ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 25 ارديبهشت 1402 ساعت 12:01 https://www.migna.ir/news/61842/همدلی-درمان -------------------------------------------------- عنوان : همدلی درمان است علیرغم مزایای همدلی، همدلی با معایب احتمالی نیز همراه است. -------------------------------------------------- همدلی به عنوان یک کاتالیزور برای رفتار نوع دوستانه عمل می کند که باعث تقویت رفتار اجتماعی و کاهش رنج انسان می شود. بدون همدلی، جهان ما به ورطه ای ترسناک سقوط می کند که در آن خشونت و رفتار های غیرانسانی غالب خواهند بود. متن : همدلی، توانایی درک عاطفی و احساس آنچه دیگران تجربه می کنند، به عنوان یک مهارت حیاتی در موقعیت های مختلف مانند رهبری، مراقبت های بهداشتی و آموزش شناخته شده است. تاکید بر پرورش همدلی قابل درک است. توجه به دیگران به نفع جامعه است. همدلی به عنوان یک کاتالیزور برای رفتار نوع دوستانه عمل می کند که باعث تقویت رفتار اجتماعی و کاهش رنج انسان می شود. بدون همدلی، جهان ما به ورطه ای ترسناک سقوط می کند که در آن خشونت و رفتار های غیرانسانی غالب خواهند بود. علاوه بر این، همدلی نوعی درمان است، زیرا احساس دیدن و شنیدن در سطحی عمیق و عاطفی یک تجربه شفابخش است. به این فکر کنید که چقدر زمان صرف می کنیم تا نما و شخصیتی را که هستیم به نمایش بگذاریم. ما اغلب افکار و احساسات خود را از نزدیکترین دوستان و اعضای خانواده خود پنهان می کنیم تا از آنها در برابر درد عاطفی محافظت کنیم. چنین پنهان کاری به طور متناقضی به عنوان زمینی حاصلخیز برای شکوفایی تجربیات عاطفی دردناک و به دست آوردن تسلط عمیق تری از ما عمل می کند. به عنوان درمانگر، می توانم مزایای درمانی همدلی را تأیید کنم. من با افراد بی‌شماری کار کرده‌ام که از داشتن فضای امن برای بیان افکار و احساساتی که برای یک عمر پنهان نگه داشته‌اند، بسیار سود برده‌اند. همدلی یک عنصر اساسی در فرآیند درمانی است، چارچوبی که شفا در آن رخ می دهد. با این حال، همدلی با مشکلات احتمالی نیز همراه است. زمانی که همدلی کنترل نشود، می‌تواند قضاوت فرد را تحت الشعاع قرار دهد، زیرا در تلاش برای کاهش رنج است. پدر و مادری مضطرب را تصور کنید که می خواهند فرزند بالغ خود را که به دلیل مصرف مواد مخدر در هم پیچیده است نجات دهد. در این سناریوی رایج، پول فرزند کم می‌شود، زیرا پول خود را برای مصرف مواد هدر داده است. اعتیاد فرزندشان ممکن است او را از داشتن شغل باز دارد و ممکن است منجر به جرائم قانونی شود. در چنین سناریویی، فرزند ممکن است از والدین خود کمک مالی بخواهد. سپردن پول به فرزندی که در حال مصرف مواد است ممکن است کار همدلانه ای به نظر برسد. با این حال، اگر پول صرف خرید بیشتر مواد شود، آنگاه والدین رفتار مشکل ساز خود را فعال کرده اند. همانطور که می بینیم، همدلی کور می تواند منجر به آسیب های جانبی شود. علاوه بر این، همدلی ذاتاً مغرضانه است. شواهد نشان می‌دهد که ما کمتر با افرادی که از گروه‌های نژادی و فرهنگی متفاوت از خودمان هستند، همدلی می‌کنیم، صرفاً بر اساس آنچه که هستند و نه بر اساس کاری که انجام داده‌اند. چنین سوگیری هایی فقط تعصب مشکل آفرینی را که می‌تواند جامعه ما را ویران کند تشدید می کند. در نهایت، همدلی می تواند تأثیر منفی بر وضعیت عاطفی فرد همدل داشته باشد. شناسایی و تطابق بیش از حد با رنج خود می تواند منجر به خستگی عاطفی و احساس درماندگی شود. درک یک فرد در سطح عاطفی و عدم تأثیرگذاری آن بر سایر بخش های زندگی شما، تلاش زیادی را می طلبد. بر اساس تجربه شخصی، در پایان یک روز کاری پرمشغله با ذخایر عاطفی محدود برای عزیزانم در خانه، از نظر عاطفی تحلیل می‌روم. اشاره به مشکلات همدلی برای شروع جنگ صلیبی علیه این فضیلت، که برای شفا و پیوند ضروری است، نیست. با این حال، وقتی کنترل نشود، همدلی می تواند بر همدلی و گیرندگان آن تأثیر منفی بگذارد. در ادامه به راه‌هایی برای استفاده موثرتر از همدلی و کاهش جنبه های منفی آن اشاره می‌کنیم. همدلی باید با مرز بندی همراه باشد. بدون مرزها، همدلی می تواند به عنوان کاتالیزور برای توانمندسازی رفتاری عمل کند که از طریق آن به طور ناخواسته عادات ناسالم و مخرب فرد تقویت می‌شود. این فقط به کسانی آسیب می زند که می خواهید به آنها کمک کنید. تعیین مرزها برای اطمینان از اینکه همدلی قضاوت شما را مخدوش نمی کند، ضروری است. زیرا شما به دنبال راه هایی برای کمک به دیگران هستید. همدلی باید با روش های عملی همراه باشد. همدلی با شنیدن رنجش ها کفایت نمی‌کند. شما باید اقداماتی را برای کاهش آن انجام دهید. به عنوان مثال، جامعه ما مملو از تبعیض است. همدلی با کسی که با تبعیض مواجه است کافی نیست و ضروری است که برای رفع همه اشکال تبعیض اقدام کنیم. در سطح شخصی، اگر تلاش‌های من برای کمک به مراجعین به همدلی محدود شود و شامل هیچ مداخله روان‌شناختی مبتنی بر شواهد برای کاهش درد و رنج آن‌ها نباشد، ضرر خواهد بود. هنگام کمک به دیگران محدودیت های خود را بپذیرید. من با مراجعینی روبرو شده‌ام که در انفعال نیهیلیستی (nihilistic) یا “هیچ گرایی” فلج شده‌اند، زیرا در مقیاس بزرگ احساس می‌کردند که تاثیرشان در مقایسه با رنج جمعی در جامعه مانند قطره‌ای در اقیانوس است. در چنین سناریوهایی به مردم یادآوری می کنم که هر ذره کمک مهم است. تلاش های شما برای هر کسی معنادار است، حتی برای یک لحظه. داوطلب شدن در بانک غذایی محلی، گرسنگی را در جامعه ریشه کن نمی کند، اما به کسانی که نیاز مبرم دارند، کمک ارزشمندی می کند. سلامتی خود را در اولویت قرار دهید. در نهایت، بدون اولویت دادن به خودمراقبتی، نمی توان به طور مداوم همدلی را تمرین کرد. همذات پنداری با احساسات خود می تواند شما را در شرایط عاطفی آسیب پذیر قرار دهد. برای ادامه کمک به دیگران، ضروری است که برای شارژ مجدد باتری ها و بازتوانی خود زمان بگذارید.