ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان 17 آبان 1400 ساعت 8:31 https://www.migna.ir/news/55869/چرا-جامعه-پیری-پیرشدن-هراسناک-می-بیند-آیا-این-ترس-زنان-مردان-یکسان -------------------------------------------------- عنوان : چرا جامعه پیری و پیرشدن را هراسناک می بیند؟ آیا این ترس در زنان و مردان یکسان است؟ فهیمه باهنر -------------------------------------------------- با توجه به اینکه جوامع انسانی در حال سالمند شدن هستند و طول عمر افراد و جمعیت سالمندان در حال افزایش است، بدون شک توجه به این مرحله سنی حائز اهمیت می گردد. متن : کیفیت سالمندی کل زندگی افراد را درگیر می کند؛ به عبارت دیگر کیفیت زندگی در سنین پیری به وسیله کیفیت زندگی در مراحل قبلی مشخص میشود. ترس از پیری یکی از مؤلفه هایی است که چه در سنین پیری و چه قبل از آن بر زندگی افراد تأثیرگذار است. ترس از پیری یکی از انواع اختلال های خاص با مؤلفه ترس از بزرگ شدن، رشد و افزایش سن است. افزایش سن واقعیتی است که همه افراد در برهه ای از زندگی خود آن را تجربه می کنند. این اختلال یک آسیب روانشناختی است که تحت کنترل فرد نیست، لذا به منظور غلبه بر آن باید نگاه درمانی ویژه ای به آن داشت. دو دلیل عمده وجود دارد که پایه آن اضطراب است؛ یکی از این اضطراب ها تنها ماندن است و دیگری کاهش توان فردی است. همچنین داشتن یک دید منفی به پیری و یا نگرانی از نگاه کلیشه ای به پیری و گروهی که مطلوبیت کمتری نسبت به جوانان دارند، همه ترس از پیری را فعال میکنند. از سوی دیگر نگاه قدیمی که در آن پیری با مرگ معادل هم هستند، این وحشت را دوچندان می کند. به نظرمی رسد جوانی به عنوان مظهر سلامتی و شادابی به ما فروخته شده است، در حالیکه مشاهده زندگی خود و اطرافیان به ما نشان می دهد رفتارهای پرخطر جوانی، نوع سبک زندگی، ریسک ها، کم تجربگی ها و سایر مسائل می توانند روی تندرستی تاثیر منفی داشته باشد و یک فرد زمانی که سن بالاتری داشته باشد، می تواند سبک زندگی سالم تری داشته باشد. اما جامعه چنان از افزایش سن می ترسد که خود بالارفتن سن را ناسالم می داند. این تلقی که پیرشدن و گذر عمر مسیری دلسردکننده و مخصوصاً برای زنان همراه با از دست دادن ارزش و زیبایی و جایگاه های فردی است؛ درجوامع مردسالار حتی تشدیدشده تر هم می شود. در واقع ترس از پیری براساس پژوهش های انجام شده هم مردان و هم زنان را شامل می شود. اما دغدغه جوانی و زیبایی ما را به این سمت سوق می دهد که زنان براساس اولین چیزی که قضاوت می شوند، شکل ظاهر، صورت و بدنشان است. زن گویی حق ندارد پیر شود و یا طبق قراردادی، از پیش تضمین کرده اند در دهه بیست باقی بمانند. اما جامعه پیرشدن مردان را راحت تر می پذیرد. زنان با مداخله های پزشکی سعی می کنند همچنان قابل حضور اجتماعی باشند. در نتیجه سبب می شود پیری زنان به عنوان مرحله سنی پذیرفته نشوند و ناتوانمندی قلمداد شود. عده ای می گویند خود زنان علیه پیر شدن رفتار می کنند. زنان بزرگترین مصرف کننده صنعت میلیارد دلاری لوازم آرایشی، مد و زیبایی هستند. زنان می کوشند بالارفتن سن خود را کند و کنترل کنند. عده ای دیگر می گویند این نظام مردسالار است که می خواهد زن همیشه به عنوان کالا جوان بماند. زیباباشد، جا کم بگیرد، جوان بماند و تصور عموم را از جوانی مخدوش نکند. شاید به چشم نیاید اما آن مقدار ساعت و هزینه قابل توجهی که صرف رنگ کردن موهای سفید، چروک زیر چشم و مسائلی از این قبیل می شود در مجموع زندگی ساعت قابل توجهی است تا زنان از کارهای دیگر که می توانند انجام دهند، باز بماند. زنان باید در قالب های سیاسی، اجتماعی و فکری به کارهایشان بپردازند و جامعه مدنی باید زنان را خارج از نگاه کلیشه ای ارزیابی کنند. سال های عمر ای بسا مهمترین چیزی باشد که هر انسان در زندگی دارد، فرصت یگانه برای ساختن دستاوردهای شخصی و اجتماعی که چه خوب است که پیش و بیش از چین و چروک آن ها را به رسمیت بشناسیم.   نویسنده: فهیمه باهنر (کاندیدای دکتری مشاوره)