ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 15 خرداد 1394 ساعت 15:58 https://www.migna.ir/news/31325/زندگي-پشت-حصار-بدبيني -------------------------------------------------- احتياط تا کجا شرط عقل است؟ عنوان : زندگي پشت حصار بدبيني -------------------------------------------------- روانشناسان براي تشخيص اختلال شخصيت پارانوييد به صرف بدبين بودن فرد اکتفا نمي کنند و چند ملاک ديگر را نيز هم زمان براي تشخيص وجود چنين اختلالي در نظر مي گيرند متن : همه ما اذعان داريم که در اين زمانه محتاط بودن و حالت دفاعي داشتن به ويژه در مقابل افرادي که شناخت زيادي از آنان نداريم، امري معقول محسوب مي شود چرا که آدم هاي ساده لوح همواره در معرض آسيب ديدن هستند و ممکن است از آنها سوءاستفاده شود؛ اما از سوي ديگر کساني هم هستند که اين حد طبيعي از احتياط را رد کرده و تقريبا به همه چيز و همه کس بدبين و بدگمانند، حتي به نزديک ترين افراد يعني اعضاي خانواده يا دوستان صميمي شان. اين دسته فکر مي کنند که ديگران هميشه به دنبال آسيب رساندن به آن ها هستند و اگر به کسي اعتماد کنند، حتما روزي از پشت خنجر خواهند خورد! بسياري از ما در طول زندگي مان با اين دست از افراد رو به رو شده ايم.  انسان هايي که اگر با آن ها وارد گفت وگو شويد براي شما مثال هاي متعددي از خيانت هايي که در طول زندگي با آن مواجه شده اند، خواهند آورد و ممکن است حتي در وهله نخست موفق شوند شما را قانع کنند که تمامي اطرافيانشان بدذات بوده و مرتب در حال توطئه چيني عليه شان هستند. اما احتمالا بعد از گذشت مدت نه چندان زيادي پي خواهيد برد که بسياري از دلايلي که اين افراد براي متهم ساختن اطرافيانشان ارائه مي دهند، غيرواقع بينانه است.اگر اين اطلاعات را با يک روانشناس باليني يا روانپزشک در ميان بگذاريد، او به شما خواهد گفت که احتمالا با يک فرد مبتلا به اختلال شخصيت «پارانوييد» يا کج خيال و بدبين سر و کار داريد.   نشانه هاي تشخيص اين اختلال چيست؟ روانشناسان براي تشخيص اختلال شخصيت پارانوييد به صرف بدبين بودن فرد اکتفا نمي کنند و چند ملاک ديگر را نيز هم زمان براي تشخيص وجود چنين اختلالي در نظر مي گيرند که در ادامه با زباني ساده به برخي از آن ها اشاره خواهيم کرد: * بدون دليل کافي ظن مي برد که ديگران به دنبال آزار يا آسيب رساندن به او هستند. * وفادار بودن دوستان و اطرافيانش را بدون دليل منطقي زير سوال مي برد. * تمايلي به اعتماد کردن به ديگران ندارد؛ چون فکر مي کند از اطلاعاتي که در اختيارش مي گذارند عليه او استفاده خواهند کرد. * در رفتارهاي عادي افراد، تهديد يا معنايي پنهاني مي يابد. * کينه توز است و هيچ گونه اهانت، بي اعتنايي يا تحقير را نمي بخشد. * مرتب احساس مي کند که به شخصيتش توهين شده است بدون اينکه ديگران چنين احساسي داشته باشند و مقابل اين احساس واکنش شديد و پرخاشگرانه اي نشان مي دهد. * بدون هيچ دليل موجهي به صورت مکرر به وفاداري همسرش شک مي کند. * اين خصوصيات از اوايل جواني در او بروز پيدا کرده و در طول زندگي کم و بيش باقي مانده است.   علت ابتلا به اين اختلال چيست؟ پس از آن که با نشانه هاي اين اختلال آشنا شديم، اين سوال ايجاد مي شود که چرا اين افراد به اين ميزان بدگمانند و منشاء اين رفتار از کجاست؟ مکتب هاي مختلف روانشناسي به اين سوال پاسخ هاي متفاوتي مي دهند. روانکاوان اين شيوه رفتار را نتيجه «فرافکني» که مکانيسمي دفاعي در روان انسان است، مي دانند. به عبارت ساده تر، روانکاوان بر اين باورندکه فرد مبتلا به اين اختلال احساسات خصمانه اي نسبت به خود دارد و براي دور کردن اين احساس ناخوشايند از خود، آن را به ديگران نسبت مي دهد. روان درمانگران شناختي نسبت به علت اين اختلال نظري متفاوت دارند ومنشاء آن را تعصبات و سوگيري هاي ادراکي - شناختي فرد مي دانند. به عنوان مثال، آنها بر اين باورند که فرد مبتلا به اختلال پارانوييد، تنها به جنبه هايي از يک واقعه توجه مي کند، تنها برخي از خاطرات منفي را به ياد مي آورد و نوع تفسيرش از رويدادها با يک فرد سالم متفاوت است.متخصصان طرح واره درماني نيز در اين باره نظريه اي دارند و مشکل بدبيني را ناشي از الگوهاي ناکارآمد و ناسازگاري مي دانند که در اثر تجربيات متناقض دوران کودکي شکل مي گيرد. آنچه نظر اغلب روانشناسان را درباره علت ابتلا به اين اختلال نزديک مي کند، تاثير محيط و تربيت در دوران کودکي و نوجواني افراد است. بدون شک شيوه هاي تربيتي ناکارآمد و رفتار نادرست والدين، متوليان آموزش و ساير افرادي که به طور مستمر در رابطه با کودک و نوجوان هستند، نقش اساسي در ابتلاي افراد به اين اختلال در بزرگسالي دارند.   اختلال شخصيت پارانوييد چگونه شکل مي گيرد؟ فرد مبتلا به اختلال پارانوييد اغلب در کودکي فردي تنها، حساس و با رفتار و روحيه اي عجيب و غريب بوده است. اودر کودکي از روابط محدودي برخوردار بوده و احتمالا توسط ديگر بچه ها مورد تمسخر واقع مي شده است. علاوه بر اين، حداقل يکي از والدين وي، فردي بي عاطفه، سختگير و تحقيرکننده بوده است. در نتيجه، در همان کودکي اين پيام به او القا مي شود که آنها مرتکب خطا شده اند و سزاوار مجازات هستند. بنابراين افراد مبتلا به اين اختلال در بزرگسالي نيز منتظر حمله و سوء استفاده از سوي اطرافيان خود هستند و همزمان اين پيام را به محيط خود ارسال مي کنندکه آنها افرادي «متفاوت از ديگران»، «عالي» و «تنها» هستند. براي آنکه به فهم تناقض آشکار ميان «عالي» بودن فرد مبتلا به پارانوييد و احتمال اينکه از سوي ديگران مورد تمسخر واقع شود، نائل آييم، بايد بدانيم که اين فرد گمان مي کند چون فردي «عالي» است، ديگران چشم ديدن او را ندارند و در نتيجه او را مسخره مي کنند.   احتياط؛ خطر اشتباه گرفتن نزديک است! هر شک و بدبيني ناشي از اختلال شخصيت پارانوييد نيست. ممکن است بسياري از ما اين تجربه را داشته باشيم که پس از تجربه يک بي وفايي يا بدرفتاري از سوي اعضاي خانواده، همسر يا يک دوست، نسبت به کل زندگي و افرادي که با آنها در ارتباط هستيم، بدبين شويم. تفاوت مهم اين اختلال با چنين شرايطي اين است که اين واکنش ها معمولا موقتي و زودگذرند و به يکباره و بعد از يک حادثه در فرد روي مي دهند. با اين وجود کمک گرفتن از يک روانشناس يا مشاور توانا مي تواند در حل سريع تر اين مشکل ياري رسان باشد. گاهي شرايط اجتماعي يک جامعه نيز مي تواند باعث ايجاد بدبيني يا احتياط بيش از حد در گروهي خاص يا اکثريت آن جامعه شود. به عنوان مثال اقليت هاي قومي، فرهنگي، ديني و زباني يک کشور ممکن است در تعامل با اکثريت آن جامعه با احتياط و بدگماني رفتار کنند (برعکس اين رفتار نيز ممکن است توسط اکثريت صورت پذيرد). همچنين پس از بحران هاي شديد اقتصادي و سياسي و در شرايط جنگ و قحطي نيز ممکن است نوعي بدبيني و بي اعتمادي بر اکثريت جامعه حاکم شود. گسترش بدبيني در اين موقعيت هاي اجتماعي را نبايد با شيوع اختلال شخصيت پارانوييد در جامعه برابر دانست. همچنين ايجاد يکباره بدبيني در سالمنداني که در گذشته سابقه اين گونه رفتار را نداشته اند، مي تواند نشانه اي از افسردگي سالمندي يا بيماري آلزايمر باشد.   چند توصيه براي تعامل با شخص بدبين 1- با شخص مبتلا به اختلال پارانوييد نمي توان از راه استدلال براي اشتباه بودن باورش وارد بحث شد؛ چرا که هرگز چنين استدلال هايي را نمي پذيرد. ۲- از مجادله با اين اشخاص پرهيز کنيد و سعي نکنيد افکار آنان را تغيير دهيد. 3 – سعي در مقابله به مثل با آنان نداشته باشيد. 4 – در زمينه هايي که او حساسيت دارد، رفتاري حساسيت برانگيز نداشته باشيد. البته اجتناب افراطي از مواردي که او حساسيت دارد نيز گاه به عنوان دليلي بر تأييد پيش فرض هاي او به شمار مي آيد. 5- رابطه خود را در ديگر زمينه ها با بيمار تقويت و سعي کنيدرضايت خاطر او را در آن زمينه ها فراهم کنيد. مثلا در گفت وگوهاي معمولي و در موضوعات عادي سعي کنيد رابطه خوبي با او برقرار و رضايت خاطر او را فراهم کنيد يا در مورد تصميماتي که ربطي به سوء ظن او ندارد، با او هم انديشي و هم فکري داشته باشيد. 6- بهتر است براي جلوگيري از لوس شدن يا طلبکار بار آمدن بيمار، گاهي که از او ناراحت هستيد، او را با محروميت مواجه کنيد.به هر حال اين اقدامات در اصل درمان کننده اين بيماري نيست. به ويژه اگر با شخصيت پارانوييد مواجه باشيم؛ اما اين گونه اقدامات تا حدي مي تواند از تحريک بيشتر بيمار جلوگيري کند.