يکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹ - 29 Nov 2020
تاریخ انتشار :
چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹ / ۲۳:۲۲
کد مطلب: 51624
۵
۱

اثرات تک فرزندی براختلالات اضطرابی

محمد جعفر جهانگیرزاده
اثرات تک فرزندی براختلالات اضطرابی
چکیده:

متأسفانه در دهه های اخیر برخی بر این باور بودند که باید جمعیت کشور را به شدت کنترل کرد و با برنامه های فراوانی در پی کاهش آن بر آمدند. بنابراین ما هم چنان شاهد رواج خانواده های تك فرزند هستیم؛ خانواده هایی که به هر دلیلی تن به داشتن فرزند دوم و سوم نمیدهند. طیف دلایل انتخاب تك فرزندی توسط خانواده ها متفاوت است. از مسائل و مشکلات و کمبودهای اقتصادی گرفته تا فراهم نشدن فرصت باروری به دلیل بالا رفتن سن ازدواج.

پدیده تك فرزندی که در علم جامعه شناسی به "امپراطوران کوچك" معروف است، نوعی از خانواده هسته ای ست که منبعث از تغییر در "سبك زندگی" افراد جامعه می باشد. بدین ترتیب پژوهش حاضر به بررسی تك فرزندی، اثرات آن براختلالات اصطرابی، به روش کتابخانه ای پرداخته و نتایج حاصل، گواه آن می باشد: درست است که تك فرزندی پیامدهای اجتماعی از قبیل فروپاشی نظام خویشاوند سالاری، عدم رشد اجتماعی، افزایش ابتلال به افسردگی، عدم اعتماد به نفس، عدم استقلال، عدم تجربه کافی در دوران کودکی و نوجوانی، فروپاشی خانواده و ... را دارا می باشد اما در نهایت نوع واکنش والدین به عملكرد تك فرزندانشان و نحوه ی ارتباط با آنان اثر بسزایی در به وجود آمدن این گونه معصلات خواهد داشت. هم چنین از مجموع آیات و روایات می توان دریافت که از نظر اسلام داشتن فرزند بیشتر، زندگی بهتری را برای خانواده و جامعه رقم خواهد زد .

واژگان کلیدی: تك فرزندی،آثار سوء تك فرزندی،اصطراب،اختلال


مقدمه و بیان مسئله:
تک فرزندی پدیده جدیدی نیست در گذشته نیزخانواده های تک فرزند وجود داشته اند. اگرچه نوع خانواده در ايران پيش از دورة گذار جمعيتي قاعدتاً خانوادة گسترده بوده استـ خانواده هايي كه افراد از پدربزرگ تا نوادگان در يك خانه زندگي ميكردند نبايد تصور كرد كه ايـن شـكل خانواده در كل ايران و در ميان همة اقشار جامعه رايج بود. بلكه در كنار خانوادة گسترده، خانوادة هسته اي نيز وجود داشت؛ خانواده هايي كه فقط از دو نسل والدين و تعدادي فرزند تشكيل شده بود. تعداد فرزندان نه براسـاس برنامـه ريـزي و قصـد قبلـي، بلكـه بيشـتر بـه صـورت اتفـاقي و غيربرنامه ريزي شده به دنيا مي آمدند. البته گاهي خانوادة تك فرزند نيز وجود داشته است. بنابراين؛ اين نوع تك فرزندي در گذشته چندان به ميل و خواسـتة خـانواده هـا گـره نخـورده بـود و اگـر خانواده اي با يك فرزند عمر خود را سپري مي كرد، اين خواسته چندان به انتخاب خانواده وابسته نبود. اين حالت را ميتوان «تك فرزندي طبيعي» نام نهاد. اين نـوع تـك فرزنـدي الگـوي غالـب فرزندآوري نبود، بلكه باروري در سطح بسيار بالايي بود و اغلب خانواده ها تعـداد زيـادي فرزنـد داشتند كه برخي از اين فرزندان بر اثر مرگ ومير بالا جان خود را از دست ميدادند. ولی روند سریع کاهش باروری در ایران، یکی از موارداستثنایی دردنیا طی دهه های گذشته است.

کاهش باروري كل در ایران از سال 1364 شروع شد و از سطح 5/5 در سال 1367، به سطح باروري جانشینی (2/1 )در سال 1379 رسيد و در سال 1385 به زیر سطح جانشینی (1/9) کاهش یافت که این میزان، در شهرها 1/7 و در مناطق روستايي 2/1 بود. به طوری که بیشتر استان های ایران، باروری زیر سطح جانشینی را تجربه کردند. چهار استان گیلان، سمنان، تهران و اصفهان طی سال های 1385 -1384 باروری زیر سطح جانشینی را تجربه کردند (Abbasi 2001, Shavazi) بر اساس آمار سال 1390، به طور متوسط هر زن در طول دوره باروری خود 1/8 فرزند داشته است (عباسی شوازی و حسینی چاووشی، 1392) برخي از استان هايي كه كاهش شديد باروري را تجربه كردند، اگرچه به زير سطح جانشینی نرسيدند، اما در مناطق شهري خود ميزان هاي زير سطح جانشینی را تجربه كردند. ميزان باروري كمتراز 2 نشانگراين است كه سهم مهمی از زوج ها به داشتن تنها يك فرزند بسنده مي‌كنند. مطالعات مختلف،عوامل متعدداجتماعی واقتصادی مانند توسعه تحصیلات درزنان، اشتغال، سن باالای ازدواج و دسترسی به روش های مطمئن پیشگیری از بارداری را مسئول کاهش باروری تا سطح جانشینی در ایران معرفی کردهاند، ( Hossini & Donald Mc, Shavazi – Abbasi 2009, Chavoshi.)) حال ببینیم این کاهش باوری و کم شدن تعدادفرزندان یابه عبارتی تک فرزندی چه تاثیری در روحیات، رفتار، خلق و خوی افراد خانواده به ویزه خود فرزند می گذارد. به عبارتی "اثرات تک فرزندی براختلالات اضطرابی " خود فرزند چیست ؟

تحقیق حاضر در پی یافتن پاسخ این سوال جمع آوری گریده است.یعنی ما در پی یافتن اختللات اضطرابی و مشکلات روحی روانی افراد بخاطر تک فرزند بودن بوجودمیاید، هستیم.



معایب تک فرزندی
تك فرزند ماندن کودکان باعث معطوف شدن توجه کامل والدین به آن ها شده و به مرور این فرزندان کانون توجه خانواده می شوند. معمولا در خانواده های تك فرزند پدر و مادر از نظر عاطفی به شدت به او وابسته می شوند به طوری که احساس می کنند باید همه خواسته های کودك را برآورده کنند. برآورده کردن این خواسته ها در برخی موارد به اندازه ای می رسد که والدین ناخواسته برای راضی کردنش به او باج می دهند. همین آموزه باج گیری در زندگی آینده کودك نیز تأثیر گذار است. این توجه به مهم ترین عارضه تك فرزندی یعنی "فرزند سالاری" منجر می شود( ابهری،2۳32)

تك فرزندی در زمینه سلامت روانی کودك نیز تأثیر گذار است. این فرزندان نیز به پدر و مادرشان وابستگی شدیدی پیدا می کنند.(مك کیبن،2۳1۲ ) و هیچ بعید نیست که بر اثر وابستگی بیش از اندازه به آن ها، توانایی برقراری ارتباط با همسالانش را از دست بدهند. در عین حال نبود کودکی دیگر با اختلاف سنی کم نسبت به آن ها در خانواده سبب می شود زودتر بالغ شوند و به سرعت وارد دنیای بزرگسالان شده و همین ورود زودهنگام به دنیای بزرگان آنان را از دوران کودکی و کودکی کردن جدا می کند.(شیرازی،2۳13)
 
در تك فرزند ها به خاطر خالی بودن جای کودکی دیگر در خانواده حسی ایجاد می شود که در اثر آن درك کاملی از سهیم شدن و مشارکت اجتماعی نخواهند داشت و همین طور از بسیاری از فرصت های تربیتی که باید با حضور کودکی دیگر در آنان شكل بگیرد،محروم می شوند. بنابراین برخی از احساسات را تجربه نمی کنند و فرصتی برای کنترل و مدیریت آن ها نخواهند داشت. احساساتی از قبیل حس استقلال در مواجهه با خواهر و برادر، حس تلاش برای جلب رضایت والدین، حس کسب مزایای بیش تر در رقابت با خواهر و برادر خویش، درد دل کردن با آنان، دفاع از منافع شخصی شان در رابطه با دیگران. به عنوان مثال تك فرزند ها معمولا این که چه طور باید با کودکی دیگر ارتباط برقرار کنند را دیر یاد می گیرند،این که اگر مشاجره و اختلافی بینشان پیش آمد را باید چگونه مدیریت کنند؛ چگونه اسباب بازی هایشان را بین همدیگر تقسیم کنند،با چه روشی با یكدیگر به تفاهم برسند و حتی در مواردی از خواسته خود، به خاطر او بگذرند.

حمایت بیش از حد این والدین، فرزند را با روحیه حساس و ضعیف تربیت می کند.» هر چه جمایت آن ها از تك فرزندشان بیشتر شود فدرت و تحمل وی در رویارویی با مشکلات کاهش می یابد و از این رو بسیار شكننده و آسیب پذیر می شود. در چنبن روابط حساس و پر اضطرابی است که تك فرزند از آزمودن احساساتی که در روابط بین خواهر و برادر شكل می گیرد،محروم می ماند. در خانواده های تك فرزند، والدین و فرزندان هر دو احساس می کنند نیاز شدیدی به یكدیگر دارند. پس ناگزیر به مراعات یكدیگر هستند (امیری،2۳13)
 

« بسیاری از والدین تك فرزندان آن ها را مورد محبت و رسیدگی شدید و یا سخت گیری و توقعات بیش از حد قرار می دهند»(شیرازی،2۳13)؛در آن ها این انتظار پدیدار می شود که که تنها فرزندشان در هر رقابتی پیروز میدان باشد اما این انتظارات، فرزند را مضطرب و پریشان می کند. اگر پدر و مادر در مراقبت از تك فرزند خود افراطی عمل کنند او را فردی ضعیف و کم تحمل بار خواهند آورد و فرزندشان از دیگران نیز انتظار چنین رفتاری خواهد داشت. تمایل والدین به حمایت بی قید و شرط از تنها فرزندشان مانع از این می شود که فرزندشان متوجه این موضوع شود که هر اشتباهی می تواند عواقب خاص خود را داشته باشد و در قبال این عواقب باید مسئولیت پذیر باشند.

برای تك فرزند ها، والدین تنها خویشاوند نزدیك محسوب می شوند، بنابراین از آن جا که خواهر یا برادری ندارند در صورت فوت والدین به شدت تنها خواهند شد و اگر دوستانی صمیمی برای پر کردن خلا عاطفی پس از فوت والدین نداشته باشند احتمال افسرده شدن آن ها زیاد می شود(همان،2۳13)

«تك فرزندان خود را مسئول زندگی دیگران و به ویژه والدین می دانند. آن ها ممكن است بیش از حد احساس مسئولیت داشته باشند و حتی برای مسائل یا رخدادهایی که در اختیار آن ها نبوده است نیز خود را مقصر دانسته و احساس گناه کنند»(همان،2۳13)  این افراد در این سن هم نمی توانند استقلال را کاملا تجربه کنند،به طور مثال نمی توانند به دور از والدین خود زندگی کنند یا عمدتا میل به ازدواج در آن ها کمتر می شود یا پس از ازدواج هم وابسته به والدین خود خواهند بود و دوری از والدین زندگی آن ها را دچار اختلال خواهد کرد.


این وابستگی شدید به خانواده آن ها را از بسیاری حقوق و موقعیت هایشان که می تواند زندگیشان را بهبود ببخشد دور می کند. یا در زمانی که والدین به سن کهولت می رسند این تك فرزند است که باید تمام بار مسئولیت نگهداری از والدین و رفع نیاز های آن ها را یك تنه به دوش بكشد و این امر زندگی او را از روال عادی دور می کند و بدین سبب از بسیاری از حقوق دیگرش محروم خواهد شد. در ضمن،در هنگام طلاق و جدایی والدین،تك فرزندان،بیشتر تحت تأثیر مشکلات روانی قرار می گیرند(امیری،2۳13) تک فرزندی باعث بروز یک سری اختلالات حرکتی ، رفتاری، گفتاری و عصبی می شود که به جندمورد اشاره می شود:


سندرم آسپرگر
یک نوع اختلال رشد عصبی است که با مشکلات قابل توجه در ارتباط بین فردی و ارتباط غیرکلامی، مشخص می‌شود، که معمولاً به همراه علایق و رفتارهای وسواسی و تکراری است. اولین بار در سال ۱۹۴۴ پزشک اتریشی به نام هانس آسپرگر با انتشار مقاله‌ای آن را توصیف کرد سندرم آسپرگر به صورت شکل ملایمی از طیف اوتیسم شمرده می‌شود، و وجه تمایز آن، حفظ مهارت‌های تکلمی و هوش(iQ) بسیار بالا و حافظه بلند مدت قوی است؛ هرچند بعضی از پژوهش‌ها نشان‌دهندهٔ تفاوت اساسی بین سندرم آسپرگر و اوتیسم با عملکرد بالا است.

افرادی با این سندرم ممکن است دارای یک یا چند مورد از ویژگی‌ها باشند: روابط اجتماعی ضعیف، رفتارهای وسواسی و تکراری، خویشتن-محوری، تفکر منطقی و غیر عاطفی (کمبود احساسات اما در برخی موارد نادر علاقه دیوانه‌وار به فردی خاص) علایق متمرکز، یادگیری آسانتر زبان‌های ثانوی، مهارت بالا در حل معما و مسائل ریاضی یا علایق محور در شاخه کامپیوتر و اینترنت، و در برخی کمبود در توانایی‌های حرکتی. ممکن است توانایی‌های حرکتی به‌طور محدودی کامل نشود و در طرز راه رفتن یا دویدن دیده نشود اما با انجام فعالیت‌های حرکتی پیچیده‌تر مثل راندن دوچرخه یا توپ بازی مشخص شود، به همین خاطر این افراد در معرض آسیب‌های فیزیکی زیادی از سمت جامعه قرار می‌گیرند.

افرادی که دچار سندرم آسپرگر هستند ممکن است به مشکلات فراوان در تعاملات اجتماعی برخورد کنند و دارای خصوصیات رفتاری کلیشه‌ای (مانند نوعی خاص از پوشش، رفتار تکراری مانند مطالعه یا داشتن روش مخصوص به خود در انجام کارها) در رفتارها و علایق هستند. افراد مبتلا به این سندرم، علاقه‌ای به روابط و تعاملات اجتماعی ندارند، اما اختلال یادگیری در روابط اجتماعی هم ندارند. در برخی موارد به دلیل نوع دیدگاهشان به روابط اجتماعی و انسانی، دیده شده فرد مبتلا توانایی منحصر به فردی در روانشناسی و علوم انسانی داشته‌ است کودکان مبتلا به آسپرگر تنها به یک موضوع علاقه نشان می‌دهند و تمایل دارند همه چیز را در ارتباط با آن موضوع واحد بدانند و راجع به دیگر مباحث کمتر صحبت می‌کنند؛ بنابراین این کودکان به دلیل کمبود علاقه به روابط اجتماعی، درون‌گرایی و دامنه محدود علایق از دیگران جدا می‌شوند و برقراری ارتباط با سایرین را با رفتار غیر متعارف و نامناسب خود یا در خواست صحبت کردن، تنها راجع به یک موضوع خاص، غیرممکن می‌سازند.

سندرم آسپرگر معمولاً دیرتر از اوتیسم دیده می‌شود و معمولاً بعدتر مشخص می‌گردد. افرادتک فرزند چون کمترباافرادارتباط دارند بخاطرهمین نمی توانند باافراد خوب ارتباط برقرارکنند و ذر معرض این سندرم هستند.


اختلال اسکیزوافکتیو(اسکيزوفرني عاطفی)
یک اختلال روانی است که با فرایندهای تفکر غیرطبیعی و احساسات بدون قاعده مشخص می‌شود. تشخیص زمانی داده می‌شود که بیمار دارای ویژگی‌های هر دو بیماری اسکیزوفرنی و اختلال خلق (اختلال دوقطبی یا اختلال افسردگی ماژور) باشد اما علائم بیمار با معیارهای تشخیصی دقیق برای هر یک به تنهایی مطابق نیست. نوع دوقطبی با علائم شیدایی، شیدایی خفیف یا دوره‌های همزمان متمایز می‌شود. نوع افسردگی با علائم افسردگی تنها مشخص می‌شود. افتراق این بیماری با اختلالاتی مثل دوقطبی این است که علائم سایکوتیک نظیر توهم و هذیان در غیاب علائم خلقی بارز حداقل دو هفته باید تداوم داشته باشند، آنگاه تشخیص اسکیزوافکتیو مطرح است.

دو نوع اختلال اسکیزوافکتیو وجود دارد: نوع دو قطبی که با علائم شیدایی، هیپومانیا یا مختلط مشخص می‌شود و نوع افسردگی که فقط با علائم افسردگی مشخص می‌گردد.علائم شایع این اختلال شامل توهم، هذیان و گفتار و تفکر بی‌نظم است. توهم شنوایی نیز متداول است. شروع علائم معمولاً از ابتدای بزرگسالی است. مبتلایان به اختلال اسکیزوافکتیو به احتمال زیاد به طور همزمان، مشکلاتی از جمله اختلالات اضطرابی و اختلالات مصرف مواد دارند.


اختلال اضطراب اجتماعی یا جمع هراسی:
نوعی اضطراب است که با ترس و اضطراب شدید در موقعیت‌های اجتماعی شناخته می‌شود و حداقل بخشی از فعالیت‌های روزمره شخص را مختل می‌کند. اضطراب اجتماعی یک اختلال بسیار ناتوان‌کننده‌ است که می‌تواند بسیاری از جنبه‌های زندگی فرد را مختل کند. در موارد شدید، اضطراب اجتماعی می‌تواند کیفیت زندگی فرد را به شکل چشمگیری کاهش دهد. بعضی از مبتلایان ممکن است هفته‌ها از خانه خارج نشوند یا از بسیاری موقعیت‌های اجتماعی مانند موقعیت‌های شغلی و تحصیلی خود صرف نظر کنند. اضطراب اجتماعی می‌تواند از نوع خاص یا specific (زمانی که فقط برخی موقعیت‌های اجتماعی خاص موجب اضطراب می‌شود. مثل سخنرانی در حضور جمع) یا از نوع فراگیر(Generalized) باشد. اضطراب اجتماعی فراگیر عموماً شامل نوعی نگرانی شدید، مزمن و پایدار می‌شود که فرد از قضاوت دیگران در مورد ظاهرش یا رفتارش یا خجالت کشیدن و تحقیر شدن در حضور دیگران دارد. در حالی که شخص مبتلا معمولاً متوجه غیرمنطقی بودن یا زیاده روی در این احساس ترس و نگرانی می‌شود ولی غلبه کردن بر این ترس برایش بسیار سخت است. حداکثر حدود 13/3 درصد مردم در مقطعی از زندگی خود معیارهای هراس اجتماعی را دارا هستند که نسبت مردان به زنان مبتلا ۲ به ۳ است.

فردی که دچار اضطراب اجتماعی است هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب می‌ورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیت‌های اجتماعی که احتمال دارد شخصیت، ظاهر یا توانایی‌های او مورد سنجش و ارزشیابی ضعیف دیگران قرار گیرد، می‌تواند واقعی یا خیالی باشد. مبتلایان به اضطراب اجتماعی از اینکه چگونه در نظر دیگران به نظر می‌رسند احساس نگرانی می‌کنند. آن‌ها معمولاً در جمع متوجه به ظاهر و رفتار خود هستند و معیارهای بالایی برای رفتار و عملکرد خود در نظر دارند. شخص مبتلا تلاش می‌کند تا تأثیر مثبتی بر دیگران بگذارد و جلوه عادی از خود ارائه دهد اما در عین حال معتقد است که قادر به این کار نیست. این افراد پیش از روبرو شدن با موقعیت اجتماعی اضطراب زا بارها و بارها شرایط را به صورت ذهنی تصور می‌کنند و مسائل و موقعیتهای اضطراب زای بالقوه و طریقه برخورد با آن را مرور می‌کنند. آن‌ها اتفاقاتی که ممکن است برایشان خجالت‌آور باشد را بررسی می‌کنند و حتی رشته تفکراتشان پس از رویارویی با آن موقعیت خاتمه نمی‌یابد بلکه تا روزها بعد رفتار خود را بررسی می‌کنند و معمولاً خود را به خاطر اشتباهات و نمایش ضعیف سرزنش می‌کنند.

مبتلایان به اضطراب اجتماعی بدبین تر از دیگران هستند و صحبتهای عادی یا مبهم را با نگاه منفی تفسیر می‌کنند. بسیاری از تحقیقات نیز نشان داده‌است که این افراد خاطرات منفی را بهتر از دیگران به یاد می‌آورند. برخی دیگر از خصوصیات این افراد شامل عادت به خواندن طرز فکر دیگران، تمرکز روی اتفاقات منفی، کوچک شمردن نکات قوت خود، تعمیم دادن بیش از حد مشکلات و پرهیز از برقراری روابط صمیمی است. درادمه به برخی ازآسیب ها ی تک فرزندی بارویکرد روان شناسی و تربیتی اشاره می کنیم.
 

فرزند سالاری
در خانواده هاي تك فرزندي، بیش از حد به خواسته ها و مطالبات فرزند توجه شده و اغلب افراط و زياده روي والدين در برآوردن خواسته هاي تنها فرزندشان مشاهده می شود. هر چند اين خواسته ها غیر منطقی، بلند پروازانه و فراتر از توان و بنیه مالی خانواده و يا حتی بیرون از مرزها و حدود قانونی و شرعی باشد. اين توجه بیش از حد والدين و قرار دادن فرزند در کانون توجهات اثرات سوئی بر شخصیت کودک دارد (تاجیك اسماعیلی، 1375).

حساسیت فراوان و مراقبت بیش از حد والدين از تك فرزند استقلال او را به خطر میاندازد و موجب وابستگی بیش از حد او به والدين می شود در چنین خانوادهاي فرزند در حل مشكلات زندگی خود به جاي اينکه به خدا توکل کند و با اعتماد نفس خويش بر مشكلات زندگی فائق آيد به کمك پدر و مادر چشم طمع میدوزد (دهنوي، 1333).

تك فرزندها کمتر با مشكلات مواجه شده و در معرض تجربه کردن شكست، ناکامی، رانده شدن و ... قرار نمی گیرند و شرايطی را که لازمه بلوغ روحی و روانی است تجربه نمی کنند. در بسیاري از اوقات از آنجا که دنیاي واقعی کاملا مطابق میل و خواسته اي کودکان و پاسخگوي توقعاتشان نیست، دچار سرخوردگی و ناسازگاري می شوند دارد (تاجیك اسماعیلی، 1375)

-بلوغ زودرس
فرزند در دوره اولیه کودکی بیشتر نیازمند حضور والدين خود است. ولی در دومین دوره کودکی اش نقش همسالان بارزتر می شود و مهارت هاي زيادي را از آنان می آموزد. وجود خواهر يا برادر بزرگ تر نیز می تواند مهارت هاي لازم براي اجتماعی شدن او را فراهم کند. حال اگرفرزند تك باشد به ناچار بايد در کنار بزرگسالان پرورش يابد. در نتیجه او تجربه اي از کودکی و نوجوانی خود نداشته و با بازي ها، کارها ونقش هاي اين گروه سنی آشنا نیست و يك دفعه پرشی به دوران مسئولیت پذيري بزرگسالان خواهد داشت. او از لحاظ روحی و روانی بسیار سريعتر رشد کرده و دنیا را از ديد بزرگسالان می بیند. حضور در چنین خانواده اي که فقط شامل افراد بالغ است سبب بلوغ زودرس کودک می شود.

از عوارض بلوغ زودرس اين است که کودکان در مقابل استرس هاي زمان جوانی قرار گرفته و نمی دانند چه بايد بكنند. آنها از نظر جسمی نشانه هاي بلوغ را دارند؛ ولی تجربه کافی ندارند. در اين شرايط در هر دو جنس، به دلیل افزايش تمايل به شهوت، رفتارهاي ناهنجاري همچون خود ارضايی شیوع پیدا می کند(حق شناس، 1333).

-كم شدن روابط اجتماعی و عدم جامعه پذیری
محدوديت روابط اجتماعی در خانواده هاي تك فرزند می تواند دنیاي روانی و اجتماعی افراد را محدود جلوه دهد و در اين شرايط اگرمشكلی براي فرد به وجود آيد ممكن است پیامدهاي تهديد کننده اي پديد آورد، زيرا فرد می ترسد با از دست دادن يك نقطه اي امید واتكا نتواند به کانون ديگري چشم امید داشته باشد. همچنین وقتی روابط محدود است، جزئیات آن می تواند اشتغال ذهنی زيادي براي افرادايجاد کند (رحمتی شهرضا، 1331 )

-كاهش انسجام خانواده
اغلب در خانواده هاي تك فرزند میزان وابستگی داراي افراط و تفريط است. به اين معنا که گاهی اوقات فرزند به سبب اشتغال والدين موردبی مهري و بی توجهی قرار می گیرد و گاهی نیز در کانون توجه بیش از حد والدين هست. تعدد فرزندان می تواند سبب ايجاد هماهنگی لازم و شكل گیري وابستگی متعادل باشد. کاهش وابستگی فرزندان به خانه و خانواده در خانواده هاي تك فرزند سبب احساس تنهايی عمیق، ترويج فرهنگ استقلال طلبی، افزايش میل به فرار، کم شدن قبح تك زيستی و تجرد، کاهش قداست و اهمیت تشكیل خانواده و افزايش سن ازدواج می شود. در حاشیه ي شهرهاکه اصولا خانواده ها جدا شده از شبكه خويشاوندي هستند شاهد افزايش کودک آزاري کودکان رها شده و افزايش بزه هستیم (سادات1375)

نتیجه
در اصطلاح رایج به آن ها می گویند، یکی یه دونه! گاهی برای آنکه تحویلشان بگیرند و به آن ها بگویید که یگانه هستند و گاهی هم برای اینکه لوس بودن شان را به رخ شان بکشند. در بین عوام چنان رایج شده است که یکی یه دونه ها همان ننرهای تاریخ اند که کسی جرات ندارد به آن ها بگوید، بالای چشمتان ابروست!

در دنیای امروزی پدر و مادر های زیادی هستند که تصمیم به تک فرزندی گرفته اند. این پدیده در کشور خودمان هم در سطح وسیع قابل مشاهده است و البته سیاست مداران جمعیتی برای رفع آن تلاش می کنند. مباحث جمعیتی در کشور سروصدای زیادی به پا کرده است. افزایش جمعیت مخالفین و طرفدارانی دارد. گذشته از پرداختن به این مسئله و سیاست های جمعیتی و درست و غلط بودن آن ها، تلاش می کنیم عوارض تک فرزندی را نه به لحاظ یک پدیده جمعیتی بلکه از نظر اجتماعی و جامعه شناختی، شرح دهیم. در کشورمان نرخ باروری به کمتر از دو فرزند کاهش پیدا کرده و این یعنی اینکه والدین زیادی در کشور هستند که تک فرزندی را انتخاب کرده اند. استدلال این والدین برای داشتن یک بچه، هزاران دلیل اقتصادی، اجتماعی و روانی است.

آن ها از مدل خانواده سه نفری دفاع کرده و می گویند: چرا وقتی نمی توانیم نیازهایش را برآورده کنیم باید او را به دنیا بیاوریم؟ پدر تحصیل کرده ای را دیدم که می گفت: خدا یکی، همسر یکی و فرزند هم یکی! تک فرزندی در شرایط اقتصادی امروزی بهترین گزینه است و ما یک بچه بیشتر نخواهیم داشت. فقط مشکل این است که غالبا این بچه ها کمی لوس می شوند و البته ما کاری می کنیم که بچه مان اینگونه نشود. او را طوری تربیت می کنیم که از این صفت کاملا مبرا باشد.

در این نوشتار نمی خواهیم به شما بگوییم که مجبورید بیش از یک فرزند داشته باشید، اما می خواهیم نشان دهیم که مشکلات یکی یه دونه ها فقط به لوس بودن شان ختم نمی شود و این لوس بودن، اساسا غیر قابل اجتناب است. حتی اگر شما والدین عزیز تحصیل کرده باشید و یا خیلی حواستان هم جمع و جور باشد. تک فرزندی من و تو به عنوان یک زوج، شاید راحت ترین گزینه باشد و به حس منفعت طلبانه و خودخواهانه ی آدم های مدرن امروزی پاسخ منطقی دهد، اما روی زندگی اجتماعی و خانوادگی سه نسل تاثیر منفی دارد: نسل والدین، نسل فرزند و نسل فرزندان فرزند. تاثیر نامطلوب این پدیده روی سه نسل را بررسی می کنیم:

نسل والدین:
والدینی که فقط یک بچه به دنیا می آورند، در سنین میانسالی دوباره تنها می شوند. مخصوصا اگر تنها فرزند خود را در سنین پایین به دنیا آورده باشند، مثلا فرض کنید، پدر و مادری در سن25سالگی فرزندی به دنیا می آورند. این فرزند 20 سال بعد مستقل می شود و در جستجوی شغل، تحصیلات و همسر منزل پدری را ترک می کند. این والدین در سن 45 سالگی، یعنی درست زمانی که بحران های میانسالی درحال شروع شدن است، دوباره تنها می شوند. این احساس تنهایی و نداشتن همدم، دوران میانسالی را به دورانی تلخ تبدیل می کند و فرد را گوشه گیرو منزوی می سازد. در این شرایط وجود فرزندان دیگر می تواند محیط خانه را محیطی شاد و والدین را سرپا نگه دارد. افراد در دوران میانسالی و پیری احتیاج شان به فرزند به لحاظ روانی بیشتر می شود. حتی گاهی گفته می شود نیاز به اولاد در میانسالی، بیشتر از نیاز به همسر است. در دسترس نبودن فرزندان پدر و مادر را افسرده و ضربه ی روحی سنگینی را به آن ها وارد می کند.

یکی دیگر از معضلات تک فرزندی برای والدین این است که تمام عاطفه و احساس، پول و سرمایه و وقت خود را برای یک فرزند صرف می کنند و خدایی ناکرده اگر آن فرزند، والدین را مورد بی مهری خود قرار دهد و به لحاظ عاطفی پاسخگوی نیاز والدین خود نباشد، آن پدر و مادر احساس شکست و سرخوردگی می کنند. ولی اگر در خانواده فرزندان دیگری نیز باشند، آن ها معمولا با محبت خود، بی مهری خواهر یا برادر خود را جبران خواهند نمود. و بار روانی والدین را کم می کنند. فداکاری و عشق والدین در برابر فرزندان مسئله ای است خدایی. اما فرزندان همیشه در برابر این زحمات قدرشناس نیستند. اگر فرزند اول با قدرناشناسی خود والدین را برنجاند، فرزند دوم با محبت و تشکر خود دل پدر و مادر را دوباره روشن و امیدوار خواهد کرد.

نسل تک فرزندان:
این بچه ها غالبا افرادی خود محور و خودخواه هستند. خانواده مهم ترین محل جامعه پذیری افراد است. این کودکان در خانواده همیشه در مرکز توجه بوده اند و به نظرات و خواسته های آنان توجه ویژه شده است. بنابراین، آن ها با چنین روحیه ای بزرگ می شوند و به همین دلیل انتظار دارند، زمانی که وارد جامعه شدند، با آن ها همینگونه رفتار شود. جامعه هم اغلب فراتر از خواسته های افراد است و با احدی سر شوخی ندارد، با آن ها طبق لیاقتی که دارند رفتار می کند و اینجاست که امپراتوران کوچک، گاهی تبدیل به سرخوردگانی بزرگ می شوند. اعتماد به نفس کاذب یکی از مشکلات شایع در بین یکی یه دونه هاست. آن ها به واسطه غرور کاذبی که خانواده به آن ها تزریق کرده اند، احساس می کنند از پس همه چیز برمی آیند و بدون سعی به همه چیز خواهند رسید. برای آن ها همیشه وقت زیادی صرف شده، این از این جهت که آن ها را به کودکانی آگاه به مسائل و فهیم تبدیل کرده، مفید است. اما از طرفی آن ها را نسبت به تنش های اجتماعی، افرادی حساس و پرمدعا کرده است.

تک فرزندان فرصت تعامل، رقابت، هم نشینی با خواهر و برادر را از دست داده اند و به عبارتی دیگر این فرصت از آنان سلب شده است. بچه ها در خانه با خواهر و برادر خود تعامل همیشگی دارد. با آن ها دوست می شود. به آن ها می آموزد و از آنان چیزهایی را یاد می گیرد. از همان ابتدای کودکی، بچه در روابط سه طرفه، یعنی خودش، والدین و خواهرش با احساسی به نام حسادت آشنا می شود. او به کمک والدین یاد می گیرد که چگونه حسادت خود را رفع، و آن را تبدیل به رقابت سالم نماید. در حالیکه این فرصت برای تک فرزندان پیش نمی آید. خواهر و برادر مخصوصا اگر اختلاف سنی کمی با هم داشته باشند، فضای تعامل اجتماعی، یادگیری و تبادل اطلاعات، همدلی و... را برای کودکان فراهم می کنند.

نسل آینده:
معضلات مربوط به تک فرزندان به همان دوره ی کودکی و نوجوانی ختم نمی شود. این بچه ها بزرگ می شوند، تشکیل خانواده می دهند و خودشان پدرومادر می شوند. بچه یا بچه های این تک فرزندان که حالا دیگر خودشان والدین هستند، تنها دارایی آن ها به حساب می آیند. پدرومادر تک فرزند، دیر یا زود از دنیا می روند و یا آن قدر پیر هستند که خودشان احتیاج به مراقبت دارند. این والدین خواهر و برادری هم ندارند که با آن ها معاشرت کنند. این فرزندان تمامی بار مسئولیت والد خود را باید به دوش بکشد. علاوه بر این آن ها هیچ دایی و خاله، یا عمه و عمویی ندارند که با بچه های آن ها معاشرت کنند. این فرزندان از داشتن فامیل و اقوام محروم اند و هیچ گاه لذت بازی یا درد دل با پسرخاله و دختر دایی را تجربه نخواهند کرد.

بنابراین جامعه شناسان و روان شناسان توصیه می کنند تا حد امکان از تک فرزندی پرهیز کنیم و فرصت داشتن خواهر یا برادر را به کودکانمان بدهیم. اما گاهی از این پدیده گریزی نیست و خانواده ای به اجبار این پدیده را تجربه می کند. مثل زمانی که ازدواج ها چنان به تاخیر می افتد که فرصتی نصیب مادر، برای زایمان دوباره پیش نمی آید. یا مثلا وقتی که زوجین به دلیل ناباروری با روش های پزشکی دارای یک فرزند می شوند. در این موارد که تجربه ی تک فرزندی ناگزیر می شود عمل به موارد زیر برای داشتن فرزندی سالم تر توصیه می شود:

-حتما کودک خود را برای چند ساعت در روز به مهد کودک بفرستید تا فرصت همنشینی با هم سنان را پیدا کند و با آن ها به معاشرت بپردازد.
-اجازه ندهید از امکاناتی که برای او فراهم است، سوء استفاده کند. گاهی او را از چیزهایی که واجب نیست محروم کنید و به او نه بگویید.
-از او بخواهید خوراکی هایش را با دوستانش تقسیم کند و حتی گاهی یکی از اسباب بازی هایش را به بچه های فامیل ببخشد.
-او را در بازی های گروهی شرکت دهید و زمانی که شکست خورد، به او بفهمانید که همیشه برنده نیست.



مولفان:
محمد جعفر جهانگیرزاده
نسرین حاجی میرزایی


منابع:
«آشنایی با اختلال‌های رفتاری سندرم آسپرگر»، وبگاه همشهری آنلاین، ۳۱ خرداد ۱۳۸۴ بازیابی‌شده در ۲۸ اسفند ۱۳۸۷.
«"همدستی"هانس اسپرگر پزشک کودکان در جنایات نازی‌ها». BBC Persian. ۲۰۱۸-۰۴-۱۹. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۴-۲۰.
بررسی تک فرزندی و آثار سوءآن در خانواده و جامعه دومین کنگره توانمندسازی جامعه درحوزه مشاوره خانواده
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

Iran, Islamic Republic of
نگارنده کاملا سنتی، یکطرفه و سوءگیرانه به قضیه نگاه کرده. و اصلا از مزایای تک فرزندی مطلبی ننوشته است . برای پدر و مادر شاغل تک فرزندی بهترین گزینه است چون بچه را از یکسالگی به مهد کودک می سپارند و بچه از اول در محیط اجتماعی همسالان قرار می گیرد. و وضعیت پیشرفت درسی تک فرزندان به مراتب بهتر از چندفرزندان است چون اول از حمایت روانی و مالی بیشتر برخوردارند،دارای اتاق شخصی در منزل هستند و..... در بزرگسالی هم صاحب کل میراث و ارثیه پدر و مادر می شوند. ای کاش من هم تک فرزند بزرگ می شدم چون با وجود تولد در خانواده شلوغ دیگه مثل قدیما با برادر و خواهرام در ارتباط نیستیم.
با عاقلانه‌تر فکر کردن بهتر زندگی کنید
درباره فوت عزیزان به کودکان دروغ نگویید
نامه وزیر علوم به مقام معظم رهبری در مورد دانشگاه فرهنگیان + واکنش ها
۷ نشانه قربانیان خشونت خانگی
تشویق کودکان چرا و چگونه؟
دکتر سیروس مرادی زاده روانشناس لرستانی درگذشت
رنگ فراموشی بر بوم بازی های کودکانه در هیاهوی کرونا و گوشی هاي هوشمند
شیخ "محمدحسن راستگو" قصه‌گوی کودکان درگذشت
ده توصیه برای ایجاد افکار مثبت در دوران کرونا
پاسخ به برخی سوالات درباره واکسن "کووید-۱۹"/همه باید ماسک بزنند
تاب آوری در بحران
افراد خلاق بینشی دارند که بهره‌وری آن‌ها را افزایش می‌دهد
زندگی درس حساب است، خوبیها را جمع، بدیها را کم ، خوشی ها را ضرب و شادیها را تقسیم کنیم