ميگنا : پایگاه خبری روانشناسی و سلامت 1 آذر 1400 ساعت 23:29 https://www.migna.ir/news/56090/درمان-اضطراب-مزمن-افسردگی-هدف-قرار-دادن-گیرنده-مغزی -------------------------------------------------- عنوان : درمان اضطراب مزمن و افسردگی با هدف قرار دادن گیرنده مغزی -------------------------------------------------- محققان به یافته‌های جدیدی در مورد یک سلول گیرنده مغز دست یافتند که در افسردگی و اضطراب مزمن نقش دارد و با هدف قراردادن آن می‌توان به درمان اختلالات خلقی کمک کرد. متن : براساس گزارش ساینس‌دیلی، این مطالعه که توسط محققان موسسه تحقیقات اسکریپس در فلوریدا انجام شده، نشان می‌دهد یک سلول گیرنده مغز که در ابعاد اتمی است و GPR۱۵۸ نام دارد؛ ‌ نقش مهمی در اختلالات خلقی مانند افسردگی و استرس مزمن ایفا می کند. در این مطالعه از روش میکروسکوپ الکترونی فوق سرد تک‌ذره‌ای (cryo-EM) برای نقشه برداری از سلول GPR۱۵۸ استفاده شد. تصویربرداری از این سلول هم به تنهایی و هم در اتصال به گروهی از پروتئین‌ها صورت گرفت. کیفیت وضوح تصاویر به اندازه یک سوم یک میلیاردم متر است که وضوح بسیار بالایی محسوب می‌شود. مدیر این پروژه می‌گوید حدود ۱۰ سال است روی این گیرنده مطالعه می‌کنیم و اکنون بسیار خرسندیم که می‌توانیم ساختار آن را مشاهده کنیم. این مطالعه نشان می‌دهد در قشر جلوی مغز افراد مبتلا به افسردگی مزمن سطوح بالا و غیر معمول GPR۱۵۸ وجود دارد. از طرفی آزمایش‌های حیوانی نشان می‌دهد زمانی که موش‌ها در معرض استرس قرار می‌گیرند، میزان این سلول افزایش می‌یابد که به رفتارهای افسردگی مانند منجر می‌شود. از طرفی حذف فعالیت این سلول در مدل‌های حیوانی باعث می‌شود آنان در مقابل استرس و افسردگی مقاوم شوند. در ادامه آنچه محققان را شگفت زده کرده، رابطه فعالیت این گیرنده با سرطان پروستات است که شاید بتواند راهکاری برای درمان این سرطان باشد. محققان امیدوارند با کار روی این گیرنده بتوانند به راهکار موثری برای استرس مزمن و افسردگی دست یابند. در حال حاضر برای درمان افسردگی گیرنده‌های مغزی دیگری مانند مونوآمین مورد توجه قرار می‌گیرند که در همه افراد پاسخ موثری ندارند. بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت، بیش از ۳۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان به افسردگی مبتلا هستند و این اختلال مهمترین عامل ناتوانی در سراسر جهان محسوب می‌شود. زنان بیشتر از مردان در معرض افسردگی هستند. تغییرات هورمونی، ساختار مغز و عوامل محیطی و اجتماعی می‌تواند در این امر دخیل باشد. نتایج این مطالعه در نشریه Science منتشر شده است.