ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان 24 مهر 1389 ساعت 21:08 https://www.migna.ir/news/1542/روش-تدریس-غیر-مستقیم-مشاوره -------------------------------------------------- عنوان : روش تدریس غیر مستقیم ( مشاوره ای ) -------------------------------------------------- یکی از مهم ترین کاربست های الگوی تدریس یادگیری مشاوره ای یا غیر مستقیم زمانی است که کلاس بسیار « راکد » است... متن : یادگیری از طریق مشاوره را یادگیری به شیوه غیر مستقیم هم نامیده اند . از آن رو ، یادگیری از طریق مشاوره به مثابه یک روش تدریس – یادگیری تلقی می شود که اندیشه های کارل راجرز به عنوان بنیان گذار روش مشاوره ای ویژه ، رهنمود های بسیار اثر گذاری برای یادگیری می نمایاند و آن چه در فلسفه و تکنیک های مشاوره راجرز آمده است ، الگوی تدریس غیر مستقیم را که درخانواده الگو های  تدریس قرار می گیرد پوشش داده و پشتیبانی می کند . یکی از مهم ترین کاربست های الگوی تدریس یادگیری مشاوره ای یا غیر مستقیم زمانی است که کلاس بسیار « راکد » است و معلم تلاش می کند دانش آموزان رابه هر قیمتی شده از طریق دادن تمرین و عرضه مطالب درسی به حرکت در آورد. راجرز باورداشت روابط انسانی زمینه را برای رشد انسان فراهم می سازد. بنابراین ، آموزش باید مبتنی بر مفاهیم روابط انسانی باشد تابرمبنای وضوعات درسی . اساسا راجرز، دیدگاه درمان گری خود را به مثابه الگویی برای یادگیری به حوزه  آموزش و پرورش گسترش می دهد . تقریبا به مدت 5 دهه ، کارل راجرز از پیشگامان الگوهایی بود که در آن معلم نقش مشاور را ایفا می کرد . الگوی تدریس یادگیری مشاوره ای یا غیر مستقیم بر روابط دوستانه بین معلم و یادگیرنده تاکید می ورزد . درالگوی تدریس  یادگیری مشاوره ای ( غیر مستقیم ) بر روابط دوستانه بین معلم و یادگیرنده تاکید می ورزد . درالگوی تدریس – یادگیری مشاوره ای ( غیر مستقیم ) تلاش معلم صرف آن می شود که به یادگیرندگان یاری کند تا خود نقش اصلی را در هدایت آموزش وپرورش شان ایفا کنند برای مثال ، دانش آموزان از طریق گزینش هدف و نیز با تعیین شیوه و سبک یادگیری خود می توانند راه های دست یابی به مقاصد را معین سازند . درکلاس درس معلم به مثابه یک تسهیل گر و مدیر یادگیری می کوشد اطلاعات زمینه ای را عرضه کند تا یادگیرندگان خود به به حل مساله بپردازند . همانند هر الگوی تدریس – یادگیری ، الگوی تدریس – یادگیری مشاوره ای نیز دارای مقاصدی است ، که به ترتیب عبارتند از : 1.هدایت یادگیرندگان به کسب بهداشت روانی وعاطفی از طریق پرورش اعتماد به نفس ، جرات ورزی و . . . 2.ایجادتوانمندی خودرهبری درتعیین اهداف محتوا، وشیوه یادگیری 3.پرورش اواعی از تفکر کیفی ، نظیر خلاقیت و خودابرازی تدریس به شیوه ای که راجرز پیشنهاد می کند، تدریس خطی نیست، بلکه تدریسی است زایشی (  ) و موقعیت یابرآیندی . درالگوی تدریس – یادگیری مشاوره ای ( غیر مستقیم ) بیشتر اصول مورد تاکید قرار می گیرد؛ اما سناریوی از پیش تعیین شده درالگوی حاضر، اساسا اصول ساختار تعاملات را هدایت می کند. مراحل اجرای الگوی تدریس – یادگیری مشاوره ای ( غیر مستقیم ) باوجود آن که،سیال بودن و پیش بینی ناپذیری الگوی تدریس حاضر پذیرفته شده است. راجرز اظهار می کند توالی را می توان تسهیل فرایند یادگیری و مدیریت آن در نظر آورد . از حاصل پیشنهادات راجرز می توان توالی مورد اشاره وی را به پنج مرحله قسمت کرد . از این رو ، فرض می شود الگوی تدریس – یادگیری مشاوره ای دارای پنج مرحله است . v مرحله اول : تعریف موقعیت کمک دهی. درمرحله حاضر ، معلم به مثابه یک مشاور ، دانش آموزان رابه ابراز آزادانه احساسات ترغیب می کند . درطی فعالیت ابراز احساسات وارائه نگرش ، مسئله اصلی بیان می شود ، ومقداری برروی مسئله بیان شده ، بحث می شود . بااستفاده از همه این فعالیت ها ، تلاش می شود دردانش آموزان آمادگی روانی وعاطفی مناسب برای ادامه روند فعالیت ایجاد شود . v مرحله دوم : شرح و بسط و کاوش مساله درمرحله دوم ، دودسته فعالیت صورت می گیرد : دانش آموزان برای تعریف مساله ترغیب می شوند و معلم احساسات دانش آموز را می پذیرد و به روشن سازی آن ها می پردازد . مرحله حاضر حیاتی است و بسیار حساس ، چون اگر دانش آموزان احساسات خود رابیان کنند وبازخورد مناسبی بگیرند، چندان برای ادامه فعالیت راغب نخواهند شد . از این رو ، رفتار معلم باید در طی فرایند ابراز احساسات دانش آموزان بسیار دقیق و حساب شده باشد . v مرحله سوم: بسط و گسترش بینش درمرحله سوم ، دانش آموزان مسئله بیان شده را به بحث می گذارند و از جوانب گوناگون به بررسی واظهار نظر می پردازند. نقش معلم در مرحله حاضر آن است که به حمایت از دانش آموزان بپردازد و نقش یک مشاور تسهیل گر را ایفا کند . تسهیل گری معلم باید به بسط دیدگاه ها وگسترش بینش دانش آموزان معطوف گردد . منظور از بسط و گسترش بینش ، انجام فعالیت مبتنی بر تفکر واگرا ست . v  مرحله چهارم: برنامه ریزی وتصمیم گیری درمرحله حاضر ، دانش آموزان برنامه ای برای تصمیم گیری اولیه ی خود تدارک می بینند . دانش آموزان در برنامه های خود تصمیم های مربوط به حل مساله را می گنجاند . به واقع ، دانش آموزان برای حل مساله ، برنامه ریزی می کنند و تصمیم می گیرند . ازاین میان ، معلم تلاش می کند ممکن ترین یا محتمل ترین تصمیم ها ی درنظر آورده  را روشن سازد . معلم آنچه را که  می اندیشد دراختیار دانش آموزان قرار می دهد .v مرحله پنجم : درهم تنیدن یا ادغام دانش آموزان دراین مرحله ازمجموع تصمیم های اتخاذ شده بهره گرفته وبادرهم آمیزی انواعی از راه حل ها به حل مساله اقدام می کنند . درهم آمیزی راه حل ها واقدامات ممکن ، به دانش آموزان گستره بینشی عمیق تری می دهد . نقش معلم درمرحله پنجم ، نقش حمایتی است .