دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ - 14 Jun 2021
تاریخ انتشار :
يکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹ / ۲۳:۳۶
کد مطلب: 51606
۴

اختلال شخصيت چيست؟

Personality Disorder
اختلال شخصيت چيست؟
شخصيت چيست؟
تا چه اندازه خود را مي شناسيد؟ آيا ديگران از شما همان شناختي را دارند که خود داريد؟ بدترين و بهترين صفت شما چيست؟ خود را به چه چيزي تشبيه مي کنيد؟ چه صفات و ويژگي هايي شما را از ديگران متمايز مي کند؟ اکنون به اطرافيان خود فکر کنيد، چند صفت اصلي آن ها را به ياد آوريد. ممکن است يک فرد را خوش تيپ، صميمي و گرم وصف کنيد، ديگري را فردي غير واقع بين توصيف کنيد که واقع بينانه فکر و رفتار نمي کند، از نظر شما فرد سوم با ديگران ارتباط کمي دارد و فقط به فکر خودش است، خودمحور و در پي جلب توجه است و ... اين ويژگي هاي اساسي همان چيزي است که روان شناسان به آن « صفت شخصيت» مي گويند.

شخصيت آن چيزي است که ما را مي سازد و از ديگران متمايزمان مي کند. شخصيت و صفت شخصيت، چگونگي فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن ما را تعيين مي کنند. اين ها الگوهاي بادوامي هستند که درک ما را از محيط و ديگران، و چگونگي برقراري رابطه با آن ها و فکر کردن به آن ها را تحت تأثير قرار مي دهد. براي مثال وقتي مي گوييم او شخصيتي بدبين دارد، يعني اين که او با بدبيني با ديگران ارتباط برقرار مي کند، فکر مي کند ديگر قصد فريب او را دارند، جهان را جاي امني نمي بيند، سعي مي کند در ارتباطاتش گوش به زنگ باشد و حواسش را جمع کند که کسي به او آسيبي نرساند.
 
اختلال شخصيت چيست؟
براي تعريف کردن اختلال شخصيت بهتر است تفاوت ميان شخصيت بهنجار و نابهنجار را بررسي کنيم. بهنجاري يعني هم نوايي با رفتارها و عادات يک گروه يا يک فرهنگ. بنابراين اختلال و نابهنجاري يعني رفتارهاي نامتعارف، نامربوط و بيگانه با يک گروه يا يک فرهنگ. براي مثال در فرهنگ آمريکايي براي اين که فرد احساس شايستگي و رضايت کند بايد از توانايي زندگي مستقل برخوردار باشد، بر عکس در فرهنگ آسيايي فردگرايي ارزش بالايي ندارد و در نظر گرفتن استانداردهاي گروهي مورد احترام است.
 
اختلال شخصیت نوعی اختلال روانی است که الگوی فکر، عملکرد و رفتار فرد در آن ناسالم میشود. فرد مبتلا به اختلال شخصیت برای درک و همذات پنداری با موقعیت و اشخاص به مشکل برمیخورد. این امر منجر به محدودیت و مشکلات جدی در روابط، فعالیت های اجتماعی، کار و مدرسه میشود. گاهی ممکن است متوجه نشوید که دچار اختلال شخصیت هستید چون نحوه ی تفکر و رفتار برای خودتان طبیعی به نظر میرسد و به خاطر چالش های پیش رو دیگران را سرزنش میکنید. معمولا اختلال شخصیت در سال های نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع میشود. اختلال شخصیت انواع مختلفی دارد. با رسیدن سن فرد به میانسالی از شدت برخی از انواع اختلالات کاسته میشود.

بايد متذکر شد حتي در فرهنگ و گروه، شخصيت و صفات آن بر يک پيوستاري از بهنجاري تا نابهنجاري قرار دارد. همه افراد غمگين مي شوند، ابراز وجود مي کنند و در پي جلب توجه هستند، اما وقتي فردي بيش از حد غمگين است، با پرخاشگري کردن ابراز وجود مي کند يا اين که دايم در پي جلب کردن توجه ديگران است. در اين جا موضوع نابهنجاري شخصيتي مطرح مي شود.

از طرفي اگر تعداد صفات شخصيتي ناسازگارانه فرد زياد باشد، حتي اگر اين صفات شديد هم نباشند، ممکن است نابهنجاري شخصيتي در فرد وجود داشته باشد. بنابراين دو راه براي نابهنجاري شدن وجود دارد:
1- يک صفت به شکل افراطي و شديد در فرد جلوه گر شود.
2- تعداد صفات ناسازگارانه ي نه چندان شديد، در فرد افزايش يابد.


عوارض اختلال شخصیت
اختلال شخصیت به طرز قابل توجهی زندگی فرد بیمار و کسانی که به او اهمیت می دهند را مختل می کند. اختلال شخصیت در رابطه عملکرد شغلی یا تحصیلی مشکل ایجاد میکند و منجر به انزوای اجتماعی یا سوء مصرف مواد و الکل میشود.
 
تعریف اختلال شخصیت
5-DSM اختلال شخصیت (Personality Disorder) را اینگونه تعریف می کند:

مجموعه ای بادوام از تجربه های درونی و رفتارها که با آنچه از فرهنگ و جامعه فرد انتظار می رود بسیار تفاوت دارد، فراگیر و انعطاف ناپذیر است، در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع شده است، در طول زمان ثبات دارد، و به رنج یا نابسامانی منجر می شود.

دو مورد از شناخته شده ترین انواع اختلالات، اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی هستند. ویژگی های اصلی اختلال شخصیت مرزی عبارتند از تغییرات خلقی شدید و مرتب، أعمال بی فکرانه و بی پروا، انفجارهای عصبی، و عقاید متغیر درباره خود.

خصوصیات اصلی اختلال شخصیت ضداجتماعی عبارتند از:
بی تفاوتی دایمی در مقابل احساسات و حقوق دیگران، عدم پشیمانی، اعمال بی فکرانه و بی پروا، تلاش برای رسیدن به اهداف خود به هر قیمتی که هست، مبتلایان به اختلال شخصیت ضداجتماعی، گاهی سوسیویت (sociopath) یا سایکوپت (psychopath) نامیده می شوند.


افراد مبتلا به اختلالات شخصیت
افراد مبتلا به اختلالات شخصیت همیشه انکار می کنند که مشکل روانی دارند، متوجه نیستند که رفتارشان خلاف هنجارهای اجتماعی و فرهنگی است و مشکلات روانی را به روش های فکری و رفتاری انعطاف ناپذیر خود مربوط نمیدانند. در نتیجه، درمان این اختلالات بسیار دشوار است زیرا در آنها روش های فکری و رفتاری بسیار ثابت و انعطاف ناپذیر وجود دارد.

همانطور که خواهیم دید، بسیاری از اختلالات شخصیت با اعتماد به نفس ضعیف یا ناپایدار ارتباط دارند و با بعضی اختلالات روانی، به ویژه افسردگی و اختلالات اضطرابی، کاموربیدیتی زیادی نشان میدهند. علاوه بر آن، کاموربیدیتی بعضی اختلالات روانی با اختلالات شخصیت باعث می شود که درمان آنها بسیار دشوارتر شود.

بر خلاف بسیاری از اختلالات روانی، که افراد ابتدا سالم هستند ولی بعدا به بیماری روانی مبتلا میشوند و می توان آنها را به طور موفقیت آمیز درمان کرد (یا حداقل، تحت کنترل در آورد)، اختلالات شخصیت معمولا از کودکی آغاز می شوند و در مقابل روان درمانی مقاومت می کنند. این موضوع باعث شده است که بررسی نظریه پردازان اعتقاد داشته باشند که اختلالات شخصیت اختلالاتی گسسته و جداگانه نیستند، بلکه ابعاد افراسی شخصیت عادی، یعنی افراطی ترین حالت شیخصیت عادی را نشان می دهند.

افراطی ترین حالات شخصیت گاهی در اطرافیان خود ما نیز دیده می شود، افرادی که در بعضی شرایط، صفاتی نشان می دهند که می توان آنها را به اختلالات شخصیت ربط داد (مثل نوسانات خلقی، رفتارهای بی فکر و بی پروا (ایمپالسیو)، رفتارهای
پارانوئیدی، فقدان شعور اجتماعی)، این پدیده نشان می دهد که اختلالات شخصیت ممکن است اختلال نباشند، بلکه صرفا نشان دهنده ابعاد افراطی خصوصیات شخصیتی عادی باشند، مشکل دیگر این است که در اکثر اختلالات شخصیت خصوصیات مشترکی وجود دارد که تا حدی همپوشانی نشان می دهند (مثل رفتارهای ایمپالسیو، اعتماد به نفس ضعیف)، و توصیه می شود که روان شناسان بالینی در هر درمانجو فقط یک اختلال شخصیت دیاگنوز کنند (او را مبتلا به بیش از یک اختلال شخصیت اعلام نکنند).




علت اختلال شخصیت چیست؟
به ترکیبی از افکار، عواطف و رفتار که شما را از دیگران متمایز می کند شخصیت گفته می شود. شخصیت همان دیدگاه، درک و همذات پنداری شما با دنیای بیرون و دیدتان نسبت به خود است. شخصیت در کودکی و از طریق تعامل با عوامل زیر شکل میگیرد:
ژن: برخی خصوصیات شخصیتی توسط والدین و ژن انتسابی به شما منتقل می شود. گاهی به این خصوصیات سرشت می گوییم.
محیط: محیطی که در آن بزرگ شدید، رویداد هایی که اتفاق افتاده و ارتباط با اعضای خانواده و دیگران در شکل گیری شخصیت موثر است.

باورها بر این است که اختلالات شخصیت تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل ژنتیکی و محیطی رخ می دهد. ژنتیک می تواند باعث آسیب پذیر بودن شما در برابر یک اختلال شخصیت باشد و وضعیت زندگی بروز اختلال را برانگیزاند.


عوامل خطرناک اگرچه علت دقیق بروز اختلال شخصیت مشخص نیست، بنظر میرسد چند عامل خاص خطر بروز یا تحریک اختلال شخصیت را بالا میبرد. از جمله:
- سابقه اختلال شخصیت یا سایر بیماری های روانی در خانواده
- زندگی خانوادگی خشونت آمیز، بی ثبات یا پریشان در کودکی
- تشخیص اختلال سلوک در کودکان
- تغییر شیمی و ساختار مغز


اختلال شخصیت یا صفات شخصیتی
همه مردم یک مجموعه صفات شخصیتی مختص به خود دارند، که از روی آن توصیف می شوند، اما همه مردم اختلال شخصیت ندارند. تفکیک صفات شخصیتی و اختلالات شخصیت بسیار اهمیت دارد، هم برای دیاگنوز و هم برای درمان. تشخیص این که سبک و استایل شخصیتی فرد در کدام نقطه انعطاف ناپذیر و ناسازگارانه می شود بسیار اهمیت دارد زیرا این دو معیار، معیارهایی هستند که بر اساس آنها تصمیم می گیریم و اعلام می کنیم که فرد مورد نظر اختلال شخصیت دارد یا نه.

یک موضوع مهم دیگر، تفکیک وضعیت یا حالت بالینی (clinical state) از صفت شخصیتی (trait) است. وضعیت یا حالت (state) اشاره دارد به بروز، ظهور، تجلی، و نمایش یکی از خصوصیات شخصیتی که با یک شرایط و یک موقعیت خاص، یک عارضه بالینی، یا یک دوره زمانی مرتبط است. برای مثال، جرج، که معمولا خونسرد و آرام است، هر وقت تحت استرس قرار می گیرد از لحاظ هیجانی بی ثبات می شود. در چنین مواقعی او به دیگران می پرد، و بين ناز کشیدن از دیگران و پارس کردن به آنها نوسان دارد. رفتار جرج تابع رویدادهای فعلی زندگی او هستند و یک تغییر وابسته به حالت (وابسته به وضعیت) محسوب می شوند نه روش خاص او در برخورد با دنیا و اطرافیان. در این باره، گفته می شود که رفتار او ایگو- دیستونیک است، یعنی، به وضوح متفاوت با خصوصیات معمولی اوست.

اما صفت شخصیتی یا trait به روش خاص و اختصاصی فرد در برخورد با دنیا اشاره دارد. صفت شخصیتی معمولا در طول زمان یکسان می ماند (ثبات زمانی، temporal stability دارد)، و در مقابل همه رویدادها و در همه موقعیت ها یکسان است (یکنواختی یا ثبات میان - موقعیتی ).

برای مثال، اگر رفتار جرج معمولا و در اکثر موقعیتهای غیرقابل پیش بینی است و نوسان زیادی دارد، و اطرافیان او را فردی نامتعادل می دانند که دوستی و دشمنی او را نمی توان پیش بینی کرد، این رفتار او را می توان اختلال شخصیت محسوب کرد. در این وضعیت، رفتار جرج ایگو سینتونیک است، یعنی، به طور مستقیم با شخصیت اصلی او ارتباط دارد.

اگر به مشاهده رفتار جرج در زمان های مختلف بپردازیم و متوجه شویم که هیجان های او، در مقایسه با هیجان های دوستانش، نوسان بیشتری دارند، چند نوع توضيح امکان پذیر خواهد بود:
(1) نوسان هیجانی او ممکن است برای خود یا اطرافیانش هیچ رنج و ناراحتی (دیسترس) روانی شدید یا معناداری ایجاد نکنند، بلکه صرفا منعکس کننده یکی از جنبه های شخصیت منحصر به فرد (متفاوت) او باشند.
(۲) در مشاهده خود از رفتار جرج، ممکن است اطلاعات مهمی به دست آوریم. برای مثال، ممکن است متوجه شویم که جرج اخيرا بسیار ناراحت است زیرا در محل کار مشکلات فراوانی دارد. بعد از ارزیابی بالینی دقیق و جامع، ممکن است او مبتلا به افسردگی عمده تشخیص داده شود.

(۳) احتمال سوم این است که نوسان هیجانی جرج منعکس کننده روش همیشگی و جا افتاده او برای تعامل با دنیا و اطرافیان باشد، روشی که باعث شده است دوستان خود را از دست بدهد، رابطه اش با اعضای خانواده اش شکر آب باشد،و دایما شغل خود را از دست بدهد. در این مورد، می توانیم بگوییم که جرج اختلال شخصیت دارد.


تشخیص اختلال شخصیت
اگر روانپزشک یا روانشناس به بروز اختلال شخصیت در شما مشکوک شود، با روش های زیر اطمینان حاصل میکند:
- معاینه فیزیکی: ممکن است پزشک معاینه فیزیکی انجام دهد و سوالات اساسی درمورد سلامتیتان بپرسد. گاهی علائم مربوط به بیماری فیزیکی زمینه ای است. معاینه شامل آزمایش و آزمایش اعتیاد میشود.

- معاینه روانشناختی: این مورد شامل گفتگو درمورد افکار، احساس و رفتار شما است و برای کمک به تشخیص از پرسشنامه استفاده میشود. با اجازه شما، دریافت اطلاعات درمورد اعضای خانواده و دیگران میتواند مفید باشد.

- معیار های تشخیص در DSM-5: پزشک علائم شما را با معیار راهنمای شناختی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا منتشر شده مقایسه میکند.


معیار تشخیص اختلال های شخصیت
معیار تشخیص هر اختلال شخصیت متفاوت است. با این حال، طبق DSM-5، معمولا تشخیص اختلال شخصیت شامل انحراف بلندمدت از توقعات فرهنگی میشود که اختلال یا ناتوانی در دست کم دو حیطه ی زیر را به همراه دارد:
-درک یا تعبیری که از خود، دیگران و رویداد ها دارید
-میزان مناسب بودن واکنش های عاطفی
-عملکرد شما در مواجهه با دیگران و در رابطه
-کنترل یا عدم کنترل تکانه ها

گاهی تشخیص اختلال شخصیت دشوار است زیرا علائم برخی شبیه به یکدیگر است و ممکن است بیش از یک اختلال در فرد وجود داشته باشد. سایر اختلالات مانند افسردگی، اضطراب یا سوء مصرف مواد باعث
میشود کار تشخیص دشوار تر شود. اما وقت گذاشتن و تلاش برای رسیدن به تشخیص با ارزش است تا بتوان به روش درمان مناسب رسید.


تعریف صفات شخصیتی
به طور کلی، اختلالات شخصیت با صفات شخصیتی تعریف می شوند و 5-DSM صفات شخصیتی را اینگونه تعریف می کند: روش های همیشگی برای رابطه برقرار کردن با، تفکر درباره، و ادراک محیط اطراف و خود، که در مجموعه گسترده ای از موقعیت های شخصی و اجتماعی نشان داده می شوند.
 
معیارهای کلی 5-DSM برای اختلال شخصیت

A . الگو (روند، یا مجموعه ای) پایدار از تجربه های درونی و رفتارها که با آنچه از فرهنگ فرد انتظار می رود بسیار متفاوت است (تفاوت آن قابل ملاحظه است). این مجموعه با الگوی تجربه ها و رفتارها در دو حوزه یا بیشتر از موارد زیر مشاهده می شود:

1) شناخت (cognition، روشهای ادراک خود، دیگران، و رویدادها)
2) عاطفي (affectivity، دامنه، شدت، تغییر، و بجا بودن واکنش های هیجانی)
3) عملکرد میان فردی (interpersonal functioning)
4) کنترل تکانه (impulse control)

B . این الگوی پایدار غیرقابل انعطاف است و دامنه وسیعی از موقعیت های شخصی و اجتماعی را در بر می گیرد.

C . این الگوی پایدار به رنج شخصی یا نابسامانی در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر زمینه های مهم زندگی منجر می شود.

D . این الگو ثبات دارد، به مدت طولانی ادامه می یابد، و شروع آن در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی بوده است.

E . این الگوی پایدار را نمی توان به صورت تجلی (تظاهر) یا پیامد یک اختلال روانی دیگر بهتر توضیح داد.

F . این الگوی پایدار را نمی توان به آثار فیزیولوژیک یک ماده (مثلا، مواد سؤمصرفی، یا داروهای تجویزی) یا یک عارضه پزشکی دیگر نسبت داد.
 


طبقه بندی اختلالات شخصیت
انواع اختلالات شخصیت 5-DSM بر اساس شباهت های توصیفی اختلالات شخصیت، آنها را به سه گروه تقسیم می کند .
افراد مبتلا به اختلالات گروه A (اختلالات شخصیت پارانوئید، اسکیزوئید، و اسکیزوتایپال) معمولا عجیب و غریب به نظر می رسند .
افراد مبتلا به اختلالات گروه B (اختلالات شخصیت آنتی سوشال (ضداجتماعی)، بوردرلاین (مرزی)، هیستریونیک (هنرپیشه)، و نارسیستیک (خودشیفته)) که آنها معمولا دراماتیک، هیجانی، یا غیرقابل پیش بینی به نظر می رسند .
اختلالات گروه C شامل اختلالات شخصیت اجتناب گر، وابسته، و وسواسی- اجباری است. وجه اشتراک این اختلالات، ترس و اضطراب است .
 

ويژگي هاي اختلالات شخصيت چيست؟
اختلالات شخصيت سه ويژگي دارند. اول اين که صفات ناسازگارانه ي شخصيت، در فرد مبتلا به اختلال شخصيت ثابتند، يعني اين که در حال استرس و مشکل داشتن، اين صفات تغيير نمي کنند و انعطاف ناپذيرند. در اکثر افراد روش هاي مقابله با استرس متنوع و انعطاف پذير است و حتي در برخورد با يک مشکل، گاهي يک راه مؤثر نيست و بايد به فکر راه هاي ديگر بود، معمولاً فرد بهنجار راه هاي ديگري را انتخاب مي کند، در حالي که افراد نابهنجار فقط و فقط از يک شيوه، خواه مؤثر خواه نامؤثر، استفاده مي کنند. به همين دليل مشکل اين افراد بدتر و بدتر مي شود، سطح استرس شان بالا مي رود و اوضاع بحراني تر مي شود.

دوم اين که فرد بهنجار مي داند در چه وضعيتي مي تواند ابتکار عمل را به دست گيرد و محيط و اطرافيان را تغيير دهد، هم چنين مي داند در چه وضعيتي نمي تواند محيط و اطرافيان را تغيير دهد و بايد خود را با محيط منطبق کند. يعني اين که فرد بهنجار در ارتباطش با محيط انعطاف پذير است، اما برعکس، افراد نابهنجار از نظر شخصيتي سعي مي کنند موقعيت هاي بين فردي، روابط و محيط را با ويژگي هاي خشک و انعطاف ناپذير خود اداره کنند. در حالي که گاهي محيط و اطرافيان نمي توانند مطابق ميل آن ها باشند يا تغيير کنند، در اين وضعيت نيز مشکلات بالا مي گيرد و کم کم تبديل به بحران مي شود، تا جايي که فرد نمي تواند از زندگي خود لذت ببرد.

سوم اين که اين افراد چون نمي توانند ديگران، محيط يا خود را تغيير دهند، مشکلات شان بيش تر و بيش تر مي شود. افزايش مشکلات، از انعطاف پذيري آنان مي کاهد و دوباره اين چرخه تکرار مي شود.

به عنوان مثال به ويژگي هاي کمال گرايي، سخت کاري، طرح و برنامه داشتن، توجه به موضوع هاي اخلاقي، وظيفه شناسي، وجدان و محدوديت هاي هيجاني توجه کنيد، اين ويژگي ها اگر به صورت افراطي در فرد وجود داشته باشند، به طوري که در زندگي او اختلال ايجاد کنند، مي توانند نشانه هاي اختلال شخصيت وسواسي باشند. اين نشانه ها در سطوح سالم، تا حدي مشکل ساز، اختلال و اختلال شديد، به صورت هاي زير جلوه گر شوند.

 
نشانه ها سالم کمی مختل اختلال اختلال شدید
کمال گرایی از کاری که انجام می دهم احساس غرور می کنم. مجبورم کارها را درست و صحیح انجام بدهم. نمی توانم کارم را تا موقعی که کامل نشده متوقف کنم. چون کارها به اندازه ی کافی خوب نیستند، هرگز کاری را نمی توانم کامل کنم.
سخت کاری معتقدم کار کردن خوب است. اوقات کمی را برای فراغت از کار در نظر می گیرم. اگر کارم را تمام نکنم دیوانه می شوم، من نباید تعطیلاتی داشته باشم. وحشتناک است که کارم را هنوز تمام نکرده ام و در حال چای خوردن هستم. گاهی آن قدر سرِ کارم هستم که همان جا می خوابم.
طرح و برنامه ریزی دوست دارم قبل از انجام هر کاری به بعضی از جنبه های آن توجه کنم. قبل از اینکه در ذهن برنامه ای داشته باشم باید همه ی وضعیت های ممکن را بررسی  و تحلیل کنم. سعی می کنم به خیلی از جوانب امر توجه کنم و این کار تصمیم گیری را برایم سخت می کند. آن قدر در احتمالات و جزئیات غرق می شوم که هیچ کاری را به پایان نمی رسانم.
موضوع های اخلاقی دوست دارم کارم را درست انجام بدهم. نمی توانم تحمل کنم که مردم استانداردهای اخلاقی پایین تری از من دارند. از مسامحه کاری های اخلاقی رنج می برم و 99% انسان ها به امور اخلاقی توجه نمی کنند. فکر می کنم هر کسی که گناه می کند باید به شدت تنبیه شود.
وجدان دوست دارم برای انجام کارهای درست، وقت صرف کنم. فکر می کنم اگر کوچک ترین اشتباهی بکنم دیگران تأییدم نمی کنند. برایم سخت است که کارم را تمام کنم، مگر این که بدانم دیگران از کاری که کرده ام راضی هستند. کارهایم را مکرراً بررسی می کنم و باید مطمئن شوم هیچ کس نمی
تواند اشتباهی از من بگیرد.
محدودیت های هیجانی هر چیزی من را هیجان زده نمی کند. معتقدم نباید هیجان را ابزار کرد. چیزهای کمی در دنیا هست که من از آن ها لذت می برم. و اگر هیجان زده شوم، اختیار خود را از دست نمی دهم. با وجود این، از آن ها دوری می کنم. هیچ دلیلی برای ابراز هیجان ندارم، هرگز از زندگی احساس لذت نمی کنم.


چند نوع اختلال شخصيت وجود دارد؟
در زير خلاصه اي از ويژگي هاي 10 نوع اختلال شخصيت را به همراه چهار اختلال ديگر که هنوز در حال بررسي و تحقيق هستند توضيح مي دهيم:
1- شخصيت اجتنابي:
آشفته، مضطرب، مردد و دودل است. به دليل ترس از طرد شدن در موقعيت هاي اجتماعي احساس تنش مي کند. خود را فردي حقير و غير قابل تأييد مي بيند و احساس تنهايي و پوچي مي کند.
2- شخصيت وابسته:
احساس درماندگي، بي کفايتي و سلطه پذيري مي کند. از پذيرش مسئوليت هاي زندگي اجتناب مي کند، خود را ضعيف مي بيند و خود را به افراد قوي نزديک مي کند تا در کنار آن ها به احساس اطمينان برسد.
3- شخصيت نمايشي:
هيجان هاي سطخي دارد. اغواگر، نمايشي و تنوع طلب است. واکنش هاي افراطي و مبالغه آميز به وقايع و امور جزئي و کوچک نشان مي دهد و در پي کسب توجه است، خود را فردي جذاب و گرم مي بيند.
4- شخصيت خود شيفته:
خود بزرگ بين و خود محور است، دايم به موفقيت، زيبايي يا پيشرفت فکر مي کند و خود را به عنوان فردي برتر و قابل تحسين مي بيند.
5- شخصيت مرزي:
پيش بيني ناپذير و بي ثبات است، از رها شدن و انزوا مي ترسد، خلق متغير دارد، ميان دوست داشتن و انزجار از ديگران و خود، در نوسان است. خود و ديگران را کاملآً خوب يا کاملاً بد مي بيند.
6- شخصيت اسکيزوئيد:
خواهان برقراري روابط با ديگران نيست و نيازي به آن ندارد. از احساسات خود و ديگران آگاه نيست و نسبت به آن ها بي تفاوت است.
7- شخصيت ضد اجتماعي:
بدون فکر، رفتار و تصميم گيري مي کند، مسئوليت پذير نيست، فانون را زير پا مي گذارد، بدون ملاحظه رفتار مي کند، فقط زماني که خود نياز دارد به قيدهاي اجتماعي توجه مي کند. به قوانين و اصول اجتماعي احترام نمي گذارد. خود را در انجام هر کاري مجاز مي داند.
8- شخصيت وسواسي:
محدوديت فکري دارد، وظيفه شناس، احترام برانگيز، خشک و انعطاف ناپذير است. به طور افراطي سبک زندگي اش قانونمند است، به عرف اجتماعي احترام مي گذارد، براي او جهان يعني نظم و رعايت سلسله مراتب. خود را فردي وفادار، قابل اعتماد، باکفايت و سازنده مي بيند.
9- شخصيت پارانوئيد ( بدبين):
بسيار محتاط و بي اعتماد است، نسبت به ديگران سوء ظن دارد، نسبت به انگيزه هاي افراد براي تسلط و آسيب رساندن به خود، بسيار حساس و گوش به زنگ است.
10- شخصيت اسکيزوتايپال:
رفتار، عقايد و رؤياهاي عجيب و غريبي دارد و نمي تواند واقعيت را از تخيل متمايز کند.
11- شخصيت افسرده:
غمگين، دلسرد، بدبين و خسته است. احساس بي ارزشي و گناه مي کند. خود را فردي مي بيند که سزاوار سرزنش و تحقير است.
12- شخصيت خود آزارگر ( خود مخرب):
از لذت بردن مي ترسد و از آن اجتناب مي کند، خود را حقير مي داند و موجب مي شود ديگران از او سوء استفاده کنند، عمداً پيشرفت هاي خود را خراب مي کند.
13- شخصيت دگرآزار:
خود رأي و انعطاف ناپذير است، خشم هاي انفجاري دارد. از سلطه گري و مرعوب کردن ديگران لذت مي برد.
14- شخصيت منفي گرا:
هميشه مخالف است و از برآورده کردن انتظارات ديگران امتناع مي کند. خشم خود را از طريق ضايع کردن اهداف ديگران نشان مي دهد. خلق متغير دارد و اغلب گوشه گيري مي کند.

پيشگيري‌
رفتار سالم‌ پدر و مادر با كودك‌

عواقب‌ مورد انتظار
درمان‌ براي‌ برخي‌ بيماران‌ مؤثر بوده‌ و يك‌ تغيير تدريجي‌ در شخصيت‌ و رفتار به‌ همراه‌ دارد. براي‌ ساير بيماران‌، درمان‌ نقش‌ نگه‌دارنده‌ داشته‌ و در مورد برخي‌ بيماران‌ عاقبت‌ درمان‌ نااميدكننده‌ است‌.

عوارض‌ احتمالي‌
- مشكل‌ در حفظ‌ شغل‌ و ارتباط‌ با ديگران‌؛ اضطراب‌ و افسردگي‌
- سوءمصرف‌ داروها
- عدم‌ پايبندي‌ به‌ درمان‌
- خودكشي‌

اگر یکی از عزیزان شما دچار اختلال شخصیت است چه باید کنید؟
اگر عزیز شما دچار این اختلال است، با روانپزشک(دارودرمانی) یا روانشناس(رواندرمانی و مشاوره) همکاری کنید تا موثر ترین روش برای حمایت و تشویق او را یاد بگیرید. صحبت با متخصص درمورد وضعیت روحی خودتان هم موثر واقع میشود. متخصص میتواند در تعیین قید و بند و روش های مراقبت از خود به شما کمک کند تا در زندگی خود موفق شوید و از آن لذت ببرید.


درمان‌
 اصول‌ كلي‌
اقدامات‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ مشاهده‌ علايم‌ بيمار توسط‌ سايرين‌ باشد.
- در اين‌ موارد و بررسي‌ سابقه‌ طبي‌، سابقه‌ رفتاري‌، معاينه‌ فيزيكي‌ و ارزيابي‌ روانشناختي‌ توسط‌ فرد درمانگر لازم‌ است‌.
- درمان‌ اين‌ اختلالات‌ مستلزم‌ اعتقاد متقابل‌ بين‌ درمانگر و بيمار است‌. تحقق‌ اين‌ امر ممكن‌ است‌ مشكل‌ باشد، زيرا در اين‌ اختلالات‌ اغلب‌ انگيزه‌ دريافت‌ درمان‌ مربوط‌ به‌ اطرافيان‌ بيمار است‌ نه‌ خود بيمار.
- درمان‌ روانشناختي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ خانواده‌ درماني‌ و گروه‌ درماني‌، موقعيت‌هاي‌ زندگي‌ گروهي‌ و گروه‌هاي‌ خودياري‌ باشد. روش‌هاي‌ تغيير رفتار با يادگيريي‌ مهارت‌هاي‌ اجتماعي‌، تقويت‌ رفتارهاي‌ به‌ جا، محدودكردن‌ رفتارهاي‌ نابجا، يادگيري‌ بروز احساسات‌، تحليل‌ شخصي‌ از رفتار و مسؤوليت‌پذيري‌ در مورد رفتارها در ارتباط‌ است‌.

داروها
- هيچ‌ دارويي‌ براي‌ علاج‌ يا درمان‌ اختلالات‌ شخصيتي‌ وجود ندارد، ولي‌ ممكن‌ است‌ داروهايي‌ براي‌ درمان‌ بيماري‌هاي‌ همراه‌ تجويز شدند، مثلاً: داروهاي‌ ضدافسردگي‌ براي‌ افسردگي‌؛ داروهاي‌ ضداضطراب‌ - داروهاي‌ ضدروان‌پريشي‌ (سايكوژ)


منابع مقاله :
 -گلشني، فاطمه؛ (1389)، اختلالات شخصيت (مشکل از ماست يا ديگران)، تهران: نشر قطره، چاپ اول
-راسخون
- مجله روانشناسی
- درمانکــده

 
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

سایکوپت؛ اختلالی برای اشخاص ضد اجتماعی
اروین یالوم؛ پادشاه داستان‌های روان‌درمانی
تکنیک شش کلاه تفکر چیست و چه کاربردی دارد؟
استرس والدین چه بلایی بر سر نوزادان می‌آورد؟
چرا دوست خوب دیگه پیدا نمیشه؟
اگر فرزند خردسال دارید این ترفندهای روانشناسی حتما به کارتان می‌آید
درگذشت دکتر محمود منصور استاد مطرح روانشناسی ایران+ زندگینامه
ویژگی های دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری + آدرس مراکز رفع مشکلات یادگیری
چرا باید روی یک پا ایستاد؟
چگونه ميتوانم كودكي را به فرزندي بپذيريم؟+آدرس سامانه و سئوالات متداول
با انواع مختلف استرس آشنا شوید
چطور با بزرگسالان بیش فعال می توان زندگی کرد؟
هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید چرا که بار دوم دیگر آن یک اشتباه نیست بلکه یک "انتخاب" است.