رسانه، زبان تابآوری است
به گزارش میگنا رسانه روانشناسی و تاب آوری ایران در جهان امروز، رسانه از یک ابزار ساده برای انتقال خبر فراتر رفته و به میدان اصلی شکلگیری معنا، امید، آگاهی و کنش اجتماعی تبدیل شده است. هر جامعهای در لحظههای دشوار، از جنگ و فقر تا اعتیاد، بحران هویت، فرسودگی روانی و آسیبهای خانوادگی، نیاز دارد بتواند درباره رنج خود سخن بگوید، تجربههایش را بازخوانی کند و برای عبور از وضعیت دشوار، نیروی جمعی بسازد. در این میان، رسانه همان زبانی است که جامعه با آن خود را میفهمد، دردهایش را روایت میکند و راههای ترمیم و بازسازی را پیش چشم میگذارد. از همین رو میتوان گفت رسانه، زبان تابآوری است.
به بیان عفت حیدری روانشناس اجتماعی و دارنده نشان فرهنگ یار تاب آوری ایران آینده جوامع به میزان تابآوری آنها وابسته است و آینده تابآوری نیز با کیفیت روایتهایی که در رسانه ساخته میشود پیوندی مستقیم دارد.
تابآوری یا resiliency به معنای توان ایستادن، بازیابی، سازگاری و حرکت رو به جلو در شرایط سخت است. این مفهوم در سطح فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی معنا پیدا میکند. وقتی یک کودک پس از تجربه فقدان، دوباره به زندگی عادی بازمیگردد، وقتی خانوادهای پس از فشارهای اقتصادی انسجام خود را حفظ میکند، وقتی محلهای پس از یک آسیب اجتماعی برای بازسازی رابطهها تلاش میکند، ما با جلوههایی از تابآوری روبهرو هستیم. رسانه در همه این سطوح نقش دارد، چون تصویر ذهنی مردم از بحران، تواناییها، فرصتها و آینده را میسازد. اگر این تصویر تیره، تحقیرآمیز و ناامیدکننده باشد، جامعه ضعیفتر میشود. اگر این تصویر واقعی، امیدآفرین و توانمندساز باشد، بستر تابآوری گسترش پیدا میکند.
نخستین کارکرد رسانه در مسیر تابآوری، معنا دادن به رنج است.
هر بحران، اگر بدون روایت بماند، به اضطراب پراکنده و احساس بیپناهی تبدیل میشود. رسانه میتواند تجربههای پراکنده را در قالب یک روایت اجتماعی منسجم بازآفرینی کند. در این وضعیت، مردم درمییابند چه رخ داده، چرا رخ داده، چه کسانی درگیر شدهاند و برای کاهش آسیب چه میتوان کرد. این فرایند، از آشفتگی ذهنی میکاهد و به شکلگیری ادراک مشترک کمک میکند. ادراک مشترک، مقدمه عمل جمعی است و عمل جمعی، یکی از پایههای مهم تابآوری اجتماعی به شمار میآید.
رسانه در نوع واژهگزینی هم اثر عمیقی دارد. زبان رسانه اگر تحقیرکننده، هیجانی، هراسافکن یا برچسبزن باشد، آسیب را چند برابر میکند. برای نمونه، در موضوع اعتیاد، اگر فرد درگیر مصرف مواد با زبانی قضاوتگر معرفی شود، راه بازگشت اجتماعی او دشوارتر خواهد شد. اگر همان فرد با نگاهی انسانی، درمانپذیر و دارای ظرفیت تغییر بازنمایی شود، امید در او، خانوادهاش و مخاطبان زنده میماند. به همین دلیل، رسانه در موضوع تابآوری باید زبانی اخلاقی، دقیق، انسانی و مسئولانه داشته باشد. این زبان، درد را انکار نمیکند، اما آن را به بنبست هم تبدیل نمیکند.
رسانه در جامعهای مانند ایران، نقشی فراتر از اطلاعرسانی روزمره دارد.
جامعه ایرانی در دهههای مختلف با انواع بحرانها زندگی کرده است؛ از جنگ تحمیلی تا فشارهای اقتصادی، از بلایای طبیعی تا مسائل پیچیده اجتماعی. در همه این موقعیتها، آنچه مردم را برای ادامه دادن حفظ کرده، وجود روایتهایی از امید، ایمان، همبستگی، فداکاری و بازسازی بوده است.
رسانه، بستر تولید و گسترش این روایتهاست.
هر زمان که رسانه توانسته تجربه ایستادگی مردم، همیاری خانوادهها، تلاش نیروهای مردمی و ظرفیت نهادهای اجتماعی را خوب بازنمایی کند، حس توانستن در جامعه تقویت شده است.
در فرهنگ ایرانی و اسلامی، تابآوری ریشهای ژرف دارد. این مفهوم را میتوان در بسیاری از روایتهای دینی، تاریخی و اجتماعی دید. در میان این الگوها، واقعه کربلا جایگاهی بسیار مهم دارد.
کربلا مدرسه پایداری، معنا، عزت و وفاداری به حقیقت است.
در این روایت بزرگ، انسان در دشوارترین شرایط نیز کرامت خود را حفظ میکند و رنج را به مسیر آگاهی و بیداری تبدیل میسازد. رسانهای که از سرچشمههای فرهنگی و معنوی جامعه بهره میگیرد، میتواند تابآوری را به زبانی آشنا، عمیق و اثرگذار برای مخاطب ترجمه کند. وقتی پیام ایستادگی، صبر، همراهی و مسئولیتپذیری اجتماعی از طریق رسانه بازنشر میشود، جامعه در برابر فرسایش روانی مقاومتر خواهد شد.
یکی از مهمترین ظرفیتهای رسانه برای گسترش تابآوری، الگوسازی است.
انسانها از راه مشاهده و همانندسازی، رفتارهای تازه را میآموزند. وقتی رسانه زندگی افرادی را نشان میدهد که از دل شکست، سوگ، بیماری، اعتیاد یا فقر عبور کردهاند و توانستهاند زندگی خود را دوباره بسازند، در واقع الگوهای عینی تابآوری را در دسترس جامعه قرار میدهد. این الگوها تبلیغاتی و شعاری نیستند، بلکه نمونههای زندهای از امکان عبور از بحران به شمار میروند. مخاطب با دیدن این روایتها درمییابد که رنج پایان زندگی نیست و بازسازی ممکن است.
رسانههای اجتماعی نیز در سالهای اخیر در ساختن یا فرسایش تابآوری نقش بزرگی پیدا کردهاند. سرعت انتشار محتوا، دسترسی آسان، تعامل بالا و امکان روایتگری شخصی، این فضاها را به میدان مهمی برای تولید معنا تبدیل کرده است. در این فضا، یک پیام درست میتواند به هزاران نفر امید بدهد و یک روایت آسیبزا میتواند اضطراب جمعی ایجاد کند. از این رو، مسئولیت تولیدکنندگان محتوا، روزنامهنگاران، فعالان اجتماعی و مدیران رسانه از گذشته بیشتر شده است. هر محتوایی که درباره سلامت روان، اعتیاد، خشونت، بحران خانوادگی، سوگ یا فقر تولید میشود، باید از منظر اثر آن بر تابآوری فردی و اجتماعی ارزیابی شود.
یکی دیگر از ابعاد مهم رسانه به عنوان زبان تابآوری، تقویت سرمایه اجتماعی است.
سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، همکاری، پیوندهای انسانی و احساس تعلق به جامعه. در وضعیت بحران، مردم اگر به هم اعتماد داشته باشند و احساس کنند در یک سرنوشت مشترک قرار دارند، بهتر میتوانند از فشارها عبور کنند. رسانه با نشان دادن کنشهای همیارانه، فعالیت گروههای مردمی، ابتکارهای محلی و تجربههای موفق بازسازی اجتماعی، به تقویت این سرمایه کمک میکند. جامعهای که در آن مردم از توان یکدیگر باخبر باشند و امکان مشارکت را ببینند، آمادگی بیشتری برای مقابله با بحرانها خواهد داشت.
در حوزه کار اجتماعی و مشاوره نیز رسانه یک ابزار راهبردی است.
بسیاری از مردم، پیش از آنکه به مراکز تخصصی مراجعه کنند، نخست از طریق رسانه آگاهی میگیرند. اگر رسانه اطلاعات علمی، ساده، معتبر و کاربردی درباره راههای کاهش آسیب، پیشگیری، درمان، حمایت خانوادگی و مهارتهای زندگی ارائه دهد، نقش پیشگیرانه و توانمندساز خود را به خوبی ایفا میکند. در این مسیر، رسانه میتواند فاصله میان دانش تخصصی و فهم عمومی را کم کند. این کار برای موضوعاتی مانند اعتیاد، فرزندپروری، خشونت خانگی، افسردگی، سوگ و بحرانهای هویتی اهمیت زیادی دارد.
از سوی دیگر، رسانه میتواند صدای گروههایی باشد که کمتر دیده میشوند. زنان آسیبدیده، کودکان در معرض خطر، سالمندان، افراد دارای معلولیت، خانوادههای گرفتار فقر، نوجوانان درگیر بحرانهای روانی و افرادی که مسیر بهبودی را طی میکنند، اغلب نیاز دارند در فضایی امن و محترمانه دیده شوند.
دیده شدن اجتماعی، بخشی از فرایند ترمیم است.
وقتی رسانه امکان شنیده شدن این صداها را فراهم میکند، نوعی عدالت روایی شکل میگیرد و جامعه با واقعیتهای پنهان خود صادقتر روبهرو میشود. این صداقت، زمینه اصلاح و بازسازی را فراهم میسازد.
رسانه، زبان تابآوری است چون میان آگاهی و امید پیوند برقرار میکند. جامعه بدون آگاهی، گرفتار شایعه و سردرگمی میشود و بدون امید، به انفعال و فرسودگی میرسد.
هنر رسانه در این است که واقعیت را روشن کند و در همان حال، افق عمل را هم باز نگه دارد. در این چارچوب، رسانه حرفهای از اغراق، سیاهنمایی، تحقیر، برچسبزنی و ناامیدسازی دوری میکند و به سوی روایتهای مسئولانه حرکت میکند. این مسئولیت، در دورهای که مردم هر روز با حجم بزرگی از اخبار تلخ روبهرو هستند، ارزشی دوچندان دارد.
آینده جوامع به میزان تابآوری آنها وابسته است و آینده تابآوری نیز با کیفیت روایتهایی که در رسانه ساخته میشود پیوندی مستقیم دارد. اگر رسانه بتواند درد را با کرامت روایت کند، تجربههای موفق را برجسته سازد، دانش معتبر را در اختیار مردم بگذارد، پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و از ذخایر فرهنگی و معنوی جامعه برای بازسازی امید بهره بگیرد، در حقیقت به یکی از مهمترین ابزارهای احیای اجتماعی تبدیل خواهد شد. در چنین وضعیتی، رسانه دیگر یک کانال خبررسانی نیست؛ رسانه به زبان زندگی، ترمیم، امید و ایستادگی بدل میشود. از همین منظر، این جمله معنایی عمیق و راهبردی دارد که رسانه، زبان تابآوری است.
به بیان عفت حیدری روانشناس اجتماعی و دارنده نشان فرهنگ یار تاب آوری ایران آینده جوامع به میزان تابآوری آنها وابسته است و آینده تابآوری نیز با کیفیت روایتهایی که در رسانه ساخته میشود پیوندی مستقیم دارد.
تابآوری یا resiliency به معنای توان ایستادن، بازیابی، سازگاری و حرکت رو به جلو در شرایط سخت است. این مفهوم در سطح فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی معنا پیدا میکند. وقتی یک کودک پس از تجربه فقدان، دوباره به زندگی عادی بازمیگردد، وقتی خانوادهای پس از فشارهای اقتصادی انسجام خود را حفظ میکند، وقتی محلهای پس از یک آسیب اجتماعی برای بازسازی رابطهها تلاش میکند، ما با جلوههایی از تابآوری روبهرو هستیم. رسانه در همه این سطوح نقش دارد، چون تصویر ذهنی مردم از بحران، تواناییها، فرصتها و آینده را میسازد. اگر این تصویر تیره، تحقیرآمیز و ناامیدکننده باشد، جامعه ضعیفتر میشود. اگر این تصویر واقعی، امیدآفرین و توانمندساز باشد، بستر تابآوری گسترش پیدا میکند.
نخستین کارکرد رسانه در مسیر تابآوری، معنا دادن به رنج است.
هر بحران، اگر بدون روایت بماند، به اضطراب پراکنده و احساس بیپناهی تبدیل میشود. رسانه میتواند تجربههای پراکنده را در قالب یک روایت اجتماعی منسجم بازآفرینی کند. در این وضعیت، مردم درمییابند چه رخ داده، چرا رخ داده، چه کسانی درگیر شدهاند و برای کاهش آسیب چه میتوان کرد. این فرایند، از آشفتگی ذهنی میکاهد و به شکلگیری ادراک مشترک کمک میکند. ادراک مشترک، مقدمه عمل جمعی است و عمل جمعی، یکی از پایههای مهم تابآوری اجتماعی به شمار میآید.
رسانه در نوع واژهگزینی هم اثر عمیقی دارد. زبان رسانه اگر تحقیرکننده، هیجانی، هراسافکن یا برچسبزن باشد، آسیب را چند برابر میکند. برای نمونه، در موضوع اعتیاد، اگر فرد درگیر مصرف مواد با زبانی قضاوتگر معرفی شود، راه بازگشت اجتماعی او دشوارتر خواهد شد. اگر همان فرد با نگاهی انسانی، درمانپذیر و دارای ظرفیت تغییر بازنمایی شود، امید در او، خانوادهاش و مخاطبان زنده میماند. به همین دلیل، رسانه در موضوع تابآوری باید زبانی اخلاقی، دقیق، انسانی و مسئولانه داشته باشد. این زبان، درد را انکار نمیکند، اما آن را به بنبست هم تبدیل نمیکند.
رسانه در جامعهای مانند ایران، نقشی فراتر از اطلاعرسانی روزمره دارد.
جامعه ایرانی در دهههای مختلف با انواع بحرانها زندگی کرده است؛ از جنگ تحمیلی تا فشارهای اقتصادی، از بلایای طبیعی تا مسائل پیچیده اجتماعی. در همه این موقعیتها، آنچه مردم را برای ادامه دادن حفظ کرده، وجود روایتهایی از امید، ایمان، همبستگی، فداکاری و بازسازی بوده است.
رسانه، بستر تولید و گسترش این روایتهاست.
هر زمان که رسانه توانسته تجربه ایستادگی مردم، همیاری خانوادهها، تلاش نیروهای مردمی و ظرفیت نهادهای اجتماعی را خوب بازنمایی کند، حس توانستن در جامعه تقویت شده است.
در فرهنگ ایرانی و اسلامی، تابآوری ریشهای ژرف دارد. این مفهوم را میتوان در بسیاری از روایتهای دینی، تاریخی و اجتماعی دید. در میان این الگوها، واقعه کربلا جایگاهی بسیار مهم دارد.
کربلا مدرسه پایداری، معنا، عزت و وفاداری به حقیقت است.
در این روایت بزرگ، انسان در دشوارترین شرایط نیز کرامت خود را حفظ میکند و رنج را به مسیر آگاهی و بیداری تبدیل میسازد. رسانهای که از سرچشمههای فرهنگی و معنوی جامعه بهره میگیرد، میتواند تابآوری را به زبانی آشنا، عمیق و اثرگذار برای مخاطب ترجمه کند. وقتی پیام ایستادگی، صبر، همراهی و مسئولیتپذیری اجتماعی از طریق رسانه بازنشر میشود، جامعه در برابر فرسایش روانی مقاومتر خواهد شد.
یکی از مهمترین ظرفیتهای رسانه برای گسترش تابآوری، الگوسازی است.
انسانها از راه مشاهده و همانندسازی، رفتارهای تازه را میآموزند. وقتی رسانه زندگی افرادی را نشان میدهد که از دل شکست، سوگ، بیماری، اعتیاد یا فقر عبور کردهاند و توانستهاند زندگی خود را دوباره بسازند، در واقع الگوهای عینی تابآوری را در دسترس جامعه قرار میدهد. این الگوها تبلیغاتی و شعاری نیستند، بلکه نمونههای زندهای از امکان عبور از بحران به شمار میروند. مخاطب با دیدن این روایتها درمییابد که رنج پایان زندگی نیست و بازسازی ممکن است.
رسانههای اجتماعی نیز در سالهای اخیر در ساختن یا فرسایش تابآوری نقش بزرگی پیدا کردهاند. سرعت انتشار محتوا، دسترسی آسان، تعامل بالا و امکان روایتگری شخصی، این فضاها را به میدان مهمی برای تولید معنا تبدیل کرده است. در این فضا، یک پیام درست میتواند به هزاران نفر امید بدهد و یک روایت آسیبزا میتواند اضطراب جمعی ایجاد کند. از این رو، مسئولیت تولیدکنندگان محتوا، روزنامهنگاران، فعالان اجتماعی و مدیران رسانه از گذشته بیشتر شده است. هر محتوایی که درباره سلامت روان، اعتیاد، خشونت، بحران خانوادگی، سوگ یا فقر تولید میشود، باید از منظر اثر آن بر تابآوری فردی و اجتماعی ارزیابی شود.
یکی دیگر از ابعاد مهم رسانه به عنوان زبان تابآوری، تقویت سرمایه اجتماعی است.
سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، همکاری، پیوندهای انسانی و احساس تعلق به جامعه. در وضعیت بحران، مردم اگر به هم اعتماد داشته باشند و احساس کنند در یک سرنوشت مشترک قرار دارند، بهتر میتوانند از فشارها عبور کنند. رسانه با نشان دادن کنشهای همیارانه، فعالیت گروههای مردمی، ابتکارهای محلی و تجربههای موفق بازسازی اجتماعی، به تقویت این سرمایه کمک میکند. جامعهای که در آن مردم از توان یکدیگر باخبر باشند و امکان مشارکت را ببینند، آمادگی بیشتری برای مقابله با بحرانها خواهد داشت.
در حوزه کار اجتماعی و مشاوره نیز رسانه یک ابزار راهبردی است.
بسیاری از مردم، پیش از آنکه به مراکز تخصصی مراجعه کنند، نخست از طریق رسانه آگاهی میگیرند. اگر رسانه اطلاعات علمی، ساده، معتبر و کاربردی درباره راههای کاهش آسیب، پیشگیری، درمان، حمایت خانوادگی و مهارتهای زندگی ارائه دهد، نقش پیشگیرانه و توانمندساز خود را به خوبی ایفا میکند. در این مسیر، رسانه میتواند فاصله میان دانش تخصصی و فهم عمومی را کم کند. این کار برای موضوعاتی مانند اعتیاد، فرزندپروری، خشونت خانگی، افسردگی، سوگ و بحرانهای هویتی اهمیت زیادی دارد.
از سوی دیگر، رسانه میتواند صدای گروههایی باشد که کمتر دیده میشوند. زنان آسیبدیده، کودکان در معرض خطر، سالمندان، افراد دارای معلولیت، خانوادههای گرفتار فقر، نوجوانان درگیر بحرانهای روانی و افرادی که مسیر بهبودی را طی میکنند، اغلب نیاز دارند در فضایی امن و محترمانه دیده شوند.
دیده شدن اجتماعی، بخشی از فرایند ترمیم است.
وقتی رسانه امکان شنیده شدن این صداها را فراهم میکند، نوعی عدالت روایی شکل میگیرد و جامعه با واقعیتهای پنهان خود صادقتر روبهرو میشود. این صداقت، زمینه اصلاح و بازسازی را فراهم میسازد.
رسانه، زبان تابآوری است چون میان آگاهی و امید پیوند برقرار میکند. جامعه بدون آگاهی، گرفتار شایعه و سردرگمی میشود و بدون امید، به انفعال و فرسودگی میرسد.
هنر رسانه در این است که واقعیت را روشن کند و در همان حال، افق عمل را هم باز نگه دارد. در این چارچوب، رسانه حرفهای از اغراق، سیاهنمایی، تحقیر، برچسبزنی و ناامیدسازی دوری میکند و به سوی روایتهای مسئولانه حرکت میکند. این مسئولیت، در دورهای که مردم هر روز با حجم بزرگی از اخبار تلخ روبهرو هستند، ارزشی دوچندان دارد.
آینده جوامع به میزان تابآوری آنها وابسته است و آینده تابآوری نیز با کیفیت روایتهایی که در رسانه ساخته میشود پیوندی مستقیم دارد. اگر رسانه بتواند درد را با کرامت روایت کند، تجربههای موفق را برجسته سازد، دانش معتبر را در اختیار مردم بگذارد، پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و از ذخایر فرهنگی و معنوی جامعه برای بازسازی امید بهره بگیرد، در حقیقت به یکی از مهمترین ابزارهای احیای اجتماعی تبدیل خواهد شد. در چنین وضعیتی، رسانه دیگر یک کانال خبررسانی نیست؛ رسانه به زبان زندگی، ترمیم، امید و ایستادگی بدل میشود. از همین منظر، این جمله معنایی عمیق و راهبردی دارد که رسانه، زبان تابآوری است.


























