نهایت 20 تا 1 دقیقه بیشتر طول نمیکشه چون سریع خودم سعی مکینم جولوشو بگیرم ...همچیه به فکر بستگی داره ...اگه ادم خودشو سرگرم کار و ورزش کنه کلی از مشکلاتش حل میشه منم همین کارو کردم اولش سخت بود ولی الان خداروشکر جسابی راضیم و خیلی از مشکلاتم حل شده...راستی دوست من شما رومانی هستید اونجا هم درمانی نداره واسش؟ از چه روشی استفاده مکنن؟
سعید
Iran, Islamic Republic of
نه من رومانی نیستم علی اقا نمیدونم این پرچم از کجا اومده..
میخام ورزش کنم اما نمیشه .درد قلبم نمیذاره
شما چه جوری ورزش میکنید؟درد سینه هم داشتید؟
علی
Iran, Islamic Republic of
سلام شاید وی پی ان داری که پرچم رومتنی رو نشون میده...من یکم درد دارم روی قفسه و یکم قلبم ولی چون نوار قلب و اکو که رفتم سالم بود ...دیدم مشکلی نیست که ورزش کنم اولش یکم پیاده روی کردم البته از روزی نیم ساعت شروع کردم یواش یواش زیادش کردم....البته سعی کن کاملا برای ورزش بری نه اینکه بخوای بری چیزی بخری پیاده بری..به نیت ورزش برو ...با لباس ورزشی برو ... سعی کن با کسی بری چون ورزش دست جمعی خیلی بهتره ...البته منم یه روزایی تنها میرم ولی میرم ..میرم پارک لاله یکم راه میرم بعدش میدوم ...استخر هم خیلی خوبه واقعا این این دویدن و اسختر منو نجات داد خیلی تاثیر داره ...البته یه این کارو اگر واست ضرر نداره انجام بده یه دکتر برو یه اکو و تست ورزش بدی کل مشکلات اگر چیزی باشه در میاد. شما چند وقته که پانیک دارید؟ قرص میخورید؟ شرایطتون الان چه جوریه ؟ هر چند وقت یه بار حمله دارید؟
سعید
Romania
من حدوده 2 ماهه پانیک دارم.خیلی اذیت میکنه ولی سعی میکنم خودمو بزنم بیخیالی.
ممنون که تجربیاتتو گفتی خیلی روحیه بخش بود.
قرص سرترالین بهم داده ولی موندم تو برزخه اینکه بخورم یا نه...
نظر شما چیه؟
علی
Iran, Islamic Republic of
سعید جان من دکتر نیستم که نظر بدم ..ولی شماره دکتری که رفتمو پیدا میکنم واست میذارم سمت امیرآباده...من سیتالپرام 20 خوردم خدایی از موقعی که خوردم دیگه مریضیم رفت...یه سری تحقیق کردم که این بیماری با این که سخترین بیماری روحی است ولی درمان پذیرترین بیماری توی اعصاب و روان است...منم یکی دوماه اول خیلی اذیت شدم میفهمم چی میگی همین که میگی میزنم به بیخیالی خیلی از من جلوتری چون من همش فازه ام اس و دیونه شدن داشتم....خیلی خوبه اینطوری هستی ...یواش یواش علایم کم میشه دیگه میمونه بعصی وقتا که میاد و میره...حالا میمونه اینکه قرص بخوری یا نه ؟ واسه همه این تابوی قرص اعصاب هست که بخورم یا نه ؟ من شماره دکترم و پیدا میکنم واست میذارم پیش اونم برو ببین اون چی میگه(چون آدرسشو دارم فقط ولی پیداش میکنم سمت امیرآباده) ...تونستی بری ورزش؟؟
سعید
Iran, Islamic Republic of
سلام
ممنون که جواب دادی
ورزش رو راستش نه نتونستم برم
امیر اباد کجاست؟ تهرانه؟اخه ما ساکن قزوینیم.تلفنیم جواب میدن علی آقا؟
علی
Iran, Islamic Republic of
سلام اره تهرانه...تلفنی که فکر نکنم ولی شنبه دارم میرم پیشش ازش میپرسم اگه گفت اره شمارش و واست میفرستم....ورزش و سعی کن بری با 20 دقیقه قدم زدن شروع کن...خدایی خیلی تاثیر داره...مگه مشکل قلبی داری که نمیری؟ چرا نرفتی؟
سعید
Romania
تا قبل از این بیماری که نه ولی الان درد سینه و قلب دارم.دکترم میگه چیزی نیست.از ورزش رفتن ترس دارم.
بابت پرسیدنم ممنون...
شادی
Iran, Islamic Republic of
اقا علی بلاخره شما یه چی مصرف کردی اینجوری شدی دیگه ولی وقتی کاری نکنی علایمو داشته باشی سخت تره.
بابك
Iran, Islamic Republic of
دقيقا...
اين سايت اينش خوبه كه آدم همه ترسهاي خودش رو همه علايم خودش رو ميتونه اينجا ببينه...
در مورد هدف كه يافتن راه حل گقتي بايد بگم كه من 8 ماه تحقيق كردم و 200-300 تا مقاله خوندم.
كافين دشمن درجه 1 اين بيماريه ؛ غذاهاي با مزاج سرد خيلي تشديد ميكنن... ( بادمجان , عدس و دوغ و ماست و ترشي و ... )
استفاده از مكملهاي ويتامين ب و قرص آهن خيلي تاثير مثبتي داره.
مشروبات اكلي تشديد ميكنن.
الي
Iran, Islamic Republic of
منم چند ماه پيش بود كه از صبح جز ي كافي چيزي نخورده بودم شبش ماريجوانا مصرف كردم و بعد ي ربع حس كردم قلبم خيلي شديد زد
بعد يهو ضربان قلبم ميرفت همينجور بالا وحس كردم دارم خفه ميشم بالباس رفتم زير دوش اما نفسم بالانميومد پنجره رو باز ميكردم اصلا ديوونه شده بودم از اين اتاق به اون اتاق ميرفتم
مرگ رو واقعا جلوي چشمم ديدم و بردنم بيمارستان نوار قلب گرفتن و ضربانم ١٥٠ شده بود خلاصه با ارام بخش خوب شدم
دفعه بعد شب چهارشمبه سوري از ترافيك شديد تونل نيايش اينجوري شدم و ي عالمه اتفاق افتاد
خلاصه اينكه امشب باز داشتم اينجوري ميشدم هي با خودم تلقين مثبت كردم از ظهر تنگي نفس داشتم رفتم پياده روي اما خوب نشدم تا اينكه تصفه شب رفتم دكتر و گفتن پانيك داري الان خيلي نظرات رو خوندم انرژي منفي هم نميدم اما از تنگي نفس نميتونم ي لحظه ام بخوابم نميدونم چيكار كنم😞😞
مهران
Iran, Islamic Republic of
سلام .تو باشگاه رو تردمیل بودم که این اتفاق براام افتاد...12روزه هر دقیقه بدون وقفه حالم بده واین علائمو دارم ...آیا همیشه همینطوریه یا بهتر میشه....لطفا تفاوت روزای اولتون با الانو بگین....
سعید
Romania
نه عزیزم همینجوری نمیمونه... روز به روز میتونی بهتر بشی...فقط خوش بین باشو امیدد داشته باش
...
Romania
علایمتون چیه؟ دکتر رفتید؟
علی
Iran, Islamic Republic of
سلام ...منم یه ماه هر روز حالم بد همش توی بیمارستان و اورژانس بودم چون فشارم میرفت بالا میترسیدم سکته کنم...ولی یه بار دیگه خسته شدم دیگه نرفتم از اون موقع 6 7 ماه میگذره دیگه نرفتم دکتر ....ببین باید یاد بگیری خودت کنترلش کنی...اولین چیز اینه که بدونی هیچ خطری واست نداره فقط یکم اذیت میکنه .... حالتم روز به روز بهتر میشه ....چند تا چیز بهت بگم زیاد بهش فکر نکن..سعی کن فراموش کنی گفتی ورزش مییری سعی کن همون ورزش و ادامه بدی ولی باشگاهتو عوض کن چون گفتی توی باشگاه این اتفاق افتاد واست اگه بری اونجا همش به فکر اون روز میوفتی.
شادی
Iran, Islamic Republic of
روز اول چون براتون اولین باره شوکه میشین روزای دیگم تغییر نمیکنه فقط بهش عادت میکنین همین عادته که فکر میکنین از روز اول بهتر شدین.
اسی
Iran, Islamic Republic of
سلام روزای اول خیلی بده که گذروندی خدا رو شکر کم کم بهتر میشی به امید خدا منم دچارشم اما خوب میشی واسه منم دعا کن عید عروسیمه
اکبر
Iran, Islamic Republic of
سلام، من چندروزپیش دچارحمله شدم،ضربان قلبم رفت بالا،وسرم گیج رفت،خیلی ترسیدم،ازون روزچند باردیگه هم سراغم اومده،ولی شدیدنبوده،میخاستم بپرسم،احتمال اینکه ازحمله اول شدیدتربشه هم،هست،حمله،اول چندثانیه بیشترطول نکشید،ولی ازوقتی فهمیدم پانیک هست،ازش نمیترسم،واسه همین وقتی میگیره،شکرخدا،اذیتم نمیکنه،به نظرتون شدیدهم میشه؟
شادی
Iran, Islamic Republic of
اول باید ببینین واسه چی اینجوری شدین از چیزی عصبانی شدین یا خاطره یه چیزی اذیتتون کرده هر استرسیو و یا ناراحتی رو نمیشه اسمشو پانیک گذاشت که
شادی
Iran, Islamic Republic of
نمیخوام حرف ناامیدی بزنما ولی خب این حقیقته دیگه میبینی تو نظرات نوشته مثلا چند ساله این علایمو دارم ولی نمردم . فقط نمردنه مگه با این دردا و این ترس مردن که اسمش زندگی نمیشه. بلاخره یهو اتفاق میفته دیگه
سعید
Romania
از دست شما شادی خانوم......
بیا خوب نگاه کنیم م م م م....
شادی
Iran, Islamic Republic of
نگاه کنیم چیو
سعید
Iran, Islamic Republic of
به دنیا به زندگی به این بیماری...
مگه نمیخواید خوب شید.خوب راه حلش اینه که دیدتونو مثبت کنید
شاید به قول شما خیلیا خیلی وقته درگیر این بیمارین ولی از اون ورم خیلیا نوشتن که 6 ماهه خوبه خوب شدن.مام میتونیم جزء اینا باشیم..
شادی
Iran, Islamic Republic of
بعله ولی نقطه ضعف این بیماری اینکه درست همون نگرش مثبته رو ازت میگیره. مگر شرایط و خوانواده و خوده شخص همه این عوامل کمک کنند که خوب شه.
سعید
Romania
درسته قبول دارم ولی آدم با امید زندست
منم نه شرایطشو دارم نه خونوادم...
ولی هنوز به خدا امید دارم..
ان شاء .. همه چی درست میشه.سخت نگیرید
شادی
Iran, Islamic Republic of
ایشاله...
شادی
Iran, Islamic Republic of
خوردنه پتاسیم فک کنم خوب باشه بچها علایمو تخفیف میده .
بابك
Iran, Islamic Republic of
خوردن ويتامين هاي گروه B و قرص آهن خيلي تاثير داره...
نخوردن غذاهايي كه مزاج سرد دارن هم خيلي مفيده مثلا نخوردن بادمجون , عدس , دوغ و ماست و يا نوشيدني هاي كافيين دار مثل نوشابه و قهوه و رد بول و .... شكلات و اينجور چيزا
زهرا
Iran, Islamic Republic of
من یه 3ماهی میشه تحت استرس و اضطاب شدیدی بودم و بعضی اوقات یهو تپش قلب تنگی نفس تموم بدنم داغ وسرد میشد حالت تهوع وای اگه بدونید چه حالی میشم والان یه ماهه قشنگ سرما خوردم و گوشام کیپ شده وسرفه دارم بعضی اوقات سردرد واقعا نمیدونم چمه دکترم چند بار رفتم خدایا تورو بحق علی اصضر امام حسین همه مریضا شفا پیدا کنن
شادی
Iran, Islamic Republic of
زهرا جان شاید سینوزیتته که باعث تشدید علایمت میشه.
زهرا
Iran, Islamic Republic of
اره فک کنم سینوزیت هم باشه چون دکتر گفت از صدات معلومه البته حملات هراسو احساس میکنم خیلی وقته دارم
شادی
United States
اها پس همونه داروهاتم مصرف کن هراسم که میبینی چیز خاصی نیست نگران نباش دیگه فراگیر شده فقط خونسرد باش اگه دیگه خیلی برات سخته برو پیش روانشناس خوب
زهرا
Iran, Islamic Republic of
حالا نمیدونم این علائمم از تنیدگی (فشار روانیه ) یا اختلال دلهره یا فوبیا یا پانیک توروخدا کمکم کنید
دکترم فلوکستین 10 و الپرالازوام و sandoz500داد توروخدا کمک کنید
سعید
Romania
شما هم علایم مارو دارید فکر میکنم پانیک باشه.منم 2 ماهه این بیماریو دارم و چیزی که تو این مدت فهمیدم اینه که باید باهاش جنگید.نباید بذارید شکستتون بده. محکم باشید...
امیدوارم دعاتون برآورده شه.منم دعا کنید..
رعنا
Iran, Islamic Republic of
زهرا جون مهمتر از همه اینه که نترسی تو هنوز مطمعن نیستی پانیک دای یا نه انگار برو دکتر روانپزشک مطمهن شی ...اگرم داشته باشی بهترین راه اینه که وقتی ترس بهت دست میده یا فکرای اشفته بیخیال فکرا شی و خودتو سرگرم کنی من خودم وقتی چای نخورم بهترم چای هم کم بخور وسعی کن تو جمع دوستات باشی و خانواده که باهاشون صمیمی هستی وامیدوار باش امید از خداست
سعید
Iran, Islamic Republic of
من پانیک شدید داشتم و با مراجعه به روانپزشک خوب شدم... توصیه میکنم دوستان حتما به روانپزشک مراجعه کنند تا از این عذاب روحی نجات پیدا کنند... قرص هایی که به من داده شد: سیتالوپرام، داکسپین، پرفنازین، ولبان (بوپرپیون)
شادی
Iran, Islamic Republic of
خوشحالم که خوب شدین اقا سعید با اجازه به حرفاتون اضافه کنم که مراجعه کنین پیش روانشناس یا روانپزشک خوب و مجرب و گرنه اگه بد باشه حالتون بد تر میشه.
سعید
Iran, Islamic Republic of
چه خوب خدارو شکر..
خدا خیرتون بده اگه میشه مارو هم راهنمایی کنید.علایمتون چی بود؟چه جوری خوب شدید فقط با مصرف داروها یا روانشناسم رفتید؟ طول درمان چقد طول میکشه؟
الان کاملا سلامتیتونو بدست اوردید؟...
رضا
Iran, Islamic Republic of
من يه بيمار پانيكي بودم و شايد باشم ولي دو سالي ميشه كه سراغم نيومده چون خودم باهاش مبارزه كردم.
چند ماهي هم ميشه قرصانو كاملا قطع كردم و خبري نيست،شما بايد به خودت ايمان بدي كه هيچ اتفاقي قرار نيست بيافته.
بازم خوشحال ميشم تجربياتمو در اختيارتون بزارم😍
شب بو
Iran, Islamic Republic of
منم چند سال پیش دچار پانیک شدم
حملاتی بهم دست میداد که نمیتونم توصیفش کنم
ضربان قلب بالا تنگی نفس شدید درد قفسه سینه هر لحظه فکر میکردم دارم خفه میشم و میمیرم تا اینکه رفتم دکتر و بهتر شدم ولی باز الان چند روزی هست دچارش شدم

خیلی سخته خیلی
الهام
United States
سلام دوستان
من امشب بعد یه مشاجره با همسرم خیلی گریه کردم که یه دفعه حالت تنگی نفس شدید ،سرد شدن پوست صورت وبدنم ویه حالت خواب رفتگی تو کل بدنم بهم دست داد تو سرم هم احساس مور مور شدن داشتم دست راستم هم تقریبا فلج شد.فکر کردم دارم میمیرم یه قلپ آبی هم که بهم دادن بالا آوردم تا یک ساعت بعدش هم نفسم در نمیومد الانم سرم سنگینه درد نمیکنه اما یه جوریه فکر کردم سکته کردم تو گوگل علائم رو سرچ کردم تا رسیدم به این سایت کامنت هارو خوندم به نظرتون این علائم پانیک هست
خیلی ترسیدم آخه یه پسر 17 ماهه دارم
32 سالم هست
شادی
United States
الهام جان فشار عصبی زیادی تحمل کردی که به دنبالش این علایمو داره که احتمالا همون پانیکه چیز خاصی نیس نگران نباش
شادی
United States
جسم سالم از ذهنی سالم می اید مثبت بیاندیشید و به دیگران انرزی مثبت بدهید...
Iran, Islamic Republic of
شادي خانوم شما خوب شديد اگه پياما ميخونيد جواب بديد
بابك
Iran, Islamic Republic of
سلام نخير اينهايي كه شما گفتي علايم پانيك نسبت ؛ نترس , همين اتفاق براي همسر منم اتفاق افتاد ؛ بعد يه مشاجره خيلي بد يهو شروع كرد بدنش به بي حس شدن و حالاتي كه شما گفتي رو داشت ؛ رفتيم دكتر آرامبخش داد و يه سرم وصل كردن و درست شد چند روز بعد هم علايمش كامل ميره ؛ خيالت راحت...
علتش فشار عصبي زياديه كه به شما وارد شده...
بابك
Iran, Islamic Republic of
با سلام
داستان من :
دقيقا روز آول فروردين اولين حمله اتفاق افتاد و داستان شروع شد...
علايمي به اين شكل بود كه مثلا يه مدتي اضطراب زيادي داشتم ؛ به مدت افسرده شدم , به مدت دست و پام گز گر ميكرد ؛ يه مدت احساس گرفتگي تو گلو داشتم ( گلوبوس ) به مدت سر گيجه ؛ يه مدت بد خوابي ؛ به مدت كابوس ؛ احساس خارج شدن روح ار بدن ؛ ترشح شدن مايع تو مغز و افزايش ضربان قلب تا جايي كه رو صندلي كه نشسته بودم احساس ميكردم تكونم ميده...
كارايي كه انجان دادم بعد از اولين حمله :
اولين بار فكر كردم علايم غلظت خونه پا شدن رفتم بيمارستان با كلي اصرار نيم ليتر خون دادم ؛ دو هفته بعد رفتم حجامت ؛ 3 با چك آپ ؛ حداقل 10 بار دكتر عمومي , دكتر گوش و حلق و بيني , دكتر طب سنتي ؛ خوندن حداقل 200-300 مقاله در مورد طب سنتي و اضطراب و افسردگي تو اينترنت...
ولي هر موقع يه چيزي بهتر ميشد يه جاي ديگه بدتر ميشد ؛ هر سري به جاي بدن قاطي ميكرد...
دقيقا بعضي از دوستان تو كامنتها نوشته بودن در دسترس بودن مراكز درماني خيلي حس خوبي به آدم ميده ؛ دفترچه بيمه هميشه همراهمه ؛ چند روز تعطيلي كه ميشه و دكترا تعطيل ميشن حس خوبي ندارم ؛ هر سري ميرم دكتر حس خوبي دارم...

خلاصه همه اون علايمي كه بالا گفتين رو دارم ؛ فرق داستان اينه كه من 6 روز بعد از اولين خمله فهميدم كه پانيك دارم ؛ ولي سر لجبازي و ديد بد نسبت به دارو درماني و روان پزشك سعي كردم علت علايم خودم رو جور ديگه اي تعريف كنم ؛ مثلا كمبود ويتامين ؛ كمبود آهن ؛ افزايش صفر در بدن ؛ افزايش سودا در بدن...
رژيم غذايي رو كلا به هم زدم ؛ 8 كيلو لاغر شدم ؛ هيچي نيمخوردم و همش ميگفتم اين صفرا زاست ؛ اين سودا زاست...
ولي بعد از 4 ماه تصميم گرفتم برم روانپزشك و رفتم و دقيقا هم تشخيص پانيك داد ولي بازهم لجبازي كردم و گفتن اشتباه تشخصي داده و قرص هارو نخوردم...
الان كه دارم مينويسم 8 ماه و 19 روزه اين مرض لعنتي رو دارم تحمل ميكننم.
آخرين دكترم كه رفتم مغز و اعصاب بود...
ولي ميخوام قرص ها رو شروع كنم...
ورزش رو دوباره شروع كنم.
سيگار رو ترك كنم...
هدفم از نوشتن اين كامنت تخيله خودم بود و اينكه بقيه هم ببينين كه علايمي همه مشابه و تقريبا تو يه مايه هاس...
اميدوارم خدا همه بيماران رو شفا بده ما هم جزو اونا...
سپیده
Iran, Islamic Republic of
من یه مدت تحت استرس شدید بودم در واقع بدترینو طولانی ترین استرس عمرم بود .. حالا چند ماه میگذره از اون قضیه ... بعضی از شبا که بیدارم یهو سرم خواب میره . شروع به لرزش میکنم نفس بند میاد . سرگیجه میگیرم کف دستام مدام داغ میشه دقیقا انگار حس میکنم مغز ندارم .. خیلی بده خیلیم برام پیش میاد این اتفاق ... تا یه قزص زاناکس باید بخورم تا اروم بشم. :-( :-S
mehdi
United States
با سلام خدمت تمام بچه هایی که دچار این بیماری شدند.من 20 سالمه میخوام بهتون بگم منم مثل شما هستم.بهترین راه دفع پانیک دلخوشیه و نمازه تا میتونید به خودتون این حس رو وارد کنید اصلا هم به گذشته فکر نکنید.اینده نگر باشید
سعید
Iran, Islamic Republic of
خدای مهربان..خواندمت پاسخم دادی.به تو تکیه کردم نجاتم دادی.به تو پناه آوردم کفایتم کردی.خدای من! چگونه ناامید باشم در حالی که تو امید منی...(بخش از مناجات امام حسین ع با خدا در عرفه)
سهراب اشتباه میکرد.باید نوشت تا خدا هست زندگی بایدکرد...
پس الهی به امید تو...
شادی
Iran, Islamic Republic of
بچه ها قرص جوشان منیزیمم خوبه
شادی
United Kingdom
ای خدا بازم این روزا حالم بده ایشاله که شما ها خوب باشین.
سعید
Iran, Islamic Republic of
منم 2 شب پیش دوباره حمله بهم دست داد
خیلی بددد..
هنوز تنگیه نفس و درده قلب دارم..
خدایا خودت کمکون کن ..
شادی
Iran, Islamic Republic of
به خدا توکل کن و نترس بهامید بهبودی
مهرزاد
Iran, Islamic Republic of
دوستان.. سلام..من 4 ساله که متوجه این بیماری شدم... اگه بشه اسمشو گذاشت بیماری.. تو این چند ساله.. من بیشتر از 70 تا دکتر رفتم.. آخه میدونید..بدی این بیماری از اونجایی شروع میشه که وسواس فکر هم قاطیش بشه.. اولا که فکر میکردم بیماری قلبی دارم و میمیرم.. آزمایش . نوار قلب . از این دکتر به اون دکتر. روانکاو.. و... فهمیدم که پنیک دارم.. دارو درمانی شروع شد.. اما من همون آدم بودم..
اولا فکر میکردم ام اس دارم.. چون یه ضعف و خستگی شدیدی تو بدنم احساس میکردم..
همش فکر میکردم یه بیماری خطر ناک دارم که ممکنه منو بکشه.. پیش دکترم رفتم و قرصامو زیاد کرد.. فکر کردم کامل خوب شدم و نصف ، نصف قرصامو کم کردم.. تا همین یک ماهه پیش که درگیر افتتاح دفتر کارم بودم..استرس و اضطرابم انقدری شدید بود که حتی اگه انگشته دستامو نگاه میکردید ترس برتون میداشت که من خون خوارم.. مدام ناخن و پوست اطراف ناخن هامو میخوردم.. تا یک هفته پیش که 6 کلیو در عرض یک ماه کم کردم..
مثه همیشه اومدم تو اینترنت و سرچ کردم { کاهش وزن ناگهانی } برخوردم به دلایلش که یکیش استرس و اضطراب بود و دومی سرطان..
دوباره روز از نو روزی از نو.. من سرطان دارم.. سرطان معده دارم
و جالب اینجاست از وقتی که علائم سرطان رو خوندم یکی یکی علائم هاش برام پیش اومد..
دوستان پانیک بیماری نیست.. پانیک فکر ماست.. پانیک خود ما هستیم.. ما حتی اگر فکر کنیم فلج هستیم سیستم عصبی ما قدرت این رو داره که مارو فلج نشون بده.. { دکتر روان کاو من میگفت من یه بیمار داشتم که آناتومی چشمش سالم بود ، اما نمیدید..} پس تنها کسی که میتونی پانیک رو از ما دور کنه خود ما هستیم... یادمون باشه با تلقین کردن غولی رو واسه خودمون نسازیم که خودمونم نتونیم بشکنیمش..
شادی
Iran, Islamic Republic of
اره واقعا تلقین خیلی بده
زهرا
Iran, Islamic Republic of
الانم چند روزه معدم قاطی کرده
اه اینن حالتا حال ادمو میگیرن
شادی
Iran, Islamic Republic of
منم دیشب احساس سوزش داشتم قلبم ضعیف بود احساس ضعف اینا داشت انگار روحم داشت جدا میشد موقع خواب هی چضشام باز میشد دوباره بسته خیلی بد بود کسید علایمو منو داشته تو رو خدا بگه؟
سعید
Iran, Islamic Republic of
من تمام این علایمو دارممم..
مخصوصا تنگیه نفس و درد قلبب
شادی
Canada
من که تنگی نفس بدجور کلافم کرده بود دارو گیاهی خوردم بهتر شدم
سعید
Iran, Islamic Republic of
خوشحالم حالتون بهتره..
شادی
Canada
مرسی ایشاله حال شما هم بهتر میشه
Iran, Islamic Republic of
سلام ببخشین میشه اسم دارو گیاهی رو بگین شادی جون اخه منم فقط تنگی نفس میگیرم
زهرا
Iran, Islamic Republic of
فک میکنم همه چی زیر سر خودمونه جوش زدن های الکی اضطراباب الکی رفتن تورابطه های بیخود
و االکی
از این به بهد سعی می کنم و سعی کنید عصبی نشید و جوش نزنید و تا ازیکی مطمئن نشدین بهش وابسته نشین
شادی
Iran, Islamic Republic of
زهرا جان متاسفانه این روزا مطمان شدنم ی ریسک چون خیلی از دخترا به خیال خودشون مطمانن و بازیگرای خوبیم تو جامعه هستن اینا دست به دست هم میده تا ی عده تجربه خوبی کسب نکنن.
شادی
Iran, Islamic Republic of
هی من یه چی یادم میاد دوس دارم در میون بزارم (;از نظر روانشناسی و هر علم دیگه ای بخوای نگاه کنی نگاه مثبت و اعتماد به نفس به خودتون داشته باشین چرا خیلیا فک میکنن وارد یه رابطه شدن باید فوری خودشونو وابسته کنن به خودتون مسلط باشین و بگین من مستقلم چه بدون اون شخص چه با اون شخص و بگین مگه قبل اون چطوری نفس میکشیدمو زندگی میکردم پس الانم میشه چیزی از دست نرفته یه چیزی م تازه به دست اومده به اسم تجربه و با اون دید زندگی خوبی نسبت به مسایل عاطفی خواهین داشت
یاور یه پرستار
United States
من خودم یه پرستارم و حدود سه ماهی هست این سرطان روح به سراغم اموده قبلن دلقک ترین ادم روی کره زمین بودم ولی بعد از اون که عشقم منو ترک کرد دچار این بیماری شدم ولی خودم راه درمانشو می دونم یه خواب بعداظهری می تونه مفید باشه اما با این مسخ واقعیت نمی شه کاری کرد حتی با داروی ضد افسردگی همه می گن تغیر کردی باور کنید دوس دارم بخندم ولی بزور هم نمی شه شکمم درد می گیره این بیماری صد سال پیرترم کرده کاش زودتر بمیرم
شادی
Iran, Islamic Republic of
خب واسه کسی که وابسته شدین چند ماه تا یک سال تموم میشه معمولا دیگه تا یک سال به زندگی عادیتون بر میگردین پس اگه واسه شکست که اسمشو شکستم نمیشه گذاشت چون چیزی نیست دچار پانیک میشین نگران نباششین عادیه اصلا طبیعیه میگذره ولی اگه ادامه پیدا کنه یه مساله دیگست
سعید
Iran, Islamic Republic of
نمیشه شادی خانوم
نمیشه فراموشش کرد
رفتم سراغ عشق قدیمیم که مثلا ارامش بگیرم
ولی بدتر نابودم کرددد
حالم خیلی بده
از کار اخراج شدم
ای خداااا...دیگه نمیتونمم..
شادی
Iran, Islamic Republic of
برگشتن به شرایط قبلی تو این مسایل اشتباهه برا همون پروسه طی نمیشه. بعدشم من متوجه نمیشم عشق قدیمی اگه کسی با ادم نمونه اسمشو میزاره عشق نمیدونم مقصر کیه حالا.
شادی
Iran, Islamic Republic of
معمولا پانیک از مرگ میترسن باور یه پرستار فک کنم علایمه افسردگیه که اینجوری میشی
سارا
United States
سلام
منم 3 سال پانیک گرفتم بدتر از همه اینه که زود از کوره در میرم زود عصبی میشم وقتی عصبی میشم انگار میخوام منفجر شم فشار روحی زیادی بهم وارد میشه همش میترسم بمیرم
بچه ها کمک کنید به زندگی عادی برگردم نامزدم چون پانیک دارم گفته طلاق:-(
بگید شمام مثل من زود عصبی میشید؟

-----------------
ميگنا : دوستان دقت نماييد ، تشخيص پنيك با روانپزشك و روان شناس هست . لطفا با برچسب زدن به خود و ديگران موجبات آزار روحي و تضعيف روحيه سايرين را فراهم ننماييد . همچنين دوستان از درج شماره تلفن و ايميل و يا سايت و وبلاگ هاي متفرقه خود داري نماييد لطفا . براي كمك به دوستان تهراني شماره تلفن مركز مشاوره دولتي توحيد تهران رو يادآور مي شويم : 66919607 و 66938833
در شهرستان ها هم لطفا به مركز مشاوره و خدمات روان شناختي اداره كل آموزش و پرورش استان خود كه حداقل مراكز معتبري هستند مراجعه نموده و از طريق راهنمايي آنها به پزشكان معتبر معرفي شويد . وگرنه در دام شيادان گرفتار خواهيد شد . سپاسگزاريم
شادی
Canada
سارا جان خب طلاق کسی که الان واسه این بیماری یا ناخوشیه جزییت بگه طلاق تو بقیه راه زندگی چیکار میکنه ؟ شاید علایمه پانیک نشونه ای بوده که تا نامزدتو بشناسی
زهرا
Iran, Islamic Republic of
شادی جان حرفت درسته ولی ناخوداگاه ادم وابسته میشه
ساکنان کنار دریا بعد از مدتی صدای امواج اب را نمیشنوند چقدر سخت است قصه عادت
عزیزم ادمه دیگه نااخوداگاه عصبی میشه وابسته میشه پانیک میشه و یه روز به خودش میاد میبینه وااای من دارم با خودم چیکار میکنم
شادی
Canada
زهرا جان اره وابسته شدن که شکی نیست. ولی عادت و وابستگی و نمیشه گذاشت عشق و این چیزا. ناخوداگاه ادم چطو به بودن یکی عادت میکنه به نبودن همون کسم عادت میکنه زمان همه چیزو کمرنگ تر میکنه مخصوصا این مسایل. ویه چیز که خیلی ببخشیدا ادم یه سگم داشته باشه بعد چند وقت بهش وابسته میشه پس وابسته شدن طبیعیه .
یک دوست
Iran, Islamic Republic of
سلام بچه ها من خودم یه علایمایی داشتم که خوب شدم و هر موقع میومدم اینجا و نوشته هاتونو میخوندم خیلی ناراحت میشدم که از درداتون میگفتین . دوستون دارم و از صصمیم قلب دعا میکنم خوب باشین..
سعید
Iran, Islamic Republic of
همه دلخوشیم شده این سایت.چند روزه از کار اخراج شدم اونی که دوسش داشتم دیگه نیست.این بیماریم که صبح تا شب داره روحمو سوهان میکشه .
یکی بیاد منو از این کابوس بیدار کنه.دارم تقاص چیو پس میدم.خخددااا...
zizi
United States
سلام بچه ها منم مدت 1سال و نیم میشه درگیر این بیماری لعنتی ام... خستهههههههههههه شدم دیگه خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
zizi
United States
من 1سال و نیم پیش توی خونه نشسته بوذم با دوستم یهو دیدم زیرکتفم گرفت. اول فکرکردم قلنجه بعد2دقیقه یهو مثل حالتی که خون یهو پمپاژ میکنه شدم حالت گرگرفتگی و خفگی بهم دست داد و دست جپمو نمیتونستم تکون بدم باراولم بود یه همچین حالتی بهم دست داد بلافاصله رفتم بیمارستان بهم 3تاقرص زیرزبانی داد حالم بدترشد بلافاصله رفتم دکترقلب نوارقلب و اکوانجام دادم جواب سالم بود ازفردا 100تا دکتر رفتم هرچی که فکرکنید...هرروز یه علائم داشتم درد زیرکتف،دردقفسه سینه،گزگزسر و پا ودست،سرگیجه،همه دردای دنیارو داشتم... هیچ چیزی نمیخوردم میترسیدم بمیرم توی 3ماه 11 کیلو وزن کم کردم هیچکس هیچ تشخیصی نمیداد تا خودم و شوهر هرشب توی نت میزدیم علائمو که بلاخره بعد 4ماه بعد فهمیدم پانیک دارم...حالت وحشتناکی بود دانشگاه نمیتونستم برم میرفتم ولی میترسیدم از اینکه راهش به بیمازستان دوره ... هرشب تا ساعت 4صبح 10 بار میرفتم بیمازستان و میومدم خونه این چیزا قبل تشخیص بیماریم بود...خلاصه بگم از زندگی و درس و مهمونی رفتنو تفریح کردن و همهههههه چی افتادم از همه چی میترسم تموم زندگیم شده کابوس سرمو که رو بالش میزارم خواب مبیبنم حتی اگه 5مین هم باشه هرشب و هرروز کابوس...از مرگ میترسم خیلی میترسم از مزگ عزیزام میترسم فوق العاده عصبانیم زود گریم میگیره...دکتراعصاب و روان که رفتم هرجی قزص بهم داد هیچکدومش نساخت بهم حس میکنم اضطرابم بیشتر میشه شایدم جون میترسم اینطوریه...دوس دارم فقط 1روز مثل روزای قبل مریضیم بشم...همسرم خیلی اذیت میشه اگه اون نبود تا الان زنده نبودم خیلی بهم نیرو میده ولی میبنم داره اذیت میشه و چیزی نمیگی اعصابم خراب میشه...توروخدا بگین چیکار کنم به نظز شما قرص بخورم خوب میشم؟ فقط همین که هر لحظه با این کابوس و با این حس که مرگم نزدیکه از بین بره بهتر میشم...کمک کنید...من 22سالمه دانشجو هم هستم...
شادی
Iran, Islamic Republic of
اره واقعا خوشبحالت زی زی جان که همسرت اینقد دوستت داره دیگه پانیک چرا این خودش یه انگیزس که
zizi
Romania
شادی جون حرفت درست ولی من خسته شدم انگیزم خشکیده دارم داغون میشم.نمیخوام بگم آدم مذهبیم ولی اعتقاداته خودمودارم خدا قهره باهام اصن حرفمو گوش نمیده بریدم دیگه
مری
Iran, Islamic Republic of
خیلی خوبه همسرت کنارت هست منم این مشکلو دارم
سارکل
Iran, Islamic Republic of
سلام .بله این اختلال پنیک درمان داره . یعنی تا نود درصد امکان درمانش و کنترلش هست، دکترت رو تغییر بده . ممکنه سرترالین بنویسه، که کم عارضه ترین و موثرترین داروی ضد اضطراب و افسردگی هست . خیللت راحت اینقدر درمانهای جدید میاد، الانم درمانهای جدیدی هست مثل نوروفیدبک . شوک الکتریکی به مغز یا ect ، کلی داروهای جدید هست ، ارتباطتم با خدا نزدیک کن ، هرروز سوزه یاسین بخون
Iran, Islamic Republic of
سعید چند سالته؟
سعید
Iran, Islamic Republic of
تو شناسنامه 28 .ولی این 6ماه اندازه ی 10 سال گذشته.دعاهای مادر بزرگم گرفت آخه همیشه دعام میکرد پیر شم..
شرایط زندگی حال منو اینجوری کرده وگرنه شاید میشد بهبود پیدا کرد.شما هنوز چیزای زیادی دارید برای زندگی کردن.راستش به خاطر همسرتون حسودیم میشه اگه یکی منو انقد دوست داشت حتما به خاطرش با بیماریم میجنگیدم.آرامش بگیرید تا زندگیتون رنگ آرامش بگیره.من همینقدر میدونم که هیچکی از این بیماری نمیمیره.اینو باور کنید و سعی کنید به زندگیتون برگردید...
zizi
United States
گفتم دیگه 22
سعید
Iran, Islamic Republic of
تو شناسنامه 28.ولی این 6 ماه انداره ده سال برام گذشت.دهاهای مادر بزرگم گرفت اخه همیشه دعام میکرد پیر شم.
شرایط زندگی منو به این روز انداخته وگرنه شاید میشد بهبود پیدا کرد.شما هنوز چیزای زیادی واسه زندگی کردن دارید.راستش به خاطر همسرتون بهتون حسودیم میشه اگه یکی منو انقد دوست داشت حتما به خاطش با بیماریم میجنگیدم.آرامش بگیرید تا ارامش به زندگیتون برگرده.من همینقدر میدونم که کسی از این بیماری نمیمیره.اینو باور کنید و سعی کنید به زندگیتون بزگزدید..
شادی
Iran, Islamic Republic of
بچه ها اگه ایمانتونو قوی تر کنید از مرگ کمتر میترسین درسته شاید جمله شعاری باشه از این لحاظم نه که برین فوری اگه نماز نمیخونین همه اینا رو انجام بدین از چیزای کوچیک شروع کنید با خدا حرف بزنید دعا کنید. اصلا فکر کنید فلسفه وجودیه انسان چیه با خدا حرف بزنید ارزوهاتونو بگین موقع خوابم بگین الا به ذکر اله تطمن القلوب بیشتر از داروهای ارامشبخش ارامش میده. بعضی ترسام از گناه کردنه هر گناهی اگه مرتکب شدین حالا کوچیک یا بزرگ ترکش کنید حالتون بهتر میشه مطمان باشین.
بهنوش
Iran, Islamic Republic of
بچه ها من پانیک دارم افتادگی دریچه میترالم دارم هیشکی منو نمیفهمه همه توقع دارن خوب بشم از همه چی خستم تصمیم گرفتم از خونه فرار کنم چون راهی نیست. فقط نمیدونم چه راهی:(
سعید
Iran, Islamic Republic of
مثلا اگه از خونه فرار کنید چی بدست میارید.آرامش؟ بیماریتون بهبود پیدا میکنه؟ یا..
هر وقت قلبم درد میگیره مجبورم برم یه جای خلوت سینمو فشار بدم که خونوادم سرزنشم نکنن. ماهمهمون یه جورایی عینه همیم ولی این درست نیست که واسه علاج یه چیز بد یه چیزه بدترو جایگزین کنیم..
اون بیرون هیچکی برای شما دلسوزی نخواهد کرد.عاقل باشید..
بهنوش
Iran, Islamic Republic of
اخه نه میزارن خودمو بکشم نه جایی برم وقتی همه دنیا فکر میکنن ضعیفی من چیکار کنم این همه جنگیدم اخر سر فکر میکنن این دردی نیست میدونم کسی دلش نمیسوزه همه عوضین ولی لا اقل میرم یه گوشه میمیرم. منم دلم نمیخواد بمیرم ولی شرایط منو ندارین شماها من خیلی دردا کشیدم. لا اقل یکی میاد میگه من پانیک دارم یا فلان مریضیو دارم همسرم منو دوس داره من تنها تنها حتی کسی نگام نمیکنه همه فک میکنن ضعیفم از همه دنیا و مردماش بدم میاد.
سعید
Iran, Islamic Republic of
من میگم فرار نکنید شما میگید نمیزارن خودمو بکشم...چرا فکر میکنید داغونترین زندگیه دنیارو دارید میخواید داستان زندگیه منو بشنوید تا بفهمید چقدر خوشبختید..
من آدم مومنی نیستم ولی فکر میکنم حق با زهرا خانومه.گره ی همه ی این مشکلا رو فقط خدا میتونه باز کنه..
بهنوش
Iran, Islamic Republic of
اگه شما ها هم تو یه لحظه نه درد قلبتون قشنگ بگیره جوری که انگار داری میمیری همه زندگیت جلو چشمات باشه دست و پاهاتم شل بشه بعد از اونم همش ترس که الان بگیره یا خفه شی بی حالی . به اضافه یه عالمه مشکل دیگه بدبختی نیست اینا
شادی
Iran, Islamic Republic of
بهنوش منم این علایما رو دارم. نترس بالاخره تو دنیا این همه ادم هستن مثل ما تو راه درست خودتو برو به اخر چیزی فکر نکن. یه جا نوشته بود فکر کنم دکتر انوش گفته بود یه جا تو اتاقت بنویس شد شد نشدم نشد بعد چند وقت اگه به خواستت رسیدی که رسیدی اگه نرسیدی بنویس به جهنم که نشد. کلا سعی کن با خدا حرف بزنی ارزوهاتو بگی مطمان باش جوابتو میده اگه عمر طولانی میخوای بهش بگو. نا امید نباش فردی با 17 نوع انواع سرطان سالهاس جنگیده هنوزم زندس.
شادی
Iran, Islamic Republic of
یا زنی که 30 سال سرطان داشته نمیدونسته چرا نمیدونسته چون پیگیر نبوده چون همه چی از فکر منشا میگیره چون درد داشته دکتر نرفته بود تا بهش بگه. همش تو ذهنش میگفت چیزی نیست درده دیگه ولی امان از روزی که میرفت دکترو میترسوندنش 1 ماهم دووم نمیاورد..
سعید
Iran, Islamic Republic of
بخدا همه ی اینار و که میگید منم دارم حتی شایدخیلی سخت تر از شما.تنگیه نفسم انقد شدید میشه که فکر میکنم دیگه تمومه شهادتین و میخونمو رو به قبله....ولی هنوز ناامید نشدم.منتظر یه اتفاقم. یه اتفاق یا شایدم به قول شادی خانوم یه معجزه...
شادی
Iran, Islamic Republic of
من خودم همین الان که دارم مینویسم انگار نفس اخرمه خیللللللی دارم اذیت میشم. ولی فقط دلم به خدا خوشه چون کسی نمیتونه کاری کنه دکتر اینام وسیلس مثلا تو بیمارستان این همه امکانات هس ولی بازم یکی همونجا فوت میکنه فرقی نداره بیابون باشیم یا بیمارستان مهم اینکه خدا خودش کمکمون کنه. بچه ها برا همتون دعا میکنم هر شب دعام کنید.
شادی
Iran, Islamic Republic of
مثلا یه حالتی دارم بعضی وقتا مخصوصا تازگیا انگار چرخش خونو تو قلبم احساس میکنم نمیدونم چطوری توصیفش کنم ولی تغریبا این حالتیه کدومتون مثل منین بگین؟
شادی
Iran, Islamic Republic of
شاید ارزوی کوچک تو معجز ی بزرگی فقط در دستان خدا باشد ارزو کن.
شادی
Iran, Islamic Republic of
بهنوش جان منم دارم ولی خب چی باید کرد میدونم درک این بیماریا واسه بقیه سخته ولی با فرار اینام درست نمیشه که روزگار بی رحمه
زهرا
United States
بچه ها کاش میتونستید برید به جاهایی که بهتون ارامش میده برید به طبیعت
من که نگاه کردن به دریا خیلی ارامش بم میده
و اینکه به همراه ی قرص پرانول 10 و الپرالازولام 0.5
شادی
Iran, Islamic Republic of
زهرا الپرازولام معتاد کنندس مثل تریاک میمونه اینو یکی از بهترین دکترا بهم گفت بعد چند وقت که بخوری بدنت بهش جواب نمیده و هی دوزو باید زیاد کنی
زهرا
Iran, Islamic Republic of
بهنوش منم خیلی از اینا رو که میگی داشتم و هنوزم دازم بعضیاشو قلبم درد میگرف معده درد سر درد شکم درد بی حالی
جالبه منم یه مدت تو فکر فرار بودم چون فک میکردم کسی درکم نمیکنه چون فک میکردم کسی شبیه من نیس
ولی هنوز که فرار نکردم :))))
چون نه توانائیشو دارم نه اینکه پولشوو:)) و اینکه خدا ازم دلگیر میشه
فقط و فقط خدا میتونه بهت کمک کن قران بخون ، باهاش حرف بزن
واینکه به خودش خودتو بسپار
سعید
Romania
دلم برای خنده هام تنگ شده..
واسه دلقک بازیام
واسه شوخی های بی مزم
واسه وقتی که یکی یه جک بی مزه میگفت و قاه قاه میزدم زیر خنده
این درد و به کی بگم
من دلم برای خنده هام تنگ شده...
من دلم
zizi
Romania
منم خیلی دلقک بودم خیییییییییییییلییییییییییییی هاااااااااااا منم دلم تنگ شده خیلییییییییییییییییییییی
Iran, Islamic Republic of
شما خیلی سخت میگیرید.منم مثه شمام.بخدا 80درصدش ب خوده آدم برمیگرده
شادی
Iran, Islamic Republic of
الهییی ایشاله برگردین باز به دوران اوجتون بچه ها. من که ولی از اول ساکت بودم اما شاد تنها دردم شاید یه موقع سرما خوردگی بود که گریه میکردم چرا سرما خوردم ولی الان ....
سعید
Iran, Islamic Republic of
به این شکل نه ولی حس میکنم رگای قلبم حالت پرش داره یه حالتی که نمیدونم چی بگم که توصیف بشه
تو رو خداااااااااااااااااااااااااا دعام کنیدد
این روزا اصلا حالم خوب نیست
حسین
Iran, Islamic Republic of
بنظرت این بیماری خوب شدنیه؟
ناظر
Turkey
تشکر بسیار زیاد از رهنمای شما من بعد از این که علایم های این مرض را خواندم و همه اش را در خود دیدم حالتم خوب شده است و من فهمیدم که کدام مشکل جسمی و روانی نیست فقط پانیک اتک بوده که مرا ازار میداده است.
mahdis
Iran, Islamic Republic of
سلام دوستان منم چن ماهی هس دچار این بیماری شدم همش فک میکنم دارم میمیرم و یا سکته میکنم واز روزی تحت نظر هستم بهتر شدم.شیراز پیشه دکتر فیروزمکان میرم
Mahdis
Iran, Islamic Republic of
پانیک یه بیماری نیس که کسی نتونه باهاش کنار بیادنایوگا خیلی جواب میده .
..
Iran, Islamic Republic of
کسی درباره ی هومیوپاتی چیزی میدونه؟
مریم
Iran, Islamic Republic of
سلام منظورتون از حمله چیه؟؟؟؟؟
من به خاطر ترس شدید از از دست دادن عزیزانم ترس از زلزله و تصادف و ... و‌ترس و استرس شدید بخصوص بعد زلزله اخیر کرمانشاه پیش روانشناس رفتم پیشنهاد کرد واسه داروی خواب اور و .. برم پیش روانپزشک و بعد برم پیشش واسه ادامه جلسات مشاوره. توی نامه به روانپزشک نوشته بود احتمال پانیک اولیه.
من دچار حمله خاصی نمیشه بیشتر شبا ترس شدید پیدا میکنم تا صبح گاهی از ترس خوابم نمیبره و در تمام مدت احساس بی حسی و افت فشار و کاهی لرز دارم منظورتون از حمله همینه؟؟؟ همین ترس و وحشت که خوابتون نمبره؟ یا اتفاق خاص؟؟؟ لطفا جواب بدین
Iran, Islamic Republic of
سلام .نه خیر منم پانیک دارم احساس خفگی و احساس مرگ .تاحالا چند بار تاحد قبر دیدن سرم اومده
مریم اسدی
Iran, Islamic Republic of
سلام من یه چند مدته بدنم میلرزه قفسه ی سینم در میگره حالت تهوع هم دارم سرم هم درد میکنه خیل میترسم ازاینکه نکنه بیماری دارم که دمان نشه همیشه استرس دارم و اضطراب به نظرتون بیماری من پانیکه
Iran, Islamic Republic of
آره متاسفانه انشاله خوب میشی باهاش مبارزه کن
حسین
Iran, Islamic Republic of
آره متاسفانه انشاله خوب میشی
حسین
Iran, Islamic Republic of
سلام دوستان منم در گیر این بیماری شدم دقیقا همین مشگلاتو دارم مال من از یک شب شروع شد که تو خواب بودم یدفعه گرفتم ولی وقتی به دکتر مراجعه کردم فشارمم خیلی بالا بود تپش قلبم۱۴۳ بود دوستان کسی می دونه فشار خونم جز پانیک هست یا نه؟
محسن
Iran, Islamic Republic of
سلام منم اینجور بودم
یداله گودرزی
Romania
با سلام. ۵ ساله گرفتار پنیک هستم وقتی تحت نظر دکتر دارو مصرف میکنم موقع قطع دارو دوباره بیماری برمیگردد اعصابم خورد شده همیشه نا امیدم همیشه در حالت مرگم گاهگاهی گریه میکنم زندگی برام تلخ است.
سارکل
Iran, Islamic Republic of
دکترت رو عوض کن . نگران نباش ب فکر این باش ک یه دارو جدید ابداع میشه که برا هنیشه پنیک رو ریشه کن میکنه، همه چی درمان داره الی مرک
سجاد
Iran, Islamic Republic of
من يه چهار ماهي هست به خاطر اينكه مواد زدم نفسم بالا نميومد اما رفتم دكتر گفت نفس تنگي كاذبه به خاطري كه همش تو فكرشي اينجور شدي همش تو فكرم كه نفسم داره ميگيره وقتي قرص الپرازلام ميخورم خوب ميشه البته خيلي بهتر قبل شدم خيلي بهتر شدم ميخوام ببينم كسي مثل من بوده كه خوب شده باشه كمك كنيد
سحر
Iran, Islamic Republic of
منم دارم و همین الان بهم دست داد😕 اه حالت مزخرف و بدیه
اما شکستش خواهیم داد انشاالله
Iran, Islamic Republic of
انشاءالله
Iran, Islamic Republic of
سلام دوستان منم حدودا ۱۳ ساله با این اختلال دست و پنجه نرم میکنم الان ۳۳ دارم دو تا پسر ۱۰ساله و ۶ ساله دارم جالبه بدونین تازه یه ۸ ماهیه اسم اختلال و رو فهمیدم تو این چند سال داشتم دیوونه میشدم همش میگفتم این چه دردیه توی وجودم که با این همه آزمایش‌های جور وا جور هیچ مشکلی نشون داده نمیشه ولی دارم داغون میشم به لطف خدا از روزی که با اسمش آشنا شدم و فهمیدم خیلیا دچار این بیماری هستند روحیه بهتر و در این زمینه خیلی خیلی تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که تنها راه حل این مشکل فقط و فقط خودمونیم درست دارو در کنارش کمکمون می‌کنه الان این مدت شبها یک ایمی پرامین میخورم و بعد از ظهرها یک پراپرانول ۱۰ خدا رو شکر بهترم ولی به محض اینکه این اختلال سراغم میاد دیگه حول نمیکنم و میگم آرام باش هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و خودم به خودم انرژی میدم به امید اینکه هر چه زودتر ریشه ی این بیماری کنده بشه
محمد
Iran, Islamic Republic of
سلام دوستان من مث همه ی شما هستم ولی من بعد یه هفته خیلی خیلی خوب شدم اگه میتونید پیش یک ملا که دعا مینویسه برید پیشش و ازش بخواید دعای ترسو واستون بنویسه ینی معجزه میکنه
Iran, Islamic Republic of
دوستان بريد توى پيج طب اسلامى استاد تبريزيان
تحقيق كنيد زود خوب ميشيد
خوب شديد واسم دعا كنيد😉❤️🙏
بهاره فرخ
Iran, Islamic Republic of
بنده در طول هفته ی قبل سه بار دچار حمله ی عصبی شدم با اینکه الان چهار سال است قرص فلوکستین، آلپرازولام و پراپرانولول مصرف می کنم. دلیل این امر چیست؟ حمله ی اولی چهار ساعت طول کشید، دومی و سومی یک ربع و هر دفعه با افت شدید فشار خون، تپش قلب ، تنگی نفس، لمس شدن بدن، حالت تهوع، کاهش دید، ناتوانی در حرف زدن، درد شدید در قفسه ی سینه و سر، بلندتر شنیدن صداهای اطراف، و ناتوانی در بلع ، و حس مرگ همراه است. چه باید کرد؟
شهرام
Iran, Islamic Republic of
سلام داروی مریضی پانیک ایمین پرامین. 10. است. در صورت سوزن سوزن شدن در ناحیه سر. از. اوگس ویگس استفاده کنید. عزیزان. درمان قطعی پانیک. فقط دوری از جنگ ودعوا واسترس است و بس خودتون و خسته نکنید. درمان پانیک ؟ فقط آرامش است. دو سال. آرامش کامل. پانیک خدا حافظ
Iran, Islamic Republic of
منم ٥سال پيش درگيرش بودمو خودم تونستم خودمو خوب كنم بچه ها اين همه اينجوري شديم نمرديم پس از اين به بعدشم نميميريم يه بار تو اين حالت بجايه دستپاچگي بشينيد نفسه عميق بكشيد به اين فكر كنيد ك هيچيتون نميشه فقط حدوده يه ربع شايد طول بكشه اين حالت زود ميگذره.جاهايي ك حالتونو بد ميكنه نريد تا يه مدت.سعي كنيد اينجور موقع ها بريد دستشويي شايد براتون خنده دار باشه اما خيلي جواب ميده .هر وقتم فكرايه منفي اومد سراغتون حواستونو پرته يه كاري كنيد .حتما جواب ميگيريد.
Iran, Islamic Republic of
سلام
بسیارعالی ،من نتیجه خوبی گرفتم مخصوصا با ورزش شنا ترجیحا بایک نفرهمراه رلکس
تنها
United States
سلام دوستان.نظرات و پیشنهاداتون رو خوندم.یه چیزی که خیلی تحمل این بیماری رو سخت میکنه اوضاع مالی خرابه.وقتی پول نداری بری دکتر و خودتو درمان کنی نزدیک هشت نه ساله درگیر پانیک و افسردگیم الان دیگه خیلی شدید شده پانیکم کمتر شده ولی چنان افسردگی گرفتم که کلا میل به زندگی و امید رو ازم گرفته.همش حالت سرگیجه استرس اظطراب نگرانی .خدایا نمیدونم به کی قسمت بدم کمک کن خیلی داغونم .بیکاری و بی پولی زن و بچه .خدایا کمک همه کن خدایا خودت که میدونی بجز تو کسیو ندارم
سلام
Iran, Islamic Republic of
خداکمکت میکنه به حق محمد و آل محمد( ص) نا امید نباش من از تو بدترم فقط توکل به خدا کن...خدا خیلی دوست داره که صداش میکنی....قسمت هر کسی نمیشه خدا خدا کنه
Fatemeh
Iran, Islamic Republic of
سلام دوستان من مدت هشت ساله بااین بیماری درگیرم من هرشب قرص پرفنازین باپروپرانولول میخورم به نظرم کنترل شده این بیماریم من وقتی حمله بهم دست میده دوش آب سرد میگیرم خیلی موثره
Iran, Islamic Republic of
من از پنج سال پیش افسردگی پس از زایمان گرفتم دارو‌هم میخوردم بعد یه مدت کاملا خوب شدم.دو‌سال بعد از قطع داروی صد افسردگی موقع رانندگی پانیک به سراغم اومد فقط خدا میدونه که چی کشیدم از شدت استفراغ تایه قدمی مرگ رفتم.ازون موقع زاناکس مصرف میکنم خدا رو شکر دیگه حمله به اون شدیدی رو‌تجربه نکردم ولی همیشه از همه چی میترسم مخصوصا رانندگی چون خاطره بدی تو ذهنم مونده.از جمع فراریم خیلی به ندرت میرم بیرون.تو اوج جوونی مثل یه آدم پیر هستم تو‌کنج خونه.انشالله روزی برسه که واسه پانیک یه درمان قطعی پیدا بشه.بشیم همون آدم سابق و سرزنده
بنده خدا
Iran, Islamic Republic of
با سلام من یازده ساله دچار حملات پانیک و بیماری اعصاب هستم فشارخونم به شدت بالا میره حتی به 23 روی 12 هم میرسه اوایل خیلی میترسیدم الان که فهمیدم علتش بیماری اعصاب و بعد فشار خون هست خیلی آرام و بهترم البته زیر نظر پزشک اعصاب و روان شب ها دارو مصرف میکنم....بیایید برای همدیگر دعا کنیم تا خدا همه بیماران را شفای عاجل عنایت کند...امین یا رب العالمین....اگر کسی هست که بیماری پانیک شدید داره فقط باید داروی تجویز شده دکتر اعصاب و روان را استفاده کنه
خسرو
Iran, Islamic Republic of
سلام.پریشب تازه خواب رفتم.یهو احساس گرمایی کردم که از وسط سینه به اطراف مثلا شانه و کتف و پشت کتف و سپس به دو دست منتشر شد.بعدش ضربان قلب بسیار شدید.اورژانس خبر کردیم.ربع ساعت بعد از اتفاق فشارم 16بود.طبعا حالت ترس هم داشتم.افتادگی میترال هم دارم.44ساله.قبلا سابقه احساس خنکی در قفسه سینه هم داشتم.بنظرتون پانیکه؟
Iran, Islamic Republic of
ممکنه پانیک باشه
حمید
Iran, Islamic Republic of
سلام حمید هستم اول ارزو میکنم هممون حالمون خوب که هست بهترم بشه من یه ساله با این موضوع مواجهه شدم بیشتر کامنترو خوندم جالبه ولی من از این که به این مشکل دچار شدم اصلا ناراحت نیستم البته خودمو میگم سو تفاهم پیش نیاد ولی من به طور کل از خدا به کلی فاصله گرفته بودم در حد تکذیب بودم ولی یه شب که اتفاقا روز قبلشم از یه مهمونی برگشته بودم دچار این مشکل شدم انقدر شدید بود که مرگ دیدم همه خانوادم گریه میکردن منم با بابام رفتم بیمارستان تو ماشین اشهدمو داشتم میخوندم تازه داشتم از کسی که اونجوری ازش فاصله گرفته بودم کمک میخواستم اون شب تموم شد منم مثل همه شما خودمو مقصر میدونستم فکر میکردم از زیاد خوردن الکل هستش یه چند باری هم گل زده بودم حشیشم زده بودم جنس خوبم زده بودم ولی در کل الکل زیاد مصرف میکردم اتفاقا این حمله پانزده یا بیست روز بعد از این که حشیش کشیده بودم سراغم اومده بود ولی همون شبی که اینجوری شده بودم یه حمله شدید عصبی به خاطر یه حرف بهم دست داده خلاصه ادم خودشو گناه کار میدونه تا وقتی دیدم چقدر ادم اینجورین تازه فقط چند نفر ما کامنت گذاشتن درواقع این مشکلات یه دفعه به وجود نمیاد دکتر رفتم خوب شدم خداروشکر ولی دکتر به من گفت پانیک طی سالها اضظراب به وجود میاد که با یه حمله مثل دیدن یه فیلم یا خوردن یه قهوه یا یه فشار عصبی تازه مارو متوجه خودش میکنه ولی تلنگر خوبیه حداقل واسه من خوب بود خداروشکر میکنم که آگاه شد مسیرمو عوض کردم خدایا مرسی در ضمن این علائم برای همس نگران نشید همه تو ذهنشون چیزای بد ناگوار و خطرناک میاد از پانیکه از اضطرابه خودش حل میشه
رضا عنایتی
Iran, Islamic Republic of
ایا نمیشود جهت بهبود این بیماری دارویی تجویز کرد
نادیا
Iran, Islamic Republic of
چکار کنم از این بیماری دور‌شم احساس مرگ‌ سستی بدن سردرد انگاری سرم یجوریه‌نمیتونم‌چیزی بخورم بالا میارم زودی باز میترسم چیزی بخورم‌که همون حالت بهم برگرده دست پاهام سرد میشن گزگز‌میکنه کل بدنم اخساس میکنم خیلی کل بدنم خالیه انگار سرم خالیه لرزش دارم قلبم میاد دهنم تنگی نفس میگیره انگاری حالت بیهوشی دستم میده ولی ببهوش‌نمیشم جیغ میزنم میگم بیاین ببرینم زود دکتر حمله قلبی بهم وارد شده بنظرتون خطرناکه
Iran, Islamic Republic of
نادیا جان منم 4 سال این بیماری رو داشتم الان دوسال تحت نظر دکتر مجد هستم سر وزرا ،یکسال دیگه حمله بهم دست نمیده توصیه میکنم حتما به ایشون مراجعه کنید
سارا
Iran, Islamic Republic of
سلام ببخشید دکترو مشاوره خوب تو مشهد سراغ ندارین معرفی کنین؟
حمید
Iran, Islamic Republic of
اشتباه نکنید. شما باید به روانشناس بالینی خوب مراجعه کنین. مشاوران که به درد انتخاب رشته و مشاوره ازدواج و مسایل ساده تر میخورن
رامین
Iran, Islamic Republic of
با سلام من شب ها سرم گیج میشه فکر میکنم دارم بیهوش میشم ولی نمیشم انگار رو هوام نفسم هم هر از گاهی تنگی داره و احساس میکنم دادم میمیرم خواهش میکنم راهنمایی کنین
ژیلا
Canada
دوستان سلام
من از دوسال قبل مبتلا شدم. و با یک حمله شدید خواستم که منو به بیمارستان برسونن. متوجه شدم درگیر اختلال پنیک شدم. منو به یک روانپزشک معرفی کردند که بهترین کار ممکن بود و خود روانپزشک منو به یک روانشماس هم معرفی کرد. همزمان از هردو کمک میگرفتم تا اینکه روانشناسم تو یکی از جلسات چیزی گفت که من حالم دگرگون شد... بهم گفت اولا هیچکی تا بحال از پنیک نمرده دوم اینکه وقتی حمله پنیک بهت دست میده تو توی یک چرخه میوفتی. یعنی اینکه حمله شروع میشه بعد اضطراب ناشی از حمله و ترس از افتادن اتفاقی یا ترس از مردن باعث تشدید علائم و بالا رفتن دوباره ضربان میشه و این دور مدام تکرار میشه یعنی یکی عامل دیگریی میشه.
بنابراین من در حین مصرف دارو شروع کردم به کار کردن روی خودم هر وقت شروع میشد آرم جایی مینشستم یک لیوان آب خنک یا گاهی آبی که داخلش لیمو ترش انداخته بودم میخوردم در عرض چند دقیقه تمام میشد.تا اینکه دیدم دیگه اصلا پیش نمیاد. و از روانپزشک خواستم داروهامو قطع کنه که البته کم کم و طبق دستور پزشک کم و قطع کردم. الان خوبم و خداروشکر میکنم
Iran, Islamic Republic of
سلام.من18سالمه.یک مدته ک وقتی چشمام گرم خواب میشه یهویی یک تکون خیلی محکم میخورم ب طوری ک کاملا بیدار میشم..نمیدونم واقعا مشکلم چیه همش میترسم ک مغزم در حال مختل شدن باشه.ممنون میشم راهنمایم کنید.
سمیرا
Iran, Islamic Republic of
من از سن ۱۴ سالگی به این بیماری مبتلا شدم توی دهات بودم هیچکس مرا درک نمیکرد حتی خودم هم نمیدانستم چه بیماری دارم شش سال در عذاب ووحشت در خانه زندان شدم بدون قرص بدون دارو همه مرا یک ترسوی بزدل ودیوانه میپنداشتند تااینکه باقرص پرانول اشنا شدم وچهار سال دیگر به امید زنده ماندن درخانه زندانی بودم حالا شما قدر موقعیت خودرابدانید که درشهرید
Iran, Islamic Republic of
سلام راستش من بیشتر از اینکه حس مرگ داشته باشم حس میکنم دیوونه شدم یا دیوونه هستم و یا مثلا رفتارام غیر عادیه کسی هست که این جوری باشه؟حس می کنم با خود قبلیم خیلی فرق دارم و یه جور دیگم.اگه میشه جواب بدید....
Iran, Islamic Republic of
سلام بیماری پانیک علایمش ترس ،وحشت ،اظطراب،استرس بیش از حد و غیر قابل تحمل هر دکتری ام از این بیماری پانیک سر در نمیاره دکترای اعصاب که فقط میگن پانیک بعد قرص آرام بخش میدن که فقط خواب آور اصلا تأثیری تو درمان این مریضی نداره..
((((((فقط درمان پانیک با هومیوپاتی درمان میشه
شاید اولین بار این اسم میشنوید ولی واقعا معجزه که میگن همینه پانیک درمان میکنه نه کنترل این دکترای اعصاب فقط پانیک کنترل میکنن نه درمان درسته طرف قرص آرام بخش میخوره یکم آروم میشه ولی فایده نداره وقتی آرام بخش نخوره بازم شدت حمله ترس وحشت بر میگرده،،،پانیک فقط ، فقط با دکتر هومیوپاتی درمان میشه.....اگر بتونید برید پیش دکتر پیمان جمشیدوند ( دکتر هومیوپات )که اصلا واقعا معجزه میکنه هم تو تبریز مطب داره هم تو تهران ،، از اینترنت اسم دکتر پیمان جمشیدوند دکتر هومیوپات سرچ کنی مشخصات شماره مطبش میاد ))))))
مرضیه
Iran, Islamic Republic of
سلام منم مثل توم خیلی بده الان ساعت شش و نیمه صبحه نمیتونم بخوابم
ساعت سه داشتم می‌خوابیدم ک فکرای ترسناک اومد سراغم یهو حس کردم چیزی میخواد وارد بدنم میشه حالم بد میشد رفتم نماز خوندم الان نظرای دوستانو میخونم حالم یکم خوبه
ولی چشام درد می‌کنه حس میکنم بیناییمو از دست میدم
یلدا
Iran, Islamic Republic of
سلام
منم دچار این بیماری هستم، پیش دمتر روانپزشک رفتم یه دوره درمان شش ماهه گذروندم و خوب شدم، به من قرص پرانول، سیتالوپرام، ایمی پرامین و کلونازپام داده بودن
الان ۳ ساله خوبم هر از گاهی جای خیلی پرازدحام باشم و احساس کنم داره میاد سراغم قرص کلونازپام میخورم در مورد من معجزه میکنه
Iran, Islamic Republic of
سلام عزیزانم دلم اینقدر فکرو خیالای بیخودی نکنیین بخدا قسم هیچیتون نیست ب کمک دارو ورزش روان درمانی خوب خوب میشبن در صمن اینو هم بدونییین ک خداوند شماهارو دوست داردو داره شماهارو امتحان میکنه توککلتون ب خدا از یاد خدا غافل نباشین بازم میگم شما ها بندگانه خوووووب خدا هستین اگر این نبود خداوند شمارو ب حال خود واگذار میکرد پس عزیزانم صبر داشته باشید انشالله ک پیروز و موفق میشین انشالله
Iran, Islamic Republic of
سلام من توی خواب حمله بهم دست میداد.با وحشت وترس نفس تنگی .تپش قلب بیدار میشدم .تا اینکه دکتر سنتی بهم گفت قبل خواب گلاب بو کن .تا مغزت گرم بشه.اینکارو کردم بهترشدم خدارو شکر .
مجید
France
با درود فراوان. شاید خیلی وقت این بیماری را دارم ولی یادمه از یک مجلس عروسی شروع شد ولی شدتش خیلی کم کم بود . اون موقع اصلا نمی دونستم که اسم بیماریم چی هست . ولی تقریبا دو هفته ای هست که با تمام وجود این بیماری را حس کردم . بار اول که ۱۴ روز پیش بود این حمله بهم دست داد ساعت ۶ صبح بود و محل کارم اینطوری شدم . احساس بدی بود . واقعا داشتم روحمو می دیدم که داشت از جسمم خارج میشد . اون موقع بود که دیگه نا امید شدم و گفتم مجید دیگه اخر خط رسیدی . ولی ........!بگذریم . من ۱۳ سال ازدواج کردم . در بدترین شرایط روحی و روانی و جسمی همسرم منو ترد کرد . اون فقط یک هفته هست از بیماری من خبردار شده . حتی نتونست منو درک کنه یا تحمل کنه . خیلی چیزها ازش شنیدم . مثلا یکی از چیزهایی که به من می گفت این بود که من معتاد شدم یا معتاد هستم . دیگه توقعی ازش ندارم . دارم با خودم و این مریضی کنار میام . دارم مثل بیماری سرما خوردگی باهاش بد خورد می کنم . فوقش میمیرم . من چیزی برای از دست دادن ندارم که بخوام براش بجنگم . پس تصمیم گرفتم فقط به خاطر مادرم با این بیماری کنار بیام و بپذیرمش. خدا به همه ما کمک کند.
50 درصد «ام آر آی» های تجویزی غیرضروری است
بیماری خطرناکی که جان مردان را تهدید می کند
تشخیص اوتیسم در زنان مشکل‌تر است
قبولی 54 درصدی دختران در کنکور سراسری
مشکل فکر های بسته این است که دهانشان پیوسته باز است...