ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 15 ارديبهشت 1400 ساعت 16:11 https://www.migna.ir/news/53266/آسیب-های-روانی-ناشی-کرونا -------------------------------------------------- عنوان : آسیب‌های روانی ناشی از کرونا فربد فدایی -------------------------------------------------- بیماری کرونا به صورت‌های گوناگونی باعث آســـــــــــــیب‌های روانی می‌شود، این ویروس هم بر تک‌تک افراد و هم بر کل جامعه آثار منفی می‌گذارد. تأثیرات کرونا ممکن است، مستقیم یا غیرمستقیم باشد. در این یادداشت خواهم کوشید که این آسیب‌ها را به صورتی سازمان‌مند و روشن بیان کنم. متن : تأثیر مستقیم ویروس کرونا بر بافت عصبی گرچه بیشترین تأثیرات ویروس کرونا بر دستگاه تنفسی است، اما کرونا فقط یک بیماری تنفسی نیست و به طور مستقیم بر دیگر اعضا و بافت های بدن از جمله دستگاه عصبی نیز تأثیر می گذارد. التهاب و لخته شدن خون در بافت عصبی می تواند سبب سکته مغزی و اختلال در خون رسانی به بخش های گوناگون مغز و ازجمله موجب اختلال حافظه شود. اختلال حاد شناختی موسوم به روان آشفتگی (دلیریوم)، گیجی، منگی و خستگی مفرط از دیگر عوارض تأثیر کرونا بر بافت مغز است. بررسی ها نشان می دهد که بیماران، دچار مشکلات ذهنی به صورت کاهش هوشبهر (ضریب هوشی) هم می شوند که هرچه بیماری شدیدتر باشد میزان آن هم بیشتر است و تا ۸.۵ درجه هم ممکن است برسد. هوشبهر متوسط انسان ۱۰۰ در نظر گرفته می شود، طبعاً هشت و نیم درجه کاهش آن مشکلات عمده ایجاد می کند، البته هنوز به طور دقیق روشن نیست که این امر دائمی است یا موقتی. در جریان همه گیری آنفلوانزای سال های ۱۹۱۸ تا ۱۹۱۹ که به مرگ ده ها میلیون نفر انجامید، بیماری های عصبی روانی فراوانی در مبتلایانی که نجات یافته بودند، ملاحظه شد، در واقع هم اکنون این پرسش مطرح است که آیا در آینده با موج نقص حافظه، کاهش توان شناختی و زوال عقل ناشی از کرونا روبه رو خواهیم شد؟ برحسب تجربیات قبلی می دانیم که التهاب ناشی از بیماری های عفونی می تواند حافظه را به صورت دائمی مختل کند. در حدود یک سوم مبتلایان به کرونا در بخش مراقبت های ویژه دچار آسیب مغزی می شوند که علاوه بر مشکلات حافظه به صورت گیجی، منگی و توهم و هذیان هم تظاهر می کند. از دست دادن قدرت بویایی و چشایی که عموماً چند هفته طول می کشد، شایع است اما گاهی در هر سن ممکن است سکته مغزی هم ملاحظه شود که با اختلالات گفتاری و بینایی همراه است. تأثیر کرونا به عنوان عامل فشار روانی بر مسائل شناختی فرد مبتلا یا اطرافیان آن فشار روانی یا استرس بویژه به صورت طولانی مدت از عوامل خطر برای ابتلا به افت شناختی و خردزدودگی یا زوال عقل در دوران سالمندی شناخته شده است. ابتلا به کرونا برای خود بیمار به عنوان یک عامل استرس آور عمل می کند، اطرافیان بیمار هم با اینکه به کرونا مبتلا نشده اند اما دچار استرس می شوند، بنابراین با عوارض عصبی ناشی از استرس روبه رو می شوند. واکنش های روانی نسبت به کرونا بدون درگیری بافت عصبی استرس، اضطراب، افسردگی، عصبانیت، خود بیمارانگاری و شک ابتلا به یک بیماری جسمی بدون آن که واقعاً بیماری در کار باشد، در اثر ابتلا به کرونا و تا مدت ها پس از رفع علائم حاد آن ملاحظه می شود، این واکنش ها نه فقط در خود مبتلا بلکه در اطرافیان او که وظیفه مراقبت و پرستاری را برعهده دارند و نیز در بقیه افراد جامعه که به طور مستقیم با کرونا ارتباط نداشته اند دیده می شود. کرونا به صورت یک ضربه روانی عمل می کند و می تواند نابسامانی های مرتبط با ضربه و فشار روانی را به وجود بیاورد. در فردی که زمینه مشکلات روانی را دارد (برای نمونه از نظر ژنتیک) فشار روانی ناشی از همه گیری کرونا می تواند سبب آشکار شدن بیماری روانی زمینه ای برای نمونه افسردگی عمده در او شود. کرونا به عنوان یک استرسور سبب تضعیف دستگاه ایمنی بدن و در نتیجه افزایش احتمال ابتلا به بیماری های عفونی دیگر و بدخیمی ها می شود. مسائل اجتماعی همراه با کرونا: کرونا را نمی توان مانند یک بیماری معمولی تلقی کرد زیرا خیلی اوقات فرد مبتلا نه تنها با علائم و عوارض بیماری روبه رو است،بلکه با مشکلاتی همچون محدودیت های ناشی از قرنطینه، محدودیت شغلی یا از دست دادن کار نیز روبه رو می شود. انگ ابتلا به کرونا نیز در اطرافیان او شایع است، به نحوی که گویا آنان نیز به این بیماری مبتلا هستند و ممکن است دیگران را هم آلوده کنند. مرگ بیمار کرونا و سوگ در بازماندگان میزان مرگ ناشی از کرونا نسبتاً بالاست و این را می توان از مقایسه مبتلایان یا فوت شدگان این بیماری دریافت، اما تأثیرات مرگ بیمار مبتلا به کرونا در اطرافشان، بسیار بیشتر از سایر بیماری ها است. به طور معمول سوگواری به دنبال فوت یک فرد، طبیعی است. در هر فرهنگ سوگواری مراحلی دارد که به کاهش غم و اندوه و انطباق فرد با شرایط موجود و سرانجام، بازگشت او به زندگی عادی می انجامد. این مراحل به طور کلی عبارت است از: ۱- انکار مرگ فرد ۲- خشم نسبت به متوفی که چرا رفته است و بازماندگان را تنها گذاشته است ۳- اضطراب ۴- افسردگی ۵- پذیرش واقعیت و بازگشت به زندگی. این مراحل عموماً ۶ ماه به طول می انجامد، اما در دوره کرونا به علت محدودیت در مراسم مختلف سوگواری این مراحل طی نمی شود، برای نمونه چون بازماندگان در مراسم تدفین حاضر نبوده اند و جسد متوفی و گذاشتن آن را در گور ندیده اند، در مرحله انکار ممکن است بمانند، چون مراسم ختم برگزار نشده است و بازماندگان نتوانسته اند با گریستن و عزاداری، هیجانات خود را تخلیه کنند و در نتیجه ممکن است به ماتم مزمن، ماتم شدید یا ماتم تأخیری دچار شوند که هر یک با عوارضی همراه است. مراسم دفن و ختم بر واقعیت مرگ و ماهیت نهایی آن اذعان می کند و انکار را کنار می زند در عین حال این مراسم سبب حمایت از فرد داغدیده می شود، بزرگداشت متوفی را انجام می دهد و خانواده را به هم می پیوندد. بنابراین تشریفات سوگواری به معنی تداوم حمایت از بازماندگان است، اوقات یادآوری از قبیل هفتم، چهلم و سال نه فقط به معنی یادبود متوفی است بلکه سبب بیرون ریزی هیجانات منفی و حمایت از بازماندگان می شود. در همه گیری کرونا امکان انجام این مراسم نیست که طبعاً عوارضی را برای بازماندگان ایجاد می کند. کرونا و افزایش وسواس و خود بیمارانگاری و افسردگی قبلاً گفته شد که در اثر مواجهه با کرونا و محدودیت هایی که در زندگی ایجاد می کند، نشانه هایی از قبیل اضطراب و افسردگی و عصبانیت به وجود می آید، در عین حال استرس ناشی از دوران کرونا ممکن است سبب آشکار شدن بیماری های زمینه ای روانی شود. افرادی که زمینه وسواس یا خودبیمارانگاری دارند در ایام کرونا به بازگشت یا تشدید این وضعیت ها دچار می شوند، اما کسانی هم که سابقه این مسائل را ندارند، ممکن است به صورت افراطی، شست و شو یا ضد عفونی انجام دهند یا کوچکترین نشانه را دلیلی بر ابتلا به کرونا بپندارند یا بدون اینکه کوچکترین نشانه ای هم داشته باشند، ابتلای خود را به کرونا مسجل بدانند و مرتباً به مراکز بهداشتی و بیمارستان ها مراجعه کنند. کوتاه سخن، کرونا آفتی است که به صورت های گوناگون و متعدد مسائل و مصایب فراوانی به وجود آورده است و رهایی از این آفت، آرزوی همگانی است اما تا رسیدن به این آرزو، نکات بهداشتی باید با دقت فراوان دنبال شود و حفظ فاصله فیزیکی، زدن ماسک، شست و شوی دست و ضدعفونی وسایل فراموش نشود تا ان شاءالله امکان واکسیناسیون برای همه فراهم گردد. دکتر فربد فدایی روانپزشک