يکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰ - 24 Oct 2021
تاریخ انتشار :
چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ / ۰۸:۵۵
کد مطلب: 11633
۰

پويايي رواني، يکي از نيازهاي اصلي خانواده سالم است

در تعريف خانواده سالم، شاخص هاي بسياري مطرح شده است. روابط عاطفي پايدار، داشتن امنيت رواني، حمايت و پشتوانه اقتصادي، اعتماد متقابل و تعامل و گفت وگوي سازنده فقط چند شاخص مهم الگوي خانواده سالم است. اما نکته اين جاست که بايد براي پايداري سلامت خانواده سرمايه گذاري کرد. به بيان ديگر همان اندازه که شکل گيري خانواده سالم مهم است، حفظ آن نيز داراي اهميت است؛ اين امر ملزوماتي دارد که بررسي همه آن ها در يک مطلب نمي گنجد اما مي توان به يکي از مهم ترين مولفه ها يعني پويايي رواني در خانواده پرداخت. پويايي رواني همان موضوعي است که به گفته کارشناسان بايد بيشتر به آن پرداخته شود و غفلت از آن را به مثابه يک زنگ خطر براي خانواده ها به صدا درآورد.


پويايي رواني و ازدواج
وقتي از پويايي رواني صحبت مي کنيم، در واقع از نظام تربيتي که رفتار، افکار، ارزش ها و هنجارها و مجموعه آنچه روان فرد را شامل مي شود، ياد مي کنيم. دکتر عليرضا شريفي يزدي جامعه شناس خانواده با بيان اين مطلب به خراسان مي گويد: واقعيت اين است که به هنگام ازدواج بايد حداقل هايي از رشد در شخصيت دو طرف وجود داشته باشد تا بتوانند به يک زندگي مشترک موفق دست يابند. انسان پس از اين که با فرد ديگري که شرايط، فرهنگ، ويژگي ها و خصوصيات متفاوتي دارد، ازدواج مي کند در واقع خود را براي اجتماعي شدن آماده مي کند. به عبارتي فرد، مسيري را طي مي کند که براساس معيارها، ويژگي ها و فرهنگ هاي متفاوت تعريف مي شود و تلاش مي کند ارزش ها، هنجارها، اهداف و آرزوهاي خود را بازتعريف کند و تعامل صحيح و مثبتي با فرهنگي که وارد آن شده و افرادي که در چارچوب ازدواج با آن ها آشنا شده است، داشته باشد. براي رسيدن به رضايت از زندگي به پويايي رواني نياز است تا فرد بتواند مسير رشد و تکامل خود را طي کند. در اين مسير فرد تلاش مي کند آنچه مثبت و قابل پذيرش است براي رسيدن به اهدافش از طرف مقابل ياد بگيرد و متقابلا به او ياد بدهد. به اين ترتيب يک ازدواج موفق با فرد مناسب باعث پويايي رواني مي شود. هر فردي در خانواده اش با يک سري معيارها، اصول و ارزش ها رشد پيدا مي کند و آن معيارها به معيارهاي ثابت تبديل مي شود. اين امر از يک رو مثبت و از سوي ديگر منفي است. منفي از آن رو که پس از مدتي فرد فقط از معيارهاي تکرارشونده و ثابت پيروي مي کند. به همين دليل است که گفته مي شود ازدواج هاي برون گروهي نسبت به ازدواج هاي درون گروهي به پويايي رواني کمک بيشتري مي کند. زيرا در ازدواج درون گروهي شاهد تکرار ارزش ها و اصول خواهيم بود. در حالي که در ازدواج برون گروهي به نوعي فرد و خانواده با شيوه تربيتي و فرهنگ جديدي آشنا مي شوند و نظام شخصيتي، تربيتي و هويتي فرد تحت تاثير قرار مي گيرد. حال اگر فرد تربيت صحيحي ديده باشد مي تواند از اين تفاوت ها براي رشد و تکامل خود بهره بگيرد والا اين تفاوت ها باعث فاصله افتادن بين وي و فرهنگ جديد خواهد شد.به اين ترتيب اگر ازدواج مناسب باشد و دو طرف آمادگي رواني براي آغاز زندگي مشترک داشته باشند، اين ازدواج به پويايي رواني منجر مي شود.


رشد يک سويه
دکتر شريفي با اشاره به اين که پس از ازدواج سير رشد و تکامل همسران با پذيرفتن اصول و معيارهاي مثبت يکديگر و داشتن پويايي رواني ادامه مي يابد، تصريح مي کند: طبيعي است که وقتي مي گوييم در ابتداي ازدواج افراد بايد ظرفيت رواني کافي براي ازدواج داشته باشند، منظور اين است که بايد آمادگي رشد رواني پس از آن را هم داشته باشند به اين معنا که نکات جديد و مثبت يکديگر را بپذيرند و در طول زندگي مشترک سعي کنند پا به پاي هم رشد کنند. نکته تاسف بار اين است که در بسياري از مواقع اين رشد در مورد يکي از همسران اتفاق مي افتد و گاه يک همسر خود را فداي پيشرفت و رشد همسرش مي کند. اين اتفاق به ويژه در مورد زنان رخ مي  دهد که بيشتر از آن ها خواسته مي شود خود را وقف زندگي، همسر و فرزندان کنند. اين اشتباه فاحش در طول زمان از پويايي رواني همسران مي کاهد و باعث مي شود فاصله اي بين آن ها به وجود بيايد که قابل جبران نيست. اين مشکل به ويژه در مورد زنان ديده مي شود وقتي به زنان اجازه رشد داده نشود، مرداني که خود تبعيض را به وجود آورده اند، از فاصله ايجاد شده به عنوان يک اهرم فشار عليه زنان استفاده مي کنند.


حمايت از رشد و پيشرفت
دکتر شريفي با اشاره به اين که نبايد از نظر دور داشت که انسان ها داراي ظرفيت هاي متفاوتي اند و براي رشد روحي و رواني آمادگي هاي متفاوتي دارند، تاکيد مي کند: نکته اين جاست که اين تفاوت ها نبايد باعث به هم خوردن رشد رواني دو طرف شود بلکه بايد باعث پويايي زوج ها شود. به اين معنا که همسران بايد از ظرفيت هاي رواني که خود دارند و همسرشان فاقد آن است، براي رشد وي استفاده کنند نه اين که مسير رشد را يک نفره طي کنند. در واقع در يک خانواده سالم زمينه براي رشد تمام اعضا با استفاده از ظرفيت هاي رواني افراد وجود دارد و همسران از توانمندي هاي خود براي رشد دادن ديگران استفاده مي کنند. تعامل و اثرپذيري همسران از يکديگر يک اصل مهم است بنابراين وقتي يکي از همسران ظرفيت رشد بالاتري دارد، مي تواند از آن براي رشد همسر خود نيز استفاده کند و با حمايت، دستگيري و راهنمايي تلاش کند همسر و فرزندان را نيز به مسير رشد هدايت کند.نبود توازن در رشد باعث شده است حتي در بعضي از خانواده هاي تحصيلکرده، نخبگان سياسي، فرهنگي، استادان دانشگاه و هنرمندان شاهد رشد يک سويه يکي از اعضا و قرباني شدن ديگر اعضاي خانواده باشيم. بعضي از افراد موفق در حرفه تجارت، هنر، دانشگاه و...، در خانواده خود چندان موفق نيستند و همسر يا پدر خوبي نبوده اند، زيرا نتوانسته اند زمينه رشد همزمان اعضاي خانواده را با خود فراهم کنند.


طلاق عاطفي و پويايي رواني
طلاق عاطفي دلايل بسيار متفاوتي دارد اما يکي از آن ها نبود تعادل در پويايي رواني بين همسران است. همسراني که در ابتدا ظرفيت هاي رواني مشابهي داشتند پس از چند سال و به علت نبود تعادل در سرعت رشد رواني از هم فاصله مي گيرند. اين موضوع در واقع علت اصلي فاصله گرفتن زوج از يکديگر پس از ۱۰ سال زندگي مشترک است؛ زوجي که در ابتدا مشابهت هاي بسياري داشته اند اما پس از گذشت سال ها دچار بيگانگي در تعامل و ارتباط مي شوند و ۲ همسر آشنا ناگاه به بيگانگاني تبديل مي شوند که حرف يکديگر را نمي فهمند و نمي توانند يکديگر را درک کنند. در چنين شرايطي بيشتر زوج ها به دليل وجود فرزندان به زندگي مشترک ادامه مي دهند و خانواده دچار طلاق عاطفي يا بحران سکوت مي  شود.به گفته دکتر شريفي پويايي رواني به شدت وابسته به تربيت در سال هاي اوليه کودکي است. به عنوان مثال اگر کودکي منفعل بار بيايد، پويايي رواني را تجربه نخواهد کرد. در مقابل اگر کودک جسور و خلاق بار بيايد، پويايي رواني بالايي خواهد داشت زيرا جسارت، لازمه خلاقيت است و فقط فرد جسور است که جرات خلاق بودن دارد. به اين ترتيب تربيت در محيط خانوادگي و محيط آموزشي نقش مهمي در فراهم آوردن زمينه هاي پويايي رواني فرد دارد.

تغيير نيازهاي انسان، علت اصلي پويايي رواني
لازمه پويايي رواني در افراد توان تغيير نگرش و ديدگاه همراه با تغيير نياز در طول سال هاي زندگي است. دکتر عليرضا شريفي يزدي عضو پژوهشگاه تعليم و تربيت با بيان اين مطلب به خراسان مي گويد: يک فرد در ۱۳سالگي، در ۲۳ سالگي، در ۳۳ سالگي و در ۵۰ سالگي يک سري نيازها، خواسته ها، اصول و معيارهايي دارد که بايد با گذشت زمان به روز شود. اگر فردي در ۵۰ سالگي به شيوه ۱۳ سالگي اش فکر کند، در واقع پويايي رواني ندارد زيرا نتوانسته است مطابق با نيازهايش در طول زندگي، تغييراتي در نگرش خود به زندگي بدهد. در مقابل آنچه باعث مي شود يک سالمند ۸۰ ساله مانند يک جوان فکر کند، پويايي رواني بالاست يعني توانسته است ضمن حفظ اصول و باورهاي خود با زمانه حرکت کند و محيط پيرامون خود را از دريچه امروز بنگرد.

خراسان/ شماره انتشار 18136


نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

«ازدواج درمانی» چیست و چگونه زندگی مشترک را نجات می‌دهد؟
تفاوت دیسک کمر و سیاتیک: بهترین راه تشخیص و درمان
با همسر ایرادگیر و غرغرو چه رفتاری کنیم؟
در ایران کدام الگوی بینی و چانه، جذاب است؟
به این درخواست‌های همسر خود با قدرت «نه» بگویید!
تاثير وابستگی و دلبستگی دركودكی
چگونه با اختلالات خُلقی ناشی از تغییر فصل کنار بیاییم؟
با این ۲۰ نکته بی‌نظیر خود را جوان نگه دارید!
جوان ۳۰ساله‌ای که پدر ۴۰فرزند است!
به من نگوئید روانی/ چگونه با بیماران روحی رفتار کنیم؟
راه حل پرخوری چیست؟
غلظت کورتیزول در موی سر معیار سنجش استرس
کلمات بیش از آنچه که شما تصور می کنید تاثیر گذارند. همیشه پیش از صحبت کردن فکر کنید.