ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 16 تير 1402 ساعت 21:45 https://www.migna.ir/news/59341/تاب-آوری-خاک-امید-ریشه -------------------------------------------------- ما تصمیم می گیریم خودمان را نجات دهیم زیرا به نظر می رسد هیچ راه دیگری وجود ندارد عنوان : تاب آوری در خاک امید ریشه دارد باشگاه تاب آوری -------------------------------------------------- ریشه تاب آوری در خاک امید است نرگس زمانی مترجم کتاب کوچینگ شناختی رفتاری در یادداشتی برای باشگاه تاب آوری نوشت : ما تصمیم می گیریم خودمان را نجات دهیم زیرا به نظر می رسد هیچ راه دیگری وجود ندارد امید تاب آوری را می آفریند. متن : ریشه تاب آوری در خاک امید است به گزارش میگنا نرگس زمانی روانشناس و مترجم در یادداشتی برای باشگاه تاب آوری نوشت : ریشه تاب آوری در خاک امید است بسیاری از ما یاد گرفته‌ایم که با واکنشهای دفاعی مثل کناره گیری،بی توجهی ،مقاومت و جنگیدن و یا افزایش اطلاعات، خود را در برابر آسیب‌های دنیا محافظت کنیم. این واکنشها "زرهی" برای محافظت است این زره درد را دور نگه می دارد و در مدیریت احساسات ما را یاری میکند. تاب آوری برخاسته از امید می­تواند به ما کمک کند تا بعد از مواجهه با مشکلات دوباره از جا برخیزیم و شادتر و موفقتر و با سلامتی بیشتر با ناملایمات روبرو شویم و به راهمان ادامه دهیم. ما شایسته همه شادیها و موفقیت ها و خوبیها هستیم. گاهی ترجیح می­دهیم هیچ احساسی نداشته باشید تا اینکه دائم رنج بکشیم. درست است؟ وقتی احساس ضعف می کنیم برای قدرت به سراغ زره خود می رویم. با وجود این زره، درد مانند برخورد باران به شیشه جلوی ماشین است که ما را خیس نمیکند. این زره بین شناخت یک شخص و مراقبت از او مانعی ایجاد می کند.  ما تصمیم می گیریم خودمان را نجات دهیم زیرا به نظر می رسد هیچ راه دیگری وجود ندارد این زره ما را از هم جدا میکند.این زره برای محافظت از احساسات عالی است، اما کسانی که ضربه روحی دارند این شانس ویژه را ندارند که آنچه تجربه کرده‌اند پشت سر بگذارند در محاصره آسیبها و بحرانها، احساس شان جریحه دار میشود و واکنش نشان می دهند. آنها فرصت این را ندارند که از دور به انتخاب خود نگاه کنند. ما زره را به عنوان مکانیزم مقابله ارائه می کنیم، اما تقریبا هیچگاه حفاظت کامل وجود ندارد. افرادی که تروما را تجربه می کنند نمی توانند از خود در برابر واقعیت محافظت کنند. آنچه غم انگیز است این است که وقتی ما از دور درد دیگران را نگاه می کنیم چیز مهمی مثل درک واقعی احساسات و شرایط یک شخص در آن لحظه را از دست میدهیم. خبر خوب اینکه کلیدی برای احاطه تروما(آسیب ها) وجود دارد و آن امید است. امید یک کیفیت ثابت نیست و با روانشناسی مثبت و آموخته های احساسی اجتماعی و تمرینات اطلاعاتی از آسیب ها و بحرانها همراه می باشد. با امید است که ما می­توانیم تعادلی را برای حفاظت از خودمان و افراد آسیب دیده برقرار کنیم. ما توانایی تغییر جهان را داریم. ما توانایی کمک به دیگران و ساختن مدرسه بزرگی بنام امید را داریم و اینها همه از خود ما شروع می شود .  نرگس زمانی مترجم کتاب پرورش تاب آوری در ادامه این یادداشت نوشته است :امید دلیل و بهانه ای برای زندگی کردن به ما میدهد. ما برای مقاومت در برابر شکستها و مشکلات و برای تداوم در رویارویی با موانع به امیدنیاز داریم امید به ما کمک میکند وقتی زمین خوریدم دوباره از جای برخیزیم . کوچکترین بذر امید می تواند ما را در تاریکترین شرایط به جلو سوق دهد. باور اینکه در گوشه های تاریک اطراف ما نقاط روشنی وجود دارد ما را به حرکت وامیدارد. امید تاب آوری را می آفریند. امید بر ساختار و شکل دهی مغز ما تاثیر بسزایی دارد. امید نمی­تواند درد ها را درمان کند و یا مشکلات را از بین ببرد اما می­تواند به ما کمک کند تا هنگام رویارویی با اضطراب و استرس منطقی تر و بهتر عمل کنیم. امید به ما کمک می­کند تا برای رسیدن به هدف، خودمان را ، یا مسیرمان را تغییر دهیم . امید به ما کمک میکند تا از مغزمان مراقبت کنیم تا مسیر های جدید عصبی را شکل دهد و حتی وقتی در میان مشکلات محاصره شده ایم راههای جدید فکر کردن را بیاموزیم. مغز کار خودش انجام می­دهد پس ما هم می­توانیم یاد بگیریم که چگونه کار خودمان را انجام دهیم . امید تاب آوری را پرورش میدهد.  تاب آوری برخاسته از امید می­تواند به ما کمک کند تا بعد از مواجهه با مشکلات دوباره از جا برخیزیم و شادتر و موفقتر و با سلامتی بیشتر با ناملایمات روبرو شویم و به راهمان ادامه دهیم. ما شایسته همه شادیها و موفقیت ها و خوبیها هستیم. حالا خوب است بدانیم چه چیزی در امیدواری به ما کمک می­کند. خاصیت انعطاف پذیری مغز نیز دلیلی برای امیدواری است مغز می­تواند به همان راحتی که با محرک های منفی سازگار می شود، با محرک های مثبت جدید سازگار شود و تغییر کند مغز ما دائماً توسط تجربه شکل می گیرد. بیشتر ما امروز نسبت به 20 سال پیش رفتارها و افکار بسیار متفاوتی داریم این تفاوت، همان نوروپلاستیسیتی (انعطاف پذیری عصبی) در عمل مغز است. یعنی تغییراتی در ساختار و سازماندهی مغز، که در حین تجربه، یادگیری، و سازگاری رخ می دهد. هر بار که یک فکر یا احساس تکرار می شود، ما یک مسیر عصبی را تقویت می کنیم و با هر فکر جدید، ما شروع به خلق یک مسیر تازه برای "بودن و ادامه زندگی" می کنیم. این تغییرات کوچک، وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، منجر به تغییراتی در نحوه عملکرد مغز ما می شوند. نوروپلاستیسیتی بخش عضله سازی مغز است. هرکاری را که اغلب انجام می دهیم و تکرار می­کنیم، در آن قوی تر می شویم، و آنچه که انجام نمی دهیم آرام آرام محو می شود. این پایه فیزیکی است برای اینکه که تکرار یک فکر یا عمل برای بارها و بارها، قدرت آن را زیاد می کند، در طول زمان اتوماتیک می شود، و جزئی از ما می شود. "ما به معنای واقعی کلمه به آن چیزی تبدیل می شویم که می اندیشیم و انجام می دهیم". نوروپلاستیسیتی در سراسر زندگی ما در حال فعالیت است. بر اساس اینکه چه چیزی مورد استفاده قرار می گیرد، ارتباطات داخل مغز ما بطور دائمی قوی تر یا ضعیف تر می شوند. افراد جوان به آسانی تغییر می کنند، چون مغز آنها خیلی انعطاف پذیر است. اما همانطور که سن ما زیاد می شود، تغییرات به آسانی رخ نمی دهند، چون مغز با گذشت زمان، بخشی از انعطاف پذیری خود را از دست می دهد و ما در نحوه فکر کردن، یاد گرفتن و ادراک بیشتر ثابت می شویم. از آنجا که مغز محور همه افکار و اعمال ماست، با کنترل نوروپلاستیسیتی می توانیم همه کارهایی را که انجام می دهیم و همه فکرهایی که می­کنیم را، بهبود بخشیم.  "ترازویی را در نظر بگیرید که یک کفه آن آسیب ها و رنجها و جهت دیگر آن تاب آوری و امید است. هر قدر که ما کفه مثبت این ترازو را از امید پر می کنیم، کفه دیگر آن که آسیب ها  و رنجها هستند سبکتر می شود ." بیشتر بخوانید : فرصت برابری به نام امید