شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹ - 24 Oct 2020
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ / ۰۷:۰۸
کد مطلب: 50596
۵
۱

شخصیت زنان از دیدگاه شینودا بولن

نگار نسبی طهرانی-دکتر علیرضا ملازاده
شخصیت زنان از دیدگاه شینودا بولن
مقدمه
مفاهیم اساسی در نظریه یونگ
یکی از نظریات مهم شخصیت در روانشناسی، نظریه یونگ می باشد. با وجود این که زمان زیادی از ارایه آن می گذرد، هنوز نظریات دیگری مثل نظریه شینودا بولن بر مبنای آن ارایه شده است.

عمیق ترین سطح روان که کمتر از همه دست یافتنی است، یعنی ناهشیار جمعی (Collective Unconscious)، غیر عادی ترین و بحث انگیزترین جنبه نظام یونگ است.  یونگ معتقد بود همان گونه که هریک از ما تمام تجربیات خود را در ناهشیار شخصی انباشته و بایگانی می کنیم، نوع بشر نیز به صورت جمعی به عنوان یک گونه تجربیات گونه انسان و پیش از انسان را در ناهشیار جمعی اندوخته می کند. این میراث به هر نسل جدیدی انتقال یافته است. هرگونه تجربیاتی که همگانی باشند یعنی توسط هر نسل نسبتاً بدون تغییر تکرار شده باشند ، بخشی از شخصیت ما می شوند. گذشته بدوی ما شالوده روان انسان می شود و رفتار جاری را هدایت می کند و برآن تأثیر می گذارد.

از نظر یونگ، ناهشیار جمعی مخزن قدرتمند وکنترل کننده تجربیات نیاکانی است. بنابراین یونگ شخصیت هرفرد را نه تنها به کودکی بلکه همچنین به تاریخِ گونه و گذشته ربط داد. ما این تجربیات جمعی را مستقیماً به ارث نمی بریم. برای مثال ما ترس از مار را به ارث نمی بریم، بلکه استعداد یا پتانسیل ترسیدن از مار را به ارث می بریم. ما آمادگی داریم به همان شیوه هایی رفتار و احساس کنیم که انسان ها همیشه رفتار و احساس کرده اند.

این که آیا این آمادگی تحقق یابد یا نه، به تجربیات خاصی که هریک در زندگی با آن ها روبرو می شویم، بستگی دارد. یونگ معتقد بود که تجربیات اساسی به خصوصی، هر نسل را درطول تاریخ انسان توصیف کرده اند. برای مثال انسان ها همیشه تصوری از مادر داشته و تولد و مرگ را تجربه کرده اند. آن ها با وحشت های ناشناخته در تاریکی روبرو شده اند، نیروی پرستیدنی یا نوعی مظهر خداگونه را ستایش کرده و از موجودی اهریمنی ترسیده اند.  عمومیت این تجربیات در نسل های بی شمار، هنگام تولد بر هریک از ما تأثیر گذاشته و تعیین می کند که چگونه دنیای خود را درک کرده و به آن واکنش نشان می دهیم.

یونگ نوشت: " شکل دنیایی که فرد در آن متولد شده است، از پیش به صورت تصوری بالقوه، در او وجود دارد " ( یونگ 1953 ) .چون ناهشیار جمعی مفهومی غیرعادی است، به دلیل این که یونگ آن را مطرح کرد و نوع شواهدی که برای تأیید آن گردآوری نمود، اهمیت دارد. یونگ درجریان مطالعه فرهنگ های باستانی، اسطوره ای و واقعی ، به چیزی پی برد که به اعتقاد وی موضوعات و نمادهای مشترک در نواحی گوناگون دنیا بودند. تاجایی که او توانست مشخص کند، این عقاید به صورت شفاهی یا نوشتاری از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر منتقل نشده بودند. علاوه براین، بیماران یونگ دررویاها و خیال پردازی ها ، همان نوع نمادهایی را به یاد آوردند و برای او شرح دادند که در فرهنگ های باستانی کشف کرده بود. او نتوانست برای این نمادها و موضوعات مشترک درفواصل جغرافیایی و دنیوی گسترده ، توجیه دیگری پیدا کند غیرازاین که بگوید آن ها توسط ذهن ناهشیار هر فرد انتقال یافته اند.

کهن الگوها
جربیات باستانی موجود در ناهشیار جمعی به وسیله موضوعات و الگوهای تکرار شونده ای جلوه گر می شوند که یونگ آن ها را کهن الگوها (Archetypes ) نامید. (یونگ 1947). او از اصطلاح صورت های ازلی (Primordial images) نیز استفاده کرد. به تعداد تجربیات مشترک انسان، چنین تصورات ذهنی وجود دارد. کهن الگوها با تکرار شدن در زندگی نسل های پی در پی، بر روان ما نقش بسته اند و در رویا ها و خیال پردازی های ما آشکار می شوند. قهرمان، مادر، کودک، خدا، مرگ، قدرت و پیرفرزانه از جمله کهن الگوهایی هستند که یونگ مطرح کرد. تعدادی از این کهن الگوها کامل تر از دیگران رشد کردند و منظم تر بر روان ما تأثیر می گذارند. این کهن الگوهای اصلی عبارتند از پرسونا، آنیما، آنیموس، سایه و خود.

کهن الگوی پرسونا نقابی است که برچهره می زنیم یا ظاهر علنی است که به خود می گیریم تا خود را به صورت متفاوت با آنچه واقعاً هستیم نشان دهیم. یونگ معتقد بود که پرسونا ضروری است. زیرا مجبوریم نقش های متعددی را درزندگی بازی کنیم تا در تحصیل و کار موفق باشیم و با افراد گوناگون کنار بیاییم. گرچه پرسونا می تواند مفید باشد. اما اگر به این باور برسیم که ماهیت واقعی ما را منعکس می کند، می تواند مضر نیز باشد. به جای اینکه صرفاً نقش بازی کنیم، شاید به آن نقش تبدیل شویم، درنتیجه جنبه های دیگر شخصیت ما امکان رشد کردن پیدا نمی کنند.

یونگ این فرایند را به این صورت شرح داد:
امکان دارد که خود (Ego) به جای همانند سازی با ماهیت واقعی فرد با پرسونا همانند سازی کند که در این صورت حالت معروف به تورم پرسونا ایجاد خواهد شد. خواه کسی نقشی را بازی کند یا آن نقش را باور کند، خود را فریب می دهد. درمورد اول این فرد دیگران را فریب می دهد، در مورد دوم خودش را فریب می دهد.

کهن الگوهای آنیما (Anima) و آنیموس(Animus) به تأیید یونگ اشاره دارد که انسان ها اصولاً دو جنسی هستند. درسطح زیستی هر جنس علاوه بر هورمون های جنس خودش، هورمون های جنس دیگر را نیز ترشح می کند. در سطح روان شناختی، هرجنس خصوصیات، خلق و خوها و نگرش های جنس دیگر را به خاطر قرن ها زندگی کردن با هم آشکار می سازد. روان زن جنبه های مردانه را در بر دارد (کهن الگوی آنیموس) و روان مرد حاوی جنبه های زنانه است (کهن الگوی آنیما).

نماد یین/یانگ جنبه های مکمل ماهیت ما را نشان می دهد. طرف تیره سمت راست جنبه های زنانه را نشان می دهد( کهن الگوی آنیما ) و طرف روشن سمت چپ بیانگر جنبه های مردانه است ( کهن الگوی آنیموس ) . نقطه ای که رنگ متضادی در هر قسمت دارد، ابراز ویژگی های کهن الگوی متضاد را نشان می دهد. این ویژگی های جنسی متضاد به سازگاری و بقای گونه کمک می کنند، زیرا آن ها فرد یک جنس را قادر می سازند تا ماهیت جنس دیگر را درک کند. کهن الگوها ما را آماده می کنند تا برخی ویژگی های جنس مخالف را دوست داشته باشیم. این ویژگی ها رفتار ما را با توجه به جنس مخالف هدایت می کنند. یونگ تأکید کرد که آنیما و آنیموس هردو باید ابراز شوند. مرد باید علاوه بر خصوصیات مردانه خود، خصوصیات زنانه خویش را نیز ابراز کند و زن باید همراه با خصوصیات زنانه خود، خصوصیات مردانه اش را نشان دهد. درغیراین صورت این جنبه های حیاتی نهفته می مانند و رشد نمی کنند و به یک طرفه بودن شخصیت منجرمی شوند.

قدرتمندترین الگویی که یونگ مطرح کرد ، نام شوم و اسرارآمیز سایه (Shadow) را دارد که غرایز ابتدایی و بدوی را شامل می شود و از این رو ریشه های آن از تمام کهن الگوهای دیگر عمیق تر است. رفتارهایی که جامعه، اهریمنی و غیراخلاقی می دانند در سایه قرار دارند و اگر قرار باشد افراد در آرامش زندگی کنند این جنبه تیره ماهیت انسان باید رام شود. ما باید این تکانه های ابتدایی را مهار کنیم و برآن ها چیره شویم و از خود در برابر آن ها محافظت کنیم. اگر این کار را نکنیم احتمالاً جامعه ما را تنبیه خواهد کرد. اما با یک معضل روبرو هستیم . سایه نه تنها منبع اهریمنی است بلکه منبع شادابی ، خلاقیت و هیجان نیز هست.

بنابراین اگر از سایه به طور کامل جلوگیری شود، روان، کسل کننده و بیروح خواهد شد . وظیفه Ego این است که غرایز حیوانی را به قدر کافی سرکوب کند که متمدن محسوب شویم و در عین حال امکان ابراز کافی را به غرایز بدهد تا شور و خلاقیت به بار آورند.

کهن الگوی خود (Self Archetype) بیانگر یکپارچگی، انسجام و هماهنگی کل شخصیت است. از نظر یونگ تلاش در جهت این یکپارچگی یا تمامیت هدف اصلی زندگی است. این کهن الگو منسجم کردن و متعادل ساختن تمام اجزای شخصیت را شامل می شود.

در کهن الگوی خود، فرایندهای هشیار و ناهشیار همگون می شوند، طوری که خود (Self) که کانون شخصیت است از خود ( Ego ) به نقطه تعادل بین نیروهای متضاد هشیار و ناهشیار جابجا می شود. در نتیجه مواد موجود در ناهشیار از آن پس تأثیر بیشتری بر شخصیت خواهند داشت.

نظریه شینودا بولن
جین شینودا بولن به عنوان یکی از شاگردان یونگ و از روان پزشکان شناخته شده آمریکایی است. او را مبتکر و مدافع ۵ کنفرانس جهانی زنان سازمان ملل متحد می شناسند. همچنین بولن دیپلمات هیات آمریکایی روانپزشکی و نورولوژی هم بوده است. نظریات او در زمینه کهن الگویی شناخته شده اند. او چندین کتاب را در همین زمینه تالیف کرده است که از جمله می توان به «الهه ها در هر زن»، «الهه ها در پیرزن»، «عبور به آوالون»، «نمادهای اسطوره ای و روانشناسی در مردان» و «خدایان درون مردان» اشاره کرد.

شینودا بولن معتقد بود که یونگ (استادش) از کنش ها و رفتارهای خدایان و خدابانوان اساطیری برای بررسی تیپ های شخصیتی استفاده کرده است. زیرا آنها خصوصیات انسانی بی شماری داشتند که برای نسل های بعد به عنوان الگو شناخته شدند. در واقع رفتارهای عاطقی، شکل ظاهری و اساطیری آنها با اندیشه و رفتارهای انسان های عصر ما همخوانی دارد.

برای درک بهتر این موضوع و نظریات بولن می توان به تاثیرات امامان شیعه بر روی رفتار پیروان آنها اشاره داشت. اگر ما ائمه را به عنوان کهن الگو در همان نظریات شینودا و بولن در نظر بگیریم، رفتار و خصایص رفتاری آنها از سوی پیروان و شیعیان الگوبرداری می شود. با وجودی که انسان های عصر ما امامانی را که در ۱۳۰۰ سال پیش زندگی می کرده اند، هرگز ندیده اند. تنها به دلیل صحبت هایی که نسل به نسل منتقل شده است و اطلاعاتی که در کتاب های مربوط به زندگی آنان به دست آورده اند، از این کهن الگوها پیروی می کنند.


تنوع رفتاری و شخصیتی در کهن الگوها
با توجه به اینکه شینودا بولن معتقد است کهن الگوها تاثیر زیادی بر روی کنش و رفتارهای انسان ها دارد، تنوع رفتاری و شخصیتی آنها نیز در شکل گیری انواع تیپ های شخصیتی موثر است. به عبارت دیگر شینودا معتقد است رب النوع ها (خدایان و خدابانوان) دارای خصوصیات منحصر به فردی هستند که پیروان هر یک از آنها رنگ و بوی کهن الگوی مخصوص خود را می گیرد. در واقع آنها دارای ویژگی های عاطفی و نیازهای به خصوصی هستند که ساختار شخصیتی آنها را به وجود می آورد.

تصور کنید یک رب النوع به عنوان کهن الگو برای نسل امروز فردی آرام و صبور، تلاشگر و مغرور، معتقد و خوش مشرب شناخته شده است. در واقع برای این نسل رب النوع مذکور اینگونه معرفی شده است. بنابراین وقتی گروهی از انسان ها او را به عنوان کهن الگوی خود می پذیرند، تمام آن ویژگی ها را در خود پرورش می دهند.


انواع تیپ شخصیتی از نظر شینودا بولن
جین شینودا بولن براساس کهن الگوهای زنانه و مردانه چندین تیپ شخصیتی را از هم متمایز می کند. او در کتاب نمادهای اسطوره ای و روانشناسی زنان سعی دارد تا با شناخت و معرفی هر یک از این کهن الگوها چندین تیپ شخصیتی را مشخص کند. البته کهن الگوهای شینودا براساس اسطوره های یونان باستان هستند. در اشعار هومر ( ایلیاد و اودیسه ) ایزد بانوانی در کوه المپ زندگی می کردند که شینودا بولن آن ها را تحلیل روان شناختی نموده است. براساس این تحلیل ، شینودا بولن اسطوره زنان را سه قسمت کرده است:
-زنان مستقل (آتنا ، آرتمیس، هستیا)
-زنان وابسته (دیمیتر، پرسفون، هرا)
-آفرودیت
 
در این جا به شخصیت زنان مستقل می پردازیم .

آتنـــــا
یکی دیگر از تیپ های شخصیتی از نظر شینودا براساس کهن الگوی آتنا شکل می گیرد. این الهه بخشی از یک زن عاقل و مقاوم است. زنانی که این کهن الگو را برمی گزینند، در روابط اجتماعی مثل مردان در جنگ با مشکلات مهارت کسب می کنند. از مشکلات و موانع هراسی ندارند. بسیار عاقلانه و هوشمندانه رفتار می کنند. یکی از کهن الگوهای زنان آتنا است. بولن معتقد است آتنا بخشی از یک زن عاقل و مقاوم است. زنانی که مانند مردها و همپایشان کار می کنند. زنانگی کمی دارند. وقتی با شما صحبت می کنند، احساس می کنید که با یک مرد روبرو هستید. آن ها شخصیت ضد اجتماعی ندارند. آتنا تایپ ها در دوران مدرسه همیشه میز اول کلاس می نشستند و همیشه نمره بیست می گرفتند و در دوران دانشگاه جزو آن دسته از شاگردانی بودند که هیچ وقت غیبت نمی کردند . آن ها پس از پایان تحصیل سریع جذب بازار کار می شوند و کاملاً متعهدانه رفتار می کنند. آن ها هیچ گاه به دنبال حقوق برابر با مردان نیستند. آن ها خوداشتغال یا کارآفرین نیستند بلکه عضو یک سازمان می شوند و به خوبی سلسله مراتب را طی می کنند تا رییس شوند. آن ها معمولاً عشوه گری ندارند، آرایش نمی کنند و ترجیح می دهند همپای مردها کار کنند. در ارتباط با روابط عاطفی معمولاً باکره یائسه می شوند و روابط عاطفی بسیار کم رنگی دارند. این گروه از ارتباط و ازدواج به دورند و معمولاً مردان ضعیف جذب آتنا تایپ ها می شوند.


آرتمیس
یکی از کهن الگوهای زنان آرتمیس است. بولن معتقد است این الهه بخشی از شخصیت یک زن است که تمایل زیادی به طبیعت دارد. او زنی جنگجو و مستقل است که نیاز به مرد ندارد. تیپ های شخصیتی زنانه براساس الهه آرتمیس اهل سفرهای اکتشافی هستند و چون در زندگی نیازی به مرد ندارند، راه زندگی را خود در پیش می گیرند. زنانی نترس و شجاع هستند. معمولاً قانون شکن و قانون گریزند و همچنین خود اشتغال و کارآفرین می باشند. آرتمیس ها به شدت طرفدار حقوق زنان هستند. معمولاً جذب رشته های حرفه ای ورزش می شوند مانند تکواندو و فوتبال. همیشه به دنبال برابری و برتری با مردان می باشند. آن ها معمولاً ازدواج نمی کنند . آرتمیس ها همواره به دنبال تأیید بوده و اگر با آن ها مخالفت شود رابطه را قطع می نمایند. راننده کامیون های زن می توانند از گروه آرتمیس ها باشند.


هستیا
او الهه خرد و معنویت است. زنانی که هستیا را به عنوان کهن الگو انتخاب می کنند، منتظر کمک های دیگران نیستند. آنها حتی زمانی که در سخت ترین شرایط زندگی قرار می گیرند، می توانند فرصت ها را پیدا کنند. در واقع استقلال فکری و عملی یکی از خصیصه های این نوع تیپ های شخصیتی زنانه است. زنانی که اهل خرد و معنویت هستند. هستیا نماد تمامیت است. او درون گراست و همواره در حال عبادت.
هستیا نماد مریم مقدس و نجیب و باکره است. او نیازی به مرد ندارد زیرا سرگرم عبادت است. همیشه در حال مدیتیشن، یوگا و یا خواند نماز می باشد. هستیا تایپ ها اگر وارد روابط عاطفی شوند همسر و فرزندان در درجه دوم اولویت ها قرار می گیرند.


زنان وابسته
پرسفون: این الهه نماد زنی معصوم و ساده لوح است. زنانی که این کهن الگو را انتخاب می کنند راحت ترین و در عین حال احمقانه ترین مسیرهای زندگی را انتخاب می کنند که آسیب های زیادی را متوجه آنها می کنند. سادگی و معصوم بودن گاهی باعث می شود در زندگی فریفته شوند. اغلب کسانی که پرسفون را به عنوان کهن الگو انتخاب می کنند قربانی زندگی و اطرافیان می شوند.

دیمیتر: نماد زنی فداکار و قدرتمند است. او قادر است در هر شرایطی مسوولیت هایش را به بهترین شکل ممکن برعهده بگیرد. یک مادر فداکار در کنار زنی که محیط کار موفق است. این کهن الگو با تیپ های شخصیتی موفق در امور خانه داری و کار همخوانی دارد.

هرا: یکی دیگر از کهن الگوهای یونان باستان است که شینودا معتقد است زنانی که در روابط زناشویی موفق هستند و نقش همسر را به بهترین شکل ایفا می کنند، با این کهن الگو مطابقت دارند. در واقع هرا الگوی همسری فداکار و موفق است.

زن کامل
آفرودیت: یکی دیگر از کهن الگوهای یونان باستان الهه آفرودیت است. او زنی زیبا بود و به همین دلیل شینودا معتقد است زنانی که آفرودیت را به عنوان کهن الگو انتخاب می کنند، به زیبایی و آراستگی خود اهمیت زیادی می دهند. آفرودیت تایپ کیمیاگر است. یعنی عناصر متضاد در یک نظم در کنار هم قراربگیرند. ما با یکی از این تایپ های غالب به دنیا می آییم و بعد از آگاهی نسبت به این تیپ های شخصیتی درصد حضور آن ها را در زندگی خود کم و زیاد می کنیم.


گردآوری:
- نگار نسبی طهرانی، کارشناس ارشد روانشناسی عمومي، کارشناس نوروفیدبک
- دکتر علیرضا ملازاده، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، نویسنده و روان درمانگر
alimollazade@yahoo.com

منابع:
-شولتز، دوان پی، شولتز، سیدنی (2013) نظریه های شخصیت، ترجمه یحیی سید محمدی( 1399)، نشر ویرایش.
-شینودا بولن، جین، روان شناسی زنان ( الهه درون زن )، ترجمه ملیحه وفامهر.(1398) نشردانژه.
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

نگار
Iran, Islamic Republic of
سلام بسیار جامع و کامل بود با سپاس
چرا اغلب احساس می‌کنیم در حال «از دست دادن» فرصت‌ها هستیم؟
سیر تا پیاز انواع بیماری سادیسم + علل
ارتباط عجیب و باورنکردنی مصرف شکر با عصبانیت
دردسرهای روانشناسی بازاری؛ مجبور نیستید این قورباغه را قورت دهید!
آسیب روانی کرونا بر زنان سه برابر مردان است
اقتصاد رفتاری (Behavioral economics)
مراحل سازگاری در سوگ فرزند
اختلال اضطراب منتشر
چگونه دخترانی با اصالت تربیت کنیم؟
چگونگی تحمل و سوگواری صحیح بر مرگ عزیزان
چگونه از کودکان خود در برابر سو استفاده جنسی محافظت کنیم+ 10 توصیه کاربردی
هفته اول ابتلا، زمان طلایی درمان کروناست
دو بیگانه همدرد، از دو خویشاوند بی‌درد یا ناهم‌درد، با هم خویشاوندترند… علی شريعتی