ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان 26 مرداد 1389 ساعت 17:11 https://www.migna.ir/news/1001/فراشناخت-امر-تدریس -------------------------------------------------- عنوان : فراشناخت در امر تدریس -------------------------------------------------- متن :   مقدمه : در اين مقاله ابتدا با تحولات نظريات روانشناسي تربيتي از ابتدا تا بوجود آمدن تئوري فراشناخت بحث شده است و سپس تا حدودي مسائل كلي فراشناخت كه در بحث ما مورد استفاده قرار مي گيرد توضيح داده شده است ،سپس بحث طرح درس در روشهاي تدريس و خصوصاً هدف هاي كلي و رفتاري در طرح درس مورد بررسي قرار گرفته و در پايان جايگاه فراشناخت را در طرح هاي درس با ذكر مثال هايي بيان كرده ام ، چون اين قسمت از بحث به احتمال زياد خيلي جدي است و در اين زمينه تا كنون من مقاله اي مطالعه ننموده ام لذا اميدوارم كه اين قسمت از بحث مورد توجه علاقمندان به امر تدريس واقع شود . تحولات روانشناسي تربيتي تا رسيدن به فراشناخت : شروع بحث فراشناخت با پيدايش روانشناسي تربيتي به معني امروزي آن در ارتباط است و در واقع بايد فراشناخت را يكي از مراحل تكامل نظريه ها و تئوري هاي روانشناسي تربيتي دانست . شروع اين روانشناسي « به معني امروزي آن با كوشش ادورارد ثرندايك (1874- 1949) از شاگردان ويليام جيمز (1842- 1910) در دانشگاه هاروارد و استاد دانشكده تربيت معلم در دانشگاه كلمبيا آغاز شد . ثرندايك به يادگيري علاقه مند بود و مطالعات خود را با آزمايش حيوانات آغاز كرد ؛  و توجه عمده او  به چگونگي يادگيري انسانها معطوف شد »1 و به دين ترتيب مكتب رفتار گرايي به وجود آمد . و از سوي ديگر مطالعات روانشناسي كودك مخصوصاً تلاش هاي استانلي هال و سپس تلاش در زمينه آزمون هاي هوشي و بعد ديدگاههاي جان ديوئي و واتسون وآراء پياژه ، تكامل روانشناسي تربيتي را باعث شد . بعد از انتقاداتي كه بر مكتب رفتارگرايي وارد شد نظريه ها و مطالعات شناختي معمول و رواج يافت. بندورا « با اعتقاد به تفاوت بين فرايند اكتساب و عملكرد از روانشناسي سنتي رفتار گرايي فاصله مي گيرد و با تأكيد بر ريشه هاي اجتماعي رفتار و اهميت دادن به فرايند هاي شناختي در تمام ابعاد زندگي روانشناختي انسان ، به تحقيقات چند بعدي در زمينه تعيين نقش توانايي هاي فرد در رفتار علاقه مند        مي شود.»2 « تمايز بين نظريه هاي رفتاري و نظريه هاي شناختي در اين است كه نظريه هاي رفتاري –  به خصوص شرطي شدن عامل بر نقش عوامل بيروني در يادگيري تأكيد دارد و بر ماهيت محركي كه دانش آموز با آن مواجه است و پاسخي كه مي دهد و نتايجي كه به دنبال مي آيد تأكيد مي كنند - و ابن ديدگاه به آنچه كه قبل و بعد از پاسخ در ذهن دانش آموز مي گذرد نمي انديشد . ازطرف ديگر روانشناسان شناختي به اين نتيجه رسيده اند كه مطالعه علمي رفتارهاي غير قابل مشاهده مانند فرايند هاي فكري نيز امكان پذير است . بعضي از اين روانشناسان به ياد گيري معني دار و ياد گيري اكتشافي در آموزش تأكيد دارند .» در ادامه اين راه و تكامل نظريات ياد گيري گروهي از روانشناسان با توجه به عملكرد رايانه و رواج رايانه به شاخه اي از روانشناسي به نام پردازش اطلاعات علاقه مند شده اند .« اين ديدگاه (پردازش اطلاعات) از اواسط قرن بيستم وارد علم روانشناسي شد و به تدريج به تحقيقات وسيعي پرداخت به طوري كه داراي نظريه اي شد كه ارزش زيادي براي معلمان در جهت ارتقاي يادگيري دانش آموزان و آموزش تفكر دارد .»4 بعد از اين مرحله به مرحله طرح مسائل فراشناختي گام مي گذاريم .« استفاده از فعاليت هاي فراشناختي هميشه در زندگي روزمره انسانها معمول بوده است .اما اين كلمه در ابتدا توسط جان فلاول (1976) معرفي شد، فلاول (1976 – 1979) مي گويد : كه فراشناخت به معني دانش درباره شناخت ، فرايند شناختي و هر    ________________________________________________________________________________ 1-   روانشناسي تربيتي – پروين كديور – تهران – سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني و دانشگاهها (سمت – 1379 – چاپ چهارم – ص2           2-   همان منبع قبلي ص 129 3-  همان منبع قبلي ص 143- 4-  همان منبع ص181 آنچه مربوط به آن است و همچنين به معني باز بيني،تنظيم وارزيابي فعالانه فعاليتهاي شناختي است. دانش فراشناختي به اطلاعاتي گفته مي شود كه در باره فرايندهاي شناختي خويش كسب كرده ايم و مي توانيم از آنها براي كنترل فرايند هاي شناختي خود استفاده كنيم.»1  بحث فوق اشاره مختصري به روند تكاملي روانشناسي تربيتي در زمينه يادگيري است كه اين روند بايد دقيقاًمورد مطالعه علاقه مندان قرار گيرد، تاپيش زمينه اي براي فهم بهتر مفاهيم بعدي ما باشد.   چگونه مي توان از نظريات فراشناخت در امر تدريس استفاده كرد؟ استفاده اي كه از اين نظريات در يادگيري و آموزش مي شوددر حقيقت كاربرد روانشناسي در آموزش وپرورش است، كه بسيار مؤثر بوده است. همزمان با رشد مكاتب روانشناسي تربيتي ديدگاههاي مختلفي نيز در مورد استفاده از اين نظريات در يادگيري مطرح مي شودكه امروزه نيز مورد توجه دست اندركاران امر آموزش مي باشد. فكر مي كنم اولين بار من با چگونگي تهيه طرح درس و تعيين هدفهاي درس در ابتداي هر طرح درس را مديون " كتاب روانشناسي يادگيري و تدريس " ، " دكتر علي اكبر سيف " باشم ويا شايد اكثر دانش پژوهان امر تعليم و تربيت بيشترين بهره را از نظريات مطرح شده در اين كتاب برده اند. آقاي دكتر سيف در فصل سوم كتاب " فصل مدل عمومي تدريس " مي نويسند كه: «معروفترين مدل موجود براي تدريس ،مدل عمومي تدريس است كه در اين فصل كليات آن معرفي مي شود.»2 ايشان مدل عمومي تدريس را به شكل زير بيان فرموده اند:     در كتاب كليات روشها و فنون تدريس سال اول مراكز تربيت معلم ، طرز تهيه طرح درس روزانه را چنين  _________________________________________________________________   1- پيام مشاور، فصلنامه‌‌(مجله)- دفتر برنامه ريزي امور فرهنگي و مشاوره آموزش و پرورش- 1381 – سال چهارم شماره 7- ص13 2- روانشناسي يادگيري وتدريس(روانشناسي تربيتي) - سيف علي اكبر – تهران- دانشگاه سپاهيان انقلاب ايران - 2535ش- چاپ اول – ص45 مي خوانيم : « 1- مشخصات كلي 2- هدف هاي كلي و رفتاري درس 3- .......... »1 اولين و مهمترين قدم هايي را كه در تهيه ي طرح درس روزانه بايد برداشت بعد از تعيين مشخصات كلي درس، تعيين هدف هاي رفتاري درس تعيين شده است . در كتاب شيوه هاي ارزشيابي مراكز تربيت معلم آنجا كه در مورد تهيه سؤالات امتحاني آمده مي نويسد : «مهمترين اقدام در طرح ريزي امتحان تهيه فهرستي از هدفهاي تدريس است كه به صورت رفتارهاي قابل مشاهده و قابل اندازه گيري تعريف شده باشد .معلم معمولا‌‌‍‌‍ً  قبل ازشروع به تدريس هر مطلب،هدفهاي آنرا به صورت رفتار دانش آموز و شايستگي او براي انجام اموري در رابطه با مواد آموخته شده به روشني تعريف كرده و آنها را به دانش آموزان تفهيم ميكند.»2 معمولاً درطبقه بندي هدفهاي تربيتي در كتابهاي روانشناسي تربيتي و روش هاي تدريس چنين نوشته شده وما آموخته ايم كه هدفهاي تربيتي را مي توان در سه حيطه مختلف تحت عناوين: 1- حيطه شناختي 2- حيطه عاطفي (انفعالي) 3- حيطه رواني حركتي ،طبقه بندي كرد. سؤال من اين است كه اگر مي خواهيم از نظريه هاي فراشناخت د ر امر تدريس استفاده كنيم آيا بايد در طرح هاي درسي مان هدف هاي فراشناختي هم داشته باشيم؟ استنباط من از تعيين هدفهاي درس چنين است ، تا آن زماني كه ماهدفهاي كلي درس را به هدفهاي رفتاري تقسيم مي كرديم ، در حقيقت تحت مكتب رفتارگرايي بوديم و هنگاميكه هدفهايمان را در حيطه هاي شناختي ، عاطفي ،رواني – حركتي تقسيم كرديم در واقع به مكاتب جديدتر مانند گشتالت ،تئوري آزوبل توجه نموده ايم. اكنون كه تئوري فراشناخت مطرح شده است ، آيا ما بايد طرح هاي درس گذشته مان را كنار گذاشته و جور ديگري طرح درس بريزيم؟ يا اينكه بايد طرح هاي درسي مان تكامل يابد؟ فكر مي كنم كه بايد به اين بخش از هدفها توجه بيشتري شود و براي اينكار بايد به نظريات كاربردي نظريات فراشناختي توجه نماييم.  چگونه مي توانيم نظريات فراشناختي را در طرح هاي درسي مان وارد كنيم ؟ فلاول دانش فراشناختي را به سه دسته تقسيم مي كند: «1 – دانش فراشناختي شخصي 2 – دانش فراشناختي تكليف 3 – دانش فراشناختي راهبردي - دانش فراشناختي شخصي: آگاهي در بارة فرايندهاي فكري خويش و ديگران است . -دانش فراشناختي تكليف:آگاهي فرد درباره ماهيت يك تكليف يادگيري و نوع پردازش مورد نياز است. ___________________________________________________________________________________ 1- كليات روش ها و فنون تدريس (كتاب درسي مراكز تربيت معلم ) – صفوي امان الله – تهران – چاپ و نشر – 1364 – ص154 2- شيوه هاي ارزشيابي از آموخته هاي دانش آموزان (كتاب درسي مراكز تربيت معلم) – پاشا شريفي و همكاران –تهران –چاپ ونشر -1365-ص 59   -دانش فراشناختي راهبرد ها : در بر گيرنده آگاهي هاي فرد درباره انواع مختلف راهبردهاي شناختي و فراشناختي است .»1 هدف از بيان مطالب فوق توجه به فراشناخت تكليف است كه معمولاً در طرح هاي درس- هدف هاي كلي و هدف هاي رفتاري - در حقيقت همان بيان تكليف است . اما براي بهتر فهميدن مطلب به مثال زير توجه فرماييد : دركتابهاي فارسي درسي دبيرستان، ما با درسي روبرو مي شويم به نام" داستان رستم و سهراب"كه اشعاري از شاهنامه است، در بيان هدهاي كلي و رفتاري در طرح هاي درس نوشته مي شودكه: -دانش آموز درس را به صورت روان و بي غلط بخواند. -دانش آموز معاني ابيات را به فارسي روان بيان كند. -دانش آموز معاني كلمات جديد را بيان كند. -دانش آموز آرايه هاي ادبي درس را شناسايي كرده ونوع هر آرايه را بيان كند. -دانش آموز نكات دستوري را باتوجّه به قواعد تجزيه وتركيب بيان كند. وهدفهاي جزئي ديگر،كه  همة  هدفهاي فوق  به  حيطة  شناختي درس و  بعضاً در حيطة عاطفي گنجانيده مي شود. امًاآيا واقعاًعملكرد ما در مقابل اين درس تمام است؟كه حتماً پاسخ خواهيم داد: خير .ما نسبت به اين درس هر كدام به طريقي ديگر ا نديشيده ايم وبه غير از اهداف فوق درحقيقت به اهداف ديگري نيز رسيده ايم. تا اين قسمت در حقيقت ما تا مرحلة«پردازش اطلاعات » پيش رفته ايم يعني اينكه ذهن همة انسانها را چون كامپيوتر دانسته ،طبق هدفهاي رفتاري، انتظار داشته ايم كه پاسخهاي همة انسانها مانند كامپيوتر يكسان باشد،كه البته پاسخهاي ما در قبال اهداف فوق ،يكسان است.يعني همه بايد آرايه ها را يكسان بيان كنيم.درجواب معني كلمات،كلمات معيني را بيان كنيم و الي آخر.  اما فراشناخت به ما مي گويد كه هر انسان به طريق خودش مي انديشد ، يا به تعبير ديگر : «فراشناخت به اطلاعاتي گفته مي شود كه فرد از نظام شناختي خود دارد .»2 در مورد داستان رستم و سهراب اكثراً به اين هدف رسيده ايم كه دربارة رفتار رستم با سهراب قضاوت كنيم . قضاوتي كه اصلاً در رفتارهاي مورد نظر در طرح درس نمي آيد ولي موقع خواندن اين درس تمام مخاطبين دربارة اين رفتار قضاوت مي كنند ؛ اين قسمت از رفتار مخاطب، مربوط به فراشناخت است . رستم نامرد است يا نيست ؟  پاسخ ما دربارة رفتار رستم- كه درجواب سؤال فوق مي ا نديشيم- گوناگون است و هيچ كدام مانند كامپيوتر __________________________________________________________________ 1-پيام مشاور -  منبع قبلي – ص13 و 14 2-كديور پروين – منبع قبلي – ص181 نمي انديشيم. من به طريقي مي انديشم و شما به طريقي ديگر ، هر دو نيز درست مي انديشيم؛ فقط به اين علت نتيجه فكر من و شما متفاوت است كه نظام شناختي من و شما تفاوت دارد ، ممكن است شما بگوييد كه رفتار رستم كاملاً عاقلانه و درست بوده است و حتماً شما قبلاً در جبهه هاي جنگ با دشمن جنگيده ايد ، ولي من ممكن است در يك محيطي زندگي كرده ام كه هميشه دم از مردي و مردانگي زده شده است.و اين بخش مهمي از بحث آموزش است كه بايد وارد هدف هاي آموزشي گردد . انديشيدن در زمينه هاي رفتاري رستم و سهراب و چگونگي به وجود آمدن سهراب همه سؤالاتي است كه در ذهن خوانندگان و آموزندگان به طرق مختلفي ايجاد مسأله مي كند و پاسخ هاي متنوعي را به وجود مي آورد و سبب يادگيري هايي مي گردد كه سكوت بر آن حاكم است. كه تمام اين قسمت ها مربوط به فراشناخت است. قبل از اين كه من متوجه بخش فراشناخت در امر تعليم و تربيت شوم به نكته اي رسيدم كه زمينة رشد اين فكر و بررسي آن در ذهنم گرديد كه ذكر آن خارج از لطف نيست. در حادثه اي كه سال گذشته در يكي از مدارس روستايي چهارمحال و بختياري به نام سفيلان اتفاق افتاد و معلم و عده اي از دانش آموزان آن مدرسه در ماجراي اتش سوزي سوختند ، با سوالي از طرف همسرم كه آموزگار كلاس سوم است و هم زمان با اين حادثه پرسيده شد روبرو شدم و ايشان از من سؤال كردند كه : اهداف رفتاري درس «فداكاران » كتاب فارسي را برايشان بيان كنم ، بعد از مطالعه درس ، ناگهان ذهن من ، متوجه آموزشي شد كه در اين درس به خوانندگان ارائه شده بود . بهتر است شما نيز قسمتي از اين درس را مطالعه كنيد : «حسن اميد زاده معلم فداكاري است كه در يك واقعة آتش سوزي ، جان دانش آموزان را نجات داد ، وقتي بخاري كلاس آتش گرفت و دانش آموزان در شعله هاي آتش گرفتار شدند ، اين معلم شجاع و فداكار گيلاني خود را به خطر انداخت ، همة دانش آموزان را نجات داد و خود در آتش سوخت ، گرچه زنده ماند اما نشان سوختگي كه نشانة افتخار اوست براي هميشه بر بدنش باقي ماند . ما به اين انسان هاي بزرگ دوست داشتني احترام مي گذاريم . بكوشيم ما نيز از آنها باشيم . » يكي از اهداف درس فوق كه حتماً بايد در حيطة رواني –  عاطفي قرار گيرد ايجاد روحية فداكاري در متعلمين است اما من در آن زمان متوجه يك پيام منفي نيز در اين درس شدم كه از اهداف نويسندگان و معلمين اين درس نمي باشد ، و اين پيام منفي در تفكرات فراشناختي در ذهن خواننده شكل مي گيرد ، مگر آنكه اين پيام منفي بوسيلة راههاي رشد و تقويت رفتارهاي فراشناختي خنثي ، و نتايج مطلوب ، تقويت گردد . من در مقاله اي تحت عنوان «خنثي سازي پيام منفي درس هشتم كتاب فارسي سوم دبستان » پيشنهادي را به ادارة آموزش و پرورش تربت حيدريه ارائه كردم كه اميدوارم مورد توجه قرار گيرد . در هنگام مطالعه اين درس معلم كلاس چهارم كه يك سرباز معلم و كم تجربه بوده است پيامي را كه دريافت كرده اين است كه ما وقتي در مقابل خطر قرار مي گيريم و جان عده اي به خطر مي افتد بايد ايثار كرده و جان ديگران را نجات دهيم ؛ او با بغل كردن بخاري شعله ور مي خواهد خطر را از دانش آموزان دور كند ؛ اما يك انسان با تجربه ممكن است طور ديگري بينديشد . انسان در مقابل خطر اول بايد جان انسان ها را نجات دهد و قبل از همه بايد هر كس به فكر نجات جان خودش و سپس نجات جان ديگران باشد؛حال اگر بخشي در اين درس قرار مي گرفت كه شما در مورد عملكرد حسن اميدزاده چه اعتقادي داريد؟ ويا اگر سؤال مي شد كه شما اگر به جاي حسن اميدزاده بوديد چه مي كرديد؟ عملكردهاي مختلف مورد بررسي قرار      مي گرفت وپيام منفي درس خنثي مي شد . «معرفي راهبردهاي شناختي و فراشناختي به دانش آموزان يكي از راههاي توسعة فراشناخت است، با اين حال در بسياري از موارد ممكن است ، دانش آموزان راهبردي را بشناسند و نسبت به فوايد آن آگاه باشند امّادر عمل از آن استفاده نكنند.يكي از دلايل اين امر آن است كه دانش آموزان از فرصت تمرين اين راهبردها برخوردار نبوده اند (گارنر 1990)» 1 هدف هاي منفي يا مثبت پنهان درسها و رابطه آن با اهداف فراشناختي: فكري كه در زمينة به وجود آمدن اثر منفي درس فداكاران در ذهنم ايجاد شد مرا بر آن داشت تا مطالعاتم را در اين جهت سوق دهم ، تا اين كه با مقالة جالبي در رشد تكنولوژي آموزشي آشنا شدم كه پاسخ بسياري از سؤالات من در آن مطرح بود . عنوان مقاله مورد مطالعه «تأثير برنامة درسي پنهان در يادگيري» نوشته مجيد حبيبي بود. نتيجه اي كه از اين مقاله گرفته مي شود يا بهتر است بگويم من گرفتم چنين است : «آنچه طراحان و برنامه ريزان درسي براي رشد و تربيت يادگيرنده ها طراحي و برنامه ريزي مي كنند ، برنامة درسي رسمي است . برنامة درسي ، هدف هاي آموزشي مدون و آشكار دارد و محتواي معيني براي تحقق هدف ها ، انتخاب و سازماندهي مي شود . پرسش اين است كه آيا مجموعة يادگيري هاي دانش آموزان به برنامة درسي رسمي محدود است ؟ آيا مي توان عوامل مؤثر در شكل گيري تجربه ها را مهار كرد و جز تأثير و دخالت برنامة درسي آشكار از تأثير عوامل ديگر مانع شد ؟ چنين چيزي در عمل ناممكن است . عوامل ديگري كه جزء برنامه درسي نيست و از ديد و مشاهدة برنامه ريزان دست اندركاران تعليم و تربيت نيز پنهان است ، در فكر و عواطف و رفتار فراگيرنده اثر مي كند و در اغلب موارد مؤثرتر از برنامه درسي پيش بيني شده عمل مي كند.»2 و لازم به ذكر است كه اين تأثير در واقع همان فراشناخت و اثر آن در يادگيري است. مثال ديگر : هنگامي كه فرزندم چهار يا پنج ساله بود تلويزيون سريال كارتوني را پخش مي كرد ، به نام «بامزي» كه در اين فيلم به نظر من كمك به زير دستان و مظلومان ، پيام اصلي فيلم بود اما مدتي بود كه فرزند من كه كودكي بيش نبود از من عسل مي خواست و چه خوب شد كه من اين عسل را براي او نخريدم زيرا فراشناخت ذهن ___________________________________________________________________________________ 1- فصلنامة پيام مشاور –  منبع قبلي –  ص7 2- ماهنامه رشد تكنولوژي آموزشي –  وزا رت آموزش و پرورش -  ا رديبهشت 1385 –  شماره 8 –  ص38 فرزند من از فيلم به طريقي منفي عمل كرده بود .     يك روز كه به اتفاق فرزندم سريال « بامزي » را تماشا مي كردم ديدم كه خرس قهرمان براي نابود كردن دشمنان اول كوزة عسلي را نوش جان مي كند و بعد به جنگ دشمنان مي رود ، و اين عسل نيروي مضاعفي را به او مي دهد ؛ از فرزندم سؤال كردم كه چرا عسل مي خواهد؟ و او خيلي ساده ، به آن جواب داد كه       مي خواهم آن را بخورم و بچه هاي ديگر را بزنم . سالها از اين ماجرا گذشت يك روز كارشناس برنامه هاي تلويزيوني ، هدف سازندگان سريال فوق را چنين تفسير مي كرد كه بعضي اوقات ، كارخانجات توليد كننده مواد غذايي براي آنكه عادت غذايي جامعه را به نفع خود عوض كنند سريال هايي را سفارش مي دهند كه در آن به مصرف نوعي غذا انگشت گذاشته مي شود و سپس ايشان گفت كه : مثلاً براي تبليغ مصرف عسل سريال بامزي سفارش داده شده و من پي بردم كه اين پيام در روند فكري فرزند من به صورت شديد و منفي كارساز بوده است . بايد در زمينة مسائل فراشناختي روي درسهايي « خصوصاً درس هاي علوم انساني » با جامعيّت بيشتري تلاش شود و مورد مطالعه قرار گيرد . البته اخيراً مقاله اي را خواندم كه اثر فراشناخت را در رياضي بر من آشكار ساخت كه ذكر آن خارج از لطف نمي باشد : « نويسندة كتابي در حال كمك به فرزند خردسالش در يادگيري قاعده جمع با عدد 9  بود . اين فرزند در صدد بود كه هر يك از محاسبات را به طور مستقل به خاطر بسپارد . كه از انجام اين مهم عاجز بود . به همين دليل پدرش اين تعميم را به او آموخت كه : " هرگاه عدد 9 به گونه عدد بيفزاييم آخرين رقم هميشه يك واحد كمتر از عدد اوليه است براي مثال اضافه كردن 6 به 9 ما را به عدد 5 مي رساند ، رقم 5 يك واحد كمتر از رقم 6 است . " »1 در اين جا مي بينيم كه روش انديشيدن يك فرد مي تواند راهكار انديشيدن ديگران باشد و اين مرحله يك مرحلة فراشناختي است . آخرين پبشنهاد : كافي است كه ما در هدف هاي رفتاري كه در طرح هاي درس خود وارد كرده ايم يك بخش ديگر هم اضافه كنيم به شرح زير :   1- فصلنامة تعليم و تربيت – آموزش و پرورش – سال ششم –  شماره 4 –  مسلسل  24-  ص 76 براي رسيدن به اهداف فراشناختي فوق ما بايد راهبردهاي فراشناختي را شناخته و آنها را به نحو شايسته در امر تدريس به كار گيريم . هدف هاي فراشناختي مثبت : شامل آن دسته از پيام هايي است كه باعث رشد فكري در زمينه هاي خلاقيت و نوآوري مي شود و ممكن است عده اي از مخاطبين آن را دريافت كنند و بقية افراد عادي از دريافت آن عاجزاند ، و اين گونه برداشت ها بايد تقويت شود و سايرين نيز با آن آشنا شوند . هدف هاي فراشناختي منفي: شامل آن دسته از پيام هايي است كه باعث ايجاد رفتار خطرزا و خطرناكي مي شود كه گاهاً ممكن است جان فرد يا عده اي را به خطر بيندازد و يا آموزش منفي داشته باشد و در بحث فراشناخت بايد شناسايي شده و در زمينه ي خنثي سازي آن اقدام شود ؛ اين پيام هاي منفي را نيز ممكن است فقط عده اي از مخاطبين دريافت كنند.                                                                                                                                                                                                      پايان – تير ماه 1385 – ابوالقاسم مستقيمي منابع-------------------------------------------------------- 1-كديور،پروين(1379)-روانشناسي تربيتي- تهران – انتشارات سمت –چاپ چهارم 2- سيف، علي اكبر(1355) –روانشناسي يادگيري و تدريس(روانشناسي تربيتي) – تهران – دانشگاه سپاهيان انقلاب ايران –چاپ اول 3-صفوي ،امان الله (1364) – كليات روشها وفنون تدريس( كتاب درسي مراكز تربيت معلم) –تهران – چاپ ونشر 4-شريفي،پاشا و همكاران ( 1365 )- شيوه هاي ا رزشيابي از آموخته هاي دانش آموزان (كتاب درسي مراكز تربيت معلم)- تهران –  چاپ ونشر 5-فولاد چنگ ، محبوبه ( 1381 ) – فراشناخت و كاربرد آن در مشاوره تحصيلي -  فصل نامه پيان مشاور ( وزارت آموزش و پرورش ) – شماره 7 6- خلخالي ، مرتضي (1369) – مجملها و واقعيت ها در طراحي آموزشي و تدريس – فصلنامه تعليم و تربيت ( وزا رت آموزش و پرورش ) – شماره مسلسل 24 7-حبيبي پور ، مجيد و باتواني ، مرتضي ( 1385 ) – تأ ثير برنامه درسي پنهان در يادگيري – ماهنامه رشد تكنولوژي آموزشي (وزا رت آموزش و پرورش) – شمارة پي در پي 175