ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 10 ارديبهشت 1393 ساعت 16:39 https://www.migna.ir/news/24247/پاسخ-يك-روان-شناس-باليني-اظهارات-پزشك-مورد-درماني -------------------------------------------------- عنوان : پاسخ يك روان شناس باليني به اظهارات يك روان پزشك در مورد روان درماني -------------------------------------------------- در پی انتشار نظرات دکتر فربد فدایی در رابطه با اعتراض جمعی از روان شناسان به فلوشیپ وزارت بهداشت و ادعای غیرقانونی بودن روان درمانی توسط روان شناسان يك روان شناس به اين اظهارات واكنش نشان داد. متن : اينگونه اظهارات ما را به درستی اقداماتمان مطمین تر ساخت دکتر شهرام وزیری عضو هیات علمی گروه روان شناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی رودهن و از فعالین گروه علمی اتحاد برای عمل روانشناسان در پی اظهارات دکتر فربد فدایی عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران مبنی بر غیر قانونی بودن روان درمانی برای روان شناسان بالینی و اختصاص این موضوع برای پزشکان که در خبرگزاري ايسنا منتشر شده است  و طی آن به نقل از وي آمده است که فعالیت های روان درمانی روان شناسان غیرقانونی است و در فرایند کار با بیمار انجام برخی کارهای ساده به عهده روان شناس است، اظهار داشت ما در اعتراض به فلوشیپ، با آينده نگري می دانستیم که کار فقط به برگزاری یک دوره آموزشی ختم نخواهد شد! تحلیل ايشان نمونه بارز تفکری است که در پس این اقدام به ظاهر آموزشی نهفته است. این روان شناس در گفتگو با ميگنا گفت: ما احتمال می دهیم این اندیشه ها محصول ناكامي کشورهاي مطرح در حوزه رواندرماني و برملا شدن نقایص قوانين آنها پس از سالها تجربه اندوزی در سیستم های خدمات سلامت روانی آنها بوده باشد و احتمالا بزودی شاهد درخواست سران روان درمانی دنيا  از این عزیزان برای مدیریت و سياستگذاري روان درمانی و سلامت روان جهان خواهیم بود! دکتر وزیری افزود کاش این بزرگواران که انجام تشخیص روان شناختی و روان درمانی را کار پزشکان می دانند نگاهی به صدها کتاب " اصول روان شناسی بالینی" در سه دهه اخیر در کشورهای پیشرفته داشته باشند تا متوجه شوند که حتی یک کتاب دانشگاهی و درسی وجود ندارد که صراحتا حیطه کار روان شناسان بالینی را ارزیابی، تشخیص و درمان ندانسته باشد. دکتر فدایی در بیانات خود می فرمایند ما یکسال آموزش روان درمانی می بینیم. همین نشان می دهد که از مجموع 11 سال آموزش روان درمانی از کارشناسی تا دکترا شما فقط یکسال، آنهم علمی را که چهار چوب آن در کشورهای پیشرفته توسط روان شناسان و برای روان شناسان و سایر حرف یاریگر نوشته می شود، یاد می گیرید. آیا این یکسال به شما اجازه ورود به دنیای هزار پیچ روان درمانی را میدهد؟ اگر بله پس ما یازده برابر با تجربه تر از شما اجازه این ورود به این حیطه ظریف را داریم با این حال، شما را فاقد این اجازه نمی دانیم و وظایف ساده را به عهده شما نمی گذاریم. دکتر وزیری در ادامه با تعجب برانگیز دانستن اظهارات ايشان که گفته اند "روان شناسان از دخالت در امور تشخیصی و درمانی که مخاطره آمیز و غیرقانونی است و ممکن است زندگی بیمار را به خطر بیاندازد پرهیز کنند" اعلام کردند این موضوع به قدری تعجب برانگیز است که ما را مطمین می سازد مشارالیه اطلاعی از مباحث دهه های اخیر ندارند یا به صورتی ناهشیار سعی در نادیده گرفتن اطلاعات خود دارند! براستی کدام روان پزشکی در سطح دنیا کتابی تحت عنوان "نظریه های روان درمانی" نوشته است که ایشان چنین بی پروا وارد این مبحث می شوند؟ شما کتابهای مارا می خوانید تا یادبگیرید چگونه باید روان درمانی کنید و عقیده دارید ما خود اجازه چنین کارهایی را نداریم؟ از دوستانتان بپرسید که زنده یاد دکتر شاملو در مقابل این ادعا ها چه گفتند و چگونه مدعیان در مقابل منطق استاد ساکت و شرمنده شدند که پرسید چه کسی به شما آسیب یاد داد ؟ چه کسی به شما درس نظریه های روان درمانی و شخصیت را آموخت؟ پس ... بنشیند! شما خوتان را رییس تیم می دانید، قبول رییس تیم باشید، فقط از خود بپرسید چه انگیزه ی پنهانی این کلام را بر زبان شما جاری ساخته در حالیکه می دانید چنین نیست؟ چون به تحلیل علاقه دارید دوباره بیاناتتان را تحلیل کنید شاید خود بتوانید برخی از رگه های عمیق و پنهان این بیانات را دریابید. دکتر وزیری ادامه دادند که اگر دکتر فدایی و هم نظران مشارالیه نیم نگاهی به تعریف قوانین کار روانشناسان مثلا قوانین ایالتی کار روان شناسان در آمریکا مصوب 1987 می انداختند متوجه می شدند که چنین نوشته است" کار روان شناسان مشاهده، توصیف، ارزیابی، تفسیر، و اصلاح رفتارهای انسان از طریق اصول، و رویه های روان شناختی با هدف پیشگیری یا رفع نشانه ها در رفتارهای غیر انطباقی یا نامطلوب...........مشاوره، روانکاوی، روان درمانی، هیپنوتیزم، بازخورد زیستی، تحلیل رفتار، رفتاردرمانی ، تشخیص و درمان اختلالات روانی و هیجانی، معلولیت ها، اعتیاد، اختلالات سلوک، جنبه های روانی بیماری های جسمانی تصادفات و جراحات و همچنین ارزیابی روانی – تخصصی ، انجام عملیات تشخیصی، درمان، مداوا در افراد، خانواده ها، گروهها و مردم است." این روان شناس افزود البته جای خوشوقتی است که مدل اتفاقات و اعتراضات و مطالبات مطابق همان روندی است که در حدود 50 سال قبل در برخی کشورها از جمله امریکا رخ داده است! فقط اگر دکتر فدایی فصل اول اصول روان شناسی بالینی بوهارت را مطالعه می کردند متوجه می شدند که چندین دهه قبل پزشکانی بودند که تصور می کردند "روان درمانی از آن پزشکان است (بیانیه 1954 انجمن پزشکی آمریکا)." وي گفت: برای من نوخواهی روان شناسان و انطباق آنها با وضعیت جدید جهان و مثلا بیانیه سال 1987 که مفاد آن را گفتم قابل فهم است اما، بازگشت اندیشمندی چون دکتر فدایی به سال 1954 تثبیت در آن و دفاع از تمامیت خواه های آن سالها قابل توجیه نیست. شما خودتان تشابه عجیب این بیانیه را با بیانات جناب دکتر مقایسه کنید که می فرمایند" روان درمانی جزو درمانهای پزشکی است و انجام روان درمانی توسط روان شناسان غیرقانونی است". به نظر شما این تشابه بعد از 60 سال عجیب نیست؟ دکتر وزیری افزود : ما معتقدیم در ایران هر فردی بخواهد روان درمانی کند ولو فروید باشد باید بر اساس قوانین سازمان نظام روان شناسی و مشاوره عمل کند. همانگونه که هرکسی بخواهد دارو درمانی کند باید مطابق قوانین سازمان نظام پزشکی عمل کند. آقای دکتر فدایی و همفکرانشان بگویند آیا روان شناسان می توانند با فلوی دارو درمانی یکساله، بدون مراجعه و اخذ اجازه سازمان نظام پزشکی، دارو تجویز کنند؟ پس اجازه بدهید سازمانهایی که بنا به نیاز و تشخیص قانون گذاران ایجاد شده اند به کار قانونی خود ادامه دهند.