ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 7 مرداد 1400 ساعت 18:39 https://www.migna.ir/news/54205/آلبرت-بندورا-روانشناس-مشهور-سن-95-سالگی-درگذشت -------------------------------------------------- ALBERT BANDURA عنوان : آلبرت بندورا - روانشناس مشهور در سن 95 سالگی درگذشت 2021-1925 -------------------------------------------------- آلبرت بندورا، Albert Bandura که یکی از تأثیرگذارترین روانشناسان بزرگ که با نظریات شناخت اجتماعی ، نظریه یادگیری مشاهده‌ای یا مدلینگ ، خودکارآمدی ، تئوری یادگیری اجتماعی ، آزمایش عروسک Bobo ، جبرگرایی متقابل در دنیای روانشناسی مشهور شده بود چشم از جهان فرو بست. متن : به گزارش میگنا آلبرت بندورا (Albert Bandura) اهل کانادا و ایالات متحده آمریکا و از روان شناسان بزرگ جهان در عصر حاضر است. نظریه یادگیری اجتماعی از نظریه های مشهور وی است. بر پایه گزارش مجله روان شناسی عمومی، او پس از بی اف اسکینر، زیگموند فروید و ژان پیاژه، چهارمین روان شناس قرن بیستم از لحاظ بیشترین استناد در مقالات روان شناسی است. آلبرت بندورا در سال ۱۹۲۵ در شهر کوچکی واقع در آلبرتای کانادا متولد شد. او دوران دبستان خود را در مدرسه ای کوچک که فقط ۲۰ دانش آموز و دو معلم داشت به اتمام رساند. بندورا در دانشگاه بریتیش کلمبیا (British Columbia University) ثبت نام کرد و به علت داشتن اوقات بیکاری، در یک کلاس روان شناسی شرکت کرد. او از همان زمان به روان شناسی علاقه مند شد. بعد از فارغ التحصیلی با کارگران ساختمانی در ناحیه "یوکون" به پر کردن چاله چوله های بزرگراه آلاسکا (Alaska Highway) پرداخت. او مجذوب مردمی شد که در منطقه شمالی با آن ها روبرو شده بود و خود را در میان مجموعه جالبی از افرادی یافت که اکثرا از دست طلبکار، نفقه بگیر و ماموران ناظر بر آزادی مشروط فرار کرده بودند. او به آسیب شناسی روانی زندگی روزمره علاقه شدیدی پیدا کرد. بندورا مدرک دکتری خود را در رشته روان شناسی بالینی در سال ۱۹۵۲ از دانشگاه آیوا (Iowa) دریافت کرد و به عضویت هیات علمی دانشگاه استانفورد درآمد. بندورا نخستین کتاب معروف خود را در سال ۱۹۶۳ با همکاری اولین دانشجوی دوره دکتری خود به نام ریچارد والترز تحت عنوان "یادگیری اجتماعی و رشد شخصیت"(Social Learning and Personality Development) منتشر کرد. در این کتاب مفاهیم کلی و اصلی یادگیری اجتماعی بیان شد. او در سال ۱۹۷۳ به ریاست انجمن روان شناسان آمریکا انتخاب شد. طی سال های اخیر گرایش بندورا به ابعاد شناختی شخصیت به مراتب افزایش یافته بود. در اواخر وی فرایندهای پیچیده شناختی را با روش های ظریف علمی و تجربی مورد بررسی قرار می داد و برای بسیاری از روان شناسان معاصر یک الگوی عملی قابل قبول به شمار می رفت. Albert Bandura Death اما برخی منابع خبری اعلام کردند که شخصیت افسانه ای آلبرت بندورا در 26 ژوئیه 2021 در سن 95 سالگی در کالیفرنیا درگذشت. علت مرگ وی طبیعی بوده است. بر اساس یادداشت خانم دکتر دنا بهمنی از دانشگاه استنفورد، خطاب به انجمن روان شناسی ایران، پروفسور بندورا تا روز پیش از مرگش در دفتر کار خود مشغول نوشتن آخرین کتابش با مضمون یادداشت های خداحافظی بود. بنا به درخواست وی هیچ مراسم یادبودی برای ایشان برگزار نخواهد شد و هزینه گل و هدایای دوستداران ایشان وقف سازمان های بشردوستانه خواهد شد. ما برای او دعا می کنیم که روح او در آرامش باشد. او شخصیت بزرگی بود که سهم بزرگی در زمینه آموزش مفاهیم روانشناسی داشت. بسیاری از شخصیت های مشهور خبر مرگ وی را از طریق شبکه های اجتماعی مانند روانپزشک و سخنران دکتر سمیر پریخ تأیید کردند، "کمک های عظیم او در زمینه روانشناسی. میراث قابل توجه برای نسل های آینده است و دانشجویان به خاطر کارهای بزرگی که آلبرت بندورا انجام داده است باید به یادگیری و رشد علمی خود ادامه دهند. RIP آلبرت بندورا. " مرگ او بدترین واقعه امروز خواهد بود. بسیاری از دانشجویان و دوستان وی به دلیل درگذشت بندورا عمیقا تسلیت گفتند. اینجا چند پست زیبا و دلخراش که توسط طرفداران آلبرت بندورا در شبکه های اجتماعی دنیا به اشتراک گذاشته شده است آورده می شود: توتی نوشت: روانشناسی نمی تواند به مردم بگوید که چگونه باید زندگی خود را ادامه دهند. با این حال، می تواند ابزاری برای ایجاد تغییرات شخصی و اجتماعی در اختیار آنها قرار دهد. برگرفته از تئوری یادگیری اجتماعی. به امید استراحت راحت فرانکو : " یکی از بزرگترین ذهن ها ، نه فقط در دوران معاصر بلکه در تمام تاریخ و یک قهرمان در تلاش برای درک شناخت و پیشرفت انسان است. تحصیلات وی پیشتاز روانشناسی، آموزش و بسیاری دیگر بوده است. در قدرت بمان ، آلبرت بندورا . (1925-2021) " یکی از بزرگترین ذهن ها ، نه فقط در دوران معاصر بلکه در تمام تاریخ و یک قهرمان در تلاش برای درک شناخت و پیشرفت انسان است. تحصیلات وی پیشتاز روانشناسی ، آموزش و بسیاری دیگر بوده است. در قدرت بمان ، Franco Belo ، M.Mus. ♫ ♪ ♬ NM Manisha نوشت: به آلبرت بندورا، یکی از تأثیرگذارترین روانشناسان در تمام دورانها. Atul Kumar Wrote: " او یک روانشناس مشهور بود که در زمینه روانشناسی شخصیت ، روانشناسی شناختی ، روان درمانی و روانشناسی اجتماعی سهم قابل توجهی داشت. آرام باش ، افسانه. " بندورا او تأثیر به سزایی در زمینهٔ علوم آموزش و پرورش و چندین شاخه از روان شناسی از جمله روان شناسی شخصیت، روان شناسی درمانی و روان شناسی شناختی اجتماعی و همچنین گذار از رفتارگرایی به روان شناسی شناختی داشت. او را آغازگر نظریهٔ یادگیری اجتماعی می دانند که بعدها به نظریه شناختی اجتماعی تغییر نام داد. اولین بار او نقش تصویرسازی ذهنی را توصیف کرد. آلبرت بندورا یک رفتارگرای متعصب بود و یک روان شناس شناختی شد. بعلاوه آلبرت بندورا بیشتر اوقات پدر رفتارگرایی شناختی خوانده می شود. بلندپروازی نظری آلبرت بندورا سبب گردآوری یک چارچوب نظری واحد برای تحلیل افکار و رفتار بشر شد. وی از رفتارگرایی سنتی خارج شد بلکه به بررسی و تحقیق در زمینه یادگیری مشاهده ای، سرمشق گیری و خودتنظیمی پرداخت. این علاقه منجر شد وی در زمینه مکانیسم ها و عوامل تعیین کننده یادگیری مشاهده ای سرمشق گیری رفتار قاعده مند به پژوهش بپردازند. او بین سه نوع الگو تمایز قائل شد: الگوی زنده (مثلاً، رفتار یک دوست)، الگوی نمادی (مثلاً، رفتار یک بازیگر در تلویزیون) و الگوی کلامی (مثلاً، رفتار شخصی که در داستان توصیف می شود.) پیشرفت های چشمگیر در تکنولوژی ارتباطات در قرن گذشته (از رادیو تا تلویزیون و اینترنت) به این معنا است که محیط نمادی به طور روزافزون نقش اساسی در شکل گیری ارزش ها، عقیده ها، نگرش ها و سبک های زندگی دارد. همان گونه که کار بندورا به طور اخص به تحولات معاصر در رشد تکنولوژی ارتباطات مربوط است. درباره نظریه: آلبرت بندورا پیشگام نظریه یادگیری اجتماعی است. این نظریه به خصوص در درک پرخاشگری و اینکه چطور طیف وسیعی از رفتارهای انسان توسط خودارزیابی ها، برانگیخته و تنظیم می شود، مؤثر بوده است. اولین بار او نقش تصویرسازی ذهنی را توصیف کرد. آلبرت بندورا یک رفتارگرای متعصب بود و یک روان شناس شناختی شد. بعلاوه آلبرت بندورا بیشتر اوقات پدر رفتارگرایی شناختی خوانده می شود. بلندپروازی نظری آلبرت بندورا سبب گردآوری یک چارچوب نظری واحد برای تحلیل افکار و رفتار بشر شد. بندورا معرف دیدگاه جدیدی به نام یادگیری اجتماعی بوده و با تاکید بر نقش عوامل شناختی، خلا موجود در رفتارگرایی کلاسیک را پر کرده است. تأثیر تقویت بیرونی بر تفکر رویکرد بندورا رفتارگرایانه است و در پژوهش های خود بر مشاهده رفتار آزمودنی های انسان تمرکز داشت. او به بررسی تاثیر تقویت بیرونی در فرایندهای تفکر مانند اعتقادات، انتظارات و آموزش ها می پردازد. از نظر او پاسخ های رفتاری، مثل رباط ها یا آدم های ماشینی به طور خود به خودی به وسیله محرک های بیرونی شروع نمی شوند. بلکه واکنش ها به محرک ها، خودانگیخته می باشد. تأثیر فرآیندهای شناختی علاوه بر تقویت، فرایندهای شناختی فرد نیز در پاسخ به محرک سهیم اند. در واقع وقتی یک رفتار، تقویت بیرونی را به دنبال می آورد فرد هشیارانه پیش بینی می کند که رفتار کردن به همان شیوه همان تقویت را به دنبال دارد. بندورا معتقد است انسان ها توانایی سرمشق گیری (Modeling) و تقویت جانشینی (Vicarious reinforcement) را دارند. آن ها می توانند بدون تجربه مستقیم تمام رفتارها، به مشاهده رفتارهای سایر مردم بپردازند و نتایج رفتار آن ها را درک کنند و از طریق تقویت جانشینی دریابند که کدام رفتارها را انجام دهند و از انجام کدام رفتارها بپرهیزند. بنابراین فرایندهای شناختی در برنامه های تقویت تاثیر زیادی دارند و تغییر طرز تفکر افراد به رفتار شکل می دهند. [۲] نقش سرمشق ها در رفتار بندورا در مطالعات خود بر نقش سرمشق ها در شکل گیری رفتار تاکید کرده و به بررسی ویژگی هایی پرداخته است که در سرمشق گیری افراد مؤثرند. یافته های او نشان می دهد که به احتمال زیاد افراد از کسانی سرمشق می گیرند که از نظر سن و جنس شبیه آن ها باشند یا مسائلی شبیه به آن ها را حل کنند. همچنین یافته ها نشان می دهد افراد تمایل دارند که تحت تاثیر سرمشق هایی قرار گیرند که از نظر منزلت و شخصیت دارای مقام بالایی باشند. همچنین نوع رفتار نیز بر میزان تقلید تاثیر دارد. معمولا رفتارهای ساده بیشتر از رفتارهای پیچیده و رفتارهای پرخاشگرانه نسبت به سایر رفتارها بیشتر تقلید می شوند. این امر به ویژه در کودکان بیشتر دیده می شود. در ضمن بندورا معتقد است که روان شناسی را نمی توان از یافته های پژوهش های اجتماعی جدا کرد و رفتار افراد را باید در موقعیت های اجتماعی و نه فردی مورد مطالعه قرار داد. مفهوم کارآمدی شخصی یکی دیگر از مفاهیم مهمی که بندورا بیان کرد کارآمدی شخصی است. از دید بندورا کارآمدی شخصی به معنی احساس عزت نفس یا ارزش شخصی است که فرد در مواجهه با مسائل زندگی در خود می یابد. افراد دارای کارآمدی شخصی بالا افرادی دارای پشتکار قوی، نمرات درسی بالا، دارای اهداف شخصی عالی و موفق هستند. در مقابل، افراد دارای کارآمدی شخصی پایین افرادی هستند با اعتماد به نفس پایین و ناامید که در مواجهه با مسائل تلاشی برای پیروزی انجام نمی دهند و معتقدند اوضاع تغییری نخواهد کرد. روش درمانی بندورا بندورا برای درمان بیماری ها بر جنبه های بیرونی اختلال و شیوه سرمشق گیری تاکید داشت. به طور مثال او برای غلبه بر ترس کودک از مار، کودک را در شرایط امنی قرار داده و از فاصله دور تصویر هم سن و سال او را که در حال بازی با مار کوچک و زیبایی است را به کودک نشان می داد. سپس کودک را به تدریج به موضوع نزدیک می کرد تا در نهایت بتواند با موضوع کنار بیاید. روش درمانی بندورا در از بین بردن هراس از مار، فضای بسته، فضای باز و ارتفاع بسیار مؤثر واقع شده است. همچنین روش او در معالجه اختلال های وسواس فکری عملی، مشکلات جنسی و برخی اضطراب ها بسیار مفید واقع شده است. [۳] آزمایش عروسک بادکرده بوبو یکی از مشهورترین پژوهشهای آلبرت بندورا مربوط به آزمایشی با یک عروسک باد شده به طول ۹۰ تا ۱۲۰ سانتی متر به نام بوبو است که این آزمایش به آزمایش عروسک بادکرده بوبو (به انگلیسی: Bobo doll experiment) مشهور است که بندورا به وسیلهٔ آن، توانست نشان دهد که چگونه مشاهدهٔ رفتار پرخاشگری می تواند بر یادگیری خشونت کودکان تأثیر داشته باشد. آلبرت بندورا به نقش سرمشق گیری نمادین در گسترش اجتماعی شیوه های جدید رفتار، توجه ویژه ای داشته که تقریباً همیشه با یک بررسی کلاسیک به نام مطالعه عروسک بوبو تداعی می شود. در این پژوهش، کودکان الگوهای بزرگسالی را دیدند که پرخاشگری می کردند، کودکان نیز رفتارهای پرخاشگری را نیز یاد گرفتند. بچه های بین 3 تا 6 سال، یک الگوی پرخاشگر (بزرگسالی که با چکش عروسکی را می زد) یک الگوی غیر پرخاشگر (بزرگسالی که با اسباب بازی ها بازی می کرد و توجهی به عروسک نداشت) و بدون الگو (گروهی که هیچ الگویی نداشتند) را تماشا کردند. بچه هایی که الگوی پرخاشگر را دیده بودند، نسبت به دو گروه دیگر بیشتر تمایل داشتند از رفتار پرخاشگرانه تقلید کنند. او ۷۲ کودک ۳ تا ۶ ساله را انتخاب کرد که ۳۶ نفر از آن ها پسر و مابقی دختر بودند و آن ها را در سه گروه ۲۴ تایی تقسیم کرد که شرح این آزمایش به همراه فیلم قابل مشاهده است. گروه اول: کودکانی بودند که رفتار خشونت آمیز یک الگوی بزرگسال را به مدت ده دقیقه نسبت به بوبو تماشا می کردند که به صورت پرخاشگری فیزیکی، حمله کردن و ضربه زدن به عروسک بادی بود و هم زمان با داد و فریاد، پرخاشگری کلامی را نیز نشان می دادند مثلاً می گفتند: بزن تو دماغش! یا پرتش کن تو هوا! و قبل از آنکه چنین رفتاری را مشاهده کنند به اتاقی برده می شدند که حاوی اسباب بازی های دیگربود ولی به آن ها اجازهٔ بازی به مدت ۲ دقیقه داده نمی شد تا دچار تعارض شوند و آمادگی لازم برای پرخاشگری را بیابند. گروه دوم: را کودکانی تشکیل می دادند که آن ها هم رفتار الگوی بزرگسال را تماشا می کردند اما این رفتار یک رفتار خشونت آمیز نبود و به صورت بازی با سایر اسباب بازی هایی بود که در اتاق آزمایشی توسط آزمایشگر فراهم شده بود. گروه سوم: گروهی بودند که هیچ نوع الگوی بزرگسالی را تماشا نمی کردند و به تنهایی در اتاق آزمایش بازی می کردند. از طرفی تمام این سه گروه، به طور کاملاً مساوی به دو گروه دختر و پسر تقسیم شده بودند. در پایان آزمایش، گروهی از کودکان که الگوی پرخاشگری بزرگسال را تماشا کرده بودند بیشتر از دوبرابر گروه کنترل، رفتارهای پرخاشگری فیزیکی و کلامی را نشان دادند و کودکان گروهی که الگوی بدون پرخاشگری بزرگسال را مشاهده کرده بودند حتی نسبت به گروه کنترل، رفتار پرخاشگری کمتری نشان دادند. البته انتقاداتی نیز به آزمایش بندورا شده است مثلاً فرگوسن (به انگلیسی: Ferguson) در سال ۲۰۱۰ بر این باور بود که آزمایش بندورا تنها نشان می دهد که کودکان به دلیل دیدن رفتار ویدئویی پرخاشگرانهٔ بزرگسال و تقلید رفتار آن ها علاقهٔ خود را می خواهند به بزرگسال نشان دهند و به این معنا نیست که در آن ها انگیزهٔ پرخاشگرانه تقویت شده باشد. یا شارون و وُولی (به انگلیسی: Sharon & Woolley) در سال ۲۰۰۴ بیان کردند که کودکان در سن ۳ تا ۶ سال نمی توانند بین دنیای واقعی و خیالی تفاوتی قائل شوند و به همین دلیل با این آزمایش نمی توان نتیجه گرفت که کودکان در دنیای خود پرخاشگری را تقلید کرده اند با وجود همهٔ این انتقادات، آنچه که بندورا و دیگران توانستند نشان دهند، اهمیت یادگیری مشاهده ای الگوی رفتاری والدین در کودکان است. یادگیری مشاهده ای، یکی از مهمترین الگوهای یادگیری در هیجان رفتار و تن گفتار را ارائه می دهد زیرا بر این اساس، نه تنها رفتار را می توان از طریق مشاهده آموخت بلکه واکنش های هیجانی مانند ترس و شادی را نیز می توان بر مبنای روش جانشینی شرطی کرد. پاورقی: ۱. احدی، حسن و جمهری، فرهاد، روان شناسی رشد۲، تهران، نشر بنیاد، ۱۳۸۴، چاپ پنجم، ص۷۱. ۲. برک، لورای، روان شناسی رشد، مترجم: یحیی سید محمدی، تهران، نشر ارسباران، ۱۳۸۴، نوبت چهارم، ص۳۱. ۳. شولتز، دوان پی و شولتز، سیدنی الن، تاریخ روان شناسی نوین، ترجمه: علی اکبر سیف و همکاران، تهران، نشر دوران، ۱۳۸۴، چاپ سوم، ص۳۸۵ - ۳۸۹.