ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان 7 آذر 1394 ساعت 11:21 https://www.migna.ir/news/34227/تغییر-عقیده-مکرر -------------------------------------------------- روان‌شکافی عنوان : تغییر عقیده مکرر -------------------------------------------------- این افراد همیشه تغییر عقیده می‌دهند و توانایی تصمیم‌گیری و حفظ تصمیمات خود را ندارند. در انتخاب خود، دائم از این شاخه به آن شاخه می‌پرند و هیچ‌کدام از انتخاب‌هایشان به سرانجام و نتیجه نمی‌رسد. متن : همه افراد در طول زندگی دست به انتخاب‌هایی می‌زنند که اگر مطلوب نباشد، لازم است تغییر یابد، اما برخی افراد به صورت بیمارگون تغییر عقیده می‌دهند.آنها اغلب برای تصمیم گرفتن و ماندن روی تصمیم خود مردد هستند. این افراد همیشه تغییر عقیده می‌دهند و توانایی تصمیم‌گیری و حفظ تصمیمات خود را ندارند. در انتخاب خود، دائم از این شاخه به آن شاخه می‌پرند و هیچ‌کدام از انتخاب‌هایشان به سرانجام و نتیجه نمی‌رسد. این افراد به دلیل این که بیشتر کارها را نیمه تمام رها می‌کنند، از سوی اطرافیان و به‌خصوص خانواده مورد سرزنش قرار می‌گیرند و بیشترین جملاتی که از اطرافیان و خانواده آنها می‌شنویم، این است که: «هر لحظه نظرش عوض می‌شود، عرضه تمام کردن کارهایش را ندارد، از کودکی همین طور بود و دائم نظرش عوض می‌شد.» این تنوع طلبی و نداشتن ثبات در تمام فعالیت‌های فوق‌برنامه و حتی برنامه‌های روزمره زندگی گسترش می‌یابد یعنی فرد در انتخاب رغبت‌ها با شوق و ذوق و انرژی فراوان شروع می‌کند، اما یادگیری یا انجام فعالیت را نیمه‌کاره رها می‌سازد. این مساله تا قبل از 18 سالگی وجود دارد و هم دختران و هم پسران در انتخاب خود دچار تردید می‌شوند. در سنین زیر 11 سال، این ویژگی بیشتر به چشم می‌خورد و گفتنی است، سرزنش والدین منجر به کاهش اعتماد به نفس و خودباوری در فرد می‌شود. با توجه به این که بحران بلوغ و سن تشکیل هویت نیز تا قبل از 18 سالگی افراد را درگیر می‌کند، تغییر عقیده مکرر در فرزندان به چشم می‌خورد. زمانی این حالت به اوج می‌رسد که فرد سنش افزایش می‌یابد، اما باز به‌راحتی تغییر عقیده می‌دهد و فعالیت خود را رها می‌سازد. رفته‌رفته فرد با اضطراب ناشی از تصمیم‌گیری و انتخاب روبه‌رو می‌شود و ترس از رها کردن کارها باعث می‌شود،‌ پس از مدتی دچار تردید و استرس روزمره شود و به همین دلیل، دست به انتخاب نمی‌زند و برای انتخاب نیز دنبال استفاده بیمارگون از نظر دیگران است و مسئولیت نمی‌پذیرد و همیشه از مکانیسم دفاعی دلیل تراشی استفاده می‌کند. احساس پوچی، ناتوانی، دلهره، بی‌قراری، بی‌فایده بودن، غم و نگرانی مداوم جزو علائمی است که فرد با آن دست و پنجه نرم می‌کند و در نهایت از انتخاب اجتناب می‌کند و دلیل اصلی او این است که توانایی ادامه فعالیت را ندارد. انتخاب افراد باید در سنین مختلف مورد بررسی قرار گیرد. برای درمان لازم است فرد فهرستی از اقداماتی که نیمه‌کاره رها کرده، تهیه کند و در گام اول به خودشناسی بپردازد و در خلال درمان به او کمک شود تا بر اساس توانایی، رغبت و امکانات انتخاب کند و مشاوره انگیزشی نیز به‌شدت در این حوزه موثر است. - دکتر مهرنوش دارینی-روان‌شناس و مشاور