ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 18 دی 1400 ساعت 4:23 https://www.migna.ir/news/56910/اختلالات-شبه-جسمي-somatoform-disorders-چیست -------------------------------------------------- مریم فرجی عنوان : اختلالات شبه جسمي (Somatoform Disorders) چیست ؟ -------------------------------------------------- به گزارش میگنا اختلالات جسمی ( Somatoform Disorders ) مجموعه ای از شرایط روانی هستند که در آن فرد علائم بدنی را تجربه می کند که با تشخیص پزشکی یا عصبی قابل توضیح نیست شدت علائم می تواند از خفیف و نادر تا مزمن و شدید متغیر باشد و خارج از کنترل آگاهانه فرد است متن : مریم فرجی روانشناس و مشاور اختلالات شبه جسمي(Somatoform Disorders) گـروهـي از اخـتـلالات هـسـتـند كه با علايم  جسمي نظير Vertigu, Vomiting و Pain كـه تـوضيـح طبي و يافته هاي عضوي كافي براي آنها نمي توان يافت، مشخص مي شود. چنين گفته مي شود كه عوامل روان شناختي مسؤول سندرم فوق مي باشند.   پنج طبقه عمده اختلالات شبه جسمي عبارتند از : 1. اختلال جسماني (Somatization.Dis) 2. اختلال تبديلي(Convertion.Dis) 3. خود بيمار انگاري(Hypochondriasis ) 4. اختلال بدريختي بدن( (Body Dysmorphic.Dis 5. اختلال درد (Pain.Dis )   1. Somatization.Dis عبارت است از شكايات جسمي و علايم جسمي متعدد كه محدود به يك دستگاه نـبـوده و بـراسـاس معاينات فيزيكي و آزمايشگاهي قابل توجيه نيستند. قبلاًسندرم بريكه (Briquets.Syndrom) ناميده مي شد. نكته مهم اين است كه شكايات متعدد و مربوط به چند دستگاه بدن مثلاً گوارش و اعصاب است. بيشتر زنها مبتلا مي شوند و سن شروع معمولاً نوجواني و اوايل بزرگسالي است. برگشت خشم به طرف خود مي تواند مسؤول بروز علايم باشد . بيماري سير مزمن دارد و ممكن است فرد به دليل عدم تشخيص صحيح در معرض جراحي هاي غير ضروري و عوارض جانبي داروهاي غير ضروري قرار گيرد . درمان اساساً روان درماني است.   2. Convertion.Dis با يك يا دو علامت عصبي مانند فلج ،كوري و كري كه عوامل طبي يا عصبي خاصي ندارد، مشخص مي شود. علايم بيشتر با مسايل  Psychologicمرتبط است. قبلاً به آن هيستري مي گفتند. سن شايع اوايل بزرگسالي است و در زنان 2 برابر مردان ديده مي شود. گفته مي شود علت آن تبديل اضطراب به علايم جسمي است. علايم مي تواند فلج ، آتاكسي، تشنج كاذب، اختلالات كري و كوري و يا بيهوشي باشند. معمولاً يك استرس يا هيجان شديد قبل از بروز علايم رخ داده است ( مهم). علايم سمت چپ شايع تر از علايم سمت راست هستند! بيمار خود نمي داند كه علايمش عمداً توليد شده اند. علامت ايجاد شده از نظر فرهنگي قابل پذيرش نيست. (مثلاً خانمي كه دچار تشنج كاذب شده و در عين حال نوعي نـمايشگري و اغواگري هم در رفتار او ديده مي شود). هيچ علت فيزيكي براي علايم يافت نـمـي شود.     از نـظـر شـخـصـيـت قـبـل از بـيـماري مـعمولاً شخصيت هاي  Avoidant و Hysterionic  به اين بيماري دچار می شوند. بيمار در مورد بيماري اش نگران نيست (مهم). نفع اوليه و ثانويه در اختلالات تبديلي مطرح هستند. (نفع اوليه كاهش اضطراب با نمادسازي تكانه واپس زده به صورت دست فلج شده و ...ظاهر مي شود. نفع ثانوي به مزاياي بيماري مثل اخذ غرامت ،اجتناب از كار و وابسته بودن به خانواده اطلاق مي شود). تشخيص افتراقي اين بيماران بسيار مهم است:فلج تبديلي يك فلج بي ثبات است كه رفلكس هاي پاتولوژيك مثل رفلكس بابينسكي در آن وجود ندارد. آتاكسي تبديلي ويژگي ظاهري غير عادي دارد . (كسي كه عدم تعادل بيمار را مي بيند ،مي فهمد كه بيمار نمايشي اين كار را انجام مي دهد). بيمار خود را روي زمين مي كشد و البته هيچ گاه در حين راه رفتن سقوط نمي كند و به  خود آسيب نمي رساند. (Astasia.Abasia ) در كوري تبديلي حركات تعقيبي چشم وجود دارد. كر تبديلي با صداي بلند بيدار مي شود. تشنج كاذب كه يك اختلال تبديلي است ولي درطي آن بي اختياري اسفنکتر از دست دادن كنترل حركتي و گاز گرفتن زبان و سيانوز و او را ديده نمي شود. درمان: از روان درماني (شناختي)و درمان دارويي (بنزوديازپين هايا ضدافسردگي ها ) استفاده می شود بايد با بيماران با اقتدار رفتار كرد (بيماران فوق العاده تلقين پذير هستند ). 3. خود بيمار انگاري (Hypochondriasis ) واژه هيپوكندرياز از واژه هيپوكندريوم مشتق شده است كه منعكس كننده شكايات مربوط به شكم است كه بسياري از مبتلايان به اين اختلال دارند. فرد ترس يا باور بيمار گونه از مبتلا بودن به يك بيماري جدي دارد در حاليكه چنين چيزي وجود ندارد. بيشتر دستگاه گوارش و قلب هدف قرار مي گيرند. بيمار پس از معاينات منفي و آزمايشهاي مختلف قانع مي شود كه بيمار نيست (ولي فقط براي مدت كمي) شيوع در مرد و زن يكسان است. شخص خشم خـود را سركوب و آن را به جسم خود جابه جا مي كند (ناخودآگاه) درمان شامل درمان دارویی (ضد اضطراب ها و ضد افسردگي ها) و درمان روان شناختي است .   4. اختلال بدريختي بدن(Body Dysmorphic.Dis )  عبارت است از اشتغال ذهني با يك نقص جسمي ـ تصويري (مثلاً بيني بدريخت ) يا مبالغه در يك عيب خفيف و جزيي بيمار از وجود نقص مثل چروك ، ريزش مو، لكه هاي پيري،قامت و نظير آن شاكي است. سابقه مراجعه مكرر به پزشك به دلايل فوق دارد. شخص ممكن است که خود اظهار كند كه دارد مبالغه مي كند ولي قادر به جلوگيري از آن نيست. شروع در اوايل جواني است . سير بيماري مزمن است و مراجعات پي در پي به جراحان پلاستيك و متخصصين پوست ديده مي شود . درمان شامل داروهاي سروتونرژيك مثل Prozac  و كلومي پرامين(در 50% مواردمفيد است) و روان درماني است. مریم فرجی روانشناس و مشاور