چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۹ - 28 Oct 2020
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ / ۱۴:۵۳
کد مطلب: 51448
۲
چالش‌های ارتباط با نوجوانان از نگاه دکتر نازنین حبیبی

قافیه را باخته‌ای رفیق فرزند نوجوان خود نباشی

مونا دهقان
قافیه را باخته‌ای رفیق فرزند نوجوان خود نباشی
مشکلات بین خانواده‌ها و فرزندانشان در دوران نوجوانی دارای دو بخش یا دو پرسش است: اول اینکه خانواده‌ها چه تفکری در مورد این دوران زندگی فرزند خود دارند و مشکلات را چگونه می‌بینند و دوم اینکه فرزندان مشکلات خود را با خانواده‌ها به چه صورت می‌بینند و البته در این ارتباط دو سویه هر کدام حق را از آن خود می‌داند. در این زمینه با نازنین حبیبی، روانشناس بالینی گفتگو کرده‌ایم که ماحصل گفته‌های او را در ادامه می‌خوانید.
 
بسیاری از نوجوانان دچار آشفتگی ذهنی هستند، احساس قدرت می‌کنند و می‌خواهند عرض اندام کنند، رفتار‌هایی دارند که می‌خواهند قدرت خود را به اطرافیان نشان دهند که بر اساس جنسیت و فضایی که در آن هستند متفاوت است، نسبت به آداب و رسوم سرپیچی‌هایی دارند و دیگر دوست ندارند والدین به آن‌ها بگویند کجا برویم، به دلیل تغییرات ظاهری نگران هستند، گاهی کاری را آغاز می‌کنند و چند روز بعد پشیمان و آن را رها می‌کنند، حال روحی خوبی ندارند و دچار سردرگمی هستند و به دنبال پاسخ‌هایی در زندگی خود می‌گردند. از خود سؤال می‌کنند من چه کسی هستم؟ من دنبال چه چیزی می‌گردم؟ چه چیزی را دوست دارم؟ و به دنبال علاقه‌مندی‌های خود بوده و می‌خواهد فردی مستقل باشد و نگذارد والدین برایش تصمیم بگیرند. از طرفی دیگر پدر و مادر که تا دیروز با کودکی حرف‌گوش‌کن سروکار داشتند امروز با فرزندی روبه‌رو هستند که بزرگ و عقل‌رس شده، قد کشیده، اما اتاقی نامرتب دارد، هیچ مسئولیتی را نمی‌پذیرد، گاهی اوقات در را محکم می‌کوبد، به دنبال استقلال خود است و دیگر مانند قبل نمی‌گذارد پدر و مادرش به جای او انتخاب کنند و با آن‌ها بر سر اختیاراتش بگو مگو و حاضرجوابی می‌کند، در چشمان والدین زل می‌زند و می‌گوید «دلم می‌خواهد...»، به سر و وضعش اهمیت می‌دهد، در فضای مجازی می‌چرخد و نمی‌داند والدینش که عاشقانه دوستش دارند با هر یک از این کار‌ها دلشان هزار راه می‌رود که «وای! بچه‌ام از دستم رفت، تربیتش؟ آینده‌اش؟ هر چه تا امروز رشته بودم پنبه شد...»، اما هیچ احتیاجی به این نگرانی‌ها نیست. والدین با حفظ آرامش خود باید بگذارند این دوران سپری شود، اگر روز‌هایی را به یاد آوریم که فرزندتان در سن ۷، ۸ ماهگی بود یادتان می‌آید که دائم دستانش را به دهان می‌برد یا به وسیله هر شیء تلاش می‌کرد لثه‌اش را بخاراند، این کار در آن زمان اقتضای سنش بود و دندان درآوردنش... اگر والدین چندین بار هم دستش را از دهانش بیرون می‌آوردند کودک باز هم کار خود را می‌کرد.
 

روحیات نوجوان همانند دریاست. در این دوران گاهی بسیار آرام و آفتابی و گاهی دریایی طوفانی و گاهی اوقات با امواجی کم است و خلقی متفاوت دارد. خانواده‌ها با دیدن این خلق متفاوت مضطرب و عصبانی می‌شوند و زمانی که دریا طوفانی است و نوجوان حال خوبی ندارد والدین نیز عصبانی شده و با او وارد بحث می‌شوند در مقابل نیز فرزند در اتاقش را می‌کوبد و می‌خواهد به والدین بگوید من مستقل هستم و برای زندگی‌ام تصمیم می‌گیرم و با رفتارش می‌خواهد ثابت کند که والدین نقشی در زندگی‌اش ندارند، خانواده‌ها با روبه‌رو شدن با چنین رفتار‌هایی عصبانی شده و کنترل خود را از دست می‌دهند و موقعیتی که نسبتاً طبیعی بوده را با رفتارشان به رفتار‌های پرخطر از جمله داد و فریاد کردن، خشونت، از خانه بیرون رفتن، پناه بردن به دوستان و همسالان سوق می‌دهند و موجب فاصله گرفتن فرزندشان می‌شوند.
 

سه نکته بر رفتار یک انسان نقش دارد، سرشت آدمی، نوع فرزندپروری و محیط یا همان جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند. در توضیح سرشت آدمی مثال بخش نوزادان در بیمارستان را می‌آورم. به یاد بیاورید در این بخش برخی نوزادان ساکت و بی سر و صدا خوابیده‌اند، برخی بدغذا و بدخوابند و دیگری دائم در حال گریه است و با کوچک‌ترین مسئله‌ای به گریه می‌افتد. هر انسان با خصوصیات خود پا به این دنیا گذاشته و سرشتی دارد که تا پایان عمر با اوست. نکته دوم فرزندپروری است که به حال والدین بازمی‌گردد که آن‌ها از نظر روانی چگونه‌اند، آیا دچار اختلال هستند؟ از نظر اقتصادی و فرهنگی چگونه‌اند؟ و تمام این آیتم‌ها با فرزندپروری مرتبط است.

نکته قابل اهمیت سلامت روانی والدین است، مثلاً اگر پدر یا مادر اضطراب جدایی داشته باشد فرزند را به خود می‌چسباند یا در والدینی که دچار وسواس هستند نمی‌گذارد به فرزندش خوش بگذرد و در زمان بازی دائم به او گوشزد می‌کند که زمین می‌خوری یا زمان غذا خوردن اصرار دارد که تو باید تمیز و شیک غذا بخوری و... فرزند در این زندگی آماده جنگ می‌شود و بسیاری از رفتار‌ها در او باقی می‌ماند و در آینده رفتار‌های خوبی در مقابل والدین خود نشان نمی‌دهد.

برخی والدین اجتنابی هستند یعنی با فرزند خود وارد ارتباطات احساسی نمی‌شوند و والدین دوسوگرا نیز گاهی به بچه نزدیک و گاهی از او دور می‌شوند و فرزند دچار دوگانگی است و نمی‌داند مادرش خوش‌اخلاق است یا بداخلاق.
آخرین نکته مؤثر در رفتار انسان محیط است، به طور مثال مدرسه‌ای که فرزندان ما هشت ساعت یا بیشتر را در آن زمان می‌گذرانند و نوع رفتار و شخصیت و عقاید مسئولان مدرسه، فرهنگ منطقه محل تحصیل و رفتارشان با دانش‌آموزان در نوع تربیت و رفتار فرد در بزرگسالی نیز تأثیر دارد. از دیگر مسائلی که امروزه موجب مشکلات و اختلال در افراد جامعه به ویژه نوجوانان شده ورود تکنولوژی است، والدین با تفاوت سنی ۲۰ ساله با فرزندانشان به دلیل ورود این حجم از تکنولوژی نمی‌توانند دوران نوجوانی خود را با شرایط فعلی فرزندانشان مقایسه کنند.

زمان قدیم نوجوانان در کوچه‌ها با هم سن و سالان خود دائم در حال بازی و تفریح بودند و انرژی‌ها و بدخلقی‌هایشان در فضای کوچه و محله‌های قدیم تخلیه می‌شد، اما امروز جامعه مجازی غیرقابل کنترل است و نوجوانان دوران بسیار متفاوتی را نسبت به پدر و مادرشان سپری می‌کنند و به دلیل کاهش تحرک، انرژی آن‌ها تخلیه نمی‌شود و از طرفی در فضای مجازی و روبه‌رو شدن با مطالب گسترده‌ای که وجود دارد کار تربیت فرزندان امروز سخت‌تر است، اما خانواده‌ها باید بتوانند این تغییر نسل و تفاوت بین نسل‌ها را درک کنند و ثبات اخلاق داشته باشند و اگر در این مسیر دچار مشکل شدند به روانشناس مراجعه کنند.

اگر رفیق فرزند خود نباشیم قافیه را باخته‌ایم. سخت گرفتن بیجا در این دوران اشتباه است. والدین اگر با فرزندان خود رفاقت و دوستی نداشته باشند، از آن‌ها دور شده و نمی‌توانند از مشکلات آن‌ها باخبر شوند. هر چه والدین سختگیرتر باشند مشکلات اساسی فرزندان را جا می‌اندازند و متوجه نمی‌شوند اکنون چه شرایطی دارد، اما به واسطه رفاقت، متوجه حالات او شده و می‌توانند او را با واقعیت‌های زندگی روبه‌رو کنند.

اختلافات والدین و فرزندان به بدتر شدن روابط در زمان حال و حتی در آینده ختم می‌شود، در نتیجه اضطراب و دلشوره‌های این دوره را کنار بگذارید و به هیچ وجه به فرزندانتان هویت نخورانید. اجازه دهید نوجوان هویت خود را نه در فضای مجازی و در جمع دوستان و همسالان بلکه به کمک والدین خود در خانه پیدا کند، زیرا هویت یک فرد موضوع بسیار مهمی است که ناخودآگاه در خانواده شکل می‌گیرد.
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

بررسی روانشناختی بحران کرونا
یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در کشور مبتلا به صرع هستند
تفاوت عزت نفس و اعتماد به ‌نفس چیست؟
هشت علامت اختلال دوقطبی که ممکن است از آن‌ها غافل باشید
اگر شوهر خسیس دارید، این مطلب را بخوانید
چگونه با خستگی همه‌گیری کروناویروس مقابله کنیم؟
تاثیر مخرب همراهی والدین در تقلب کردن دانش آموزان
"بیگانگی از والدین" چیست؟
چرا اغلب احساس می‌کنیم در حال «از دست دادن» فرصت‌ها هستیم؟
سیر تا پیاز انواع بیماری سادیسم + علل
ارتباط عجیب و باورنکردنی مصرف شکر با عصبانیت
دردسرهای روانشناسی بازاری؛ مجبور نیستید این قورباغه را قورت دهید!
سخت است حرفت را نفهمند سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند حالا میفهمم که خدا چه زجری میکشد وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ اشتباهی هم فهمیده اند. دکترعلی شریعتی