ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 10 بهمن 1401 ساعت 17:32 https://www.migna.ir/news/61165/افزایش-تاب-آوری-پیچ-های-نفس-گیر-زندگی -------------------------------------------------- برگزفته از کتاب عنوان : افزایش تاب آوری در پیچ های نفس گیر زندگی دکتر زهره سپهری شاملو -------------------------------------------------- مهارتها و توانمندی های را نمی­توانیم در موقع بحران به دست آوریم یا افزایش دهیم، بلکه باید قبل از ورود به بحران، آنها را بارها تمرین کنیم تا هر لحظه با ما باشند و در وضعیت های دشوار به کمکمان بیایندتاب آوری موضوعی چند وجهی است که شامل باورها و احساسات و خاطره ها می شود وهمچنین تاثیرهای محیطی و اجتماعی را نیز که در بحران ها تجربه کرده ایم، در بر می­گیرد. متن : افزایش تاب آوری در پیچ های نفس گیر زندگی نام کتابی است که توسط دکتر زهره سپهری شاملو نوشته شده است و توسط انتشارات سایه سخن منتشر شده است . مهارتها و توانمندی های را نمی­توانیم در موقع بحران به دست آوریم یا افزایش دهیم، بلکه باید قبل از ورود به بحران، آنها را بارها تمرین کنیم تا هر لحظه با ما باشند و در وضعیت های دشوار به کمکمان بیایند. تاب آوری: داروی هضم بحران هر روزی ویژگی های خاص خود را دارد که آن را با روز قبل و بعدش متفاوت می­کند.هر روز اتفاق هایی را در دل خود برای ما به همراه دارد که اگر با دغدغها و الویت هایمان گره بخورد، برایمان با اهمیت می­شود، و گرنه از کنارشان می­گذریم. به یاد دارم که چند روز بعد از آغاز سال ۲۰۲۰ میلادی، خبر پیدایش و انتشار ویروس کرونا در ووهان چین منتشر شد. وقتی در باره وضعیت مردم آن شهر مطالعه کردم، به خود گفتم: طفلکی ها چه زندگی سختی دارند. آن روز به زندگی عادی خود برگشتم و مشغول فعالیتهای روزانه ام شدم، اما وقتی خبر ورود کرونا به کشور را خواندم، بسیار نگران شدم و از آن لحظه به بعد ساعت به ساعت اخبار را رصد می­کردم. این یکی از ویژگی های ما انسان هاست که اگر اتفاق های روزانه با موقعیت و منافع مان ارتباط داشته باشد، آنها را متفاوت می­بینیم و درک می­کنیم.   عفت حیدری مترجم و نویسنده در خانه تاب آوری در ادامه این یادداشت برگرفته افزایش تاب آوری در پیچ های نفس گیر زندگی می نویسد :مهارتها و توانمندی های را نمی­توانیم در موقع بحران به دست آوریم یا افزایش دهیم، بلکه باید قبل از ورود به بحران، آنها را بارها تمرین کنیم تا هر لحظه با ما باشند و در وضعیت های دشوار به کمکمان بیایند. می­خواهم نوشداری شفا بخش وضعیت بحرانی را معرفی کنم، نوشدارویی که می توانید با نوشیدنش از بستر ملال و تکیدگی به سلامت برخیزید. این معجون تاب آوری است. مصداق واژه  تاب آوری در محاوره” کمرراست کردن در فاجعه” است، زیرا در فاجعه “کمر” خم می­شود، اما می تواند دوباره قد راست کند و به زندگی برگردد و این بار با تجربه گذشت از بحران حتی زندگی غنی تری را برای خود رقم بزند. تاب آوری فرایند سازگاری با دشواری ها،ضربه ها، تراژدی ها، بلاها و کنار آمدن با دشواری های روانی و بازگشت به زندگی دوباره است.شما هم دوست دارید بدانید که آیا راهی هست که بتوان تاب آوری را در زندگی افزایش داد؟ بله، اما باید کمر همت ببندید تا به این مهم دست یابید.برای آن که این متغیر مهم را در سفر کوهنوردی زندگی با خود همراه کنیم، ابتدا باید با آن آشنا شویم. تاب آوری موضوعی چند وجهی است که شامل باورها و احساسات و خاطره ها می شود وهمچنین تاثیرهای محیطی و اجتماعی را نیز که در بحران ها تجربه کرده ایم، در بر می­گیرد. پس اگر می­خواهیم تاب آوری را احیا کنیم، باید به هر وجه آن جداگانه بپردازیم. ابتدا به بررسی و ارزیابی هر یک از وجوه می­پردازیم تا بینیم کدام قسمت نیاز به احیا، تقویت یا تغییر دارد. برای دستیابی به این مهم،باید ببینیم که در سبک زندگی خود چقدر تاب آری داریم، بهترین شیوه برای درک و شناسایی میزان هر وجه، پرسش های شفاف و واضح از خود و شنیدن ذهن آگاهانه پاسخ هاست، برای آشنایی با این شیوه به بررسی یک وجه می­پردازیم، ابتدا به سراغ باورها می­رویم، باورها مثل قطب نمای زندگی اند. باورها با ذکر خاطره ایی وارد بحث باورها می شوم. دانشکده ایی که در آن کار می­کنم، درختان بلند و فراوانی دارد که در فصل پاییر پناهگاه مورد علاقه کلاغ هاست، بی اغراق بعضی اوقات آسمان را نمی­بینید، زیرا فوج فوج کلاغ در حال پروازند. در یک روز زیبای پاییزی قرار بود دوستم از محل کارش که در قسمت دیگری از دانشگاه بود، به دنبالم بیاید و با هم به خانه برگردیم. در ساعت قرارمان، به طرف پارکینگ دانشکده رفتم. غروب بود و کلاغ ها در آسمان جولان می­دادند. همانطور که به سمت دوستم می رفتم؛ چشمم به آسمان بود و با لبخندی از رضایت کلاغ ها را زیر نظر داشتم، بعد از احوالپرسی، به دوستم گفتم، این فضا را در این فصل و مخصوصا این ساعت ها را بسیار دوست دارم، متعجب به من نگاه کرد و گفت صدای کلاغ ها اذیتت نمی­کند؟ با لبخند گفتم من عاشق کلاغ ها و صدایشان هستم.با تعجب گفت هر روز چیز جدیدی را در تو کشف می­کنم.صدای کلاغ که در ادبیات و فرهنگ ما به بدیمنی مشهوراست، چه دارد که تو عاشقش هستی؟ سوار ماشین شدیم و بحث در باره کلاغ ها را ادامه دادیم. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که کلاغ نوعی پرنده است و این ما هستیم که او را بدیمن یا خوش یمن می­بینیم. خاطره هایمان را که مرور کردیم، متوجه نقش پررنگ بزرگترهایمان در مواجهه  باشنیدن صدای کلاغ شدیم. در خانه ما وقتی صدای کلاغ می­آمد، بزرگترها  می گفتند: خوش خبر باشی! چه خبری برای ما آوردی؟ در خانه دوستم بزرگترها با شنیدن صدای کلاغ می­گفتند: صدایت را ببر و از خانه ما دور شو! به همین ترتیب، باوری جدی به بدیمنی و خوش یمنی کلاغ ها در ذهن دو متخصص روان شناس شکل گرفته بود، این باور کمک می­کرد که من با شنیدن صدای کلاغ انبساط خاطر را تجربه کنم و دوستم دچار اضطراب شود، من مشتاق دیدار کلاغ ها هستم و او گریزان از مواجهه با آنهاست. حال می­بینیم اگر بدون فکر و با اعتماد زیاد، زندگی خود را بر اساس باورها پیش ببریم، چگونه فرمان آن را به دست می­گیرند، فکر می­کنم شما هم با من هم نظرید که باورها نقش مهمی در زندگی ما به ویژه در وضعیت بحران دارند. تاب آوری اصیل در مقابل تظاهر به تاب آوری تاب آوری ویژگی بسیار اصیلی است، افراد تاب آور از احترام و قدرت خاصی در جامعه برخوردارند. این امر برخی از ما را وادار می سازد که برای دستیابی به این امتیازات، بدون تمرین این ویژگی به صورت اصیل و سالم، به داشتنش تظاهر کنیم. اگر چه شاید در نگاه اول تمایز این گروه با افرادی که عمیقا تاب آوری را تمرین کرده اند، به چشم نیاید، اما ویژگی هایی وجود دارد که این دو گروه را از یکدیگر متمایز می­کند. افرادی که به تاب آوری تظاهر می­کنند: . در باره توان تاب آوری خود بزرگ نمایی و به شیوه اغراق آمیزی به آن می­بالند. .از خود و سیستمی که با آن ارتباط دارند، مراقبت نمی­کنند. .کسانی که ژست تاب آوری دارند،نمی­توانند همدلی کنند. .برون ریزی هیجانی برای این دسته از افراد به معنای ضعف است. بنابراین برای حفظ قدرت خود از ابراز سالم هیجانها خود داری می­کنند. در حالی که تاب آورها در بحرانهای زندگی به ابراز سالم هیجانهای خود اقدام می­کنند و در روزهای بحرانی از خود و سیستمی که  با آن ارتباط دارند، بیش تر مراقبت می­کنند.