ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان 8 شهريور 1400 ساعت 23:02 https://www.migna.ir/news/54723/کوچینگ-شناختی-رفتاری-cbc-قسمت-اول -------------------------------------------------- باشگاه تاب آوری عنوان : کوچینگ شناختی رفتاری (CBC) قسمت اول نرگس زمانی -------------------------------------------------- به منظور آشنایی بیشتر با کوچینگِ شناختی رفتاری و درمانِ شناختی رفتاری و بیان تفاوتهای این دو مبحث لازم است بدانیم رفتاردرمانیِ شناختی (CBT) یک نوع روان‌درمانی کوتاه مدت و متمرکز بر مسائل حال حاضر است و بر اساس این ایده که شیوه‌ تفکر و احساس فرد بر شیوه‌ رفتار او اثر می‌گذارد، بنا شده است. متن : قسمت اول:   به گزارش میگنا تمرکز بر روی حل مشکل و هدف، تغییر الگوی فکری مراجع در جهت تغییر پاسخ او به موقعیت‌های سخت است. رویکرد CBT می‌تواند در مسائل و مشکلات سلامت روان بسیاری به کار گرفته شود. این روش توسط روانشناسان برای درمان اختلال ها روانی به کار می رود. این روش در درمان افسردگی، اختلال اضطراب فراگیر، اختلال اضطراب پس از سانحه، اضطراب عمومی،اختلالات پانیک، ترس از مکان‌های باز، هراس اجتماعی، اختلالات غذا خوردن، مشکلات ازدواج، اختلال وسواسی جبری و اضطراب و افسردگی کودکان موثر بوده است. CBT ممکن است به عنوان مداخله‌ای در دردهای مزمن و ناراحتی‌های وابسته به آن نیز موثر باشد.   COGNITIVE BEHAVIORAL COACHING اما کوچینگِ شناختی رفتاری CBC مبتنی بر سلامت و عملکرد درست در زندگی از طریق استفاده از مدلها و الگوهای مربیگری پایه ریزی شده است. یعنی کمک به افراد برای شناخت از خود در هنگام مواجهه با مسائل و مشکلات و ارزیابیِ خود از میزان خودکنترلی و همچنین شناخت نسبت به نوع واکنشها منوط به نوع مشکلات می باشد. CBC برانگیخته از تئوری شناختی رفتاری و نظریه ارون بک و آلبرت الیس است که میگوید: رفتار، افکار و احساسات ما نتیجة باورها و نگرش ما از خودمان، دیگران و کل هستی است. هرچه باور های ما سختگیرانه تر باشد روشی که ما برای حل مشکلات در نظر می آوریم سخت تر و پیچیده تر خواهد بود و در نتیجه گذشت و اغماض ما از اشتباهات دیگران و همچنین اشتباهات خودمان نیز کمتر خواهد شد. پس هدف نخست cbc کمک به اشخاص برای گسترش و توسعه قابلیتها و تمرکز بر روی باورها، رفتارها و احساساتی است که بتواند منبع و مولدی برای پیشرفت و تکامل باشد و نه مانعی برای آن. و با کمک به افراد جهت شناخت آگاهانه و منطقی نسبت به موقعیتها بیرونی و همچنین شناخت به تواناییها و قابلیتهای خود و احساساتش بتوانند مدیریت بهتری بر رفتارها و احساساتی که ممکن است منجر به وسواسهای فکری و عملی شده و در نهایت مانع رسیدن به هدف می شود، اعمال کنند و تلاشش برای بهبود عملکرد و دستیابی به هدف، به نتیجه مثبت و سازنده ای منتهی شود و سلامت جسم و روان را در پی داشته باشد. در کتاب کوچینگ شناختی رفتاری، مدلهای مختلف کوچینگ معرفی می شود که عبارتند از: • کوچینگ زندگی: آموزش مهارتهای جدید و یا مهارتهایی که باعث پیشرفت شخص می شود. • کوچینگ عملکرد: نزدیک کردن فاصله بین عملکرد آرمانی و عملکرد واقعی. • کوچینگ تاب آوری: ارائه برنامه ها و روشهای توسعه و افزایش تاب آوری . • کوچینگ توسعه فردی: ارائه رویکردهای آزاد وطولانی مدت برای توسعه شغلی و فردی. در کوچینگ ما می آموزیم که گاهی وقتها برای کتمان و یا کاهش مشکلات و نقصان احساسی میتوان از عبارات و کلمات سازنده بعنوان روش و نقابی استفاده کرد تا به جای ضعفها و مشکلات بر فرصتهای رشدی تمرکز کنیم. مثلا به جای واژه "افکار غیر منطقی" میتوان از واژه " افکار مفید و افکار غیر مفید" استفاده کرد. و یا جای واژه "رفتارهای ناکارآمد" میتوان از واژه " رفتارهای مولد و غیر مولد" استفاده کرد. به نوعی میتوان گفت: "در کوچینگ برای بهبود عملکرد و سلامت احساسی افراد از دست آهنین (cbt) در دستکش مخملی استفاده شده است". تفاوت بین درمان و کوچینگ این است که در گذشته بر روی آشفتگی ها و بدکارکردیها تمرکز می شد و اکنون بر روی قابلیتهای بکر و بهبود عملکرد و ارتقاء سلامت تاکید میشود. در کوچینگ با استفاده از جمع آوری اطلاعاتی از گذشته فرد میتوان دلایل نگرانی ها و آشفتگیهای فرد را مشخص کرد.   برگرفته از: کتاب کوچینگ شناختی رفتاری ترجمه: محمدرضامقدسی. نرگس زمانی نشر سخنوران