اختلال شخصيت اسكيزوئيد
Schizoid Personality Disorder
اختلال شخصیت اسکیزوئید (Schizoid personality disorder و به اختصار SPD یا SzPD) یک نوع اختلال شخصیت است که با عدم علاقه به برقراری روابط اجتماعی، گرایش به یک زندگی انفرادی، پنهانکاری و رازپوشی، سردی عاطفی، جداشدگی و بیتفاوتی مشخص میشود. افراد مبتلا ممکن است نتوانند دلبستگیهای صمیمانهای با دیگران برقرار کنند و در عین حال دارای یک دنیای فانتزی بامحتوا و جزئیات کامل اما منحصراً درونی هستند.
وجه مشخصه اسكيزوئيد Schizoid Personality Disorder به اختصارSPD بي ميلي و دوري از روابط شخصي و اجتماعي و بي تفاوتي احساسي است و به همين دليل به آن كمبود لذت نيز گفته مي شود.
وجه مشخصه اسكيزوئيد Schizoid Personality Disorder به اختصارSPD بي ميلي و دوري از روابط شخصي و اجتماعي و بي تفاوتي احساسي است و به همين دليل به آن كمبود لذت نيز گفته مي شود.
اين افراد داراي اكثر خصوصيات زير هستند:
ــ تمايلي به برقراري رابطه نزديك با ديگران (حتي فاميل) ندارند و از آن لذت نيز نمي برند. اين افراد در صورت امكان اتاقي مجزا به خود اختصاص داده و به جز تماسهاي معمولي ارتباطي با ديگران برقرار نميكنند و تا حد امكان در هيچ مراسم و جمعي شركت نمي كنند و ديگران به اشتباه برچسب خجالتي بودن به آنها ميزنند.
ــ تقريباً هميشه بهدنبال فعاليتهاي انفرادي هستند (كار با كامپيوتر، كشيك يا نگهباني شبانه و...). البته بدين معني نيست كه به چنين فعاليتهايي علاقه دارند، بلكه بواسطه آنها ميتوانند از ديگران دوري گزينند و خود را مشغول كنند.
ــ دوست صميمي و نزديك اصلاً و دوست معمولي بسيار كم دارند آنهم بواسطه اجبار است كه با اعضاء خانواده يك ارتباط سطحي برقرار مي كنند.
ــ ميل جنسي ندارند و حتي اگر ازدواج كنند در حدود تكليف و يك نوع فعاليت به آن مي نگرند و نه آنكه به معني واقعي از آن لذت ببرند.
ــ نسبت به انتقاد و يا تعريف تقريباً بي تفاوت هستند (واکنشي نشان نمي دهند).
ــ از نظر احساسي به معني واقعي بي روح و بي احساس (همچون يك آدم آهني) هستند. گفتار و حركاتي يكنواخت و آرام دارند و تقريباً نمي توان دريافت كه در هر لحظه چه حسي و احساسي دارند و يخ و بي روح هستند و هيجان و احساساتي از خود نشان نمي دهند. در بسياري از زمانها در رؤيا و خيال به سر مي برند و به همين دليل حتي در روابط ساده نيز قادر به برقراري رابطه معمولي نيستند.
ــ تقريباً هميشه بهدنبال فعاليتهاي انفرادي هستند (كار با كامپيوتر، كشيك يا نگهباني شبانه و...). البته بدين معني نيست كه به چنين فعاليتهايي علاقه دارند، بلكه بواسطه آنها ميتوانند از ديگران دوري گزينند و خود را مشغول كنند.
ــ دوست صميمي و نزديك اصلاً و دوست معمولي بسيار كم دارند آنهم بواسطه اجبار است كه با اعضاء خانواده يك ارتباط سطحي برقرار مي كنند.
ــ ميل جنسي ندارند و حتي اگر ازدواج كنند در حدود تكليف و يك نوع فعاليت به آن مي نگرند و نه آنكه به معني واقعي از آن لذت ببرند.
ــ نسبت به انتقاد و يا تعريف تقريباً بي تفاوت هستند (واکنشي نشان نمي دهند).
ــ از نظر احساسي به معني واقعي بي روح و بي احساس (همچون يك آدم آهني) هستند. گفتار و حركاتي يكنواخت و آرام دارند و تقريباً نمي توان دريافت كه در هر لحظه چه حسي و احساسي دارند و يخ و بي روح هستند و هيجان و احساساتي از خود نشان نمي دهند. در بسياري از زمانها در رؤيا و خيال به سر مي برند و به همين دليل حتي در روابط ساده نيز قادر به برقراري رابطه معمولي نيستند.
ابعاد پنجگانه شخصيتي اسكيزوئيد
اين افراد از بُعد بي ثباتي احساسي و پذيرندگي در سطح بالا و از نظر برون گرايي، سازگاري و تعهدپذيري در سطح پاييني قرار دارند.
ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR در مورد اختلال شخصیت اسکیزوئید
الف) گسستگی از روابط اجتماعی و محدود بودن طیف احساسات و هیجانهای ابراز شده در روابط بین فردی به صورت الگویی نافذ و فراگیر که از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینههای مختلف به چشم آید، که علامتش وجود لااقل چهار تا از موارد زیر است:
1. نه میلی به برقرار کردن روابط صمیمی و نزدیک داشته باشد و نه از اینگونه روابط لذت ببرد، از جمله عضویت در یک خانواده.
2. تقریباً همیشه فعالیتهای انفرادی را ترجیح میدهد.
3.به داشتن روابط جنسی با کس دیگر هیچ علاقهای نداشته باشد یا علاقه بسیار کمی داشته باشد.
4. از هیچ کاری لذت نبرد، یا فقط از کارهای معدودی خوشش بیاید. بجز بستگان درجه اول هیچ دوست صمیمی یا مورد اطمینانی نداشته باشد.
5. نسبت به تمجید، تشویق یا حرف دیگران بیاعتنا و بیتفاوت به نظر برسد (مثلا بعضاً وضع پوشش خاص یا ژولیده دارند و نظر دیگران برایشان مهم نیست).
6. سردی هیجانی، بی اعتنایی، یا یکنواختی از خود نشان دهد.
ب) منحصراً در سیر اسکیزوفرنی، اختلالی خلقی با خصایص روانپریشانه، سایر اختلالات روانپریشانه، یا یکی از اختلالات نافذ رشد پیدا نشده باشد، و ناشی از اثرات جسمی مستقیم یک بیماری طبی عمومی نباشد.
نکته: اگر این ملاکها بیش از شروع اسکیزوفرنی وجود داشته باشند قید «پیش مرضی» را باید افزود، مثلاً «اختلال شخصیت اسکیزوئید (پیش مرضی)».
ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR در مورد اختلال شخصیت اسکیزوئید
الف) گسستگی از روابط اجتماعی و محدود بودن طیف احساسات و هیجانهای ابراز شده در روابط بین فردی به صورت الگویی نافذ و فراگیر که از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینههای مختلف به چشم آید، که علامتش وجود لااقل چهار تا از موارد زیر است:
1. نه میلی به برقرار کردن روابط صمیمی و نزدیک داشته باشد و نه از اینگونه روابط لذت ببرد، از جمله عضویت در یک خانواده.
2. تقریباً همیشه فعالیتهای انفرادی را ترجیح میدهد.
3.به داشتن روابط جنسی با کس دیگر هیچ علاقهای نداشته باشد یا علاقه بسیار کمی داشته باشد.
4. از هیچ کاری لذت نبرد، یا فقط از کارهای معدودی خوشش بیاید. بجز بستگان درجه اول هیچ دوست صمیمی یا مورد اطمینانی نداشته باشد.
5. نسبت به تمجید، تشویق یا حرف دیگران بیاعتنا و بیتفاوت به نظر برسد (مثلا بعضاً وضع پوشش خاص یا ژولیده دارند و نظر دیگران برایشان مهم نیست).
6. سردی هیجانی، بی اعتنایی، یا یکنواختی از خود نشان دهد.
ب) منحصراً در سیر اسکیزوفرنی، اختلالی خلقی با خصایص روانپریشانه، سایر اختلالات روانپریشانه، یا یکی از اختلالات نافذ رشد پیدا نشده باشد، و ناشی از اثرات جسمی مستقیم یک بیماری طبی عمومی نباشد.
نکته: اگر این ملاکها بیش از شروع اسکیزوفرنی وجود داشته باشند قید «پیش مرضی» را باید افزود، مثلاً «اختلال شخصیت اسکیزوئید (پیش مرضی)».
الگوي فكري شخصيت اسكيزوئيد
اين افراد غالباً در اوايل دوران كودكي، پدر و مادري تقريباً بي تفاوت، سرد و يا مسامحه كار و گاهي مداخله گر داشته اند (خانواده اي عاري از عشق و محبت) و الگوي فكري زير در ضمير آنها شكل گرفته است:
O مهم نيست كه ديگران در مورد من چه فكري مي كنند؛
O اين مهم است كه آزاد و عاري از وابستگي به ديگران باشم؛
O در انجام كارها به تنهايي بيش از بودن با ديگران لذت مي برم؛
O روابط صميمي با ديگران برايم ارزشي ندارد؛
O من خود اهداف و ارزشهايم را تعيين و مشخص مي كنم؛
O حريم خصوصي من مهمتر از برقراري ارتباط با ديگران است؛
O مي توانم از عهده كارهايم به تنهايي برآيم و نيازي به كمك ديگران ندارم؛
O من نبايستي به ديگران اتكا كنم؛
O من مي توانم از ديگران تا زمانيكه درگير آنها نشوم براي مقاصدم استفاده كنم؛
O رابطه مسئله ساز خواهد بود و زندگي بدون ديگران مشكلات كمتري دارد؛
O با ديگران نمي توانم بسازم؛
O زندگي شوق و كمالي ندارد.
شيوع و علل اسكيزوئيد
O اين مهم است كه آزاد و عاري از وابستگي به ديگران باشم؛
O در انجام كارها به تنهايي بيش از بودن با ديگران لذت مي برم؛
O روابط صميمي با ديگران برايم ارزشي ندارد؛
O من خود اهداف و ارزشهايم را تعيين و مشخص مي كنم؛
O حريم خصوصي من مهمتر از برقراري ارتباط با ديگران است؛
O مي توانم از عهده كارهايم به تنهايي برآيم و نيازي به كمك ديگران ندارم؛
O من نبايستي به ديگران اتكا كنم؛
O من مي توانم از ديگران تا زمانيكه درگير آنها نشوم براي مقاصدم استفاده كنم؛
O رابطه مسئله ساز خواهد بود و زندگي بدون ديگران مشكلات كمتري دارد؛
O با ديگران نمي توانم بسازم؛
O زندگي شوق و كمالي ندارد.
شيوع و علل اسكيزوئيد
شيوع شخصيت اكسيزوئيد كمتر از 1% افراد جامعه بوده و در مردان شايعتر از زنان است. همانند ساير اختلالات شخصيتي علل خاصي براي آن شناخته نشده است ولي هر دو عامل ژنتيكي (سابقه خانوادگي) و محيطي (خانواده ناامن و بدون گرمي و صميميت و محبت) در آن نقش ايفاء مي کنند.
تشخيص و درمان اسكيزوئيد
تشخيص آن از طريق مشاوره با متخصص: گاهي همراه با تستهايي همچون MMPI-2,MCMI-2 ياTAT داده شده است و درمان آن به صورت روان درماني (تنهايي، گروهي و كمك به خود) است.
توجه: نبايستي شخصيت اسكيزوئيد را با اسكيزوفرني كه يك بيماري رواني است، اشتباه گرفت.
نكته: در برخي موارد ممكن است اختلال شخصيتي اسكيزوئيد با گوشهگيري اجتماعي (بدليل شرايط خاص)، سندرم آسپرگر و يا اوتيسم شود.
منبع مقاله :
ساداتيان، اصغر؛ آذر، ماهيار؛ (1389) آمادگي و شرايط لازم براي ازدواج، تهران: ما و شما، چاپ اول.
توجه: نبايستي شخصيت اسكيزوئيد را با اسكيزوفرني كه يك بيماري رواني است، اشتباه گرفت.
نكته: در برخي موارد ممكن است اختلال شخصيتي اسكيزوئيد با گوشهگيري اجتماعي (بدليل شرايط خاص)، سندرم آسپرگر و يا اوتيسم شود.
منبع مقاله :
ساداتيان، اصغر؛ آذر، ماهيار؛ (1389) آمادگي و شرايط لازم براي ازدواج، تهران: ما و شما، چاپ اول.
مرجع : راسخون


























