تقویت حمایتهای درمانی و تأثیر آن بر تابآوری و بهباشی بیماران سختدرمان
کرمانشاه - ایرنا- به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، مدیر و مؤسس خانه تابآوری، تقویت حمایتهای درمانی میتواند تابآوری و بهباشی بیماران سختدرمان را در مسیر طولانی درمان بهطور چشمگیری افزایش دهد.
۱۸ اردیبهشت در تقویم سلامت کشور بهعنوان «روز توجه به بیماران خاص و صعبالعلاج» شناخته میشود؛ روزی که نهتنها یادآور اهمیت بهبود خدمات درمانی و مراقبتی است، بلکه نمادی از مسئولیت اجتماعی برای حمایت از گروهی از بیماران به شمار میرود که مسیر درمانی آنان پیچیده، طولانی، پرهزینه و گاه فرساینده است.
در این روز فرصت آن فراهم میشود که نگاه دوبارهای به نیازهای واقعی بیماران خاص و صعبالعلاج و خانوادههای آنان بیندازیم؛ نیازهایی که طیفی گسترده از حمایتهای روانی، اجتماعی، مالی و توانبخشی را در بر میگیرد.
این روز در حقیقت یادآور اهمیت تابآوری و بهباشی در این بیماران است؛ مفاهیمی که اگر در مرکز توجه سیاستگذاریهای درمانی قرار گیرند، کیفیت زندگی بیماران را به طور چشمگیری بهبود میبخشند.
بیماریهای خاص و صعبالعلاج همچون اماس، هموفیلی، تالاسمی، سرطانها، نارسایی کلیوی، بیماریهای خودایمنی، بیماران پیوندی و بسیاری از اختلالات نادر، با ماهیتی مزمن یا سختدرمان همراهاند.
این بیماریها به دلیل شدت، پیچیدگی درمان و نیاز مداوم به پایش تخصصی، هزینههای بسیار سنگینی را بر فرد، خانواده و نظام سلامت تحمیل میکنند.
از سوی دیگر، طولانی بودن روند درمان، احتمال بروز عوارض و استرس روانی ناشی از ناپایداری شرایط جسمی، بر بار عاطفی بیماران میافزاید.
بنابراین ۱۸ اردیبهشت فرصتی است برای گفتوگو درباره این واقعیت که حمایت مؤثر از بیماران خاص، تنها با ارائه دارو و خدمات درمانی کافی به دست نمیآید، که این مهم نیازمند ایجاد یک شبکه منسجم از حمایتهای پزشکی، اجتماعی، روانشناختی و اقتصادی است.
آنچه بیش از هر چیز در مورد بیماران صعبالعلاج اهمیت دارد، لزوم هدایت نگاه جامعه و سیاستگذاران سلامت از درمانمحور صرف بهسوی «بهباشی» و «تابآوری» است.
بهباشی یا Well-being مفهومی فراتر از سلامت جسمی است و شامل احساس امنیت، امید، آرامش، توانایی کارکردن در نقشهای اجتماعی و دستیابی به کیفیت زندگی مطلوب میشود. از جانب دیگر تابآوری نیز به معنای توانایی فرد برای کنار آمدن با شرایط بحرانی و بازگشت به ثبات روانی و اجتماعی است.
آندسته از بیماران سخت درمانی که از تابآوری بالاتری برخوردارند، بهتر میتوانند با مشکلات درمانی مقابله کنند، تصمیمات درستتری بگیرند و دورههای درمانی طولانی را پشت سر بگذارند. اما این تابآوری به طور خودکار ایجاد نمیشود و نتیجه شبکهای از حمایتهای نظاممند و مستمر است.
نخستین بُعد حمایت، فراهمکردن دسترسی پایدار و بدون وقفه بیماران به داروهای حیاتی است. بسیاری از داروهای بیماران خاص، وارداتی، گرانقیمت یا دارای ظرفیت تولید محدود هستند. نوسانات در زنجیره تأمین دارو، کمبودهای مقطعی و دشواری تأمین مالی، از عواملی هستند که بر اضطراب و ناپایداری روانی بیماران میافزایند.
درواقع برای یک بیمار مبتلا به اماس یا سرطان، نبودن حتی یک دوره دارویی میتواند بهمعنای بازگشت علائم، تشدید بیماری و حتی تهدید جان او باشد. بنابراین مدیریت راهبردی تأمین دارو، توسعه توانمندیهای تولید داخل، ایجاد سامانههای نظارتی شفاف و برنامهریزی پایدار در سطح ملی، از مهمترین مؤلفههای حمایت از بیماران محسوب میشود.
این اقدامات علاوه بر مزایا و تاثیرات جسمانی از نظر روانی نیز احساس امنیت درمانی را در آنان تقویت میکند و تابآوری آنان را افزایش میدهد.
اما حمایت صرفاً به دارو محدود نمیشود. بیماران خاص معمولاً نیازمند تیم درمانی چندرشتهای هستند؛ تیمی که شامل پزشکان متخصص، پرستاران آموزشدیده، روانشناسان، کاردرمانگران، متخصصان تغذیه و مددکاران اجتماعی است.
هنگامی که بیماران به چنین شبکهای از خدمات هماهنگ دسترسی پیدا کنند، روند درمانی آنان هدفمندتر و پایدارتر خواهد شد. مدلهای نوین مراقبت که در بسیاری از کشورها اجرا میشود، نشان داده است که هماهنگی بینبخشی و مدیریت یکپارچه درمان، به کاهش هزینهها، پیشگیری از بستریهای غیرضروری، افزایش رضایت بیماران و بهبود نتایج درمانی منجر میشود.
گسترش مراکز جامع خدمات بیماران خاص در کشور میتواند یکی از مهمترین اقدامات برای رسیدن به این هدف باشد؛ مراکزی که نهتنها خدمات درمانی، بلکه مشاوره، حمایت مالی، آموزش و پیگیری مستمر ارائه دهند.
بُعد دیگر حمایت، توانمندسازی اقتصادی بیماران است. هزینههای درمان بیماران خاص و صعبالعلاج همیشه فراتر از توان مالی بسیاری از خانوادهها است. حتی با وجود پوششهای بیمهای، مخارج جانبی همچون هزینه ایابوذهاب، آزمایشهای تکمیلی، خدمات پرستاری و مراقبتهای توانبخشی، فشار مالی مضاعفی ایجاد میکند. این بار اقتصادی، همراه با دغدغههای درمانی، زمینهساز کاهش کیفیت زندگی، اضطراب شدید و کاهش تابآوری میشود.
به همین دلیل تقویت حمایت مالی، گسترش پوشش بیمهای، ایجاد تسهیلات ویژه، و توسعه بنیادهای حمایتی میتواند نقشی کلیدی در ارتقای بهباشی بیماران داشته باشد. نظامهای بیمهای باید بهگونهای طراحی شوند که بخش عمده هزینههای حیاتی بیماران خاص را پوشش دهند و خانوادهها را از بحران مالی نجات دهند. خدماتی مانند بیمه مکمل ویژه بیماران خاص، معافیت از پرداخت هزینههای غیرضروری یا طرحهای حمایت از اشتغال بیماران، نمونههایی از این حمایتها هستند.
نقش خدمات روانشناختی نیز در تابآوری بیماران غیرقابل انکار است. فرد مبتلا به بیماری ، علاوه بر چالشهای جسمی، با بحرانهای عاطفی، ترس از آینده، ابهام و عدم اطمینان از نتیجه درمان و تغییر در نقشهای اجتماعی مواجه میشود. اگر این فشارهای روانی مدیریت نشود، احتمال افسردگی، اضطراب، فرسودگی و کاهش انگیزه درمان افزایش مییابد.
بنابراین ارائه خدمات رواندرمانی، گروهدرمانی، جلسات مشاوره و حمایتهای اجتماعی باید یکی از ارکان مهم نظام مراقبتی باشد.
مطالعات نشان داده است که بیماران دارای حمایت روانی مؤثر، به درمان پایبندی بیشتری دارند، کیفیت زندگی آنان بالاتر است و توانایی مواجهه با بحرانهای درمانی نیز در آنها تقویت میشود.
در کنار حمایتهای حرفهای، نقش خانواده و جامعه نیز در تابآوری بیماران بسیار مهم است. بیماران خاص در طول مسیر درمان خود نیازمند همراهی، همدلی و درک محیط پیرامون هستند. رفتار حمایتگرانه خانواده، ایجاد فضای عاطفی امن، مشارکت در مراقبت و ارائه حس ارزشمندی، تأثیر مستقیم بر بهباشی بیمار دارد.
همچنین آگاهی جامعه نسبت به بیماریها، پرهیز از انگ، ایجاد فرصتهای اجتماعی برابر و فراهمکردن محیطی پذیرنده برای بیماران، از عواملی هستند که احساس تعلق و امنیت اجتماعی را در آنها بالا میبرد. بخش مهمی از سلامت روان بیماران، از احساس مشارکت در جامعه و حفظ نقشهای اجتماعی آنان ناشی میشود. بنابراین تقویت فرهنگ عمومی و آموزش اجتماعی در این زمینه امری ضروری است.
آموزش بیمار و خانواده نیز یک مؤلفه دیگر و قابل توجه در مسیر بهبودی است.
آشنایی با نوع بیماری، روش درمان، علائم هشدار، شیوههای مراقبت خانگی، اصول تغذیه سالم و راهکارهای مدیریت استرس، باعث افزایش قدرت تصمیمگیری بیماران و کاهش نگرانیهای آنان میشود.
وقتی بیمار بداند چه چیزی در بدنش رخ میدهد و چگونه میتواند با آن سازگار شود، احساس کنترل بیشتری تجربه میکند؛ احساسی که یکی از پایههای تابآوری است.
بنابراین لازم است برنامههای آموزشی ساختاریافته توسط مراکز درمانی، انجمنهای بیمار و نهادهای حمایتی ارائه شود.
البته نادیده نماند که تکنولوژی و فنّاوری نیز امروز در خدمت ارتقای بهباشی بیماران قرار دارد. سامانههای سلامت الکترونیک، پرونده پزشکی دیجیتال، مشاوره آنلاین، پایش از راه دور و اپلیکیشنهای مدیریت بیماری، میتوانند دسترسی بیماران به خدمات تخصصی را تسهیل کرده و هزینههای آنان را کاهش دهند. استفاده از هوش مصنوعی در تشخیص زودهنگام، پیشبینی روند بیماری و برنامهریزی درمان، یکی دیگر از ابزارهایی است که میتواند کیفیت مراقبت را افزایش دهد. بهرهگیری از فناوری میتواند نظام مراقبتی بیماران خاص را از یک مدل سنتی به یک مدل کارآمد، سریع و مبتنی بر داده تبدیل کند.
۱۸ اردیبهشت فرصتی است تا همه بازیگران حوزه سلامت-از سیاستگذاران، نظام بیمهای و مراکز درمانی گرفته تا رسانهها، سازمانهای مردمنهاد و خانوادهها-دوباره نقش خود را در حمایت از بیماران خاص بازنگری کنند.
بخاطر بماند بیماران خاص و صعبالعلاج باید در مسیر سخت درمان، امید، امنیت، کرامت و کیفیت زندگی را تجربه کنند. توجه به آنان بعنوان یک وظیفه انسانی ضرورتی برای ارتقای شاخص سلامت جامعه است؛ چراکه جامعه سالم جامعهای است که از آسیبپذیرترین اقشار خود نیز حمایت میکند.امروز بیش از هر زمان دیگری به این درک رسیدهایم که حمایت درمانی از بیماران خاص باید چندبُعدی، پایدار و عادلانه باشد.
این حمایت زمانی معنا پیدا میکند که بیمار در هیچ مرحلهای احساس رهاشدگی نکند؛ زمانی که میداند دارویش تأمین است، خدمات درمانیاش قابل دسترس است، هزینهها قابل مدیریت هستند، روان او مورد توجه قرار میگیرد و جامعه با آغوش باز او را میپذیرد. چنین بستری، نهتنها کیفیت زندگی بیماران را افزایش میدهد، بلکه بار اقتصادی و اجتماعی ناشی از بیماریها را نیز کاهش میدهد، زیرا بیماران توانمندتر، فعالتر و امیدوارتر خواهند بود.
گفتنی است روز ۱۸ اردیبهشت یادآور مسئولیتی مشترک است؛ مسئولیتی که فراتر از شعار، نیازمند اقدام عملی، برنامهریزی هدفمند و همافزایی ملی است. این روز فرصتی برای تأمل و حرکت در مسیر ساختن نظام سلامت پاسخگو، منصفانه و انسانمحور است. اگر حمایتهای درمانی تقویت شود، اگر تابآوری بیماران بهصورت علمی و نظاممند ارتقا یابد و اگر بهباشی آنان بهعنوان یک هدف اصلی در نظام سلامت قرار گیرد، میتوان آیندهای را تصور کرد که بیماران خاص و صعبالعلاج با قدرت، امید و آرامش مسیر درمان را طی کنند.
در این روز فرصت آن فراهم میشود که نگاه دوبارهای به نیازهای واقعی بیماران خاص و صعبالعلاج و خانوادههای آنان بیندازیم؛ نیازهایی که طیفی گسترده از حمایتهای روانی، اجتماعی، مالی و توانبخشی را در بر میگیرد.
این روز در حقیقت یادآور اهمیت تابآوری و بهباشی در این بیماران است؛ مفاهیمی که اگر در مرکز توجه سیاستگذاریهای درمانی قرار گیرند، کیفیت زندگی بیماران را به طور چشمگیری بهبود میبخشند.
بیماریهای خاص و صعبالعلاج همچون اماس، هموفیلی، تالاسمی، سرطانها، نارسایی کلیوی، بیماریهای خودایمنی، بیماران پیوندی و بسیاری از اختلالات نادر، با ماهیتی مزمن یا سختدرمان همراهاند.
این بیماریها به دلیل شدت، پیچیدگی درمان و نیاز مداوم به پایش تخصصی، هزینههای بسیار سنگینی را بر فرد، خانواده و نظام سلامت تحمیل میکنند.
از سوی دیگر، طولانی بودن روند درمان، احتمال بروز عوارض و استرس روانی ناشی از ناپایداری شرایط جسمی، بر بار عاطفی بیماران میافزاید.
بنابراین ۱۸ اردیبهشت فرصتی است برای گفتوگو درباره این واقعیت که حمایت مؤثر از بیماران خاص، تنها با ارائه دارو و خدمات درمانی کافی به دست نمیآید، که این مهم نیازمند ایجاد یک شبکه منسجم از حمایتهای پزشکی، اجتماعی، روانشناختی و اقتصادی است.
آنچه بیش از هر چیز در مورد بیماران صعبالعلاج اهمیت دارد، لزوم هدایت نگاه جامعه و سیاستگذاران سلامت از درمانمحور صرف بهسوی «بهباشی» و «تابآوری» است.
بهباشی یا Well-being مفهومی فراتر از سلامت جسمی است و شامل احساس امنیت، امید، آرامش، توانایی کارکردن در نقشهای اجتماعی و دستیابی به کیفیت زندگی مطلوب میشود. از جانب دیگر تابآوری نیز به معنای توانایی فرد برای کنار آمدن با شرایط بحرانی و بازگشت به ثبات روانی و اجتماعی است.
آندسته از بیماران سخت درمانی که از تابآوری بالاتری برخوردارند، بهتر میتوانند با مشکلات درمانی مقابله کنند، تصمیمات درستتری بگیرند و دورههای درمانی طولانی را پشت سر بگذارند. اما این تابآوری به طور خودکار ایجاد نمیشود و نتیجه شبکهای از حمایتهای نظاممند و مستمر است.
نخستین بُعد حمایت، فراهمکردن دسترسی پایدار و بدون وقفه بیماران به داروهای حیاتی است. بسیاری از داروهای بیماران خاص، وارداتی، گرانقیمت یا دارای ظرفیت تولید محدود هستند. نوسانات در زنجیره تأمین دارو، کمبودهای مقطعی و دشواری تأمین مالی، از عواملی هستند که بر اضطراب و ناپایداری روانی بیماران میافزایند.
درواقع برای یک بیمار مبتلا به اماس یا سرطان، نبودن حتی یک دوره دارویی میتواند بهمعنای بازگشت علائم، تشدید بیماری و حتی تهدید جان او باشد. بنابراین مدیریت راهبردی تأمین دارو، توسعه توانمندیهای تولید داخل، ایجاد سامانههای نظارتی شفاف و برنامهریزی پایدار در سطح ملی، از مهمترین مؤلفههای حمایت از بیماران محسوب میشود.
این اقدامات علاوه بر مزایا و تاثیرات جسمانی از نظر روانی نیز احساس امنیت درمانی را در آنان تقویت میکند و تابآوری آنان را افزایش میدهد.
اما حمایت صرفاً به دارو محدود نمیشود. بیماران خاص معمولاً نیازمند تیم درمانی چندرشتهای هستند؛ تیمی که شامل پزشکان متخصص، پرستاران آموزشدیده، روانشناسان، کاردرمانگران، متخصصان تغذیه و مددکاران اجتماعی است.
هنگامی که بیماران به چنین شبکهای از خدمات هماهنگ دسترسی پیدا کنند، روند درمانی آنان هدفمندتر و پایدارتر خواهد شد. مدلهای نوین مراقبت که در بسیاری از کشورها اجرا میشود، نشان داده است که هماهنگی بینبخشی و مدیریت یکپارچه درمان، به کاهش هزینهها، پیشگیری از بستریهای غیرضروری، افزایش رضایت بیماران و بهبود نتایج درمانی منجر میشود.
گسترش مراکز جامع خدمات بیماران خاص در کشور میتواند یکی از مهمترین اقدامات برای رسیدن به این هدف باشد؛ مراکزی که نهتنها خدمات درمانی، بلکه مشاوره، حمایت مالی، آموزش و پیگیری مستمر ارائه دهند.
بُعد دیگر حمایت، توانمندسازی اقتصادی بیماران است. هزینههای درمان بیماران خاص و صعبالعلاج همیشه فراتر از توان مالی بسیاری از خانوادهها است. حتی با وجود پوششهای بیمهای، مخارج جانبی همچون هزینه ایابوذهاب، آزمایشهای تکمیلی، خدمات پرستاری و مراقبتهای توانبخشی، فشار مالی مضاعفی ایجاد میکند. این بار اقتصادی، همراه با دغدغههای درمانی، زمینهساز کاهش کیفیت زندگی، اضطراب شدید و کاهش تابآوری میشود.
به همین دلیل تقویت حمایت مالی، گسترش پوشش بیمهای، ایجاد تسهیلات ویژه، و توسعه بنیادهای حمایتی میتواند نقشی کلیدی در ارتقای بهباشی بیماران داشته باشد. نظامهای بیمهای باید بهگونهای طراحی شوند که بخش عمده هزینههای حیاتی بیماران خاص را پوشش دهند و خانوادهها را از بحران مالی نجات دهند. خدماتی مانند بیمه مکمل ویژه بیماران خاص، معافیت از پرداخت هزینههای غیرضروری یا طرحهای حمایت از اشتغال بیماران، نمونههایی از این حمایتها هستند.
نقش خدمات روانشناختی نیز در تابآوری بیماران غیرقابل انکار است. فرد مبتلا به بیماری ، علاوه بر چالشهای جسمی، با بحرانهای عاطفی، ترس از آینده، ابهام و عدم اطمینان از نتیجه درمان و تغییر در نقشهای اجتماعی مواجه میشود. اگر این فشارهای روانی مدیریت نشود، احتمال افسردگی، اضطراب، فرسودگی و کاهش انگیزه درمان افزایش مییابد.
بنابراین ارائه خدمات رواندرمانی، گروهدرمانی، جلسات مشاوره و حمایتهای اجتماعی باید یکی از ارکان مهم نظام مراقبتی باشد.
مطالعات نشان داده است که بیماران دارای حمایت روانی مؤثر، به درمان پایبندی بیشتری دارند، کیفیت زندگی آنان بالاتر است و توانایی مواجهه با بحرانهای درمانی نیز در آنها تقویت میشود.
در کنار حمایتهای حرفهای، نقش خانواده و جامعه نیز در تابآوری بیماران بسیار مهم است. بیماران خاص در طول مسیر درمان خود نیازمند همراهی، همدلی و درک محیط پیرامون هستند. رفتار حمایتگرانه خانواده، ایجاد فضای عاطفی امن، مشارکت در مراقبت و ارائه حس ارزشمندی، تأثیر مستقیم بر بهباشی بیمار دارد.
همچنین آگاهی جامعه نسبت به بیماریها، پرهیز از انگ، ایجاد فرصتهای اجتماعی برابر و فراهمکردن محیطی پذیرنده برای بیماران، از عواملی هستند که احساس تعلق و امنیت اجتماعی را در آنها بالا میبرد. بخش مهمی از سلامت روان بیماران، از احساس مشارکت در جامعه و حفظ نقشهای اجتماعی آنان ناشی میشود. بنابراین تقویت فرهنگ عمومی و آموزش اجتماعی در این زمینه امری ضروری است.
آموزش بیمار و خانواده نیز یک مؤلفه دیگر و قابل توجه در مسیر بهبودی است.
آشنایی با نوع بیماری، روش درمان، علائم هشدار، شیوههای مراقبت خانگی، اصول تغذیه سالم و راهکارهای مدیریت استرس، باعث افزایش قدرت تصمیمگیری بیماران و کاهش نگرانیهای آنان میشود.
وقتی بیمار بداند چه چیزی در بدنش رخ میدهد و چگونه میتواند با آن سازگار شود، احساس کنترل بیشتری تجربه میکند؛ احساسی که یکی از پایههای تابآوری است.
بنابراین لازم است برنامههای آموزشی ساختاریافته توسط مراکز درمانی، انجمنهای بیمار و نهادهای حمایتی ارائه شود.
البته نادیده نماند که تکنولوژی و فنّاوری نیز امروز در خدمت ارتقای بهباشی بیماران قرار دارد. سامانههای سلامت الکترونیک، پرونده پزشکی دیجیتال، مشاوره آنلاین، پایش از راه دور و اپلیکیشنهای مدیریت بیماری، میتوانند دسترسی بیماران به خدمات تخصصی را تسهیل کرده و هزینههای آنان را کاهش دهند. استفاده از هوش مصنوعی در تشخیص زودهنگام، پیشبینی روند بیماری و برنامهریزی درمان، یکی دیگر از ابزارهایی است که میتواند کیفیت مراقبت را افزایش دهد. بهرهگیری از فناوری میتواند نظام مراقبتی بیماران خاص را از یک مدل سنتی به یک مدل کارآمد، سریع و مبتنی بر داده تبدیل کند.
۱۸ اردیبهشت فرصتی است تا همه بازیگران حوزه سلامت-از سیاستگذاران، نظام بیمهای و مراکز درمانی گرفته تا رسانهها، سازمانهای مردمنهاد و خانوادهها-دوباره نقش خود را در حمایت از بیماران خاص بازنگری کنند.
بخاطر بماند بیماران خاص و صعبالعلاج باید در مسیر سخت درمان، امید، امنیت، کرامت و کیفیت زندگی را تجربه کنند. توجه به آنان بعنوان یک وظیفه انسانی ضرورتی برای ارتقای شاخص سلامت جامعه است؛ چراکه جامعه سالم جامعهای است که از آسیبپذیرترین اقشار خود نیز حمایت میکند.امروز بیش از هر زمان دیگری به این درک رسیدهایم که حمایت درمانی از بیماران خاص باید چندبُعدی، پایدار و عادلانه باشد.
این حمایت زمانی معنا پیدا میکند که بیمار در هیچ مرحلهای احساس رهاشدگی نکند؛ زمانی که میداند دارویش تأمین است، خدمات درمانیاش قابل دسترس است، هزینهها قابل مدیریت هستند، روان او مورد توجه قرار میگیرد و جامعه با آغوش باز او را میپذیرد. چنین بستری، نهتنها کیفیت زندگی بیماران را افزایش میدهد، بلکه بار اقتصادی و اجتماعی ناشی از بیماریها را نیز کاهش میدهد، زیرا بیماران توانمندتر، فعالتر و امیدوارتر خواهند بود.
گفتنی است روز ۱۸ اردیبهشت یادآور مسئولیتی مشترک است؛ مسئولیتی که فراتر از شعار، نیازمند اقدام عملی، برنامهریزی هدفمند و همافزایی ملی است. این روز فرصتی برای تأمل و حرکت در مسیر ساختن نظام سلامت پاسخگو، منصفانه و انسانمحور است. اگر حمایتهای درمانی تقویت شود، اگر تابآوری بیماران بهصورت علمی و نظاممند ارتقا یابد و اگر بهباشی آنان بهعنوان یک هدف اصلی در نظام سلامت قرار گیرد، میتوان آیندهای را تصور کرد که بیماران خاص و صعبالعلاج با قدرت، امید و آرامش مسیر درمان را طی کنند.
مرجع : خبرگزاری ایرنا





















