ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 28 خرداد 1401 ساعت 18:24 https://www.migna.ir/news/59145/کودک-آزاری-یا-مرگ-خاموش -------------------------------------------------- عنوان : کودک آزاری یا مرگ خاموش -------------------------------------------------- متن :  ژیلا فرخی روانشناس و مشاور خانواده در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت : خشونت علیه کودکان اگرچه در نگاه اول، پدیده ای فردی به نظر می رسد اما با توجه به پیامدهای سوء ان که در نظم و سلامت جامعه اختلال و آشفتگی ایجاد می کند و منشا بسیاری از رفتارهای انحرافی همچون سوء مصرف مواد و الکل، روسپیگری، فرار از خانه، رفتاهاری بزهکارانه و جرایم جنسی، ارتکاب خشونت علیه کودکان و همسر و آمادگی برای تحمل روابط خشونت آمیز در زندگی زناشویی است، اقتضاء می کند که این معضل را جزو آسیب های اجتماعی بسیار جدی به شمار آوریم. دکتر ژیلا فرخی گفت: فقدان آمار دقیق در این زمینه در کشور ما به منزله عدم وجود این معضل و مشکل اجتماعی نیست، بلکه نشان از بی توجهی ما به این آسیب اجتماعی است. چرا که درج مطالب زیادی در جراید، گزارش های پزشکی قانونی، آمارهای منتشر شده از سوی انجمن حمایت از حقوق کودکان و بالاخره راه اندازی و توسعه خط کودک آزاری توسط سازمان بهزیستی مبین این واقعیت تلخ است که این معضل اجتماعی به دلیل اینکه عمدتا در محیط خانواده و از سوی اعضای خانواده و بستگان صورت می گیرد به طور پنهان در جامعه ما رواج دارد و هر ساله از میان کودکان معصوم و بی گناه قربانی می گیرد. ایشان اظهار کرد: ارزش و اهمیت دوران کودکی بر کسی پوشیده نیست و گفتار در باب اثرگذاری مرحلۀ کودکی بر دوران های پسین زندگی، کسی را با تعجب و برانگیختگی مواجه نمی سازد. به عبارت دیگر، اگر فرد دوران کودکی سالم و بهنجاری را پشت سر بگذارد، برآیند زندگی آتی وی نیز شرایط مطلوب و مساعد خواهد بود. بالعکس اگر افراد دوران کودکی پر از تنش و همراه با آسیب را از سر گذرانده باشند، احتمالا ً در آینده نیز آسیب پذیر و آسیب رسان خواهند بود. این دوران پراهمیت، نخست در درون نظام خانواده شکل می پذیرد. به همین مناسبت، گفته می شود که خانواده «اساسی ترین نهاد جامعه پذیر کردن» کودکان به ویژه در سال های «حساس اولیۀ زندگی» است. درواقع، مهمترین اشخاصی که در زندگی کودک نقش دارند و باید داشته باشند، والدین کودک هستند. ازاین روخانواده مهمترین عمل تعیین کننده در حمایت از کودک است. عکس این موضوع نیز صادق است؛ یعنی با توجه به محوری بودن نقش خانواده در زندگی کودک، این نهاد نخستین می تواند به کانون خشونت، آزار، تبعیض و بهره کشی از کودک تبدیل شود. باوجود اینکه نقش خانواده همچون شمشیری دو لبه است تا یکی دو دهه قبل، تصور همگان یا به عبارت دقیق تر غالب کثیری از افراد بر این بود که خانواده «بهترین» و «امن ترین» فضا برای زندگی و رشد و شکوفایی کودکان است؛ اما نتایج مطالعات نشان می دهد که نه تنها خانواده های «مسئله دار» بلکه خانواده هایی که به ظاهر«معمولی» یا «مطلوب» به نظر می آیند هم ممکن است نسبت به کودکان خود بدرفتاری یا سوء رفتار داشته باشند. این روانشناس در ادامه گفت: قرار گرفتن در یک محیط خانوادگی توام با استرس یا در معرض خطر آزار و اذیت بودن می تواند مانع رشد  جسمی و فکری کودک  شود. کودکی که تحت مراقبت قرار نگیرد، در معرض سوء تغذیه و بیماری قرار دارد و برای یادگیری انگیزه و آمادگی کمتری خواهد داشت .این کودک نمی تواند خود را با با مدرسه تطبیق دهد ترک تحصیل و افت تحصیلی در او بیشتر دیده می شود و در آینده بیشتر اقدام به بزهکاری و ارتکاب جرایم می نماید. کودکان تحت آزار در کسب مهارت های بنیادی در دامان خانواده دچار مشکل می شوند، مهارت های اصلی فکر کردن را به دست نمی آورند و اعتماد به نفس ضعیفی خواهند داشت و رشد معنوی – اجتماعی مناسبی ندارند. کودک آزاری را به عنوان بدرفتاری روانی، جسمانی یا جنسی نیز تعریف کرده اند. از کودک آزاری به عنوان «مرگ خاموش» یا «پدیدهی خاموش» یاد می شود که همچون کوه یخ، در زیر آب نامرئی و از دیده ها پنهان است. یک جنبه از این «خاموشی» را می توان در فقدان اطلاعات آماری دقیق و منسجم در داخل کشور جُست. البته فقدان داده های کمی موثق در این زمینه، به منزله ی عدم وجود این مسئلۀ اجتماعی نیست بلکه باید گفت که این امر نشان از «بی توجهی ما به این آسیب اجتماعی است». می توان گفت: جراید، گزارش های پزشکی قانونی، تماس های برقرار شده با خط123 (اورژانس اجتماعی) گزارش های آماری جَسته گُریخته از سوی انجمن های حمایت از حقوق کودک و همچنین راه اندازی و توسعه خط کودک آزاری ازسوی سازمان بهزیستی کشور، نمایانگر وجود و وقوع کودک آزاری به شکلی پنهان در سطح جامعه ی ایرانی است. انواع کودک آزاری جنسی دیداری:          قرار دادن کودکان در معرض فیلم و عکس با محتوای جنسی دیده شدن کودکان توسط دیگران در حمام و توالت دیدن روابط جنسی والدین نشان دادن اندام‌های جنسی شنیداری: شوخی‌ها و جوک‌های جنسی اجبار به شنیدن صدای رابطه جنسی لمسی: لمس اندام‌های خصوصی کودک انجام انواع دخول لمس اندام‌های جنسی بزرگسال توسط کودک بهره‌کشی جنسی: ازدواج زود هنگام اجبار به فحشا   دلایل کودک آزاری دلایل موجود در فرد آزار دهنده مانند عدم رشد اخلاقی، تجرد، اعتیاد، انتقام گیری خصوصیات کودک آزار دیده مانند ناتوانی به دلیل سن کم، عقب ماندگی ذهنی و معلولیت، عدم حمایت والدین دلایل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مانند محیط خانوادگی ناآرام و محلات جرم خیز، فقر و اعتیاد اعضای خانواده   اثرات کودک آزاری بر کودک کودک آزاری و بی توجهی اغلب آثاری درازمدت بر روی کودک بر جای می گذارد، زخم هایی که پاک کردن آنها از ذهن و بدن نیز دشوار است. این می تواند تأثیر زیادی بر نحوه مدیریت روابط کودک در بزرگسالی داشته باشد و اعتماد به نفس او را کاهش دهد. کودکان وقتی بزرگ می شوند نمی توانند در مدرسه، کالج یا کار با مشکلات متعددی رو به رو شوند. ناتوانی در ابراز احساسات احساس بی ارزش بودن بدرفتاری با کودک می تواند کشنده باشد بدرفتاری با کودک می تواند رشد و تکامل طبیعی کودک را مختل کند قربانیان بدرفتاری با کودکان ممکن است اعمال خشونت آمیزی را که تجربه کرده اند تکرار کنند عدم انعطاف پذیری و خود کنترلی مشکلات یادگیری و توجه کاهش و عملکرد و مهارتهای شناختی سخن پایانی باتوجه به اثرات نامطلوب تجربه کودک آزاری بر جنبه های مختلف زندگی در آینده میتوان گفت که تمرکز برنامه ها و اقدامات عملی و نظری برای کاهش اعمال خشونت علیه کودکان قبل از هر چیز باید بر نظام خانوادگی و روابط و تعاملات ما بین اعضای خانواده باشد. برای مثال، سطح مهارت های اجتماعی اعضای خانواده به ویژه والدین را افزایش دهند یاعواملی که سبب ساز بروز مشاجرات و تعارضات خانوادگی را رفع یا کاهش دهند. نکتۀ قابل تأمل این است که با توجه به بافت فرهنگی جامعه ی ایرانی-اسلامی و ریشه دار بودن روحیۀ مذهبی در میان خانواده های ایرانی می توان از آموزه های دین مبین اسلام در حوزه ی نحوۀ تعاملات و کنش های ما بین والد-والد و والد-کودک بهره برد. آموزه های که با نظر گرفتن ظرافت های ویژه و توجه به خلقیات کودک-بزرگسال و حقوق و تکالیف این دو در برابر هم می تواند کارآمد و کاهش دهنده ی مشاجرات مابین اعضای خانواده و متعاقبا بروز تعاملات سازنده باشد. بدین ترتیب، می توان گامی موثر در جهت کاهش کودک آزاری در جامعه برداشت. علاوه بر این، اقداماتی نیز م یتواند در سطوح حاکمیتی و دولتی انجام پذیرد. از جمله آن ها این است که قوانینی به روز و جامع در راستای حمایت از قشر کودکان در نظام حقوقی جامعه تصویب و به اجرا درآید تا بدین طریق کودک آزارگران چه در سطح خانوادگی و چه در سطح بیرونی به جزا و کیفر اعمال خشونت آمیز خود برسند. درنهایت باید بدین نکته اذعان کرد که کودک آزاری، در مقام یک مسئله اجتماعی «بی نهایت پیچیده و پراکنده» قابل طرح است. بعد از شناسایی مهمترین علت های بروز چنین پدیده ی پیچیده ای می توان گام های بعدی را برداشت. گام هایی که باید در راستای پیشگیری و آگاه سازی و حساس سازی و ارائه روش های حمایتی از کودکان آزاردیده تنظیم شود و حجم فعالیت های عملی و علمی دقیق و مدون در این جهت را افزایش داد.