پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵ - 8 Oct 2026
تاریخ انتشار :
دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ / ۱۲:۴۷
کد مطلب: 69747
۱
گزارش هفت‌صبح از سه‌برابر شدن جمعیت زنان سرپرست خانوار در دو دهه گذشته ایران

هدف این است که روند رشد طلاق کنترل شود

چه بر‌سر خانواده ایرانی آمده است؟
هدف این است که روند رشد طلاق کنترل شود
هفت صبح، شهلا رضایی

در کوچه‌های شهر، خانه‌هایی هستند که صدای هیچ مردی در آن‌ها شنیده نمی‌شود. خانه‌هایی که در آن، یک زن هر روز صبح زودتر از همه بیدار می‌شود تا هم نقش پدر باشد و هم مادر؛ تا هم نان‌آور باشد و هم مربی. این‌ها «زنان سرپرست خانوار» هستند؛ کسانی که به هر دلیلی، از یک اتفاق تلخ گرفته تا یک تصمیم سخت، حالا باید تمام بار سنگین زندگی را روی شانه‌هایشان بکشند. اما آیا ما می‌دانیم این جمعیت چقدر رشد کرده است و چه طوفان‌هایی در پس این رشد نهفته است؟ وقتی نگاهی به آمارهای سازمان بهزیستی می‌اندازیم، متوجه می‌شویم که این موضوع دیگر یک اتفاق فردی نیست، بلکه یک «پدیده اجتماعی» است که زنگ خطر را به صدا درآورده است.


از یک میلیون تا سه میلیون!
اگر به عقب برگردیم و سرشماری سال ۱۳۷۵ را ببینیم، تعداد زنان سرپرست خانوار در ایران و در آن برهه کمتر از یک میلیون نفر بود. اما همین عدد در سال ۱۳۹۵ به بیش از سه میلیون نفر رسید! تصور کنید در این ۲۰سال، جمعیت زنانی که باید به تنهایی خانه‌ای را اداره کنند سه برابر شده است.حالا در سال‌های اخیر، این روند نه تنها متوقف نشده که حتی شتاب هم گرفته است.

سیدحسن موسوی چلک، معاون امور سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، هشدار می‌دهد که این مسیر صعودی همچنان ادامه دارد. در حال حاضر، تنها در سازمان بهزیستی بیش از ۲۸۰ هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش هستند. البته وی نکته‌ای را یادآور می‌شوند که نباید از آن غافل شد: بخشی از این افزایش آمار به دلیل این است که دولت و مجلس سعی کرده‌اند ظرفیت پذیرش را بالا ببرند تا هیچ نیازمندی پشت نوبت نماند. اما این موضوع حقیقت تلخ‌تری را می‌پوشاند؛ اینکه هر چه ظرفیت پذیرش بالا می‌رود، یعنی تعداد نیازمندانی که در سایه‌ها بوده‌اند، بیشتر است.


چرا زنان تنها می‌مانند؟
اما سوال اصلی این است: چه اتفاقی افتاده که این‌قدر زیاد، زنان در جایگاه سرپرست خانوار قرار می‌گیرند؟ پاسخ به این سوال، در واقع کالبدشکافی دردهای جامعه ماست. دلایل متعددی وجود دارد؛ از تصادفات رانندگی و فوت همسر گرفته تا اتفاقاتی که هر زندگی را به هم می‌ریزد. اما یک دلیل پررنگ و تکراری وجود دارد: «طلاق».روند طلاق در سال‌های اخیر به شکلی افزایشی بوده که همه را نگران می‌کند. اما چرا طلاق می‌گیریم؟ موسوی چلک معتقد است نمی‌توان یک عامل واحد را مقصر دانست.

طلاق، نتیجه‌ یک زنجیره از ناکامی‌هاست. فقر، اعتیاد، خشونت خانگی و خیانت، چهار ضلعِ مربعِ تلخی هستند که بسیاری از ازدواج‌ها را به شکست می‌کشانند. علاوه بر این‌ها، اختلالات روانی، ناباروری و حتی فقدان مهارت‌های ساده‌ زوجی در کنار بیکاری، باعث می‌شود که خانه به جای اینکه پناهگاه باشد، تبدیل به میدان جنگ شود. از طرف دیگر، پدیده‌ای به نام «تجرد قطعی» در میان دختران رشد کرده است؛ یعنی دخترانی که هرگز وارد ازدواج نمی‌شوند و در واقع «خودسرپرست» هستند و آن‌ها هم به این جمعیتِ تنها اضافه می‌شوند.


زندگی با دو میلیون تومان
حالا بیایید از آمارها فاصله بگیریم و به زندگی واقعی این زنان نگاه کنیم. وقتی صحبت از حمایت‌های بهزیستی یا کمیته امداد می‌شود، اولین چیزی که به سراغ ما می‌آید، «مستمری ماهانه» است. بله، امسال این مبلغ با کمک دولت و مجلس ۵۰ درصد افزایش یافته است، اما بیایید صادق باشیم؛ آیا این افزایش، نیازهای واقعی یک خانواده را پوشش می‌دهد؟

تصور کنید زنی که سرپرست یک خانواده تک‌نفره است، با دو میلیون تومان در ماه باید زندگی کند! دو میلیون تومان برای اجاره‌بهای سرسام‌آور خانه‌ها، هزینه قبض‌ها، خرید مواد غذایی و لباس کودکان! این مبلغ حتی برای یک وعده غذای سالم در ماه برای تمام اعضا هم شاید کافی نباشد. مشکل این زنان فقط پول نیست؛ آن‌ها با بحران مسکن و کمبود مهارت‌های شغلی هم می‌جنگند.

بهزیستی سعی می‌کند خدماتی غیرمستمر مثل کمک به اشتغال، تحصیل، ازدواج فرزندان یا تأمین لوازم ضروری منزل ارائه دهد، اما همان‌طور که آقای موسوی چلک اعتراف می‌کنند، این حمایت‌ها «در حد منابعی است که در اختیار دارند». یعنی نیازها کوه است و منابع، تپه‌ای کوچک.


پلی به نام اشتغال
یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های زنان سرپرست خانوار، لحظه‌ ورود به بازار کار است. بسیاری از آن‌ها می‌ترسند که به محض اینکه شغلی پیدا کردند، حمایت‌های بهزیستی قطع شود و دوباره به همان نقطه صفر برگردند. اما در اینجا یک نکته امیدوارکننده وجود دارد.

طبق گفته‌های معاون بهزیستی، خروج از تحت پوشش بودن، بلافاصله بعد از پیدا کردن کار اتفاق نمی‌افتاد. سازمان بهزیستی می‌داند که یک شغل موقت یا درآمد ناپایدار نمی‌تواند جایگزین حمایت‌های اجتماعی شود. بنابراین، یک بازه‌ زمانی تعیین می‌شود و تیم‌های توانمندسازی و مددکاران اجتماعی بررسی می‌کنند که آیا این شغل «پایدار» است یا خیر. یعنی تا زمانی که درآمد زن به ثبات نرسد، حمایت‌ها ادامه می‌یابد تا او با اطمینان خاطر بیشتری به سمت استقلال مالی حرکت کند.


نجات پنج سال اول
وقتی می‌بینیم تعداد زنان سرپرست خانوار در حال افزایش است، باید بپرسیم: کجا اشتباه کردیم؟ پاسخ در همان ابتدای راه است؛ یعنی لحظه‌ «بله» گفتن در مراسم ازدواج.بهزیستی روی یک بازه زمانی خاص تمرکز کرده است: «پنج سال اول زندگی مشترک». چرا؟ چون اکثر طوفان‌ها و شکست‌های عاطفی در همین پنج سال اول رخ می‌دهد. اگر بتوان در این بازه، زوج‌ها را با مهارت‌های زندگی آشنا کرد، اگر بتوان به آن‌ها یاد داد چطور با تضادها کنار بیایند و چطور با هم ارتباط برقرار کنند، شاید بتوان جلوی بسیاری از طلاق‌ها را گرفت.

امسال برنامه‌ها گسترده‌تر شده و حتی مراکز مشاوره خصوصی هم وارد این زنجیره شده‌اند تا آموزش‌های گروهی برگزار کنند. هدف این است که روند رشد طلاق کنترل شود. حتی اگر نتوان جلوی تمام طلاق‌ها را گرفت، حداقل می‌توان از «طلاق‌های عجولانه» یا «طلاق‌های ناشی از ناآگاهی» کم کرد. اما نکته کلیدی، توسعه مشاوره‌های پیش از ازدواج است؛ یعنی قبل از اینکه کسی وارد این بازی خطرناک شود، بداند چه مسئولیتی را می‌پذیرد.

فراتر از یک مستمری ماهانه
زنان سرپرست خانوار، قهرمانانی هستند که در سکوت می‌جنگند. آن‌ها فقط به یک مستمری ماهانه نیاز ندارند؛ آن‌ها به «دیده شدن»، «احترام» و «فرصت‌های برابر» نیاز دارند. افزایش جمعیت این زنان، نشان‌دهنده یک زخم عمیق در بدنه اجتماعی ماست که با چند درصد افزایش مستمری درمان نمی‌شود.

ما به جامعه‌ای نیاز داریم که در آن، ازدواج بر پایه مهارت و آگاهی باشد، نه فقط عادت. به سیستمی نیاز داریم که در آن، زن سرپرست خانوار احساس نکند که در برابر طوفان زندگی تنهاست. حمایت از این زنان، در واقع حمایت از آینده فرزندانی است که در این خانه‌ها رشد می‌کنند. چون اگر تکیه‌گاه این خانه‌ها (یعنی آن زنان شجاع) فرو بریزد، یک نسل از کودکان ماست که بی‌سرپناه خواهند شد.
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

ساعت مناسب شروع مدرسه ابتدایی و مدت زمان آموزش کودکان چقدر است؟
اندازه گیری هوش
چرا بدن ناگهان شیرینی می‌خواهد؟
نظریه‌های رشد کودک: مروری علمی بر دیدگاه‌های روان‌شناسان بزرگ جهان
شب کاری چه تاثیری بر سلامت دارد؟
راهکارهای مهار «استعفای خاموش» در سازمان‌های دولتی
نقش هورمون‌ها در استفاده از شبکه‌های اجتماعی؛ دوپامین، کورتیزول و خواب
کمک موثر به بیماران اسکیزوفرنی مزمن با موسیقی و واقعیت مجازی
نکات روان‌شناختی و تربیتی برای دانش‌آموزان کلاس اولی در آغاز سال تحصیلی؛ راهنمایی برای معلمان و والدین
نقش طرحواره‌ها در بروز اختلالات روانی؛ طریقه شکل‌گیری طرحواره‌های ناسازگار!
الگوی عملیاتی مدیریت مداخلات تربیتی و ارتقای سلامت روان در مدارس
چرا اعضای خانواده از یکدیگر دور می‌شوند؟
سخن گفتن با خدا مانند صحبت کردن با یک دوست پشت تلفن است... ممکن است او را در طرف دیگر نبینیم، اما می دانیم که دارد گوش می دهد...
[2,0]