ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 30 خرداد 1389 ساعت 12:46 https://www.migna.ir/news/460/هیپنوتیزم-چيست -------------------------------------------------- عنوان : هیپنوتیزم چيست؟ -------------------------------------------------- هیپنوتیزم یا به طور دقیقتر هیپنوز موجب تسلط دیگری بر فرد نمی شود بلکه دیگری با ضمیر ناخودآگاه آدمی به مکالمه و القای تلقینات می پردازد. متن : هیپنوتیزم علمی و عملی از حدود دو قرن اخیر کشف گردیده است، نظریات متفاوتی از ماهیت هیپنوتیزم و نحوه پیدایش آن به توسط متخصصین ارائه شده که در زیر عمده ترین آنها بررسی می شود. هیپنوتیزم شاخه ای از علم روانشناسی است که در آن به وسیلهٔ تلقین، شخص از حالت هوشیاری خارج می شود و تحت تسلط شخص هیپنوتیزور در می آید. هیپنوتیزم یا به طور دقیقتر هیپنوز موجب تسلط دیگری بر فرد نمی شود بلکه دیگری با ضمیر ناخودآگاه آدمی به مکالمه و القای تلقینات می پردازد. همه ی هیپنوزها نحوی خودهیپنوتیزم است و هیپنوتیزور خارجی فقط مامای هیپنوز از درون انسان استو آن را می زایاند.همة مکاتب و عرفا به نحوی با هیپنوز درگیر بوده اند . ضمیر ناخودآگاه تنها یک تئوریست که توضیح حقایق روی آن سوار می شود.هیپنوتیزور نمی تواند هرآنچه دوست داشت به سوژه تلقین کند. هیپنوتیزم یک امر خارقالعاده نیست.و کارایی عجیب و غریب ندارد. اگر هم اثار غریبی داشته باشد در عده ی کمی دارد و خیلی قابل تکرار و تایید نیست لذا از منظر علم رسمی پاره ای غرایب مشاهده شده در هیپنوز قابل اعتبار و برداشت کلی نیستند. ( مبحث شستشوی مغزی البته در این وادی مطرح است ولی میزان پایداری این کارها باید بیشتر ارزیابی شود.) هیپنوز خواب نیست. امواج مغزی در این حالت با امواج مغزی حالت خواب در بسیاری موارد فرق می کند. از یک منظر هیپنوز با تلقین معمولی هم فرق دارد چرا که مناطقی که بر اثر تلقین تحریک می شود با مناطق تحریک شده هنگام هیپنوز متفاوت است. در طی این فرآیند، شخص هیپنوتیزور قادر است هر آنچه در نظر دارد به شخص هیپنوتیزم شده القا کند زیرا در این حالت تلقینات هیپنوتیزور بجای حواس بدن عمل می کند و ضمیر ناخودآگاه انسان را تحت کنترل خویش قرار می دهد . تاریخچه نظرات زیادی دربارهٔ اینکه چه کسی هیپنوتیزم را شروع کرد، وجود دارد. هندوهای هند ادعا می کنند که آنها این شیوه را بنیان نهادند و از آن به عنوان یک دارو برای سلامتی استفاده کردند. امروزه این یکی از کاربردهای اصلی هیپنوتیزم است و به روانشناسی مربوط می شود. اما پیشرفتهای مهم هیپنوتیزم در سال ۱۸۴۲، هنگامی که جیمز برید (James Braid) شروع به بررسی بیشتر آن کرد، رخ دادند. او که پدر هیپنوتیزم جدید نامیده می شود اعتقاد نداشت که خواب مغناطیسی باعث هیپنوتیزم می شود و فکر می کرد که خلسه ها فقط یک خواب عصبی هستند. وی در سال ۱۸۴۳ یک کتاب دربارهٔ این موضوع به نام نوریپنولوژی نوشت. برخی مسمر را پدر هیپنوز می دانند. می گویند راسپوتین وزیر پرنفوذ دربار روسیه تزاری از این روش در قربانیان خود استفاده می کرده است.کشیش آبه فاریا نیز از متقدمین این روش است. مسمر در دوره ی اوج نظریه پردازی در باب مغناطیس این پدیده را ناشی از مغناطیس حیوانی می دانست. بعدها روش او توسط شورایی مرکب از بنجامین فرانکلین و گیوتین و ... مردود دانسته شد چرا که این افراد فقط علوم ریاضی و فیزیک و طب کلاسیک را علم میپنداشتند. میلتون اریکسون آمریکایی هیپنوز علمی را خیلی توسعه داد. المان نیز در توسعه هیپنوز با روش متفاوتی کوشید. ( ref:فرزان کمالی نیا از استادانش و کتب مربوطه - عضو انجمن تخصصی هینوتیزم ایران) روش ها هیپنوتیزم به دو صورت خودهیپنوتیزم و دگرهیپنوتیزم قابل اجرا است. از فواید هیپنوتیزم می توان درمان بسیاری از ناراحتی های روانی را نام برد. به خصوص در هنگام خودهیپنوتیزم، که شخص می تواند به وسیلهٔ تلقین، تغییرات مثبتی را در کردار و روحیات خود پدید آورد. البته خود هیپنوتیزم دارای خطراتی هم هست؛ به این صورت که اگر بدون آگاهی و اطلاعات کافی و با روش های نادرست انجام پذیرد، می تواند اثرات بسیار مخربی بر روی روان انسان به دنبال داشته باشد. هیپنوز معمولا خطرناک نیست. برخی می گویند در نارسایی مزمن قلبی انجام نگیردو در برخی موارد مثل افراد با شخصیت مرزی یا بردرلاین و اسکیزوفرن و نیز وسواسی گفته می شود صورت نگیرد به دلایل مختلف. استفاده ار هیپنوز برای سرگرمی هم به عقیدة هیپنوتراپیست ها کنتراایندیکه یا ممنوع است.و کلاً هیپنوتیزم نمایشی را جایز نمی دانند. سه فاکتور مهم در هیپنوتیزم عبارتند از تمرکز فوق العاده فکر، انفکاک و تجزیه (جدا شدن ذهنی از محیط پیرامون)، تلقین (چرا که اساس هیپنوتیزم تلقین به نفس است). می توان گفت هیپنوتیزم = تمرکز + اعتقاد + انتظار + تصور + ارتباط برای انجام موفقیت آمیز دیگر هیپنوتیزم باید هفت گام زیر به صورت متوالی و دقیق اجرا گردد: ۱- مناظره اولیه، بهتر آماده کردن ذهن بیمار یا pretalk ۲- انجام آزمونهای هیپنوتیزم از تکنیکهای عمیق سازی مثل آزمون چشک اشپیگل ۳- کانونی کردن توجه (تمرکز ذهن) ۴- القای خواب هیپنوتیزم ۵- استفاده از تکنیکهای عمیق سازی ۶- تسهیل پاسخهای ناخودآگاه ۷- تصدیق خلسه، ارائه تلقینهای بعد از هیپنوتیزم و خروج از خلسه[۲]. هنگام استفاده از واژه ی مناسب خلسه دقت شود مطالب با موهومات اشتباه نشود. هرچند لفظ خلسه از لفظ trance که از بهت و ترس احتمالا می آید بهتر باشد. و خلسه ی عرفانی و احساس خروج روح از بدن احتمالاً از هیپنوز جدا نیست.(فرزان کمالی نیا) المان برای هیپنوز چند مرحله تصور می کند - وقتی فقط چشم ها را می بنیم حالت هیپنوئیدال است بعد وارد فازهای عمیقتر می شویم و یکی از فازهای عمیق هیپنوتیزم به نام سمنامبولیسم نام دارد(سمنامبول خدای خواب در یونان است) - از هیپنوز در age regration یعنی بازگشت به سنین عقب تر(پس روی سنی) و حتی چند صد سال قبل و پیشروی سنی استفاده می شود البته بازگشت چندصد سال به عقب لزوماً مؤید تناسخ نیست و این مسایل در حد تئوری است و دقیق نیست. استفاده از هیپنوز در اعتراف گرفتن از زندانی ها و دروغ سنجی معتبر نیست. هرچند گاهی نتایج مفید علم و گاهی نتایج نادرست می دهد. به طور کلی خیلی نمی توان به این مطالب اعتبار کرد. (از فرزان کمالی نیاو ایشان از از کتب و استادان انجمن هیپنوتیزم علمی) روشهای مختلفی برای القای هیپنوز وجود دارد. روش تثبیت چشم - روش کیاسون- روشpmr یا شل کردن پیشرونده ی عضلانی- و.... از هیپنوز برای کنترل درد و درمان چاقی و... استفاده می شود البته هیپنوز مفید است ولی معجره نمی کند. کودکان 8 تا 12 سال بهتر هیپنوز می شود و در سنین بالای 65 هپینوتزیم پذیری کم می شود. افراد از لحاظ هیپنوتیزم پذیری 4 گروهند. 7درصد که نباید هیپنوز شوند یا هیپنوز نمی شوند نظیر عقب ماندگان ذهنی - هفت درصد دیونیسین هستند و استعداد بالایی در هیپنوز دارند. 20 درصدآپولونین بوده به سختی هیپنوز می شوند. و درصد بالایی ادیسین هستند یعنی در اواسط طیف hypnotismability قرار دارند.(از دروس انتجن هیپنوتیزم ایران - نگارنده فرزان کمالی نیا) هیپنوز دو گونه است هیپنوز سمپاتیک که با تحریک است و در رقصهای برخی بومیان افریقا و سرخپوست و مناطق مختلف حتی جنوب ایران در واقه از این روشها استفاده می شود( رضا جمالیان) و هیپنوز پاراسمپاتیک که تون پاراسمپاتیک و آرامش را بالا می برد . در هیپنوز برای هنگ کردن وبای پس نمودن و عبور از کریتیکال فاکولته یا کریتیکال فاکتور یا جاجمنت فاکتور و ضمیز خودآگاه و رسیدن به ضمیر ناخودآگاه از روشهای مختلف از جمله کانفیوژن و ... استفاده می شود. روش کیاسون یکی از روشهای هیپنوتیزمی رایج در علم هیپنوتیزم روش کیا سون است. این روش ابتکار دکتر سیمون کیاسون ( Simon Chiasson) متخصص بیماری های زنان و زایمان اهل شهر یونگستون ایالات اوهایو آمریکا ( Youngeston Ohio) است , اما دگرگونی در آن برای پزشک یا درمانگر به گونه ای که کاربرد آن راحت تر باشد مجاز است. دستور کار (Instruction) به بیمار یاد دهید دستش رامستقیما روبروی صورتش قرار دهد به گونه ای که فاصله دست با بینی تقریبا سی سانتیمتر ( برابر با دوازده اینچ ) وآرنج قدری خمیده باشد، پشت دست به طرف صورت و همه انگشتان در کنار هم قرار گیرند ( انگشتان باز نباشد ). گفتار یا خطابه (Discourse) من و شما هر دو به انگشتان دست شما نگاه می کنیم، بزودی می بینیم پرش هایی در انگشتان دست شما شروع و انگشتان دست شما از هم فاصله می گیرند و باز می شوند , و دستتان شروع به حرکت به سوی صورتتان می کند . تا زمانی که چشما نتان باز است فقط به پشت دستتان متمرکز باشید ، بزودی می بینید که دستتان به صورتتان نزدیک و نزدیک تر میشود. زمانی که تماس دستتان را با صورتتان احساس کردید ( معمولا نوک بینی ) پلک های چشمتان اگر تا آن زمان بسته نشده اند بسته می شوند و بسته باقی می مانند . معمولا چشمانتان آنچان خسته می شوند که حتی پیش از تماس دست با صورتتان بسته می شوند . زمانی که پلک ها بسته شدند , بگذارید بسته بمانند . زمانی که دستتان با صورتتان تماس پیدا کرد . شما کاملا آرام و شل میشوید و دستتان بروی رانتان می افتد. نظریه مغناطیس حیوانی دکتر آنتوان مسمر کاشف این نظریه و پیراوانش معتقدند که ، دلیل خواب هیپنوز ، پیدایش این حالت در شخص ، اثر نیرویی است که از دست ها و چشم های هیپنوتیزور خارج می شود. به عقیده مسمر کائنات را امواجی فرا گرفته که این امواج در انسان نیز به وفور یافت می شود و اگر این امواج از جسم انسانی به جسم انسانی دیگر وارد شود، می تواند بسیاری از امراض را درمان کند. وی که این امواج را مغناطیس حیوانی نامیده معتقد بود که وجود این امواج در همگان یکسان نیست و همه کس قادر نخواهد بود آن را مهار کرده و از آن استفاده نماید. نظریه چشم دوختن به نقطه نورانی دکتر برید ، وین هولت و پیروانشان کاشف این نظریه بودند، آنها معتقد بودند که نگاه مستمر و یکنواخت بر شیی نورانی ، اعصاب چشم را خسته می کند و این عمل موجب کاهش فعالیت اعصاب مرکزی می گردد و در نتیجه شخص در حالت هیپنوز قرار می گیرد. برید بر این باور بود که در حالت هیپنوز ، مغز آدمی مجذوب یک فکر می گردد طوری که سایر افکار و محرکها روی آن تاثیر ندارد بنابراین وقتی یک فکر تقویت شد، سایر افکار را تحت الشعاع قرار داده و موجب توقف سایر فعالیت ها خواهد شد. نظریه تلقین پیشگامان این نظریه می گویند که هیپنوتیزم مجموعه ای از تلقین و تلقین به نفس می باشد. تلقین القای فکری است که بطور ناخودآگاه از قوه به فعل در می آید. تلقین ، ایجاد یک حالت روانی خاصی در فرد است که اثرات تصوری را به عنوان واقعیت قبول می کند. تلقینات ناشی از القای افکار در افراد و تمایل درونی با اعمال حرکتی که باعث عکس العمل های تحریکی در افراد شود، ماهیت این نظریه را تشکیل می دهد. راه های ایجاد تلقین می تواند، محرک های یکنواخت مانند نوازش بدن و یا محرک های قوی مانند نور شدید و یا صداهای ناگهانی باشد، که روی اعصاب تاثیر می گذارند. در این نظریه ، هیپنوتیزم یک حالت تمرکز شدید مغزی است، یعنی در حال عادی که مغز افکار زیادی را در خود دارد ولی در حالت تمرکز هیپنوز ، مغز از هیچ چیز اطلاعی ندارد مگر اینکه اطلاعات و مطالبی را در آن تلقین کنیم. در چنین حالتی (خواب هیپنوز عمیق) هیپنوتیزم شونده ممکن است شدیدترین دردها را نیز احساس نکند. نظریه پاولوف در هیپنوتیزم این نظریه ، یکی از علمی ترین نظریات در زمینه هیپنوتیزم است. براساس این نظریه حالت خواب در سراسر نیم کره های مغز منتشر می شود. این پدیده بطور ناگهانی صورت نمی گیرد و کانونهای فعال و بیدار در مغز باقی می مانند که باعث ایجاد حالتی بین خواب و بیداری می شود و همین نقاط بیدار است که ارتباطی بین فرد و هیپنوتیزم کننده ایجاد می کند. در این نظریه شخص هیپنوتیزم شونده مانند کسی است که بطور طبیعی به خواب رفته ولی به دلیل وجود نقاط بیدار در مغز ، سخنان عامل را می فهمد و نسبت به تحریکات و جریانات خارجی ، بی توجه است. نظریات نوین در ارتباط با هیپنوتیزم نظریات یاد شده هر کدام بخشی از واقعیات خواب هیپنوز را بیان می کند و به تنهایی ماهیت آنرا نمی توانند مشخص نمایند. با تلفیق چند روش باهم می توان افراد را به خوابهای عمیق هیپنوز برد تا جایی که روح از تن جدا شود. (فرافکنی) برخی سوژه ها حتی به کمک تلفیق نظریاتی هم به خواب هیپنوز نمی روند. اما بعد از چند جلسه ، مقاومت سوژه شکسته شده و حالت خواب عمیق در سوژه ایجاد می شود. ارتباط هیپنوتیزم با خواب مصنوعی چه عامل یا نیرویی در پیدایش و بوجود آمدن پدیده خواب مصنوعی موثر است؟ تلقین یا حالت ذهنی سوژه و یا اراده سوژه چقدر می توانند موثر باشد؟ ایجاد صدا و هیجانات در سوژه چقدر در درجه خواب سوژه تاثیر دارد؟ چقدر می توان به حقایق این پدیده و پدیده های مشابه اش امیدوار بود؟ آیا این پدیده ها مفهوم و تعریف واحدی را از هیپنوتیزم ارائه می دهد؟ هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم درمانی هیپنوتیزم چیست؟ دكتر لوبا دانشمند آمریكایی در این زمینه می گوید: چكیده و اصل هیپنوتیزم در ایجاد و خلاقیت یك تمایل و توانایی خلاصه می شود كه باید در فرد هیپنوتیزم شونده پدید آید. او باید بتواند از صحبتهای هیپنوتیزور و در ذهن روشن و فعال خود تصویری زنده و واضح بسازد و تمام تخیلات و تمركز ذهنی خود را تنها در این راستا تجهیز و تمركز بخشد. مطالبی كه هیپنوتیزور به او ارائه می دهد ممكن است حقایقی قطعی یا سمبولیك باشند. این تصویری كه از هیپنوتیزم ارائه گردید، با پدیده هایی كه به صورت خودجوش در جریان زندگی روزمره ما به وجود می آیند، مطابقت می كنند. یعنی مواقعی كه ما شدیداً توسط جریاناتی كه در اطراف ما می گذرد ، جذب می شویم . برای شرح این پدیده بهتر است مطلبی از دكتر كلمن را عیناً نقل كنیم: در زندگی روزمره ، ما بارها حالت خلسه یا از خود بی خود شدن را تجربه می كنیم. در حالاتی كه وقایعی ، به اصطلاح ، ذهن ما را تسخیر می كنند. در این لحظات ما موقتاً آنچه را در اطرافمان می گذرند، فراموش می كنیم. برای مثال كسانی كه مرحله نهایی یك مسابقه فوتبال را در تلویزیون مشاهده می كنند، تمام وجود خود را بر روی بازی متمركز می سازند و نسبت به همه چیز، از جمله این كه به چه صورتی روی مبل قرار گرفته اند یا این كه همسرشان آنها را برای صرف غذا صدا می كند، بی توجه می گردند. دكتر لوبا در مورد دیگر فرآیندهایی كه در زندگی ، ما را جذب می كنند می گوید : بسیاری از ما در برخی از موقعیت ها، حالت عدم احساس درد یا حالت بی حسی را تجربه كرده ایم. مثلاً موقعی كه عمیقاً مجذوب یك داستان پلیسی می شویم، برخی دردهای سبك بدنی را حس نمی كنیم. در بعضی از موقعیت ها از جمله در لحظاتی كه عمیقاً مجذوب صحبت های دوستی می شویم، ممكن است صدای زنگ یا صدای فردی كه مستقیماً ما را صدا می كند، نشنویم. عكس این حالت هم وجود دارد. در لحظاتی از زندگی تمام توجه خود را معطوف به احساس نامطبوعی كرده ایم. مثلا انتظار درد روی صندلی دندان پزشك یا توجه برای احساس بو یا طعمی ناخوشایند و حصول این احساس در پی آن. در لحظاتی كه فردی قانع شده یا به او تلقین شده كه از عهده كار خاصی بر نمی آید، نمی تواند به خوبی آن كار را هر چند ساده و آسان هم باشد، انجام دهد. ولی اگر ما اعتماد به نفس خودمان را به دست آوریم و مطمئن شویم كه قادر به انجام این كار هستیم، حتما در انجام آن توفیق پیدا می كنیم. باورهای نادرست درباره هیپنوتیزم هنوز برخی تصور می كنند به هنگام هیپنوتیزم ، یك فرد مقتدر و ماهر به طور فعال ، فردی را كه حالت تسلیم به خود گرفته ، كنترل می كند. این تصور از واقعیت علمی به دور است. تصور وجود یك هیپنوتیزور با قدرت زیاد و اسرار آمیز در مقابل فردی ضعیف و مقهور ، به قرن هجدهم باز می گردد كه هیپنوتیزم با استفاده از " نیروهای مرموز " و مغناطیسی صورت می گرفت. هیپنوتیزور در آن عصر، انسانی با قدرت جادویی و غول آسا بود كه با وسایل اهریمنی، اراده و روح انسان های دیگر را كنترل و اداره می نمود. نظریه جدید درباره هیپنوتیزم وهیپنوتیزور با این باورهای قدیمی فاصله بسیار زیادی دارد. هم اكنون بسیاری از روان پزشكان و روان شناسان از این نظریه طرفداری می كنند كه : هیپنوتیزور تنها نقش راهنما و هدایت كننده را در برقراری حالت هیپنوتیزم ایفا می كند و " كار اصلی" را در این جریان خود فرد تحت هیپنوتیزم انجام می دهد. هیپنوتیزم شدن، نشانه ضعف روحی نیست! همانطور كه دكتر اشپیگل اظهار می دارد: هیپنوتیزم شدن نشانه سطح بالایی از هوشو استعدادو نمایانگر قدرت و قابلیت فرد در انجام تمركز است. نحوه ایجاد هیپنوتیزم و امكانات درمانی آن بیمار در صورت تشخیص پزشك معالجش و تمایل خودش می تواند از هیپنوتیزم در برنامه درمانش استفاده كند. برای انجام موفقیت آمیز جریان درمان بیمار باید: - ذهن خود را از كلیه افكار انحرافی خالی و پاك كند. - به اصالت علمی هیپنوتیزم و قابلیت عملی هیپنوتیزور اعتقاد و ایمان داشته باشد. - به اندازه كافی قدرت تمركز و تصور داشته باشد. - به برنامه ای كه هیپنوتیزور برای درمان بیماری و یا رفع مشكل او مطرح كرده، مطمئن باشد. در مورد و شرایط زیر هیپنوتیزم اثرات درمان كننده اثبات شده ای دارد: - درمان پرخوری و چاقی - ترك اعتیاد به دخانیات ، الكل و بسیاری از مواد مخدر - درمان بی خوابی - معالجه حالات اضطرابی - درمان حالات هیجانی - معالجه افسردگی - درمان ضعف و فقدان اعتماد به نفس - ایجاد انگیزه و امید - درمان وسواس و رفتارهایی كه فرد به صورت اجباری انجام می دهد - درمان عادت جویدن ناخنها - معالجه عدم قدرت درتمركز فكری - درمان لكنت زبان در مواردی كه نقص عضوی در كار نباشد - درمان حالاتی كه فرد در شناخت هویت خود دچار مشكلاتی شده است -درمان انواع ناتوانی ها و مشكلات جنسی تشريح علمي پديده هيپنوتيزم: در بررسي هاي تاريخي به پديده هاي برخورد مي كنيم كه در هاله هايي از ابهام و تعابير درست و نادرست قرار گرفته است. اين هاله هاي ابهام انگيز شرايطي را باعث مي شوند كه مرزهاي واقعي اين پديده ها در هم شكسته و جايگاه واقعي آنها معرفي نگردد. علل به وجود آمدن اين شرايط ابهام انگيز عظمت برخي از اين پديده ها و جاذبيت آنها و عدم توانايي در فهم و شناخت كامل آنهاست. يكي از اين پديده ها هيپنوتيزم است. پديده هايي كه همواره مورد توجه عام و خاص و تعابير مختلف بوده است. عده اي اين پديده را نفوذ مغناطيسمي ، عده اي جادو، عده اي يك رابطه خاص دروني و روحي و عده اي يك رفلكس شرطي شده در قبال تلقينات خاص مي دانند. وقتي دكتر آنتون مسمر طبيب اتريشي در سال 1775 ميلادي پديده اي به نام ''مانيه تيزم'' كه امروزه آن را ''هيپنوتيزم'' مي نامند را كشف كرد و اقعا'' نمي دانست كه چه چيزي را كشف كرده است. حتي بسياري از علماي علاقمند به اين پديده نيز واقعا'' نمي دانستند كه اين پديده چگونه بوجود مي آيد. دكتر مسمر تصور مي كرد راه جديدي را براي معالجه امراض رواني كشف كرده است. ولي متوجه نبود كه پديده عظيمي را كشف كرده كه دهها راه ديگر از آن منشعب مي شود و معالجه امراض يكي از آنهاست و دهها علم ديگر كه احيانا'' هيچ ارتباطي با طبابت نيز در آن وجود دارد. هيپنوتيزم يك حالت روحي خاص شبيه به خواب آلودگي است. يك حالت سرشار از آرامش و بدور از تفكرات گوناگون. در حالت هيپنوتيزم تفكرات فرد صرفا'' معطوف و متمركز بر صحبت هاي هيپنوتيزم كننده يا هيپنوتيزور مي باشد. برخي از نظريه پردازان اعتقاد دارند كه در حالت عادي فرد داراي يك توجه تعميم يافته است و تقريبا'' به بسياري از موضوعات اطراف خود توجه نسبي دارد و صرفا'' متمركز به يك موضوع خاص نيست و اگر هم بخواهد به موضوع خاصي متمركز شود اين تمركز باعث قطع توجه كلي از موضوعات اطراف نمي شود. در حالت عادي فرد ضمن تمركز نسبي به يك موضوع خاص بطور اتوماتيك روي موضوعات و شرايط اطراف نيز توجه دارد. ولي در حالت هيپنوتيزم شرايطي در فرد ايجاد مي شود كه مي تواند روي يك موضوع يا موضوعات خاص تمركز بدهد و تقريبا'' توجه نسبي به موضوعات و شرايط اطراف قطع شود. در حالت هيپنوتيزم ذهن قادر خواهد شد صرفا'' روي يك موضوع يا تعداد محدودي از موضوعات متمركز شود و توجه نسبي به محيط و اطراف تقريبا'' قطع مي شود. بدين ترتيب تمركزي كه فرد در حالت هيپنوتيزم مي تواند داشته باشد قويتر از حالت عادي است. درحالت هيپنوتيزم تلقين پذيري فرد و قدرت تخيلات و تصوير سازي ذهن افزايش مي يابد و هرچه درجه هيپنوتيزم عميق تر شود اين خصوصيات نيز قويتر مي گردند. در همين راستا برخي از نظريه پردازان اعتقاد دارند كه هيپنوتيزم چيزي جز يك تمركز برتر نيست يا به عبارتي: Hipnotism is a Super Concentration” پاسخ به پرسشها متداول در مورد هيپنوتيزم 1-آيا هيپنوتيزم فقط تلقين است؟ آيا نيروئي در القاء خلسه دخيل نيست؟ در حاليكه براحتي مي توان وجود نيرو را احساس كرد. 2-آيا امكان تاثير بر اشياء با نگاه در حالت هيپنوتيزمي وجود دارد؟ 3-آيا ممكن است كسي هيپنوتيزم شده و ديگر بيدار نشود؟ 4-آيا امكان درمان MS با هيپنوتيزم وجود دارد؟ 5-آيا مي توان با كمك هيپنوتيزم تناسخ را اثبات كرد؟ 6-چه كساني مجاز به استفاده از هيپنوتيزم در درمان هستند؟ 7-دوره هاي آموزشي هيپنوتيزم چگونه است؟ 1-آيا هيپنوتيزم فقط تلقين است؟ آيا نيروئي در القاء خلسه دخيل نيست؟ در حاليكه براحتي مي توان وجود نيرو را احساس كرد. تحقيقات نشان داده است كه هيپنوتيزم فقط با تلقينات مناسب ايجاد شده و هيچ ارتباطي با هيچ نيروئي ندارد. هيچ چيزي جز تلقين در هيپنوتيزم نقش ندارد، البته تلقين هم كم اثر نيست، بخصوص وقتي دانش ما از قواعد تلقين و پيچيدگيهاي روان را هم در نظر گيريم، بحث وجود نيرو يا آنطور كه بيشتر رايج است نيروي مغناطيس حيواني، منيطيسم يا هر نيروي ديگري بحثي تاريخي است و به زماني برميگردد كه مغناطيس تازه در فيزيك كشف شده بود و براي بسياري از جمله مسمر و ساموئل هانمان پدر هوميوپاتي جالب بود . در آن روزگار هر كشف تازه اي بخصوص در فيزيك براي توصيف و تبيين ساير پديده ها از جمله طب و روانشناسي استفاده مي شد. مسمر نيروي مغناطيس و مغناطيس حيواني را از همين موضوع اقتباس ومورد استفاده قرار داد. بحث بيشتر در اين خصوص را به تاريخچه هيپنوتيزم و كتب مربوطه مي سپاريم. اما ازتاثير تاريخچه هيپنوتيزم در چنين طرز فكري مهمتر، آنچه باعث ماندگاري باور به وجود نيرو شده اين است كه در اكثر تكنيكهاي هيپنوتيزمي از كلمه نيرو استفاده مي شود، مثلااين جمله كه :تا چند لحظه ديگر نيروئي دست شما را به سمت بالا مي كشد . اما بايد توجه داشت كه احساس نيرو به منزله وجود نيرو نيست. بكار بردن كلمه نيرو صرفا اثر تلقين را بهتر مي كند، به عبارتي نوعي كاربرد استعاره يا مثال METAPHOR است كه بحثي مفصل درآموزش تكنيكهاي هيپنوتيزمي و هيپنوتيزم درماني است و باعث افزايش تاثير تلقين هاي ما مي شود. استفاده از استعاره ديگري مانند : تجسم كن چند بادكنك با رنگهاي زيبا و قشنگ به انگشتان و مچ دست شما بسته شده و دست شما را به سمت بالا مي كشد همان اثر را دارد، ولي از كلمه نيرو استفاده نكرده است. متاسفانه استفاده از استعاره نيرو كه در تكنيكهاي هيپنوتيزمي بسيار كاربرد دارد وقتي با تاريخچه و ادعاهاي غير علمي مسمر و ادعاها و عدم مطالعه بعضي همراه مي گردد، اين اشتباه را بيشتر رواج مي دهد. به هر حال ساده ترين پاسخ به اين سؤال اين است كه احساس وجود چيزي هيچوقت دليل بر وجود آن نيست. 2-آيا امكان تاثير بر اشياء با نگاه در حالت هيپنوتيزمي وجود دارد؟ خير، اين موضوع هيچ ارتباطي با هيپنوتيزم ندارد. در پاندول شورل كه در آن با نگاه به پاندول مي توان جهت حركت آن را تعيين كرد ارائه تلقينات مناسب و قرار دادن نخ پاندول در دست سوژه الزامي است وگرنه هيچ اتفاقي در حركت پاندول نمي افتد. اينكه بعضي مي گويند مرتاض هندي روزي قطاري را با نگاه متوقف كرده است ممكن است صحت داشته باشد اما اثبات كننده امكان تاثير بر اشياء با نگاه نيست، بحث در خصوص اين چنين قدرتهائي به رشته فراروانشناسي مربوط است و ارتباطي با روانشناسي و هيپنوتيزم ندارد.براي اثبات يا رد چنين ادعاهائي نيز ملاحظات خاصي در رشته فراروانشناسي بايد در نظر گرفته شود كه موضوع بحث ما نيست.در هر صورت آنچه پديده هاي هيپنوتيزمي نام گرفته اند قابل تكرار، قابل آزمايش و قابل آموزش هستند و آنچه قابل تكرار نيست ،قابل آزمايش و آموزش به صورت معمول نيست فراروانشناسي بوده و بحثي متفاوت است. در هر صورت نه مي توان با هيپنوتيزم اشياء را با نگاه حركت داد، نه مي توان از غيب سخن گفت، نه با ارواح ارتباط برقرار كرد. 3-آيا ممكن است كسي هيپنوتيزم شده و ديگر بيدار نشود؟ يافته هاي جديد نشان داده اند كه هيپنوتيزم نه خواب است، نه حالتي شبيه به خواب و جالب تر آنكه هنوز هيچ تغيير فيزيولوژيكي كه اختصاصي براي هيپنوتيزم باشد يافت نشده است. هيپنوتيزم يعني با كمك تلقين تغيير دادن، لذا اگر كسي هيپنوتيزم شود به سادگي مي تواند بيدار شود. تاخير در بيدار شدن نشانه مقاومت يا بروز عوارض است كه اگر كسي آموزش صحيح هيپنوتيزم درماني را ديده باشد هرگز با چنين مشكلي مواجه نخواهد شد. ساده ترين روش مقابله با اين مشكل نيز حفظ خونسردي و آرام كردن سوژه است. كافي است به او اجازه دهيم چند دقيقه اي بخوابد يا چند لحظه اي آرام در جائي بنشيند و استراحت كند، يا چند نفس آرام و عميق بكشد، هر كدام از اين ها حتما اثر تلقينات نامناسب را رفع مي كند. آنچه اغلب منجر به اين مشكل مي شود اضطراب هيپنوتيزم درمانگر ناوارد، هيجان زدگي اطرافيان و ترسيدن سوژه است وگرنه در موارد عادي هرگز مشكلي پيش نمي آيد. 4-آيا امكان درمان MS با هيپنوتيزم وجود دارد؟ بيماري MS يكي از بيماريهاي صعب العلاج سيستم عصبي است كه در آن ميلين سلولهاي عصبي دچار مشكل مي شود. اين بيماري در سير پيشرفت خود فراز و نشيبهاي زيادي دارد و متاسفانه در حال حاضر درمان موفقي ندارد. هيپنوتيزم نيز نقشي در درمان MS نداشته و هيچ مرجع رسمي هيپنوتيزم درماني را براي درمان MS توصيه ننموده است. آنچه باعث اين اشتباه كه هيپنوتيزم مي تواند MS را درمان كند مي شود آن است كه در بيماريهائي چون MS ، اميد به بهبودي مي تواند احساس بهبودي ايجاد كند ولي متاسفانه باعث بهبودي نمي شود. لذا بايد توجه داشت كه هرگز درمان اصلي را زير نظر يك متخصص اعصاب داخلي به اميد چنين احساس زودگذري رها نكنيم. 5-آيا مي توان با كمك هيپنوتيزم تناسخ را اثبات كرد؟ يكي از پديده هاي جالب هيپنوتيزمي بازگشت سني است كه مي تواند در بعضي به شكل تجديد حيات سني هم مشاهده شود. تجديد حيات سني يعني سوژه دوران كودكي مثلا سه سالگي خود را عينا تجربه كند، بنحوي كه رفتارش،احساسش ، حافظه اش و بچگانه شود. مي توان همين تلقينات را ادامه داد به نحوي كه سوژه احساس كند در درون رحم مادر يا در قالب انسان ديگري در نسل هاي قبل است. نكته مهم كه اغلب به آن توجه نمي شود اين است كه سوژه روبروي ما، همان سوژه قبلي است و فقط در حالت هيپنوتيزم با تلقينات مناسب تغييراتي را در احساس،ادراك،حافظه و خود تجربه كرده است، او اين تغييرات را احساس مي كند و واقعا سه ساله نشده است، واقعا به رحم مادر برنگشته و واقعا به نسلهاي قبل نرفته است. تمام اين احساسات با دستكاري ما ايجاد شده، و با دستكاري ما قابل تغيير است. اين پديده ها از جذابيت هاي هيپنوتيزم حكايت مي كنند و كاربرد هاي درماني خاصي دارند . تناسخ يعني عقيده به اين كه ما قبل از آنكه در جسم فعلي زندگي كنيم، قبلا به شكلي زندگي مي كرده ايم، اين عقيده چه صحيح و چه غلط، امكان اثبات يا رد آن با هيپنوتيزم وجود ندارد. 6-چه كساني مجاز به استفاده از هيپنوتيزم در درمان هستند؟ هيپنوتيزم بر خلاف نظر عده اي علم متفاوتي نيست، درمان مجزائي هم نيست،بلكه روشي است كه در موارد خاص و محدودي نظير تحقيقات و درمان كاربرد دارد، لذا بجز در تحقيقات فقط كساني مي توانند از هيپنوتيزم در درمان استفاده كنند كه صلاحيت درمان داشته باشند، چه صلاحيت قانوني كه قانون تعيين مي كند و مراجع ذيصلاح بر آن نظارت دارند و چه صلاحيت علمي، صلاحيت علمي يعني كتب علمي و مجلات مرجع و دانشگاهي كاربرد آن روش را در مورد بيماري خاصي و توسط شاغلين رشته خاصي تائيد كرده باشد. در حال حاضر هيپنوتيزم از درمانهاي طب حاشيه جدا شده و به عنوان روش رواندرماني در كتب مرجع روانپزشكي نظير روانپزشكي كاپلان و سادوك آمده است. امروزه پزشكان، دندانپزشكان، ماماها، پرستاران و روانشناسان در حيطه شغلي و علمي خود به استفاده از هيپنوتيزم مجاز هستند. به عبارتي كساني مجاز به استفاده از هيپنوتيزم در درمان هستند كه مجاز به درمان درآن بيماري بدون هيپنوتيزم نيز باشند، مگر آنكه به صورت تيمي و زير نظر درمانگر اصلي و به عنوان دستيار فعاليت نمايند. با اين توصيف استفاده از هيپنوتيزم در درمان احتياج به مجوز اختصاصي ندارد، اگر پزشك، دندانپزشك ، ماما ، پرستار يا روانشناس هستيد (در كليه گرايشها ) يعني مجوز كار در اين رشته ها را داريد مي توانيد از هيپنوتيرم نيز مشابه ساير روشهاي درماني استفاده كنيد. به طور كلي، اقدام به درمان با هيپنوتيزم فقط در صلاحيت كساني است كه مجوز درمان در رشته خود را دارند و تسلط بر فنون هيپنوتيزم به خودي خود نه مجوزي براي درمان مي باشد و نه استفاده از آن در درمان احتياج به مدركي متفاوت از رشته اصلي دارد. 7-دوره هاي آموزشي هيپنوتيزم چگونه است؟ دوره هاي آموزشي هيپنوتيزم بر حسب تئوريهاي مختلف قدري متفاوت است. هر چند تكنيكهاي هيپنوتيزمي در طول زمان ثابت مانده اند و تغييري نكرده اند، اما تغيير در تئوريها، نگاه ما به تكنيكها،كاربردها و نحوه آموزش هيپنوتيزم را نيز متفاوت كرده است.دوره هاي آموزشي هيپنوتيزم در حال حاضر ويژه پزشكان، دندانپزشكان، ماماها، پرستاران و روانشناسان در كليه گرايشها مي باشند. طول اين دوره ها بر حسب رشته هاي مختلف و نيازهاي آموزشي آنها در كشورهاي مختلف متفاوت است. اما يك دوره متعارف دوره اي 2-3 ماهه است كه اغلب سر فصلهاي زير را كم و بيش دارا است: 1-تعريف و توصيف هيپنوتيزم،تاريخچه و كاربردهاي آن 2-اصول تلقين شناسي، قواعد تلقين و فارماكولوژي تلقين 3-تلقينهاي بيداري 4-تكنيكهاي ساده و پيچيده هيپنوتيزمي 5-تكنيكهاي عميق سازي و پديده هاي هيپنوتيزمي 6-عوارض و روشهاي كنترل آن 7-مقاومت و روشهاي رفع آن 8-استعدادهيپنوتيزم پذيري و روشهاي افزايش آن 9-رويكرد مختلف در درمان با هيپنوتيزم 10-خود-هيپنوتيزم و هيپنوتيزم گروهي البته اين سر فصل هل بسته به تركيب شركت كنندگان ، سرعت آنها در يادگيري تكنيكها و حل تمرينها و... متفاوت است. در اين دوره ها تاكيد اصلي بر آموزش تكنيكهاي هيپنوتيزمي است ولي درمان چاقي ، زايمان بدون درد و اضطراب امتحان نيز اغلب تشريح مي گردد. تعریف هیپنوتیزم درمانی " هیپنوتیزم درمانی" یك روش درمانی است كه در یك مرحله یا مراحلی از آن از هیپنوتیزم استفاده می شود. هیپنوتیزم درمانی می تواند به دو شكل متفاوت صورت بگیرد: 1- دگر هیپنوتیزم درمانی در این حالت، درمانگر پس از صحبت كردن با بیمار و ایجاد آمادگی ذهنی و روحی در او، در صورت نیاز بیمار به القای خُلسه هیپنوتیزمی، او را به عمق مناسبی كه برای برنامه درمانی اش مناسب باشد، می رساند و در این شرایط به هیپنوتیزم درمانی می پردازد. 2- خود هیپنوتیزم درمانی در این روش كافی است بیمار طی 2 یا 3 جلسه ، طریقه استفاده از خود هیپنوتیزم و نحوه درمان و تلقین به خود را بیاموزد. پس از آن می تواند با روشی كه یاد گرفته خودش را در خلسه هیپنوتیزمی قرار دهد و در این شرایط، به صورت ذهنی ، متن تلقین را مرور كند و یا به نوار صوتی كه پس از چند دقیقه سكوت. (مدت لازم برای رسیدن او به حالت خود هیپنوتیزم) متن تلقین را پخش می كند ، گوش دهد. در این وضعیت ، بیمار بدون نیاز به مراجعات مكرر به مطب پزشك و صرف هزینه گزاف ، خودش این برنامه درمانی را انجام می دهد. برای آموزش خود هیپنوتیزم به افراد عادی جامعه، بایستی به نكات زیر توجه شود: 1- آموزش خود هیپنوتیزم راه رسیدن سریع به حالت آرامش است. 2- كسانی كه برای آموزش خود هیپنوتیزم مراجعه می كنند ، از سلامت روانی و حداقل هوش متوسط بهره مند باشند. 3- داوطلبان فراگیری خود هیپنوتیزم به این نكته توجه داشته باشند كه برای رسیدن به عمق مناسبی از خلسه باید: الف- استعداد ذاتی داشته باشند. ب- با هیپنوتیزور همكاری لازم را بكنند. 4- باید به كسانی كه مایلند خود هیپنوتیزم را بیاموزند، این نكته مهم را تذكر داد كه آنها در حالت خود هیپنوتیزم بیدار و هوشیار بوده و نسبت به صداها و وقایعی كه در محیطشان می گذرند، آگاهی دارند و در پایان جلسه معمولاً آنها را به یاد می آورند. 5- آموزش خود هیپنوتیزم با هوش ، قدرت خلاقیت و انگیزه داوطلب رابطه مستقیم دارد. بنابراین كسانی كه عقب ماندگی ذهنی یا آشفتگی روانی دارند ، با احتمال زیاد به هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم نمی رسند. 6- كسانی كه در مدی تیشن، یوگا، ریلاكس شدن و ... پیشرفت خوبی داشته اند ، خیلی سریع تر و بهتر می توانند خود هیپنوتیزم را یاد بگیرند. 7- كسانی كه خود هیپنوتیزم را یاد می گیرند، هر قدركه بیشتر تمرین كنند، هم زودتر به خُلسه هیپنوتیزم می رسند و هم عمق خلسه آنها بیشتر می شود . تعريف هيپنوتيزم درماني '' هيپنوتيزم درماني'' يك روش درماني است كه در يك مرحله يا مراحلي از آن از هيپنوتيزم استفاده مي شود. هيپنوتيزم درماني مي تواند به دو شكل متفاوت صورت بگيرد: 1- دگر هيپنوتيزم درماني: در اين حالت، درمانگر پس از صحبت كردن با بيمار و ايجاد آمادگي ذهني و روحي در او، در صورت نياز بيمار به القاي خُلسه هيپنوتيزمي، او را به عمق مناسبي كه براي برنامه درماني اش مناسب باشد، مي رساند و در اين شرايط به هيپنوتيزم درماني مي پردازد. 2- خود هيپنوتيزم درماني: در اين روش كافي است بيمار طي 2 يا 3 جلسه ، طريقه استفاده از خود هيپنوتيزم و نحوه درمان و تلقين به خود را بياموزد. پس از آن مي تواند با روشي كه ياد گرفته خودش را در خلسه هيپنوتيزمي قرار دهد و در اين شرايط، به صورت ذهني ، متن تلقين را مرور كند و يا به نوار صوتي كه پس از چند دقيقه سكوت. (مدت لازم براي رسيدن او به حالت خود هيپنوتيزم) متن تلقين را پخش مي كند ، گوش دهد. در اين وضعيت ، بيمار بدون نياز به مراجعات مكرر به مطب پزشك و صرف هزينه گزاف ، خودش اين برنامه درماني را انجام مي دهد. براي آموزش خود هيپنوتيزم به افراد عادي جامعه، بايستي به نكات زير توجه شود: 1- آموزش خود هيپنوتيزم راه رسيدن سريع به حالت آرامش است. 2- كساني كه براي آموزش خود هيپنوتيزم مراجعه مي كنند ، از سلامت رواني و حداقل هوش متوسط بهره مند باشند. 3- داوطلبان فراگيري خود هيپنوتيزم به اين نكته توجه داشته باشند كه براي رسيدن به عمق مناسبي از خلسه بايد: الف- استعداد ذاتي داشته باشند. ب- با هيپنوتيزور همكاري لازم را بكنند. 4- بايد به كساني كه مايلند خود هيپنوتيزم را بياموزند، اين نكته مهم را تذكر داد كه آنها در حالت خود هيپنوتيزم بيدار و هوشيار بوده و نسبت به صداها و وقايعي كه در محيطشان مي گذرند، آگاهي دارند و در پايان جلسه معمولاً آنها را به ياد مي آورند. 5- آموزش خود هيپنوتيزم با هوش ، قدرت خلاقيت و انگيزه داوطلب رابطه مستقيم دارد. بنابراين كساني كه عقب ماندگي ذهني يا آشفتگي رواني دارند ، با احتمال زياد به هيپنوتيزم و خود هيپنوتيزم نمي رسند. 6- كساني كه در مدي تيشن، يوگا، ريلاكس شدن و ... پيشرفت خوبي داشته اند ، خيلي سريع تر و بهتر مي توانند خود هيپنوتيزم را ياد بگيرند. 7- كساني كه خود هيپنوتيزم را ياد مي گيرند، هر قدركه بيشتر تمرين كنند، هم زودتر به خُلسه هيپنوتيزم مي رسند و هم عمق خلسه آنها بيشتر مي شود . کاربرد هيپنوتيزم در درمان بيماريهاي روان تني با پذيرش اين اصل كه انسان مجموعه اي از جسم و روح يا روان و تن است به اين حقيقت مي رسيم كه با تقويت روان مي توان جسم بيمار را نيز نيرويي تازه بخشد يا به اصطلاح در كالبد او روح تازه اي دميد. انسان در تمامي لحظات، آگاهانه يا ناآگاهانه در كليه جنبه هاي زندگي در جستجو و تلاش براي يافتن و حفظ تعادل و توازن است. هر گاه نيرويي اين توازن و تعادل را بر هم زند، نيرويي متضاد در وجود شخص ايجاد مي شود كه تقابل آن با نيروي بيروني موجب بروز بيماري هاي جسمي يا آشفتگي و اضطراب روحي خواهد شد. پريشاني هاي روحي به خلاف ناراحتي هاي جسمي قابل رويت نيستند و حتي در برخي موارد يك آشفتگي روحي خود را به صورت يك بيماري جسمي آشكار مي كند و تا زماني كه عامل روحي اوليه از بين نرفته است، بيماري جسمي ناشي از آن نيز درمان نمي پذيرد. بيشتر تجربه هاي زندگي در ضمير ناخودآگاه ذهن ما ثبت مي شود. بر پايه نتايج پژوهش هاي روان شناسان، روان آگاه يك انسان سالم قادر است در هر ثانيه 126 واحد اطلاعاتي را مرور و بررسي كند، در حالي كه اين رقم در روان ناآگاه به بيش از يك ميليون واحد اطلاعاتي در هر ثانيه مي رسد. دستگاه خون، تنفس، تنظيم حرارت بدن، تنظيم ضربان قلب تحت تاثير روان ناآگاه اداره و تنظيم مي شوند. حتي فعاليت هاي بسيار معمولي مغز مانند بويايي، چشايي، بينايي و شنوايي كه به نظر آگاهانه مي آيند نيز در ابتدا بايد به وسيله روان ناآگاه شناسايي شوند و پس از آن در حيطه روان آگاه نفوذ كنند. با توجه به اين نكات مي توان دريافت كه بيشتر تجربيات زندگي ما در روان ناآگاه صورت مي گيرد. نابساماني هاي محيطي هميشه اتفاق مي افتند و اين درحالي است كه روان انسان تلاش مي كند تا در هر لحظه با فشار هاي روحي و جسمي ناشي از اين عوامل و نابساماني ها مبارزه كند و آنها را به يك تعادل نسبي برساند. هر گاه فشار اين نابساماني ها از حد قابل تحمل انسان فراتر رود امكان بروز علايم و آثار بيماري هاي گوناگون وجود دارد. در اغلب موارد علايم اين بيماري ها در نقاطي از بدن كه پيش از اين دچار آسيب ديدگي يا ضعف بوده اند نمايان مي شود. براي مثال، علايم ناشي از يك فشار روحي شديد مي تواند در محل يك شكستگي قديمي و بهبود يافته استخوان دوباره درد ايجاد كند. اغلب مردم اين نوع دردها را به عنوان درد هاي عصبي مي شناسند. در بيشتر موارد در ناحيه اي كه دچار درد عصبي است هيچ گونه ناهنجاري جسمي يافت نمي شود و هيچگونه ارتباط مشخصي بين جراحت قبلي و آثار بيماري جديد وجود نخواهد داشت. مساله كليدي ديگري كه در مورد اينگونه بيماري ها مي بايستي به آن توجه داشت، اين است كه مسايل و مشكلات مشابه مي توانند در افراد مختلف عكس_ العمل هاي متفاوتي را ايجاد كنند. براي مثال، مرگ مادر در خانواده اي مي تواند فرزندي را اسير افسردگي كند، اضطراب را براي فرزند ديگر به همراه داشته باشد و در فرزند سوم هيچ گونه تاثيري بر جاي نگذارد. اين در حالي است كه هر سه فرزند به مادر خود علاقمند بوده اند و به او عشق مي ورزيدند. در اين موارد بدون كمك هيپنوتيزم نمي توان به علت ايجاد تغييرات متفاوت به وسيله يك محرك مشابه پي برد. اما با روشن شدن علت از طريق كاربرد روش هيپنوتراپي مي توان امكانات گسترده اي را براي از ميان بردن آن و بهبود وضع بيمار فراهم آورد. كاربرد دو شيوه هيپنو آناليز و هيپنوتراپي در تشخيص عامل اصلي بروز بيماري هايي كه از نظر جسمي هيچ گونه دليلي براي ايجاد آنها وجود ندارد و يا نمي توان هيچ نشانه اي از علايم رنج آور را در بدن بيمار يافت، بسيار موثر خواهد بود. براي مثال، اگر شخصي از تنگي نفس رنج مي برد اما در بررسي هاي باليني هيچگونه نشانه اي از بيماري دستگاه تنفسي در وي يافت نمي شود، مي توان علت بروز بيماري را در اضطراب ها و فشار هاي روحي فرد جستجو كرد. در اين گونه موارد اضطراب و فشار هاي روحي در طي ساليان متوالي روي هم انباشته شده اند و در نهايت آثار خود را به صورت يك بيماري جسمي آشكار كرده اند. به جرات مي توان گفت كه اغلب بيماري هايي كه به اين شكل بروز مي كنند و در اصطلاح پزشكي بيماري هاي روان تني نام گرفته اند، در خاطرات گذشته و احساسات نهفته در روان ناآگاه بيمار ريشه دارند. احساسات و خاطراتي كه روان آگاه به علل و دلايل گوناگون از جمله احساس گناه آنها را سركوب كرده و در ظاهر به باد فراموشي سپرده است. اين گونه بيماري ها يا بيماري هايي كه بخشي از علل آنها روانتني است همه از يك معادله ساده پيروي مي كنند: آمادگي قبلي فشار روحي = بيماري هاي روان تني آمادگي قبلي مي تواند شامل وضع سلامت جسمي و روحي شخص در گذشته، قابليت و صلاحيت كنوني روحي وي و همچنين تاثير عوامل محيطي باشد. فشار هاي روحي مي تواند به مجموعه اي از ترس ها، اضطراب ها و نگراني هاي واقعي يا خيالي شخص مربوط باشد. اين فشار ها ممكن است حقيقي باشند يا تنها در تخيل انسان رخ دهد. فشار هاي محيطي شامل حوادث ناگواري است كه درست پيش از ظهور علايم بيماري براي بيمار اتفاق افتاده باشد. شرايطي مانند مرگ افراد خانواده، وقوع جنگ ، حوادث طبيعي، شرايط نابسامان مالي و اجتماعي، مشكلات خانوادگي و غيره مي توانند دست به دست هم دهند و محيط مساعدي را براي ايجاد بيماري روان تني، در شخص مساعد فراهم آورند. از شايعترين بيماري هاي روان تني مي توان به انواع حمله هاي ترس1، نابساماني ها و اختلالات اضطرابي2، افسردگي، وسواس، بيماري هاي محيطي و مانند آن اشاره كرد. در اغلب اين بيماري ها ريشه هاي مشترك ''گناهان سركوب شده ''و ''خصومت '' به عنوان عامل اصلي بروز بيماري حضوردارند. در اين گونه موارد مي توان از هيپنو تراپي براي ايجاد محيطي متعادل و موزون در درون خسته بيمار استفاده كرد و بسياري از بيماران پس از دست يابي به اين مرحله، بهبودي مي يابند. بسياري از موارد سردرد، دل درد، صداي گوش، لكنت زبان، حساسيت، ترس، دلهره و اضطراب، افسردگي، بي حوصلگي و بي خوابي به دليل اختلالات دروني ايجاد مي شوند. در يك طرف اين اختلالات همان گونه كه اشاره شد، فشار نيروي متقابل روان ناآگاه قرار دارد كه با از بين بردن آن مي توان تعادل دروني را دوباره برقرار كرد و در اين حالت يا بيماري روان-تني از بين مي رود و يا شدت آن به ميزان بسيار زيادي كاهش مي يابد. در مواردي كه هيچ يك از معاينات و آزمايش ها ي پزشكي در يافتن عامل سبب شناختي بيماري به جايي نمي رسند، پذيرش ريشه هاي غير جسمي بيماري بيماران با مقاومت كمتري رو به رو خواهد بود. هنگامي كه بيمار اين حقيقت را مي پذيرد كه بيماري او جنبه روان-تني دارد در واقع نخستين گام را در جهت بهبود و درمان خويش برداشته است. بدون پذيرش اين حقيقت از سوي بيمار دستيابي به بهبودي به هيچ عنوان امكان پذير نخواهد بود. اعتماد به شخص درمان گر (Therapist) نكته مهمي است كه در بهبودي بيماران اهميت بسزايي دارد. درمان گر شخصي است كه بيمار بتواند با اعتماد كامل مشكلات خود را در مراحل اوليه درمان با وي درميان بگذارد. شمار اندكي از بيماران مي توانند به تنهايي و بدون درمان گر به بهبودي دست يابند. استفاده از شيوه خود هيپنوتيزم (self hypnosis) بدون نظارت كارشناس هيچگونه تاثيري در بهبودي اين گونه بيماران نخواهد داشت زيرا در خود هيپنوتيزم دستيابي به دو فرايند بازگشت (regression) و تخليه (abreaction) كه مهمترين بخش درمان به شمار مي رود به سادگي امكان پذير نخواهد بود. از آنجا كه ريشه هاي بيماري روان-تني در ضمير ناخود آگاه فرد قرار دارد، امكان اينكه شخص خود به آنها دست بيابد وجود نخواهد داشت. در خاتمه بايد به اين نكته اشاره كرد كه قدرت هوش و اراده شخص در بهبود اين گونه بيماري ها بسيار ناچيز است و سهم اساسي در درمان بر عهده دو عامل ميزان تمايل بيمار براي بهبودي و بينش سازي صحيح براي وي است. به منظور بينش سازي صحيح براي بيمار حضور شخص درمان گر الزامي خواهد بود. مغز و امواج مغزي در هينوتيزم راستي در حالت هيپنوتيزم چه اتفاقي مي افتد؟ آيا اظهارات هيپنوتيزم شدگان درست است؟ براستي چه اتفاقي در درون بدن انسان مي افتد كه چنين اتفاقاتي رخ مي دهد؟ كدام قسمت از مغز يا ذهن مسئول اين تغييرات دروني است؟ آيا واقعا'' اين پديده قابل بررسي از ديدگاه هاي عميق باليني نيست؟ مطالعات انجام شده در مورد مغز انسان، با جداسازي دو نيمكره مغزي در مورد برخي از بيماران صرعي نشان دهنده اين واقعيت بوده است كه ما در واقع داراي دو مغز هستيم كه بطور مستقل از يكديگر عمل مي نمايند. بدين ترتيب با مواجه با محرك هاي محيطي آنها بطور يكسان عمل نمي نمايند و هركدام توانائي خاص خودشان را دارا هستند. هر نيمكره مغزي داراي وظايف و توانائي هاي خاص خودش است وصرفا'' به محرك هائي واكنش نشان مي دهد كه در سيطره توانائي خودش باشد (Watzlawick,1978) يك مجله مشهور آمريكائي تصوير خيلي ساده شده كاركرد نيمكره هاي مغز را نشان مي دهد مراكز ادراكات، احساسات و تخيلات و اندريافت هنري، موسيقي، مجسمه سازي و رقص در نيمكره راست مغز و مراكز مرتبط با منطق، رياضيات، توانشهاي كلامي و نگارشي و فهم علوم و فنون در نيمكره چپ مغز قرار دارد. بارنت (Barent,1981) ، در مطالعه خود متوجه گرديد كه با فعال شدن نيمكره راست مغز توانائي تصوراتي (Imaginative ablity) و هيپنوتيزم (hypnotizability) افزايش مي يابد. هيلگارد (Hilgard,1979) در مطالعاتي كه روي افراد انجام داد به اين نتيجه رسيد كه بين قدرت تصورات و قدرت خيال پردازي و هيپنوتيزم ارتباط نزديكي وجود دارد. اريكسون (Erikson,1981) ، كشف نمود بيماراني كه با مشكلاتشان بطور منطقي و تحليلگرانه (Analytical) برخورد مي كنند و آمادگي بيشتري از ديگران براي حل مسائل منطقي دارند ديرتر و به سختي هيپنوتيزم مي شوند. بارنت (Barent,1981) ، اظهار نموده كه نيمكره راست هشياري (Consciousness) فرد را تحت سلطه خود دارد و بطور غير مستقيم تأثير در آگاهي (Awarness) دارد. چن، دوركين وبلوم كوئيست (Chen,Dworkin & Bloomquist,1981) عنوان نموده اند كه نيمكره چپ در هشياري نرمال (Normal Consciousness) مسلط هستنند و بيشتر فعاليت دارند حال آنكه نيمكره راست به نسبت فعاليت بيشتري را در حالت تغيير يافته آگاهي دارد. ميلر (Miller,1979): وقتي يك محرك قوي، جاذب و ثابت بكار برده مي شود، براي مثال محركي مثل كريستال براي خيره كردن چشم، اين باعث كاهش و ساكن شدن فرايند تداعيات وارتباطات در كورتكس حسي مي شود. اين حالت باعث و عامل تجزيه و انفكاك (Dissociation) و كاهش و نقصان در فعاليت هاي جسماني مي شود. به عبارت ديگر ساكن شدن ارتباطات در مراكز حسي كورتكس باعث كاهش در فعاليت هاي جسماني مي شود. تعداد قابل توجهي از محققين اظهار داشته اند كه هيپنوتيزم يك حالت تغيير يافته از هوشياريست (An altered state of Consciousness). هيلگارد (Hilgard, 1986) ، در زيربناي تئوريك هيپنوتيزم به لحاظ ذهني اظهار مي كند كه هيپنوتيزم يك وضعيت تجزيه يا انفكاك در هشياري ايجاد مي كند. اين انفكاك شامل يك شكاف در فرآيندهاي رواني شده و آن را به دو شق يا قسمت از آگاهي در مي آورد. يكي از اين دو بخش در ارتباط با هيپنوتيزم كننده و محيط و جهان بيرون است و بخش ديگر مربوط به دنياي درون و ناظر دروني(Hidden Observer) است. هيلگارد اعتقاد دارد كه اثرات هيپنوتيزم محصول اين هشياري تفكيك شده است. براي مثال زماني كه سوزني به دست سوژه هيپنوتيزم شده فرو مي رود و به سوژه گفته مي شود كه او كاملا'' نسبت به درد بدون واكنش باقي مي ماند يا اصلا'' دردي را احساس نمي كند، واقعيت اينست كه آگاهي بيروني يا آگاهي مرتبط با هيپنوتيزم شونده مي گويد كه دردي احساس نمي كند، و از آنجائيكه بين هشياري شكاف افتاده احساس درد نمي تواند به آگاهي دروني به دليل انفكاك منتقل شود و در نتيجه دردي احساس نمي شود. در واقع آگاهي بيروني تحت تأثير حرف هاي هيپنوتيزم شونده است. امواج مغز تغييرات در هوشياري رابطه بسيار نزديكي با تغييرات الكتريكي در مغز دارد. همانگونه كه مي دانيم فعاليت هاي الكتريكي در مغز در چهار نوع يا شكل كلي نمايش داده مي شود: 1- داري و هوشياري كامل - امواج 13 تا 24 سيكل در ثانيه (بتا Beta) 2- حالت ريلكس جسماني - امواج 8 تا 12 سيكل د رثانيه (آلفا Alpha) 3- حالت خواب سبك - امواج 4 تا 7 سيكل د رثانيه (تتا Teta) 4- حالت خواب سنگين-امواج 4 سيكل در ثانيه (دلتا Delta) - مطالعات نشان داده كه هنگام هشياري يا هنگام حل مسائل رياضي يا تفكرات، امواج (بتا) فعاليت مسلط دارند. - هنگام استراحت و آرامش امواج (آلفا) فعاليت مسلط دارند. - در روياهاي روزانه و يا تخيلات، هشياري كاهش مي يابد. در واقع خيال بافي شايد يكي از خواصش اين باشد، كه قدري انسان را از فشارهاي استرس زا ي زندگي رهايي بخشد. در توهم آگاهي كاملا'' قطع مي شود. قطع كامل از واقعيات زندگي. كيفيت توهم، در هيپنوتيزم و بيماران رواني فرق دارد در حالت هيپنوتيزم حالتي شبيه به شبه توهم (Psudohallucination) دارد. - بررسي هاي انجام شده نشان داده كه در عميق ترين درجات هيپنوتيزم درصدي آگاهي وجود دارد. - حتي در خواب عميق معمولي يا حتي بيهوشي به همين صورت درصدي آگاهي وجود دارد(Rymer, 1987). براي مثال برخي از محرك هاي خاص ممكن است در حالت خواب عميق يا حتي بيهوشي شنيده شوند. مادر، در خواب عميق متوجه كوچكترين سر و صداي فرزند نوزاد خود مي شود، حال آنكه شايد هرگز متوجه رعد و برق شديد نشود (Bernnet, 1982) - بعضي ازافرادي كه در بيهوشي عميق قرار داشتند، بعد از بيرون آمدن از بيهوشي برخي از حرفهاي پزشكان را عنوان مي نمودند و اين نشاندهنده درصدي آگاهي بوده است (Rymer) - هيپنوتيزم خواب نيست، بيهوشي هم نيست، بلكه حالتي شبيه به خواب آلودگي است. در قويترين درجات هيپنوتيزم درصدي آگاهي وجود دارد و فرد مي داند چه مي كند و چه اتفاقي مي افتد. - در هيپنوتيزم سبك امواج آلفا و در هيپنوتيزم عميق امواج بين تتا و دلتا گزارش شده است. اصول هيپنوتيزم خطرات و عوارض احتمالي هيپنوتراپي: اين درست است که هيپنوتيزم يکي از سالمترين و بي خطر ترين ابزارهاي Alternative Medicine است اما نبايد با ساده انگاري از خطرات بالقوه اي که در کاربرد نامتناسب آن وجود دارد غافل باشيم در واقع پزشک در کاربرد هيپنوز براي درمان بيماران مانند هر روش و ابزار ديگري بايد کاملا از نحوه کاربرد موارد استفاده و موارد منع استفاده آن آگاه باشد . در استفاده از هيپنوتيزم در هيچ گروه تشخيصي از مردم هيچ کنتراانديکاسيوني وجود ندارد بجز آنهايي که از Paranoid disorder ياschizophreniaParanoid رنج مي برند .واين بخاطر اين نيست که هيپنوتراپي واقعا خطرناک باشد وبه بيماران صدمه برساند بلکه به دليل اين است که فرد پارانوئيد درک درستي از آن ندارد ... به صراحت مي توان گفت وقتي هيپنوز را يک پزشک آموزش ديده با تجربه شايسته داراي شرايط لازم بکار ببرد هيچ خطري براي بيمار ندارد حتي نه براي سايکوتيکها و نه ساير اختلالات شخصيتي. اما يک اخطار بزرگ و حياتي اين است که تنها وتنها خطر واقعي هيپنوتراپي زماني است که آن را يک هيپنوتيزور غير ماهر و بي صلاحيت انجام دهد . Hypnosis is not a party game... خود هيپنوتيزم: خود هيپنوتيزم طريقي است براي نگرش به درون , رجعتي است به خويشتن خويش و با استفاده از خلسه هيپنوتيزمي انسان بينشي عقلاني و احساسي نسبت به خود پيدا مي كند . افرادي كه هيپنوتيزم درماني را بكار مي برند معتقدند كه ريشه بيماريهاي رواني انسان در نوعي نگرش منفي نسبت به خود محيط و آينده است و نوروز ها از طريق نوعي نگرش منفي نسبت به خود ايجاد مي شود. درمان اين بيماريها بوسيله خود هيپنوتيزم ودادن تلقينات سازنده و عقلاني به خود ممكن است. خود هيپنوتيزم خود تلقيني يا تلقين به نفس است . در اصل همه هيپنوتيزم ها از نوع خود هيپنوتيزم هستند و اگر فرد خودش نخواهد در حالت خلسه قرار گيرد اين غير ممكن است. در دگر هيپنوتيزمي فردي ديگر با مهارت خود سوژه را راهنمايي مي كند تا در شرايط خلسه قرار گيرد و سپس تلقينات لازم را به او مي دهد.در خود هيپنوتيزم خود فرد نقش اين راهنما را بازي ميكند و فرايند درماني را خودش اداره مي كند . در خود هيپنوتيزم اهميت تصوير سازي به مراتب از تمركز كه در دگر هيپنوتيزمي استفاده مي شود بيشتر است . در بيشتر روشهاي درماني هيپنوتراپي , خود هيپنوتيزم جزئي از برنامه درماني است . استفاده از اين روش در درمانها به منظور افزا يش اعتماد به نفس , افزايش اميد به درمان , سرعت بخشيدن به بهبودي كنترل اضطراب و كسب آرامش ايجاد سازگاري با بيماري و پذيرش آن و راه بهبود آن ،افزايش كيفيت زندگي بيماران , كاهش و تسكين درد و ... انجام ميشود. همچنين به منظور افزايش قدرت حافظه و يادگيري، افزايش قدرت تمركز و مهارتهاي اجتماعي ونيز كسب موفقيتهاي مختلف در زندگي و... به طور گسترده در بين افراد جامعه به خصوص دانش آموزان و دانشجويان قابل استفاده است . تصورات غلط در مورد هيپنوتيزم: تصورات غلطي كه در هيپنوتيزم در جامعه وجود دارد سد مهمي را در راه پيشرفت علمي آن در جامعه به وجود آورده است .از جمله اين تصور كه هيپنوتيزم نوعي خواب است. در حالي كه تحقيقات مختلف نورولوژيك نشان مي دهد كه امواج مغز در هيپنوتيزم با خواب متفاوت است علاوه بر آن ازنظر سايكولوژيك هم خصوصيات فرد هيپنوتيزم شده با فردي كه به خواب رفته است متفاوت است . تصورات غلط ديگر مانند اعتقاد به اينكه در حالت هيپنوتيزم فردكنترل رفتاري خود را از دست مي دهد و تحت تسلط هيپنوتيزور قرار مي گيرد يا افرا د كند ذهن هيپنوتيزم مي شوند يا اينكه فرد هيپنوتيزم شده ممكن است بيدار نشود يا اينكه افراد ساده لوح زودتر هيپنوتيزم مي شوند و صدها تصور غلط ديگر . در حالي كه حقايق علمي نشان مي دهد افرادفقط در صورت تمايل مي توانند هيپنوتيزم شوند و در حين هيپنوتيزم در صورتي كه تلقينات ارئه شده با اعتقادات آنها مخالف باشد به راحتي در مقابل آن ايستادگي مي كنند و در هر مرحله از هيپنوز در صورت تمايل مي توانند ازحالت خلسه خارج شوند . همچنين مشخص شده كه برعكس تصور حاكم , افراد با هوش هيپنوتيزم پذيري بالاتري نسبت به بقيه افراد جامعه دارند . خلاصه آنكه مدارك علمي فراواني وجود دارد كه بسياري از اين تصورات غلط را به صورت علمي رد مي كند . آيا همه افراد قابل هيپنوتيزم شدن هستند ؟ تحقيقات و مشاهده علمي جديد در زمينه هيپنولوژي اطلاعات خيلي بيشتري در دسترس ماقرار داده است . با توجه به متدهاي جديد متنوعي كه در دسترس قرار گرفته اند , تصور مي شود در اكثريت عظيمي از افراد بشر قابليت هيپنوتيزم شدن وجود داشته باشد . در هيپنوتيزم از روشهاي بدون كلامي مي توان استفاده كرد و به اين ترتيب حتي افراد كر و لال هم هيپنوتيزم شده اند .اين مسئله اين اهميت را دارد كه براي مقاصد درماني لزوماًنيازي به خلسه هاي عميق هيپنوتيزمي نيست و با درجاتي از آرميدگي كه براي تمام افراد به سادگي قابل دسترسي است, امكان درك و قبول تلقينهاي درماني در رفتار و اعمال آنها امكان پذير است. براي انجام يك جلسه هيپنوتراپي چه امكانات و زماني صرف مي شود ؟ هيپنوتراپي در بسياري از بيماريهاي مزمن هزينه هاي درماني را كاهش مي دهد زيرا هيپنوتيزم باعث كاهش طول دوره درمان مي گردد. مدت جلسات هيپنوتيزمي به عوامل مختلفي بستگي دارد از جمله نوع بيماري ,خصوصيات هيپنوتيزمي بيمار ,روشهاي مورد استفاده توسط درمانگر وغيره . اما استفاده از هيپنوتيزم در درمان ممكن است بين چند ثانيه تا حدود يك ساعت وقت بگيرد .حتماً لازم نيست فرد به طور كلاسيك مراحل ايجاد خلسه را طي كند. در بعضي از موارد بيمار بدون اينكه خودش متوجه شود يا تغييري در وضعيت او ايجاد گردداز پديده هاي هيپنوتيزمي استفاده مي شود. روشهاي ساده اي وجود دارد كه همه افراد مي توانندبه طور روزمره از آنها در افزايش عملكردهاي خود ودرمان بيماريها استفاده كنند . براي مثال : قبل از به خواب رفتن در رختخواب طاق باز دراز بكشيد , تمام بدنتان را كاملاً رها كنيد دستها و پاها از همديگر جدا باشند , به آرامي ده نفس عميق بكشيد و در حين اين عمل كم كم خود را در فضاي آرامش بخش مثل كنار دريا يا جاي سرسبزيامحل دلخواه تصوركنيد. در صورتي كه اين مراحل را به خوبي انجام داده باشيد به آرامش عميق مي رسيد , در اين شرايط تلقينات مناسب را مي توانيد به خود بدهيد. ريلکسيشن(خود هيپنوتيزم) مقدمه: تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است . مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است . مراحل يازده گانه: 1>شروع خواب مصنوعي> مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود. 2>رها سازي پاها> ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .) 3>رها سازي تنه> يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند) 4>رها سازي دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها . 5>رها سازي کتفها و بازوها> کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است . 6>رها سازي سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است . 7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد . 8>پاکسازي آلودگيها> در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد . 9>افزايش کيفيت آرامش> تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ،میگناiirخورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است). 10>تلقين خواسته ها> اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان. 11>بيدار شدن از خواب مصنوعي> آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.) نکاتي بيشتر: > تقسيم کردن بدن به اجزاي بيشتربدين منظور است که عمل تن آرامي به آساني امکانپذير شود .زيرا مغز فرمانهاي جزئي را سريعتر از فرمانهاي کلي به اجرا مي گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنيد تا به مرحله مفيد و موثر تن آرامي برسيد. > مثالها ، ترتيب و جملاتي که در اين مراحل آورده شده بود بي شک ثابت نيستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که مي توانيد قوه تخيلتان را به کار بگيرد .طبيعتا پس از انجام يکي دو بار مي توانيد متناسب سيستم روحي ، جسمي و نيازهاي خود آنها را تغيير دهيد و سعي کنيد تمام مراحل را براي خود سفارشي(Customize)کنيد . > با توجه به تکنيکهاي NAC (علم تداعي عصبي شرطي ) در ابتداي مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادي مي کنيد در ذهن خود تصور کنيد مثلا دست چپتان را مشت کرده ايد . بعدها در مواقع ضروري ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشين و محيطي شلوغ يا پرتنش که شما اين کار يعني مشت کردن دست چپتان را انجام دهيد و چشمهايتان را ببنديد ، بلافاصله احساس آرامش مي کنيد و امواج آلفا ، مغز شما را شاد مي کنند. > در ضمن ذکر اين نکته نيز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نيست که آنها را به زبان بياوريد بلکه بايد طوري بيان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فرياد کند. > مي توانيد جملات مورد نظر را با تنظيم زمانبندي مناسب ،همراه موسيقي اي ملايم بر روي يک نوار کاست ذخيره کرده و از آن در حين انجام دادن مراحل استفاده کنيد . > مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه براي عوض کردن اجتماع يا آدمهاي اطرافتان نيست بلکه روشي است تا شما را با روحتان آشتي دهد و قدرتهاي نامتناهي اي که خداوند متعال در اختيارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسيله آنها بتوانيد در برابر محيط ، موقعيتها ، فرصتها و افراد پيرامونتان بهترين تصميم و عکس العمل را به کار بنديد ... در پایان شما هر طور كه بخواهید ، همانطور خواهید شد! در جهان پهناور ذهن، به همان صورتی كه شما فكر می كنید، نیروهای محركه و انگیزه دهنده شما، به همان گونه سرنوشت شما را رقم خواهند زد ؛ شما به طریقی خواهید رفت كه به آن باور دارید و تا موقعی كه زنده هستید، اراده شما بی صدا نخواهد گشت. پس در تمام جریان زندگی خود به این كلام هوشمندانه توجه داشته باشید: هرگونه كه فكر كنم ، همان گونه زندگی خواهم كرد. منابع : -تسواك اشتفان، مترجم منصوري ذبيح الله (1370)، كاشف هيپنوتيزم، دفتر نشر فرهنگي Weiten. W.(1989), Psychology,Themes And Variations, Books/cole Publishing Company California. Shirimali. N. D(1985),Practical Hypnosis, Khari Daoli,Delhi. Ousby. J. W(1967), The Teory And Practice. Hypnosis, Thorsons Publishers Limited, North Amptonshire -هاشم دهقان پور فراشاه. پارامترهای صحیحی بر دانش هیپنوتیزم و مانیه تیزم. ؟، ؟. -ویکی پدیا - رشد و تبيان