ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 15 اسفند 1396 ساعت 10:15 https://www.migna.ir/news/43683/اختلال-احتکار-می-دانید -------------------------------------------------- ترجمه از: هدی بانکی عنوان : از اختلال احتکار چه می‌دانید؟ -------------------------------------------------- انگیزه‌ احتکار هر چیزی می‌تواند باشد ولی نتیجه‌ آن یکسان است. خانه‌ چنین کسانی بسیار شلوغ است و چیزهایی که گردآوری کرده‌اند را روی هم تلنبار می‌کنند. یکی از پیامدهای خانوادگی و اجتماعی اختلال احتکار این است که اعضای خانواده به دلیل شرمندگی از شرایط خانه‌شان، در خانه مهمانی نمی‌گیرند. متن : ميگنا: اختلال احتکار دشواری در دور انداختن چیزهایی است که فرد جزو تعلقات خودش می‌داند و احساس می‌کند نیاز دارد که آنها را نگه دارد. کسی که دچار اختلال احتکار است حتی با فکر اینکه این چیزهای را دور بیندازد، نگران و آزرده خواهد شد. بنابراین چیزهایی را جمع می‌کند که هیچ ارزشی ندارند.   احتکار گاهی چنان شلوغی و انباشتگی در محیط زندگی ایجاد می‌کند که در خانه ممکن است فقط راه باریکی برای عبور باقی بماند. معمولا کابینت‌ها، کمدها، میزها، راه پله‌ها و تمام قسمت‌های دیگر پُر از خرت و پرت‌ها و بهم ریختگی است. اگر در داخل فضای خانه، دیگر جایی برای احتکار باقی نمانده باشد، اشیاء ممکن است در قسمت‌های دیگر خانه مانند گاراژ و حیاط و ... انباشت شوند. احتکار، شدت و ضعف دارد. در برخی موارد ممکن است احتکار تاثیر چندانی روی زندگی‌تان نگذارد، اما در مواردی دیگر می‌تواند تاثیر شدیدی روی عملکردهای روزانه‌‌ی شما بگذارد. آنهایی که اختلال احتکار دارند ممکن است آن را به عنوان مشکل نبینند و همین، درمان را سخت‌تر می‌کند. اما اگر فرد بفهمد که رفتارها و زندگی‌اش چگونه می‌تواند متحول شود و زندگی لذت بخش‌تر و مفیدتری خواهد داشت و این را قبول کند، درمان مناسب و جدی می‌تواند به او کمک کند.   نشانه‌های اختلال احتکار جمع کردن تعداد زیادی از اشیاء، به وجود آمدن تدریجی خرت و پرت‌ها در محیط زندگی و ناتوانی در دور انداختن آنها، معمولا از علائم اولیه‌ اختلال احتکار هستند که معمولا در دوران نوجوانی و سالهای اولیه‌ بزرگسالی خود را بروز می‌دهند. با افزایش سن فرد، او شروع می‌کند به اندوختن چیزهایی که نیازی به آنها ندارد یا فضایی برای‌شان وجود ندارد. در میانسالی، علائم شدیدتر شده و درمان بسیار سخت‌تر خواهد شد. مشکلات ناشی از اختلال احتکار تدریجا بیشتر شده و تبدیل به یک رفتار پنهانی می‌شود. اغلب، جمع آوری خرت و پرت‌ها و تلنبار کردن آنها به جایی می‌رسد که توجه دیگران را هم جلب می‌کند. جمع شدن وسایل بی‌ارزش باعث می‌شود اتاق‌ها قابل استفاده نباشند. بی‌اراده بودن، وسواس در انجام کارها، اجتناب از معاشرت با دیگران، امروز و فردا کردن و مشکل داشتن در برنامه ریزی و سازماندهی از ویژگی‌ها معمول افراد دچار اختلال احتکار است. جمع آوری افراط گونه‌ اشیاء و اجتناب از دور ریختن آنها منجر به موارد زیر می‌شود: . تلنبارهای آشفته یا توده‌ای از چیزهایی مثل روزنامه، لباس، کاغذها، کتاب‌ها یا هر چیز دیگر. . اشیاء آنقدر موجب شلوغی می‌شوند و فضا را اشغال می‌کنند که تقریبا دیگر قابل استفاده نیستند، مثلا دیگر نمی‌توان در آشپزخانه آشپزی کرد یا از حمام و دستشویی استفاده کرد. . اختلاف و درگیری با کسانی که سعی می‌کنند بهم ریختگی‌ها را جمع کنند یا خرت و پرت‌های بی‌مصرف را از خانه بیرون کنند بوجود می‌آید . مشکل در سازماندهی و مرتب کردن باعث می‌شود چیزهای مهمی لا به لای خرت و پرت‌ها گم شوند. ▫️معیارهای DSM 5 برای اختلال احتکار - فرد همیشه به سختی می‌تواند چیزهایی که دارد را دور بریزد یا از آن‌ها جدا شود. فرقی نمی‌کند که آن‌ها با ارزش باشند یا نباشند. - دلیل این مشکل این است که فرد احساس می‌کند باید چیزهایی که دارد را برای روز مبادا نگه دارد. از سوی دیگر می‌خواهد از رنج و دیسترس ناشی از دور ریختن آن‌ها خودداری کند. - ناتوانی از دور ریختن چیزها، کم‌کم به تعداد آن‌ها می‌افزاید و باعث شلوغ شدن و انباشته شدن آن‌ها در اتاق‌ها و دیگر بخش‌های خانه شود. به ویژه در جاهایی که رفت و آمد و دیگر کارهای روزمره در آن انجام می‌شود. به همین دلیل است که اتاق نشیمن تبدیل به یک انباری بی‌نظم و ترتیب می‌شود. اگر مکان‌های مهم خانه خلوتند برای این است که فرد دیگری آن بخش‌ها را تمیز و مرتب می‌کند. ▫️- احتکار باعث می‌شود در عملکرد اجتماعی، شغلی، خانوادگی و دیگر بخش‌های مهم زندگی فرد، رنج و نابسامانی پدید آید. -احتکار کردن و انبار کردن به دلیل مشکلات جسمانی و عارضه‌ی پزشکی نباشد. برای نمونه با آسیب مغزی، بیماری قلبی و عروقی و سندروم پریدر – ویلی قابل توجیه نباشد. - دلیل احتکار کردن با اختلال دیگری قابل توجیه نباشد. (برای نمونه: احتکار به خاطر وسواس‌های مرتبط با اختلال وسواسی – اجباری، کاهش انرژی در اختلال افسردگی عمده، دیلوژن‌ها در اسکیزوفرنی یا دیگر اختلالات سایکوتیک، نقص‌های شناختی در اختلال نوروکوگنیتیو شدید، محدودیت علاقه در اختلال طیف اوتیسم). این اختلال می‌تواند با برخی از اختلال‌‌های روانی دیگر همایندی یا Comorbidity داشته باشد. افرادی که اختلال احتکار دارند اشیاء را جمع می‌کنند چون: . باور دارند این چیزها خاص بوده و در آینده به آنها نیاز پیدا خواهند کرد. . این اشیاء دارای خاطرات احساسی بوده و داشتن آنها یادآور روزهایی خوش یا افرادی خاص در گذشته است. . این اشخاص وقتی میان چیزهایی که جمع کرده‌اند هستند، بیشتر احساس امنیت و آرامش می‌کنند. . آنها دوست ندارند چیزی را هدر بدهند. اختلال احتکار با کلکسیون داری فرق دارد افرادی که کلکسیون دارند، مثلا تمبر یا اتومبیل، آگاهانه و سنجیده چیزهایی را جستجو می‌کنند، آنها را دسته بندی می‌کنند و کاملا با احتیاط و سلیقه آنها را در معرض نمایش می‌گذارند. حتی اگر کلکسیون‌ها بزرگ باشند، بهم ریخته نبوده و اسباب زحمت کسی نیستند. ▫️انواع فرعی اختلال احتکار ۱- احتکار کتاب (bibliomania) : عبارت است از جمع آوری کتاب تا حدی که روابط اجتماعی یا سلامت فرد به خطر بیفتد. این افراد کتاب هایی را نگه می دارند که اصلا به دردشان نمی خورد. این افراد از یک کتاب چندین نسخه می خرند یا تعداد کتاب هایی که می خرند بیشتر از آن است که بتوانند بخوانند. ۲- احتکار حیوانات: این افراد تعداد زیادی حیوان در خانه ی خود نگه می دارند بدون آنکه بتوانند خانه خود را تمیز نگه دارند یا از این حیوانات به خوبی رسیدگی کنند. این افراد به حیوانات خود به شدت علاقه دارند. ۳- احتکار اطلاعات: این افراد هر چه را به دستشان می رسد، می خواهند نگه دارند، از دوستان و آشنایان خود دایم فایل های مختلف می گیرند و آنها را در هارد دیسک خود ذخیره می کنند. آنها اطلاعاتی را ذخیره می کنند که هرگز به آنها رجوع نخواهند کرد. آنها اطلاعات را حذف نمی کنند و اگر اطلاعات به طور اتفاقی حذف شود به شدت ناراحت و مضطرب می شوند. توضیح بیشتر احتکار حیوانات افرادی که حیوانات را احتکار می‌کنند ممکن است دهها و یا حتی صدها حیوان خانگی را جمع آوری کنند. این حیوانات در داخل یا بیرون خانه محصور می‌شوند. این حیوانات به این علت که تعدادشان زیاد است معمولا به خوبی نگهداری و مراقبت نمی‌شوند. سلامت و امنیت فرد و حیوانات در معرض خطر است زیرا وضعیت غیر بهداشتی بر آنها حاکم است. چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد اگر شما یا یکی از افراد خانواده‌تان علائم اختلال احتکار را دارید باید هر چه زودتر با یک روانپزشک یا روانشناس حرفه‌ای وقت مشاوره بگيريد. علت ابتلا به اختلال احتکار چیست؟ علت دقیق اختلال احتکار هنوز مشخص نیست. ژنتیک، عملکرد مغز و حوادث استرس برانگیز زندگی عواملی هستند که مطالعاتی روی آنها در حال انجام است. نزدیک به نیمی از کسانی که به اختلال احتکار و انبار کردن دچار می‌شوند در خانواده‌ای زندگی کرده و رشد یافته‌اند که یکی از اعضای آن دچار این اختلال بوده است. ناتوانی در تصمیم‌گیری یکی از ویژگی‌های کسانی است که دچار این اختلال هستند. بیش‌تر این افراد می‌گویند که احتکار را پس از یک رویداد تروماتیک یا استرس‌زا (مانند مرگ یکی از عزیزان یا جنگ) آغاز کرده‌اند. نزدیک به ۷۵ درصد افراد دچار اختلال احتکار یک اختلال خلقی یا اضطرابی همایند نیز دارند. ریسک فاکتورها احتکار معمولا از سنین 11 تا 15 سالگی شروع شده و با بالا رفتن سن، شدت می‌گیرد. احتکار در سنین بالا شایع‌تر از سنین جوانی است. ریسک فاکتورهای شامل: . شخصیت خیلی از افرادی که اختلال احتکار دارند دارای خلق و خو و روحیه‌ی بی‌اراده و ناقاطع هستند. . سابقه‌ خانوادگی اگر یکی از افراد خانواده اختلال احتکار داشته باشد، احتمال اینکه عضو دیگری از خانواده نیز دچارش شود زیاد است. . حوادث استرس برانگیز زندگی عده‌ای از افراد بعد از تجربه‌‌ای استرس زا در زندگی که غلبه بر آن برای‌شان دشوار بوده است دچار اختلال احتکار می‌شوند، مثلا مرگ یکی از عزیزان، طلاق، رانده شدن از خانه یا از دست دادن خانه و ... در آتش سوزی. عوارض اختلال احتکار اختلال احتکار می‌تواند عوارض گوناگونی داشته باشد شامل:پ . افزایش احتمال افتادن وسایل . آسیب هنگام جایجایی اشیاء یا افتادن آنها . اختلافات خانوادگی . تنهایی و کناره گیری از اجتماع . شرایط غیر بهداشتی که برای سلامتی ضرر دارد . خطر آتش سوزی . عملکرد کاری ضعیف . مشکلات حقوقی مانند بلند کردن مستاجر و بازپس گرفتن خانه بسیاری از افرادی که اختلال احتکار دارند ممکن است دچار اختلال‌های روانی دیگری نیز باشند، مانند: . افسردگی . اختلال اضطرابی . اختلال وسواس اجباری یا OCD . اختلال کم توجهی – بیش فعالی یا ADHD پیشگیری چون هنوز علت بروز اختلال احتکار مشخص نیست، راه خاصی برای پیشگیری از آن وجود ندارد. اما درست مانند بسیاری از مشکلات روحی و روانی دیگر، اقدام به درمان در مراحل اولیه می‌تواند به پیشگیری از بدتر شدن این اختلال کمک زیادی بکند.   *توضيحات تخصصي: در كتاب آسیب شناسی روانی بر اساس DSM-5(گنجی ،نشر ساوالان،جلد اول) درباره اختلال احتكار آمده است: افراد مبتلا به اختلال احتکار (Hoarding Disorder)، بطور افراطی اشیاء و اموال را گردآوری می‌کنند. آنها نمی‌توانند یا نمی‌خواهند انبوهی از چیزهای بی‌ارزش و بی فایده را دور بیندازند. این اختلال یکی از شاخه‌های اختلال وسواسی اجباری است. اختلال احتکار می‌تواند زمینه‌ساز بیماریهای جسمی، پایین آمدن کیفیت عملکرد در بخش‌های گوناگون زندگی، فشار مالی و اقتصادی شود. اختلال احتکار بر روی روابط میان فردی به ویژه با اعضای خانواده تاثیر منفی می‌گذارد و فرد را از خانواده و دوستان دور می‌کند. احتکار چیزها در خانه باعث می‌شود برای کارهایی مانند آشپزی، نظافت، راه رفتن در خانه و حتی خوابیدن، فضای کافی باقی نماند.   انگیزه‌ فردی که دچار اختلال احتکار است می‌تواند چیزهای گوناگونی باشد. برخی از افراد گمان می‌کنند که چیزهایی که گردآوری کرده‌اند بسیار ارزشمند است در حالی که چنین نیست. برخی دیگر انجام چنین رفتاری را از دیگر اعضای خانواده‌شان می‌آموزند. پس اختلال احتکار می‌تواند زمینه‌ روانی و ژنتیکی داشته باشد. برخی دیگر از افراد به چیزهایی که گردآوری کرده‌اند دلبستگی دارند و به گفته‌ خودشان هر کدام از آن‌ها یاد و خاطره‌ای آرامش‌بخش را برایشان یادآوری می‌کند. کسانی نیز هستند که گمان می‌کنند چیزهایی که گردآوری کرده‌اند در روز مبادا به کارشان خواهد آمد و از آن‌ها بهره‌ می‌برند. اختلال احتکار در DSM-IV وجود نداشت و در آنجا به روان شناسان بالینی توصیه می شد، اگر احتکار کردن در افراد به سطوح افراطی برسد، می توانند آنها را مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری اعلام کنند، و اگر آنها معیارهای اختلال شخصیت وسواسی- اجباری را نیز داشته باشند، می توانند هم مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری (OCD) و هم مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- اجباری (OCPD) اعلام شوند. در DSM 5 شیوع اختلال احتکار در آمریکا و اروپا حدود ۲ تا ۶ درصد برآورد شده است. برخی از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که این اختلال در مردان بیش از زنان رخ می‌دهد. این در حالی است نمونه‌های بالینی نشان می‌دهند بروز این اختلال در زنان بیش از مردان است. سمپتوم‌های احتکار در گروه سنی ۵۵ تا ۹۴ ساله، سه برابر کسانی است که در گروه سنی ۳۴ تا ۴۴ سال هستند.