سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ - 19 Jan 2021
تاریخ انتشار :
جمعه ۱۲ دی ۱۳۹۹ / ۰۹:۱۰
کد مطلب: 51936
۱

درمان راه حل مدار چیست؟!

درمان راه حل مدار چیست؟!
یکی از بنیانگذاران این رویکرد، «استیو دی شازر» است و اغلب به این سوال با بیان این جمله: «این رویکرد، یک نوع جادو است، من نمی‌دانم چگونه افراد آن را انجام می‌دهند.»، پاسخ می‌دهد. حضور این نوع جادوی کلمات، محدود به درمان راه حل محور (SFT)، نمی‌شود. همه‌ درمان‌ها به نوعی شامل موارد جادویی می‌باشند. در میان آنها نکات غیر قابل فهمی هم وجود دارد که در روابط بین بیمار و درمانگر رخ می‌دهد و موجب بهبودی می‌شود. هرچند در اینجا موضوعی بسیار متفاوت در مورد درمان راه حل محور در مقایسه با سایر رویکردهای روان درمانی سنتی وجود دارد.

در پاسخ به این سوال، می‌توانم بگویم که این رویکرد دارای مشکلات و پیچیدگی‌های قابل توجهی است. این‌طور آموخته‌ام که با در دست داشتن سه نوع مختلف از اطلاعات و داده‌ها به سوال مطرح شده، پاسخ دهم:
1. توضیحی درباره‌ تاریخچه و توسعه‌ درمان راه حل محور
2. خلاصه‌ای از اصول و فرضیه‌های همراه با این طرح و الگو
3. مروری بر روشها و سوالاتی که در رابطه با درمان راه حل محور وجود دارد.
این بخش، توضیحاتی در خصوص نقطه نظرات درمان راه حل محور، ارائه خواهد کرد. تقریبا هیچ راه دیگری برای بیان این مطلب وجود ندارد که: «درمانگری که از درمان راه حل محور استفاده می‌کند در مقایسه با درمانگرانی که از سایر رویکردها استفاده می‌کنند به طور متفاوتی می‌اندیشد و این به معنای بهتر اندیشیدن نیست، بلکه صرفا به معنای متفاوت بودن است. درک این تفاوتها می‌تواند از مؤلفه‌های اصلی در رابطه با درمانگر راه حل محور باشد».

راه حل ها چگونه ساخته می شوند؟
قدم اول: دریافت آنچه که مراجع می خواهد.
قدم دوم: دریافت آنچه کارایی دارد و انجام بیشتر آن ممکن است.
قدم سوم: انجام بعضی کارهای متفاوت که ممکن است به سختی آشکار به نظر برسد.

تاریخچه‌ درمان راه حل محور
رویکرد راه حل محور در اواخر دهه‌ 1970 توسط استیو دی شازر و همسرش، اینسو کیم برگ هنگامی که در مرکز خانواده درمانی در «میلواکی، ویسکانسین»، به دنبال کار بر روی مجموعه نمونه‌هایی در «پالو آلتو، کالیفرنیا»، در موسسه تحقیقات روانی «MRI» بودند، شکل گرفت. بعد از مطالعه‌ درمان کوتاه مدت در MRI، استیو دی شازر، علاقه‌ مندی خود در رابطه با کارکرد درمان کوتاه مدت را دنبال کرد. به منظور تاسیس موسسه‌ تحقیقات روانی در ایالات میانی متحده، استیو دی شازر، گروهی متشکل از همسرش و سایر پیشگامان در این راستا (مانند؛ ایو لیپچیک، جیم درکز، الأم نونالی و ماریلین لاکورت)، تشکیل داد. بعدها افراد دیگری از جمله؛ جان والتر، جین پلر، الكس مولنار، کیت کوالسکی و میشل وینر – داویس به این گروه ملحق شدند.

این گروه بر اساس فعالیتهای افراد در موسسه تحقیقات روانی به ویژه فعالیتهای میلتون اریکسون و جان ویکلند، ایجاد شده است. آنها هر روز در مقابل یک آینه‌ی یک طرفه در حالی که افراد تیم، آن‌ها را مشاهده می‌کردند، مشغول درمان بودند. بسیاری از مکالمات و نظرات، تنها از طریق همین مشاهدات صورت گرفته است و در نهایت موجب توسعه و گسترش درمان راه حل محور و فرآیندهای اولیه‌ همراه این رویکرد، گردیده است. به نظر من، جذابیت این مشاهدات و گفتگوها، وجود تفاوت و تنوع، در گروه مشارکت کننده است. این تفاوت و تنوع، کاربرد گسترده‌ای از درمان راه حل محور را نشان می‌دهد و از مدرسه گرفته تا کار، با معتادان و همچنین از خدمات حمایت از کودکان تا خشونت خانگی، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

همچنین این تنوع و تفاوت ممکن است موجب تعبیراشتباه و اختلافات گسترده‌ای در رابطه با درمان راه حل محور شود. تاکید فعلی بر رویکرد راه حل محور در زمینه‌ روان‌درمانی نیازمند رویکردهایی است که به هدف تحقق و اثرگذاری ایجاد شده باشند. رویکردهایی وجود دارند که برای درمان یک نوع بیماری در محدوده‌ سنی خاصی یا نوعی از مشکلات خانوادگی اختصاص یافته است. درمان راه حل محور به گونه‌ای متفاوت است که در حوزه‌های بسیاری می‌تواند موثر، مفید و کار‌آمد باشد.

از آنجایی که به تازگی، فعالیت‌هایی برای آژانس خدمات اجتماعی محلی، انجام داده بودم، اعلام شد که این آژانس می‌خواهد برنامه هایی را برای استفاده از رویکردها و راهبردهای برنامه محور، پیاده کند. آنها تمایل داشتند از برنامه راه حل محور و راهکارهای آن برای بیمارانی که دارای «اختلالات بیرونی» و «بیماری‌های جسمی» هستند، استفاده کنند و همچنین راهکار و برنامه‌ای دیگر برای “بیماریها و اختلالات درونی” و دیگر بیماری‌ها استفاده کنند. این موضوع، نشان دهنده‌ نوع تصمیم‌گیری در خصوص درمان، در این آژانس می‌باشد. هر نوع از خدمات ارائه شده، باید با مشکلات و شرایط موجود در بیمار هماهنگ بوده و مطابقت داشته باشد.

درمان راه حل محور، رویکردی است که در تحقیقات موسسه‌ تحقیقات روانی و سپس در تحقیقات مرکز خانواده درمانی، در میلواکی و اکنون در سراسر جهان، ریشه دارد و نفوذ کرده است. هر موضوع جدیدی در این نظریه، با پرسش از بیماران درباره‌ سودمندی آن، بررسی شده است. این تیم، در مراحل چند ساعته برای تعیین و تشخیص اینکه، کدام سوالات نشانگر درک و فهم موثر بیمار از این رویکرد است، در نظر گرفت و بازخورد افراد شرکت کننده در این تشخیص، سبب یافتن راه‌حل‌های مناسب شد.

تاریخچه‌ درمان راه حل محور، سرشار از داستانهای پیشگامانی است که به طور متفاوتی می‌اندیشند، حرف می‌زنند و عمل می‌کنند. در اینجا، فقط افرادی که از روشها و تکنیکهای متفاوتی استفاده می‌کنند، وجود ندارند بلکه، افرادی در این تاریخچه حضور دارند که به طور متفاوتی می‌اندیشیدند و همین امر موجب روشها و تکنیک‌های کاملا متفاوت و بدیعی شده است. این شیوه، شیوه‌ جدیدی از تفکر غیرمنطقی است. منطق موجب می‌شود، باور داشته باشیم که اگر فردی مشکلاتی داشته باشد، باید حل شوند و در ابتدا، باید تا جایی که ممکن است در مورد این مشکلات بیاموزیم، تا بتوانیم آنها را درمان کنیم. همچنین، منطق موجب می‌شود تا باور داشته باشیم که اگر مشکل ما شدید بود، در این صورت راه حل و درمان قوی و محکمی نیز، نیاز خواهیم داشت. گروه اصلی و اولیه در درمان راه حل محور، چنین منطقی را دنبال نکرده‌اند. در حقیقت، آنها خلاف جهت این زنجیره عمل کرده و آنچه را که امروزه جهان به عنوان درمان راه حل محور می‌شناسد را ایجاد کردند.


بعضی از پیش فرض های این نظریه گاهی اوقات برای حل مشکل، روش مستقیم یا خطی جواب نمی دهد. اگر رفتار نگه دارنده تغییر کند، رفتار تغییر خواهد کرد.
- تغییر یک عضو خانواده یا زوج می تواند افراد دیگر سیستم را تغییر دهد.
- عمدتاً درمان های کوتاه مدت در مورد مراجعانی خوب عمل می کند که تمایل کمی به درمان دارند.
- درمان راه حل محور کوتاه مدت می تواند به مراجعان با درجات متفاوت تمایل و آمادگی به درمان کمک کند.
- شکایت عرضه شده خود نشانه ای از چیزی عمیق تر نیست.
- وقتی یک تغییر ادراکی یا رفتاری ایجاد می شود و به دنبال آن مشکل مراجع کاهش پیدا می کند، درمان صورت گرفته است.
- در درمان راه حل- محور، مشخص کردن هدف های درمان با همکاری مراجع و درمانگر ضروری است.
- زوج درمانی شبیه خانواده درمانی است به جز این که به طور طبیعی درمانگر به رابطه بین دو نفر از یک نسل می پردازد.
- مراجعان قابلیت ها و منابعی برای حل مشکلات دارند و وقتی زمان محدود است بهتر آن است که بر اطلاعات قبلی درباره موفقیت های آنها تأکید شود.


مبانی درمان راه حل محور
درمان راه حل مدار كوتاه مدت با دوري جستن از گذشته به نفع زمان حال و آينده با درمانهاي سنتي تفاوت دارد. اين درمان به قدري روي آنچه امكان پذير است تمركز دارد كه به كسب آگاهي از مشكل علاقه اي ندارد. زيرا از نظر آنها بين مشكلات و راه حل هاي انها رابطه ي ضروري وجود ندارد. درمان راه حل مدار شامل فرض هاي نيرو بخشي مي باشد. افراد سالم هستند، افراد با كفايت هستند آنها از توانايي ايجاد كردن راه حل هايي كه مي تواند زندگي آنها را بهتر كند، برخوردارند.(پروچسكا).

درمان کوتاه‌مدت راه‌حل محور یکی از شاخه‌های رویکرد پست مدرن در حیط ی خانواده درمانی است که با تمرکز به حل مساله، تغییر و توجه به راه‌حل‌ها به درمان مشکلات می‌پردازد. این درمان به دلیل دیدگاه غیرآسیب شناختی، کوتاه‌مدت بودن، ماهیت کاربردی و عملی آن و تکنیک‌های ساده قابل آموزش، یکی از رایج‌ترین رویکردهای درمانی کنونی است ¬(بکوار و بکوار ،2013). فلسفه زیر بنایی رویکرد راه حل محور بر پایه این فکر بنا شده است که تغییر مداوم و اجتناب ناپذیر است.لذا در درمان، بر چیزی که ممکن است تاکید می شود .این مدل بر برداشتن قدم های کوچک برای شروع تغییر تاکید دارد.کارلسون،اسپری ،سوئیس،1997(ترجمه نوابی نژاد ،1378)

درمانگران راه حل محور، فکر نمی‌کنند این رویکرد، روشهایی داشته باشد که بتوان آنها را بر روی افراد، اجرا کرد. در عوض، درمان راه حل محور را شامل تفکر و کنجکاوی با بیماران می‌دانند. روند درمان راه حل محور انعطاف پذیر بوده و درباره آنچه که بیمار می‌خواهد در مورد آن صحبت کند و آن را بشناسد، به کار گرفته می‌شود. سوالاتی که در زیر عنوان شده‌اند، نمونه سوالاتی هستند که درمانگران از مراجعان می‌پرسند.

همواره یکی از ویژگی های بارز این نظریه تمرکز آن بر زمان حال یعنی آنجا که مشکلات وجود دارند، و نه جستجو در گذشته برای یافتن علل بوده است، ترجیح درمانگرهای راه حل محور، نگاه به آینده است. آنجاست که می توان مشکلات را حل کرد. پیش فرض راه حل – محور ها در این است که مراجعان واقعا می خواهند تغییر کنند.

از نقطه نظر د شازر و برگ(1993) آنچه برای ایجاد تغییر بدان نیاز است، درگیر شدن درمانگر و کراجع در یک مباحثه است تا شیوه « بیان» مشکل را تغییر دهند. به همین دلیل است که درمان راه حل محور می تواند مختصر و کوتاه باشد. شیوه ترغیب مراجع به گفتگو به شکل متفاوتی درباره مشکلش، از ایجاد تغییرات عمده در الگوهای رفتاری یا ساختارهای درون روانی بسیار آسان تر است. با برداشتی که از دیدگاه اریکسون می شود که بر شکل گیری تفکر اولیه د شازر موثر بوده است وظیفه درمانگر ایجاد یک فضای درمانی است که در آن توانایی های مراجع از زیر سایه ما به عرصه دید او انتقال یابند.

درمانگران راه حل محور معتقدند افرادی که برای درمان مراجعه می کنند توانایی بروز رفتارهای موثر را دارند اما قابلیت اثر گذاری آنها توسط طرز تفکر منفی شان مسدود شده است در این رویکرد کوشش می شود تا توجه مراجعان به زمانی جلب شود که به خوبی از عهده مشکلاتشان بر می آمدند و بدین ترتیب به آنها کمک می کنند تا مسائل را به گونه دیگری ببینند. مراجع از نقطه نظر اهمیت مشکل را اولیه می داند (و استثنائات را اگر متوجه آنها شده باشد ثانویه می پندارد) در حالی که از نظر درمانگر استثنائات اولیه و مشکل ثانویه است. مداخله های درمانی به مراجع کمک می کند تا این دیدگاه را جا به جا کند و با وارونه سازی موفق به یافتن راه حل شود(د شازر 1991).

تمام آن چیزی که نیاز داریم تغییرشیوه حرف زدن افراد است ، از این اندیشه است که هدف راه حل محور شکل می گیرد و مراجعان را از « حرف زدن از مشکل» به «حرف زدن از راه حل» هدایت می کند.

 برخی دیگر معتقدند که دلیل تاثیر گذاری درمان راه حل محور ایجاد احساس خوب در مراجع نسبت به خودش است و این کار با نمایان کردن نقاط قوت و موفقیتهای او تحقق می یابد.

درمانگران راه حل محور از اندیشه ساخت گرایی مبنی بر اینکه هیچ چیز مطلقی وجود ندارد هواداری می کنند.  درمانگر راه حل محور فقط به زبان توجه دارد یعنی شیوه ای که انسانها خودشان و مشکلات خودشان را توصیف می کنند.

درمان راه حل محور بر این فرض مبتنی است که فرصتهای مشاوره دادن، اندک است.بدین ترتیب این مدل با زمان موجود در مشاوره مدرسه که ناچار به استفاده از زمان اندک است هماهنگی دارد. از آنجا که در آن،تمرکز بر راه حل هاست و کمتر به کاستی ها و نقایصی پرداخته می شود این روش،در کار با دانش آموزان خود ارجاع و نیز مراجعین فاقد انگیزه بسیار سودمند و نافع است و در نهایت چون این درمان مبتنی بر به کارگیری نقاط قوت و تواناییهای مراجع است به وضوح به شیوه مدارس که مبتنی بر یادگیری است هماهنگی دارد .(نظری ،1386)


اصول 12 گانه این درمان
1- تمرکز بر آینده
2- استثنائات به هر مشکل می توانند در ساختن راه حل ها کمک می کنند.
3- در همه زمان ها تغییر در حال وقوع است.
4- تغییر جزئی به تغییر بزرگ تر منجر می شود.
5- مراجعان همیشه در حال همکاری کردن هستند.
6- مردم همه آن چیزی را که برای حل مشکلاتشان لازم است دارند.
7- معنا و تجربه به طور تعاملی ساخته می شوند.
8- اعمال و توصیفات دوره ای هستند.
9- معنای پیام، پاسخی است که شما دریافت می کینید.
10- درمان، یک کوشش متمرکز به راه حل یا هدف، با مراجع به عنوان یک متخصص است.
11-چگونه مراجعان هدف را توصیف می کنند و چه اقداماتی می کنند، بر تعاملات آینده باهمه یافراد دیگر تأثیر می گذارد.
12-اعضای گروه درمانی کسانی هستند که در احساس این که هدفی وجود دارد، مشارکت می کنند


روش ها و تکنیک های درمانی
برجسته کردن قابلیت ها و منابع
چیزهایی که درنگاه اول نقص و کاستی محسوب می شود را در چارچوبی جدید قرار دهیم و از آنها به عنوان عناصر و سرمایه های مثبت استفاده کنیم.

تحسین کردن
بر نقاط مثبت آنها تأکید نمائیم و در عین حال از نقاط منفی چشم پوشی کنیم و همچنین در تعامل با آنها صداقتی همراه با تعهد داشته باشیم.

استفاده از آینده یا اتخاذ موضع پیش فرضانه
به این دلیل که شیوه نگریستن ما بر خودمان از زبان مورد استفاده ما اثر می پذیرد ، درمانگر باید بیانات امید بخشی را استفاده کند.

تغییر دیدگاه
فرآیندی است که به وسیله ی آن به جنبه های دیگری از پدیده ای که قبلاً منفی به نظر می رسید نگریسته می شود از طریق دوباره چارچوب دهی مراجعان قادر می شود معنای جدیدی را که برای تغییر ضروری تر است انتخاب کند.

یافتن و برجسته کردن استثنائات
استثنائات زمان هایی است که مشکل عنوان شده بصورت مشکل نبوده است.
- استثنائات گذشته: یعنی تجاربی که به زمان عدم وجود مشکل برمی گردد.
- استثنائات جدید: یعنی موقعیت هایی بدون مشکل که اخیراً اتفاق افتاده اند.
- استثنائات تکراری: مواردی که بصورت دوره ای و اغلب بدون آگاهی قبلی رخ می دهد.
- استثنائات آینده: به زمانی اشاره دارد که مشکل گزارش شده کاهش یافته یا از بین خواهد رفت

پرسش معجزه آسا
پرسش معجزه آسا باعث می شود که فرد جنبه های راه حلهایی را که قبلاً رخ داده را بهتر درک کند. استفاده از واژه مهم «به جای» در واقع این واژه به مراجعان کمک می کند تا سعی کنند موفقیت و جایگاه شان را از زوایای دیگر تماشا کنند.

سئوالات درجه بندی
برای درک بهتر احساسات مراجعه و همچنین تعیین میزان پیشرفت و سئوالات درجه بندی استفاده می شود

تکلیف تعجب انگیز
به زوج گفته می شود ببین جلسه قبلی و جلسه آینده یک یا دو چیز انجام بدهد که همسرت را متعجب می کند

کلیدهای استخوان بندی
- نوشتن، خواندن، سوزاندن: مراجعه باید یک ساعت درباره تمامی اوقات خوب و بدی که با همسرش تجربه کرده است بنویسد و در روزهای زوج آنها را خوانده و سپس بسوزاند.
- مبارزه با ساختار: با پرتاب یک سکه بین زن و شوهر برنده مشخص می شود. فرد برنده به مدت 10 دقیقه شکایت میکند. سپس شخص دیگر به شکایت می پردازد.

انجام چرخش 180 درجه ای
از یکی از زوج ها خواسته میشود که نسبت به شخص دیگر درست برخلاف آنچه همیشه انجام می داده واکنش نشان دهد.
***

در جهت تلاش برای پاسخ به سوالات مربوط به روشها و تکنیکها، با وجود توضیحات ارائه شده، به نظرم بهتر است این روشها و روندها را در دسته‌هایی که در زیر آمده است، طبقه بندی کنیم:


سئوالات آینده نگر
این سوالات موجب می شوند، فرد آینده‌ای بدون مشکل را تصور کند. این موضوع کلیدی در عملکرد درمان راه حل محور، همانند هدف برای درمان است که به عنوان آینده‌ی پیش بینی شده و تصور شده، مدنظر قرار می‌گیرد. مشهورترین سوال آینده نگر، سوال رویا یا معجزه است که در زیر بیان شده است، اما این تنها سوال آینده نگر در این رویکرد نیست. در اینجا برای نمونه، سوال رویا و برخی سوالات دیگر را نیز ارائه کرده ایم: «فرض کنید امشب، هنگامی که در خواب هستید، معجزه‌ای رخ دهد که به طور کامل، مشکلی که شما درصدد درمان آن هستید را از بین ببرد. هنگامی که این معجزه رخ می‌دهد، شما در خواب هستید و متوجه نمی‌شوید این اتفاق افتاده است. فکر می‌کنید اولین و کوچکترین نشانه‎ای که باعث می‌شود پس از بیدار شدن، متوجه معجزه ای که رخ داده است بشوید، چه خواهد بود؟ بیشترین امید و انتظار شما از این درمان چیست؟ فرض کنید، هنگامی که فردا از خواب بیدار می‌شوید، وضعیت ازدواج شما به وضعیتی برگشته است که هر دوی شما شاد هستید، چه کاری انجام می‎دهید که این اتفاق اکنون رخ نمی‌دهد؟».


سوالات استثنا
این سوالات، در زمان‌هایی مورد استفاده قرار می‌گیرند که مشکل حل شده باشد یا چندان شدید نباشد. این نوع سوالات، به عنوان کلید انجام درمان راه حل محور هستند. هنگامی که یک استثنا تشخیص داده شد، بیمار این فرصت را دارد که از زمان و چگونگی رخ دادن این استثناها، بیشتر بیاموزد. به عنوان نمونه:
– چه زمانی، بخش کوچکی از رویای شما در حال به وقوع پیوستن بود؟
– چه هنگامی، احساس کردید که اعتماد به نفس شما بالا بوده و می‌توانید آنچه را که آرزو دارید، محقق کنید؟
– چه هنگام، وضعیت ارتباطی شما در شادترین وضعیت خود قرار داشت؟


سئوالات مقیاس درجه بندی
محبوب ترین سوالات، به عنوان سوالات قیاسی یا مقیاسی شناخته شده اند. سوالات مقیاس درجه‌بندی، به مراجع و درمانگر این امکان را می‌دهد تا گفتگویی بر اساس پیشبرد و فرآیندهای مقایسه‌ای بیمار داشته باشند. همچنین این امکان را ایجاد می‌کند که بیمار پیشرفت حاصل شده در بین جلسات را پیگیری کند. نمونه‌ی این سوالات به صورت زیر است:
در یک مقیاس عددی 0_10 که در آن عدد10 یعنی؛ روز پس از رخ دادن این معجزه و عدد 0 یعنی؛ بدترین حالات ممکن برای این وضعیت باشد، فکر می‌کنی، الان و امروز در کدام شماره هستی؟ چه نمره‌ای به خودت می‎دهی؟
در یک مقیاس مشابه، در پایان یک درمان موفق، دوست داری در کدام موقعیت (شماره) باشی؟
در مدت زمان بین اکنون و جلسه‌ی بعدی که همدیگر را ملاقات می‌کنیم، چه کارهایی می‌توانی انجام دهی تا بتوانی این مقیاس را فقط نیم نمره پیش ببری؟

 
سوالات اسنادی
این نوع از سوالات، معمولا به نام سوالات مقابله ای هم شنیده می‌شوند، اما ترجیح می‌دهم که آنها را سوالات اسنادی بنامم، زیرا امیدوارم با استفاده از آنها بتوانیم، بیاموزیم که چگونه با مشکل خود بیش از این مقابله کنیم. امیدوارم، بتوانیم آنچه که پیشرفت بیمار را تحت تاثیر قرار می‌دهد، شناسایی کنیم، زیرا این موضوع برای به ثمر رساندن اهداف درمان، بسیار مفید است. نمونه‌ی سوالات اسنادی:
چگونه (چطور) توانستید با چنین مشکلی در این زمان دست و پنجه نرم کنید؟
آیا می‌توانید مقیاس خود را در طول این هفته دو نمره ارتقاء دهید؟
چه خصوصیاتی در شما هست که با استفاده از آنها بتوانید، مقیاس را در طی این هفته بالا ببرید؟


اهداف درمانی
هدف مدل راه حل-محور حل گلایه هایی است که مطرح می شود. آنها این کار را با کمک به مراجع برای تفکر درباره فعالیت متفاوتی که موجب خشنودی بیشتر او در زندگی اش می شود و یا انجام چنین فعالیتی، محقق می سازد.

آنها معتقدند که انسان ها خود حائز مهارت حل قوت و توانایی های خود عاجز مانده اند. گاهی وقت ها فقط یک تغییر جهت ساده از آنچه که کارایی خوبی برایشان نداشته است به آنچه که قبلا برایشان کار آمد بوده است،می تواند یادآور این منابع به مراجعان باشد.در مواقع دیگر،شاید لازم باشد انسان ها در جستجوی توانایی هایی باشند که در حال حاضر از آن استفاده نمی کنند وآن مهارت های خفته را برای حل مشکلاتشان بیدار نمایند. هدف در سطح دیگری،صرفا کمک به مراجع برای شروع تغییر زبانش از حرف زدن درباره راه حل است.
وظیفه درمان راه حل محور کمک به مراجع برای توسعه میزان موارد استثنا نسبت به مشکلاتش است.


ارزیابی
درمانگرانی که از مدل راه حل محور استفاده می کنند سرسختانه می کوشند تا از هرگونه ارزیابی پیرامون چگونگی به وجود آمدن مشکل اجتناب ورزند.آنها همچنین علاقه ای به ارزشیابی آن دسته از الگو های رفتاری که موجب تداوم مشکلات هستند ، ندارند. آنها مایل به شناسایی آن گروه از الگوهای رفتاری هستندکه از قبل از این که مشکل خود را در عرصه عمل آشکار کند موجود بوده اند.

 
تبین اهداف
تبین اهداف یک فعالیت پیش گستر است که از همان نخستین جلسه درمانی آغاز می شود و در تمام طول دوره درمان استمرا می یابد و ممکن است طی جلسات، در قالب برخی پرسش های زیر مطرح گردد( اقتباس از لیپچیگ،2002)
• فکر میکنی مشکلت در حال حاضر چیست؟
• چگونه خواهی دانست که مشکلت حل شده است؟
• چگونه خواهی دانست که دیگر نیازی به مراجعه به اینجا نداری؟ علایم آن چه خواهند بود؟
• برای این منظور، چه چیزی باید در افکارت، رفتارت، و احساساتت تغییر کند؟
• انتظار داری چه چیز هایی در سایر افرادی که درگیر این قضیه اند تغییر کند؟
• بالاترین آرزو و تصورت درباره آنچه دوست داری واقع شود ،چیست؟
• سایر درمانگران این مکتب به تبعیت از د شازر(1988) بین ارتباط با مراجعانی که از نظر سطح انگیزش با یکدیگر متفاوتند، فرق می گذارند. برخی مراجعان، مشکلاتشان را مطرح می کنند ولی تمایلی به کار کردن روی آنها ندارند، حال آنکه گروهی دیگر مشتاقو آماده ایجاد تغییرات هستند.
• وظیفه درمانگر در قبال فرد که ظاهرا انگیزه تغییر را ندارد این است که او را درگیر یک مکالمه راه حل محور کند. از او تعریف و تمجید کند واحتمالا به او تکلیفی بدهد تا استثنائات پیرامون مشکل را مشاهده نماید. درمانگر بدون این که فشاری بر مراجع برای تغییر وارد کند توجه او را از مشکلات دور می سازد و معطوف به راه حل ها می کند.


فنون درمانی
مداخله های درمانی در یک فرایند سه مرحله ای انجام می پذیرد:
درمانگر:
1. فعالانه می کوشد مشکل را در قالب مثبت تر و کارآمد تری مطرح کند و پشتکار و کاردانی مراجع را تحسین کند.
2. آن دام اسارت آور عقلانی را که مراجع برای خود تنیده است، تبین سازد.
3. یک رهنمود شبه تلفیقی را با یک نشانه بدیهی از پیشرفت در رفتار مراجع پیوند بزند.

«پرسش استثنا» و « پرسش معجزه» دو نقطه اتکا در رویکرد راه حل محور هستند( د شازر،1985،1988)

پرسش استثنا
با محل نذاشتن به تصویری که مراجع از مشکلات خویش ترسیم می کند توجه او را به طرف عکس آن سوق می دهد – یعنی به اوقاتی که هنوز این مشکلات را نداشتند. با کشف این اوقات و تفاوتی که با الان داشتند، مراجع به سرنخ هایی می رسد که می تواند او را در توسعه آن استثنائات رهنمون گردد. افزون بر این ، مراجع شاید در پرتو این واقعیت که او قادر به تغییر یا حذف مشکل است، به تغییر در دیدگاهش نیز نایل آید و مشکل، دیگر چندان هم حل نشدنی در نظرش جلوه نکند.

در جای که پیدا کردن موارد استثنا و بنا کردن بر اساس آنها موثر واقع نشود یعنی یافتن موفقیت های در گذشته برای مراجع دشوار است، طرح پرسش معجزه می تواند مفید باشد.

پرسش معجزه
پرسش معجزه چنین است « تصور کن یک شب وقتی تو خواب هستی، معجزه ای برای تو اتفاق بیفتد و مشکل تو حل شود، چگونه آگاه خواهی شد؟»
این سوال سازمان ذهن را برای حل مسئله فعال می سازد، زیرا دورنمایی از هدف در ذهنش ایجاد می کند. چنانچه درمانگر بتواند مراجع را،صرف نظر از مشکلش، تشویق به انجام آن کارها بنماید، شاید به ناگهان مشکل آنچنان بزرگ هم به نظر جلوه نکند. پرسش معجزه زمانی بیشترین تاثیر و مورد استفاده را دارد که گلایه های مراجع مبهم هستند.

پرسش سازگاری
پرسش سازگاری می تواند به مراجع کمک کند تا به توانایی ها و ذکاوتمندی های خودصرفا از طریق شکیبایی بیش از قبل آگاه شود که چه چیزی تو را تحت چنین موقعیت دشواری حفظ می کند؟» « چگونه است که شرایط بدتر از این نیست؟» پرسش قیاس گر این اواخر پرسش قیاس گر به عنوان عنصر مهمی در درمان راه حل محور مطرح شده.

پرسشهای قیاس گر
ابتدا برای کمک به گفتگوی درمانگر و مراجع پیرامون مقوله های مبهمی مانند افسردگی و ارتباط طراحی شدند، برای زمانی که شناسایی اهداف و تغییرات رفتاری مشخص، دشوار است( برک و دشازر،1993) از این پرسشها برای ترغیب مراجع به درجه بندی قدرت اراده اش در اجرای راه حل ها نیز استفاده می شود متعاقب واکنش مراجع به پرسش قیاس گر،درمانگر از او در خصوص رفتارهایی که احتمال نیل به موفقیت را افزایش می دهد سوال می کند. بهکار گیری پرسشهای قیاس گر، شیوه هوشمندانه ای برای پیش بینی مقاومت ها و عقب نشینی ها و نیز عقیم کردن آنهاست، ضمن این که تعهد به تغییر را نیز در مراجع تقویت می نماید.

تعارفات
تعریف هایی که درمانگر از مراجع میکند،بخش مهمی از درمان راه حل – محور را تشکیل می دهند. برای هر چه موثر تر بودن تعارفات، باید آنها را درباره رفتارهایی که تکرارشان مفید خواهد بود و نه درباره رفتارهایی که باید حذف گردند، مطرح کرد. بیشتر مراجعان خودشان از اشتباهاتشان آگاهند اما نمی دانند که برای اجتناب از تکرار راخه حل های قدیمی غیر موثرشان باید چه کار کنند.

پیام چکیده
درمانگر مصاحبه کننده معمولا در اواخر جلسه درمانی پیام چکیده ای برای مراجع انشاء میکند که مشتمل بر چها عنصر است( لپچیک 2002)
بازخورد آنچه که درمانگر طی جلسه درمانی شنیده است
تعریف و تمجید در زمینه گام های مثبتی که مراجع قبلا برداشته است
چارچوبی که در آن وضعیت نامساعد مراجع نیز گنجانده شده باشد و معمولا بر بهنجار بودن شرایط بیشتر تکیه می شود.
یک تکلیف پیشنهادی که بین جلسات درمانی تمرین می شود.

هدف کلی پیام چکیده ایجاد دیدگاههای امیدوارانه جدیدی نسبت به مشکل است، به طوری که امید و آرزوهای مثبتی برای مراجع بیافریند.

پیام چکیده با جمع بندی آنچه درمانگر طی مصاحبه از مراجع شنیده است، آغاز می شود که شامل مشکل مراجع، سابقه مشکل، اهداف مراجع، و نقاط قوت و میزان موفقیت مراجع قبل از شروع درمان است.


پروتکل درمانی راه حل مدار کوتاه مدت
راهنمای تکلیف نخستین جلسه

تکلیف متداولی است که در پایان نخستین جلسه درمانی توسط روان درمانگر راه حل محور به مراجع داده می شود. « از تو می خواهم از حالا تا جلسه بعد که با هم ملاقات خواهیم کرد خوب مشاهده کنی ( طوری که جلسه آینده بتوانی برایم شرح دهی)که از بین وقایعی که در زندگی، خانواده، ازدواج و روابط تو در جریانند، می خواهی کدام یک همچنان استمرار یابند»

خلاصه شرح جلسات
جلسه اول
هدف این جلسه معارفه و ایجاد ارتباط و اطمینان دهی به بیماران در مورد اجرای اصل رازداری و اجرای پیش آزمون و تعيين چارچوب ها و بیان اصول کلی درمان راه مدار است. پس از اینکه درمانگر خود را به بیماران معرفی می کند به بیماران یادآور این نکته می شود که به کار بستن تکنیک های این نوع از درمان می تواند زندگی لذت بخش تری را برای آنها به همراه آورد.
تکلیف این جلسه این است که بیماران اهداف خود را برای جلسه آینده به صورت مکتوب بنویسند...

جلسه دوم
بررسی اهداف بیماران و منطبق کردن اهدافشان بر سه اصل مثبت و معین و ملموس و قابل اندازه گیری بودن و سپس از بیماران خواسته می شود که در مورد مشکلات خود صحبت کنند و راه حل هایی که از دید خودشان در مورد بالا رفتن بهبود شرایط زندگیشان مؤثر هست را بیان کنند و انتظارات خود را از زندگی به صورت دقیق و واضح بیان کنند تا بتوانند به ارزیابی امکانات خود در راستای رسیدن به خواسته هایشان بپردازند.
تکلیف این جلسه این است که در مورد پاسخشان به سوالات معجزه بیندیشند و جواب هایشان را به صورت مکتوب برای جلسه بعدی بیاورند. محتوای سؤال معجزه به این شرح است که اگر یک روز از خواب بیدار شوند و ببینند که مشکلتان کامل حل شده است، چه چیزی در زندگیتان متفاوت خواهد بود؟

جلسه سوم
هدف این جلسه حذف الگوی مخل رفتاری با استفاده از پرسش معجزه آسا و تأمل در مورد پاسخشان در مورد سؤالات شرایط استثناست.
در این جلسه در مورد پاسخ ها و راه حل هایی که بیماران ارائه داده اند بحث و تبادل نظر میشود و در کنار راهنمایی به آنها، جنبه های مختلف راه حل هایی که در پاسخ آنان نهفته و قبلا در زندگی آنها اتفاق افتاده پی ببرند و برای آنها توضیح داده که در حقیقت آنها بخش هایی از این معجزه را در زندگی خود داشته اند اما به آن توجه نکرده اند. تکلیف این جلسه این است که توانمندی های خود را یادداشت کرده و برای جلسه آتی با خود بیاورند.

جلسه چهارم
هدف این جلسه یافتن موارد استثناست که شرکت کنندگان به موارد مثبت زندگی خود پی ببرند و سطح کیفیت زندگی خود را بر پایه ی خوکفایی و خودکارآمدی کشف شده، بالا ببرند و حوزه ی مشکلات خود را کاهش دهند و دقت کنند در زمان هایی که احساس خوکار آمدی بیشتری می کردند، چه کار متفاوتی انجام می دادند؟؟
تکلیف این جلسه این است که شرکت کنندگان چه راه حل هایی را به دیگرانی که مشکلات مشابه با خودشان را دارند، پیشنهاد می کنند؟

جلسه پنجم
هدف این جلسه ایجاد راه حل ها و تثبیت است و تحسین شدن شرکت کنندگان برای یافتن راه حل های متفاوت و بدیع برای اهداف جدید خود تا دریابند برای بهبود شرایط و کیفیت زندگی خود می توانند از منابع و قابلیتهای خود به طرز مطلوبی استفاده کنند.
شرکت کنندگان بایستی به این سؤالات جواب بدهند که اگر قرار باشد قدمی کوچک برای مشکلاتشان بر دارند، چه کار خواهند کرد؟ و زمانی که مشکلاتشان حل شد برای تثبیت روند مطلوب زندگی خود چه کار متفاوتی انجام خواهند داد؟
تکلیف این جلسه آن است که شرکت کنندگان کارهای متفاوتی که در آنها حتی پس از اتمام این جلسات می توانند انجام دهند تا احساس توانمندی و خو کارآمدی بیشتری داشته باشند را یادداشت کنند و واژهی «به جای» را در عملکردهای روزانه ی خود جایگزین کنند تا احساس جدیدتری در مورد توانمندی هایشان پیدا کنند.

جلسه ششم
هدف این جلسه جمع بندی و نتیجه گیری از طول این مدت درمان و آماده کردن شرکت کنندگان برای اتمام جلسات است، علاوه بر این از شرکت کنندگان پرسیده شود که از زمان شروع جلسات تا به الان چه چیزی بهتر شده است و چه چیزی مایه ی انگیزه ی شماست که به تلاشتان ادامه دهید؟ و اینکه بعد از اتمام درمان می خواهند چه کار کنند و چه تغییراتی را در زندگیشان اجرا کنند؟


خلاصه
درمان راه حل محور، مدلی از درمان است که به دلیل تمرکز آن بر روی وجود راه حل‌ها و نه صرفا عدم وجود مشکل، تقریبا با همه‌ مدل های روان درمانی دیگر متفاوت است. برای موثر بودن این رویکرد، یک درمانگر باید دانسته‌ها و درک بیشتری از یک روش و تکنیک صرف، بلد باشد. این درمانگران باید، اصول کلیدی را به خوبی درک کنند تا بفهمند که آیا این رویکرد می‌تواند برای آنها مناسب باشد یا نه. ابتدا باید مشخص کنند که این رویکرد با شخصیت درمانگر و اعتقادات نظری او درباره‌ روند درمان هماهنگ است یا نه؛ سپس تنها چیزی که برای درمانگر باقی می‌ماند، این است که به این مدل و طرح، اعتماد کرده و به مراجع اجازه دهند آنها را هم در شیوه‌ی تفکر و هم در روند درمان، هدایت کرده و پیش ببرند. در این روش با استفاده از سوالات و ایده های درمان راه حل محور، مسیر درمانی، برای هر دو فرد(درمانگر و مراجع)، پر از احتمالات خواهد بود.


منابع
کری، جرالد (۲۰۰۵) نظریه و کاربست مشاوره و روان درمانی، ترجمه یحیی سید محمدی (۱۳۹۱)، تهران: ارسباران
کوئیک،الن. (۲۰۱۴).رواندرمانی راهبردی راه حل مدار . ترجمه سمی شاه مرادی، مریم فاتحي زاده و لیلا میرنیام(۱۳۹۲). تهران: نشر ساوالان
میرهاشمی،مالک نجفی، فاطمه (۱۳۹۳) اثربخشي درمان راه حل مدار بر تاب آوري و احساس انسجام بیمار انمولتیپلاسکلروز يس (ام اس) مجله علوم پزشکی دانشگاه آزاداسلامی (۳)۲۴: صص ۱۷۵-۱۸۱
 
Berg, 1. K & Dolan, and Y. (2001) Tales of solution: A collection of hope-inspiring stories. New York: Norton
De Sahzer, S. Dolan, Y.M. Korman, H. Trepper, T.S. McCollum, E.E. & Berg, I.K. (2006), more than miracles: The state of the art of solution focused therapy. New York: Haworth Press.
Geldard, D. & Geldard, K. (2005) Practical counseling skills training: An Integrative Approach.Oct 14, 2005.book:Amazon.com
Guterman.J. T. & Leite,N.(2006).Solution-focused counseling for celints with Religious and spiritual concerns. Counselling and values. 5(1).
Schreurs, K. D. Ridder, D. Bensing, J. M. (2002). Fatigue in multiple sclerosis reciprocal relationship with physical disability and depression.Jouranl psychotherapy research.53:775-781.
Herbert, B. C. & Ross, A. F. (2005) Rehabilitation Professionals and solution-focused brief therapy.In proceedings Inaugural Australian Counselling and supervision Conference: 12-18
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

«تواضع فکری»؛ نادانی خود را بپذیریم
در سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران چه خبر است؟!
مفاهیم اساسی در نظریه آدلر
ملاحظات اخلاقی درمان بیهوده
مشخصات یک سیستم معیوب اداری!
4 عامل روان شناختی موثر بر انتخاب سبک زندگی
درباره وسواس کندن مو چه می دانید ؟
ترکیب مهلک کرونا و وسواس
افسردگی شاید با قرص درمان شود، تنهایی چطور؟
برچسب زدن ممنوع!
با ازدواجتان پُز ندهید، ازدواج، لزوما خوشبختی نیست
خانواده درمانی کنید
بادها می وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می کنند