يکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹ - 17 Jan 2021
تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹ / ۲۰:۳۰
کد مطلب: 51749
۵
آیا پارانویا رو به فزونی دارد؟

مروری برماهیت، علل و شیوع بیماری پارانویا

محدثه نامجو
مروری برماهیت، علل و شیوع بیماری پارانویا
مقدمه

پارانویا یک بیماری  است که در آن شخص بیش از اندازه به سلامت و امنیت جانی و مالی خود و عزیزانش اهمیت می دهد و با افکار و توهمات بی پایه و اساس، خود را شکنجه می دهد. پارانویا در واقع باوری است غیرواقعی مبنی بر این که دیگران قصد آزار رساندن به ما را دارند، ما را تعقیب می کنند، علیه جان و مال ما توطئه می کنند، پشت سر ما حرف می زنند(فریمن و فریمن، 1390). عقاید پارانوئید و هذیان های گزند و آسیب، ارتباط نزدیکی با اضطراب دارند. اضطراب موجب می شود تردیدها در مورد خطر و آسیب، به مدت طولانی تر در ذهن باقی مانده و گسترش یابد. یافته های تحقیقاتی و بالینی از ارتباط عقاید پارانوئید و هذیان های گزند و آسیب با اضطراب حمایت کرده و اضطراب را به عنوان عامل مؤثر کلیدی در پدیدارشناسی هذیان های گزند و آسیب، معرفی می نماید(کِی و کراسک، 1393).

فریمن و دیگران(2002؛ به نقل از گریتس و دیگران، مقاله در دست چاپ) پیشنهاد می کنند که اضطراب، خَلق و شکل گیری تفکرات پارانوئیدی را تسهیل می کند و این که فرایندهای مرتبط با اضطراب در تداوم و رنج پارانویا سهیم هستند. افزون بر این، آنها نشان دادند که هذیان های پارانوئیدی انعکاس مستقیمی از نگرانی های هیجانی هستند. توایسن و دیگران(2011؛ به نقل از گریتس و دیگران، مقاله در دست چاپ) دریافتند که سطوح بالاتر اضطراب مقدّم بر تجارب پارانوئیدی هستند.

پارانویا در اصل شکلی از اضطراب است. این دو، یعنی اضطراب و پارانویا، خبر از خطرهایی می دهند که در آینده روی خواهند داد. در بیماری پارانویا، خطری که ما را تهدید می کند از جانب دیگران است. هرچند این خطر ممکن است عمدی نباشد و درست همان طور که اضطراب نگرانی ما را تشدید می کند، همین طور هم موجب شدت گرفتن افکار پارانویایی می شود. در واقع، ترس و اضطراب فرد پارانوئید از آسیب ها و حوادثی است که شاید هرگز برایش اتفاق نیفتد. حسادت و سوء ظن به دیگران، احساس ناامنی و بی اعتمادی به دیگران، احساس فراموش شدگی از سوی دیگران و حتی از سوی همسر و فرزندان، تعبیر و تفسیر غلط از رفتارها و برخوردهای دیگران و اتفاقاتی که احتمالاً برایش روی خواهند داد و ... همه از نشانه های این بیماری است(فریمن و فریمن، 1390).

شیوع بیماری پارانویا در جامعه بیش از آن چیزی است که بسیاری از ما تصور می کنیم. در واقع، شیوع این بیماری حتی ممکن است بیش از گذشته باشد. بیماری پارانویا به قدری گسترش یافته است که ریشه کن کردن کامل آن فقط یک خواب و خیال است. درست به همان اندازه که ریشه کن کردن غم و غصه و استرس شدنی نیست. وانگهی، مواقعی هم هست که محتاط بودن، کاری است عاقلانه. به راحتی اعتماد کردن به هرکسی که با او برخورد می کنیم، به نحوی تحسین آمیز نشانه وسعت نظر ماست. اما متأسفانه چنین کاری عاقبت خوبی نخواهد داشت(فریمن و فریمن، 1390).

هرقدر بتوانیم خلأ اطلاعاتی مان را درباره بیماری پارانویا کمتر کنیم، توانایی مبارزه ما با آن، هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی کارآمدتر خواهد بود. یک راه نسبتاً ساده، فقط این است که مردم را از میزان شیوع این بیماری و عوامل موجبه آن آگاه کنیم. دانستن این موضوع که افکار بدبینانه کاملاً عادی هستند و نه نشانه دیوانگی قریب الوقوع و وجود روش های آزموده شده و مطمئن برای غلبه بر این افکار، تأثیر بسیاری در بهبود حال مردم دارد.

ارتقاء سطح آگاهی مردم از بیماری پارانویا نیازمند فعالیتی فرهنگی آموزشی است، فعالیتی که نه تنها عامه مردم بلکه متخصصین بهداشت را هم در اهداف برنامه خود بگنجاند. پارانویا درست به اندازه افسردگی در بین جامعه شایع و غالباً هم آزاردهنده است(همان منبع).


ماهیت و ویژگی های یک شخصیت پارانوئید
از آن جا که بیماران پارانویایی در واقع دچار اختلال شخصیت هستند، شناسایی برخی از مهمترین ویژگی های این افراد، لازم و ضروری است. این اختلال شخصیت بسیار فراسوتر از احتیاط های لازم در روابط بین فردی عمل می کند. یک فرد پارانوئید در تمام مدت در هراس(ترس) و عدم اعتماد به دیگران به سر می برد. او عقیده دارد که نمی توان به دیگران واقعاً اعتماد کرد و همه افراد موذی و مغرض هستند و نسبت به او سوء نیت دارند. در واقع شعار یک فرد پارانوئید این است : « به کسی اعتماد نداشته باش». از آنجایی که اعتماد فرد پارانوئید به دیگران، در نقطه ای از رشد او زایل شده است، حال بی وقفه در فکر این است که چگونه از خود در قبال حملات بی امان و بی پایان افرادی که پیرامون او را فراگرفته اند، دفاع کند. این گونه افراد اعتقاد دارند حتی اگر هیچ دلیل واضحی نیز وجود نداشته باشد، باز هم دیگران قصد آزار و اذیت آنها را دارند و جهان جای خطرناکی است. از نگاه یک فرد پارانوئید همه افراد از جمله شما در معرض اتهام به داشتن سوء نیت قرار دارند. او فقط در یک جزیره غیرمسکونی احساس امنیت می کند(جانسون و موری، 1393).
 

بیماران پارانویایی معمولاً خیلی زود نتیجه گیری می کنند و با داشتن حداقل اطلاعات لازم به قضاوت می پردازند. همین طور هم عادت دارند به چیزهایی توجه کنند که ظاهراً مؤید شک و تردیدهایشان است و به هر چیزی که خلاف نظرشان باشد، بی اعتنا هستند، حالتی که روان شناسان آن را تعصب در قبولاندن باورهای خود به دیگران می نامند(فریمن و فریمن، 1390). آنها از نظر اطرافیان خود، افرادی خشک، رسمی، بی احساس و فاقد حس شوخ طبعی هستند. هرگونه انتقاد مغرضانه ای نسبت به آنها، حس دشمنی بزرگی را در آنها بر می انگیزد.

افراد پارانوئید به عنوان افراد کینه ای شهرت دارند. فرد پارانوئید، آزردگی خود از دیگری را به مرور ایام شدت بیشتری می بخشد. فرد پارانوئید همواره خود را محّق و غیرقابل سرزنش می داند و به جای به رسمیت شناختن نقش خود در ایجاد مشکلات، دیگران را عامل مشکلات خود تلقی کرده و سرزنش می کند.

افراد پارانوئید غالباً افراد عصبی، غیرقابل انعطاف، پرخاشگر، متهم کننده، سرزنشگر و نامناسب برای همکاری هستند. از نقطه نظر فرایندهای فکری، افراد پارانوئید دارای افکاری دوقطبی هستند و دنیا را یا سفید یا سیاه می بینند و افراد پیرامون آنها یا در خدمت آنها هستند یا علیه آنها موضع گرفته اند. گفتگوی منطقی و متقاعد ساختن او به این که اشتباه فکر می کند، تقریباً غیرممکن است. به مرور زمان فرد پارانوئید غیرقابل تحمل شده و از سوی دیگران طرد می شود و همین سبب می شود که او بیشتر نسبت به دشمنی دیگران به خودش اطمینان یابد و بدین ترتیب او وارد یک حلقه معیوب می شود، یعنی این که فرد پارانوئید با دیگران به عنوان دشمن درگیر می شود و دیگران نیز واکنش منفی به او نشان می دهند و در بازخورد، فرد پارانوئید از واکنش منفی دیگران به عنوان شواهدی برای تأیید افکار بدبینانه اش استفاده می کند. در اختلال شخصیت پارانوئید، بیش از دیگر انواع اختلال شخصیت احتمال دست زدن به اعمال پرخاشگرانه و خشونت آمیز وجود دارد(جانسون و موری، 1393).
 

شیوع پارانویا
پارانویا بیماری یا اختلال شخصیتی شایعی است. تحقیقات اخیر نشان می دهد که تفکر پارانوئید بسیار بیشتر از آنچه قبلاً تصور می شد، در جمعیت عمومی رایج است(فریمن و دیگران، b 2008؛ به نقل از فریمن و دیگران، 2009). شیوع این بیماری تا به حدی است که حدود 15 تا 20 درصد مردم مکرراً دچار تفکرات و ذهنیات پارانویایی می شوند. به عبارت دیگر، در حدود یک چهارم از ما دارای افکار و تصورات خفیف پارانویایی هستیم. بیماری پارانویا به قدری شایع است، که اگر خوش شانس باشید، جزو همان 25 درصد خواهید بود(فریمن و فریمن، 1390). سطوح بالاتر پارانویای سرپائی با اضطراب اجتماعی شدیدتر(تان و دیگران، 2011؛ به نقل از کلین و دیگران،2018)، به همان اندازه افسردگی بیشتر، کمروئی و عزت نفس پایین تر مرتبط بوده اند(کمز و پن ، 2004؛ به نقل از کلین و دیگران، 2018). اما بیش از 3 تا 5 درصد مردم دچار پارانویای حاد و نگران کننده ای هستند، یعنی ابتلا به چیزی که روان شناسان آن را هذیان های پارانویایی می نامند. در این گروه کوچک از بیماران، بیماری پارانویا به قدری شدید است که نیاز به درمان پزشکی دارند(فریمن و فریمن، 1390).

تا دهه 1990، هیچ کس از جمله کسانی که در مشاغل پزشکی یا روان شناسی فعالیت داشتند از شیوع گسترده این بیماری کمترین اطلاعی نداشتند. در حقیقت، اگر از روان پزشک نه چندان خبره ای می پرسیدند که در سال 1980 چه تعدادی از مردم گرفتار افکار پارانویایی بودند، به شما گفته می شد: تقریباً 1 درصد. در واقع، به نظر می رسد این رقم 1 درصدی فقط آمار تعداد کسانی باشد که از بیماری روانی حاد یا روان پریشی شدیدی رنج می بردند و این در شرایطی بود که بیماری پارانویا نشانه بیماری روان پریشی تشخیص داده می شد(فریمن و فریمن، 1390).
در زمینه شیوع و همه گیری گسترده بیماری پارانویا و این واقعیت که پارانویا در حال حاضر و بیش از هر زمان دیگری در متن فرهنگ و زندگی فردی ما قرار دارد، در ادامه به چند مثال عینی و پژوهش صورت گرفته اشاره می شود. به طور مثال، بیماری شایع ایدز را در نظر بگیرید. اجماع علمی بر آن است که ویروس اچ آی وی(H.I.V) عامل این بیماری است که در آغاز در اواسط قرن بیستم در صحرای آفریقا دیده شد و احتمالاً از طریق میمون به انسان سرایت کرد. اما به طرز شگفت انگیزی اکثریت مردم بر این باورند که این اجماع علمی چیزی جز یاوه نیست(همان منبع).

مثال دیگر در سال 1999 در یک نظرسنجی که از 520 سیاه پوست آمریکایی به عمل آمد، معلوم شد که 27 درصد این افراد بر این باورند که ایدز، ویروس ساخته دست بشر است، که دولت مرکزی آمریکا برای نابودی کامل سیاهان آن را ساخته است. بیش از 23 درصد هم تردید داشتند، بدین معنا که بیش از نیمی از شرکت کنندگان در این نظرسنجی توضیحات رسمی علمی را قبول نداشتند.

در سال 2006 نظرسنجی دیگری از سیاه پوستان آمریکایی به عمل آمد، که نتیجه آن به شرح زیر است:
- 48 درصد شرکت کنندگان معتقد بودند که ایدز، ویروسی ساختگی است.
- 46 درصد معتقد بودند که ویروس ایدز ساخته آزمایشگاه های دولتی است.
- 53 درصد معتقد بودند که بیماری ایدز، دارو و درمان دارد، ولی به عمد آن را در دسترس تهی دستان قرار نمی دهند.
- 12 درصد، سازمان سیا (CIA) را مسئول ساخت و انتشار این ویروس می دانستند.
البته شاید بی اعتمادی سیاه پوستان آمریکا به مقامات حکومتی تعجب آور نباشد، زیرا تاریخ این مردم نشان می دهد که آنان قربانی شکنجه، سختی و تبعیض نژادی بوده اند. مثال دیگر، حاثه 11 سپتامبر 2001 است که بسیاری از مردم آمریکا درخصوص عامل اصلی و خالق و طراح آن یعنی القاعده شک و تردیدهای زیادی دارند، در نظرسنجی صورت گرفته در این خصوص 49/3 درصد از ساکنین نیویورک سیتی اعتقاد داشتند که رهبران آمریکا از قبل، از طرح چنین حمله ای در روز 11 سپتامبر 2001 یا حول و حوش این تاریخ اطلاع داشتند، اما عمداً در این باره اقدامی نکردند. در یک نظرسنجی عمومی در آمریکا، تقریباً دو سوم شرکت کنندگان اظهار داشتند که احتمال بی توجهی مقامات بلندپایه حکومتی نسبت به اطلاع رسانی درباره این حمله وجود دارد. 12 درصد شرکت کنندگان حدس می زدند که تخریب پنتاگون(ساختمان وزارت دفاع آمریکا) در اثر اصابت موشک کروز نظامی بوده و نه کار هواپیمای مسافربری، که در تصرف تروریست ها بوده است. 22 درصد مردم آمریکا معتقد بودند حمله به آمریکا هیچ ارتباطی با اسامه بن لادن ندارد و در حقیقت این کار، توطئه آمریکایی های متنفذ بوده است. و این موارد همگی دال بر این موضوع هستند که درخصوص شمار بسیار زیادی از حوادث و رویدادهای به ظاهر ساده، بسیاری از مردم (همان یک چهارم یا 25 درصد مبتلا به پارانویای خفیف) صرفاً تعبیر و تفسیر یا روایات رسمی اظهار شده درباره آنها را باور نمی کنند و به تئوری های توطئه معتقدند. در واقع، شهرت و محبوبیت تئوری های توطئه، بیانگر شیوع بیماری پارانویا در جامعه است. بنابراین، ضروری است که فراموش نکنید که در هر دوره ای یک چهارم از ما مدام در معرض هجوم افکار پارانویایی قرار داریم. لذا معلوم می شود که بیماری پارانویا به اندازه افسردگی یا اضطراب در بین مردم شیوع دارد(همان منبع).

علل شکل گیری پارانویا
فرد پارانوئید در کودکی غالباً به صورت فردی تنها، حساس و با رفتار و روحیه ای عجیب و غریب دیده می شود. در کودکی از روابط محدودی برخوردار بوده و احتمالاً توسط دیگر بچه ها مورد تمسخر و طرد واقع می شده است. حداقل یکی از والدین فرد پارانوئید فردی بی عاطفه، سخت گیر و تحقیرکننده بوده است. در نتیجه، در همان کودکی این پیام به او القا می شود که مرتکب خطا شده اند و سزاوار مجازات اند. در نتیجه، افراد پارانوئید در بزرگسالی نیز منتظر حمله و سوء استفاده از سوی افراد پیرامون خود هستند و همزمان این پیام را به محیط خود ارسال می دارند که آنها افرادی « متفاوت از دیگران»، « عالی» و « تنها » هستند. احتمالاً والدین فرد پارانوئید، افرادی کمال گرا بوده و احتمالاً تحمل هیچ گونه اشتباهی را نداشته اند و به همین جهت با مشاهده کمترین خطا از سوی وی، او را به شدت تنبیه می کرده اند(جانسون و موری، 1393).
 
یافته های پژوهش لامستر و دیگران(2017) پیشنهاد می کنند که تنهایی می تواند یکی از علل پارانویا باشد. در حوزه بالینی نیز، یکی از فراوان ترین مشکلات بیماران با ذهنیت روان پریشی احساس تنهایی است. این نکته با چندین یافته مورد حمایت واقع شده است. از جمله، در مقایسه با گروه های کنترل غیربالینی، بیماران روان پریشی، بیش از 6 برابر بیشتر احتمال دارد که احساس تنهایی را در زندگیشان گزارش کنند(کیمهی و دیگران، 2006؛ ملتزر و دیگران، 2013 ؛ به نقل از لامستر و دیگران، 2017). در روان پریشی، احساس تنهایی ممکن است سبب شود تا فرد احساس اضطراب بیشتری کند که این مسأله به نوبه خود می تواند باعث شود که فرد بیشتر مستعد افکار پارانوئیدی شده که می تواند مجدداً اضطراب را افزایش دهد(گریتس و همکاران، مقاله در دست چاپ).
 

 
پارانویا که نتیجه ناتوانی ما در برداشت از وقایع و رویدادهاست حاصل تأثیر متقابل و نامحسوس 4 عامل زیر است:
1. تجارب ناهنجار و وقایع مبهم
2. عواطف ما به ویژه اضطراب
3. تجارب گذشته ما
 4. نحوه استدلال ما.

وقتی در برابر اتفاقاتی قرار می گیریم که انتظار وقوعشان را نداریم، به احتمال زیاد ناراحت و مضطرب می شویم و واکنشی دقیقاً پارانویایی از خود نشان می دهیم. پارانویا، وقتی سر برمی آورد که ما می کوشیم تا از حادثه ای که برایمان گیج کننده و مبهم است، سر درآوریم(فریمن و فریمن، 1390). فرد پارانوئید گمان می کند چون فردی « عالی» است، دیگران چشم دیدن او را ندارند و در نتیجه او را مسخره می کنند. چنین فردی گویا قادر به درک این نکته نیست که خشم خودش موجب برانگیختن خشم دیگران می شود. به گفته فروید، مکانیسم دفاعی اصلی فرد پارانوئید، فرافکنی است: یعنی انکار کامل خشم و دشمنی خود و دیدن آنها در دیگران. در واقع، منشأ خشم و خصومت یک فرد پارانوئید احساس ترس او از دیگران است(جانسون و موری، 1393).

بی خوابی، علت بالقوه اضطراب، افسردگی و تجارب نابهنجار است. تحقیقات مجزا نشان داده است که اضطراب، افسردگی و تجارب نابهنجار، پیش بینی کننده های پارانویا هستند. بنابراین، بی خوابی ممکن است در شکل گیری و تداوم عقیده گزند و آسیب شرکت داشته باشد. تجربه بالینی نیز نشان می دهد که تعداد زیادی از افراد با هذیان های گزند و آسیب مشکلاتی در شروع و تداوم خواب دارند(فریمن و دیگران، 2009). نتایج تحقیق فریمن و دیگران(2009) نشان داد که سطوح بالاتری از بی خوابی با سطوح بالاتر تفکر گزند و آسیب مرتبط شده بود.
 

از دیگر عوامل مؤثر و یا علل ایجاد کننده پارانویا، نحوه تفکر و تعقل ما در پیش بینی و برآورد احتمال خطر است که خود متأثر از قدرت رسانه های گروهی است، بدین معنی که گزارش بیش از حد و تکراری و اغراق شده خطرها و اخبار بد از سوی رسانه های گروهی و یا به عبارت بهتر، گرایش رسانه های گروهی به برجسته کردن رویدادها و اخبار جنجال برانگیز و ترسناک، فرهنگ پارانویایی را ترویج می کند: هرقدر درباره موضوعی بیشتر گفته شود، تأثیر آن بر مردم بیشتر خواهد بود. هرقدر درباره موضوعی بیشتر بشنویم و هرچه هیجان ناشی از شنیدن آن خبر بیشتر باشد، تأثیر آن بر ما بیشتر خواهد بود. ما موجوداتی هستیم آسیب پذیر و تلقین پذیر و با بروز مسائل به آسانی متأثر می شویم و خیلی کم تحت تأثیر چیزهای واقعی قرار می گیریم(فریمن و فریمن، 1390).
 
عامل مؤثر دیگر در ایجاد و بروز پارانویا تعدادی از عوامل اجتماعی است مانند:
- رشد و توسعه شهرنشینی؛ یکی از پیامدهای رشد شهرنشینی، احتمالاً افزایش بیماری پارانویا خواهد بود. شیوع بیماری های روانی در شهرها به مراتب بیش از مناطق روستایی است. از سوی دیگر توسعه شهرنشینی باعث تضعیف شبکه های اجتماعی، تنهایی و گوشه گیری انسان ها می شود.
- انزوای اجتماعی؛ در یک پژوهش به عمل آمده از 1000 سالمند استرالیایی که تک و تنها زندگی می کنند و ارتباط کمتری با دوستان و خویشان خود دارند، پژوهشگران دریافتند که این افراد بیشتر مستعد ابتلا به بیماری پارانویا هستند.
- بیکاری و یا مشاغل پاره وقت و قراردادهای کاری کوتاه مدت و نداشتن شغل ثابت؛ همگی به پیدایش ناپایداری ها، فشارهای روانی و دامن زدن به جوّ رقابت در محیط کار می انجامد و موجب می شود که افراد همکارانشان را به چشم رقبای خود و تهدیدهای بالقوه ای در نظر بگیرند.
- مهاجرت
- آسیب دیدگی ها؛ تحقیقات پی در پی نشان داده اند کسانی که دچار آسیب می شوند مثلاً دچار بیماری حاد یا حادثه ای می شوند یا مورد ضرب و شتم قرار می گیرند یا عزیزی را از دست می دهند، بیشتر در معرض خطر ابتلاء به بیماری های روانی از جمله پارانویا هستند. اینها همگی عواملی هستند که موجب افزایش ترس و اضطراب ما می شوند و از این طریق، زمینه رشد پارانویا را فراهم می کنند(فریمن و فریمن، 1390).


درمان پارانویا
افراد دچار هذیان های تعقیب که روانشناسان آن را حادترین شکل پارانویا می دانند، عموماً با استفاده از داروهای ضدجنون درمان می شوند. اما از آنجا که این داروها آرام بخش های قوی هستند، می توانند عوارض جانبی ناخوشایندی را به همراه داشته باشند، از جمله احساس بریدن از جهان پیرامون خود، ناتوانی جنسی، اضافه وزن، یبوست، خواب آلودگی، مشکلات قلبی و در موارد بسیار نادر، مرگ(فریمن و فریمن، 1390). در واقع، اگرچه درمان انتخابی و رده اول برای بیماران با عقاید پارانوئید درمان دارویی و مصرف داروهای ضد جنون است و حتی باعث کاهش علائم می شوند ولی به دلیل عدم بهبودی سبک تبیینی و شناختی بیمار، باعث نرخ عود بالاتری شده اند(کِی و کراسک، 1393).
 

 
شواهد محکمی وجود دارد که نشان می دهد تلفیق دارودرمانی و درمان شناختی- رفتاری در مقایسه با دارودرمانی، موجب دوام بیشتر بهبودی و کاهش عود می شود(کینگدان و هانسن، 2007؛ به نقل از کِی و کراسک،1393). در واقع درمان شناختی- رفتاری روان پریشی، بیشترین اثربخشی را در مرحله نگهدارنده درمان داشته و این رویکرد در بسیاری از کشورهای دنیا بکار می رود(کِی و کراسک، 1393). در حال حاضر درمان های شناختی- رفتاری که برای عقاید پارانوئید به کار می رود، به درمان شناختی- رفتاری اختلالات اضطرابی شباهت دارد. به عنوان مثال در حیطه شناختی: بازبینی شواهد برای عقاید، استفاده از توضیحات جایگزین، آزمون واقعیت، بازسازی شناختی به صورت سلسله مراتبی و در حیطه رفتاری : آرام سازی از جمله مؤلفه های درمان شناختی- رفتاری می باشند که در درمان پارانویا مورد استفاده قرار گرفته اند(همان منبع).

6 گام اساسی درمان شناختی رفتاری (CBT) برای درمان پارانویا به شرح ذیل است:
1. ناظر بی طرف ترس های خود باشید
ما نمی توانیم در انتظار غلبه بر پارانویای خود باشیم، مگر آنکه به برخی از ابعاد آن آگاه باشیم. لذا به منظور کنترل افکار پارانویایی خود ضروری است که از خاطرات و تمرین های نوشتاری استفاده شود.

2. عوامل ایجاد کننده پارانویا را بشناسید:
پارانویا هم مثل همه ترس ها، بیشتر قدرتش را زمانی از دست می دهد که ما عوامل به وجود آورنده آن را بشناسیم. به عنوان بخشی از فرایند این شناخت، ضروری است که افراد پارانوئید، دو حادثه پارانویایی را که داشته اند، به دقت مورد بررسی قرار دهند و می بایست نقشی را که عواملی چون حوادث دشوار زندگی، هیجانات(به ویژه استرس و اضطراب)، برخوردهای گیج کننده اجتماعی، تجارب نابهنجار و روش های استدلالی ما در پیدایش افکار پارانویایی دارند، در تجزیه و تحلیل ریشه افکار پارانویایی مورد بررسی قرار گیرند.

3. فقط پذیرای افکار بدبینانه خود نباشید
با دیده تردید به این افکار نگاه کنید. افکار پارانویایی اغلب قانع کننده و ظاهر فریب به نظر می آیند. به جای بها دادن به آنها، در صحت و سقم آنها شک کنید. شواهد موافق و مخالف آنها را باهم بسنجید و در پی یافتن دلایلی برای بیان احساس خود باشید. افکار پارانویایی تاب مقاومت در برابر بررسی دقیق و موشکافانه را ندارند.

در این راستا از خودتان بپرسید :
- آیا چیزی هست که نادرست بودن افکار پارانویایی را معلوم دارد؟
- آیا توضیحات دیگری برای آنچه احتمال وقوعش هست، وجود دارد؟
- اگر احساس شادمانی بیشتری کنم، آیا باز هم درباره امور گوناگون این گونه فکر خواهم کرد؟

4. پارانویای خود را امتحان کنید 
هیچ چیز به اندازه محک زدن افکار پارانویایی واقعاً مفید نیست.

5. افکار بدبینانه خود را رها کنید 
همه مردم چنین افکاری دارند. این تصور که می توانیم به این گونه افکار کاملاً پایان دهیم تصوری است غیرواقع بینانه. با این افکار نه مبارزه کنید و نه به آنها فکر کنید. سعی کنید نسبت به آنها بی اعتنا باشید. بی اهمیت بودن آنها را به خود یادآور شوید. تمرکز خود را بیشتر بر آنچه انجام می دهید، معطوف بدارید و نه به آنچه می اندیشید.
 

6. وقت کمتری را صرف فکر کردن به افکار پارانویایی خود کنید
نگران بودن فقط همه چیز از جمله پارانویا را بدتر می کند. الگوی فکری( اگر این ... آن وقت چه؟) همیشه بدترین پیامد ممکن را برای هر موقعیتی پیش بینی می کند(فریمن و فریمن، 1390).

درمان های شناختی- رفتاری (CBT) بهترین راه غلبه بر پارانویا را ارائه می دهد و در انگلیس و دیگر کشورها رسماً به عنوان روش درمان پارانویا پیشنهاد می شود(فریمن و فریمن، 1390).

متأسفانه در ایران هنوز هم تأکید عمده مداخلات درمانی در بیماران پارانویا بر درمان های دارویی است و از مداخلات غیردارویی یا استفاده نمی شود و یا در صورت استفاده بسیار اندک، محدود و غیراختصاصی است که البته یکی از دلایل آن نقص قابل توجه منابع معتبر و راهنماهای درمانی در این زمینه می باشد(کِی و کراسک، 1393).

البته لازم به ذکر است که CBT به درمان همه بیماران پارانویایی کمک نمی کند. به ویژه کسانی که دچار هذیان های جدی هستند و به انواع دیگر روش های درمانی نیاز دارند و موضوع کوچک مهم دیگر، پیدا کردن درمانگرانی است که روش درمانی CBT و پارانویا را آموزش دیده باشند(فریمن و فریمن، 1390). و نهایتاً این که از آنجایی که بی خوابی محتمل ترین مشکل نادیده گرفته شده در خدمات روانپزشکی برای افراد مبتلا به هذیان های گزند و آسیب است و تجربه پراسترس بی خوابی ممکن است منجر به کاهش و پایین آوردن خُلق و تجارب نابهنجار شودکه خود سائق و برانگیزاننده عقاید گزند و آسیب است. فلذا معنی و دلالت بالینی جالب توجه، حقیقتاً بکارگیری مداخلات معتبر و پاگرفته برای مشکلات خواب است که می تواند تجربه پارانویا را کاهش دهد(فریمن و دیگران، 2009).
 

چند توصیه به افراد مرتبط با فرد پارانوئید
1. توقعات غیرواقعی نداشته باشید
اختلال شخصیت پارانوئید معضلی است که به اندازه طول عمر فرد مبتلا به آن سابقه دارد. در نتیجه، به سرعت برطرف نمی گردد. گاهی این طور به نظر می رسد که تلاش شما به منظور مداوای فرد پارانوئید، نه تنها ثمری ندارد، بلکه موجب افزایش خصومت او نسبت به شما شده و شما را بیش از پیش نسبت به بهبودی شرایط مأیوس می سازد. اگر شما قادر به پذیرش فرد پارانوئید هستید و همزمان امید به درمان او دارید، به نظر می رسد که شما در شرایط خوبی برای تحمل اتهامات و خصومت ورزی مداوم او قرار دارید(جانسون و موری، 1393).

2. با شکیبایی در جهت جلب اعتماد فرد پارانوئید عمل کنید
از آنجایی که یک فرد پارانوئید، همه را افراد خطرناک، ایرادگیر و تحقیرکننده می داند، برقراری رابطه با چنین فردی و جلب اعتماد او مستلزم عملکرد سنجیده و شکیبایی بسیار است. به تدریج و بدون هیچ گونه فشار یا اجباری وارد رابطه با او شوید و اجازه دهید که او اندک اندک به شما اعتماد کند و فرصت لازم را برای اعتمادسازی به او بدهید و اصرار زودهنگام در این باره نداشته باشید(جانسون و موری، 1393). نکته کلیدی این است که با فرد پارانوئید با احترام رفتار شود و به او به عنوان یک شخص و همچنین به سلامتی اش توجه داشته باشیم. مؤکداً به وی بگوئید که سعی ندارید افکارتان را به او تحمیل کنید یا به او بگویید افکارش اشتباه است. هیچ چیزی را از او پنهان نکنید(کِی و کراسک، 1393).

3. اگرچه سخت است اما به او خشم نگیرید
زندگی با فردی شکاک بسیار ناراحت کننده است. طبیعی است که شما در قبال شکاکیت، اتهامات، سرزنش ها و تندی های مداوم او با خشم و ناراحتی از خود واکنش نشان دهید. به طور کلّی هرکدام از ما پس از مدتی جر و بحث هر روزه با فردی شکاک و مجادله گر کنترل خود را از دست می دهیم و به او خشم می گیریم. خشم تلافی جویانه شما سبب می شود که یک بار دیگر فرد پارانوئید به این نتیجه برسد که مثل همه افراد دیگر، به شما نیز نمی تواند اعتماد کند. بنابراین، سعی کنید تاحد ممکن از چنین واکنش هایی خودداری کنید. فکر این که یک فرد پارانوئید به مانند کودکی زخمی و هراسان است، می تواند شما را در کنترل خشم تان نسبت به او یاری دهد(جانسون و موری، 1393).

4. خودداری از حرف زدن
از آنجایی که مقابله مستقیم با افکار فرد پارانوئید به ندرت به کسب نتیجه مطلوب می انجامد، بنابراین عقل حکم می کند که برای ایجاد رابطه بهتر با فرد پارانوئید، از روش های آرام و مسالمت جویانه استفاده کنیم. یکی از متخصصین در امر درمان افراد پارانوئید از راهبرد « خودداری از حرف زدن » به عنوان راهبردی کارآمد نام می برد. در این راهبرد، شما بدون آن که کلمه ای بر زبان بیاورید و بدون هر واکنشی جزء پذیرش غیرمشروط و همدلی، به طور فعال به او گوش فرادهید. مشاجره با او در مورد جزئیات می تواند به واکنش های منفی بیشتری از سوی فرد پارانوئید منجر گردد. از سوی دیگر، گوش دادن بدون قضاوت، و تصدیق و تمایل او به اعتماد، می تواند تا حدّ زیادی به بهبود شرایط موجود کمک کند(جانسون و موری، 1393).
به فرد پارانوئید نگوئید که هذیان هایش حقیقت دارد، بنابراین ضمن خودداری از تأیید افکار پارانوئید وی، می توانید جهت کسب اطلاعات و بدون ارائه نظرهای خطرناک، در مورد هذیان های وی سؤالات بیشتری بپرسید ولی هرگز باورهایش را زیر سؤال نبرید و همواره این اصل را در برخورد با فرد پارانوئید در نظر داشته باشید که : هرگز مستقیماً با فرد پارانوئید در مورد باورهایش مخالفت نکنید(کِی و کراسک، 1393).

5. در صورت وجود خطر آسیب رسی با فرد پارانوئید برخورد کنید
اگرچه همواره اعتقاد به رویکردی همدلانه و حمایتی در قبال فرد پارانوئید است، اما در جایی که سلامتی و امنیت شما به خطر می افتد، دیگر لزومی به پیروی از این رویکرد وجود ندارد. زندگی و ارتباط با یک فرد پارانوئید می تواند به افسردگی شما منجر شود. این امکان وجود دارد که اتهامات و انتقادات مداوم او، عزت نفس شما را خدشه دار سازد، اما آنچه بسیار نگران کننده است، هنگامی است که جان شما در معرض خطر قرار گیرد و یا به طور جدّی مورد اهانت واقع شوید. در چنین مواقعی توصیه می شود که حد و مرزهایی را برای رفتارهای ناخوشایند فرد پارانوئید بگذارید و به او اعلام کنید که در صورت مشاهده هرگونه تخطی، به سرعت او را ترک می کنید(جانسون و موری، 1393).


**گردآوری و تنظیم: محدثه نامجو
-کارشناس ارشد روان شناسی
-مشاور مدارس اداره آموزش و پرورش بندرانزلی


منابع
جانسون، براد و موری، کِلی (1393). عشق ویرانگر. ترجمه زهرا حسین زاده و الهام شفیعی، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا.
فریمن، دنیل و فریمن، جیسون (1390). غلبه بر پارانویا و افکار بدبینانه. ترجمه ملک دخت قاسمی نیک منش، کاشان: نشر قانون مدار.
کِی، فولین و کراسک، میشل (1393). درمان پارانویا؛ راهنمای شناختی رفتاری. ترجمه لیلا امیرپور و دکتر علی مشهدی نژاد، انتشارات درج عقیق.
 
Freeman, D., Pugh, K., Vorontsova, N., & Southgate, L. (2009). Insomnia and paranoia. Schizophrenia Research , 108 , 280-284 . https://doi.org/10.1016/j.schres.2008.12.001


Geraets, C.N.W., Snippe, E., Beilen, M.v., Pot-Kolder, R.M.C.A., Wichers, M., Gaag, M.v.d., & Veling, W. (Article in Press). Virtual reality based cognitive behavioral therapy for paranoia: Effects on mental states and the dynamics among them. Schizophrenia Research, Schres-08847, No of Pages 8. https://doi.org/10.1016/j.schres.2020.05.047


Klein, H.S., Kelsven, S., & Pinkham, A.E. (2018). Increased social cognitive bias in subclinical paranoia. Schizophrenia Research: Cognition, 12, 74-76. https://doi.org/10.1016/j.scog.2018.05.002


Lamster, F., Nittel, C., Rief, W., Mehl, S., & Lincoln, T. (2017). The impact of loneliness on paranoia: An experimental approach. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 54, 51-57. http://dx.doi.org/10.1016/j.jbtep.2016.06.005


 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

مشخصات یک سیستم معیوب اداری!
4 عامل روان شناختی موثر بر انتخاب سبک زندگی
درباره وسواس کندن مو چه می دانید ؟
ترکیب مهلک کرونا و وسواس
افسردگی شاید با قرص درمان شود، تنهایی چطور؟
برچسب زدن ممنوع!
با ازدواجتان پُز ندهید، ازدواج، لزوما خوشبختی نیست
خانواده درمانی کنید
شما دچار این بیماری خطرناک شده‌اید!
واکنش انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان به انتشار اخبار خودکشی در رسانه ها
کرونا و آشفتگی هیجانی
سندرم لازاروس؛ بازگشت به زندگی پس از مرگ
اندكي غرور به آدم كمك مي كند كه فاصله اش را حفظ كند. آلبر كامو