مهارتهای والدینی و هزار روز اول زندگی
هزار روز اول زندگی دورهای است که از آغاز بارداری تا پایان سه سالگی کودک ادامه دارد. این بازه یکی از حساسترین و اثرگذارترین مراحل رشد انسان به شمار میآید، زیرا پایههای سلامت جسمی، مغزی، عاطفی و حتی تواناییهای یادگیری و اجتماعی فرد در همین زمان شکل میگیرد.
در این هزار روز، مغز با بیشترین سرعت رشد میکند، سیستم ایمنی و اندامها شکل میگیرند، الگوهای تغذیه و رشد تثبیت میشوند و پیوند عاطفی با والدین شکل اساسی میگیرد.
هرآنچه مادر در دوران بارداری تجربه میکند، و هرآنچه کودک در دو سال اول دریافت میکند—از تغذیه، مراقبت، محیط، محبت، خواب و تحریکات شناختی—میتواند اثراتی ماندگار بر سلامت و آینده او داشته باشد.
به همین دلیل، هزار روز اول زندگی «پنجره طلایی رشد» نامیده میشود؛ دورهای که سرمایهگذاری روی آن بیشترین بازده را برای سلامت و کیفیت زندگی انسان در سالهای آینده به همراه دارد.
هزار روز اول زندگی مفهومی است که از آغاز بارداری و تا حدود سه سالگی کودک را در بر میگیرد. این دوره میتواند اصل و اساس رشد آدمی بشمار آید و هر میزان از کیفیت بیشتری و بهتری برخودار باشد سالهای بعدی زندگی بر پایهای سالمتر بنا میشود.
دانش پزشکی و علوم رفتاری نشان میدهد که سلامت جسمی، رشدی، شناختی، روانی و اجتماعی انسان در این بازه حساس شکل میگیرد و هر تصمیم، تغذیه، رفتار و محیطی که مادر و کودک تجربه میکنند، اثری ماندگار بر زندگی آینده دارد.
مریم قوامی عضو سازمان نظام روانشناسی و نویسنده کتاب مهارتهای والدینی بر این باور است بسیاری از چالشهای سلامتی بزرگسالی مانند چاقی، بیماریهای قلبی، مشکلات روانی، ضعف سیستم ایمنی و حتی موفقیت تحصیلی و مهارتهای اجتماعی، ریشه در همین هزار روز اول دارد. به همین دلیل این دوره در پژوهشهای سلامت عمومی و سیاستگذاری اجتماعی اهمیت ویژهای دارد.
این هزار روز از زمان شکلگیری جنین آغاز میشود. در این مرحله، بدن مادر مانند نخستین خانهای است که آینده کودک در آن ساخته میشود. تغذیه مادری، سلامت روان، وضعیت اقتصادی و محیطی که در آن زندگی میکند، همه پیامهایی هستند که بر رشد سلولی جنین اثر میگذارند. اگر مادر به اندازه کافی آهن، اسید فولیک، پروتئین، ویتامینها و انرژی دریافت نکند، احتمال اختلالات رشدی جنین افزایش مییابد. کمبود اسید فولیک میتواند خطر نقص لوله عصبی را بالا ببرد و فقر آهن ممکن است رشد مغزی را تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل، تغذیه مناسب و آرامش روانی مادر مانند نوری است که به سلولهای در حال تقسیم جنین میتابد و آنها را در مسیر رشد سالم هدایت میکند.
سلامت روان مادر در دوران بارداری نقشی بسیار مهم دارد. اضطراب شدید، افسردگی و تنشهای طولانیمدت میتواند از طریق هورمونهای استرس بر جنین اثر بگذارد و بعداً خطر مشکلات رفتاری، اختلالات خواب و حساسیتهای هیجانی را افزایش دهد. وقتی مادر فضای امن روانی تجربه میکند، جنین نیز در نوعی آرامش زیستی رشد میکند. مراقبت از سلامت روان مادر، مشاوره، حمایت خانواده و کاهش عوامل فشارزای بیرونی، نهتنها کیفیت بارداری را بهتر میکند، بلکه آینده عاطفی کودک را نیز شکل میدهد.
جنبه دیگری از سلامت در این دوره، مراقبتهای بارداری است. مراجعه منظم به پزشک، انجام آزمایشها، غربالگریها و پایش رشد جنین، اطلاعات دقیقی به مادر و پزشک میدهد و میتواند از بسیاری مشکلات پیشگیری کند. گاهی مادر بدون اینکه بداند کمبودهایی دارد یا جنین نیازمند مراقبت ویژه است. پیگیریهای علمی و پزشکی باعث میشود هر اختلالی در نخستین لحظهها شناسایی و درمان شود. این مراقبتها بخشی از پایهگذاری سلامت کودک در آینده است.
پس از تولد، نوزاد وارد جهانی تازه میشود. نخستین تماس پوستی و آغوش مادر یکی از مهمترین پیامهای امنیتی برای مغز کودک است. این تماس باعث آزاد شدن هورمونهایی میشود که پیوند عاطفی و احساس امنیت را تقویت میکنند. نوزادی که احساس امنیت اولیه را تجربه کند، در سالهای بعدی بهتر با استرس کنار میآید، ارتباطات سالمتری میسازد و رشد شناختی بهتری دارد. این پیوند اولیه مانند اولین آجر ارتباط اجتماعی انسان است.
تغذیه با شیر مادر یکی از اصلیترین عوامل سلامت در هزار روز اول است. شیر مادر بافتی زنده و پویاست؛ مانند کتابخانهای که هر روز محتویات جدیدی برای نیازهای بدن نوزاد فراهم میکند. این شیر مجموعهای از آنتیبادیها، آنزیمها، پروتئینهای ویژه و مواد مغذی است که سیستم ایمنی کودک را میسازند. نوزادانی که شیر مادر دریافت میکنند، کمتر به عفونتها، آلرژیها، اسهال، عفونتهای تنفسی و حتی بیماریهای مزمن در سالهای بعدی مبتلا میشوند. تغذیه با شیر مادر همچنین رشد مغز را تقویت میکند و ارتباط عاطفی مادر و کودک را عمیقتر میسازد. از سوی دیگر، شیر دادن برای مادر نیز فوایدی مانند کاهش خطر سرطانهای پستان و تخمدان، تنظیم وزن و تقویت پیوند روانی دارد.
بعد از ششماهگی، تغذیه تکمیلی وارد زندگی کودک میشود. اما نوع و کیفیت اولین غذاهایی که کودک دریافت میکند، تأثیر مستقیمی بر رشد مغز، استحکام استخوانها و رشد جسمانی دارد. غذاهای غنی از آهن، روی، ویتامین A، پروتئینهای حیوانی، سبزیجات تازه و غلات کامل پیامرسانهایی هستند که به بدن کودک میآموزند چگونه عضله بسازد، چگونه سیستم ایمنی را تقویت کند و چگونه مسیر رشد شناختی را هماهنگ سازد. اگر در این دوره تغذیه کودک ناکافی یا نامناسب باشد، احتمال کوتاهقدی، ضعف یادگیری، کاهش توان حرکتی و ضعف سیستم ایمنی افزایش مییابد. اما تغذیه متنوع و سالم باعث میشود پایههای سلامت جسمی و ذهنی کودک محکم شود و از بسیاری بیماریها در آینده جلوگیری گردد.
رشد شناختی در هزار روز اول بخش مهمی از سلامت انسان است. مغز کودک در این دوره با سرعتی حیرتانگیز رشد میکند. میلیونها ارتباط عصبی هر روز شکل میگیرد و هر تجربه ساده، حتی صدای بازیگوشانه مادر یا نور آرام یک اتاق، در رشد مدارهای مغزی نقش دارد. صحبت کردن با نوزاد، خواندن کتاب برای او، ایجاد فرصتهای بازی، پاسخدهی سریع به نیازهایش و فراهم کردن محیطی امن و غنی از محرکهای مناسب، همه به ساختن شبکههای عصبی کمک میکنند. مغز کودک مانند باغی نوپا است؛ هر واژه، هر تماس، هر نگاه و هر لبخند دانهای است که بعدها به مهارتهای شناختی، حل مسئله، خلاقیت و تواناییهای اجتماعی تبدیل میشود.
سلامت روان و عاطفه در هزار روز اول نیز ستون مهمی از سلامت کلی کودک است. نوزاد و کودک خردسال توانایی بیان و مدیریت احساسات را ندارد و تمام نیازهایش از طریق رفتارها و گریهها نشان داده میشود. وقتی بزرگسالان با صبر و توجه به این نیازها پاسخ میدهند، کودک یاد میگیرد دنیا مکان امنی است و این حس اعتماد اولیه به شکلگیری شخصیت سالم کمک میکند. کودکانی که در سالهای نخست زندگی مورد محبت، احترام و پاسخدهی مناسب قرار میگیرند، در سالهای بعدی کمتر دچار مشکلات اضطرابی، اختلالات رفتاری و چالشهای اجتماعی میشوند. اما غفلت، خشونت، بیتوجهی و محیطهای پرتنش میتواند زمینهساز مشکلات طولانیمدت در سلامت روان باشد.
سلامت اجتماعی نیز از همین روزهای اولیه شکل میگیرد. انسان موجودی اجتماعی است و مهارتهای ارتباطی در کودکی ساخته میشوند. ارتباط با والدین، تماس چشم در هنگام شیر خوردن، بازی با چهره و دستهای بزرگسالان، واکنش به صداها و تعاملهای کوچک، نخستین جرقههای مهارتهای اجتماعی را روشن میکند. کودکانی که در محیطی سرشار از محبت، احترام و ارتباطهای سالم رشد میکنند، بعدها تعاملهای بهتری خواهند داشت و روابط اجتماعیشان پایدارتر خواهد بود.
بعد دیگر سلامت در هزار روز اول، محیط زندگی است.
کیفیت هوای خانه، میزان آلودگی، دسترسی به نور طبیعی، وجود دود سیگار، وضعیت بهداشت، آب سالم، خواب کافی و ایمنی محیط، همه بر سلامت نوزاد اثر میگذارند. خواب کافی برای رشد مغز ضروری است. آلودگی هوا میتواند سیستم تنفسی را تحت فشار قرار دهد و دود سیگار حتی در مقادیر کم باعث افزایش عفونتها و مشکلات ریوی میشود. خانهای که خلوت، تمیز، با نور کافی و عاری از خطر باشد، مانند آغوش دوم کودک عمل میکند و به رشد طبیعی او کمک میکند.
سلامت مادر بعد از تولد نیز اهمیت دارد. بدن مادر در دوران پس از زایمان مراحل مهمی از بهبود را طی میکند. تغذیه مناسب، استراحت کافی، حمایت خانواده، مراقبت روانی و بررسیهای پزشکی برای سلامت او اهمیت ویژهای دارد. مادر سالم بهتر میتواند به نیازهای کودک پاسخ دهد و رابطهای امن و عاطفی با او ایجاد کند. حمایت اطرافیان از مادر، درباره سلامت کودک نیز اثر مستقیم دارد.
در کنار همه این ابعاد، واکسیناسیون بخش مهمی از سلامت در هزار روز اول است. واکسنها مانند سپرهایی هستند که بدن کوچک کودک را در برابر بیماریهای خطرناک محافظت میکنند. انجام واکسنها طبق برنامه کشوری نهتنها از بیماریهای شدید جلوگیری میکند، بلکه احتمال بیماریهای جدی در بزرگسالی را نیز کاهش میدهد. سیستم ایمنی کودک در این دوران در حال آموزش است و واکسنها نقش آموزگارانی را دارند که به بدن یاد میدهند چگونه در برابر خطرات واکنش نشان دهد.
بازی و تحرک نیز ستون دیگری از سلامت است.
نوزاد و کودک از طریق بازی جهان را میآموزد. خنده، غلت زدن، تلاش برای نشستن، گرفتن اشیا و راه رفتن، همگی به رشد حرکتی، تقویت عضلات، هماهنگی چشم و دست و رشد شناختی کمک میکنند. فراهم کردن فضای امن برای بازی، تماس با طبیعت، تشویق کودک به حرکت و تجربههای جدید، بخشی از تغذیه حرکتی اوست.
هزار روز اول زندگی فرصتی طلایی برای ساختن آیندهای سالم است.
اگر این دوره با آگاهی، مراقبت و توجه طی شود، احتمال مشکلات سلامتی در آینده به شکل چشمگیری کاهش مییابد. تغذیه مناسب مادر و کودک، مراقبتهای پزشکی منظم، حمایت روانی و اجتماعی، محیط سالم، ارتباط عاطفی عمیق و فرصتهای رشد شناختی و حرکتی، مجموعهای از عوامل هستند که فرهنگ سلامت را در کودک میسازند و او را برای رویارویی با چالشهای سالهای بعد آماده میکنند.
مریم قوامی نویسنده کتاب مهارتهای والدینی در خاتمه آورده است هر کلمه، هر تصمیم و هر تجربه در این زمان اثر ماندگاری بر سلامت جسمی، روانی، شناختی و اجتماعی فرد دارد. خانوادهها، جامعه، نظام سلامت و همه کسانی که با کودک و مادر در ارتباطاند، میتوانند با افزایش آگاهی و مراقبت، آیندهای سالمتر بسازند و نسلی توانمندتر پرورش دهند.
در این هزار روز، مغز با بیشترین سرعت رشد میکند، سیستم ایمنی و اندامها شکل میگیرند، الگوهای تغذیه و رشد تثبیت میشوند و پیوند عاطفی با والدین شکل اساسی میگیرد.
هرآنچه مادر در دوران بارداری تجربه میکند، و هرآنچه کودک در دو سال اول دریافت میکند—از تغذیه، مراقبت، محیط، محبت، خواب و تحریکات شناختی—میتواند اثراتی ماندگار بر سلامت و آینده او داشته باشد.
به همین دلیل، هزار روز اول زندگی «پنجره طلایی رشد» نامیده میشود؛ دورهای که سرمایهگذاری روی آن بیشترین بازده را برای سلامت و کیفیت زندگی انسان در سالهای آینده به همراه دارد.
هزار روز اول زندگی مفهومی است که از آغاز بارداری و تا حدود سه سالگی کودک را در بر میگیرد. این دوره میتواند اصل و اساس رشد آدمی بشمار آید و هر میزان از کیفیت بیشتری و بهتری برخودار باشد سالهای بعدی زندگی بر پایهای سالمتر بنا میشود.
دانش پزشکی و علوم رفتاری نشان میدهد که سلامت جسمی، رشدی، شناختی، روانی و اجتماعی انسان در این بازه حساس شکل میگیرد و هر تصمیم، تغذیه، رفتار و محیطی که مادر و کودک تجربه میکنند، اثری ماندگار بر زندگی آینده دارد.
مریم قوامی عضو سازمان نظام روانشناسی و نویسنده کتاب مهارتهای والدینی بر این باور است بسیاری از چالشهای سلامتی بزرگسالی مانند چاقی، بیماریهای قلبی، مشکلات روانی، ضعف سیستم ایمنی و حتی موفقیت تحصیلی و مهارتهای اجتماعی، ریشه در همین هزار روز اول دارد. به همین دلیل این دوره در پژوهشهای سلامت عمومی و سیاستگذاری اجتماعی اهمیت ویژهای دارد.
این هزار روز از زمان شکلگیری جنین آغاز میشود. در این مرحله، بدن مادر مانند نخستین خانهای است که آینده کودک در آن ساخته میشود. تغذیه مادری، سلامت روان، وضعیت اقتصادی و محیطی که در آن زندگی میکند، همه پیامهایی هستند که بر رشد سلولی جنین اثر میگذارند. اگر مادر به اندازه کافی آهن، اسید فولیک، پروتئین، ویتامینها و انرژی دریافت نکند، احتمال اختلالات رشدی جنین افزایش مییابد. کمبود اسید فولیک میتواند خطر نقص لوله عصبی را بالا ببرد و فقر آهن ممکن است رشد مغزی را تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل، تغذیه مناسب و آرامش روانی مادر مانند نوری است که به سلولهای در حال تقسیم جنین میتابد و آنها را در مسیر رشد سالم هدایت میکند.
سلامت روان مادر در دوران بارداری نقشی بسیار مهم دارد. اضطراب شدید، افسردگی و تنشهای طولانیمدت میتواند از طریق هورمونهای استرس بر جنین اثر بگذارد و بعداً خطر مشکلات رفتاری، اختلالات خواب و حساسیتهای هیجانی را افزایش دهد. وقتی مادر فضای امن روانی تجربه میکند، جنین نیز در نوعی آرامش زیستی رشد میکند. مراقبت از سلامت روان مادر، مشاوره، حمایت خانواده و کاهش عوامل فشارزای بیرونی، نهتنها کیفیت بارداری را بهتر میکند، بلکه آینده عاطفی کودک را نیز شکل میدهد.
جنبه دیگری از سلامت در این دوره، مراقبتهای بارداری است. مراجعه منظم به پزشک، انجام آزمایشها، غربالگریها و پایش رشد جنین، اطلاعات دقیقی به مادر و پزشک میدهد و میتواند از بسیاری مشکلات پیشگیری کند. گاهی مادر بدون اینکه بداند کمبودهایی دارد یا جنین نیازمند مراقبت ویژه است. پیگیریهای علمی و پزشکی باعث میشود هر اختلالی در نخستین لحظهها شناسایی و درمان شود. این مراقبتها بخشی از پایهگذاری سلامت کودک در آینده است.
پس از تولد، نوزاد وارد جهانی تازه میشود. نخستین تماس پوستی و آغوش مادر یکی از مهمترین پیامهای امنیتی برای مغز کودک است. این تماس باعث آزاد شدن هورمونهایی میشود که پیوند عاطفی و احساس امنیت را تقویت میکنند. نوزادی که احساس امنیت اولیه را تجربه کند، در سالهای بعدی بهتر با استرس کنار میآید، ارتباطات سالمتری میسازد و رشد شناختی بهتری دارد. این پیوند اولیه مانند اولین آجر ارتباط اجتماعی انسان است.
تغذیه با شیر مادر یکی از اصلیترین عوامل سلامت در هزار روز اول است. شیر مادر بافتی زنده و پویاست؛ مانند کتابخانهای که هر روز محتویات جدیدی برای نیازهای بدن نوزاد فراهم میکند. این شیر مجموعهای از آنتیبادیها، آنزیمها، پروتئینهای ویژه و مواد مغذی است که سیستم ایمنی کودک را میسازند. نوزادانی که شیر مادر دریافت میکنند، کمتر به عفونتها، آلرژیها، اسهال، عفونتهای تنفسی و حتی بیماریهای مزمن در سالهای بعدی مبتلا میشوند. تغذیه با شیر مادر همچنین رشد مغز را تقویت میکند و ارتباط عاطفی مادر و کودک را عمیقتر میسازد. از سوی دیگر، شیر دادن برای مادر نیز فوایدی مانند کاهش خطر سرطانهای پستان و تخمدان، تنظیم وزن و تقویت پیوند روانی دارد.
بعد از ششماهگی، تغذیه تکمیلی وارد زندگی کودک میشود. اما نوع و کیفیت اولین غذاهایی که کودک دریافت میکند، تأثیر مستقیمی بر رشد مغز، استحکام استخوانها و رشد جسمانی دارد. غذاهای غنی از آهن، روی، ویتامین A، پروتئینهای حیوانی، سبزیجات تازه و غلات کامل پیامرسانهایی هستند که به بدن کودک میآموزند چگونه عضله بسازد، چگونه سیستم ایمنی را تقویت کند و چگونه مسیر رشد شناختی را هماهنگ سازد. اگر در این دوره تغذیه کودک ناکافی یا نامناسب باشد، احتمال کوتاهقدی، ضعف یادگیری، کاهش توان حرکتی و ضعف سیستم ایمنی افزایش مییابد. اما تغذیه متنوع و سالم باعث میشود پایههای سلامت جسمی و ذهنی کودک محکم شود و از بسیاری بیماریها در آینده جلوگیری گردد.
رشد شناختی در هزار روز اول بخش مهمی از سلامت انسان است. مغز کودک در این دوره با سرعتی حیرتانگیز رشد میکند. میلیونها ارتباط عصبی هر روز شکل میگیرد و هر تجربه ساده، حتی صدای بازیگوشانه مادر یا نور آرام یک اتاق، در رشد مدارهای مغزی نقش دارد. صحبت کردن با نوزاد، خواندن کتاب برای او، ایجاد فرصتهای بازی، پاسخدهی سریع به نیازهایش و فراهم کردن محیطی امن و غنی از محرکهای مناسب، همه به ساختن شبکههای عصبی کمک میکنند. مغز کودک مانند باغی نوپا است؛ هر واژه، هر تماس، هر نگاه و هر لبخند دانهای است که بعدها به مهارتهای شناختی، حل مسئله، خلاقیت و تواناییهای اجتماعی تبدیل میشود.
سلامت روان و عاطفه در هزار روز اول نیز ستون مهمی از سلامت کلی کودک است. نوزاد و کودک خردسال توانایی بیان و مدیریت احساسات را ندارد و تمام نیازهایش از طریق رفتارها و گریهها نشان داده میشود. وقتی بزرگسالان با صبر و توجه به این نیازها پاسخ میدهند، کودک یاد میگیرد دنیا مکان امنی است و این حس اعتماد اولیه به شکلگیری شخصیت سالم کمک میکند. کودکانی که در سالهای نخست زندگی مورد محبت، احترام و پاسخدهی مناسب قرار میگیرند، در سالهای بعدی کمتر دچار مشکلات اضطرابی، اختلالات رفتاری و چالشهای اجتماعی میشوند. اما غفلت، خشونت، بیتوجهی و محیطهای پرتنش میتواند زمینهساز مشکلات طولانیمدت در سلامت روان باشد.
سلامت اجتماعی نیز از همین روزهای اولیه شکل میگیرد. انسان موجودی اجتماعی است و مهارتهای ارتباطی در کودکی ساخته میشوند. ارتباط با والدین، تماس چشم در هنگام شیر خوردن، بازی با چهره و دستهای بزرگسالان، واکنش به صداها و تعاملهای کوچک، نخستین جرقههای مهارتهای اجتماعی را روشن میکند. کودکانی که در محیطی سرشار از محبت، احترام و ارتباطهای سالم رشد میکنند، بعدها تعاملهای بهتری خواهند داشت و روابط اجتماعیشان پایدارتر خواهد بود.
بعد دیگر سلامت در هزار روز اول، محیط زندگی است.
کیفیت هوای خانه، میزان آلودگی، دسترسی به نور طبیعی، وجود دود سیگار، وضعیت بهداشت، آب سالم، خواب کافی و ایمنی محیط، همه بر سلامت نوزاد اثر میگذارند. خواب کافی برای رشد مغز ضروری است. آلودگی هوا میتواند سیستم تنفسی را تحت فشار قرار دهد و دود سیگار حتی در مقادیر کم باعث افزایش عفونتها و مشکلات ریوی میشود. خانهای که خلوت، تمیز، با نور کافی و عاری از خطر باشد، مانند آغوش دوم کودک عمل میکند و به رشد طبیعی او کمک میکند.
سلامت مادر بعد از تولد نیز اهمیت دارد. بدن مادر در دوران پس از زایمان مراحل مهمی از بهبود را طی میکند. تغذیه مناسب، استراحت کافی، حمایت خانواده، مراقبت روانی و بررسیهای پزشکی برای سلامت او اهمیت ویژهای دارد. مادر سالم بهتر میتواند به نیازهای کودک پاسخ دهد و رابطهای امن و عاطفی با او ایجاد کند. حمایت اطرافیان از مادر، درباره سلامت کودک نیز اثر مستقیم دارد.
در کنار همه این ابعاد، واکسیناسیون بخش مهمی از سلامت در هزار روز اول است. واکسنها مانند سپرهایی هستند که بدن کوچک کودک را در برابر بیماریهای خطرناک محافظت میکنند. انجام واکسنها طبق برنامه کشوری نهتنها از بیماریهای شدید جلوگیری میکند، بلکه احتمال بیماریهای جدی در بزرگسالی را نیز کاهش میدهد. سیستم ایمنی کودک در این دوران در حال آموزش است و واکسنها نقش آموزگارانی را دارند که به بدن یاد میدهند چگونه در برابر خطرات واکنش نشان دهد.
بازی و تحرک نیز ستون دیگری از سلامت است.
نوزاد و کودک از طریق بازی جهان را میآموزد. خنده، غلت زدن، تلاش برای نشستن، گرفتن اشیا و راه رفتن، همگی به رشد حرکتی، تقویت عضلات، هماهنگی چشم و دست و رشد شناختی کمک میکنند. فراهم کردن فضای امن برای بازی، تماس با طبیعت، تشویق کودک به حرکت و تجربههای جدید، بخشی از تغذیه حرکتی اوست.
هزار روز اول زندگی فرصتی طلایی برای ساختن آیندهای سالم است.
اگر این دوره با آگاهی، مراقبت و توجه طی شود، احتمال مشکلات سلامتی در آینده به شکل چشمگیری کاهش مییابد. تغذیه مناسب مادر و کودک، مراقبتهای پزشکی منظم، حمایت روانی و اجتماعی، محیط سالم، ارتباط عاطفی عمیق و فرصتهای رشد شناختی و حرکتی، مجموعهای از عوامل هستند که فرهنگ سلامت را در کودک میسازند و او را برای رویارویی با چالشهای سالهای بعد آماده میکنند.
مریم قوامی نویسنده کتاب مهارتهای والدینی در خاتمه آورده است هر کلمه، هر تصمیم و هر تجربه در این زمان اثر ماندگاری بر سلامت جسمی، روانی، شناختی و اجتماعی فرد دارد. خانوادهها، جامعه، نظام سلامت و همه کسانی که با کودک و مادر در ارتباطاند، میتوانند با افزایش آگاهی و مراقبت، آیندهای سالمتر بسازند و نسلی توانمندتر پرورش دهند.



























