گروه هايي که جايگزين رفت و آمد هاي خانوادگي شده اند
کد مطلب: 31624
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱ تير ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۳۸
 
شبکه هاي اجتماعي مجازي وارد عرصه زندگي خصوصي مردم شده اند و بخش قابل توجهي از اوقات فراغت و حتي ساعات کاري افراد را به خود اختصاص داده اند،
گروه هايي که جايگزين رفت و آمد هاي خانوادگي شده اند

گسترش روز افزون شبکه هاي اجتماعي در ميان کاربران اينترنت، هر چند رفتاري است فردي، ليکن تاثيرات فردي، رواني، خانوادگي و اجتماعي فراواني دارد. استفاده بي مورد و شديد از شبکه هاي اجتماعي، تأثيرگذاري بر سلامت روان و جسم، اعتياد آنلاين، حس منفي بافي و افسردگي، نارضايتي از زندگي، ايجاد جدايي عاطفي بين اعضاي خانواده، رواج خيانت، بي هويتي، پشت پا زدن به تفکرات، هويت و فرهنگ اصيل ايراني و... همه از پيامدهاي منفي است که براي کاربران شبکه هاي مجازي و موبايلي مطرح مي شود؛ اما متاسفانه بسياري از تحقيقات، بي نتيجه مانده اند و تنها انگشت بر معايب پنهان و آشکار آن گذاشته و از محسنات واقعي اش دور افتاده اند.

شبکه هاي اجتماعي مجازي وارد عرصه زندگي خصوصي مردم شده اند و بخش قابل توجهي از اوقات فراغت و حتي ساعات کاري افراد را به خود اختصاص داده اند، شبکه هايي که در فضاهاي مجازي موبايلي(وايبر، واتساپ، تلگرام و...) شکل گرفته است و داراي کارکردهاي مثبت و منفي بسيار هستند، پيامدهايي که تنها به فضاي مجازي و تلفن هاي همراه محدود نمانده است و در بسياري موارد، سيستم هاي فرهنگي و اجتماعي را نيز تحت تأثير قرار داده است و بر موضوعات خرد و کلان مانند مشارکت سياسي، هويت افراد، روابط خانوادگي، مبادلات تجاري و ارتباطات بين فرهنگي تأثير گذاشته است.

 

شناخت اعضاي گروه از يکديگر

اگر بخواهيم از منظر جامعه شناسي به شکل گيري شبکه هاي اجتماعي خويشاوندي در محيط مجازي بنگريم، شايد بتوان مهم ترين اصل آن را شناخته بودن افراد دانست زيرا افرادي که در محيط هاي شبکه اجتماعي خانوادگي با هم ارتباط و تعامل دارند، شناخت نسبي از يکديگر دارند که سبب کاهش پيامدهاي منفي حاصل از ناشناخته بودن در شبکه هاي اجتماعي مي شود و باعث مي شود ديگر نيازي نباشد، شخصيت ايده آلي بسازيم و براي جلب دوستان بيشتري به سمت خود، اطلاعات دروغين به ديگران بدهيم و دچار چند هويتي شويم.

يکي ديگر از کارکردهاي مثبت شبکه هاي خويشاوندي مجازي، فراهم شدن ارتباطات و تعاملات بسيار با افراد فاميلي است که قبلا به دليل محدوديت زماني و مکاني امکان ارتباط و تعامل با آنها هموار نبود يا افرادي از فاميل که معمولاً تنها تعامل با آنها در حد ديد و بازديد عيد و مراسم محدود شده بود.

شبکه هاي مجازي به ايجاد نوعي تشابه در ميان خويشاوندان انجاميده است. به صورتي که افراد سعي مي کنند با کساني که شبيه خودشان هستند رابطه داشته باشند، بنابراين شبکه اين ظرفيت را به وجود مي آورد تا شما با افکار و باورها و اعتقادات اعضايي از فاميل وخويشاوندان (دور و نزديک) بهتر آشنا شويد که اين خود سبب ساز تعاملات سازنده بعدي مي شود.

 

کاهش پيش داوري خويشاوندي

کارکرد مثبت ديگر را مي توان کاهش پيش داوري خويشاوندي دانست. به دليل کاهش شديد ارتباطات و تعاملات رودررو، معمولا نسبت به انديشه و باورها نوعي پيش داوري به وجود آمده است که در تعاملات به آنها توجه مي شود که گاهي سبب تفرقه و کاهش تعاملات مي شود. با عضويت افراد فاميل در شبکه هاي خانوادگي، شما مي توانيد از اعضايي که کمترين ارتباطات را با آنها داشته و پيش داوري نسبت به آنها داشته ايد، شناخت بهتري پيدا کنيد که اين شناخت زمينه ساز تعاملات بعدي مي شود.

شبکه خويشاوندي فضايي براي تخليه رواني به وجود آورده است.کساني که کمتر در دنياي واقعي تعامل فيزيکي داشته اند، در دنياي مجازي و در يک محيط آشنا و شبيه به هم گفت وگو و درد دل مي کنند که يکي از آثار آن تخليه رواني است که به تبع آن مي توان کاهش مشکلات زناشويي و آسيب هاي اجتماعي را تا حدودي پيش بيني کرد. بازگويي خاطرات شيرين، ارسال عکسهاي قديمي و خاطره انگيز خويشاوندي نيز از کارکردهاي مثبت است که سبب ساز افزايش هويت خانوادگي و همچنين افزايش شادي و نشاط مي شود.

 

فرار از تنهايي

همچنين يکي از مسائلي که همواره خانواده ها بعد از ازدواج فرزندانشان با آن روبه رو هستند، تنهايي است، شبکه هاي مجازي خانوادگي باعث شده است فرد با کمترين هزينه لحظات تنهايي خود را با افرادي ازخويشاوندان سپري کند که شبيه او هستند، غني شدن فراغت و همچنين مسئله تنهايي خود سبب آرامش رواني و کاهش افسردگي در اعضاي خانواده و به خصوص مادران مي شود. تبديل شدن به ابزار اطلاع رساني خانوادگي، با توجه به هزينه کم، يکي ديگر از کارکردهاي مثبت است به طوري که افراد عضو گروه نه تنها از حال هم باخبرند؛ بلکه با صرف هزينه اندک نسبت به هر اتفاق و يا رويدادي در حوزه خانواده اطلاع رساني مي کنند. گسترش حمايت اجتماعي نيز يکي ديگر از پيامدهاست؛ زيرا با اين ملاقات ها در شبکه هاي مجازي و گپ زدن بين اعضا نوعي همساني و آشنايي به وجود مي آيد که داراي ارزش ها، معيارها، زبان، علائم و ابتکارات مخصوص به خود است و تک تک افراد با اين هنجارها همنوا هستند.

شنيده شدن و ديدن افرادي از خويشاوندان که در تعاملات خانوادگي صدايشان شنيده نمي شود، هم پيامد بعدي است. اين افراد که معمولا خجالتي اند و يا از مهارت ارتباطي ضعيف تري برخوردارند، با استفاده از فضاهاي خويشاوندي قادرند طيف وسيعي از خواسته ها، اهداف و انگيزه هايشان را پاسخ دهند و به راحتي با خويشاوندان تعامل برقرار کنند و مهارت ارتباطي خود را بازيابند. آسايش تقريبي خانواده از حضور فرزندانشان در شبکه هاي مجازي خويشاوندي به دليل نظارت غير محسوس فرد بر خودش به دليل شناخته بودن در گروه هاي خانوادگي و.... از کارکردهاي مثبت ترويج اين گروه ها در شبکه هاي مجازي است.

 

روي ديگر سکه!

اما با عنايت به نوع استفاده از اين ابزار مي توان تاثيرات منفي را نيز براي اين شبکه هاي خانوادگي پيش بيني کرد که از آن جمله مي توان به موارد ذيل اشاره کرد. خانواده اي را در نظر بگيريد که دور هم نشسته اند؛ اما همه توجه آنها به شبکه هاي اجتماعي است. به طوري که ممکن است تعاملات مجازي خويشاوندي آنها زياد، ولي تعاملات گرم خانوادگي آنها محدود شود. عناصري از فرهنگ که در ارتباطات رودررو و عاطفي با بزرگان و اعضاي خانواده به دست ما مي رسد، حالا به واسطه ورود يک پديده نوظهور در حال فروپاشي است.

شبکه هاي مجازي خانوادگي ممکن است تعاملات خواهر، برادر و اعضاي خانواده را به شدت تحت تاثير خود قرار دهد؛ زيرا پسر يا پدرخانواده معمولا در شبکه هاي خانوادگي مردانه و مادر يا خواهر خانواده در شبکه هاي خانوادگي زنانه وقت زيادي را سپري مي کنند و به دليل مشابهت و تاييد گروهي، اعضاي خانواده، افکار، ايده، وقايع و مسائل خود را درون اين شبکه به اشتراک مي گذارند که در بلند مدت سبب جداسازي افراد خانواده از يکديگر و جدايي عاطفي و عدم ارتباط محبت آميز بين اعضاي خانواده مي شود.

 

طرد شدن برخي افراد

يکي از معضلات اين شبکه هاي مجازي خويشاوندي، ديده نشدن و طرد افرادي از فاميل است که دسترسي به فضاي مجازي ندارند.پدر بزرگ يا مادربزرگي را در نظر بگيريد که به دليل حضور نداشتن در شبکه مجازي طرد و ناديده گرفته مي شوند. از آنجا که فرد همواره بايد کنشگر فعال باشد، تا از اخبار و اطلاعات خويشاوندي در شبکه عقب نماند، اين امر انسان را دچار نوعي اعتياد به آنلاين بودن مي کندو افراد دچار نوعي استرس و وسواس مي شوند، (اين پيامد ويژگي تمام شبکه هاي مجازي است) با توجه به ويژگي هاي فرهنگ ايراني، پراکندگي شايعات، کنايه زدن و دلخوري هاي خانوادگي از ديگر پيامدهاي ناخواسته اين فضاهاست. اتلاف وقت و هدر رفتن عمر (به دليل حضور بيش از حد) از ديگر پيامدهاست که باعث مي شود افراد خانواده از کارهاي ضروري خود نيز باز بمانند و حتي کارهاي خود را نتوانند با تمرکز انجام دهند و به نوعي به يک اعتياد ناخواسته دچار شوند.

 

کم تحرکي و افسردگي

کم تحرکي و افسردگي افرادي که به اين شبکه ها اعتياد دارند، کم شدن روابط خانوادگي، دور شدن از واقعيت ها، وابستگي بيش ازحد به اين فضاها و برنامه ها در حد اعتياد به آنها و بازماندن از زندگي عادي و متعارف، مواجه شدن با ضربه هاي روحي و رواني و همچنين تغيير سبک زندگي افراد و تغيير فرهنگ و هويت شخصي از آسيب هاي اين شبکه هاست.

 

لزوم افزايش آگاهي

آگاهي خانواده ها از آسيب ها و داشتن سواد رسانه مي تواند به کاهش آسيب ها تا حد زيادي کمک کند. آگاهي داشتن خانواده ها از کارکرد هاي نرم افزارها و مراقبت درست و همراه با آگاهي در اين زمينه بسيار مهم است. همچنين آگاهي دادن به افراد جامعه توسط رسانه ملي با ساخت برنامه هاي متنوع و با کمک کارشناسان در اين زمينه و همکاري نهادهاي فرهنگي نيز بسيار ضروري به نظر مي رسد. هر چند بايد اين حقيقت را پذيرفت که محبوبيت بالاي شبکه هاي اجتماعي چيزي نيست که بتوانيم مانعي براي آن ايجاد کنيم، بلکه بهتر است با برنامه ريزي فرهنگي صحيح و ايجاد بستر فرهنگي مناسب، افراد و خانواده ها را به استفاده مناسب از شبکه ها ترغيب کنيم.

 
کلمات کليدی: شبکه هاي اجتماعي،مجازي،تلگرام،وايبر،واتساپ
Share/Save/Bookmark
مرجع : خراسان- نويسنده: احمد رمضاني فرخد - دانشجوي دکتراي جامعه شناسي
 
 


حتي غيرممكن هم،كمي ديرتر ممكن است