ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان 19 تير 1391 ساعت 19:33 https://www.migna.ir/news/12523/تاثيرهوش-هيجاني-درکسب-موفقيت-هاي-اجتماعي -------------------------------------------------- عنوان : تاثيرهوش هيجاني درکسب موفقيت هاي اجتماعي -------------------------------------------------- متن : ازهوش هيجاني چه مي دانيم؟ حتما تاکنون واژه هوش هيجاني را شنيده ايد. هوش هيجاني به معناي آگاهي از هيجانات و توانايي مديريت احساسات فردي است و شامل درک هيجانات و احساسات ديگران نيز مي شود. به عبارتي افرادي که هوش هيجاني خوبي دارند، قادرند نسبت به احساسات و هيجانات ديگران به خوبي واکنش نشان دهند. آن چه اهميت دوچنداني به هوش هيجاني مي دهد، اين است که هوش هيجاني بيش از بهره هوشي در موفقيت فرد در زندگي تاثير دارد. نتايج تحقيقات نشان مي دهد افرادي که هوش هيجاني بالايي دارند، بيش از افرادي که داراي بهره هوشي زيادي هستند، در روابط بين فردي موفق عمل مي کنند. به اين ترتيب واضح است که پي بردن به اهميت هوش هيجاني، دانستن راهکارهايي براي افزايش آن، در بالا بردن کيفيت زندگي افراد نقش موثري ايفا مي کند. هوش هيجاني در کودکان اسماء عاقبتي دکتراي روان شناسي باليني و عضو هيئت علمي دانشگاه نيشابور با بيان اين مقدمه به خراسان مي گويد: نتايج تحقيقات نشان مي دهد کودکاني که هوش هيجاني بالايي دارند هنگام قرار گرفتن در حالت ترس، اضطراب و استرس مي توانند خود را آرام کنند و ضربان قلب آن ها به سرعت پايين مي آيد و در نتيجه آرامش بيشتري را تجربه مي کنند. آن ها توانايي تمرکز بيشتري دارند، از سلامت جسمي بيشتري برخوردار هستند، عملکرد تحصيلي بهتري دارند داراي ارتباطات و روابط سالمي با ديگران هستند و زماني که هيجان زده مي شوند به راحتي مي توانند هيجانات منفي خود را کنترل و مديريت کنند. همچنين نتايج مطالعات نشان مي دهد که تاثير طلاق والدين روي بچه هايي که هوش هيجاني بالايي دارند با بچه هايي که هوش هيجاني پايين تري دارند، متفاوت است. معمولا طلاق يا ناسازگاري والدين باعث بروز مشکلاتي مثل افت تحصيلي، درگيري با همسالان و پرخاشگري فرزندان مي شود، اما بچه هايي که هوش هيجاني بالايي دارند، به خوبي مي توانند فشارهاي رواني ناشي از طلاق يا ناسازگاري والدين را تحمل کنند. در واقع آموزش تکنيک هاي هوش هيجاني مانند ضربه گير عمل مي کند به اين ترتيب با توجه به اهميت آموزش هوش هيجاني به والدين متخصصان روان شناسي راهکارهايي را در اين زمينه ارائه کرده اند. نکته اين جاست که توانايي مديريت هيجان از ابتدا در بعضي از کودکان بيشتر مشاهده مي شود و بعضي از کودکان در مديريت هيجانات مشکل دارند. خوشبختانه توانايي آموزش تکنيک هاي مديريت هيجانات براي همه بچه ها امکان پذير است. آموزش  هوش هيجاني اين روان شناس باليني با اشاره به اين که طي ۵ مرحله مي توان هوش هيجاني را به کودکان آموزش داد، تصريح مي کند: در گام اول بهتر است والدين به احساسات کودک توجه نشان دهند و از هيجانات وي آگاه باشند. به اين معنا که احساس خشم، غم و ترس را در وي شناسايي و از آن براي نزديک شدن به کودک و آموزش به وي استفاده کنند. والدين بايد بدانند که کودک در هنگام تجربه اضطراب، غم و ترس به وجود آن ها نياز دارد و اين بر خلاف تصور والدين است که مي پندارند کودکان فقط در هنگام تجربه اتفاقات خوشايند به آن ها نياز دارند. اين کار مستلزم اين است که احساسات منفي کودکان از سوي والدين انکار نشود بلکه پذيرفته شود. گام سوم اين است که والدين به احساس کودک همدلانه گوش دهند و آن را بپذيرند. والدين درچنين شرايطي بهتر است خود را جاي کودک بگذارند تا دريابند وي چه احساسي را تجربه مي کند. اشتباهي که بيشتر والدين مرتکب مي شوند اين است که هيجانات منفي کودک را کوچک و غيرواقعي تصور مي کنند و از آن به سرعت مي گذرند. بهتر است والدين از کودک نپرسند «چرا ناراحتي»، «چرا ترسيدي» زيرا کودک ممکن است نتواند علت احساسات ناخوشايند خود را بيابد. در گام چهارم بهتر است والدين به کودک کمک کنند احساسش را توصيف کند و براي آن واژه اي بيابد؛ زيرا وقتي کودک بتواند واژه درستي براي توصيف احساسش بيابد، آرامش پيدا مي کند. والدين در چنين شرايطي مي توانند به کودک خود که کلمات کمي مي داند، کمک کنند تا احساسش را توصيف کند. وقتي کودک پس از کسب تجربه يک احساس ناخوشايند با کمک والدين توانسته است آن را توصيف کند، بايد بتواند به حل مشکل بپردازد و راه هاي مختلف را براي کنار آمدن با ترس، پشت سر گذاشتن اضطراب و... پيدا کند. نکته مهم اين است که والدين خود بايد نسبت به اهميت هوش هيجاني واقف باشند و روش هاي آن را بدانند متاسفانه بيشتر والدين حتي با احساسات و هيجانات واقعي خود آشنا و صادق نيستند، بنابراين نمي توانند مديريت هيجان را به کودک آموزش دهند. بيشتر والدين نمي دانند با کودکي که به شدت گريه مي کند، قشقرق راه مي اندازد و ترسيده است، چه کنند و راحت ترين کار را که سرکوب است انتخاب مي کنند. ظرافت هاي تربيتي اين روان شناس باليني با اشاره به اين که اگر کودکي نسبت به سنش هيجانات و احساسات افراطي دارد مثلا به شدت مي ترسد و اين امر کيفيت زندگي کودک را تحت تاثير قرار داده و به اختلال در روابطش با ديگران منجر شده است، والدين بايد آن را جدي بگيرند و با متخصص در اين باره مشورت کنند. گاهي بچه ها هيجاني را تقليد مي کنند و براي به دست آوردن سود يا نفعي، اداي ترسيدن را درمي آورند. مثل کودکي که وانمود مي کند مي ترسد تا اجازه پيدا کند به اتاق خواب والدينش برود. در چنين شرايطي والدين بايد هوشيار باشند و اجازه ندهند کودک با تقليد هيجانات، به آن چه مي خواهد برسد. دکتر عاقبتي ادامه مي دهد: خوب است بدانيد تک فرزند بودن به تنهايي باعث کاهش هوش هيجاني کودک نمي شود به خصوص اگر والديني در کنار وي باشند که ارتباط عميق و عاطفي با وي برقرار کنند يا وي در تعامل دائم با همسالان خود باشد. اگر کودک تک فرزند ارتباطات اجتماعي خوبي با ديگر همسالان و افراد در محيط پيرامون داشته باشد، تک فرزند بودن تاثيري در هوش هيجاني وي نخواهد داشت. از سوي ديگر نتايج مطالعات نشان مي دهد که جنسيت تاثيري بر هوش هيجاني افراد ندارد و دختران و پسران به يک اندازه توانايي درک احساسات و هيجانات ديگران و خود را دارند. تنها تفاوتي که در فرهنگ ما وجود دارد، اين است که ابراز احساسات براي پسران دشوارتر از دختران است. افزايش توانمندي با استفاده از هوش هيجاني مروي- هوش هيجاني بالا به افزايش توانمندي فرد در استفاده از بهره هوشي منجر مي شود.دکتر اسماء عاقبتي روان شناس باليني با بيان اين نکته به خراسان مي گويد: ثابت شده است افرادي که هوش هيجاني خوبي دارند، در روابط اجتماعي شان بهتر عمل مي کنند و در پيدا کردن جايگاه اجتماعي خود موفق ترند. اين افراد مي توانند نهايت استفاده را از بهره هوشي خود که ممکن است معمولي باشد، ببرند. در مقابل افرادي که بهره هوشي بالايي دارند اما هوش هيجاني خوبي ندارند، به علت اشکال در برقراري ارتباطات و ناتواني در درک هيجانات و احساسات خود و ديگران نمي توانند جايگاه اجتماعي مورد نظر را بيابند و از بهره هوشي خود استفاده کنند.       خراسان / شماره انتشار 18162