تشخیص بیماری و اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان
عفت حیدری نویسنده و مترجم خانه تاب آوری
بحث درباره برچسبگذاری بیماری روانی بر اختلالات روانی نوجوانان زیر ۱۸ سال، یکی از موضوعات مهم و چالشبرانگیز در روانشناسی و روانپزشکی کودک و نوجوان است. بسیاری از متخصصان معتقدند که تشخیص و نامگذاری بیماریهای روانی در این سنین میتواند پیامدهای جدی و گاه جبرانناپذیری برای فرد، خانواده و جامعه داشته باشد. از سوی دیگر، برخی نیز بر ضرورت شناسایی و مداخله زودهنگام تأکید میکنند.
به گزارش میگنا دوران نوجوانی با تغییرات گسترده زیستی، روانی و اجتماعی همراه است. مغز انسان تا حدود ۲۵ سالگی به رشد و تکامل خود ادامه میدهد و بسیاری از عملکردهای اجرایی، کنترل هیجانی و تصمیمگیری در این دوران به بلوغ میرسند. بنابراین، بسیاری از رفتارها و واکنشهای نوجوانان ممکن است ناشی از این تغییرات طبیعی باشد و نه الزاماً نشانه بیماری روانی. اگر در این سنین برچسب بیماری زده شود، ممکن است رشد طبیعی فرد مختل گردد و فرصت تجربه و یادگیری سالم از او گرفته شود. برچسبگذاری بیماری روانی میتواند منجر به انگ اجتماعی، تبعیض و کاهش عزت نفس نوجوان شود. نوجوانان به شدت نسبت به برداشت دیگران حساس هستند و داشتن یک برچسب روانپزشکی میتواند احساس طردشدگی، شرم و انزوا را در آنها تقویت کند. این موضوع ممکن است بر روابط اجتماعی، تحصیلی و حتی آینده شغلی فرد تأثیر منفی بگذارد و او را از جستجوی کمک و حمایت بازدارد.
تشخیص بیماریهای روانی در کودکان و نوجوانان با چالشهای جدی همراه است. بسیاری از نشانهها و علائم روانی در این سنین گذرا، وابسته به موقعیت یا واکنشی به استرسهای محیطی هستند و الزاماً به معنای وجود یک اختلال پایدار نیستند. همچنین، ابزارهای تشخیصی عمدتاً برای بزرگسالان تدوین شدهاند و ممکن است برای نوجوانان اعتبار کافی نداشته باشند. در نتیجه، احتمال تشخیص نادرست و درمان نامناسب افزایش مییابد.
در صورت برچسبگذاری بیماری روانی، احتمالاً نوجوان وارد فرایند درمانی دارویی یا رواندرمانی میشود. مصرف داروهای روانپزشکی در سنین پایین میتواند با عوارض جانبی متعدد همراه باشد و حتی بر رشد مغز و جسم تأثیر منفی بگذارد. از سوی دیگر، نوجوان ممکن است به دلیل برچسب بیماری، هویت خود را بر اساس این تشخیص شکل دهد و احساس ناتوانی یا وابستگی به درمان پیدا کند.
به جای برچسبگذاری قطعی بیماری روانی، میتوان از رویکردهای حمایتی، آموزش مهارتهای زندگی، مشاوره خانوادگی و مداخلات پیشگیرانه استفاده کرد. این رویکردها کمک میکنند تا نوجوانان مهارتهای مقابلهای و اجتماعی را بیاموزند و بدون احساس انگ یا شرم، از حمایت لازم برخوردار شوند. همچنین، این روشها انعطاف بیشتری دارند و با رشد و تغییرات فردی نوجوان سازگارترند.
عفت حیدری دارنده نشان فرهنگ یار تاب آوری ایران در پایان آورده است شتابزدگی در نامگذاری بیماری روانی برای نوجوانان زیر ۱۸ سال میتواند پیامدهای منفی متعددی داشته باشد؛ از جمله اختلال در رشد طبیعی، افزایش انگ اجتماعی، تشخیص نادرست و درمان نامناسب. توصیه میشود متخصصان، خانوادهها و سیاستگذاران به جای تمرکز بر برچسبگذاری، بر حمایت، آموزش و تقویت تاب آوری تأکید کنند تا نوجوانان بتوانند با سلامت روانی به دوران بزرگسالی وارد شوند و ظرفیتهای خود را بهدرستی شکوفا سازند.
به گزارش میگنا دوران نوجوانی با تغییرات گسترده زیستی، روانی و اجتماعی همراه است. مغز انسان تا حدود ۲۵ سالگی به رشد و تکامل خود ادامه میدهد و بسیاری از عملکردهای اجرایی، کنترل هیجانی و تصمیمگیری در این دوران به بلوغ میرسند. بنابراین، بسیاری از رفتارها و واکنشهای نوجوانان ممکن است ناشی از این تغییرات طبیعی باشد و نه الزاماً نشانه بیماری روانی. اگر در این سنین برچسب بیماری زده شود، ممکن است رشد طبیعی فرد مختل گردد و فرصت تجربه و یادگیری سالم از او گرفته شود. برچسبگذاری بیماری روانی میتواند منجر به انگ اجتماعی، تبعیض و کاهش عزت نفس نوجوان شود. نوجوانان به شدت نسبت به برداشت دیگران حساس هستند و داشتن یک برچسب روانپزشکی میتواند احساس طردشدگی، شرم و انزوا را در آنها تقویت کند. این موضوع ممکن است بر روابط اجتماعی، تحصیلی و حتی آینده شغلی فرد تأثیر منفی بگذارد و او را از جستجوی کمک و حمایت بازدارد.
تشخیص بیماریهای روانی در کودکان و نوجوانان با چالشهای جدی همراه است. بسیاری از نشانهها و علائم روانی در این سنین گذرا، وابسته به موقعیت یا واکنشی به استرسهای محیطی هستند و الزاماً به معنای وجود یک اختلال پایدار نیستند. همچنین، ابزارهای تشخیصی عمدتاً برای بزرگسالان تدوین شدهاند و ممکن است برای نوجوانان اعتبار کافی نداشته باشند. در نتیجه، احتمال تشخیص نادرست و درمان نامناسب افزایش مییابد.
در صورت برچسبگذاری بیماری روانی، احتمالاً نوجوان وارد فرایند درمانی دارویی یا رواندرمانی میشود. مصرف داروهای روانپزشکی در سنین پایین میتواند با عوارض جانبی متعدد همراه باشد و حتی بر رشد مغز و جسم تأثیر منفی بگذارد. از سوی دیگر، نوجوان ممکن است به دلیل برچسب بیماری، هویت خود را بر اساس این تشخیص شکل دهد و احساس ناتوانی یا وابستگی به درمان پیدا کند.
به جای برچسبگذاری قطعی بیماری روانی، میتوان از رویکردهای حمایتی، آموزش مهارتهای زندگی، مشاوره خانوادگی و مداخلات پیشگیرانه استفاده کرد. این رویکردها کمک میکنند تا نوجوانان مهارتهای مقابلهای و اجتماعی را بیاموزند و بدون احساس انگ یا شرم، از حمایت لازم برخوردار شوند. همچنین، این روشها انعطاف بیشتری دارند و با رشد و تغییرات فردی نوجوان سازگارترند.
عفت حیدری دارنده نشان فرهنگ یار تاب آوری ایران در پایان آورده است شتابزدگی در نامگذاری بیماری روانی برای نوجوانان زیر ۱۸ سال میتواند پیامدهای منفی متعددی داشته باشد؛ از جمله اختلال در رشد طبیعی، افزایش انگ اجتماعی، تشخیص نادرست و درمان نامناسب. توصیه میشود متخصصان، خانوادهها و سیاستگذاران به جای تمرکز بر برچسبگذاری، بر حمایت، آموزش و تقویت تاب آوری تأکید کنند تا نوجوانان بتوانند با سلامت روانی به دوران بزرگسالی وارد شوند و ظرفیتهای خود را بهدرستی شکوفا سازند.





















