سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹ - 24 Nov 2020
تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۹ / ۰۹:۰۷
کد مطلب: 51308
۱
روانشناسان چگونه میتوانند رابطه درمانی را بهبود ببخشند؟

اتحاد درمانی چیست؟!

اتحاد درمانی چیست؟!
چطور می‌توانم از جلسات روان‌درمانی‌ام حداکثر استفاده را ببرم؟
 روان‌درمانی مانند مراجعه به مطب دندان‌پزشک یا پزشک نیست، که منفعلانه منتظر بمانید تا ببینید پزشک‌تان چه تشخیصی می‌دهد و برای طرح درمان چه تصمیمی می‌گیرد. به عبارت دیگر روان‌درمانی چنین نیست که شما نقشی در بهبودی‌تان نداشته باشید و فقط چشم به دهان روان‌درمانگر بدوزید تا او به شما بگوید چه بکنید یا چه نکنید! بلکه نوعی همکاری و مشارکت فعالانه و دوجانبه بین شما و روان‌درمانگرتان است. در حقیقت، صدها مطالعه نشان داده است که مهمترین عامل موثر بر نتیجه‌بخش بودن روان‌درمانی، ارتباطِ دوسویه و تعامل بین بیمار و روان‌درمانگر است که با عنوان «اتحاد درمانی» یا «پیمان درمانی» نیز شناخته می‌شود.


اتحاد اتحاد، رمز پیروزیست
اتحاد درمانی


امروزه بسیاری از رواندرمانگران این پیوند را ابزار کلیدی در کمک به مراجعان برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی خود می‌دانند. بنابراین، توانایی ایجاد یک رابطه درمانی قوی و قابل‌اعتماد در حال حاضر یک مهارت ضروری در حوزه سلامت روانی در نظر گرفته می‌شود.

اتحاد درمانی یعنی مراجع/بیمار پا به پای روان‌درمانگر برای رسیدن به اهدافش فعالانه مشارکت کند و خنثی، کنش‌پذیر، یا بی‌تفاوت نباشد. برای اینکه بتوانید حداکثر استفاده را از روان‌درمانی ببرید برای تعیین اهداف درمان به روان‌درمانگرتان یاری دهید و در فرآیند درمان مشارکت فعال داشته باشید تا  حداکثر بهره را از جلسات ببرید. همچنین می‌توانید از روان‌درمانگرتان در مورد طرح درمان سوالاتی بپرسید. اگر فکر می‌کنید جلسه‌ای خوب پیش نرفته است، حتماً به روان‌درمانگرتان بازخورد دهید تا او طرح درمان را در صورت لزوم تعدیل و بازبینی نماید.

قاعده کلی این است که همواره هر گونه فکر یا احساسی که در فواصل جلسات نسبت به درمانگر و یا جلساتتان تجربه می‌کنید را با درمانگرتان در میان بگذارید تا به همراه هم بر روی آن کار کنید. با خود عهد ببندید رابطۀ درمانی‌تان را صادقانه، رک، و اصیل پیش ببرید.

بر اساس تجربه تحلیل کودکان حداقل به دو روش می توان اتحاد درمانی را تعریف کرد(سندلر، کندی و تایسون،۱۹۸۰):
روش نخست تلقی اتحاد به عنوان مفهوم توصیفی جامع است، ترکیبی از کل عواملی که بیمار را در درمان نگه می دارد و او را قادر می سازد تا در طی دورہ های مقاومت یا انتقال خصمانه همچنان در درمان بماند.
رویکرد دوم در نظر گرفتن اتحاد به عنوان مفهومی محدودتر است که به طورخاصی با آگاهی بیمار از بیماری و احساس هشیار یا ناهشیار نیاز به انجام کاری در مورد آن مربوط می شود؛ این به ظرفیت بیمار برای تحمل تلاش و درد روبرو شدن با تعارض درونی ارتباط دارد.

در راستای تعریف گسترده تر، رابطه درمانی غالباً می تواند عمدتاً بر اساس ارضاهایی که عناصر غریزی را در بر می گیرند مانند #عشق به روانکاو یا اشتیاق به ابژه حفظ شود. این جنبه ها می توانند به عنوان عناصر غریزی یا مربوط که در اتحاد درمانی وجود دارند در نظر گرفته شوند. با این وجود رابطه درمانی باید بر اساس عناصر ایگو نیز باشد که در تعریف محدودتر لحاظ می شوند.

به طور ایده آل، درمانگر باید نسبت به عناصر متفاوت اتحاد درمانی به گونه ای که در موقعیت “اینجا و اکنون ” تحلیل وجود دارند، حساس باشد و بداند که چگونه با نوسان شدت، ترکیب و ثبات اتحاد، این مؤلفه های مختلف تغییر می یابند. به نظر می رسد مفهوم اتحاد درمانی به سهولت و بدون تغییر اساسی قابل گسترش به خارج از حیطه روانکاوی است، گرچه واقعیت این است که در موقعیت های بالینی متفاوت(اگر از اصلاح منینگر استفاده کنیم) “قراردادهای” بالینی متفاوت وجود دارد.

از آنجا که تغییر رفتار دشواراست و یک شبه اتفاق نمی‌افتد، تمرین و تکرارِ پیوستۀ آموزه‌های جدید از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. به راحتی ممکن است به الگوهای نامطلوبِ قدیمی تفکر و رفتار بازگردید، بنابراین بین جلسات هوشیاری و ذهن‌آگاهی خود را حفظ نمایید و توجه کنید چگونه دارید به رویدادها واکنش نشان می‌دهید، آیا بینش‌هایی که در جلسات روان‌درمانی کسب کرده‌اید را در موقعیت‌های زندگی روزمره تان به کار می بندید یا فقط به حضور در جلسات اکتفا می‌کنید و به گفت و گوهایی که با روان‌درمانگرتان در طی جلسات داشته‌اید کاری ندارید؟

تجربه‌هایتان از عملی ساختن بینش‌ها و مهارت‌های جدید در زندگی روزمره را با روان‌درمانگرتان درمیان بگذارید تا به کمک اطلاعاتی که از این راه به دست می‌آورد به شما کمک بیشتری بکند. 

بنابراین از طریق ممارست و بهوشیاری دستاوردهایتان را استحکام می‌بخشید، و به تبع آن روان‌درمانی نیز سریع‌تر پیش می‌رود و تاثیرات درمان پایا باقی می‌ماند.
 
اتحاد درمانی فیلتر مرکزی همه حرف ها و اقدامات ما است: آیا در حال حاضر حرفی که می زنم و کاری که انجام می دهم به ایجاد اتحاد درمانی کمک می کند یا آن را به مخاطره می اندازد؟

بوردین (۱۹۹۴) مطرح کرد که سه مؤلفه بر کیفیت اتحاد درمانی تأثیر می‌گذارند:
الف) توافق درمانگر و درمانجو بر سر اهداف درمانی
ب) توافق درمانگر و درمانجو بر سر وظایف و تکالیف درمانی
ج) پیوند هیجانی بین درمانگر و بیمار(همدلی کردن،توجه مثبت و درک درمانجو)

شواهد نیز نشان می‌دهد که خصوصیات بیمار و درمانگر هر دو بر اتحاد درمانی تأثیر گذارند (نورکراس، ۲۰۱۱). با وجود این پژوهش‌ها به طور سنتی بر خصوصیات و ویژگی‌های بیمار، نه نقش دلبستگی درمانگر، تأکید کرده‌اند.

تکالیف درمان عبارتست از تکنیک ها یا نظرات، موضوعات بحث، فرایند مصاحبه، تعداد جلسات و همه فوت و فن های کار. اهمیت موضوعات به ظاهر ساده ای مثل زمان بندی، کنسلی ها، پرداخت حق الزحمه و ارتباط مابین جلسات را دست کم نگیرید. همه اینها ابعادی از کار هستند و می توانند به نفع یا به ضرر اتحاد درمانی حساب شوند.

همه رفتارهای شما باید از فیلتر اتحاد عبور کند(هر اقدام شما تجلی اتحاد است). مطالعات ما نشان داد که بالاترین دسته شکایات درمانجویان فقط به بُعد اتحاد مربوط بود. کمک گرفتن از درمانجو برای تنظیم تکالیف درمانی علاوه بر اینکه احترام به توانایی درمانجو است، تلاش ما برای تشریک مساعی را نیز نشان می دهد. این موضوع احتمالا بزرگترین نقطه کور اتحاد درمانی برای ما است. با این وجود، ما قرار است که متخصص باشیم، درست است؟

قسمت زیبای تنظیم تکالیف درمان به صورت مشارکتی این است که نه تنها مطمئن می شویم اتحاد درمانی لازمه کار است، بلکه این فرایند انگیزه ای مداوم برای بسط افق های نظری مان فراهم می کند. مذاکره در مورد تکالیف درمانی گامی برای یادگیری چیزهای جدید، گسترش دانش های مفهومی و وسعت بخشیدن به دانش نظری شما است.
 
 
چرا یک رابطه درمانی قابل‌ اعتماد بسیار مهم است؟
اکثر مردم هنگامی که در اطراف افرادی هستند که به آن ها اعتماد دارند، همانند خود واقعی خود رفتار میکنند.(بدون نقاب و نقش بازی کردن) این به دلیل آن است که اغلب مردم هنگامی که با دوستان نزدیک یا اعضای خانواده خود هستند آزاد و رها می‌شوند.(خودمونی) با این حال، برخی از افرادی که به دنبال درمان هستند در واقع ممکن است در اطراف عزیزانشان احساس ناراحتی بکنند.

درمانگران حرفه ای تشخیص می‌دهند که ایجاد رابطه درمانی نزدیک، ضروری است، برای کمک به مراجعان برای ریلکس کردن، کاهش مقاومت مراجع و صحبت صادقانه در مورد مسائلی که بر آن‌ها تاثیر می‌گذارد، ضروری است.

 
چندین فاکتور وجود دارد که ممکن است باعث شود مراجع در طی درمان احساس تنش و بی اعتمادی کند.
برخی از این عوامل عبارتند از:
سابقه آسیب
داشتن تجربه گذشته منفی در درمان
احساس اینکه انگار او برخلاف میلش مجبور به درمان شده است
ترس از قضاوت توسط درمانگر اگر فلان چیزها را به او بگویم
تجربه برخی شرایط بهداشت روان مانند اضطراب
احساس ناراحتی در اتاق درمان
انگ اجتماعی همراه با درمان
تخمین زده می شود که ۲۰درصد از مراجعین درمان را زود ترک می کنند ، زیرا به سختی می توانند احساسات خود را باز و به اشتراک بگذارند. بنابراین درمانگران برای تقویت اتحاد درمانی چه کارهای خاصی می توانند انجام دهند؟

این ده پیشنهاد را در نظر بگیرید:
اطمینان حاصل کنید که مراجع احساس راحتی می‌کند و از نظر فیزیکی راحت است.
به رابطه درمانی فرصت کافی برای توسعه دهید.
از قضاوت در مورد مراجع خودداری کنید.
احساسات شخصی خود را تحت کنترل داشته باشید
قبل از شروع جلسه درمان سوالات خود را برنامه ریزی کنید
شیوه ای که سوالات را میپرسید متنوع کنید.
به مراجع این احساس را بدهید که به خوبی حرف هایش شنیده میشود.
دریابید که مراجع می خواهد در درمان به چه چیزی برسد.
بر نیازهای مراجع تمرکز کنید.
در درمان گرمی، همدلی و دلسوزی نشان دهید.
 
اتحاد به ارائه فنون یا درمان مشخص بستگی دارد(چارچوبی برای درک یا حل مشکل). اگر درمانجو در کارها و تکالیف درمانی مشارکت داده نشود یا در انجام آن شکست بخورد، درمان موثر نخواهد بود و لازم است تغییری صورت گیرد. در اصل، تکنیک ها، اتحاد در عمل هستند؛ ارائه توضیحی برای مشکلات درمانجو و چاره جویی برای آنها(بیان عقیده درمانگر به امید اینکه چنین پاسخ هایی در درمانجو ایجاد کند). درواقع شما نمی توانید اتحاد بدون درمان(توافق بین درمانجو و درمانگر درباره نحوۀ رسیدن به اهداف درمانی) داشته باشید. همینطور شما نمی توانید بدون یک روش مناسب (هم برای درمانگر و هم درمانجو) در خصوص درک نحوۀ وقوع تغییر، انتظار مثبتی برای تغییر داشته باشید.
 
در اینجاست که انواع مدل ها و تکنیک ها برجسته می شوند. سوال این است: آیا این مدل یا تکنیک تقویت کننده اتحاد است یا نه؟ آیا این تکنیک مناسب درمانجو است یا نه؟ آیا کاربست این تکنیک به اتحاد درمانی کمک می کند یا مانع آن می شود؟ آیا این فن چیزی هست که شما و درمانجو از پس آن بر بیایید؟ شما هم اینجا مهم هستید.

اگر به رویکردی که در پیش گرفته اید اعتقاد ندارید پس رویکرد خوبی نخواهد بود. آیا می توانید نظرات درمانجو در مورد اینکه دوست دارد چطور به او کمک شود بپذیرید؟ اینجا است که مهارت های شما در برقراری اتحاد نقش دارد: توانایی بین فردی شما برای کشف نظرات درمانجو، گفتگو در مورد گزینه های موجود، تشریک مساعی برای طرح ریزی و گفتگو در مورد هر تغییری که درمانجو سودمند دانسته است. مقیاس درجه بندیی جلسات(SRS) به شما کمک می کند در مسیری درست تکالیف درمان را پیگیری کنید و مطمئن شوید که رویکرد شما مناسب درمانجو است.

نکته پایانی: اکثر درمانگران در دو مولفه اصلی اتحاد درمانی عملکرد خوبی دارند اما توافق در مورد تکالیف درمان همچنان یک نقطه کور است. شما بدون توافق در مورد نه تنها اهداف درمان بلکه نحوه ای که درمان مسائل را مورد بررسی قرار می دهد نمی توانید اتحاد درمانی خوبی داشته باشید. اتحاد مانند چهارپایه است. اگر یکی از پایه ها نباشد یا لق بزند احتمالا سقوط خواهید کرد...
 
برگرفته از:
-کتاب: محمدصادق، عاطفه. (1398). تکیه زدن بر اتحاد درمانی.
سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی
-یک روان
- بنیاد انسان و زندگی/ نوشین مجلسی
-بیمار و روانکاو، نوشته سندلر هولدر و دیر- ترجمه نهاله مشتاق
 

 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

شیخ "محمدحسن راستگو" قصه‌گوی کودکان درگذشت
ده توصیه برای ایجاد افکار مثبت در دوران کرونا
پاسخ به برخی سوالات درباره واکسن "کووید-۱۹"/همه باید ماسک بزنند
تاب آوری در بحران
افراد خلاق بینشی دارند که بهره‌وری آن‌ها را افزایش می‌دهد
دکتر سیروس مرادی زاده -روانشناس لرستانی درگذشت
درمان اختلالات روانی کودکان
۴ سوال اساسی هنگام خواستگاری
آرامش است پایان اضطراب‌ها؛ روز خوشِ ما هم می‌آید
احساس خوشبختی با به کارگیری قوانین روانشناسی
چرا زنان در رانندگی منضبط‌تر هستند؟
آیا اندوه باکلاس‌تر از شادی است؟
هر وقت احساس حسادت کردیم ، یادمان باشد ، خاموش کردن شمع دیگری ، باعث نمیشود ، شمع ما درخشان تر نور افشانی کند